پایان نامه روانشناسی درباره اختلال  خواب

اختلال  خواب

بی خوابی نیز با نگرانی ارتباط دارد. هاروی[۱] (۲۰۰۰؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) به مقایسه ی شناخت های قبل از خواب در میان افرادی که در خواب مشکلی ندارند و آن هایی که در شروع خواب مشکل دارند، پرداخت. او دریافت که شناخت های قبل از خواب، در افراد مبتلا نسبت به افراد عادی، بیش تر بر نگرانی ها و مشکلات متمرکز است.

پایان نامه ها

در پژوهش های بیش تری که بر روی شناخت های قبل از خواب انجام شد، هاروی و گرینال[۲] (۲۰۰۳؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) دریافتند که افراد مبتلا به بی خوابی، نسبت به افرادی که خواب خوبی دارند، درجات بسیار شدیدتری از فاجعه سازی یا نگرانی در خصوص پیامدهای نخوابیدن را تجربه می کنند که این نگرانی با اضطراب بالاتر همراه است (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

سیملر[۳] و هاروی (۲۰۰۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶ ) متوجه شدند که مشاهده ی عوامل تهدید کننده ی مرتبط با خواب (نگاه به ساعت و محاسبه ی زمانی که برای به خواب رفتن، سپری شده است)، منجر به نگرانی در خصوص پیامدهای نخوابیدن می شود که خود این امر باعث استفاده از رفتارهای ایمنی بخش توسط فرد می شود (به عنوان مثال برنامه ریزی برای خوابی کوتاه در روز بعد)، که به نوبه ی خود چرخه ی بی خوابی را پایدارتر می کند.

دانلود مقاله و پایان نامه

پژوهشگران نتیجه گرفته اند که نگرانی، عامل کلیدی در تداوم بی خوابی است. مطابق با این یافته ها، فیچن[۴] و همکاران (۲۰۰۱؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) متوجه شدند که افراد مبتلا به اختلال، در مقایسه با افرادی که خواب راحتی دارند، آشفتگی و درماندگی بیش تر در خصوص به خواب نرفتن تجربه می کنند و افکار منفی (به عنوان مثال، نگرانی در خصوص خانواده و کار) در طی زمان به خواب نرفتن، پیش بینی کننده ی مهمی برای این آشفتگی است (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

 

۲-۱-۷- ۸- اختلال  افسردگی

افسردگی و اختلال اضطراب فراگیر همبودی بسیار بالایی دارند و احتمالا میان نشخوار فکری در خصوص اتفاقات گذشته (مشخصه ی افسردگی) و نگرانی، اثرات متقابلی وجود دارد. نشخوار فکری و نگرانی هر دو فعالیتی زبانی / کلامی هستند که مشخصه ی هر دو، دیدگاه منفی آن ها است و اغلب در هر دو، دشواری کنترل مشاهده می شود. در تفاوت های اولیه به نظر می رسد که نگرانی معطوف به آینده است در حالی که نشخوار فکری اغلب معطوف به گذشته است. به علاوه در هر دو، تمرکز کم تر بر فرایند مساله گشایی و اعتماد کم نسبت به توانایی مساله گشایی، مشاهده می شود (پاپاجورجیو و ولز، ۲۰۰۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

با این حال، نشخوار فکری و نگرانی فعالیت های نامرتبطی نیستند. برای مثال لاوندر[۵]و واتکینز[۶] (۲۰۰۲؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) دریافتند که نشخوار فکری در خصوص اتفاقات گذشته، منجر به افزایش افکار منفی در خصوص آینده (یعنی نگرانی) می شود. این موضوع در تبیین این مساله که چرا در مطالعات همبستگی، نشخوار فکری به گونه ثابت و پایداری با نگرانی مرتبط است، می تواند سودمند باشد (به عنوان مثال فرسکو[۷]، فرانکل[۸]، منین[۹]، ترک[۱۰] و هیمبرگ، ۲۰۰۲؛ هارینگتون[۱۱] و بلانکشیپ[۱۲]، ۲۰۰۲؛ موریس[۱۳]، روالوفز[۱۴]، میسترز[۱۵] و بومسما[۱۶]، ۲۰۰۴؛ نولن- هوکسیما، ۲۰۰۰ ؛ استارسویک[۱۷]، ۱۹۹۵؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

۱۰۴٫Harvey,A.C.

۱۰۵٫Greenall,E.

۱۰۶ .Semler,C.N.

۱۰۷٫Fichten,C.

۱۰۸ . Lavender,A.

  1. ۱۰۹٫ Watkins,E.

۱۱۰ . Fresco,D.M.

  1. ۱۱۱٫ Frankel, A.N.

۱۱۲ . Mennin, D.S.

۱۱۳ .Turk, C.L.

.۱۱۴ Harrington, J.A.

۱۱۵ .Blankenship, V.

  1. ۱۱۶٫ Muris, P.

۱۱۷ . Roelofs, J.

  1. ۱۱۸٫ Meesters, C.

.۱۱۹ Boomsma, P.

۱۲۰ .Starcevic, V.

اختلال اضطراب سلامتی

اختلال اضطراب سلامتی

نگرانی، خصیصه ی اضطراب سلامتی[۱] نیز می باشد. وارویک[۲] و سالکووسکیس[۳] (۱۹۹۰؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) افراد مبتلا به اضطراب سلامتی را با “اشتغال فکری به نگرانی در خصوص سلامتی و نشخوار فکری درباره ی این که نشانه ها چه معنایی دارند” توصیف می کنند.

به نظر می رسد که باورها درباره مزایای نگرانی نیز در زیر گروهی از بیماران مبتلا به اضطراب سلامتی وجود دارد (ولز و هاکمن[۴]، ۱۹۹۳؛ به نقل از کلارک و فربورن، ۱۳۸۵)؛ این افراد تصور می کنند که نگرانی درباره سلامتی و تندرستی جنبه محافظت کننده دارد (کلارک و فربورن، ۱۳۸۵).

۲-۱-۷- ۵- اختلال وسواس فکری- عملی

اختلال وسواس فکری- عملی و اختلال اضطراب فراگیر، آنقدر وجوه مشابه دارند که ادبیات پژوهشی قابل ملاحظه ای برای مقایسه ی این دو اختلال وجود داشته باشد. نتایج کلی نشان می دهد

که نگرانی و وسواس ها قابل تمییز از یکدیگر هستند (به عنوان مثال لانگلویس[۵]، فریستون و لدوکر، ۲۰۰۰؛ ترنر، بیدل[۶] و استانلی[۷]، ۱۹۹۲؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). با این حال به نظر می رسد که نگرانی هم به عنوان بخشی از پدیدارشناسی اختلال وسواس فکری- عملی درنظر گرفته می شود و هم به عنوان عامل بالقوه ای که منجر به پایداری آن می شود.

تالیس و دسیلوا[۸] (۱۹۹۲؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) دریافتند که نگرانی در اختلال وسواس فکری- عملی، ارتباط نیرومندی با خرده مقیاس های وارسی و شک و تردید دارد تا با خرده مقیاس های شست و شو و کندی؛ و به این نتیجه رسیدند که در حقیقت نگرانی، رفتار وارسی را برمی انگیزاند.

فریستون، لدوکر، ریوم، لیتارت، گاگنون[۹] و تیبادیو[۱۰] (۱۹۹۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) معتقدند که نگرانی و وارسی، بیش تر از آن که از نظر کارکرد به یکدیگر شباهت داشته باشند، از نظر فقدان کنترل ادراک شده بر افکار ناخواسته و آشفته کننده با یکدیگر مرتبط هستند. به این معنی که ممکن است هر دو، راهبردهایی را به کار برند تا با اضطراب عدم کنترل بر افکار، مقابله کنند.

۲-۱-۷- ۶- اختلال استرس پس از سانحه

فرایندهای نگران گونه، مشخصه ی اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) می باشد و به عنوان عاملی در تشدید و تداوم این اختلال در نظر گرفته شده است (ولز و متیوز، ۱۹۹۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). به اعتقاد اهلرز[۱۱] و استیل[۱۲] (۱۹۹۵؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) تفاسیر منفی از معنی یادآوری های مداوم در خصوص اتفاق آسیب زای گذشته (شاخص بیان کننده ی آسیب های جبران ناپذیری که افراد از اتفاق آسیب زا می بینند) منجر به پیش بینی اتفاقات منفی در آینده و نیز نشخوار فکری در خصوص اتفاق آسیب زای گذشته می شود.

اهلرز، مایو[۱۳] و برایانت[۱۴] (۲۰۰۳؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) در یک بررسی طولی بر روی کودکانی که تجربه ی اتفاق آسیب زا را داشتند، متوجه شدند که در میان عوامل گوناگون، نشخوار فکری در خصوص اتفاق، پیش بینی کننده ی شدت نشانگان بعدی بوده است. پیش بینی اتفاقات منفی در آینده و نشخوار فکری در خصوص اتفاقات گذشته، دو خصیصه ی معمول در نگرانی است ( پاپاجورجیو[۱۵] و ولز، ۲۰۰۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

در پژوهش های انجام شده بر روی نمونه های بالینی- افرادی که اتفاقی آسیب زا را تجربه کرده بودند، مشخص گردید که کاربرد نگرانی به عنوان راهبردی برای کنترل افکار، می تواند متمایز کننده ی افراد مبتلا به اختلال استرس حاد (ASD) از افرادی باشد که مبتلا به این اختلال نیستند (واردا[۱۶] و برایانت، ۱۹۹۸؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) و متمایز کننده ی افراد مبتلا به اختلال استرس حاد که به سمت ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه در حرکتند، از افراد مبتلا به اختلال استرس حاد است که برچسب اختلال استرس پس از سانحه نمی گیرند (هالوا[۱۷]، تاریر[۱۸]و ولز، ۲۰۰۱؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

هم چنین در نمونه ی بالینی از افرادی که به علت ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه تحت درمان بودند، مشخص شد که کاهش در کاربرد نگرانی به عنوان پاسخی در قبال یادآوری اتفاقات آسیب زا، با کاهش نشانگان اختلال استرس پس از سانحه مرتبط است (برایانت، مالدز[۱۹] و گاتری[۲۰]، ۲۰۰۱؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

۸۴ . Health anxiety

۸۵٫Warwich, H.M.C.

۸۶ .Salkovskis, P.M.

  1. ۸۷٫ Hackmann, A.

۸۸٫Langlois, F.

۸۹ .Beidel, D.C.

۹۰ .Stanley, M.A.

۹۱ .DeSilva, P.

۹۲ .Gagnon, F.

۹۳ .Thibodeau, N.

۹۴ .Ehlers, A.

۹۵ .Steil, R.

۹۶ .Mayou,R.A.

۹۷ .Bryant,B.

  1. ۹۸٫ Papageorgiou, C.

۹۹ .Warda,G.

۱۰۰٫Holeva,V.

۱۰۱ .Tarrier,N.

۱۰۲ .Moulds,M.

.۱۰۳ Guthrie,R.M.

راهنمای پایان نامه درباره : نقش نگرانی در آسیب شناسی روانی

نقش نگرانی در آسیب شناسی روانی

پیش از این، نگرانی به عنوان نشانه ای ساده یا اثر جانبی اضطراب درنظر گرفته می شد و موضوعی ویژه به حساب نمی آمد تا به تنهایی مورد مطالعه قرار گیرد. به عنوان مثال به عقیده اونیل[۱] (۱۹۸۵؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶)، نگرانی از طریق مکانیسمی که برای اضطراب به کار برده می شود (یعنی غرقه سازی)، خاموش خواهد شد و بنابراین نیازی نیست تا به عنوان ساختی مجزا شناخته شده و یا مورد درمان قرار گیرد.

دانلود مقاله و پایان نامه

اما بورکووک (۱۹۸۵؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) مخالف این عقیده بود و اظهار داشت که نگرانی، مولفه ی شناختی اضطراب است و با مولفه های فیزیولوژیکی و رفتاری اضطراب ارتباط دارد، از این رو نیاز است که شناسایی و درک شود.

بنابراین براساس تحقیقات اولیه، ممکن است که نگرانی عامل علی در اضطراب باشد که این عقیده در تضاد با رویکردی قرار می گیرد که نگرانی را فقط به عنوان بخشی از پدیدار شناسی درنظر می گیرند (دیوی و ولز، ۲۰۰۶). در واقع نگرانی شدید و غیر قابل کنترل، نشانه مشترک همه اضطراب ها و اختلال های روانی نیز هست (بارلو، ۱۹۸۸؛ به نقل از سیموس، ۱۳۸۴).

۲-۱-۷- ۱- اختلال اضطراب فراگیر

در چند دهه ی گذشته، پژوهش روی نگرانی رشد قابل توجهی داشته است. بخشی از آن به این

دلیل است که امروزه نگرانی به عنوان خصیصه ی اصلی اختلال اضطراب فراگیر درنظر گرفته می شود (دیوی و ولز،  ۲۰۰۶).

افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر معتقدند که نگرانی به آن ها کمک می کند تا ذهن خود را از موضوعاتی که در آن ها هیجان شدیدی ایجاد می کند، دور کنند (بورکووک و رومر، ۱۹۹۵؛ فریستون، ریوم[۲]، لیتارت[۳]، داگاس و لدوکر، ۱۹۹۴؛ به نقل از نیومن[۴]و لیرا[۵]، ۲۰۱۱). حمایت های پژوهشی متعددی وجود دارد که نشان می دهد افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، از نگرانی به عنوان راهبردی برای کنترل برانگیختگی هیجانی استفاده می کنند (نیومن و لیرا، ۲۰۱۱).

اختلال اضطراب فراگیر یکی از شایع ترین اختلالات است و هم چنین همبودی بالایی با سایر اختلالات اضطرابی و خلقی دارد (دیوی و ولز، ۲۰۰۶). علاوه بر اختلال اضطراب فراگیر ، که نگرانی خصیصه ی اصلی آن است، این مولفه در بسیاری از اختلالات دیگر نیز نقش دارد. در ذیل به نقش نگرانی در هر یک از این اختلالات، به اختصار اشاره می شود.

۲-۱-۷- ۲- اختلال وحشت زدگی

افراد مبتلا به اختلال پانیک، در این خصوص که چه زمانی حمله ی بعدی آن ها اتفاق خواهد افتاد و این که آیا آن ها این توانایی را خواهند داشت که با آن مقابله کنند یا خیر، پریشانی قابل توجهی را تجربه می کنند.

همانند آن چه که در نگرانی اتفاق می افتد، در اختلال پانیک نیز این آشفتگی بر پیامدهای منفی آینده که ماهیتی مبهم دارند متمرکز می شود و نتیجه ی آن به جای حل مشکل، ایجاد مشکلات بیش تر است (دیوی و ولز، ۲۰۰۶)

 

۲-۱-۷- ۳- اختلال اضطراب اجتماعی

اضطراب اجتماعی با ” ترس از یک یا چند موقعیت اجتماعی یا عملکردی که در آن شخص با افراد ناآشنا مواجه می شود و یا احتمال مورد مداقه ی دیگران قرار گرفتن در آن است “، مشخص می شود (انجمن روان پزشکان امریکا، ۲۰۰۰؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

اضطراب انتظاری یک خصیصه ی مشخص در اضطراب اجتماعی است. این افراد به طور مداوم در خصوص موقعیات اجتماعی و عملکردی در آینده، انتظار مشکلات مختلفی که می تواند ایجاد شود، طرح ریزی شود و تکرار شود، می اندیشند. با این حال این تلاش ها بی اثر است زیرا اضطراب باقی می ماند (ولز، ۱۹۹۷؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). این تفکر مداوم و نشخوارگونه که در میان افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی دیده می شود، مشابه با آن چیزی است که در نگرانی رخ می دهد.

۷۹ .O’Neill, G.W.

۸۰ . Rheaume, J.

  1. ۸۱٫ Letarte, H.
  2. ۸۲٫ Newman, M. G.
  3. ۸۳٫ Llera, S. J.

نگرانی و نشخوار فکری

مولفه های شناختی تکرار شونده، همانند نگرانی و نشخوار فکری، نقش بسیار مهمی در توسعه و تداوم اختلالات خلقی، اختلالات اضطرابی و اختلال خواب دارند (بورکووک، ری و استوبر، ۱۹۹۸؛ نولن-هوکسیما، ۲۰۰۰؛ به نقل از ورکویل[۱]و همکاران، ۲۰۰۷). نشخوار فکری افسرده ساز نیز مشابه با نگرانی، ماهیتی خود هم خوان دارد، به این معنی که اغلب فرد آن را روشی برای درک احساسات و حل مسایل خود در نظر می گیرد.

هر چند نگرانی، خود نیز نوعی نشخوار فکری گسترده در نظر گرفته می شود اما با این حال باید میان آن و نشخوار فکری افسرده ساز نیز تمایز قائل شویم. نگرانی بیش تر معطوف به آینده است، در حالی که نشخوار فکری افسرده ساز بیش تر متمرکز بر گذشته است. نگرانی و افکار اضطرابی شامل موضوع های خطر است، ولی نشخوار فکری بیش تر به از دست دادن، شکست و بی کفایتی شخصی مربوط می شود (ولز، ۱۳۸۸).

 

 

۲-۱-۵-  نگرانی بهنجار و نگرانی بیمارگونه

نگرانی فرایندی بهنجار یا انطباقی است که اگر شدت پیدا کند، می تواند از حالت بهنجار به بیمارگونه تبدیل شود. بنابراین بر این اساس، به نظر می رسد که نگرانی نیز، همانند بسیاری از خصایص بیمارگونه ، در یک پیوستار از بهنجار تا بیمارگونه امتداد پیدا می کند و گاه طرح مرز بندی در آن، دشوار می شود.

نظریه های متعددی میان نگرانی بیمارگونه و سازگارانه تمایز قائل می شوند (به عنوان مثال، تالیس، آیزنک و متیوز، ۱۹۹۱؛ به نقل از کلی[۲]، ۲۰۰۲). به عنوان مثال، دیوی (۱۹۹۴؛ به نقل از کلی، ۲۰۰۲) نگرانی بیمارگونه را به عنوان رویدادی ناکارآمد و مرتبط با اضطراب توصیف می کند که منجر به تشدید مشکلات و حالات خلقی منفی در افراد می شود. در مقابل، نگرانی سازگارانه را به عنوان پدیده ای معمول، سازنده و گاه حتی ضروری یاد می کند که در پی حل مشکلات فعلی و یا مشکلات بالقوه است.

با وجود این که شباهت هایی میان نگرانی بهنجار و نگرانی مرتبط با اختلال اضطراب فراگیر وجود دارد اما بیش تر بررسی ها نشان می دهد که افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، نسبت به همتایان غیرمضطرب خود، در خصوص مسایل گوناگون، نگرانی پربسامدتر و دشواری بیش تر در کنترل آن را گزارش می کنند (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

ویژگی های گوناگون مورد بررسی قرار گرفته اند که بالقوه در تمایز میان نگرانی بهنجار و بیمارگونه کمک کننده بوده اند. این ویژگی ها عبارتند از محتوای نگرانی، فراگیر بودن نگرانی، تداخل نگرانی با عملکردهایی که نتیجه نگرانی هستند و میزان کنترل ادراک شده بر فرایند نگرانی.

در خصوص محتوای نگرانی تاکنون پژوهش های مختلفی صورت گرفته است که عمدتا، افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، نمونه ی آن را تشکیل داده اند (به عنوان مثال ساندرسون و بارلو، ۱۹۹۰؛

کراسک، رپی، جکل[۳]و بارلو، ۱۹۸۹؛ رومر، مولینا[۴]و بورکووک، ۱۹۹۸؛ به نقل از بارلو،۲۰۰۲).

براین اساس، نگرانی بیمارگونه بسیار فراگیر است و اغلب بر موضوعی تمرکز می یابد که افراد مبتلا به آن، معتقدند که موضوعات ناچیز و بی اهمیتی است و حقیقتا سزاوار این میزان تلاش عقلانی و هیجانی نیست. هم چنین در نگرانی بیمارگونه نسبت به نگرانی بهنجار، فرد زمان بیش تری را صرف درگیری با نگرانی می کند (بارلو، ۲۰۰۲).

با این وجود، در بسیاری از پژوهش ها نگرانی بهنجار و نگرانی بیمارگونه، تفاوت های دورن مایه ای معتبر از خود نشان نمی دهند. ویسی[۵] و بورکووک (۱۹۹۲؛ به نقل از کلارک و فربورن، ۱۳۸۵) به مطالعه دورن مایه زنجیره نگرانی های فاجعه آمیز در دو گروه “نگرانی مزمن” و “غیرنگران ها” پرداختند و به شمار اندکی از تفاوت ها دست یافتند: فقط ۴ مقایسه از ۳۴ مقایسه حاکی از تفاوت بود. به همین سان، بورکووک و همکاران (۱۹۸۳؛ به نقل از کلارک و فربورن، ۱۳۸۵) هیچ تفاوتی در فراوانی درون مایه های نگرانی بین گروهی از دانشجویان که خود را “نگران” و گروه دیگری از دانشجویان که خود را “غیرنگران” می نامیدند، مشاهده نکردند.

شاید مهم ترین چیزی که افراد مبتلا به نگرانی بیمارگونه از آن رنج می برند، ویژگی “کنترل ناپذیری” نگرانی باشد (بارلو، ۲۰۰۲). ماهیت کنترل ناپذیری نگرانی یکی از مهم ترین خصایص برای تمایز افراد دارای نگرانی بالا و مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر از افرادی است که دارای نگرانی مفرط نیستند (بورکووک، رابینسون، پروزینسکی و دی پی، ۱۹۸۳؛ به نقل از استاک و هیرش، ۲۰۱۰).

نگرانی، نوعی پردازش مفهومی (عقلانی) کُند است که شامل تفکر و تعمق درباره ی رویدادهای نسبتا جدید در آینده و راه های مقابله با آن ها است. نگرانی به آسانی براساس بازخوردی که از منابع درونی یا بیرونی دریافت می شود، تعدیل می گردد (ولز، ۱۳۸۸). این خصیصه، متضاد با نگرانی غیر بیمارگونه است؛ نگرانی که در آن، به نظر می رسد که افراد قادر هستند که میزان معینی از زمان را به این فرایند اختصاص دهند، قبل از آن که به سراغ سایر مسایل بروند (بارلو، ۱۹۹۷؛ براون، بارلو و لیبوویتز[۶]، ۱۹۹۴؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲).

توصیف های نظری نگرانی و اختلال اضطراب فراگیر دلالت بر درک کنترل ناپذیری به شیوه های متفاوت دارد. بارلو (۱۹۸۸؛ به نقل از کلارک و فربورن، ۱۳۸۵) در مدل پیشنهادی خود بیان می دارد که توجه محدود شده بر دل واپسی های موجود در حالت اضطرابی و متعاقبا گوش به زنگی بودن بیش از حد برای فرا رسیدن تهدید، به نگرانی شدیدی که افراد برای رهایی از آن، یا کنترل آن عاجزند منجر می شود.

بورکووک و همکاران دیدگاه متفاوتی نسبت به نگرانیِ مرتبط با اختلال اضطراب فراگیر، ارائه می دهند. آن ها اظهار می دارند که نگرانی نشانه روی گردانی از گونه های دیگر تفکر، نظیر فرایندهای تصوری (تجسمی) است، که به شدت با احساس منفی پیوند دارد (به عنوان مثال، بورکووک و اینز، ۱۹۹۰؛ بورکووک و دیگران، ۱۹۹۱؛ به نقل از کلارک و فربورن، ۱۳۸۵). در اصل ممکن است که بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر از نگرانی به صورت نوعی روی گردانی شناختی استفاده کنند. این افراد هم آماده استفاده از نگرانی چونان یک راهبرد پردازش گر هستند و هم تلاش می کنند تا افکارشان را کنترل کنند، که احتمالا این شرایط در پدیدآیی افکار مزاحم و فزونی احساس کنترل ناپذیری نقش دارد (کلارک و فربورن، ۱۳۸۵).

به عنوان جمع بندی می توان گفت که مناسب ترین ساز وکارهای زیرساز برای فزونی کنترل ناپذیری نگرانی عبارتند از: (۱) استفاده از نگرانی به مثابه یک راهبرد پردازش گر یا رفتار سازگاری ؛ (۲) تلاش برای کنترل افکار. به این دو مورد ارزش یابی های معیوب درباره کنترل، که از منابع دیگری نظیر باورهای ناکارآمد درباره دریافت شناختی فرد ریشه می گیرد، نیز بایستی افزوده شود (کلارک و فربورن، ۱۳۸۵).

علاوه بر این به نظر می رسد که نگرانی بیمارگونه نسبت به آن چه که در نگرانی بهنجار رخ می-

دهد، دخالت قابل توجهی در فعالیت های روزانه دارد (بورکووک و همکاران، ۱۹۹۱؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲). آشکار است که فرایند نگرانی بهنجار، یک فعالیت حل مساله موفق است (دیوی، ۱۹۹۴؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲)، البته اگر با اضطراب قابل توجهی همراه نباشد (بارلو، ۲۰۰۲). اما زمانی که این سطح اضطراب از حد بهینه ی خود خارج شود، نه تنها نگرانی به عنوان راهبردی مقابله ای کارساز نیست بلکه خود مسبب ایجاد مشکلات بیش تر می شود.

لدوکر و همکاران (۱۹۹۸؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲) و دیوی (۱۹۹۴؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲) بیان می کنند که به نظر می رسد یکی از مشکلات موجود در نگرانی بیمارگونه، فقدان توانایی های مساله گشایی و در عوض، وجود اضطراب است که منجر به کاهش حس کنترل بر توانایی های مساله گشایی می شود که نتیجه ی آن، کاهش اطمینان به این مساله است که آیا این فرایند مفید خواهد بود یا خیر.

از طرف دیگر اضطراب منجر به کاهش توانایی در تمرکز مناسب روی مشکل می شود. همان گونه که بارها اشاره شد، افراد مبتلا در فرایند نگرانی، داشتن افکار را بیش تر از تصاویر گزارش می کنند. به نظر می رسد که این پدیده هم در جمعیت مبتلا به نگرانی و هم نگرانی غیر بیمارگونه صادق است (بورکووک، ۱۹۹۴؛ فریستون[۷]، داگاس و لدوکر، ۱۹۹۶؛ تالیس، دیوی و کاپوزو، ۱۹۹۴؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲).

فرایند نگرانی به واسطه ی پیش بینی و برنامه ریزی در خصوص اتفاقات منفی آینده، به نظر می رسد که پیش بینی ناپذیری و کنترل ناپذیری این اتفاقات را کاهش می دهد و بر همین اساس نیز این فرایند به گونه ای منفی تقویت می شود (رومر و بورکووک، ۱۹۹۳؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲).

کراسک مطرح می کند که می توان این فرایند شناختی را به این صورت شرح داد: حرکت از حالت نگرانی در خصوص اتفاقات احتمالی منفی در آینده، به حالت اضطراب انتظاری که در طی آن، وقوع این اتفاقات حتمی تصور می شود و در نهایت به صورت حالت ترس یا وحشت زدگی از خطر یا تهدید در این خصوص که اتفاقات به یقین وجود دارند، و براین اساس قابلیت شناختی نیز به حداقل می رسد (فریدریکسون[۸] و همکاران، ۱۹۹۳؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲).

 

۲-۱-۶-  نگرانی بیمارگونه و اختلال اضطراب فراگیر

بیش تر از ۲۰ سال از ظهور پژوهش ها در خصوص شیوع نگرانی می گذرد. به نظر می رسد که بسیاری از تحقیقات برآن شدند تا با اقتباس از DSM-III-R و APA (1987؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) نگرانی را به عنوان خصیصه ی اصلی در اختلال اضطراب فراگیر درنظر بگیرند. این پژوهش ها اطلاعات ارزش مندی را در خصوص شیوع، محتوا و عملکرد نگرانی و اختلال اضطراب فراگیر فراهم آورده اند.

براساس یافته های راشی، تاکنون بیش تر مقایسه ها میان نگرانی بهنجار و نگرانی بیمارگونه از مقایسه ی افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر با افرادی که ملاک های اختلال اضطرابی را ندارند، به دست آمده است. مطالعات بسیار کمی وجود دارد که وقوع و پدیدار شناسی نگرانی را مستقل از اختلال اضطراب فراگیر بررسی کند (تالیس، دیوی و کاپوزو، ۱۹۹۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). به عبارتی دیگر، یافته ها در خصوص نگرانی بیمارگونه خارج از حوزه ی اختلال اضطراب فراگیر، غنی و جامع نیست (راشی، ۲۰۰۲؛  بورکووک و راشی، ۲۰۰۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

راشی در تلاش برای تعیین ویژگی های مجزا کننده ی نگرانی بیمارگونه و اختلال اضطراب فراگیر، افرادی را که دارای نگرانی بیمارگونه بودند و مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر تشخیص داده شدند، با افراد دارای نگرانی بیمارگونه که تشخیص اختلال اضطراب فراگیر دریافت نمی کردند، مقایسه کرد. شگفت آور است که تنها ۲۰ درصد از افرادی که تجربه ی سطح بالایی از نگرانی بیمارگونه را گزارش کردند (نمرات نگرانی بالاتر از حد آستانه، معمولا با اختلال اضطراب فراگیر مرتبط می شد)، حقیقتا دربردارنده ی ملاک های تشخیصی برای اختلال بودند. در تحلیل های پی گیری نشان داده شد که در دو گروه، ۷۸- ۶۸ درصد از افرادی که سطوح بالایی از نگرانی را گزارش کرده بودند اما مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر نبودند، حداکثر یکی از چهار ملاک ملاک موردنظر را در DSM-IV همراه با نگرانی مزمن / شدید و پریشانی و اختلال مرتبط را دارا بودند، که این امر خود بهترین تمییز دهنده ی افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر از افراد دچار نگرانی بیمارگونه (اما عدم ابتلا به اختلال اضطراب فراگیر) است (راشی، ۲۰۰۲؛ مطالعه اول؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

هم چنین افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، سطوح بالاتری از افسردگی، نگرانی پربسامدتر و کنترل کم تر بر نگرانی هایشان را گزارش کردند. در بررسی پی گیری، افراد با سطوح بالای نگرانی (عدم ابتلا به اختلال اضطراب فراگیر) تمام نشانگان اختلال اضطراب فراگیر را با شدت کم تری نسبت به افراد مبتلا گزارش کردند. حتی با وجود این که آن ها نیز نگرانی هایشان را شدید و غیرقابل کنترل گزارش می کردند اما شدت نگرانی در آن ها نسبت به افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، کم تر بود (راشی، ۲۰۰۲ ؛ مطالعه دوم؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

یافته های راشی، نیاز به مطالعات بیش تر در خصوص تمییز اختلال اضطراب فراگیر از نگرانی بیمارگونه را مورد تاکید قرار می دهد. به ویژه آن که پیشنهاد می کند که بررسی تفاوت میان نگرانی در جمعیت های بهنجار و مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، شاید بتواند اطلاعات واقعی را در خصوص تفاوت میان نگرانی بیمارگونه و غیر بیمارگونه فراهم کند (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

در راستا با دیدگاه رومر و همکاران (۱۹۹۷؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) که بیان داشتند نگرانی در میان مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر، به عنوان راهبردی برای اجتناب از مسایل شدید هیجانی به کار برده می شود؛ هالوی[۹]، هامبریک[۱۰]و هیمبرگ[۱۱] (۲۰۰۳؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) دریافتند که افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر ، هیجاناتشان را به صورت شدیدتر و آشفته کننده تر از افرادی گزارش می کنند که مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر نیستند اما سطوح بالایی از نگرانی را تجربه می کنند.

چنین یافته هایی هرچند ابتدایی است اما نشان می دهد که نگرانی بیمارگونه در بافت اختلال اضطراب فراگیر، ممکن است تحت تاثیر عوامل دیگری نیز قرار بگیرد (به عنوان مثال، عقاید مختلف درباره نگرانی و بدتنظیمی هیجانی افزایش یافته) که آن را به طور معناداری از نگرانی بیمارگونه خارج از بافت اختلال اضطراب فراگیر متمایز می کند (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

  1. ۶۸٫ Verkuil, B.

۶۹ .kelly, W.E.

۷۰ . Jackel, L.

  1. ۷۱٫ Molina, S.

۷۲ .Vasey, W.W.

  1. ۷۳٫ Liebowitz, M. R.

۷۴ . Freeston, M. H.

  1. ۷۵٫ Fredrikson, M.

۷۶ .Haloway, R.

۷۷ .Hambrick, J.

۷۸ .Heimberg, R.

پایان نامه روانشناسی با موضوع : نگرانی و افکار وسواسی


نگرانی و افکار وسواسی

افکار وسواسی و نگرانی نقاط مشترک فراوانی با یکدیگر دارند، به گونه ای که گاه به جای هم مورد استفاده قرار می گیرند به عنوان مثال: هر دو از عناصر مزاحم و تکرار پذیر تشکیل شده اند،دارای بار عاطفی منفی هستند، به راحتی قابل فراموشی نیستند و فقدان کنترل ذهنی، ویژگی محوری و مشترک هر دو محسوب می شود (علیلو، ۱۳۸۵).

اما با این حال باید به طور آشکاری میان این دو فرایند، تمایز قایل شد. تمایزی که از جنبه ی بالینی اهمیت فراوانی دارد. ترنر و همکاران متون مربوط به دو نوع فکر – نگرانی و افکار وسواسی – را بررسی کردند و نتیجه گرفتند که تفاوت های بسیاری بین آن ها وجود دارد. به ویژه، نگرانی معمولا به صورت یک فکر روی می دهد در حالی که افکار وسواسی می تواند به صورت افکار، تصاویر ذهنی یا تکانش ها بروز کند. استنباط افراد از این مقوله آن است که فکرهای وسواسی مزاحم و گریزناپذیرتر از نگرانی هستند. درون مایه نگرانی به اندازه درون مایه معمول فکرهای وسواسی، به صورت غیرقابل قبول درک نمی شود (کلارک و فربورن، ۱۳۸۵).

در پژوهش ولز و موریسون (۱۹۹۴؛ به نقل از کلارک و فربورن، ۱۳۸۵) نگرانی در مقایسه با افکار وسواسی دارای درون مایه کلامی تر، بیش تر واقعی، کمتر غیرارادی، سخت تر برای رها شدن از آن ها، بیش تر پرت کننده حواس و طولانی تر است.

نگرانی ممکن است به صورت خود هم خوان توصیف شود یعنی معمولا به عنوان خصیصه ی خود در نظر گرفته می شود و دیدگاه فرد درباره ی خود را نقض نمی کند. در مقابل، سایر انواع تفکر منفی پایدار مانند افکار مزاحم وسواسی، خود ناهم خوان هستند؛ یعنی فرد آن ها را نامناسب، زشت و نفرت انگیز قلمداد می کند (ولز، ۱۳۸۸).

۲-۱-۴- ۲- نگرانی و افکار خودآیند

به اعتقاد ولز، روشن ساختن تفاوت های موجود میان نگرانی، افکار وسواسی و افکار خودآیند سودمند است. اقکار خودآیند (بک، ۱۹۶۷؛ به نقل از کلارک و فربورن، ۱۳۸۵) به سرعت روی می دهد و در ظاهر، جنبه خودبه خودی دارد و به شکل کلامی موجز یا تصویری بروز می کند. ماهیت کوتاه و تلگرافی افکار خودآیند منفی در تقابل با ارزیابی های نشخواری گسترده (که تصور می شود مشخص کننده نگرانی هستند) قرار دارد. درون مایه افکار خودآیند، خاص هر اختلال است اما درون مایه ی نگرانی ها در اختلال اضطراب فراگیر نسبت به درون مایه افکار خودآیند در دیگر اختلال های اضطرابی، از گوناگونی بیش تری برخوردار است. تفاوت های میان افکار خودآیند و نگرانی دلالت بر پیوند آن ها با انواع خاص پردازش اطلاعات دارد (ولز و متیوز، ۱۹۹۳؛ به نقل از کلارک و فربورن، ۱۳۸۵). به ویژه آن که افکار خودآیند بیش تر غیرارادی به نظر می رسند. در صورتی که پدیدآیی ارادی و دائمی تر نگرانی مستلزم اختصاص توجه فزون تر است.

اگر چه آغاز نگرانی ممکن است نسبتا خودآیند باشد، اما ماهیت پیچیده و دشوار رفتارهای عادتی مربوط به نگرانی در اختلال اضطراب فراگیر و اصلاح آن ها به وسیله پسخوراند درونی و بیرونی، نشان گر آن است که تداوم نگرانی مستلزم توجه دائمی فرد است (کلارک و فربورن، ۱۳۸۵).

دانلود پایان نامه روانشناسی درباره تعریف نگرانی


تعریف نگرانی

قبل از این که نگرانی در ملاک های تشخیصی اختلال اضطراب فراگیر جای بگیرد، با عنوان مولفه ی اضطراب (دیفن باچر[۱]، ۱۹۸۰؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲) و به عنوان عنصری مهم در درک و درمان بی خوابی در نظر گرفته شده بود (بورکووک، ۱۹۸۲؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲). پس از آن بود که مطالعاتی با تمرکز بر خودِ ساخت نگرانی، پدیدار شد (بورکووک، ۱۹۸۵؛ بورکووک، رابینسون[۲]، پروزینسکی[۳] و دی پی[۴]، ۱۹۸۳؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲). در واقع تحقیقات اخیر گویای این مساله است که نگرانی بیمارگونه مستقل از اختلال اضطراب فراگیر (GAD)، بسیار شایع تر از آن چیزی است که قبلا تصور می شد (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

یکی از اولین تعاریف در خصوص نگرانی توسط بورکووک، رابینسون، پروزینسکی و دی پی (۱۹۸۳؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲) مطرح شد:

“نگرانی زنجیره از افکار، تصاویر دارای بار عاطفه منفی و نسبتا غیرقابل کنترلی است، که منجر به تلاش هایی در جهت حل ذهنی مسایل می شود، مسایلی که با وجود نامشخص بودن پیامدهای آن، احتمال یک یا چند پیامد منفی در آن ها وجود دارد. براین اساس، نگرانی ارتباط نزدیکی با فرایند ترس دارد”.

ضابطه بندی های جدید، تعریف نگرانی را گسترده تر ساخته اند و نگرانی را به عنوان درک اضطراب گونه از آینده و اتفاقات منفی توصیف کرده اند (بارلو، ۲۰۰۲). فعالیتی که دربردارنده ی تفوق فعالیت فکری به صورت کلامی و منفی و سطوح پایینی از تصویرسازی ذهنی است (بورکووک، ری[۵] و استوبر[۶]، ۱۹۸۹؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). این تعاریف عمدتا از گزارشات افراد در خصوص این سوال که “آن ها در هنگام نگرانی چه انجام می دهند؟” به دست آمده است (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

دیوی (۱۹۹۴؛ به نقل از کلارک و فربورن، ۱۳۸۵) ماهیت مساله گشایی نگرانی را مورد تاکید قرار می دهد و اذعان می دارد که نگران بودن نشانه “مساله گشایی” ناکام است.

داگاس نگرانی را به صورت فرایندی شناختی توصیف می کند که مرتبط با اتفاقات آینده است، اتفاقاتی که پیامدهای آن نامشخص است، اما افکار، بیش تر بر پیامدهای منفی آن متمرکز می شود (داگاس، ۲۰۰۴؛ به نقل از استاک[۷] و هیرش[۸]، ۲۰۱۰).

البته باید توجه داشت که نگرانی عمدتا شامل مجموعه ای از جملات “چه می شود، اگر..” است و به نظر می رسد که به این طریق اولین گام حل مساله را بدون داشتن گام های موفقیت آمیز بعدی در حل یا مقابله با مشکل، ارائه می کند (بورکووک، ۱۹۸۵؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲).

عموما نگرانی از نظر محتوایی، حول اتفاقات منفی آینده و تلاش برای اجتناب از پیامدهای منفی یا آماده شدن برای بدترین پیامدها می گردد (بورکووک، ری و استوبر، ۱۹۹۸؛ مولینا[۹]، بورکووک، پیسلی[۱۰] و پرسون[۱۱]، ۱۹۹۸؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). از نظر فرایندی، عمدتا نگرانی به صورت نشخوار توصیف می شود. نشخواری که بیش تر تفکری است تا تصویری و به صورت مبهم است که این ابهام در تضاد با تفکرات عینی در خصوص تهدید قرار می گیرد و معمولا به جای حل مساله، منجر به پیچیده تر شدن مساله می شود (بورکووک و همکاران، ۱۹۹۸؛ مولینا و همکاران، ۱۹۹۸؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

 

۲-۱-۳-  کارکرد نگرانی

بسیاری از پژوهش ها (به عنوان مثال، دیوی، ۱۹۹۴؛ ولز، ۱۹۹۹؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲) میان نگرانی سودمند و ناسازگار تمایز قایل می شوند و نگرانی سودمند را در ارتباط نزدیک با حل مساله و راهبردهای مقابله ای توصیف می کنند (بارلو، ۲۰۰۲).

بورکووک اظهار می دارد که مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر از نگرانی استفاده می کنند تا از افکار بسیار آزارنده و ناراحت کننده اجتناب ورزند و فرض ولز بر این است که نگرانی های مزمن دربرگیرنده باورهای بسیار درباره ی فواید نگرانی است (کلارک و فربورن، ۱۳۸۵).

پژوهش ها نشان می دهند که احساس کنترل ناپذیری و غیر قابل پیش بینی بودن، مولفه ی اضطراب است. نگرانی دربردارنده ی پیش بینی پیامدهای منفی بالقوه در آینده است و با این عقیده همراه است که پیش بینی باعث کنترل بیش تر بر این نتایج می شود (از طریق آماده شدن برای پیامدها، حل سودمند مساله، یا توانایی در اجتناب از پیامدها) (بورکووک و رومر، ۱۹۹۵؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲).

براین اساس کراسک (۱۹۹۵؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲) بیان می دارد که این قابلیت پیش بینی و حس کنترل، ممکن است گرایش به نگرانی را تقویت کند. به اعتقاد کراسک، نگرانی اولین مرحله پیش بینی تهدید و خطر است که باعث کاهش برانگیختگی می شود. به دلیل این که نگرانی به فرد احساس کاهش احتمال وقوع خطر را می دهد، می تواند به گونه ای مثبت از طریق حس کنترل و کاهش خطر رخ دادن تهدید، تقویت شود.

با این وجود بسیاری از مطالعات نشان داده اند که افراد مبتلا به نگرانی مزمن، تمایل دارند که احتمال رخداد خطر را بیش برآورد کنند. در حقیقت، نگرانی می تواند یک تلاش موثر در کنترل کردن باشد تا این که به عنوان عاملی برای ایجاد کنترل بیش تر در نظر گرفته شود (بارلو، ۲۰۰۲). این طرح، همزمان با توضیحاتی فراهم شده از سوی افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر درخصوص نگرانی، مطرح شد.

بیش تر پژوهش ها در خصوص فرایند نگرانی دریافتند که نگرانی القا شده به صورت تجربی در نمونه های بهنجار، با نگرانی مزمن و بالینی، همبستگی دارند. این مساله نشان می دهد که فرایندهای قابل مقایسه ای در زیربنای هر دو است اما با این وجود، فراوانی و شدت آن به طور آشکاری میان افرادی که از نظر بالینی دارای درجاتی از نگرانی بودند و گروه کنترل غیر نگران، متفاوت بود (بارلو، ۲۰۰۲).

پروزینسکی و بورکووک (۱۹۸۳؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲) دریافتند که آزمودنی های مبتلا به نگرانی مزمن نسبت به آزمودنی هایی که چنین نگرانی را ندارند، در مقیاس های عاطفی، افسرده تر و مضطرب تر هستند.

براساس یافته های راشی (۲۰۰۲؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶)، تاکنون بیش تر مقایسه ها میان نگرانی بهنجار و بیمارگونه از مقایسه ی افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و افرادی که فاقد ملاک های اختلال اضطرابی هستند، به دست آمده است. اما با وجود این، ما به بررسی این تفاوت ها میان نگرانی بهنجار و بیمارگونه در قسمت های بعدی خواهیم پرداخت.

 

۲-۱-۴-  نگرانی و انواع فرایندهای فکری

شواهد علمی به دست آمده از شماری از منابع، تفاوت میان نگرانی و دیگر انواع فکر را تائید می کند و گویای آن است که این تفاوت ممکن است برای ساختن مدلی برای اختلال های اضطرابی مفید باشد (مثلا، ولز، ۱۹۹۴؛ به نقل از کلارک و فربورن، ۱۳۸۵).

  1. ۵۷٫ Deffenbacher, J. L.
  2. ۵۸٫ Robinson, E.

۵۹ . Pruzinsky, T.

  1. ۶۰٫ DePree, J. A.
  2. ۶۱٫ Ray,W.
  1. ۶۲٫ Stober, J.
  2. ۶۳٫ Stokes,C.
  3. ۶۴٫ Hirsch, C. R.
  4. ۶۵٫ Molina,S.
  5. ۶۶٫ Peasley,C.
  6. ۶۷٫ Person,D.

ذهن آگاهی

ذهن آگاهی

الف) تعریف نظری: ذهن آگاهی نوعی آگاهی است که از طریق توجه به یک تجربه به شیوه ای خاص به دست می آید : در این حالت توجه متمرکز بر هدف) توجه به شیوه ای آگاهانه بر قسمت های ویژه ای از یک تجربه متمرکز می شود)، متمرکز بر لحظه حال (زمانی که ذهن در افسوس گذشته و ای کاش آینده فرو می رود، آن را به لحظه حال باز می گردانیم) وغیرقضاوتی (این ویژگی حس پذیرش هر آن چه در مرکز آگاهی قرار می گیرد را در پی دارد) است ) کابات زین، ۱۹۹۴؛ به نقل از کرین[۱]، ۲۰۰۹). این حالت نوعی توجه آگاهانه نسبت به اموری است که جریان دارند. براین

اساس الگوهای درمانی تنظیم شده است که هسته ی آن ها، ذهن آگاهی است .

    ب) تعریف عملیاتی: در این تحقیق از یکی از الگوهای درمانی ذهن آگاهی به نام درمان کاهش استرس براساس ذهن آگاهی (MBSR) استفاده شده است. درمان MBSR شامل برنامه ۸ تا ۱۰ هفته ای است. جلسات به صورت هفتگی و هر جلسه حدود ۵/۲-۲ ساعت برگزار می گردند. دستور جلسات شامل تمرین های مقابله ای و تکالیف خانگی می باشد. هم چنین شرکت کنندگان ذهن آگاهی داشتن را در فعالیت های روزمره نظیر پیاده روی، ایستادن و خوردن به کار می گیرند (امیدی و محمدخانی، ۱۳۸۷؛ کاسکالسون[۲]، ۲۰۱۱). توضیحات تکمیلی دراین باره در فصل سوم ارائه خواهد شد.

۱-۵-۳- فرانگرانی

الف) تعریف نظری: به اعتقاد ولز، فرا نگرانی یا نگرانی نوع ۲، به ارزیابی منفی نگرانی و علایم مرتبط به آن، دلالت می کند. هنگامی که فرانگرانی، فعال می شود، فرد دچار نگرانی درباره ی نگرانی می شود (نگرانِ نگران شدن) و همین امر موجب افزایش اضطراب و احساس ناتوانی در مقابله می شود (ولز، ۱۳۸۸). فرانگرانی به ارزیابی منفی نگرانی اشاره دارد، به گونه ای که در آن، نگرانی به صورت غیرقابل کنترل و آسیب رسان تلقی می شود (ولز و دیوی، ۲۰۰۶).

    ب) تعریف عملیاتی: میزان فرانگرانی در این پژوهش، براساس نمره ای که فرد در خرده مقیاس فرانگرانی در پرسش نامه ی افکار اضطرابی ولز (ولز، ۱۹۹۴؛ به نقل از فتی و همکاران، ۱۳۸۹) بدست می آورد، تعیین می گردد. توضیحات تکمیلی در قسمت ابزارهای تحقیق، در فصل سوم ارائه خواهد شد.

 

  1. ۵۵٫ Chaskalson, M.

آرشیو پایان نامه –  نگرانی شدید و بیمارگونه –  اختلال اضطراب فراگیر


 نگرانی شدید و بیمارگونه –  اختلال اضطراب فراگیر

از آن جا که بسیاری از فرایندهای مرتبط با نگرانی در اختلالات روان شناختی نقش دارند، نگرانی هم به لحاظ پژوهشی و هم به لحاظ نظری دارای اهمیت است (دیوی[۱] و ولز[۲]، ۲۰۰۶). داشتن مقداری نگرانی، برای حل مسایل سودمند است، زیرا منجر به رفتار متمرکز بر مساله می شود، اما افزایش میزان نگرانی، نه تنها کارساز نیست که گاه خود بر مشکلات موجود دامن می زند. این مولفه به افکار مداوم و تکراری در مورد دلواپسی های شخصی از یک سو و مشکل در پایان دادن به این زنجیره افکار، از سوی دیگر اشاره دارد (شاهجویی و همکاران، ۱۳۹۰).

نگرانی فرایند شناختی معمول در جمعیت های عادی است، در حالی که نگرانی شدید و بیمارگونه ویژگی اصلی اختلال اضطراب فراگیر است (انجمن روان پزشکان امریکا[۳]، ۱۹۹۴). با توجه به این که نگرانی خصیصه معمول در اختلالات اضطرابی است (هرچند به گونه معناداری در میان مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر، بیش ترین فراوانی را داراست؛ براون[۴]، آنتونی[۵] و بارلو[۶]، ۱۹۹۲؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲)، به نظر می رسد که فهم بهتر نگرانی، درک سایر اختلالات اضطرابی را نیز تسهیل کند (بارلو، ۲۰۰۲). تحقیقات نشان می دهد که نگرانی، مانع پردازش های هیجانی می شود بنابراین

ممکن است در درمان مشکلات روان شناختی از قبیل اختلالات اضطرابی که برای ایجاد تغییرات درمانی در آن ها، وجود چنین پردازش هایی ضروری است، مداخله کند. بنابراین پیشرفت در درمان های موثر بر این حوزه، ممکن است موجب پیشرفت در درمان یا پیش گیری از سایر اختلالات نیز بشود (سیموس[۷]، ۱۳۸۴).

کارهای اولیه بر روی نگرانی توسط بورکووک[۸] و همکارانش انجام شد (ولز، ۱۳۸۴). بورکووک (۲۰۰۲؛ به نقل از دلگادو[۹] و همکاران، ۲۰۱۰) نگرانی را به صورت زنجیره ای از عواطف منفی، افکار و تصاویر نسبتا غیرقابل کنترلی تعریف می کند که منجر به گسترش تلاش های ذهنی به منظور اجتناب از تهدیدهای پیش بینی شده ی بالقوه می شود.

نگرانی به عنوان شیوه ای برای مقاوم شدن علیه درد و مشکلات احتمالی در نظر گرفته می شود اما اغلب این دیدگاه، نتیجه ی معکوس به بار می آورد (اورسیلو[۱۰]و رومر[۱۱]، ۲۰۱۱). به نظر می رسد که تفکر مداوم در خصوص فجایع بالقوه ای که در آینده ممکن است رخ دهد، باعث اجتناب می شود (رومر و اورسیلو، ۲۰۰۲؛ به نقل از بائر[۱۲]، ۲۰۰۶). اجتناب رفتاری – عمل کردن به شیوه ای که ما را از موقعیات برانگیزاننده ی اضطراب دور کند- مولفه ی کلیدی ترس و اضطراب است. هنگامی که تصور می کنیم یک موقعیت یا فعالیت احتمالا منجر به تهدید بالقوه ای می شود، ممکن است که تصمیم بگیریم از آن اجتناب کنیم. اگر ما دچار ترس یا اضطراب شویم راهبردهای گوناگونی را استفاده می کنیم تا از آن موقعیت فرار کنیم و یا هنگام مواجه شدن با هیجان هایی که ورای تحمل ماست، ممکن است از ترس بی حرکت مانده و یا با این امید، این شرایط را تحمل کنیم که عامل تهدید کننده یا استرس زا، سپری خواهد شد (اورسیلو و رومر، ۲۰۱۱).

این عملکرد اجتنابی، پریشانی و استرس تجارب درونی را در کوتاه مدت کاهش می دهد اما با دخالت در پردازش هیجانی در درازمدت، این هیجانات را طولانی تر می کند (رومر و اورسیلو، ۲۰۰۲؛ به نقل از بائر، ۲۰۰۶). واکنش به تجارب درونی همراه با تلاش در سرکوب یا اجتناب از این افکار و احساسات، احتمالا منجر به افزایش این واکنش ها می شود. تقویت این احساسات، خود منجر به کاهش وضوح هیجانات می شود: همان طور که افکار و احساسات از طریق واکنش منفی به آن ها، قضاوت کردن در خصوص آن ها و تلاش برای اجتناب از آن ها، شدیدتر می شود، پاسخ های حقیقی نیز تیره تر شده و از وضوح آن ها کاسته می شود.

بنابراین اغلب مواقع افراد نگران، احساس “آشفتگی” و یا “ناراحتی” را گزارش می کنند اما در بیان دقیق و مشخص حالت هیجانی خویش مشکل دارند. فقدان وضوح هیجانات، توانایی افراد را در استفاده مناسب از پاسخ های هیجانی محدود می کند. هم چنین، براین اساس افراد حالت های درونی، به عنوان مثال حالت ناخوشایند و منفی، را به تجربه ی خود اضافه می کنند که این امر چرخه ی نگرانی را دائمی می کند (بائر، ۲۰۰۶).

آن چه که منجر به تمایز میان نگرانی با افکار و تصاویر ناخوانده کوتاه مدت می شود، تکرار مستمر نگرانی است. نگرانی در پژوهش بورکووک و اینز[۱۳]، (۱۹۹۰؛ به نقل از کلارک[۱۴] و فربورن[۱۵]، ۱۳۸۵) در مقایسه با تفکر بهنجار یا در پژوهش ولز و موریسون[۱۶]، (۱۹۹۴؛ به نقل از کلارک و فربورن، ۱۳۸۵) در مقایسه با وسواس ها، بیش از آنکه حاوی تصاویر باشد دربرگیرنده ی افکار است.

اما ترنر [۱۷]و همکاران (۱۹۹۲؛ به نقل از ریجسورت[۱۸] و همکاران، ۲۰۰۱) معتقدند که میان نگرانی و افکار وسواسی چندین شباهت وجود دارد:

۱) هر دو پدیده هم در جمعیت عادی و هم در جمعیت بالینی اتفاق می افتد.

۲) به نظر می رسد که محتوا و شکل نگرانی و افکار وسواسی در جمعیت های بالینی و عادی مشابه باشد.

۳) اما در جمعیت بالینی نسبت به جمعیت عادی فراوانی و احساس کنترل ناپذیری آن ها بیش تر است.

۴) هم نگرانی و هم افکار وسواسی با خلق منفی در ارتباط هستند. و این که

۵) عوامل بیمارگونه ی متعددی وجود دارد که نشان می دهد به چه علت بعضی از افراد نگرانی ها و افکار وسواسی بیمارگونه دارند و عده ای، ندارند.

با وجود این شباهت ها، به نظر می رسد که براساس چندین مولفه، نگرانی و افکار وسواسی با یکدیگر تفاوت های گسترده ای نیز داشته باشند. از نظر محتوا، نگرانی ها به صورت خود- هم خوان[۱۹] تعریف می شوند یعنی به صورت واقعی و در خصوص مشکلاتی که در زندگی واقعی رخ می دهد، در حالی که افکار وسواسی به صورت خود-ناهم خوان[۲۰] تعریف می شوند به این معنی که نامناسب هستند و یا از دسته ای هستند که فرد انتظار انجام آن ها را از خود ندارد (انجمن رون پزشکان امریکا، ۱۹۹۴). نگرانی معمولا به صورت افکار ظاهر می شود در حالی که افکار وسواسی بیش تر شامل تکانه ها و تصاویر می باشند (بورکووک و اینز، ۱۹۹۰). پاسخ های رفتاری در قبال نگرانی شامل اطمینان جویی و اجتناب است (ولز، ۱۹۹۷؛ به نقل از ریجسورت و همکاران، ۲۰۰۱) و با پاسخ های رفتاری در افکار وسواسی که شامل رفتارهای بی اثرسازی در انواع تشریفات است، یکسان نیست. تمرکز بر احتمال رخداد اتفاقات منفی، ویژگی خاص نگرانی است، در حالی که نگرانی در خصوص معنای شخصی افکار، مولفه ی پردازش خاص در افکار وسواسی است (ریجسورت و همکاران، ۲۰۰۱).

گفته شده که افکار نگرانی زا نسبت به تصاویر ذهنی با برانگیختگی هیجانی کم تر ارتباط دارند (بورکووک و هو[۲۱]، ۱۹۹۰) و شاید پایداری آن (بورکووک و اینز، ۱۹۹۰) به دلیل اجتناب از تصویرسازی ذهنی (و بنابراین اجتناب از اضطراب) است (کلارک و فربورن، ۱۳۸۵). به عبارت دیگر، یکی از مهم ترین ویژگی های نگرانی این است که فعالیتی زبانی، کلامی و درونی است. نگرانی بیش از آن که به شکل تصویری باشد، به صورت کلامی تجربه می شود (ولز، ۱۳۸۴).

نگرانی ممکن است به منظور کارکردهای انطباقی گوناگون به کاربرده شود (دلگادو و همکاران، ۲۰۱۰). بورکووک و اینز (۱۹۹۰) تاکید کرده اند که نگرانی می تواند به صورت یک عملکرد اجتنابی شناختی عمل کند که افراد مبتلا به GAD از آن برای انحراف توجه خود از تصاویر پریشان کننده استفاده می کنند (ولز، ۱۳۸۴). تالیس[۲۲] و آیزنک[۲۳] (۱۹۹۴؛ به نقل از دلگادو و همکاران،۲۰۱۰) معتقدند که نگرانی به عنوان زنگ خطری عمل می کند که ما را برای مقابله با تهدیدهای پیش بینی شده آماده کرده و نسبت به مسایل حل نشده هوشیار نگه می دارد. به اعتقاد ولز نگرانی می تواند یک شکل مقابله باشد (ولز، ۱۳۸۴) . وی در مدل فراشناختی خود کوشیده است به تبیین شباهت ها و تفاوت های میان نگرانی بیمارگونه و نگرانی بهنجار بپردازد و بر نقش محوری عوامل فراشناختی در شکل گیری و پایداری اختلال اضطرابی تاکید کند (وزیری و موسوی نیک، ۱۳۸۷). براساس مدل ولز، هنگامی که باورهای منفی درباره نگرانی پدید می آید فرد این آمادگی را دارد تا نگرانی را به شیوه ای منفی ارزشیابی کند (فرانگرانی) و احتمالا تلاش هایی را برای کنترل نگرانی به کار می گیرد. بنابراین هنگامی نگرانی بهنجار به نابهنجار تبدیل می شود که فرانگرانی پدیدار شود؛ در واقع وجه تمایز نگرانی GAD و نگرانی های بهنجار، رویداد فزون تر فرانگرانی است (کلارک و فربورن، ۱۳۸۵).

نگرانی شامل فاجعه سازی است و کنترل ذهنی آن دشوار است (ولز، ۱۳۸۸). در واقع شماری از تحقیقات به این نتیجه رسیده اند که سیمایه ی اصلی نگرانی بیمارگونه، کنترل ناپذیری آن است

(کراسک[۲۴]، همکاران،۱۹۸۹؛ بورکووک و دیگران، ۱۹۹۱؛ رپی[۲۵]، ۱۹۹۱؛ ولز، ۱۹۹۴؛ به نقل از کلارک و فربورن، ۱۳۸۵). افرادی که مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر هستند معمولا گزارش می کنند که نگرانی آن ها، بیش تر از حدی است که می خواستند و یا بیش تر از حدی است که دیگران می گویند باید باشند. آن ها هم چنین گزارش می کنند هنگامی که نگرانی هایشان آغاز می شود، متوقف ساختن آن خیلی دشوار است. در جمعیت های غیربالینی نیز افرادی که سطح بالایی از نگرانی دارند نسبت به سایر افراد، در متوقف ساختن نگرانی هایشان، پس از آغاز آن، مشکل دارند (تالیس، دیوی و کاپوزو[۲۶]، ۱۹۹۴؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲).

افرادی که مستعد نگرانی هستند به ویژه کسانی که از نگرانی به مثابه یک راهبرد سازگاری سود می جویند   (و شاید برای دوری کردن از تصاویر ذهنی) احتمالا درگیر فعالیتی هستند که جریان آگاهی را با شمار فزاینده ای از افکار مزاحم آلوده می سازد. این موضوع ممکن است به وسیله فرد چنین تعبیر شود که کنترلی بر فکر نگران کننده ندارد، هر چند این امر در واقع علامتی از کاربرد نگرانی به مثابه یک پردازشگر (و نه کمبود کنترل واقعی) است. کنترل ناپذیری درک شده می تواند ناشی از کنترل بیش از حد باشد. کنترل بیش از حد دست کم به دو شکل وجود دارد: ۱٫ اجرای کنترل شده امور شاق مربوط به نگرانی که تصور می شود به سازگاری کمک کند. ۲٫ تلاش برای به کار گرفتن فعالیت های واپس ران فکر (کلارک و فربورن، ۱۳۸۵).

تاکنون مدل ها و ضابطه مندی های شناختی مختلفی از نگرانی در ارتباط با چگونگی شکل گیری و تداوم آن در اختلالات روان شناختی مختلف به ویژه اختلالات اضطرابی انجام شده است (برای مثال بک[۲۷] و امری[۲۸]، ۱۹۸۵؛ بورکووک، ۱۹۹۸؛ فوا[۲۹]و کوزاک[۳۰]، ۱۹۸۶؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶؛ داگاس[۳۱]، مرشاندا[۳۲]، لدوکر[۳۳]، ۲۰۰۵؛ به نقل از خانی پور و همکاران، ۱۳۹۰). در تمامی مدل هایی که تاکنون برای تبیین نگرانی بیمارگونه ارائه شده، تاکید اصلی بر روی جنبه محتوایی شناخت واره های درگیر در نگرانی بوده است اما به نظر می رسد آن چه در تبدیل آن به حالات بیمارگون مانند اختلال اضطراب فراگیر، اضطراب اجتماعی، اختلال آسیمگی یا اختلال وسواس فکری و عملی نقش دارد، شیوه های فکر کردن درباره ی افکار (فراشناخت) و راهبردهایی است که افراد برای کنترل توجه و بازبینی افکار خود به کار می گیرند (خانی پور و همکاران، ۱۳۹۰).

مشابه با آن چیزی که در حوزه ی اختلال اضطراب فراگیر پدیدار شد، مدل های تفصیلی و دقیقی در خصوص ایجاد و حفظ این اختلال و پروتکل های جامعی در حوزه ی کمک به افراد مبتلا به نگرانی شدید به وجود آمده است (به عنوان مثال: بورکووک و راشی[۳۴]، ۲۰۰۱؛ براون، اولیری[۳۵] و بارلو، ۲۰۰۱؛ داگاس و لدسر، ۱۹۹۸؛ رومر و اورسیلو، ۲۰۰۲؛ ریچ[۳۶] و ساندرسون[۳۷]، ۲۰۰۴؛ ولز، ۱۹۹۷؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). از آن زمان به بعد مداخلات بالینی هم چون کاربرد مراقبه ی ذهن آگاهی[۳۸]و[۳۹]، بازسازی شناختی ارزیابی های نامناسب و نادرست نگرانی (به عنوان مثال باورهای مثبت در خصوص سودمندی و کارکرد نگرانی، عقاید منفی در خصوص نگران نبودن، تحمل احساس نامطمئنی)، آموزش آرام سازی و آموزش کنترل توجه پدیدار شده است (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

افراد نگران، اغلب تصور می کنند که ذهن آگاهی شیوه ای است که می توان از طریق آن، آرام شد. تکنیک های ذهن آگاهی (به عنوان مثال، تنفس آگاهانه و یا سایر تمرین ها) گاه ذهن را آرام می کند، اما این آرامش زودگذر است. ذهن آگاهی چیزی فراتر از از این کاربرد، می باشد. در واقع این روش می تواند به افراد کمک کند تا خود را بهتر بشناسند و در زندگی آن ها تغییرات پایداری ایجاد می کند که موجب احساس رضایت در افراد می شود. اما این مساله نیازمند هوشیار و پذیرا بودن در مقابل تمامی تجارب، حتی تجارب دردناک است (اورسیلو و رومر، ۲۰۱۱).

از زمان ورود و طرح ذهن آگاهی در گستره ی روان شناسی، تلاش های گوناگونی برای کاربرد آن

در کاهش رفتارهای نابهنجار صورت گرفته است (ر.ک. به لانگر[۴۰]، ۲۰۰۰؛ سگال[۴۱]و همکاران، ۲۰۰۲؛ ایوانز[۴۲]و همکاران، ۲۰۰۸؛ دلگادو و همکاران، ۲۰۱۰ و کنگ[۴۳] و همکاران، ۲۰۱۱).

در دهه ی ۱۹۹۰، ولز و متیوز مفهوم ذهن آگاهی انفصالی را مطرح کردند و اهمیت آن را در کاهش نگرانی نشان دادند. ذهن آگاهی انفصالی به معنای جداشدن از افکار در حالی است که آن ها را به صورت عینی مشاهده می کنیم. در زمینه ی مدل فراشناختی از نگرانی، انتظار می رود که ذهن آگاهی انفصالی، افراد را تشویق کند تا از ماشه چکان های اصلی نگرانی بدون درگیر شدن در خود نگرانی، آگاهی یابند (ولز، ۲۰۰۲). امروزه کاربرد ذهن آگاهی در موضوعات سلامت و سلامت روان از طریق دامنه ای از رویکردهای مبتنی بر ذهن آگاهی مثل MBSR (کابات زین[۴۴]، ۱۹۸۲؛ به نقل از کانگ[۴۵]، ۲۰۱۱)، MBCT (سگال و همکاران، ۲۰۰۲؛ به نقل از کانگ، ۲۰۱۱)، ACT (هایز[۴۶]و اسمیت[۴۷]، ۲۰۰۵؛ به نقل از کانگ، ۲۰۱۱) و DBT (دیمف[۴۸] و لینهان[۴۹]، ۲۰۰۱؛ به نقل از کانگ، ۲۰۱۱) به خوبی شناخته شده است.

افزایش آگاهی و پذیرش غیرقضاوتی تجربه ی لحظه به لحظه، که در ذهن آگاهی وجود دارد به عنوان پادزهر موثری در برابر انواع آشفتگی های روان شناختی – نشخوار فکری، اضطراب، نگرانی، ترس، خشم و نظیر آن- درنظر گرفته می شود که بسیاری از این حالات، شامل گرایشات ناسازگارانه ی اجتناب، سرکوبی یا درگیری بیش از حد با افکار و هیجانات استرس زا است (هایز و فیلدمن[۵۰]، ۲۰۰۴؛ کابات زین، ۱۹۹۰؛ به نقل از کنگ و همکاران، ۲۰۱۱).

در هنگام نگرانی، آگاهی محدود می شود و به جای این که بر دامنه ی وسیعی از تجارب فردی

متمرکز شود بر اضطراب و آشفتگی تمرکز می یابد. تمرین های ذهن آگاهی برای افراد مبتلا به نگرانی می تواند سودمند باشد زیرا منجر به گسترش آگاهی از نشانگان درونی و بیرونی در لحظه ی حاضر می شود و پذیرش نسبت به تجارب درونی را افزایش می دهد که این امر خود، می تواند منجر به کاهش قضاوت، واکنش نشان دادن یا تلاش برای کنترل امور شود (بائر، ۲۰۰۶).

یافته های تحقیقاتی نشان می دهند که میان ترس و اجتناب از تجارب درونی و نگرانی مفرط و GAD ارتباط معناداری وجود دارد (باهر[۵۱] و داگاس، ۲۰۰۹) و پژوهش های مختلف نشان می دهند که آموزش دو مولفه ی کلیدی ذهن آگاهی (آگاهی متمرکز و پذیرش) واکنش هیجانی به محرکات منفی را کاهش داده و تمایل به حفظ تماس با این محرکات را افزایش می دهد. در واقع مشاهده ی آگاهانه و پذیرش پاسخ های هیجانی که در ذهن آگاهی رخ می دهد، ممکن است به عنوان راهبردی موثر در کاهش اضطراب ذهنی و اجتناب رفتاری تلقی شود (کنگ و همکاران، ۲۰۱۱).

بنابراین و با توجه به تمهیدات یادشده، به نظر می رسد که بتوان در کاهش این فعالیت ذهنی مداوم و تکراری، از درمان های ذهن آگاهی سود جست. برهمین اساس، مساله اساسی پژوهش حاضر این است که آیا به کارگیری درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR) می تواند در کاهش نگرانی بیمارگونه افراد مبتلا موثر باشد ؟

 

۱-۲- ضرورت پژوهش

نگرانی بیمارگونه به عنوان نگرانی مفرط و غیرواقعی در خصوص دو یا چند موضوع در زندگی فرد تعریف شده است. این نگرانی بیمارگونه برمبنای فراوانی، شدت، مدت نگرانی، توانایی افراد در کنترل نگرانی و تداخل قابل ملاحظه ای که در کارکرد فرد ایجاد می کند، از نگرانی بهنجار متمایز می شود (دلگادو، ۲۰۱۰). بورکووک (۱۹۸۵؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) معتقد است که نگرانی، مولفه ی شناختی اضطراب است و ضروری است که مورد بررسی قرار گیرد. براین اساس و برمبنای سایر پژوهش های انجام شده در این حوزه، می توان نگرانی را با عنوان عامل علی در اضطراب مطرح کرد.

اجتناب ذهنی از احتمال وقایع منفی آینده که از طریق مشغولیت به نگرانی به وجود می آید، راهبرد مقابله ای نامناسب و غیرموثر است، زیرا با این اجتناب نه تنها احتمال پیامدهای منفی کاهش نمی یابد بلکه راه حل های موثر در خصوص مشکل نیز ایجاد نمی شود (دلگادو، ۲۰۱۰). این زنگ خطر بالقوه و تهدید پیش بینی شده در نگرانی به فعالیت های واکنش های دفاعی چون جنگ و گریز اشاره دارد (بورکووک، ۲۰۰۲؛ به نقل از دلگادو، ۲۰۱۰). فعالیت مداوم این نوع واکنش های دفاعی بیان کننده وضعیت ثابت استرس و گوش به زنگی در خصوص اطلاعات هیجانی منفی است و از این رو ریسک مشکلات فیزیکی و روانی را افزایش می دهد (دلگادو، ۲۰۱۰).

با این که نگرانی یکی از عوامل مهم در اکثر اختلالات هیجانی است اما باید درنظر داشت که سطوح بالای نگرانی در جمعیت غیربالینی نیز یافت می شود. پژوهش تالیس، دیوی و کاپوزو (۱۹۹۴؛ به نقل از بارلو، ۲۰۰۲) نشان داد که در میان جمعیت غیربالینی افرادی که سطوح بالایی از نگرانی دارند نسبت به افراد با سطوح پایین نگرانی، زمانی که نگرانی آغاز می شود مشکل بیش تری در متوقف کردن آن دارند.

تحقیقات متعدد روی جمعیت غیربالینی نیز بیان گر وجود سطوح بالای نگرانی بیمارگونه و مزمن در بسیاری از آزمودنی ها است. نگرانی منجر به محدود شدن حوزه ی توجه فرد می شود در نتیجه ورود اطلاعاتی که تصحیح کننده ی فرض های معیوب نگرانی باشد به حیطه آگاهی فرد، دچار مشکل می شود. ادامه یافتن این سیکل معیوب منجر به تداوم مشکل و وخیم تر شدن شرایط می شود. این نگرانی مداوم باعث حفظ سطح بالایی از عاطفه منفی و برانگیختگی فیزیولوژیکی می شود که خود منجر به تنش، خستگی و سایر شکایات هیجانی می شود (انجمن روان پزشکان امریکا، ۲۰۰۰). در این حالت آرام کردن ذهن و توجه نمودن به لحظه حال این امکان را فراهم می کند که بدن در حالت آرمیدگی قرار گیرد و ذهن از تنش های غیر ضروری رها شود. این مساله از طریق درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی میسر می شود.

ذهن آگاهی ظرفیت اساسی در انسان ها است (اورسیلو و رومر، ۲۰۰۵). این مفهوم در تمرین ها و آیین بودیسم ریشه دارد و در پی آن است که به افراد کمک کند تا با همه ی هیجانات مثبت و منفی مدارا کرده و آن ها را بپذیرند (کانگ، ۲۰۱۱).

فرد دچار نگرانی، ذهن به شدت فعالی دارد که مملو از ترس و هراس در خصوص آینده است. این آرام سازی ذهن و توجه به لحظه ی اکنون در رویکرد ذهن آگاهی، به فرد این امکان را می دهد تا تنش های غیرضروری خود را رها کرده و در حالت آرمیدگی قرار گیرد، این امر منجر به افزایش احساس آرامش و کاهش عصبانیت و اضطراب می گردد. کاهش تنش، خستگی و فرسودگی از طریق تمرین های ذهن آگاهی مسلما در بهبود کیفیت زندگی افراد موثر بوده، میزان رضایت از زندگی را بالا برده و در بهزیستی روانی نقش عمده ای ایفا می کند. در واقع ذهن آگاهی منجر به افزایش احساس شایستگی، بهبود حافظه، خلاقیت و احساسات مثبت، کاهش استرس و تنش و افزایش سلامتی و طول عمر می شود (لانگر، ۲۰۰۰).

آن چه که مشخصه ی اصلی نگرانی است، وجود افکار مزاحم و مستمر است؛ در روش ذهن آگاهی آن چه که قابل توجه است چگونگی احساس آزادی برای درک این امر است که بیشتر افکار تنها ساخته ی ذهن ما هستند و واقعیت ندارند. حرکات ساده بازشناسی افکار همان گونه که می تواند فرد را از واقعیت تحریف شده آزاد کند، اغلب باعث بصیرت شده و احساس اداره و کنترل بیش تر زندگی را به وجود می آورد.

پژوهش حاضر هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ عملی از اهمیت برخوردار است. نخست این که نگرانی هم در اختلالات روان شناختی و هم افراد غیر بیمار دیده می شود و نیاز به ترمیم آن امری مهم است. دیگر این که یکی از روش های ترمیم روان شناختی، ذهن آگاهی است.

پس هر نوع تحقیقی از این نوع می تواند در زمینه های فرهنگی ایران، بدنه ی تحقیقی مناسبی فراهم سازد و امکان مقایسه نتایج به دست آمده را با دیگر تحقیقات فراهم سازد. از طرف دیگر تلاش بالینی در این جهت، امکان فهم دقیق تر یافته های بالینی را در مورد نگرانی، براساس ذهن آگاهی و به کارگیری آن فراهم می کند. بنابراین می تواند یاری گر بالین گرانی باشد که با مشکلاتی از این نوع سروکار دارند.

 

۱-۳- اهداف پژوهش

مبتنی بر مساله پژوهش حاضر ، هدف های ذیل تنظیم شده است :

  • تعیین اثر بخشی رویکرد MBSRدر کاهش نگرانی نمونه مبتلا به نگرانی بیمارگونه
  • تعیین اثر بخشی رویکرد MBSRدر کاهش میزان فرانگرانی نمونه مبتلا به نگرانی بیمارگونه

 

۱-۴- فرضیه های پژوهش

با توجه به مبانی نظری و پیشینه ی پژوهش و در راستای اهداف پژوهشی ، فرضیه های زیر ارائه شده است:

  • به کارگیری درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR) میزان نگرانی بیمارگونه افراد مبتلا را کاهش می دهد.
  • به کارگیری درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR) میزان فرانگرانی افراد مبتلا را کاهش می دهد.

۱-۵- تعریف نظری و عملیاتی متغیرهای پژوهش

متغیرهای پژوهش به شرح زیر می باشند:

۱-۵-۱-  نگرانی

الف) تعریف نظری: نگرانی به صورت زنجیره ای از عواطف منفی، افکار و تصاویر نسبتا غیرقابل کنترلی تعریف می گردد که منجر به گسترش تلاش های ذهنی فرد در اجتناب از تهدیدهای پیش بینی شده ی بالقوه می شود (بورکووک، ۲۰۰۲؛ به نقل از دلگادو و همکاران، ۲۰۱۰). نگرانی یکی از اجزای مهم اضطراب است و به صورت پیش بینی و انتظار وقایع ناخوشایند در آینده تعریف می شود (کابزاسکی[۵۲] و همکاران، ۱۹۹۷؛ به نقل از نیکبخت نصرآبادی و همکاران، ۱۳۸۷).

ب) تعریف عملیاتی: در این پژوهش میزان نگرانی بیمارگونه براساس نمره ای که آزمودنی در     مقیاس نگرانی پنسیلوانیا PSWQ (می یر[۵۳] و دیگران، ۱۹۹۰؛ به نقل از دهشیری و همکاران، ۱۳۸۸) بدست می آورد، تعیین می شود. توضیحات بیش تر در بخش ابزارهای تحقیق، در فصل سوم ارائه خواهد شد.

  1. ۱٫ Davey, G.C.L.
  2. ۲٫ Wellz, A.

۳ . American Psychiatric Association (APA)

۴ . Brown, T.A.

  1. ۵٫ Antony, M.M.
  2. ۶٫ Barlow, D.H.
  1. ۷٫ Simos, G.
  2. ۸٫ Borkovec, T.D.
  3. ۹٫ Delgado, L.C.

۱۰٫Orsillo, S. M.

  1. ۱۱٫ Roemer, L.
  2. ۱۲٫ Baer, R.H.
  1. ۱۳٫ Inz, J.
  2. ۱۴٫ Clark, D.M.
  3. ۱۵٫ Fairburn, C.
  4. ۱۶٫ Morrison, T.
  5. ۱۷٫ Turner, S.M.
  6. ۱۸٫ Rijsoort, S.V.
  1. ۱۹٫ ego-syntonic
  2. ۲۰٫ ego-dystonic
  3. ۲۱٫ Hu, S.
  4. ۲۲٫ Tallis, F.
  5. ۲۳٫ Eysenck, M.W.
  6. ۲۴٫ Crasske, M.G.

۲۵ . Rapee, R.M.

۲۶ . Capuzzo, N.

  1. ۲۷٫ Beck, A.T.
  2. ۲۸٫ Emry, G.
  3. ۲۹٫ Foa,E.B.
  4. ۳۰٫ Kozak,M.T.

.۳۱ Dugas,M.J.

  1. ۳۲٫ Marchanda,A.
  2. ۳۳٫ Ladoucer,R.
  3. ۳۴٫ Ruscio, A.M.
  4. ۳۵٫ O Leary,T.A.
  5. ۳۶٫ Rygh,J.L.
  6. ۳۷٫ Sanderson,W.C.
  7. ۳۸٫ mindfulness

[۳۹] . ترجمه های متعددی برای واژه ی mindfulness  مطرح شده است. این ترجمه ها، واژگان هوشیاری، ذهن آگاهی، حضور ذهن، توجه عمیق ذهنی، تفکر نظاره ای، توجه آگاهی و… را مطرح ساخته اند. حمیدپور (۱۳۸۸) با نقد و بررسی ترجمه های متفاوت، در نهایت “توجه آگاهی” را بر دیگر ترجمه ها مرجح دانسته است. البته ترجمه ای که در سال های اخیر بیش تر رایج شده، ذهن آگاهی بوده که ما نیز آن را در این پایان نامه به کار برده ایم.

۴۰ .Langer,E.J.

۴۱ .Segal,Z.V.

۴۲ .Evans,S.

۴۳ .Keng,S.L.

۴۴ .Kabat-Zinn,J.

۴۵ .Khong,B.S.L.

۴۶ .Hayes,S.C.

۴۷ .Smith,S.

  1. ۴۸٫ Dimeff,L.
  2. ۴۹٫ Linehan,M.

۵۰٫Feldman, G.

۵۱ .Buhr,K.

۵۲ . Kubzaskey, L.D.

  1. ۵۳٫ Meyer, T.J.
  2. ۵۴٫ Crane, R.

عوامل بازدارنده خلاقیت اجتماعی از نظر رمضانی (۱۳۸۸ )

۱-سنت ها : هرچند نمیتوان اهمییت سنت ها را نادیده گرفت اما وجود بعضی از سنت ها و روش های سنتی مانع بروز اندیشه های تازه میشود بنابراین تأکید و پای بندی بیش از حد بر آنها موجب کاهش خلاقیت ها میشود.

دانلود مقاله و پایان نامه

۲- تأیید طلبی و ترس از عدم استقبال اجتماعی :افرادی که نیازمند تأیید دیگران هستندو از نقد و عدم پذیرش اجتماعی میترسند ،نمیتوانند از خود خلاقیتی نشان دهند. افراد خلاق معمولاَ به کار و ابتکار خویش بیش از استقبال دیگران بها میدهند، و آن را قربانی انتظارات دیگران نمیکنند.

۳- مطابقت : منظور از مطابقت همرنگ جماعت شدن است. مطابقت به علت نگرانی از متفاوت بودن از دیگران و تنها ماندن رخ میدهد، وبدین ترتیب امکان ابتکار و ارائه روش های تازه محقق نمیشود.

۴- قوانین و مقررت :گرچه رعایت قوانین و مقررات برای هر فرد واجب است تا نظم در جامعه حکمفرما باشد، اما برخی مواقع عدم انعطاف در برابر قوانین مانع رشد تفکر خلاق است . مثلاَ قوانین آموزشی در تعلیم و تربیت ، بدون توجه به تفاوت های فردی مانعی برای بروز خلاقیت دانش آموز است .

۵- شغل : برخی مواقع فعالیت های یکنواخت در شغل و حرفه باعث میشود که فرد به آن فکر نکرده و از روی عادت به صورت مکانیکی بدون تعمق و تفکر به امور زندگانی بپردازد.

۶- نگرانی و ترس از عدم استقبال اجتماعی: امور خلاق با جنبه نوآوری و تازه و جدید خود ممکن است مورد توجه قرار نگیردو افراد از تحقیر و سرزنش ترس داشته باشند و دست از تفکر خلاق خود بردارند. تاریخ جهان بشریت چه بسیار اندیشمندانی را به خود دیده است که مورد تمسخر ، تحقیر و توهین واقع شده اند . پس ترس و نگرانی مانعی برای خلاقیت است.

خانواده نیز با برخی برخوردهای نا مناسب مانند ایجاد خودپنداری ، ضعف ، اجازه اشتباه ندادن وتوبیخ اشتباهات آنان ، ایجاد رقابت نامناسب ،عدم توجه به پرورش قدرت تخیل ، بی توجهی نسبت به کنجکاوی ها و پرسشها و….باعث سرکوب شدن تفکر خلاقانه کودکان و نوجوانان میشوند.

۲-۱۲-قسمت دوم پیشینه تحقیق

۲-۱۲- ۱-تحقیقات انجام شده در ایران پیرامون سلامت سازمانی

۱-اسکندری درسال تحصیلی ۱۳۷۸به بررسی رابطه بین سلامت سازمانی و عملکرد مدیران مدارس متوسطه مشکین شهر پرداخته است . در پژوهش او ویژگی های هفت گانه ،انسجام نهادی،نفوذ مدیر و… عوامل اصلی مورد سنجش در سلامت سازمانی و عملکرد مدیران آموزشی و همچنین میان سلامت سازمانی وهریک از ابعاد هفت گانه قلمرو عملکرد مدیران رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.

  • بررسی رابطه بین سلامت سازمانی و روحیه دبیران عنوان تحقیقی است که در سال ۱۳۸۱ توسط طاهری انجام شده است در این پژوهش ویژگی های هفت گانه عوامل اصلی مورد سنجش در سلامت سازمانی بوده است . نتایج نشان داد که بین سلامت سازمانی و روحیه دبیران همبستگی بالایی وجود دارد.

۳-آهنچیان و حیدری (۱۳۸۳) در مقاله ای با عنوان رابطه مهارت های ارتباطی مدیران با سلامت سازمانی ، وجود رابطه بین این دو متغیر را در دانشگاه فردوسی مشهد تأیید کردند.

۴-ذوالفقار نسب (۱۳۸۴)نیز در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان بررسی رابطه بین سلامت سازمانی  و تعهد سازمانی معلمان در مقطع ابتدایی شهر همدان در سال تحصیلی ۸۳-۸۲ نشان داد که بین سلامت سازمانی و تعهد سازمانی در جامعه آماری رابطه معنی دار وجوود دارد.

۵- مطالعه و مقایسه سلامت سازمانی مدارس متوسطه دخترانه و پسرانه شهر سنندج از دیدگاه دبیران در سال تحصیلی ۸۵-۸۴ عنوان پژوهش قدسی میباشد . این پژوهش بر اساس الگوی نظری پارسونز ،مقایسه سلامت سازمانی در سطوح فنی ،اداری ،نهادی و ابعاد سازمانی مورد بررسی قرار گرفته است . نتایج تحقیق نشان داد که بین سلامت سازمانی دبیرستان های دخترانه و پسرانه شهر سنندج تفاوت معنا دار وجود دارد. همچنین نتایج حاصله از تحقیق بیانگر آن بود که بین سلامت سازمانی دبیرستان های دخترانه و پسرانه در سطح فنی وابعاد دو گانه آن (روحیه، تأکید علمی )در سطح اداری به جز نفوذ مدیر در مافوق در سه بعد آن (ملاحظه گری ،       ساخت دهی و حمایت منابع ) در سطح نهادی بعد یگانگی  نهادی تفاوت معنادار وجود داردو مدارس دخترانه از سلامت سازمانی بالاتری برخوردار می باشند.

۶- تحقیق دیگری توسط عزیزی مقدم (۱۳۸۵)تحت عنوان بررسی و مقایسه سلامت سازمانی مدارسی که مدیران آنها دارای کانون کنترل بیرونی هستند با میزان سلامت سازمانی مدارس که مدیران آنها دارای کانون کنترل درونی هستند انجام گرفته است . یافته ها ی تحقیق نشان میدهد  که سلامت سازمانی مدارسی که مدیران آنها دارای کانون کنترل بیرونی هستند در سطح ۰٫۰۵ تفاوت معنی داری وجود دارد و این میزان در مدارس با کانون کنترل درونی بیشتر است در سطح نهادی وقتی این تفاوت معنادار نیست اما در سطح اداری با آلفای ۰٫۰۵ تفاوت معنا دار میباشد و میزان سلامت سازمانی  مدارس با مدیران دارای کانون کنترل درونی در این سظح بیشتر میباشد. در ابعاد یگانگی نهادی ،ساخت دهی ،حمایت منابع و تأکید علمی  این تفاوت بین درونیها و بیرونی هامعنی دار نیست ولی در ابعاد نفوذ مدیر ،مراعات ،روحیه در سطح ۰٫۰۱ این تفاوت معنی دار میباشد و سلامت سازمانی درونیها بیشتر است .

۷- زاهد بابلان و همکارانش (۱۳۸۷) نیز در پژوهشی با عنوان بررسی رابطه سلامت سازمانی مدرسه و تعهد سازمانی دبیران دبیرستان های پسرانه اردبیل انجام دادند به این نتیجه دست یافتند که ، سلامت سازمانی و ابعاد هفت گانه آن با تعهد سازمانی  و انواع سه گانه آن همبستگی مثبت دارد.

۸- پژوهش دیگری توسط محمودی در دانشگاه پیام نور شیراز در سال ۱۳۸۸ با عنوان رابطه جو سازمانی و سلامت سازمانی انجام گرفت که نتایج تحقیق به این صورت بیان شده است :

الف-بین انواع جو سازمانی و سلامت سازمانی رابطه معنی داری وجود دارد.

ب- بین رفتار نا امیدانه و سلامت سازمانی رابطه معنی داری وجود دارد.

ج –بین رفتار صمیمی و سلامت سازمانی رابطه معنی داری وجود دارد.

د- بین رفتار دستور و سلامت سازمانی رابطه معنی داری ووجود دارد.

ه- رفتار مشغول بیشترین سهم در پیش بینی سلامت سازمانی دارد.

و- بین افراد و سلامت سازمانی رابطه معنی دار ی وجود ندارد.

ز –بین تحصیلات افراد و سلامت سازمانی تفاوت اندکی وجود دارد. (محمودی ،۱۳۸۸)

۹- سینایی (۱۳۹۰) در تحقیقی به بررسی رابطه بین سلامت سازمانی و فرسودگی شغلی در بین معلمان دبستان های دخترانه ناحیه ۲ شهر کرمان در سال تحصیلی ۹۰-۸۹ پرداخته است و نتایج حاکی از آن نشان میدهد که بین سلامت سازمانی و فرسئدگی شغلی رابطه معنی دار ی وجود دارد.

۱۰-محمدی(۱۳۹۰) در تحقیقی به بررسی رابطه مهارت های ارتباطی مدیران و سلامت سازمانی مدارس متوسطه دخترانه شهر کرمان در سال تحصیلی ۹۰-۸۹پرداخته است و نتایج حاصل از آن نشان میدهد که بین مهارت های ارتباطی مدیران و سلامت سازمانی مدارس رابطه معنی دار وجود دارد یعنی با بالا رفتن مهاذت های ارتباطی مدیران میزان سلامت سازمانی مدارس افزایش پیدا میکند

پایان نامه ویژگی های افراد خلاق

ویژگی های افراد خلاق

تحقیقات زیادی برای پی بردن به ویژگی های افراد خلاق انجام شده است و هرکدام از محققان ویژگی هایی را شرح داده اند گیلفورد در تحقیقات خود سه ویژگی را مستقیما بر خلاقیت مؤثر میداند:

۱-روانی و سیالی جریان فکر.

۲- انعطاف پذیری نیروی فکر.

۳- اصالت اندیشه و تصمیم گیری .(آقایی فیشانی،۱۳۸۱ )

استین و گری[۱]ویژگی های افراد خلاق را شامل موارد زیر میداند:

۱-مسائل و وضعیت های گوناگون را با دقت و به گونه ای که قبلا به آن توجه نشده است .

۲-دیدگاه ها و فکرها و تجربیات حاصل از منابع گوناگون را به هم ارتباط میدهندو آنها را با توجه به نقاط قوت وضعفشان ارزیابی میکنند.

۳- معمولاَ برای حل مسأله چندین راه کار بدیل ارائه میکند یعنی از سلامت فکر مطلوب برخوردار هستند.

۴- تردید در مورد صحت پیش فرض های قبلی را نیز روا میدانند ،خود را به راه ورسم و عادت محدود نمیکنندو استقلال فکری دارند.

۵- فی البداهه میتوانند از نیروهای حسی، ذهنی، بینشی ، مدد بگیرند.

۶- فراگردهای فکری و عملی را به نحوی بسیار منعطف بکار میگیرند. (رضاییان،۱۳۸۰ ،سلیمانی ،۱۳۸۲ )

 

۲-۹- عوامل مؤثر بر خلاقیت

مایرون و دیگران (۲۰۰۴) تحقیقات مربوط به عوامل مؤثر بر خلاقیت را به دو گروه تقسیم میکنند : یکی در سطح فردی که در آن خصوصیات فردی را که منجر به کاهش یا افزایش خلاقیت میشود مورد بررسی قرار میدهند . و دیگری در سطح سازمانی ، که عوامل سازمانی که بر خلاقیت تأثیر میگزارند را مورد مطالعه قرار میدهند . البته تحقیقاتی هم وجود دارد که این دو جریان را با هم دنبال میکنند . (رایس [۲]به نقل از آمابیل ،شلی[۳], ودیگران ،۲۰۰۶  )

تحقیقاتی که برای مشخص ساختن عوامل مؤثر بر خلاقیت انجام شده اند ،عوامل و فاکتورهای زیادی را بر خلاقیت مؤثر شمرده اند ، این زنجیره طولانی از عواملی در سطح گروهی مثل ساختار شغل ،نوع ارتباط ،استقلال شغل و همچنین عوامل سازمانی مثل ساختار سازمانی ، فرهنگ و جو سازمانی و نیز منابع در دسترس را در بر میگیرد. (جونگ و دیگران،۲۰۰۸ )

آمابیل برای تحلیل عناصر مؤثر در خلاقیت انگیزه، مهارت های مربوط به موضوع را مطرح میکند. (حسینی،به نقل از آمابیل ،۱۳۸۰)

علاوه بر این تحقیقات مختلف عوامل مؤثر بر خلاقیت را به این صورت نیز تقسیم بندی کرده اند:

متغیر های شناختی (شامل هوش ،مهارت های علمی و…) .

متغیرهای محیطی(عوامل فرهنگی ،اجتماعی و اقتصادی ).

متغیرهای شخصی (انگیزه ،اعتماد به نفس و…) .(فرگین[۴]،۲۰۰۷ )

از جمله عوامل دیگری که در خلاقیت افراد تأثیر  گزار بوده و اگر به طور صحیح بکار گرفته شوند باعث بروز و پرورش آن میشود عبارت است از :

۱-اطلاعات در خلاقیت : اطلاعات یکی از عوامل اساسی خلاقیت و ماده خام آن است و به گفته ویلیامز “خلاقیت مهارتی است که اطلاعات پراکنده را به هم پیوند میدهد. “(رمضانی ،۱۳۸۸ )

۲- انگیزش و خلاقیت : انگیزش به حالت های درونی ارگانیکی اشاره دارد که موجب هدایت رفتار به سوی نوعی هدف شود .(سیف،۱۳۸۵  )

۳- خلاقیت و میزان خود پذیری : تعادل در میزان خود پذیری در صورتی که سایر شرایط موجود باشد باعث میشود که انسان در صدد به فعلیت در آوردن استعداد های بالقوه خود از جمله خلاقیت باشد .(رمضانی ،۱۳۸۸  )

۴- تخیل و خلاقیت : تخیل نوعی تفکر آزادانه میباشد ، که با بهره گیری از آن به عنوان خمیر مایه خلاقیت ،دنیای بزرگ و پهناور در مقابل چشمان افراد گشوده میشود و فرد را قادر میسازد آزادانه خیال پردازی کند . (افروز،۱۳۷۱  )

۵- خانواده و خلاقیت :بدون شک خانواده مهمترین نقش را در کنترل و هدایت تخیل و ظهور خلاقیت دارد . خانواده ها باید شرایط لازم را برای فعالیت های متنوع ،برای فرزندان را فراهم نموده و فرصت های لازم را برای سؤال کردن ،کنجکاوی ،و کشف محیط به آنها بدهند. (رمضانی ،۱۳۸۸)

۶- آموزش و خلاقیت : در اکثر تعاریف خلاقیت بر ضعیف بودن نقش وراثتی و ذاتی آن تأکید شده است . همچنین بر توانایی هایی که قابل پرورش بوده و میتوان آن ها را افزایش داد. پس خلاقیت قابل تعمیم به تمام افراد جامعه است و همگی دارای درجاتی از خلاقیت هستند. (فیض بخش ،۱۳۸۱ )

 

۲-۱۰- خلاقیت و نوآوری :

خلاقیت و نوآوری چنان به هم عجین شد که شاید بدست آوردن تعریف مستقل از هرکدام دشوار باشد . اما برای روشن شدن ذهن میتوان آنها را بگونه ای مجزا از هم تعریف نمود . خلاقیت پیدایی و تولید یک اندیشه و تفکر نو است ، در حالیکه نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است . به عبارت دیگر خلاقیت اشاره به قدرت ایجاد اندیشه های نو دارد و نوآوری به معنای کاربردی ساختن آن افکار نو تازه است . (آقایی فیشانی ،۱۳۸۱ )

آلبرشت[۵](۱۹۷۸ )وجه تمایز خلاقیت و نوآوری را به این صورت مطرح کرده است که خلاقیت یک فعالیت ذهنی و عقلایی برای بوجود آوردن اندیشه جدید و بدیع است . و نوآوری تبدیل این خلاقیت و اندیشه نو به عمل و یا نتیجه (سود ) است. (غلامپور،۱۳۷۹)

نوآوری به اجرا گذاشتن محصول جدید ،خدمات ،اصول و یا قبول روش های نو به صورت اقتصادی میباشد . نوآوری با طرح و برنامه است، جهت گیری آن در راستای ایجاد فایده و منفعت اجتماعی است . بدین ترتیب یک شرکت نسبت به احتیاجات و شرایط محیطی انطباق پذیر میگردد. تقلید هم یک نوع تغییر به حساب می آید. (امیرکبیری،۱۳۸۵)

 

[۱]-Stein and gray

[۲]-Rice

[۳]-shally

[۴] -Forgionne

[۵]-Albercht

منابع پایان نامه با موضوع مبانی نظری مرتبط با خلاقیت

مبانی نظری مرتبط با خلاقیت

حقیقت این است که خلاقیت به معنای خاص آن به مثابه برترین ویژگی ذهنی انسان مولد و متفکر خود نشانی است از رشد متعادل و متعالی شخصیت و یا سخنی است به نیاز همیشه انسان به شکافتن بن بست ها و راه یافتن به فراترها.(یزدچی ،۱۳۷۸  )

امروزه شعار” نابودی در انتظار شماست مگر اینکه خلاق و نوآور باشید”  پیش روی مدیران همه سازمان ها قرار دارد . اما مسئولیت سازمان های آموزشی به خصوص آموزش و پرورش که وظیفه تعلیم و تربیت فرزندان و آینده سازان جامعه را بر عهده دارد گونه دیگری به خود میگیرد. (غلامپور، ۱۳۷۹ )

 

۲-۶-  مفهوم خلاقیت

استیفن رابینز[۱] خلاقیت را به معنای توانایی ترکیب اندیشه ها و نظریات در یک روش منحصر به خود با ایجاد پیوستگی بین آن ها بیان می کند .(غلام پور، ۱۳۷۵) استین[۲] خلاقیت را فرایندی می دانند که نتیجه آن یک کار تازه ای است که توسط گروهی و در یک زمان به عنوان چیزی مفید و رضایت بخش مقبول واقع می شود. (حسینی، ۱۳۷۸) و رمون[۳] (۱۹۸۹) نیز از همین چشم انداز به خلاقیت می نگرد: «خلاقیت توانایی شخص در ایجاد ایده ها، نظریه ها،شی ها یا اشیا جدید و نو و بازسازی مجدد در علوم و سایر زمینه هاست که به وسیله متخصصان به عنوان پدیده ای ابتکاری و از لحاظ علمی، زیباشناسی، فن آوری و اجتماعی با ارزش قلمداد گردد. (حسینی، ۱۳۷۸)

به عقیده شهید مطهری” آفرینندگی و خلاقیت یعنی شکستن مرسوما ت متعارف ” دانش آموزان در کلاس های درس باید  دچار شک و تردید شوند . خلاقیت در شک و تردید متولد میشود .(قاسمی ،۱۳۸۰ )

امروزه بیشتر تعاریف خلاقیت عناصر اصالت (تازگی) و ارزشمندی را در بر میگیرد به این معنی که برای اینکه یک عقیده یا محصول خلاق باشد باید تازه بوده و همچنین کاربردی باشد . (دولینگر[۴]،۲۰۰۷  )

پایان نامه ها

آمابیل[۵])۱۹۹۰ )ضمن تأیید تعریف خلاقیت بر مبنای تازگی و تناسب ، ارزش قیدی را به آن اضافه میکند. آمابیل معتقد است در تکمیل دو عنصری که در اغلب تعریف ها آمده یعنی تازگی و تناسب و ارزشمندی باید این نکته را اضافه نمود که علم خلاق از طریق اکتشاف انجام میگیرد نه از طریق الگوریتم . امروزه عده زیادی از محققان و متخصصان عقیده دارند که ما نمیتوانیم به افراد و کارهای خلاق جدا از اجتماعی که در آن عمل میکنند بپردازیم، زیرا خلاقیت هرگز نتیجه عمل فرد به تنهایی نیست. (حسینی،۱۳۸۱)

 

۲-۷- مراحل فرایند خلاقیت:

در طی سال های گذشته صاحبنظران و نظریه پردازان برای فرایند خلاقیت مراحل مختلفی را قائل شده اند.  نظریه پردازانی همچون اسبورن، والاک، پارسنز، تورنس و … از جمله کسانی بودند که مراحلی را برای فرایند خلاقیت ارائه نموده اند، از جمله این نظریه پردازان آمابیل ترزا می باشد که فرایند خلاقیت را شامل ۵ مرحله میداند که به شرح ذیل می باشد. (آمابیل ترزا، ۱۹۸۹)

۱- ارائه مسأله[۶]: ارائه مسأله اولین فرایند مرحله خلاقیت می باشد، این مرحله زمانی است که وظیفه فرد تعیین می گردد و فرد میداند که چه کاری می بایست انجام دهد.

۲- آماده کردن[۷]: در این مرحله فرد به فعالیت هایی جهت حل کردن مسأله می پردازد ،شخص منابع و اطلاعات لازم را برای حل مسأله جمع آوری می نماید.

۳- ایجاد ایده ها یا امکانات[۸]: غالب مردم خلاقیت را به معنی این مرحله می گیرند. فرد در این مرحله از طریق ترکیب و تلقیق منابع موجود ایده های جدید می آفریند در این مرحله موضوعی به نام (در نهفتگی) مطرح می گردد. در نهفتگی[۹] بدین معنی است که فرد مسأله را برای مدتی رها می کند.  رها کردن مسأله موجب سهولت در رسیدن به جنبه های جدیدی از مسأله می گردد و این فرایند در مرحله سوم رخ می دهد.

۴- اعتباریابی[۱۰]: در این مرحله فرد به آزمون ایده ها و امکانات مختلفی که در مرحله سوم ایجاد شده است می پردازد و درستی و صحت آن ها را برآورده می نماید.

۵- ارزیابی نتیجه[۱۱]: در این مرحله فرایند خلاقیت متوقف و یا فرایند رضایتبخش بوده و به نتیجه رسیده است و کار پایان یافته می باشد و یا اینکه نتیجه کاملاً حصول پیدا نکرده و فرایند نیاز به بازبینی و اصلاح دارد.

آلبرشت معتقد است خلاقیت پنج مرحله دارد این مراحل عبارتند از:

شخص خلاق ابتدا اطلاعات اطراف خود را جذب میکند و به بررسی و جستجوی راه های مختلف میپردازد. در این هنگام، ذهن فرد خلاق با بهره گرفتن از اطلاعات خام به طور غیر محسوس آغاز به کار میکند و پس از تجزیه و تحلیل و ترکیب اطلاعات ،راه حلی برای مسأله عرضه میکند . در مرحله ای که الهام نامیده میشود فرد خلاق احساس میکند راه حل جالبی پیدا کرده است ،بنابراین سعی میکند راه حل جدید را بیازماید . با کمی انعطاف پذیری میتوان طرح و ایده را تعدیل و به طرحی کامل و قابل اعتماد تبدیل نمود . شاید هم لازم باشد راه حل بررسی شود . در نهایت نوبت به عرضه اندیشه به طوری قابل اجرای میباشد. مراحل خلاقیت یا پذیرش اندیشه کامل خواهد شد. (مشبکی،تیمورنژاد،۱۳۸۰ )

[۱]- S.Robbins

[۲]- Stein

[۳]- Remon

[۴]-Dollinger

[۵]-Amabile

[۶]- Problem Presentation

[۷]- preparation

[۸]- Generation of ideas

[۹]- Incubation

[۱۰]Validation

[۱۱]- Out come Assessment

انواع بلیط هواپیما را بشناسید!

عموم مسافران پر و پا قرص هواپیما با بلیط هواپیما چارتری و سیستمی آشنا می باشند! اما آیا این بلیط ها نسبت به هم برتری هایی دارند؟ منظور از بلیط چارتر چیست؟ در چه مواقعی بلیط چارتر و در چه مواقعی بلیط سیستمی تهیه کنیم؟

در این مقاله به بررسی انواع بلیط هواپیما می پردازیم.

بلیط هواپیما چارتر و مزایا و معایب آن

احتمالا پیام کوتاه های بسیاری از آژانس های گردشگری دریافت کرده اید که در آن قیمت بسیار مناسبی برای بلیط های لحظه آخری خود پیشنهاد داده اند! جالب است بدانید بسیاری از این بلیط های لحظه آخری که با قیمت های بسیار پایین تر از حد انتظار با آن روبه رو می شوید، بلیط های چارتری هستند!

در واقع بلیط هایی که به عنوان بلیط هواپیما چارتری https://www.safarme.com/charter-airplane-ticket مطرح می شوند از نظر کیفیت هیچ تفاوتی با بلیط های سیستمی ندارند. یک آژانس و سا شرکت گردشگری به صورت کلی و یا بخشی از صندلی های یک هواپیما را رزرو می کند و آن را به مسافران و یا سایر آژانس های گردشگری می فروشد.

بلیط های چارتر عموما در مسیرهای پرتردد یافت می شوند. دلیل این موضوع نیز این است که آژانس ها دوست ندارند ضرر کنند! رزرو صندلی های هواپیما در مسیرهای کم سفر عموما ریسک بالایی دارد! برای همین در هر مسیری بلیط چارتر پیدا نمی شود.

در فصول پر سفر انتظار کاهش قیمت بلیط هواپیما چارتری در زمان نزدیک شدن به پرواز را نداشته باشید. حتی امکان برعکس شدن ماجرا نیز وجود دارد و با نزدیکی به ساعات پرواز و افزایش تقاضا با قیمت بالاتری بلیط عرضه شود.

در مواقعی که به پرواز نزدیک می شود، در صورت پر نشدن صندلی های هواپیما، عموما اقدام به کاهش قیمت بلیط می کنند تا هواپیما به صورت خالی بلند نشود. به همین دلیل است که بلیط لحظه آخری عموما ارزانتر می شود.

اما بلیط چارتر در کنار ارزانتر بودن معایبی نیز دارد. به عنوان مثال اگر به هر دلیلی از سفر منصرف شوید، بلیط هواپیما چارتری شما سوخت می گردد. البته اگر بلیط هواپیما سفرمی تهیه کرده باشید، نیازی به نگرانی نیست. سایت سفرمی بلیط هواپیما چارتری شما را کنسل می کند.

از دیگر معیاب بلیط چارتر، قیمت یکسان آن برای بزرگسالان و کودکان است.

بلیط هواپیما سیستمی و مزایا و معایب آن

از مهمترین ویژگی پروازهای سیستمی برنامه ریزی شده بودن آن است. به طوریک برای بازه های زمانی طولانی تر برنامه پروازها را می توان دید و برنامه ریزی کرد. البته به این معنا نیست که هیچ تغییری در آن اتفاق نمی افتد. اما عموما تغییرات کمی دارند. بنابراین با خیال راحت می توان برنامه ریزی سفر را انجام داد.

از دیگر ویژگی های بلیط سیستمی ثبات قیمت آن نسبت به بلیط های چارتر است. تنوع قیمت بلیط های چارتر در سایت های گوناگون بسیار بیشتر از تنوع آنها در بلیط های سیستمی است. اغلب قیمت بلیط های سیستمی ثابت است و در همه جا به یک قیمت پیدا می شود.

عموما شنیده اید که بلیط هواپیما سیستمی گرانتر از بلیط های چارتر هستند اما باید گفت که این دسته از بلیط ها مزایایی هم دارند. مثلا اگر به صورت خانوادگی سفر می کنید، برای خانوارهای شلوغ، با توجه به قیمت های متفاوتی که برای رده سنی متفاوت دارد می تواند گزینه مناسبی باشد. مثلا برای کودکان 2 تا 12 سال قیمت بلیط سیستمی نیم بها محاسبه می شود!

همچنین اگر به هر دلیلی سفرتان کنسل شد؛ بسته به زمانی که کنسلی بلیط خود را انجام دهید می توانید بخشی از پول خود را دریافت کنید.

از دیگر مزایای بلیط هواپیما سیستمی تنوع مسیرها می باشد.

تنها ایراد بلیط هواپیما سیستمی گرانتر بودن آن نسبت به بلیط چارتر است. البته اگر خرید بلیط هواپیما سفرمی را انجام داده باشید، متوجه قیمت مناسب تر آن نسبت به سایر سایت ها در بلیط های چارتر و سیستمی خواهید شد.

خرید بلیط هواپیما سفرمی

سامانه آنلاین خرید بلیط هواپیما سفرمی، امکان خریدی ارزان و امن را برای تمامی مسافران ایجاد کرده است. برای خرید بلیط از این سایت نیازی به ثبت نام اولیه نمی باشد. بنابراین اگر به هر دلیلی برای خرید عجله دارید به راحتی می توانید بلیط خود را در اسرع وقت تهیه کنید. البته برای استفاده از سایر خدمات باشگاه مشتریان نیاز است قبل از خرید بلیط هواپیما سفرمی در آن ثبت نام کنید.

سپتیک تانک ، لوله کاروگیت ، پکیج تصفیه فاضلاب – گروه مهندسی اوژن اطلس سپهر

گروه مهندسی اوژن اطلس سپهر سال ۱۳۸۷ با تلاش جمعی از دانش آموختگان دانشگاه‌های تهران و بین‌المللی قزوین تاسیس گردید. مجموعه اوژن با عنایت خداوند متعال و با تلاس پرسنل پرتوان خود توانست در تولید محصولات پلی اتیلن در کشور به قطب قابل ملاحظه ای تبدیل شود.

تیم توانمند شرکت پس از بررسی های تخصصی و تحقیق و توسعه شبانه روزی توانسته است با استفاده از علم و تجربه خود در صنعت آب و فاضلاب شروع به فعالیت نماید. تکیه بر توان تولید خود در صنعت پلی اتیلن به تکنولوژی ساخت پکیج های تصفیه فاضلاب برسد که با توسعه این مهم مشکل خوردگی در پکیج های فلزی مخصوصاً در مناطق مرطوب کشور را تا ۹۰ درصد کاهش داد.

مهمترین زمینه‌های فعالیت و ارائه خدمات گروه مهندسی اوژن اطلس سپهر به شرح ذیل می باشد:

۱. مشاوره، طراحی و اجرای سیستم‌های پکیج تصفیه فاضلاب شهری (انسانی – بهداشتی) و پکیج های تصفیه فاضلاب صنعتی

۲. طراحی و ساخت سیستم‌های تصفیه آب مانند سختی گیرها فیلتراسیون و دستگاه‌های اسموز معکوس (RO)

۳. انجام امور جمع آوری و انتقال فاضلاب های شهری و صنعتی (طراحی، مشاوره و اجرا)

۴. طراحی و ساخت انواع مخازن فایبرگلاس و پلی اتیلن جهت نگهداری سیالات مختلف

۵. طراحی و ساخت انواع سپتیک تانک و مخازن UABR و مخازن تصفیه بی هوازی

۶. تولید انواع موادهای شیمیایی مورد مصرف در تصفیه فاضلاب

۷. تولید انواع لوله کاروگیت، اسپیرال در سایزهای مختلف

 

  • آدرس شرکت:

تهران، ولنجک، نبش خیابان بیست و پنجم

  • نیاز به مشاوره دارید؟ تماس بگیرید

۹۱۳۰۰۲۰۴ – ۰۲۱

  • ساعات کاری
  • شنبه -چهارشنبه: ۰۸:۳۰ الی ۱۷:۰۰
  • پنجشنبه: ۰۸:۳۰ الی ۱۲:۳۰
  • جمعه: تعطیل
  • تماس با ما

E-mail: [email protected]

شبکه های اجتماعی

Telegram: https://t.me/ozhenco

Instagram : https://www.instagram.com/ozhen.co/

https://www.aparat.com/ozhenco

کلمات کلیدی : سپتیک تانک ، لوله کاروگیت ،  پکیج تصفیه فاضلاب

نمونه سایت های برگزیده :

 تجارت الکترونیک

حاصل بکارگیری اینترنت در تجارت و خرید و فروش ظهور پدیده تجارت الکترونیک است. کمیسسون اروپایی در سال ۱۹۹۷ تجارت الکترونیک را به شکل زیر تعریف کرده است: تجارت الکترونیک بر پردازش و انتقال الکترونیکی داده­ها شامل متن، صدا و تصویر مبتنی می­باشد و شامل فعالیت­های گوناگونی از قبیل مبادله الکترونیکی کالاها و خدمات، تحویل فوری مطالب دیجیتالی و انتقال الکترونیک می­گردد. تجارت الکترونیک در ساده ترین تعریف عبارتست از: یافتن منابع، انجام دادن فعالیت­ها، ارزیابی، گفتگو، سفارش­دادن، تحویل­گرفتن محصول، پرداخت و ارائه خدمات پشتیبانی که به گونه الکترونیک انجام می­شود (نگهداری، ۱۳۸۷: ۵۴).

مطالعه برک (۱۹۹۷)[۱] نشان می­دهد که خرید اینترنتی، خدمات بدون وقفه (۲۴ ساعته و در ۷روز هفته) را ارائه می­کند که در آن محدودیت زمانی، مکانی و جوی وجود ندارد. ارزش راحتی، دلیل اصلی افرادی است که علاقه دارند به خرید آنلاین بپردازند. ولفینبرگر[۲] (۲۰۰۱) همچنین بیان می­کند که خرید اینترنتی محیط خریدی راحت­تر و آسان­تر را فراهم می­کند و افراد می­تواند در منزل خود، خرید کنند. همچنین مصرف­کنندگان نیز می­توانند تصمیم بگیرند که چه موقعی مطابق با برنامه خودشان اقدام به خرید نمایند. مطالعات آلبا[۳] (۱۹۹۷) نشان می­دهد که در وب سایت­های آنلاین محصولات بیشتری برای انتخاب وجود دارد زیرا مانند وب سایت­های فیزیکی از نظر مکانی و فضا تحت فشار نیستند. ولفینبرگر (۲۰۰۱) همچنین متذکر می شود که وب سایت­های فیزیکی این توان را ندارند که کالاهای کمتر عامه پسند را برای برخی بازارهای بکر نگهداری کنند، درحالی که وب سایت­های آنلاین چنین مشکلی را ندارند. به عبارت دیگر وب سایت­های آنلاین قادرند که انتخاب­های متنوع­تری را با هزینه پایین­تر ارائه کنند. مطالعه ولفینبرگر (۲۰۰۱) نشان می­دهد که فراهم بودن اطلاعات شامل کسب اطلاعات مربوط به مشخصات محصول، وب سایت­ها، باعث افزایش فروش می­شود. اینترنت کارآترین ابزاری است که کسب چنین اطلاعاتی را برای مصرف کنندگان فراهم می­کند. اطلاعات جمع آوری شده، قابلیت کپی شدن یا ذخیره شدن را برای بررسی و مقایسات آتی نیز دارد. باکوس (۱۹۹۷) بر این باور است که اینترنت شامل منابع اطلاعات عمومی متعدد و ابزار جستجوی موارد گوناگون است. مشتریان تنها دریافت اطلاعات فراوان درباره محصولات و وب سایت ها به طور آنلاین تنها چند کلیک فاصله دارند (تو و همکاران، ۲۰۰۷: ۷۷۸). بنا به وستبروک[۴] (۱۹۸۵) ماجراجویی بدین معنی است که مشتریان با چیزی جالب، نو و بدیع برخورد کنند و لذت کاوش و کشف را طی فرآیند خرید تجربه کتتد. شری[۵] (۱۹۹۰) معتقد است که طی فرآیند خرید، نیاز خریدار به شور و هیجان جسمانی و شهوانی به مراتب بیشتر از نیاز به خود کالاست. وبستر (۱۹۹۳)[۶] اشاره می­کند که افراد در حین تعامل با کامپیوتر حس کنجکاوی را تجربه می­کنند که این حس کنجکاوی می تواند به ماجراجویی و خرید بدون برنامه­ریزی شود (تو و همکاران، ۲۰۰۷: ۷۷۸).

 

وب سایت اینترنتی

محیط تجارت الکترونیک که مبتنی بر اینترنت است، این امکان را به مشتریان می­دهد تا برای جستجوی اطلاعات  و خرید کالا و خدمات از طریق ارتباط مستقیم با وب سایت های اینترنتی اقدام کنند. خرید به صورت اینترنتی براساس تجربه واقعی از خرید کالا نیست؛ بلکه براساس ظواهری مانند تصویر، شکل، اطلاعات کیفی و تبلیغات از کالا استوار است. با گسترش روزافزون اینترنت در امور مختلف زندگی، یکی از مباحث طرح شده، جلب مشتریان جهت انجام مبادلات از طریق اینترنت است که مورد توجه بسیاری از سازمان­ها و مشتریان قرار گرفته و تحقیقات زیادی برای حمایت از ایجاد خرید اینترنتی صورت پذیرفته است (سعیدنیا و بنی اسدی، ۱۳۸۶: ۴۵).

وب سایت اینترنتی را می­توان پایه و اساس تجارت الکترونیک دانست. یک وب سایت اینترنتی یا وب سایت آنلاین تشکیل شده از اجزای مختلفی است که همگی با هم می­توانند مجموعه­ای هماهنگ و روان را خلق کنند تا یک بازدید­کننده، درست مانند یک وب سایت واقعی، خود را در میان گزینه­های مختلف ببیند و با آزادی انتخاب و کسب اطلاعات کافی­، بتواند محصول مورد نظرش را انتخاب، خرید و تحویل بگیرد.

یک وب سایت اینترنتی، وب­سایت یا مجموعه­ای از وب­سایت­ها است که محصولاتی (کالا یا خدمات) را در بستر اینترنتی­، به کاربرانی منتخب یا عمومی ، معرفی کرده و با فراهم آوردن یک سبد خرید آنلاین و درگاه های پرداخت اینترنتی، امکان خرید را برای آنها فراهم می­کند و گزینه های متنوعی را نیز برای تحویل کالا و خدمات در اختیار او قرار می­دهد.

طبق تعریف فوق، می­توان سه خصوصیت را برای یک وب سایت اینترنتی بر شمرد:

  • فروش کالا یا خدمات: با وجودی که برخی وب سایت­های آنلاین، تنها جنبه اطلاع رسانی و هدایت کاربران به سوی وب سایت واقعی یک شرکت را انجام می­دهند، اما بیشتر وب سایت­های اینترنتی­، کلیه مراحل معرفی، خرید، پرداخت و تحویل را به صورت آنلاین به انجام می­رسانند.
  • سبد خرید اینترنتی: به طور معمول­، یک وب سایت اینترنتی، یک سبد خرید آنلاین را در اختیار مشتری خود قرار می دهد که تا هر زمان که بخواهد، می­تواند محصولاتی را از میان محصولات وب سایت، به آن سبد اضافه کرده و سپس برای ورود اطلاعات و پرداخت هزینه اقدام کند.
  • بازارهای بخشی[۷]: عبارت بازارهای بخشی از جمله عبارت هایی است که ترجمه هایی نامفهومی از آن وجود دارد. به آن بازار گوشه­ای یا گوشه بازار می­گویند. مفهوم آن­، بخش هایی از صنعت یا بازار است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است و با وجود کوچک بودن، مشتریان خاص خود را داراست. وب سایت­های اینترنتی معمولاً بخش کوچکی از بازار را، هدف خود قرار می­دهند و در آن حوزه فعالیت می­کنند (سعیدنیا و بنی اسدی، ۱۳۸۶: ۴۵).

 

 محیط وب سایت اینترنتی

ویژگی­های وب­سایت­ها بر رفتار مشتری تأثیر دارد و این تأثیر در بین خرده­فروشها و مشتریان نهایی بیشتر حائز اهمیت است (بالابینز و همکاران، ۲۰۰۱: ۷۰).  در نتیجه علاقه و توجه شرکت­ها برای ارائه ارزش­های بیشتر به مشتری در خرید اینترنتی و برقراری مدیریت رابطه با مشتری افزایش یافته است. به ویژه شرکت­هایی که درپی حفظ مشتریان موجود و نیز جذب مشتریان جدید هستند،  فعالیت­های خود را در جهت ارائه و خلق ارزش برای مشتریان هدف خود معطوف داشته­اند و برای انجام این مهم آنها باید درک عمیقی از ابعادی که ارزش مشتری را در بر می گیرند، داشته باشند. شرکت­ها برای جذب مشتریان جدید، باید وب­سایت­ها را بگونه­ای طراحی کنند تا نظر مشتریان به آن جلب شده و خرید کنند (سیموس و همکاران[۸]، ۲۰۰۶: ۱۷۵).

وارن کیگان[۹] از صاحب نظران علم بازاریابی، معتقد است که تنها در صورت تمرکز منابع بر فرصت­ها و ایجاد ارزش برای مشتری است که می توان به مزیت رقابتی پایدار دست یافت .ایجاد وب­­سایتها از امکانات و فرصتهای جدید است که باید ویژگیهایی از آن که بر روی مشتریان اثرگذار است، شناسایی شده و به نحو مطلوب طراحی و مدیریت شود به صورتی که طراحی خوب وب سایت مشتریان را تحریک می­نماید تا بدون برنامه خرید نمایند. جو وب سایت محرکی است که بر محبوبیت  مصرف کننده اثر می گذارد و ممکن است خرید ناگهانی را افزایش دهد (ویلاویریت و همکاران[۱۰]، ۲۰۰۹). ادراک مصرف کننده از محیط وب سایت همچنین ممکن است بر خلق و خوی خریدار اثر شدید داشته باشد (مایکون و همکاران[۱۱]، ۲۰۰۰). نگرش خریداران نسبت به محیط وب سایت در مقایسه با نگرش آنها در مورد محصولات تاثیر خیلی بیشتری بر واکنش­های عاطفی خریدار دارد. بین ویژگی­های محیط وب سایت و قصد خرید ناگهانی ارتباط وجود دارد (کیم، ۲۰۰۳). محیط وب سایت بر رفتار خرید ناگهانی تاثیرگذار می­باشد به گونه­ای که ویژگی­های وب سایت بر پاسخهای عاطفی خریداران که شامل لذت و برانگیختگی می­باشد تأثیر گذاشته و این پاسخهای عاطفی باعث افزایش احتمال خرید ناگهانی می­شوند (ژو[۱۲]، ۲۰۰۷: ۴۵).

ازعمده ترین ویژگی­هایی که وب­سایتها باید داشته باشند می­توان به این موارد اشاره کرد: پیمایش، محتوا، طرح (صفحه آرایی) و فضای مناسب برای انجام عملیات در وب سایت اشاره کرد که همه این موارد برای مشتریان مهم بوده و بر تصمیم خرید آن­ها تأثیر می­گذارد (وانگ و همکاران،۲۰۰۷: ۱۴۷)[۱۳].

 

 محتوا وب سایت اینترنتی[۱۴]

محتوا وب سایت اینترنتی شامل تمامی موارد مرتبطی است که بر روی وب سایت در دسترس است. این موارد شامل ویژگی­های محصول، قیمتها و اطلاعات ارائه شده، شیوه­های ارجاعی، مقایسه اطلاعات و … می­باشد (فلوه و مادلبرگر، ۲۰۱۳: ۴۲۸). رایس[۱۵] (۱۹۹۷) تأیید کرد که دردسترس بودن محتوای مناسب به طور چشمگیری کاربران اینترنتی و مراجعه کنندگان به وب سایت را افزایش می­دهد. محتوا مهمترین قسمت یک وب سایت است که در دراز مدت درآمد بیشتری برای شما ایجاد می­کند. نمودار سلسله مراتبی (نموداری که نشان دهنده صفحات اصلی در یک وب سایت و چگونگی ارتباط آنها) و استوری بورد[۱۶] (که نشان دهنده طرح صفحات وب و چگونگی حرکت مصرف­کننده بین صفحات وب)، به صراحت و به خوبی مجموعه­ای از متن، گرافیک، عکس، ویدئو که مورد نیاز وب سایت­های تجاری و یا گروه بندی­های صفحه وب مطلب را بیان نمی­کنند. محتوای خوب برای وب سایت آنلاین یعنی توضیح کامل در مورد محصولات، دسته بندی محصولات، اطلاعات تماس، خلاقیت در محتوی و… محصول شامل خصوصیات مرتبط به کالا همانند طبقه­بندی، تنوع و اطلاعات کالا است. طبقه‌بندی متنوع کالاها احتمال ارضای نیازهای مصرف‌کننده را افزایش می‌دهد، اما همه کالاهای قابل دسترسی در کاتالوگ‌های تجاری یا وب سایت‌های واقعی به‌طور اینترنتی قابل دسترسی نیستند (فلوه و مادلبرگر، ۲۰۱۳: ۴۲۸).  براساس مطالعه لوث و اسپایلر، وب سایت‌های اینترنتی بزرگ کم اثرتر از وب سایت­های کوچک در تبدیل عده زیاد بازدیدکنندگان به خریداران هستند، زیرا مصرف­کنندگان در یافتن کالایی که جستجو می­کنند مشکل دارند. این بدین دلیل است که نقش اولیه وب سایت‌های اینترنتی فراهم آوردن اطلاعات در مورد کالا و قیمت آن برای کمک به کاهش هزینه جستجوی مصرف­کنندگان می باشد. اطلاعات با کیفیت­تر و گسترده­تر که در اینترنت قابل دسترسی هستند، سطوح بالاتری از رضایت مشتری و تصمیمات بهتر خرید را فراهم می­کند (مونتویاویس و همکاران، ۲۰۰۳: ۴۵۵). وب سایت­های خرید اینترنتی می توانند اطلاعات گسترده­تری از کالا همانند مقایسه قیمتها، خلاصه­ای از کالا (مانند خلاصه کتاب در وب سایت کتاب اینترنتی) و نمایش کالا (مانند انتقال و ذخیره نرم افزار) را ارائه دهند. یک وب سایت آنلاین خوب باید دارای امکانات مناسبی برای جست و جوی کالا در بخش جستجو[۱۷] داشته باشد یعنی این بخش بتواند به خوبی کالای مورد نظر مشتریان را در وب سایت جست­وجو کند و اطلاعات کامل کالا از جمله قیمت و کیفیت را در اختیار مشتریان قرار دهد.

 

 

۲-۱-۶-۱-۱-۱) کیفیت اطلاعات

کیفیت اطلاعات مربوط به مسائل محتوایی تجارت الکترونیک می باشد. شعار شناخته شده “محتوا پادشاه است” است (هیوزینگ[۱۸]، ۲۰۰۰). هدف اساسی وب سایت ارائه اطلاعات است (بتی و همکاران[۱۹]، ۲۰۰۰). تصمیم گیری این که چه محتوایی بر روی یک وب سایت قرار گیرد، بسیار مهم است. یک شرکت هنگامی که می خواهد مخاطبان را جذب کند باید از محتوای سایت برای جذب آنها استفاده کند (لیر، ۲۰۰۱). لین و لو[۲۰] (۲۰۰۰) به موضوع چگونگی پذیرش مشتریانی که توسط ویژگی­ها و اطلاعات دقیق  تحت تأثیر قرار گرفته بودند، پرداختند. هیوزینگ (۲۰۰۰) محتوا وب سایت را از هر دو مفهوم طراحی و عملیاتی با استفاده از اقدامات عینی و ذهنی را متمایز کرد.

پرکویتز و اتزیونی[۲۱] (۱۹۹۹) اهمیت اطلاعات به روز با مفهوم وب سایت های تطبیقی کشف کردند. محتوا توسط دو مفهوم دقت اطلاعات و مرتبط بودن نشان داده می­شود (کائو و همکاران، ۲۰۰۵، ۶۵۰)[۲۲].

 

۲-۱-۶-۱-۱-۲) دقت اطلاعات

اساسی­ترین قابلیت وب سایت ارائه اطلاعات در مورد محصولات، خدمات، مردم، رویدادها و یا ایده است. وب سایت شرکت می­تواند با ارائه اطلاعات نامناسب، کسب و کار خود را به مخاطره اندازد. در نتیجه، برای شرکت­ها ضروری است تا توجه خود را به عواملی که  ممکن است به افزایش کیفیت اطلاعات منجر شود، افزایش دهند (لین و لو، ۲۰۰۰). اطلاعات در وبسایت باید دقیق، آموزنده و به­روز باشد. افزایش دقت اطلاعات در مورد محصول، مشتری را می تواند راضی کند. هر روز باید اطلاعات اضافه یا اطلاعات قبلی به روز شود. مثلأ سایت آمازون، می توان لیست صد کتابی که هرساعت در سایت قرار می­گیرد را مشاهده کرد.

 

 مرتبط بودن اطلاعات

مرتبط­بودن اطلاعات به حدی که اطلاعات در وب سایت به نیازهای اطلاعاتی مشتری مربوط می شود اشاره دارد. بعید است که یک شرکت بخواهد به همان اطلاعات را به گروه­های مختلف مشتریان ارائه کند (هیوزینگ، ۲۰۰۰). بخش­های مختلف وب سایت باید برای نیازهای گروه های مختلف مشتریان طراحی شود. مشتریان بالقوه وب سایت باید شناسایی و نیازهای آنها مورد بررسی قرارگیرد. بنابراین نیازهای مشتریان و همچنین پوشش موضوعی، توسعه های مختلف بخش وب سایت هدایت کرده­اند. به عنوان مثال، محتوای وب سایت خودروساز باید شامل اطلاعات مربوط به شاخه­های آن در مناطق مختلف و یا کشورها و مدل­ها و ویژگی های مختلف باشد. علاوه بر این، یک وب سایت باید تعهدات در حال انجام را نشان دهد. تعهدات پذیرفته شده درقبال مشتریان باید به دقت انجام گیرد. اگر این اتفاق نیافتد، وب سایت اعتبار و مشتریان خود را از دست خواهد داد (کائو و همکاران، ۲۰۰۵، ۶۵۱).

 

 نکاتی در مورد متون و اطلاعات وب سایت­های اینترنتی

هنگام قرار دادن متون در وب سایت­های اینترنتی باید به چند نکته توجه کرد تا بتوان جذابیت و سودمندی سایت و مطالب را افزایش داد. این نکات عبارتند از:

  1. اطلاعات باید خلاصه و کوتاه باشد. تقریبأ ۸۰ درصد از کاربران وب وقتی با حجم وسیع اطلاعات مواجه می شوند، به جای مطالعه تنها آنها را اسکن می­کنند. بنابراین، نکات مهم مطالب باید واضح و روشن بیان شود. این درحالی است که اگر بینندگان با حجم وسیع اطلاعات مواجه شوند، در این حجم از اطلاعات غوطه­ور شده و از مطالعه مطالب خودداری می­کنند
  2. در متن باید یک مشکل را مطرح نموده و نشان داد چگونه می­توان آنرا حل کرد. در چندین پاراگراف اول که در صفحه اصلی شما ظاهر می­گردد باید به جزئیات بیشتری از مسأله­ای که در سرخط خود مطرح شده پرداخت. تنها زمانی بازدید­کنندگان احساس می­کنند که درک شده­اند که مطمئن شوند که محصول یا خدمات وب سایت می­تواند مشکل آنها را حل نماید. وقتی مشکل مطرح شد سپس می­توان محصول یا خدمات خود را بعنوان راه حل مشکل معرفی نمایید. با تأکید بر اینکه واقعأ چگونه محصول یا خدمات شما مشکل خواننده را برطرف می­کند این تضمین را خواهید یافت که افزایش فروش خود را شاهد باشید (مونتویاویس و همکاران، ۲۰۰۳: ۴۵۶).
  3. همچنین وب سایت­های اینترنتی باید اعتبار مطالب ارائه شده خود را افزایش داده و اعتماد بازدید­کنندگان را به خود تقویت نمایید. از طریق این فرآیند است که بازدید کنندگان شما اعتماد می­کنند و از خرید از شما احساس آسودگی می­کنند. چندین راه وجود دارد که این کار را به صورت مؤثر انجام داد که دو عدد از سریعترین و راه ترین آنها عبارتند از: یکی از روش­هایی که وب سایت­های اینترنتی می­توانند اعتبار خود را نشان دهند درج نظرات مشتریان خود در متن پیام فروش می­باشد. اینها متونی برگزیده از ایمیل­های موثق یا نامه­هایی از مشتریان است که بیان می­کند چگونه محصول یا سرویس این وب سایت کمک نموده تا مشکلی که با آن مواجه بودند حل گردد. روش دیگر این است که می­توان با افزودن یک بخش به متن فروش که اعتبار­نامه­ها، تجربه و هر اطلاعاتی از عملکرد گذشته وب سایت­ اینترنتی را مختصرا توضیح می­دهد که وب سایت­ چگونه واجد شرایط برای حل مشکل بازدید کنندگان شده­اید و به این روش ­می­توان بر اعتبار وب سایت­ اینترنتی افزود (مونتویاویس و همکاران، ۲۰۰۳: ۴۵۶).
  4. مردم به طور معمول وقتی آنلاین هستند در جستجوی اطلاعات رایگان هستند. اگر نقشه فروش خود را خیلی زود در متن شروع کنید احتمال دارد قبل از اینکه شانسی داشته باشید که دل آنها را بربایید آنها را از ادامه منصرف می­کنید. شما بایستی آنها را به آنچه می­گویید و ارتباط آن به مشکلی با آن مواجه هستند، علاقه­مند سازید. قبل از اینکه خواننده شما به محصول علاقه­مند گردد. توجه افراد در حال جستجو را با تغییر قالب و ظاهر متن خود جلب نمایید.
  5. تعداد بسیار کمی از بازدیدکنندگان از وب سایت­های اینترنتی، همه کلمات متن فروش را از آغاز تا پایان می­خوانند. اغلب با نگاهی گذرا از متن تنها لغات و عبارات خاصی را می­خوانند. این به این خاطر است که اگر شما نیاز دارید مزایای اصلی خود را برجسته نمایید، امتحان کنید و به ترکیب درستی دست پیدا کنید که نظر مردم را با نگاهی که به آن می اندازد جلب کند. این موارد عبارتند از:
  • کاربرد خطوط بولد، ایتالیک و برجسته بطوریکه بر کلیدی ترین مزایای پیشنهاد شما تاکید نماید.
  • تنوع در پاراگراف­ها، بدین منظور که صفحه شبیه ستونی از متون با قالب منسجم نباشد.
  • افزودن سرخط­های فرعی که بر پیام­های اصلی شما تأکید نماید و بازدید­کنندگان شما را مجبور نماید پاراگراف­هایی که به دنبال می­آیند را بخوانند.
  • قسمت چپ صفحه را خالی بگذارید (زیرا این حالت خواندن متن راحت­تر است از متن منظم شده استفاده کنید).
  • قرار دادن تکه­های مهم ولی کوتاه متن یا سرخط­های فرعی در وسط به طوری که آنها از بدنه اصلی متن بیشتر نمایان کند.

سایت بدون محتوا هیچ چیزی ندارد. در واقع شاید بهترین راه برگشت سرمایه، بالا بردن کیفیت محتوای سایت است. به عبارت دیگر، راه نهایی برای افزایش ترافیک سایت است. محتوای وب­سایت شامل چیزهایی است که اطلاعاتی را برای بینندگان فراهم می­کنند. زمانی که از محتوای سایت صحبت می شود، افکار افراد بر متن متمرکز می شود، در حالی که محتوای سایت می­تواند عکس، صدا، ویدئو یا فایل باشد. تعداد کلمات زیاد در سایت، کلید واژگان زیادی را برای موتورهای جستجو فراهم می آورد، همچنین تعداد صفحات زیاد باعث افزایش رتبه صفحه اول می­گردد. مثل خیلی از وب سایت­هایی که در سطح شهرها و کشورها وجود دارند و چیدمان محصولات در آنها از نظم و ترتیب برخوردار است، وب سایت­های آنلاین هم باید از چیدمان مناسب برای مطالب و محصولات خود استفاده کنند

 

 

طرح وب سایت اینترنتی

طرح شامل ظاهر کلی سایت، گرافیک، رنگها، منوها و غیره می باشد. طراحی سایت فقط طراحی گرافیکی را شامل نمی شود. بلکه طراحی سایر عناصر سایت هم جزو نکات بسیار مهم طراحی سایت است. جذابیت طراحی عمدتأ به عناصر بصری، بویژه رنگ های مورد استفاده و طرح کلی آن اشاره دارد. اهمیت و مفید بودن مفهوم کلی جاذبه ها یا ظاهر دیداری در وب سایت در بسیاری از  تحقیقات و توصیفات علمی نشان داده شده است. در تحقیقات سیستم های اطلاعات مفهوم طرح وب سایت اینترنتی بعنوان نماینده ای برای مفهوم ظاهر یا جاذبه­های دیداری ارائه می­شود. اساتید از واژه­های متفاوتی برای توصیف مورد مذکور استفاده می­کنند. طرح وب سایت اینترنتی بعنوان  درجه­ای است که یک شخص معتقد است که وب سایت اینترنتی از لحاظ زیبا شناختی برای مشتری خشنود کننده است

طرح وب­سایت اشاره به برنامه­های بصری و شنیداری وب­سایت که متشکل از رنگ، انیمیشن، گرافیک، طرح و موسیقی است، دارد

طراحی وب سایت به عنوان یک ویژگی خدماتی که با اثرات چند رسانه­ای مرتبط بوده و عنصر زیبایی وب سایت را تقویت کرده و منجر به و افزایش جلوه بصری آن شده،  تعریف کرده­اند. جاذبه­های طرح اشاره به اجزای عناصر دیداری آنها به ویژه رنگهای مورد استفاده و طرح کلی دارد

 

ویژگی­های تصویری (به عنوان مثال، رنگ، انیمیشن، گرافیک، طرح) و شنیداری (به عنوان مثال، موسیقی) وب سایت، که باعث جذابیت وب سایت شده  و ظاهر بصری وب سایت را بهبود می­بخشند. طراحی وب سایت با انیمیشن ، موسیقی، کلیپ های ویدئویی، و سایر عناصر چند رسانه ای برای جلب توجه مشتری ایجاد شده است

مطالعات قبلی اشاره به تأثیر جلوه­های بصری دارد. به عنوان مثال، رنگ، گرافیک و انیمیشن بر حالت­های عاطفی مصرف­کنندگان تأثیر دارد (کاتلر، ۱۹۷۳: ۵۶). با این حال، وب سایت پیچیده و یا بدون جلوه های بصری می­تواند پاسخ­های منفی مصرف­کنندگان را ایجاد کند

بر چگونگی تأثیر وب­سایت­ها بر حالت­های شناختی و قصد  بازدید دوباره مصرف­کننده تمرکز کردند. آنها ذکر کردند که طراحی وب سایت کاربر پسندمی­تواند منجر درک و پردازش مؤثرتر اطلاعات وب سایت توسط مصرف کنندگان شود. لی و لین (۲۰۰۵) اشاره کردند که طراحی وب سایت می تواند تعیین کننده قوی پاسخ مصرف کننده باشد.

گرافیک تصاویر، آرم و انیمیشن ها، که به صورت دیداری نمایش داده می­شوند، باعث بالا بردن  میزان مراجعه دوباره کاربران به وب سایت شرکت­ها می­شود. طرح کلی وب سایت نیز می تواند به عنوان یک نماد و عامل اثرگذار بر روی ادراک مشتری، استفاده شود. علاوه بر راحتی دستیابی به صفحه مورد نظر بر پایه ساختار خوش طرح، جذابیت­های ظاهری وب سایت نیز در جلب اعتماد مشتری تاثیر بسزایی دارند. تحقیقات نشان داده که شکل تصاویر، گرافیک ها، شکل منوها، و سازگاری قالب حروف با تصاویر در ادراک مشتریان تاثیر داشته و این طرح بندی کلی می تواند یک احساس کلی را به مشتریان منتقل کند. بررسی­ها حاکی از آن است که تصویر زمینه نیز به طور برجسته­ای می­تواند نشان دهنده خصوصیات و ویژگی­های شرکت و محصولات آن باشد (جوانمرد و سلطان زاده، ۱۳۸۸: ۲۴۲). تا آنجا که ممکن است می­بایست در صفحه زمینه از رنگ­های روشن، همراه با رنگ­های اصلی همچون قرمز، پرتقالی، سبز، زرشکی، آبی و صورتی با زر و برق و درخشندگی زیاد، استفاده شود. اما رنگ قالب و فهرست­ها در بسیاری از شرکت­های مشهور دنیا همچون مک دونالد، از رنگ­های تیره استفاده شده است. البته باید به تفاوت رنگ­ها، برای محصولات، خدمات و مشتریان متفاوت توجه شود. مثلاً، در محصولات وخدماتی که مخصوص بچه­ها می­باشد، ترکیبی از رنگ­ها­ی پر زرق و  برق استفاده می­شود

 

نمونه سایت های برگزیده :

مشاوره حقوقی

کربنات شاپ | فروشگاه آنلاین کربنات کلسیم

 

انگشتر طلا مردانه
فروشگاه اینترنتی عطرُونک | مرجع خرید عطر و لوازم آرایشی

پارادیس هاب

دانلود فایل های آموزشی

 

ایران آی تی نیوز

تعمیر تلویزیون ایکس ویژن

سفارش محتوای سایت

ثبت آگهی صنعتی

گلچین مجموعه بروزترین ها و بهترین ها

ایران پلَن تیشن! پایگاه خرید و فروش محصولات کشاورزی

افسردگی 

راستین فایل

وسایل خانه بازی
فروش فایل سنجش و دانش
فروش قالب وردپرس با ارزان ترین قیمت ها
همیاران علم
وکیل پایه یک دادگستری در اهواز
دانلود مقاله و تحقیق

نی نی وبلاگ | کودکان
چاپ عکس آنلاین

 

پکیج تصفیه فاضلاب

 


پنجره ترمال بریک

دریافت کد بورسی

پایان نامه با موضوع مفهوم شناسی دارنده وسیله نقلیه

مقاله - متن کامل - پایان نامه

یکی از حوادث قابل مقایسه با تصادم ، تصادف در تقاطع و سه راه است. با توجه به اینکه در این قبیل موارد صرفا یکی از وسایل نقلیه دارای حق تقدم است، هر چند مرتکب تقصیر نیز شده باشد نمی توان آن را تصادم تلقی نمود زیرا تقصیر و تخلف رانندهای که حق تقدم را رعایت ننموده مقدم بر تقصیر وسیله نقلیه مقابل است و در واقع رابطه سببیت صرفا بین تقصیر نامبرده و حادثه وجود دارد. حادثه رانندگی برخورد وسیله نقلیه با عابر پیاده را نیز نمیتوان از مصادیق تصادم تلقی نمود زیرا در این قبیل موارد هر چند هر دو مقصر باشند ولی عابر نمی تواند نقش و تأثیری در حادثه داشته باشد و یا حادثه برخورد وسیله نقلیه در حال حرکت با وسیله نقلیه در حال حرکت دیگری از عقب را نیز نمی توان تصادم دانست هر چند هر دو مقصر باشند به عنوان مثال وسیله نقلیه جلویی در هنگام شب بدون چراغ خطر و وسیله نقلیه دیگر با نامبرده از پشت برخورد نماید. زیرا در این حادثه فقط وسیله نقلیه ای که با دیگری برخورد نموده به عنوان مباشر محسوب می گردد در حالیکه در تصادم باید هر دو وسیله نقلیه مباشر باشند.

۱-۶-مفهوم شناسی دارنده وسیله نقلیه

مقصود از دارنده وسیله نقلیه شخصی است که وظیفه حفظ و نگهداری یا به تعبیر دیگر اداره وسیله نقلیه را به عهده دارد. ابتدائاً مالک وسیله ی نقلیه وظیفه ی حفظ و نگهداری و اشراف بر آن را بر عهده دارد و دارنده یا محافظ قانونی وسیله ی نقلیه تلقی می شود و اگر قادر به اقامه و ارائه دلیلی مبنی بر انتقال اداره و استیلاء آن از قبیل عقود اجاره، عاریه به دیگری نباشد مسئولیت قانونی ناشی از اداره و حفاظت یا دارندگی بر عهده او میباشد. مالک وسیله میتواند اداره وسیله نقلیه را به دیگری از طرق زیر واگذار نماید:

الف- اجاره وسیلهی نقلیه به دیگری، البته اگر دارنده وسیله نقلیه بعد از اجاره اتومبیل، رانندگی آن را کماکان بر عهده داشته باشد، عقد اجاره باعث انتقال دارندگی نمی شود.

ب- سپردن وسیله ی نقلیه جهت تعمیر و رفع عیب آن باعث انتقال اداره آن می شود زیرا اداره و نظارت به صورت موقت از مالک به تعمیر کار منتقل می شود.

ج- عاریه وسیله ی نقلیه نیز باعث انتقال اداره ی آن میشود.

د- سرقت و تصرف غیر مجاز وسیله ی نقلیه نیز موجب انتقال اداره آن به متصرف می گردد. نظر دیگری که در این مورد مطرح شده است این است که برای اداره کننده شیء تصرف مادی لازم نمی باشد، زیرا اداره یا حراست شیء و تصرف مادی آن دو امر است، مانند راننده ای که برای مالک آن وسیله ، رانندگی می نماید در حالیکه وسیله نقلیه در تصرف مادی اوست، اما اداره کننده آن تلقی نمی گردد برای اینکه نامبرده بر آن سلطه عملی در تصرف ندارد؛ بنابراین ، حتی اگر تصرف مادی بر شیء زایل شود نامبرده کماکان اداره کننده آن تلقی می گردد، مالک اتومبیلی که آن را به صورت متوقف ترک نموده و داخل منزلش شده در مقابل زیان هایی که از آن به دیگری وارد شود ضامن می باشد؛ بنابراین، انتقال شیء از مالک به شخص دیگر غیر از کارگر یا گماشته مانند مستأجر یا مستعیر غالباً باعث انتقال سلطه فعلی شیء به این قبیل اشخاص می شود، زیرا در این موارد از آن منتفع شده و زمام آن را در دست دارد و تصرف در آن به امر او صورت می گیرد.

در حقوق ایران در موردی که مالک وسیله نقلیه اداره آن را ، بدون اینکه نظارت و سلطه ای بر آن داشته باشد به دیگری می سپارد، در صورتی که مسئولیت بیمه نشده باشد، باید مستأجر و مدیر را مسئول شناخت زیرا اداره واقعی وسیله نقلیه با اوست و مالک سلطه ای بر آن ندارد  و شخصی که اداره وسلیه نقلیه را بر عهده دارد به موجب ماده ۱ قانون بیمه اجباری مسئولیت مدنی دارندگان وسایل نقلیه موتوری زمینی در مقابل اشخاص ثالث ، صرفا در مورد وسیله نقلیه متوقف از قبیل سقوط ، انفجار و آتش سوزی و خسارات ناشی از آن را حتی اگر مرتکب تقصیری نشده باشد، بر عهده دارد و در صورت رانندگی مشمول مقررات عام مسئولیت مدنی می گردد، علاوه بر این اگر درانتقال اداره آن مرتکب تقصیر شود در مقابل زیان دیده دارای مسئولیت می باشد، به عنوان مثال نامبرده وسیله ی نقلیه  خود را در اختیار فردی قرار داده که فاقد صلاحیت رانندگی است و یا به علت عدم حفاظت متعارف موجب رانندگی فرد فاقد صلاحیت نسبت به وسیله نقلیه خود و در نتیجه حادثه رانندگی و ورود خسارت گردیده است و علت حادثه فقدان مهارت و یا عدم صلاحیت راننده در رانندگی باشد؛ ولی اگر مالک خود رانندگی وسیله نقلیه را بر عهده داشته باشد مسئولیت مدنی نامبرده بر اساس قواعد عام مسئولیت مدنی تحت عنوان راننده تعیین می گردد.

۱-۷-مالک وسیله نقلیه

۱-۷-۱-تعریف مالکیت

در زبان فارسی با افزودن «یای مشدد» و «ت» یا همان «یت» به آخر برخی کلمات عربی مصدر جعلی ساخته می‌شود. مثل: تابع-تابعیت، مظلوم-مظلومیت. بنابراین «مالکیت» را باید مصدر جعلی از «مالک» دانست و این لفظ کلمه‌ای عربی است که در تعریف آن فرهنگ‌نویسان گفته‌اند:

«صاحب، خداوند، کسی که صاحب چیزی باشد و بتواند در آن تصرف کند…»[۱]

این لفظ حالت و چگونگی کسی را بیان می‌کند که صاحب چیزی است و می‌تواند در آن تصرف کند. به آن‌چه در قبضه و تصرف مالک قرار می‌گیرد «ملک» گفته می‌شود که در تعریف آن گفته‌اند:

«به کسر میم و سکون لام به معنای دارایی، مال و هر آن چیزی است که در تصرف و ترکیبی از طریق مشروع باشد.»[۲]«ملکیت» مصدر جعلی از «ملک» است که حالت و چگونگی مالی را بیان می‌کند که موضوع رابطۀ مالکیت است. پس، از نظر فرهنگ‌نویسان فارسی «ملک» همچون «مالک» یک لغت عربی است و اسم است و تفاوت مالکیت و ملکیت به نوع نگاه ما برمی‌گردد؛ به این معنا که در رابطۀ اعتباری پدیدآمده بین شخص و مال اگر به شخص نظر کنیم رابطۀ مزبور را «مالکیت» می‌خوانیم و اگر به مال توجه کنیم آن را «ملکیت» می‌نامیم. اما مال با توجه به آن‌چه گفته شد در ملک شخصی مالک قرار می‌گیرد. با توجه به تعریف‌هایی که در بالا بدان اشاره شد از نظر لغت‌نویسان فارسی «مالک» شخصی است که مالی را در قبضه و تصرف خود دارد و به این مال پس از ایجاد رابطۀ مالکیت، «ملک» می‌گویند.[۳]در فرهنگ لغت عرب نیز همین نتیجه راجع به مال، ملک و مالک را می‌توان اخذ کرد. برای مثال خلیل‌ صاحب کتاب العین می‌گوید: «والملک ما ملکت الید من مال»[۴]

مالکیت یک نوع رابطه و علقه خاص است میان مالک و مملوک که مستلزم سلطنت مالک بر شیء است. این رابطۀ خاص را وقتی به لحاظ ارتباط با مالک در نظر بگیریم، از آن به «مالکیت» تعبیر می‌کنیم.[۵] هنگامی که به طرف دیگر رابطه یعنی شیء توجه کنیم، به‌عنوان مملوکیت خواهد بود و هنگامی که از خودِ علقه، سخن به میان آوریم، به «ملکیت» تعبیر می‌کنیم. «دربارۀ عناصر مالک، مملوک و ملکیت آن‌چه در این نوشتار اهمیت دارد، شناخت ماهیت رابطه و امور مربوط به مالک و مملوک است. همان طور که اشاره شد، یک رابطه و علقه خاص میان مالک و مملوک مالکیت تعبیر شده است؛ اگرچه دربارۀ ماهیت ملکیت، مباحث فراوانی وجود دارد و در این خصوص اختلاف‌های فراوانی وجود دارد.»[۶]

قانون مدنی ایران تعریفی از نهاد مالکیت ارئه نکرده است و تنها یکی از علاقه‌های اشخاص نسبت به اموال به‌عنوان مالکیت در مادۀ ۲۹ این قانون معرفی شده است.[۷] حقوق‌دانان تعاریف مختلفی از مالکیت ارائه داده‌اند. در یک تعریف آمده است «حقی دائمی است که به موجب آن شخص می‌تواند حدود قوانین تصرف در مالی را به خود اختصاص دهد و از تمام منافع آن استفاده کند.»[۸] در تعریف دیگر از این نهاد آمده است: «مالکیت رابطه‌ای است بین شخص و شیء مادی تصورشده و قانون نیز آن را معتبر شناخته و به مالک، حقوقی می‌دهد که انتفاعات ممکنه را از آن ببرد و کسی نتواند از او جلوگیری کند.»[۹] با توجه به مطالب گفته‌شده به نظر می‌رسد مالکیت دارای عناصری به شرح ذیل باشد. عنصر اول در دنیای امروز آن است که مالکیت به حکم قانون و به‌صورت قهری انجام می‌گیرد. تملک می‌تواند دارای اشکال گوناگون و ناظر به اموال غیرمنقول باشد. تملک صرفاً به افراد و شخصیت‌های حقوق خصوصی محدود نمی‌شود و یکی از مهم‌ترین مباحث در این مورد تملک نهادهای عمومی می‌باشد.

 

۱-۷-۱-۱-مالک رسمی

منظور از مالک رسمی کسی است که سند رسمی مالکیت وسیله به نام وی ثبت و صادر شده است. سند رسمی نیز سندی است که به موجب ماده ۱۲۸۷ قانون مدنی توسط مامورین رسمی در حدود صلاحیت آنها مطابق مقررات قانونی تنظیم شده باشد. در مورد وسائل نقلیه موتوری ریلی با توجه به اینکه در حال حاضر ترابری ریلی دولتی است و خصوصی نمی باشد؛ بنابراین در این مورد، مالک رسمی در هر حال دولت است و مشکلی در این خصوص پیش نمی آید؛ هر چند ممکن است متصرف دولت نباشد.اما در مورد وسائل نقلیه موتوری زمینی غیر ریلی، سند رسمی مالکیت در ابتدا توسط اداره راهنمایی و رانندگی به نام شخص صادر می گردد و پس از نقل آن و انتقالات بعدی توسط این مامورین، حسب مقررات تنظیم و صادر شده باشد، سند رسمی است. آثار ثبت سند رسمی مالکیت وسیله نقلیه موتوری زمینی به نام شخص، حسب مواد ۱۲۸۸، ۱۲۸۹، ۱۲۹۰، ۱۲۹۲ و ۱۳۰۵ قانون مدنی این است که شخصی که سند رسمی به نام وی ثبت شده است مالک وسیله و در نتیجه دارنده آن محسوب شده و مسئولیت های ناشی از قانون بیمه اجباری دامنگیر وی می باشد. در مورد اینکه آیا امکان اثبات خلاف این امر برای شخصی که مالک رسمی است وجود دارد یا خیر؛ یعنی آیا وی می تواند با وجود اینکه سند رسمی به نام وی ثبت شده است، ثابت کند که مالک نیست و از زیر بار مسئولیت های قانونی شانه خالی کند یا خیر، مثلا با سند عادی، مالکیت وی به دیگری منتقل شده است.

۱-۷-۱-۲-مالک عادی

مالک عادی کسی است که سند رسمی مالکیت به نام وی ثبت نشده باشد. امروزه در جامعه، نقل و انتقال وسائل نقلیه با اسناد عادی موسوم به مبایعه نامه یا قولنامه رواج دارد و همین امر موجب اختلاف می شود که مالک چه کسی است، کسی که سند رسمی به نام وی است یا کسی که با سند عادی، وسیله را خریداری کرده است؟ این موضوع زمانی پیچیده تر می شود که در زمان وقوع تصادف راننده خودرو شخصی غیر از آن مالک باشد یا اینکه متصرف شخص دیگری باشد.

چنانچه گفته شد، صدور سند به نام شخص، اماره بر مالکیت وی است. اما به نظر می رسد که همیشه امکان اثبات خلاف این اماره وجود دارد و چنانچه مالک رسمی با دلیل اثبات نماید که به طور عادی، مالکیت خود را انتقال داده است، دیگر مالک نیست و منتقل الیه، مالک و در نتیجه دارنده محسوب خواهد شد. بدین ترتیب، مالکیت دلیل دارنده بودن وسیله نقلیه است.

 

در پایان مفهوم مسئولیت و مسئولیت مدنی مشخص شد و همچنین عناصر دخیل و انواع مسئولیت مورد بازشناسایی قرار گرفت. در خصوص مالکیت نیز تبیین دقیقی راجع به موضوع انجام شد زیرا در صدد شناسایی مالکیت در مورد دارندگان وسائل نقلیه موتوری زمینی بودیم که باید دارنده به طور دقیق مشخص می شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم-بررسی مبانی مسئولیت دارندگان وسائل نقلیه موتوری زمینی

در این فصل نگارنده درصدد است تا مبانی مسئولیت مدنی دارندگان وسائل نقلیه موتوری زمینی را مورد بررسی قرار دهد. پس از تعریف مبانی، از منظر تقصیر یا تسبیب به بررسی موضوع اشاره خواهد شد. همچنین موضوع در پرتو قانون و رویه قضایی به بحث گذاشته می شود.

 

 

۲-۱-تعریف و مفهوم مبانی

از لحاظ لغوی «مبانی» جمع مبنی (محل بنا و ریشۀ چیزی یا پایه و بنیان) است.[۱۰]بحث مبانی در فلسفۀ حقوق اساس و جوهرۀ قاعده و طبیعت آن را مدنظر قرار می‌دهد‌. در هنگام مواجهه با یک قاعدۀ حقوقی، اولین سؤال از چرایی و لزوم اطاعت می‌باشد. در واقع نیروی الزام‌آور و جاذبۀ پنهانی در پشت قواعد حقوقی مبانی حقوقی آن قاعده نامیده می‌شوند.[۱۱] به همین دلیل مشروعیت و اعتبار و نیز ضرورت قواعد حقوقی از مبانی ناشی می‌شد.[۱۲]

 

۲-۲-فرض تقصیر

تقصیر، عبارت است از نقض تعهدی که شخص به‌موجب قانون به معنی عام کلمه یا عرف بر عهده داشته است.[۱۳] عده‌ای تقصیر را رفتار خلاف اخلاق می‌دانند که قانون آن را منع می‌کند.[۱۴] آنچه در همۀ تعریف‌ها مشترک است و جوهر تقصیر را نشان می‌دهد «ناصواب‌بودن» آن است. بر این مبنا تقصیر، تجاوز از رفتاری است که انسانی معقول و متعارف در همان شرایط حادثه دارد.[۱۵]

به‌طورکلی تقصیر را می‌توان به انواع مدنی، کیفری و اداری تقسیم‌بندی کرد. قانون مدنی و قانون مسئولیت مدنی تعریفی از تقصیر به دست نمی‌دهند؛ اما در پایان جلد اول کتاب سوم قانون مدنی در مادۀ۹۵۳ قانونگذار می‌گوید: «تقصیر اعم است از تفریط و تعدی.» تعدی، تجاوزنمودن از حدود اذن است نسبت به مال یا حق دیگری[۱۶] و تفریط عبارت است از ترک عملی که به‌موجب قرارداد یا متعارف، برای حفظ مال غیر، لازم است.[۱۷] قانون مجازات اسلامی نیز تقصیر را تعریف نکرده است؛ اما در مواد مختلف به طور صریح و ضمنی به این مسئله اشاره شده است.[۱۸] به نظر می‌رسد اولین‌بار، تقصیر در آیین دادرسی اداری (مصوب۱۳۴۶) که امروزه منسوخ گردیده، تعریف شده باشد. به‌موجب مادۀ۱ این قانون: «تقصیر عبارت است از نقض قوانین و مقررات راجع به وظایف اداری.» در مادۀ۸ قانون رسیدگی به تخلفات اداری (مصوب۱۳۶۶) نیز در تعریف تقصیر آمده است: «تقصیر عبارت است از نقض عمومی قوانین و مقررات اداری.»

تقصیر را باید یکی از ستون‌های اصلی نظام مسئولیت شمرد. بنابراین هرگاه در اثر عدم اجرای تعهد، خساراتی به متعهدله وارد شود، متعهد ملزم به جبران خسارت واردشده است. اصل لزوم جبران خسارت نیز همانند اصل لزوم قراردادها در همۀ نظام‌های حقوقی پذیرفته شده است. بدین‌ترتیب که هیچ‌یک در اصل لزوم جبران خسارت، تردید ننموده‌اند و اگر اختلافی وجود دارد در ناحیۀ شرایط لزوم جبران خسارت و میزان خسارتی است که قابل‌‌جبران می‌باشد.[۱۹] در حقوق ما قاعدۀ کلی این است که مسئولیت، ناشی از تقصیر باشد و این مسئله در حقوق خصوصی و عمومی، در مبحث قراردادها یکسان است؛ اما در قراردادهای دولتی، بسته به اینکه تقصیر ازطرف دولت باشد یا پیمانکار، هر کدام آثار خاص خود را داراست.

۲-۲-۱-نقش تقصیر در حوادث رانندگی

در حوادث رانندگی هرگاه راننده مرتکب تقصیر شده باشد و حادثه رانندگی منجربه فوت وصدمات بدنی گردد راننده دارای مسئولیت کیفری و مسئولیت مدنی خواهد بود ولی در موارد زیر راننده صرفاً مسئولیت مدنی دارد:

الف- خسارت وارده خسارات مالی یا غیر جانی باشد، در این صورت خسارت به هر میزان که باشد هر چند ناشی از تقصیر راننده باشد صرفاً موجب مسئولیت مدنی است.

ب- در صورتی که خسارات جانی و جسمانی باشد، ولی راننده فاقد تقصیر کیفری باشد، به عبارت دیگر رانندهای که عمل او موجب صدمه بدنی گردیده ولی مرتکب هیچ کدام از مصادیق تقصیر کیفری( بی احتیاطی، بیمبالاتی، عدم مهارت، عدم رعایت نظامات) نگردیده است، به عنوان مثال رانندهای که با اتومبیل فاقد عیب و نقص در حال رانندگی است که ناگهان به علت عیب و نقص حادث، از قبیل ترکیدن ناگهانی لاستیک نو، بریدن میل فرمان، یا رها شدن قطعه ای از خودرو یا پرتاب سنگی از زیر لاستیک به عابری در حال عبور از پیاده رو برخورد نموده و خسارتی به بار آید؛ راننده، فاقد مسئولیت کیفری است ولی دارای مسئولیت مدنی در قبال صدمات میباشد.

گاهی تقصیر مدنی، موجب حادثه رانندگی می گردد، به عنوان مثال فردی که مواد لغزندهای در جاده ریخته یا چالهای حفر نموده و یا سازمان هایی که وظیفه مراقبت و نگهداری راه ها را بر عهده دارند وظیفه خود را انجام نداده و موجب حادثه رانندگی شوند این تصادف را نمی توان ناشی از تخلفات رانندگی دانست بلکه ناشی از تخلفات عمومی است و بر حسب ماده ۶۱۶ قانون مجازات اسلامی این قبیل افراد که سبب حادثه ای می گردند و مباشرتا و مستقیما در ایجاد آن حادثه دخالت ندارند، بلکه زمینه ساز آن هستند در صورتی که حادثه منجر به فوت گردد دارای مسئولیت کیفری و مدنی خواهند بود. بنابراین، تقصیر مدنی انجام فعل غیرمجاز و ترک فعلی است که شخص مکلف به انجام آن بوده است و تقصیر مذکور موجب حادثه رانندگی شده است.

در کشور فرانسه طبق مواد ۳ تا ۶ قانون ۵ ژوییه ۱۹۸۵، خوانده می‌تواند برای رد یا کاهش جبران خسارت زیان‌دیده، به تقصیر او استناد کند. در نظامی که مبتنی بر حق جبران خسارت زیان‌دیدگان است، این معافیت بر اثر تقصیر زیان‌دیده باید استثنا باشد. زیرا باعث می‌شود که حقی که اصولاً بر اساس قانون، شناخته شده است، به‌طور کامل یا جزیی زایل شود. وقتی که این محرومیت از جبران خسارت پیش‌بینی شده باشد، بیشتر به صورت مجازات خصوصی زیان‌دیده جلوه می‌کند. لذا باید شرایط احراز آن را به صورت مضیّق ارزیابی کرد. قانون در این زمینه رژیم متنوع و پیچیده‌ای را سامان‌دهی کرده است که این تنوع، گاهی «تبعیض» دانسته شده است.

خسارت وارده به جسم زیان‌دیدگان غیر‌راننده در ماده ۳ قانون ذکر شده است. طبق این ماده:

«خسارت زیان‌دیدگان از آسیب‌های شخصی، به استثنای رانندگان وسیله نقلیه موتوری زمینی، بدون آن که تقصیرشان علیه آن‌ها قابل استناد باشد، جبران خواهد شد، مگر آن که تقصیر آن‌ها نابخشودنی و سبب منحصر حادثه باشد.

وقتی که زیان‌دیدگان مذکور در بند پیشین، زیر ۱۶ سال یا بالای هفتاد سال داشته باشند و یا هر سنی که دارند، در هنگام حادثه مدرکی داشته باشند که نشان‌دهنده میزان ناتوانی دائم یا نقص عضو ۸۰ درصد به بالا باشد، در هر حال می‌‌توانند به علت خسارات وارده به جسم خود ادعای ضرر و زیان کنند.

با وجود این، در موارد مقرر در بندهای پیشین، اگر زیان‌دیده عمداً خواسته باشد به خود زیان برساند، عامل حادثه موظف نیست که زیان‌های وارده به جسم وی را جبران کند».

نخست ملاحظه می‌شود که قانون برای کاهش یا نفی حق جبران خسارت، فقط به «تقصیر» زیان‌دیده ترتیب اثر می‌دهد و نه به صرف عمل بدون تقصیر. قانون‌گذار خواسته است به طور نهایی به آثار رویه مربوط به «فاعل بدون تقصیر زیان‌دیده» که پیش‌تر رأی دِمار به آن خاتمه داده بود، پایان دهد. بنابراین فقط تقصیر زیان‌دیده در شرایط تعیین‌شده توسط قانون، خوانده را از مسؤولیت معاف می‌کند و دیوان کشور نیز خیلی زود این را تأیید کرد. در نتیجه، حتی فعل غیر‌قابل پیش‌بینی و گریزناپذیر زیان‌دیده‌، اگر تقصیر‌آمیز نباشد، نمی‌تواند موجب معافیت خوانده شود.

سپس قانون‌گذار، غیر‌رانندگان را در دو طبقه جای می‌دهد و برای آن‌ها شیوه‌های جبران خسارت متفاوتی در نظر می‌گیرد. برخی از زیان‌دیدگان از حمایت بیشتری برخوردارند زیرا حتی تقصیر نابخشودنی آن‌ها که سبب منحصر حادثه باشد، علیه آن‌ها قابل استناد نیست، در حالی که چنین تقصیری ممکن است علیه دیگر زیان‌دیدگان غیر راننده قابل‌استناد باشد.

۲-۲-۲-تصادم بدون تقصیر

این فرض به طور معمول ناظر به صورتی است که یا تقصیر شخص ثالث سبب تصادم شود (مانند اینکه در اثر ترمز نابهنگام یا حرکت بی رویه و دور از انتظار اتومبیلی چند وسیله ی نقلیه دیگر به هم برخورد کنند) یا حوادث خارجی و قهری تصادم را به بار آوردند. ( مانند اینکه طوفان در دریا سبب برخورد دو کشتی شود یا یخبندان شدید و برف یا خرابی چراغ راهنمایی علت وقوع تصادم گردد). در چنین صورتی، راننده  هیچ یک از دو وسیله را نمی توان مسئول شناخت، زیرا فرض اینست که علت خارجی باعث ورود ضرر شده و آنان نقش موثری در این راه نداشته اند. تبصره ماده ۵۳۰ قانون جدید مجازات اسلامی (دیات)، در این باره مقرر می دارد:

«در صورتی که برخورد دو وسیله نقلیه خارج از اختیار راننده ها باشد، مانند آنکه در اثر ریزش کوه یا طوفان و دیگر عوامل قهری تصادم حاصل شود، هیچ گونه ضمانی در بین نیست». با وجود این،اگر در موردی بتوان رابطه ی علّیت عرضی بین فعل راننده و ورود ضرر را احراز کرد، باید بر طبق قاعده اتلاف او را مسئول شمرد: چنانکه هر گاه دوچرخه سواری بر روی زمین بلغزد و  با ماشینی که در کنار خیابان ایستاده است تصادم کند، باید زیانی را که وارد کرده است بپردازد، هر چند که هیچ تقصیری را نتوان به او نسبت داد.

در توجیه این قاعده میتوان گفت، چون در راندن اتومبیل وسیله اضرار در اختیار راننده است. و تنها اراده او در وقوع حادثه اثر دارد، رابطه میان فعل و ضرر مستقیم از مصداقهای اتلاف است. پس کافی است رابطه ی سببیت عرفی میان فعل و ضرر احراز شود تا ضمان بر عهده ی راننده قرار گیرد، هر چند که تقصیری را نتوان به او نسبت داد. پس اگر هیچ یک از دو راننده در اضراری که رخ داده است مقصر نباشند، مسئولیت مشترک است و هر کدام باید نصف خسارت طرف مقابل راجبران کند.

در نشست قضائی مورخ ۱۵/۷/۸۸ قضات دادگستری نطنز در واقع  با عنوان تقصیر در حوادث رانندگی سئوالی مطرح شده است. سوال این است که  در حادثه رانندگی بر اثر نقص فنی ماشین ، اتومبیل واژگون شده و یک نفر فوت و یک نفر مصدوم می شود ، کارشناس فنی علت تامه حادثه را نقص فنی اتومبیل اعلام می کند به تقصیر راننده هیچ اشاره ای نمی کند .

سوال :

  • آیا می توان به راننده تفهیم اتهام نمود ؟
  • در صورت منفی بودن پاسخ ، مقصر حادثه کیست و مسئول پرداخت دیه خسارت چه کسی است؟

پاسخ سوال اول :

کارشناس بایستی در خصوص اینکه مقصود وی از نقص فنی چیست ، و اینکه آیا تقصیری از باب ترک فعل راننده از جهت عدم بازرسی صحت و سلامت اتومبیل است یا خیر ، نقص فنی چیزی جدای از اراده راننده است چنانچه به هر دلیل راننده مقصر بود از باب سهل انگاری می توان تفهیم

اتهام نمود .

پاسخ سوال دوم :

نظر اقلیت :

اگر راننده مقصر نبود به فتاوی رجوع کرده و از جهت اینکه خون کسی نباید هدر رود دیه از بیت المال پرداخت شود .

نظر اکثریت :

در صورت عدم تقصیر راننده با توجه به اینکه بیت احراز نشده و مسئولیت مدنی نیاز به ارکانی دارد که هیچکدام از ارکان احراز نشده و با بهره گرفتن از وحدت ملاک تبصره ماده ۳۳۷ و ذیل ماده ۳۲۷ و ماده ۳۴۳ قانون مجازات اسلامی ، ضمانی نیست و پرداخت دیه از بیت المال نیاز به نص دارد و بدون نص نمی توان در مواردی که کسی مسئول نیست دیه را از بیت المال پرداخت کرد

۲-۲-۳-تصادم در نتیجه تقصیر یکی از دو راننده

در کشور فرانسه رویه قضایی، حالت مستی زیان‌دیده را در مورد تحقق تقصیر نابخشودنی مورد توجه قرار نمی‌دهد.  گویا مستی در بیشتر موارد، تأثیری در این زمینه نداشته باشد و مانع از آن نباشد که تقصیر زیان‌دیده نابخشودنی محسوب شود دست‌کم تا جایی که به حدی نباشد که مانع هر‌گونه هوشیاری زیان‌دیده شود، ممکن است تقصیری که در آن حال ارتکاب یافته، نابخشودنی محسوب شود.

به همین منظور دیوان کشور در رأی بسیار مشهور ۷ ژوئن ۱۹۸۹ که معمولاً مورد انتقاد قرار می‌گیرد، اعلام داشت که برای تحقق تقصیر نابخشودنی ضرورتی ندارد وضعیت روانی زیان‌دیده لحاظ شود.  هر چند که این راه حل با ارزیابی نوعی تقصیر نابخشودنی تطابق دارد. اما با لزوم وجود تقصیر «عمدی» که قابلیت انتساب معنوی مستلزم آن است، ناسازگار است. ولی اگر بتوان یک «عقب‌ماندگی ذهنی» را با انتساب تقصیر نابخشودنی قابل جمع دانست، دیگر حتماً باید مواردی مانند مستی را که در آن، ضعف قابلیت‌های ذهنی به حدی است که واقعاً تبدیل به «اختلال روانی» می‌شود و زیان‌دیده را از هرگونه توان تشخیص محروم می‌کند، از این قضیه مستثنا دانست. از آن جا که محرومیت از جبران خسارت، ناشی از ارتکاب تقصیر نابخشودنی زیان‌دیده، نقش تنبیهی دارد، مستلزم وجود قابلیت انتساب روانی است که در مورد اخیر، چنین قابلیتی وجود ندارد.

در رأیی که در ۱۰ نوامبر ۱۹۹۵ از سوی هیئت عمومی دیوان کشور فرانسه صادر شد، دیوان عالی کاملاً بر موضع خود تأکید گذاشت. در پرونده مربوطه، رفتار زیان‌دیده دست‌کم یک بی‌احتیاطی شدید بود چرا که وی در شبی بارانی با لباسی تیره در ساعتی پر رفت‌و‌آمد در وسط خیابانی که دور از شهر و تاریک بود، ایستاده بود تا سوار بر خودرویی شود که او را به خانه برساند. این وضعیت، بیش از آن که صرفاً نشان‌گر بی‌تفاوتی او باشد، نشان‌دهنده بی‌باکی و ریسک کردن او است که راه را بر هر گونه گذشت در مورد وی می‌بندد. با وجود این، دیوان کشور، این عمل تقصیر‌آمیز زیان‌دیده را تقصیر نابخشودنی ندانست.

پس برای این که تقصیری نابخشودنی محسوب شود، باید چگونه باشد؟

عابران که بیشتر زیان‌دیدگان غیر راننده، از میان آن‌ها هستند، صرفاً در شرایط کاملاً معینی مقصر دانسته می‌شوند. زیان‌دیده باید وارد راهی بسیار پر رفت‌و‌آمد شده باشد که مخصوص وسایل‌نقلیه است و موانعی برای جلوگیری از ورود عابران نصب شده باشد.

عملاً‌ همه دادگاه‌ها عبور از آزادراه یا بزرگراه یا عبور از کنار ورودی تونل یا عبور از موانع (مانند نرده‌ها و دیواره‌ها) و عدم استفاده از یک راه حفاظت‌شده را که در نزدیکی باشد، تقصیر نابخشودنی محسوب می‌کنند.

در مورد موتورسواران، تقصیر نابخشودنی به طور استثنایی پذیرفته شده است. به نظر می‌آید که این تقصیر فقط در صورتی علیه آنان پذیرفته شده که در چند دقیقه مرتکب چند جرم شده باشند.

در مورد عابران نیز این تقصیر تا کنون فقط وقتی پذیرفته شده است که از یک وسیله‌نقلیه در حال حرکت به بیرون پریده بودند.

تحلیل کلی در مورد آرا نشان می‌دهد که دیوان کشور فقط در شرایطی قائل به تقصیر نابخشودنی می‌شود که زیان‌دیده به عمل بسیار خطرناکی دست زده باشد، به طوری که در‌صدد آن برآمده باشد که با یک خطر آشکار مقابله کند و قواعد ابتدایی ایمنی را نقض نماید. نمونه بارز آن، عابرانی است که در عبور از موانع نصب‌شده تردید به خود راه نمی‌دهند و وارد یک آزادراه یا خیابان پر‌رفت‌و‌‌آمد می‌شوند. اما همه این رفتارهایی که مورد مجازات قرار می‌‌گیرند، نشان‌گر «خطر استثنایی» تقصیرهای ارتکاب‌یافته در خصوص مقررات ایمنی هستند. بنابراین به نظر می‌رسد که از نظر دیوان کشور، این عنصر عینی، بارزترین مشخصه تقصیر نابخشودنی است و به همین دلیل است که دیوان کشور در احراز شرایط تحقق تقصیر نابخشودنی بسیار سخت‌گیری می‌کند.

به نظر می‌رسد که حقوق‌دانان در مورد سخت‌گیری دیوان کشور در پذیرش تقصیر نابخشودنی اختلاف‌نظر داشته باشند. از نظر ما موضع دیوان کشور کاملاً قابل تأیید است. بر‌خلاف دیگر تقصیرهای نابخشودنی‌ئی که حقوق فرانسه بر آن‌ها آثاری را مترتب می‌کند، تقصیر دیگری که مد نظر قانون ۱۹۸۵ است، صرفاً مربوط به زیان‌دیده است و به علاوه نه تنها موجب کاهش میزان جبران خسارت زیان‌دیده می‌شود بلکه هر‌گونه حق جبران خسارت او را منتفی می‌سازد. با توجه به شدت آثار آن در زمینه حوادث رانندگی، درست آن است که مانند دیوان کشور، تفسیر بسیار مضیّقی از مفهوم تقصیر نابخشودنی به‌عمل آید.

به علاوه، از یک نگاه کلی‌تر، سخت‌گیری دیوان کشور برای کارآیی نظامی که قانون ۵ ژوییه ۱۹۸۵ وضع کرده است، ضرورت دارد. از این نظر، دیوان کشور پس از آن که در ۴ مه ۱۹۸۷ استقلال حق جبران خسارت زیان‌دیده را اعلام کرد، گام مهم دیگری در جهت برقراری یک سیستم جبران خسارت خودکار و مؤثر برداشت. یک تعریف موسّع‌تر یا یک تفسیر انعطاف‌پذیر می‌توانست بر حق جبران خسارت زیان‌دیدگان تأثیر بگذارد و سیستم قانونی را به کلی خنثا نماید.

۲-۲-۴-تصادم در نتیجه تقصیر هر دو طرف

در این فرض تصادم در نتیجه تقصیر هر دو طرف واقع شده است: مانند این که وسیله ای از کوچه فرعی، بدون رعایت حق تقدم ، به خیابان اصلی برود و با وسیله ی دیگری که در آن خیابان به سرعت در حرکت است تصادم کنند. در این فرض بعضی گمان می کنند که باید راننده ای که خطای شدیدتر را مرتکب شده (رانندهای که از خیابان فرعی به اصلی آمده است) مسئول همه خسارات شمرد. ولی باید دانست که ماده ۳۳۵ قانون مدنی این ترتیب را نپذیرفته و هر دو راننده را مسئول قرار داده است. حال در مورد اینکه مسئولیت را چگونه باید تقسیم کرد راه حلهای گوناگون ارائه شده که از آن جمله است:

الف: راننده هر دو وسیله خساراتی که به طرف دیگر وارد شده است، می پردازد. عیب مهم این راه حل تجزیه کردن مسئولیت مشترک راننده های خطا کار است:تمام خسارت را هر دو خطا به وجود آورده است نه یکی از آن ها، در حالی که این  راه حل یک حادثه را به دو حادثه تبدیل می کند.

ب: عده ای از استادان پیشنهاد کرده اند که هر راننده نیمی از خسارات طرف مقابل را بپردازد.

ج: مجموع خسارات به نسبت درجه ی تقصیر هر یک از دو طرف تقسیم می شود.

د: عادلانه تر اینست که دادگاه، نه تنها به بزرگی و کوچکی تقصیر؛ به تمام عوامل دیگری که در ایجاد خسارت و میزان آن موثر بوده است توجه کند و هر کدام از دو طرف را اندازه ی که ضرر زده است مسئول شناسد. به این ترتیب ، معیار تعیین مسئولیت درجه تأثیر در ایجاد حادثه ی زیانبار است و تقصیر به عنوان یکی از مهمترین عوامل این تأثیر مورد توجه قرار می گیرد. این راه حل، با روح ماده ۱۴ قانون مسئولیت مدنی نیز، که «نحوه مداخله» در ایجاد خسارت را مبنای تقسیم مسئولیت قرار داده است، سازگاری بیشتر دارد.

«هرگاه در اثر برخورد دو سوار، وسیله نقلیه آن ها مانند اتومبیل خسارت ببیند در صورتی که تصادم و برخورد به هر دو نسبت داده شود و هر دو مقصر باشند یا هیچ کدام مقصر نباشند، هر کدام نصف خسارت وسیله نقلیه دیگری را ضامن خواهد بود، خواه آن دو وسیله از یک نوع باشند یا نباشند و اگر یکی از آن ها مقصر باشد فقط مقصر ضامن است.»

این راه حل ، از این جهت که ضمان دو طرف را به طور قاطع معین می کند و و چالش برانگیز نیست بر راه حل سوم و چهارم، برتری دارد. همچنین ، ازاین لحاظ که مسئولیت مشترک در دو طرف را تجزیه نمی کند، بر راه حل نخستین ترجیح پیدا می کند. در این فرض دیگر مسئولیت مدنی از فرض تقصیر خارج می شود و میزان آن به درجه تقصیر بستگی ندارد و در عین حال بیمه کردن ضمان هر یک نسبت به ضرر دیگری، تا حد زیادی تفاوت قیمت دو وسیله ی نقلیه را جبران می سازد و ماهیّت اشتراکی مسئولیت را حفظ میکند، زیرا راننده خطاکار هر دو وسیله نقلیه نیمی از خسارات خود و نیمی از ضرر طرف دیگر را میدهد.

۲-۴-کاربرد قاعده تسبیب در حوادث رانندگی

در این حوادث ارتکاب فعلی که زمینه ساز حادثه است غالبا ایجاد مانع غیر مجاز بر سر راه عبور سایر وسایل نقلیه اعم از اینکه مانع مذکور قرار دادن اشیاء ثابت یا متحرک از قبیل وسایل نقلیه در حال حرکت که بدون رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی چنین مانعی ایجاد نمایند یا ریختن مواد لغزنده و حفاری در معابر باشد یا عدم انجام وظیفه  توسط اشخاصی که عهده دار وظیفهای از قبیل رفع موانع یا نصب علائم هشداری در معابر و راه ها می باشند که غالبا متوجه سازمانها و اشخاصی است که در خصوص معابر و راه ها یا در مورد وسایل نقلیه بر عهده دارند که ترک آن موجب حادثه رانندگی می شود.

۲-۴-۱-انتساب در تسبیب

در تسبیب، انتساب عمل به فاعل لازم است، به عنوان مثال اگر وسیله نقلیه ای در حال حرکت در شاهراه به وسیله نقلیه در حال حرکت دیگر برخورد نماید و آن را در خط عبور متوقف نماید و وسیله نقلیه ای دیگر با وسیله ی نقلیه متوقف برخورد نماید بر اساس ماده ۴ قانون ایمنی راه ها و راه آهن وسیله ی متوقف مسئول است ولی به دلیل اینکه این عمل به او انتساب ندارد و منسوب به وسیله ی نقلیه ایست که نامبرده را متوقف نموده است؛ بنابراین، مسئولیت توقف برعهده نامبرده نبوده بلکه متوجه وسیله ی نقلیه ایست که علت اصلی توقف می باشد. نقش قاعده تسبیب در مورد حوادث رانندگی به عنوان عامل واحد، به تعبیر دیگر در صورتیکه عوامل دیگری دخالت نداشته باشند، صرفا در مورد حادثه ناشی از وسایل نقلیه متوقف آن هم در صورتیکه راننده یا دارنده وسیله نقلیه مقصر باشد می توان مطرح نمود. در حقوق ایران تحت تأثیر این دیدگاه ماده ۱ قانون بیمه اجباری برای دارنده وسیله نقیله موتوری در موارد فوق مسئولیت بدون تقصیر پیش بینی نموده است.

۲-۵-نظریه ایجاد خطر

هنگامی که به سبب دخالت یک وسیله نقلیه خسارتی به بار می‌آید، اولین پرسشی که در ذهن وارد می‌شود، این است که مسؤول کیست، به بیان بهتر این سؤال مطرح می‌شود که خسارت به بار آمده را چه شخصی باید جبران کند؟ در سیستم های حقوقی نظیر حقوق ایران، که مسؤولیت مدنی (مسؤولیت جبران خسارت) علی‌الاصول مبتنی بر تقصیر است، یافتن شخص مقصر و اثبات تقصیر او، زیاندیده را با دشواری روبرو ساخته و گاه جبران خسارت را غیر ممکن می‌سازد. به این دلیل، وجود قوانینی که بتواند بدون اثبات تقصیر، مسؤولیت را بر شخصی که قانون، او را مسؤول فرض کرده یا مسؤولیتی مطلق بر او تحمیل نموده، بیش از پیش احساس می‌شود. امروزه با توجه به خسارات سنگین ناشی از حوادث رانندگی، اکثر کشورها بدون توجه به اختلافی که در سیستم های حقوقی آنان وجود دارد، به دنبال تحقق یک هدف مشترک، یعنی تضمین و تأمین حقوق زیاندیده هستند و به همین دلیل قواعد مربوط به جبران اینگونه خسارات در این کشورها به یکدیگر نزدیک شده است. در کنار این قوانین، بیمه مسؤولیت، نسبت به خسارات ناشی از حوادث رانندگی، اجباری است تا بدین‌وسیله زیاندیده بتواند خسارت خود را بدون خطر مواجه شدن با شخص مسؤول جبران کند.

۲-۶-مبنای مسئولیت از منظر قانون موضوعه

۲-۶-۱-مبنای مسئولیت در قانون مسئولیت مدنی

در تاریخ ۷/۲/۱۳۳۹ قانون مسئولیت مدنی به تصویب رسید. این قانون مبنای مسئولیت را تقصیر قرار داد. ماده ۱ این قانون مقرر می دارد:

«هر کس بدون مجوز قانونی عمداً یا در نتیجه بی احتیاطی به جان یا سلامتی یا مال یا آزادی یا حیثیت یا شهرت تجاری یا به هر حق دیگری که به موجب قانون برای افراد ایجاد گردیده لطمه ای وارد نماید که موجب ضرر مادی یا معنوی دیگری شود مسئول جبران خسارت ناشی از عمل خود می باشد.»

این تحولی عمده در مسئولیت مدنی بود. وارد کرد خسارت در نتیجه عمد یا بی احتیاطی یعنی رفتار بر خلاف متعارف. در این صورت خسارتی که منتسب به شخصی بوده ولی او در ایجاد آن عامد نبوده و بی‌احتیاطی هم نکرده باشد از دایره تعریف قانونی خارج بوده و برای آن شخص مسئولیت به بار نمی‌آورد. در حالی که برابر قانون مدنی، اتلاف مال دیگری حتی اگر غیرعمد بوده و شخص هیچ گونه بی احتیاطی نکرده باشد، به شرط اینکه عرفاً به او انتساب پیدا کند، موحب مسئولیت است. با توجه به این تفاوت برخی عقیده دارند که مقررات اتلاف امروزه نسخ شده است.[۲۰] زیرا اتلاف یا ناشی از عمد و بی احتیاطیاست و غیر آن نخواهد بود. آن بخش که حاوی عمد و بی احتیاطی یعنی تقصیر است، با ماده ۱ قانون مسئولیت مدنی وجه مشترک دارد و قانون جدید جایگزین قانون سابق شده است و آن بخش که حاوی تقصیر نیست با توجه به اینکه قانون جدید مبنای مسئولیت را بر تقصیر قرار داده است، دیگر کاربردی ندارد.

گرچه پشتوانه قوی و دیرپای فقه مناقشه مذکور را به نفع ماندگاری مقررات اتلاف و تسبیب و عدم نسخ آنها پایان داد، اما در خصوص آسیب های ناشی از حوادث خودرو و تقصیر مبنای منحصر مسئولیت قرار گرفت. علت آن بود که رانندگی و نگهداری خودرو تابع یک سلسله مقررات دقیق بود. بخش عمده آن در آیین نامه راهنمایی و رانندگی آمده است. حوادث خودرو از سوی کارشناسان پلیس بر اساس این مقررات تجزیه و تحلیل و نتیجه گیری می شد. بر این اساس فقط اشخاصی مسئوول حادثه شناخته می‌شدند که دست کم یکی از آن مقررات را رعایت نکرده باشند و بر اثر آن حادثه به وجود آمده باشد و این مرادف با تقصیر بود. در مواقعی هم که دسترسی فوری به کارشناسان مذکور حاصل نمی شد از نظریه سه نفره راننده پایه یکم استفاده می شد. آنان هم بر مبنای اطلاعات خود از مقررات مزبور و نیز عرف رانندگی، یعنی رفتارهایی که در شرایط حادثه از یک راننده متعارف انتظار می رود اظهار نظر می‌کردند.

در ماده ۱۲ قانون مسئولیت مدنی نوع دیگری از مسئولیت پیش بینی شده که ممکن است در برخی حوادث خودرو کاربرد داشته باشد. این ماده می گوید:

«کارفرمایانی که مشمول قانون کار هستند مسئوول جبران خساراتی می باشند که از  طرف کارکنان اداری یا کارگران آنان در حین انجام کار یا به مناسبت آن واره شده است مگر این که محرز شود تمام احتیاط‌هایی که اوضاع و احوال قضیه ایجاب می نموده، به عمل آورده یا اینکه اگر احتیاط های مزبور را به عمل می آورند باز هم جلوگیری از ورود زیان مقدور نمی بود…» حادثه  خودروهای کارگاه ها و کارخانه ها، اشخاص حقوقی و به ویژه موسسات حمل و نقل که راننده آن مشمول قانون کار می باشد مشمول این مقررده است. یعنی علاوه بر اینکه راننده مقصر مطابق ماده ۱ همان قانون مسئوول جبران خسارت زیان دیده است، کارفرما نیز این مسئوولیت را دارد.

۲-۶-۱-۱-قانون مدنی

ماده ۳۳۵ قانون مدنی حکم عام مسئولیت در تصادفات وسائل نقلیه را بدین ترتیب مقرر کرده است:

«در صورت تصادم بین دو کشتی یا دو قطار یا دو اتومبیل و امثال آنها مسئولیت متوجه طرفی خواهد بود که تصادم در نتیجه عمد یا مسامحه او حاصل شده باشد و اگر طرفین تقصیر یا مسامحه کرده باشند هر دو مسئول خواهند بود.»

بدین ترتیب از ظاهر این ماده فهمیده می شود که قانونگذار مبنای مسئولیت در حوادث رانندگی را تقصیر قرار داده و چنانچه هیچ کدام از طرفین مقصر نباشند مسئولیتی محقق نمی شود و زیان بدون جبران باقی می ماند.[۲۱] به دیگر سخن چون ماده ۳۳۵ قانون مدنی زیر عنوان تسبیب آمده است، مبنای مسئولیت تقصیر است و بدون اثبات آن مسئولیتی محقق نمی شود.

بدین ترتیب از نظر قانونگذار میان حالتی که طرفین  تصادم هر دو مقصراند و حالتی که هیچ کدام مقصر نیستند تفاوتی نیست و در هر دو حالت طرفین مسئول اند. به دیگر سخن برای تحقق مسئولیت اثبات تقصیر لازم نیست و کافی است که میان ورود ضرر و فعل فاعل زیان رابطه سببیت وجود داشته باشد. بنابراین می توان گفت در این ماده مبنای مسئولیت نظریه خطر است و خسارت ناشی از وسائل نقلیه از مصادیق اتلاف است نه تسبیب. این تغییر را می توان به دو شکل توجیه کرد. اول آنکه معیار تشخیص اتلاف از تسبیب عرف است، دیدگاه عرف از زمان تصویب قانون مدنی تا زمان تصویب قانون مجازات اسلامی تغییر کرده و امروز وسیله نقلیه به عنوان واسطه میان ورود ضرر و فعل فاعل زیان نادیده گرفته می شود و به همین جهت ماده ۵۲۸ قانون مجازات اسلامی ذیل تسبیب در جنایت مطرح نشده است. قانونگذار بر طبق نظر غالب در میان فقها صرف رابطه سببیت و استناد را برای تحقق مسئولیت مدنی کافی دانسته و به همین دلیل ماده مزبور را این گونه تدوین کرده است. هر یک از این دو توجیه که درست باشد به هر حال قاعده عام مسئولیت مدنی ناشی از وسائل نقلیه، تغییر کرده و این مسئولیت دیگر مبتنی بر تقصیر نیست و در این مورد مسئولیتی محض و عینی مقرر شده است. با وجود این، مفهوم تقصیر در ماده فوق کاملا منتفی نیست و در باب احراز رابطه سببیت به آن اشاره شده است؛ زیرا به موجب ماده مذکور اگر یک طرف مقصر باشد، خسارت به او نسبت داده می شود و فقط او مسئول جبران خسارت است.[۲۲]

[۱]. معین، محمد، منبع پیشین، ص۴۹۸

[۲] . انصاری، مسعود و طاهری، محمدعلی، دانشنامۀ حقوق خصوصی، (جلد اول) نشر جنگل، چاپ سوم، ۱۳۸۸، ص ۹

[۳] . همان منبع، ص ۱۷۳۹٫

[۴] . الفراهیدی، ابوعبدالرحمن الخلیل بن احمد، کتاب العین، جلد پنجم، ص ۳۸۰٫

[۵] . محقق داماد، سید مصطفی، منبع پیشین ، ص ۱۰۸٫

 

[۶] . حکمت نیا، محمود، مبانی مالکیت فکری، نشر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۸۷، ص ۱۳۲٫

[۷]. انصاری، مسعود و طاهری، محمدعلی، دانشنامۀ حقوق خصوصی، (جلد اول) نشر جنگل، چاپ سوم، ۱۳۸۸، ص ۱۶۵۸٫

[۸]. کاتوزیان، ناصر، دوره مقدماتی حقوق مدنی(اموال و مالکیت)، نشر میزان، چاپ هفتم، ۱۳۸۲، ص ۱۰۲٫

[۹]. امامی، سید حسن، حقوق مدنی، جلد دوم، چاپ پانزدهم،۱۳۸۰ریال ص ۴۲٫

[۱۰]. عمید، حسن، فرهنگ عمید، چاپ بیستم، نشر امیر کبیر،۱۳۸۰ و معین، محمد، منبع پیشین، ص۳۷۶۵٫

[۱۱]. کاتوزیان، ناصر، مقدمۀ علم حقوق، نشر بهشهر، چاپ هشتم، ۱۳۶۶، ص ۵٫

[۱۲]. کاتوزیان، ناصر، فلسفه حقوق، جلد اول، چاپ دوم، نشر بهنشر؟؟، ص ۸۲٫

[۱۳]. درودیان، حسن ،‌ حقوق مدنی۴، دانشکدۀ حقوق‌ دانشگاه شهید‌بهشتی، بی‌تا، ص۸۲.

[۱۴]. امیری قائم‌مقامی، عبدالمجید، حقوق تعهدات، ج۱ (کلیات ح‍قوق‌ ت‍ع‍هدات‌ – وقایع حقوقی)، چاپ اول، نشر میزان و دادگستر، ۱۳۷۸، ص۱۸۷.

[۱۵]. کاتوزیان،‌ ناصر، منبع پیشین ، ص۲۵۴و۳۶۴.

[۱۶]. مادۀ۹۵۱ ق.م

[۱۷]. مادۀ۹۵۱ ق.م

[۱۸]. قانون مجازات اسلامی، زیر عناوین «در تقصیرات مقامات و مأمورین دولتی»، «در امتناع از وظیفۀ قانونی»، «تعدیات مأمورین دولتی نسبت به دولت» و… به این مسئله پرداخته است.

[۱۹].  قاسم‌پور اردکانی، محمدمهدی، «جبران خسارت ناشی از عدم انجام تعهدات قراردادی»، پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد حقوق خصوصی،‌ دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان اصفهان، ۱۳۸۰، ص۲۷.

[۲۰] امیری قائم مقامی، عبدالمجید، حقوق تعهدات، جلد اول، نشر میزان، چاپ اول، ۱۳۸۱، ص۱۶۱

[۲۱] امامی، سید حسن، حقوق مدنی، تهران، جلد اول، نشر اسلامیه، چاپ بیست و نهم، ۱۳۸۸، ص ۶۰۷

[۲۲] صفایی سید حسین، رحیمی، حبیب الله، مسئولیت مدنی، تهران، نشر سمت، چاپ اول، ۱۳۹۰، ص ۲۴۲