دانلود پایان نامه

مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ ای رسول،زنان مومن را بگو تا چشمها و فروج و اندامشان را محفوظ دارند و زینت و آرایش خود را جز آنچه قهراً ظاهر می شود بر بیگانه آشکار نسازند و باید سینه و دوش خود را به مقنعه بپوشانند…»( سوره نور،24 :31)

آیه دیگری که به صراحت کامل دستور پوشش اسلامی و هدف از آن را بیان می کند:
« أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً ای پیغمبر به زنان و دختران خود و زنان مومن بگو که خویشتن را به چادر فرو پوشند که این کار برای اینکه آنها شناخته شوند تا از تعرض و جسارت آزار نکشند و بر آنان بسیار بهتر است و خدا آمرزنده و مهربان است.»( احزاب، 33:59)
در این آیه در مورد پوشش بانوان به چند مورد اساسی اشاره شده است.
1.نوعی پوشش که جلباب نامیده شده است و شیوه ی زنان مسلمان را در حجاب و در صدر اسلام نشان می دهد.
2.هدف از پوشش حفظ عفت زنان و مصونیت او از طمع و تجاوز است.
3.حجاب بعنوان نشانه ی پاکدامنی و تمایز از غیر پاکدامن می باشد.
جلباب از ریشه ی «جلب» و دارای دو معنا است:
1.آوردن شی از جایی به جایی یا به تعبیر دیگر، کسی را از راهی بازداشتن و به راه دیگر کشاندن.
2.چیزی که شی دیگر را می پوشاند.
این واژه در اصل مصدر فعل رباعی «جلب» است که از مصدر اسم ذات اراده شده و نام پوشش ویژه ای قرار گرفته است.
برای جلباب معانی گوناگونی از کتاب های لغت و تفاسیر ذکر شده است.
1.هر لباسی که سراسر بدن را در بر گیرد و بپوشاند یعنی از بالا تا پایین را فرا بگیرد مانند کسا و امثال آن.
2.خمار از معانی ای که برای جلباب ذکر شده.
3.در مجموع درباره ی جلباب در کتاب های لغت که از قرن دوم هجری تا زمان حاضر تدوین شده اند اتفاق نظر وجود ندارد جلباب را همان روسری(خمار)دانسته اند. آن را پوششی بلندتر از روسری و کوچک تر از رداء نیز گفته اند که سر و سینه زن را می پوشاند همچنین به پارچه ای کوتاه تر از روسری و عریض تر از آنکه به منزله مقنعه است اطلاق شده است آنچه زن بر روی لباس خود می پوشد و با آن لباس خود را می پوشاند مانند ملحفه یا پوششی که کل بدن (از سر تا پا)را می پوشاند یا به پیراهن بلند نیز جلباب گفته شده است. در «المفصل فی احکام المراه» آمده است:«جلباب چادری است که زن به وسیله ی آن خود را کاملاً می پوشاند، و آن را روی لباسش می پوشد و به وسیله ی آن تمامی بدن، از سر تا پای خود را می پوشاند»جلباب به این معنا شبیه «عبا» است که در لباس زنان در عراق شایع بود و بعضی اکنون همچنان آن را می پوشند(به نقل از: میرخندان،1387 :46-45).
2-4 جلباب
درباره جلباب 3 دیدگاه وجود دارد:
در دیدگاه اول: پوششی فراگیر بوده که از بالای سر تا پایین پا را می پوشانده و بر روی سر قرار می گرفته نه شانه ها.
در دیدگاه دوم:جلباب پوششی بوده بزرگ تر از خمار و کوچک تر از ردا، یعنی تقریباً تا زانوها را پوشانده است.
در دیدگاه سوم: برخی جلباب را همان خمار یا مقنعه دانسته اند، پوششی که فقط سر و سینه را می- پوشاند.(مظاهری،1388 :49)
خداوند می فرماید:« یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ (احزاب،33 :59) ای پیامبر به همسران و دختران خود و به بانوان مومنان بگو جلباب های خود را به هم نزدیک کنند.
در قرآن به چادر، در قالب واژه ی جلباب اشاره شده است که فراتر از روسری و مقنعه (خِمار) است، جالب اینجاست که در بعضی از کتاب های لغت،جلباب به عبا و پوششی اطلاق شده است که در بین عرب،رایج و رنگش هم تیره و سیاه بوده است که نشان می دهد سیاه بودن رنگ چادر هم ریشه ی قرآنی دارد(طیب،1387: 47).
روانشناسان عقیده دارند رنگ مشکی به منزله ی یک حایل، دیوار و مرز است بین دو نفر مثلاً کسی که لباس سیاه بر تن دارد یعنی بین خود و دیگران حایلی ایجاد نموده است که نشان دهنده ی جدایی بین دو نفر یا خود از دیگران است به، همین دلیل وقتی «زنی چادر مشکی دارد یعنی یک منطقه کاملاً ممنوع بین خود و دیگران ایجاد کرده است و هیچ کسی حق ورود به منطقه ممنوع را ندارد،چون این منطقه ای والا و پاک و مقدس است و عمومی نیست پس رنگ مشکی مرز کرامت،بزرگواری، حیات و جلوگیری از دید شکارچیانی است که در کمین شکارند می باشد و در حقیقت مرز بی رغبتی نگاه کسانی که می خواهند با چشمان خود سرقت نمایند.» (همان،39).
2-5 برخی از فواید حجاب
برای حجاب و پوشش فواید بسیار فراوانی می توان بیان کرد از جمله:
1.تاثیر مثبت حجاب در سلامت روحی که نشان می دهد فرد در سلامت روحی قرار دارد و بی حجابی نشانه ی بیماری روحی و احساس حقارت است.
2.در پرتو رعایت کامل حجاب اسلامی زمینه ی تشکیل نهاد خانواده فراهم می گردد .
3.بدحجابی منشاس برخی از رذایل اخلاقی و در نتیجه باعث سقوط زن از مقام و منزلت الهی و انسانی است زیرا ابتذال در پوشش و بدحجابی ابتذال در اخلاق را به دنبال دارد (میرزابیگی و غیاثوند،1391 :84).

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد درموردبهار عربی، خاورمیانه، بیداری اسلامی، تهدیدات امنیتی

2-6 هدف و فلسفه حجاب
هدف اصلی تشریع احکام در اسلام،قرب به خداوند است که به وسیله ی تزکیه ی نفس و تقوا به دست می آید:
«إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَاللّهِ أَتقَاکُم بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا باتقواترین شماست».(حجرات:13)
از قرآن کریم استفاده می شود که
هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی،دستیابی به تزکیه ی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است.
« قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى‏ لَهُمْ ای رسول ما مردان مومن را بگو تا چشم ها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است»(قرآن مجید،نور،24: 30) و در آیه بعدی همین سوره که به آیه آشکار نکردن زینت(عدم ابداء) معروف است در واقع پوششی خاص برای زنان مومن در سال ششم هجری با نزول آیه 31 سوره نور صورت گرفت.
ابداء در زبان عربی از ریشه ی «بُدُوّ» است و بدوّ به معنای آشکار شدن بدون قصد و اختیار است و ابداء به معنای نمایاندن و آشکار ساختن که در قرآن قصد و اختیار است و ابداء به معنای نمایاندن و آشکار ساختن که در قرآن در برابر کتمان و اخفاء یعنی پنهان داشتن به کار رفته است. در هر صورت در آیه ی ذکر شده، زینت به معنای زینت آلات و هم به معنای زیبایی های بدن است آنچه از پوشاندن استثناء شده،مچ دست به پایین و گردی صورت است.بر اساس این روایات بدن زن زینت شمرده می شود که او باید از آشکار کردن آن در مقابل مردان خودداری کند(میرخندان،1387 :56-55).
«وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا ۖ وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُیُوبِهِنَّ ۖ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَهِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَىٰ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ ۖ وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ ۚ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ.(قرآن مجید،نور،24 :31)و زنان مؤمن را بگو تا چشمها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامهاشان را از عمل زشت محفوظ دارند و زینت و آرایش خود جز آنچه قهراً ظاهر می شود بر بیگانه آشکار نسازند جز برای شوهران خود یا پدران یا پدران شوهر یا پسران خود یا پسران شوهر یا برادران خود یا پسران برادر و پسران خواهران خود یا زنان خود (یعنی زنان مسلمه)یا کنیزان ملکی خویش یا مردان اتباع خانواده که رغبت به زنان ندارند یا اطفالی که هنوز بر عورت و محارم زنان آگاه نیستند و از غیر این اشخاص مذکور احتجاب و احتراز کنند و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود ای اهل ایمان همه به درگاه خدا توبه کنید، باشد که رستگار شوید.»
«با توجه به این آیه مبارکه می توان دریافت که پوشاندن چهره و دست واجب نیست و مقنعه به طور کامل پوششی مناسب می باشد و احتیاط واجبی را که فقها بیان کرده اند که باید کمی از اطراف صورت پوشیده شود تا یقین به انجام دستور خداوند شده باشد را عملی می سازد از این رو مقنعه ی ساده از لباس های متین و دوست داشتنی زنان عفیف است.»(اکبری،1380 :35)
2-7 سیر کشف حجاب
کشف حجاب و انهدام وجدان مشترک اسلامی واقعیت انکار ناپذیر تاریخی است که از گذشته مورد توجه شاعران، نویسندگان و سیاستمداران بود و به طرق مختلف کوشیدند تا به زمینه های روانی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آن اشاره کنند. در این بخش به سیر کلی کشف حجاب در تاریخ ایران تا پایان دوره ی رضاشاه پهلوی (1320هـ .ش) اشاره می شود. نگارنده بر آن است که بصورت مجزا به کشف حجاب در دوره های قاجار بویژه سال های آخر آن دوره و رضاخان اشاره نماید:
2-7-1 دوره ی ناصرالدین شاه قاجار
بر اساس شواهد تاریخی، اولین نشانه های کشف حجاب، از دربار ناصرالدین شاه قاجار آغاز شد، مسافرت های شاه به اروپا و مشاهدات وی از وضعیت پوشش زنان اروپایی سبب انتقال فرهنگ آن دیار به کشور، ابتدا به دربار و دارالخلافه و سپس جامعه تاثیر بسزایی داشت، بتدریج موضوع کشف حجاب در قالب تجدد خواهی به محافل روشنفکری و اشعار شعرا نفوذ کرد و در مطبوعات منعکس شد، این وضعیت کم و بیش تا پایان دوره قاجار ادامه داشت. میل حکام قاجار به کشف حجاب و مقاومت خانواده ها سبب شد این مساله به غیر از دربار محافل نزدیک به شاه رشد چندانی نیابد. هر چند در اواخر دوره ی قاجار و در جریان نهضت مشروطه و پس از آن سیاسیون نوگرا و منوّرالفکر گام هایی در حذف پوشش اسلامی بانوان و اشاعه ی بی حجابی در جامعه برداشتند و نویسندگان و شعرایی چون ایرج میرزا، بهار، میرزاده عشقی در این زمینه قلم فرسایی کردند؛ چرا که آنان مشروطه را به معنای تجدّد خواهی خوانده و متاسفانه بی حجابی را از مظاهر تجددخواهی قلمداد کردند،اما موضوع کشف حجاب تا پایان دوره ی قاجار همگانی نشد.
ناصرالدین شاه بعد از بازگشت از مسکو و دیدن تئاتر کارولین و لباس بالرینها دستور داد تا زنان حرم این مدل لباس جدید را که کوتاه بود بپوشند. اما قبل از دوره رضاخان کسی برهنه و بی حجاب ظاهر نشد. اولین کسی که کوشید بی حجابی را در سطح کشور بصورت علمی گسترش دهد و از منظر فقهی به آن نگریست فاطمه زرین تاج ملقّب به قره العین بود؛ به همین دلیل نگارنده در این بخش ابتدا به قره العین و اقدام او- که نخستین تل
اش برای کشف حجاب از سوی یک عنصر غیر حکومتی است- می پردازد و سپس بحث را ادامه می دهد.(صلاح،1384 :117)
2-7-2 زرین تاج
نامش زرینه تاج یا فاطمه، کنیه اش ام سلمه، لقبش زکیه بود که در 1233 هـ .ق، در خانواده ای روحانی و مجتهد به دنیا آمد و در سال 1268 هـ .ق مرد. پدرش ملاصالح برغانی با دو تن از برادرانش ملامحمدتقی و ملامحمدعلی درجه اجتهاد داشتند، ملامحمدتقی فقیهی مشهور بود که با شیخ احمد احسایی بحث کرد و او را کافر اعلام داشت. برادر سوم ملامحمدعلی نزد شیخ احمد احسایی دانش می آموخت، فاطمه هوش و فراستی عجیب داشت و در چنین خانواده ای در مباحث دینی و فراگیری علوم شرکت می کرد.
ملامحمدتقی برغانی مجتهد مشهور قزوینی که عمویش بود او را برای پسرش ملامحمد به همسری گرفت. ملامحمدعلی عموی قره العین به شیخیه پیوست و فاطمه را با اصول شیخی آشنا کرد، او نیز علاقمند شد و با سید کاظم رشتی مراوده پیدا کرد و به تفحص در آرای شیخیه پرداخت، بعدها از همسرش جدا شد و به عتبات رفت در کلاس سید