مقاله با موضوع شعر فارسی، فرهنگ ایرانی، عرفان و تصوف، عدالت اسلامی

، کتابهای متعددی در این باره نوشته و منتشر گردیده است . هدف اصلی بیشتر نویسندگان دینی، خدمت به اجتماع و اسلام است و هر قدمی که بر این هدف مقدس کمک کند مقصود اساسی رنج و زحمت هاست (جادالمولی، 1373: 17).

2-5. نفوذ داستانهای پیامبران در اشعار فارسی
شاعران فارسی زبان از گذشتههای دور در سرودههای خود از داستانهای دینی، اساطیر و داستانهای مختلف بهره بردهاند. شاعران در قرنهای متمادی در تلاش بودهاند به واسطهی استعداد، دانش و نبوغ شاعری خود، با اشارههای مستقیم و غیرمستقیم به داستانها و علوم مختلف اشعاری زیبا خلق کنند و از سویی در جهت احیای سنتها و آیینهای ملی و مذهبی گامی موثر بردارند. توجه آنها به شخصیتهای ملی و دینی در همهی قرنها یکسان نبوده و دچار تحولاتی شده است (محسنی نیا، 1391: 62).
پس از آمدن اسلام به ایران، بسیاری از اسطورههای ایرانی از رونق افتاد، خصوصاً آنها که در تضاد با باورهای اسلامی بودند اگر چه پس از غلبهی اعراب بر ایران، نهضت شعوبیه پدید آمد و سعی در تحریک حس میهنپرستی ایرانیان و شناساندن قوم ایرانی داشتند اما آنچه از تفسیرهای تمثیلی در دست داریم اغلب همان تفسیر عرفانی و اسلامی است. متأولین و مفسرین ترجیح میدادند داستانهای دینی و سرگذشت پیامبران را موضوع تفسیر و تأویل قرار دهند که به علت حرمت و اهمیت دینی و جنبهی تقدسآمیز خود هم با طبایع اهل عصر و طبیعت زمان سازگارتر بود و هم از نظر تعلیم و انتقال مفاهیم عرفانی وسیلهی موثرتر و نافذتری محسوب میشد. گذشته از این، حس بدبینی و اعتراض علما و فقهای اسلامی را کمتر بر میانگیخت چرا که اساطیر ملی ایران اگر چه همواره به سبب احیای افتخارات گذشته و برانگیختن غرور ملی مورد توجه عامه بود اما به هر حال در یک محیط اسلامی و از نظر علمای دین از مقولهی کفریات شمرده میشد. از این رو، تأویل و تفسیر معنوی اساطیر ایران حتی به صورت اشارههای جزئی و از طریق تلمیح در آثار منظوم و منثور صوفیانه از نظر گستردگی و تنوع هرگز قابل مقایسه با تأویلها و تفسیرهای داستان پیامبران نیست (پورنامداریان، 1369،ج1: 156-157).
در تمامی قصاید فارسی، غلبه با داستان پیامبران است، همان طور که صاحب نظران در دیگر قالبهای شعری ایران نیز این مطلب را تأکید میکنند که از مثنویهای عرفانی، تلمیح در خود شعر توضیح داده میشود و در غزلهای عرفانی مکتوم میماند، غلبه همه جا با داستان پیامبران و اساطیر سامی است (واحد دوست، 1381: 80).
یکی از مهمترین دلایل شیوع داستانهای پیامبران، پذیرش دین جدید بود. با آمدن اسلام، داستانهای پیامبران با قهرمانان ملی در هم آمیخت. زمان و مکان و شخصیتهای اسطورهای در نظام اسطورهای ایرانی و سامی با هم خلط شد. برخی از مفسران متوجه شباهتهایی بین تاریخ برخی از رجال بنیاسرائیل با رجال ایرانی شدند و از این رو تاریخ زندگانی آنان را خلط کردند (شمیسا، 1378: 16).
قهرمانان سامی اسطورههای غنایی فارسی، بیش از همه با رواج داستانهای قرآنی و اسلامی و گاه آمیختگی روایات قرآنی و اسرائیلیات در شعر فارسی جا باز کردهاند. آغاز کاربرد داستانهای مربوط به پیامبران (ع) و امامان (ع) و دیگر بزرگان دینی را میتوان از سالهای نخستین رواج شعر دری پی گیری کرد (کرمی، 1391: 40).
پس از صفاریان و در دورهی سامانیان، استفادهی شاعران فارسی از داستانهای دینی رواج و تنوعی در خور توجه یافت. در این دوره توجه امرا و وزیران دانش دوست سامانی به فرهنگ ایرانی از یک سو و ظهور شاعران استاد و اهل دانش در دربار آنان از سوی دیگر، به همراه فضای آزاد سیاسی خراسان در ابراز عقاید دینی، شاعران سامانی را با وضعیتی جدید از کاربرد عناصر دینی و ملی در شعرشان روبه رو کرد (محجوب، 1350: 17).
داستانهای قرآنی و از جمله داستانهای پیامبران، از موضوعات گستردهای است که مورد نظر بسیاری از شاعران قرار گرفته است. از سرگذشت آدم و حوا تا داستان پیامبر اکرم(ص) در شعر فارسی وارد شده است. شاعران بر اساس این داستانها و تلمیح به سرگذشت پیامبران، مضامین مختلف و ابیات لطیفی را خلق کرده و گاه ترکیبات تازه و بدیعی را آفریدهاند. (شریف پور، 1387: 77).
داستانهای پیامبران در ادب فارسی حجم وسیعی از آثار را به خود اختصاص داده است، به ویژه شاعران با الهام از قرآن و داستانهای قرآنی به سرگذشت پیامبران نظر داشته، مضامین و اشعار بدیعی را خلق کردهاند. گر چه تأثیرپذیری شاعران از قرآن و داستانهای پیامبران متفاوت است اما شاید بتوان به یقین گفت کمتر شاعری است که دیوان او از اشارات قرآنی و داستانهای پیامبران خالی باشد به طوری که از آغاز شعر فارسی، چنین تلمیحات و اشاراتی در شعر شاعران به چشم میخورد (همان: 78).
از نخستین شاعرانی که با نگرش دینی و بهرهمندی از حکمت و معرفت دین شعر سروده است، کسایی مروزی است کسایی مروزی به اعتقاد اغلب مورخان و نیز به گواهی اشعار و سرودههایش شیعه دوازده امامی بود. در شعرهای کسایی آنچه بیشتر جلب توجه میکند، مراثی و مناقبی است که در سوگ و دفاع از اهل بیت و خاندان پیامبر و شهدای این خاندان سروده شده است (رسمی، 1387: 200).
مردم ایران که نظام ساسانی را تجربه کرده بودند، به خاطر عدالت اسلامی خیلی سریع به اسلام گرویدند و با فراگیری زبان عربی از قرآن و حدیث بسیار تأثیر پذیرفتند. تأثیر قرآن، حدیث و معارف اسلامی بر شعر فارسی از قرن سوم به صورت تأثیر واژگان، اشارات قرآنی و تلمیحات به داستانهای پیامبران شروع شد (یوسفی، 1387: 97).
تا قبل از ظهور دی
ن اسلام، شعر و به طور کلی هنر، روند خاصی را در میان جوامع عربی در پیش گرفته و همپای فرهنگ بدوی عرب طی کرده است. ظهور اسلام به مثابهی آیین یکتاپرستی که تلقی جدیدی از هنر و سبکهای مختلف هنری در اذهان به وجود آورد. این طرز تلقی جدید و مدرن از شعر همچنان که مفهوم جدید و مدرن را در جامعه عرضه کرده بود و به طور کلی سرنوشت شعر و هنر را عوض کرد (مبشر، 1384: 197).

فصل سوم:
زندگی نامهی اوحدی مراغهای

3-1. زندگی نامهی اوحدی مراغهای
شیخ رکن الدین اوحدی مراغهای فرزند حسین اصفهانی متخلص به اوحدی از شعرای معروف عصر مغول است که در ثلث واپسین قرن هفتم و ثلث نخستین قرن هشتم میزیسته است.
تخلص خود را از نام مراد خویش اوحدالدین کرمانی مأخوذ دانسته است. اوحدی را جمعی اصفهانی و گروهی مراغهای نوشتهاند ولی اصفهانی بودن او به مناسبت آن است که پدر او اصفهانی بوده، خود نیز سالها در اصفهان متوقف بوده است، ولیکن تولد اوحدی مثل بیشتر شعرای ایران مجهول است، اما به قراین نزدیک میتوان تولد او را در حدود 670 هجری دانست، با مراعات یکی دو سال کم و بیش زیرا در کتاب جام جم که به سال 733 تمام شده میگوید:
اوحدی شست سال سختی دید

تا شبی روی نیکبختی دید

(نفیسی،1392: 32)
در بین گویندگان و سخنسرایان قرن هشتم هجری، اوحدی مراغهای نظر به بعضی خصوصیات شخصیتی و شعری از مقام ویژهای برخوردار است. این شاعر صوفی مسلک که در دورهای از حیات خویش دست ارادت به مکتب شیخ اوحدالدین کرمانی، عارف نامدار سدهی پیشین داده و تخلص خود را نیز از او گرفته بود، در عصری ظهور کرد که سعدی روی در نقاب خاک کشیده و میرفت که قرن جدید با این شاعر و عارف آغاز شود و در پایان قرن با درگذشت حافظ خاتمه یابد (خان محمدی، 1374: 18).
اوحدی مثل غالب شعرای آن دوره پس از انقضای جوانی و ختم تحصیلات معمولی عصر از مراغه خارج شده، شروع به سیاحت کرده است. در جام جم میگوید:
سالها چون فلک به سر گشتم

تا فلک وار دیده ور گشتم

در ضمن سیاحت به کرمان رفته، دست ارادت به شیخ اوحد الدین کرمانی که از مشاهیر و روشناسان صوفیه عصر است داده، دیرگاهی در جرگهی مریدان او به سر میبرده و در چله خانهی او آسوده بوده است. پس از آن به مراغه رفته، تا آخر عمر در آن شهر ساکن بوده و بیشتر قصاید و غزلیات و جام جم را در آنجا ساخته است. در یکی از غزلهای خود میگوید:
اصفهان اقلیم چارم آسمان چارم است

سوی او عیسی صفت بی بار خر باید شدن

نیست این جا از بزرگان ناظری بر حال من

بعد از اینم پیش آن اهل نظر باید شدن

اندر آذربایجان خر مهره چیدن چند چند؟

مرد غواصم به دریای گهر باید شدن

اوحدی بیشتر عمر خود را اعم از کرمان یا مراغه به ریاضت و گوشهگیری گذرانیده و سالها با مشقت صوفی گری روبه رو بوده است. در جام جم میگوید:
در جوانی چو زال پیر شدم

که چو سیمرغ گوشه گیر شدم

(مسرور، 1307: 130)

اوحدی دانشمند بزرگ و کم شناختهای است که به راستی شاعری است ملی و مردم گرا، که با صراحت و بدون مجامله، پرده از روی مفاسد اجتماعی و اخلاقی مردم در عهد ایلخانان مغول بر میگیرد و ضمن اشعاری ساده و دلنشین، ایمان و علاقهی فراوان خود را به حل مشکلات و انحرافات اخلاقی نسل جوان نشان میدهد (راوندی، 1374: 531).

شیخ اوحدالدین بن حسین مراغی اصفهانی از شاعران و عارفان قرن هفتم و هشتم است. به دلیل آنکه از جانب پدر اصفهانی است در بعضی منابع او را اصفهانی دانستهاند و چون در مراغه ولادت یافته، زندگی کرده و در گذشته و به خاک سپرده است، او را مراغهای خواندهاند (صفا، 1368: 831).
اوحدی مراغی شاعر قرن هفتم و هشتم هجری، مصنف جام جم، پیوسته شاعری عارف و نه چندان مهم به شمار آمده است. بنا به گفتهی برخی صاحبنظران، جامجم مهمترین اثر اوحدی است که آن را در سال 733 ه. ق در تبریز به نام خواجه غیاث الدین محمد پسر خواجه رشید الدین فضل الله همدانی و وزیر ایلخان مقتدر ابوسعید، تصنیف کرده است (وفایی، 1391: 58).
شیخ اوحد الدین یا رکن الدین بن حسین اوحدی مراغی شاعر عارف اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم است از اشارهی شاعر به شصت سالگی خویش هنگام تألیف جام جم میتوان تولد وی را حدود 673 دانست. تاریخ وفات او را باید سال 738 ق دانست که بر سنگ مزار او در مراغه حک شده و جامی نیز به این امر تصریح کرده است (جامی،1386: 604).
مراغه از شهرهای قدیمی و باستانی آذربایجان شرقی است. مراغه در طول تاریخ خود خاستگاه دانشمندان بزرگ در رشتههای گوناگون بوده است که آوازه آنان از محیط مراغه گذشته است. از پرآوازهترین آنان شاعر و عارف نامی، شیخ رکن الدین اوحدی مراغهای است که در آن شهر متولد شد و در همانجا رخ در نقاب خاک کشید (عقیقی بخشایشی، 1374: 174).
اوحدی مراغهای شاعر صوفی مشرب قرن هشتم، از شاعرانی است که تاکنون بسیار کمتر از آنچه استحقاق داشته است، مورد مطالعه و تحقیق و نقد قرار گرفته است. اوحدی که در سالهای پایانی زندگی مولانا و سعدی و اوایل زندگی حافظ میزیست، البته همطراز آنها نیست ولی باید انصاف داد که دلیل اصلی مغفول ماندنش همعصری با آنهاست (مشتاق مهر، 1386: 118).

3-2. مذهب و عقاید اوحدی مراغهای
مذهب و مشرب اوحدی مذهب اکثریت آن روز ایران یعنی سنت بوده، چه در جام جم چند جا هم خلفای اربعه را به احترام ذکر کرده و چار یار را ستوده است،
ولی این نکته را باید متذکر شد که: چون در سیر و سلوک و تصوف قدم میزده البته با زهد خشک و تعصب مفرط سر و کار نداشته و این اندازه اظهار دلبستگی به آیین سنت از ره متابعت اکثریت و مجاورت پادشاهان و درباریان سنی مذهب بوده است (مسرور، 1307: 131)
غالب شعرای این دو سه قرن گریزگاهی مانند تصوف داشته و از همین نظر چندان در ابراز تعصب سنت کوشا نبودهاند . لیکن ناچار بودهاند اگر چه به ظاهر و بر خلاف عقیدهی تصوف یا تشیع خویش هم باشند پیرو جماعت باشند و اما آنچه از قصاید و غزلیات اوحدی مشهور میگردد شاعری ظریف بوده و مشربی سلیم داشته است. تمرین طولانی او در مباحث عرفان و تصوف فکر او را از محدودیت مطلق و تعبد صرف آزاد ساخته، نفس پیر دامان ضمیرش را از خس و خار اوهام پیراسته، بلکه به وحدت وجود نیز قائل بوده است (نفیسی، 1391: 34)
اوحدی در ژرفای نومیدی، به دانش و عمل به آن دل بسته است. او بسان دیگر اندیشه گران مسلمان، پرورش را بر آموزش مقدم دانسته و تبیین این امر را حتی پیش از تولد نوزاد مورد توجه

mitra2--javid

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Next Post

مقاله با موضوع غزل سرایی، سیر و سلوک، لیله القدر، وظایف اخلاقی

د دسامبر 24 , 2018
قرار داده و دامنه سخن را به دوره کمال رسانیده است. او با شناختی که از روزگار پر ماجرای خود و فسادها و زشتکاریهایی که بر جامعهی آن روز ایران خاصه در تختگاه مغولان، حاکمیت یافته بود، پیشنهادهای اصلاحی ارائه کرده که برای همهی زمانها و جامعههای سالم مورد قبول […]