دانلود پایان نامه

می‌شود. بینایی نقش بسیار مهمی در این دو جنبه اولیه احساس خود دارد و کودکان نا بینا در تحول چنین اشکالی از دانش خود، دچار مشکل می‌گردند (تام و مورفی، 1968).
2-6-3 تأثیر اختلال بینایی در فرآیند‌های تحول روانی
احساس کودک نابینا از جهان اطراف خود به تدریج و به وسیله سایر حواس برای او فراهم می‌شود، کودک نابینا از درک کلی اشیا» عاجز است، لذا برای شناسایی عالم خارج به کمک دیگران احتیاج دارد. همانطورکه ملاحظه می‌شود کودکان نابینا از لذت مشاهده و در نتیجه تقلید و همانند‌سازی که نقش مهمی در رشد شخصیت فرد ایفا میکند محرومند. از یادگیری بسیاری از مطالب و حتی کسب مهارت‌های ساده مانند غذا خوردن، لباس پوشیدن، رفع احتیاجات روزمره، که کودکان دیگر از آن بهره‌مند هستند ناتوانند. مسلماً این وضع نامطلوب باعث ایجاد حالت خشم و عصبانیت در کودک می‌شود لذا نابینایان از لحاظ تحصیلی وحرکتی عقب مانده‌تر از سایر اشخاص جلوه می‌کنند.
اگر چه ممکن است از لحاظ هوشی کاملا عادی باشند. در مورد بهره هوش افراد نابینا مطالعات زیادی صورت گرفته است و نشان داده شده است که نابینایی به خودی خود باعث هوش کمتر نمی‌شود و در صورتی که امکانات آموزشی مناسب باشد این کودکان بهره هوشی عادی خواهند یافت. یعنی با اموزش مناسب می‌توان سطح پیشرفت این کودکان را به اندازه‌ای افزایش داد که با کودکان بینا برابر شوند. به خصوص این که این افراد به سایر حواس خود بیشتر متکی بوده و از دقت، توجه و کنجکاوی زیادی برخوردارند. پیشرفت تحصیلی کودکان نابینا به اندازه پیشرفت تحصیلی کودکان ناشنوا دچار آسیب نمی‌شود و انگیزه‌های یادگیری را درکودکان نابینا بهتر می‌توان به وجود آورد. عقیده براین است که کودکان نابینا در فاصله 6 ماهگی تا 2 سالگی دچار فعالیت بیش از حد وبعد ازآن دچار فقدان هیجان، لاقیدی، بی‌رغبتی و بالاخره افسردگی می‌شوند. بدیهی است وقتی کودک اشیای اطراف خود را نشناسد و با آنها سرگرم نشود، طبعا به حرکت‌های عضلانی می‌پردازد تا به این وسیله به رضایت خاطری حاصل کند. این کودکان به طور مرتب سر خود را تکان می‌دهند، انگشتانشان را روی چشم هایشان فشار می‌دهند یا بی‌قراری می‌کنند. همه این تلاش‌ها برای شناسایی محیط اطراف است. برای جلوگیری از ظهور این عوارض باید کودک را پیوسته در ارتباط با محیط نگه داشت و با وی صحبت و بازی کرد. کودکان نابینا به علت مشکلات خاص خود در معرض خطر خستگی وضعف روانی قرار دارند، ولی ناراحتی شدید روانی در آنها کمتر به چشم می‌خورد. چون برخورد جامعه نسبت به نابینایان اغلب به صورت ترحم صورت می‌گیرد لذا نابینایان اغلب سازش با محیط را به طور نسبتاً عادی برقرار می‌کنند.
پرفسور پیاژه به صورت نظام مند تحول روانی انسان را بررسی کرده و دوره‌های مختلف تحول شناختی انسان را شناسایی کرده است. پیاژه تجارب حسی- حرکتی مثل دیدن و شنیدن را عامل مهمی در تحول شناختی کودک و رسیدن او به مراحل پیشرفته تحول منطق می‌داند.
1- تاثیر نابینایی بر رشد داخلی کودک
رشد داخلی مربوط به رشد جسمانی، رشد دستگاه عصبی و رشد غدد درون ریز می‌باشد.
رفتارهای خاصی به کنش ساخت‌های مخصوصی وابسته هستند، مثلا هماهنگی شنیدن، حرکت وضعی و دیدن که تقریبا در 5/4-4 ماهگی اتفاق می‌افتد – در کودکان نابینا این هماهنگی تقریبا از شش ماهگی به بعد در حدود 11-10 ماهگی به وجود می‌آید (فرایبرگ و همکاران، 1969، به نقل از راگو، 1988).
2- تأثیر نابینایی بر تجربه اکتسابی
دومین عامل تحول روانی، تجربه اکتسابی است. هنگام چهار دست و پا راه رفتن، نابینایی مطلق موجب تاخیر در خزیدن یا چها ردست و پا راه رفتن و را ه رفتن مستقل و بدون کمک اطرافیان می‌گردد. فرایبرگ (1969) خاطر نشان می‌کند که این تاخیر ناشی از فقدان محرک درونی برای رسیدن به یک هدف دیداری است که معمولاً بر اساس بینایی فراهم می‌شود. کودک برای آنکه به سمت نشانه‌های صدا برود وخود رابه طرف آن سوق دهد، باید قبلا شیء دائم در او تشکیل یافته باشد. کودکی که فاقد بینایی است، در جابجایی حرکتی و جهت یایی، دچار تاخیر است. بنابر این چنین کودکی فاقد تجارب اکتسابی کافی است. و بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت که کودک نابینا در تحول شناختی دچار تاخیر است (راگو، 1988).
3- تاثیر نابینایی بر تفویض‌ها و انتقال‌های اجتماعی
سومین عامل تحول روانی، تفویض‌ها و انتقال‌ها ی اجتماعی است. این عامل تعامل‌های اجتماعی را نیز در بر می‌گیرد. تعامل اجتماعی، به توانایی کودک برای عمل فعال و مو ثر در طول تماس اجتماعی، بستگی دارد. همچنین ورود کودک نابینا به برنامه‌های آموزشی مستلزم فعالیت یکپارچه و فعال او در تمام بر نامه‌های مدرسه است. اما بدون مداخلات ضروری، محرومیت حسی نابینایان مانعی در این راه قلمداد می‌شود. علاه بر این فقدان بینایی بر یاد‌گیری تقلیدی از حالت چهره، حرکات و اشارات ضمنی صورتشان کمتر از افراد عادی است (راگو، 1988).
4- تاثیر نابینایی بر تعادل‌جویی
تعادل‌جویی به مثابه یک عامل سازمان‌دهنده عوامل سه گانه فوق عمل می‌کند تا آنها را بدون تناقض به یکدیگر پیوند دهد. هر تحول زیستی واجد فرایندهای نظم‌جویی است. تعادل‌جویی یک فرایند تدریجی و توام با خود نظم‌جویی است و با این مفهو م، گام به گام به حالت نهایی بازگشت‌پذیری میل می‌کند که مشخصه تمام ساخت‌های عالی شناختی مستلزم ساخت‌های حسی- حرکتی است. از این رو هر گونه نقص یا نارسایی حسی- حرکتی و نتیجتا ساخت‌های عالی شناختی را تحت تا ثیر قرار می‌دهد. اگر چه نارسایی‌های حسی- حرکتی مانند نابینایی ممکن است به نقص تعادل‌جویی منجر گردد (راگو، 1988).
5- تاثیر نابینایی بر روی کنشهای رمزی
«تقلید»، «بازی رمزی»، «تصویر ذهنی» به منظور شناخت تفاوت‌های کمی و کیفی تحول شناختی کودکان نابینا لازم است که کنش‌های رمزی یا نشانه‌ای را در این کودکان مورد برسی قرار دهیم. کنش‌های نشانه‌ای در مرحله اول دوره دوم یعنی دوره عملیات عینی تثبیت می‌شوند.
6- تاثیر نابینایی بر روی تقلید در «غیاب الگو»
بینایی در تقلید در غیاب الگو نقش مهمی بر عهده دارد. تقلید در غیاب الگو زمانی رخ می‌دهد که الگوی فرد غائب است. کودک تصویرهای ذهنی مربوط را فرا می‌خواند و از حرکات و اشارات رفتارهای موضعی و رفتارهای حرکتی تقلید می‌کند، اما قبل از این که کودک بتواند تقلید کند باید مشاهده کرده باشد یا درباره آن شنیده باشد. در واقع افراد آنچه را که تجربه کرده‌اند تقلید می‌کنند.
تاثیر نابینایی بر بازی رمزی
پیاژه عقیده دارد که بازی برای عواطف کودک و تعادل هوش او ضروری است. در کودکان نابینا درون دادهای بینایی کاهش یافته و یا اصلا وجود ندارد. این کودکان شانس مشاهده بز رگسالان را ندارند، آنها کمتر با دیگران مواجه می‌شوند، در نتیجه به شدت، تجارب زندگیشان که پایه‌های بازی را تشکیل می‌دهند محدود است.
بازی رمزی، مستلزم تجسم یک شی و یک موقعیت از راه بینایی ویا شنوایی است در نتیجه این بازی هم تقلید است و هم تخیلی. به همین دلیل کودکان پیش دبستانی نابینا از لحاظ شناختی برای بسیاری از فعالیت‌های بازی آمادگی ندارند زیرا نابینایی موجب می‌شود که فرد در تجسم شی، موقعیت یا صوت در غیابش و در تقلید الگو‌ها دچار مشکل باشد زیرا در این زمینه از تجارب بصری لازم برخودار نیست.
تاثیر نابینایی بر تصاویر ذهنی
در سطح پیش عملیا تی تصاویر ذهنی بر گرداننده، به تقلید ادراکی محدود است. منظور از این تصاویر ذهنی، باز پدید آوردن آن چیزی است که قبلا ادراک شده است. این تصاویرذهنی شامل شکل‌بندی ایستا، متحرک (تغییر در مکان) و تبدیلی (تغییر در شکل) است. این سه نوع واقعیت بطورپیوسته در تجارب ادراکی آزمودنی رخ می‌دهد.
جایگاه این تصاویرذهنی به گو نه‌ای است که باید پذیرفت که اثرات مخرب نابینایی بر تحول شناختی کودک نابینا مربوط به محرومیت تجربه‌ای است و تاثیری که این محرومیت بر روی تصاویر ذهنی می‌گذارد برای تحول شناختی کودک بسیار زیان‌آور است (پیاژه و اینهلدر، 1969، به نقل از سالووی، 1987). از این رو برای جبران تاخیر تحول شناختی در کودکان نابینا، ایجاد تصویر ذهنی از راه تقویت کنش‌های شنوایی ضروری است.
2-6-4 خصوصیات افراد با ناتوانی اجتماعی
ادراک اجتماعی، توانایی فهم موقعیت‌های اجتماعی و به همان میزان حساسیت نسبت به احساسات دیگران است. دانش‌آموزان با نقص ادراک اجتماعی در انواع فعالیت‌های مستقل که انتظار می‌رود که کودکی که با سن مشابه انجام دهند ناتوان هستند، آنها از قضاوت در مورد نگرشهای مردم در محیط اجتماعی ناتوان بوده و نسبت به جو موقعیت‌های اجتماعی غیر حساس هستند. آنها تمایل به بروز رفتارهای نامناسب و ایجاد نگرش نامطلوب دارند. برخی از خصوصیات افراد ناتوان اجتماعی در زیر ارائه شده است:
الف) ضعف در قضاوت. رشد ادراک اجتماعی از برخی جهات با رشد مهارت‌های تحصیلی نظیر خواندن و ریاضیات مشابهت دارد. در هر دو مورد افراد بایستی یاد بگیرند که فرایندها را پیش‌بینی کرد و نتایج واقعی را با نتایج مورد انتظار مقایسه نمایند و نهایتاً براساس چنین بازخوردی رفتار خود را با موقعیت متناسب نمایند. اشخاص با مشکل ادراک اجتماعی در هر کدام از این قدمها با مشکل مواجه هستند. آنها نمی‌توانند فرایندهای اجتماعی دیگران را پیش‌بینی نموده و قادر به حصول اطمینان نیستند که آیا رفتار اجتماعی فرد با رفتار پیش‌بینی شده تطابق دارد یا خیر.
علاوه بر این، آنها قادر نیستند که رفتار خود را در سایه چنین مقایسه‌هایی تطبیق نمایند و در نتیجه مردم گریز و بی‌تفاوت به نظر می‌رسند. به عنوان مثال به نحو نامناسبی اطلاعات بسیار شخصی را در آشنایی‌های اتفاقی وارد کنند و در همین حال ممکن است ندانند که چطور برای داشتن یک رابطه مطلوب دوستانه با آنهایی که مایل هستند دوست شوند، سرمایه گذاری کنند (اوزمان ، 1987، به نقل از لرنر ، 1997).
ب) ناتوانی در درک احساسات دیگران. به نظر می‌رسد افراد با ناتوانیهای اجتماعی نسبت به همسالان خود توجه کمتری به احساسات دیگران دارند و احتمال دارد از نظر کلامی یا رفتاری به گونه‌ای نامطلوب عمل نمایند. زیرا آنها نمی‌دانند فردی که به او واکنش نشان می‌دهند خوشحال یا ناراحت است، پذیرا یا ناپذیر است. علاوه بر این آنها نسبت به جو عمومی یک موقعیت اجتماعی حساسیت لازم را ندارند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که افراد با ناتوانی‌های اجتماعی در کشف و درک سرنخهای اجتماعی مفید که توسط دیگران ارائه می‌شود ضعیف هستند. این چنین عدم حساسیتی می‌تواند منشا ایجاد مشکل در برقراری رابطه با همسالان و والدین گردد (سیلور ، 1992، برایان ، 1991، به نقل از لرنر، 1997).
ج) مشکل در اجتماعی شدن و دوست یابی. والدین کودکان با ناتوانی‌های اجتماعی گزارش می‌کنند کودکانشان مشکلات قابل ملاحظه‌ای در دوست یابی دارند در طی اوقاتی که کودک برنامه‌ای ندارد مثل ساعات پس از مدرسه، تعطیلات آخر هفته حالت سردرگمی شدیدی دارد. مشاهده والدین نشان می‌دهد، زندگی اجتماعی کودکانشان با سایرین متفاوت است. هنگامی که آنها برای تعاملات اولیه اجتماعی تلاش می‌کنند، اغلب نادیده گرفته می‌شوند. حتی غریبه‌ها نیز می‌توانند پس از مشاهده این کودکان از طریق نمایش ویدیویی، تنها ظرف چند دقیقه آنها را شناسایی کنند (براویل، 1991، ووگن ، 1991، به نقل از لرنر، 1997).

د) مشکل در پایه‌ریزی ارتباطات خانوادگی. خانواده جوهره زندگی کودک بوده و او شدیداً نیازمند ارضا و اطمینان در خانواده می‌باشد. با وجود این که کودک مشکلات بی‌اندازهای در رفتار اجتماعی، زبان و خلقیات دارد حتی ارتباطات خانوادگی نیز به سختی برقرار می‌شود. کودک ممکن است از جو خانوادگی ارضا نشده و از طرف والدین هم مانند همسالان و معلمان طرد می‌شود (سیلور، 1992، برایان، 1986، به نقل از لرنر، 1997).
افراد دارای اختلال بینایی با انواع چالشهای غیر منتظره در گذار از کودکی به بزرگسالی برخورد می‌کنند. عمده‌ترین این چالشها شامل اطلاعات ناکافی در خصوص جنسیت (فولک و ادی ، 1974) روابط عاطفی (لانفلند ، 1981) ‌و ناتوانی در رانندگی (کورن و ساکس، 1994، هاجز و کلر ، 1999)، اضطراب در خصوص زندگی آتی (هارولی 1968، میلر ، 1972)، بیکاری بالقوه (ولف و ساکس، 1997) و همچنین مشکل دریافتن فعالیتهایی که بتوانند با همتایان نابینای خود مشارکت کنند. همانگونه که این گروه از افراد با این چالشها روبرو می‌شوند به مراتب بیشتر از دوران کودکی خود دچار کمرویی میشوند. کودکان دارای مشکلات ناسازگاری اجتماعی، کمبودهایی را در زمینه مهارتهای اجتماعی مانند برقراری ارتباط، همکاری و روابط با همسالانشان نشان میدهند. فرد نابینا اغلب مورد ترحم و رفتارهای مهربانانه کاذب قرار می‌گیرد. از این رو ممکن است دلسوزی‌های مردم جنبه واکنشی داشته باشد. در این صورت حمایت‌های بیش از حد و پذیرش تصنعی بی‌شک به تمامیت روانی و فردیت نابینا لطمه می‌زند. زیرا از یک سو متوجه می‌شود که محبت‌ها و توجهات اطرافیان به اوساختگی است و از طرف دیگر متوجه می‌شود که واجد کفایت اجتماعی آن طور که باید باشد، نیست. در نتیجه به تدریج جایگاهش را در اجتماع از دست می‌دهد. بدین ترتیب یا با اراده خودش با اجتماع قطع رابطه می‌کند یا به خاطر ضعف پذیرش اجتماعی جامعه گریز می‌شود (شریفی درآمدی، 1379).
2-6-5 سازگاری اجتماعی افراد دارای نقص بینایی و عوامل موثر بر آن
یکی از کارآمدترین نشانه سازگاری افراد، توانایی برقراری روابط رضایت بخش بادیگران و کسب لذت ازآن می‌باشد. به نظر می‌رسد که داشتن مهارت‌های اجتماعی مبنای سازگاری در فرد می‌باشد. از این رو پرداختن به مهارت‌های اجتماعی ضروری می‌باشد. مهارتهای اجتماعی بر الگوهای یاد گرفته شده بسیار خاص از رفتارهای قابل مشاهده کلامی و غیر کلامی دلالت دارند که از طریق آن فرد دیگران را تحت تأثیر قرار می‌دهد و تلاش می‌کند تا نیازهایش را برآورده سازد. این مهارت‌ها به دو دسته مهارت‌های ضعیف و مهارت‌های پیچیده تقسیم می‌شوند. مهارت‌های ضعیف شامل رفتارهایی نسبتاً ساده‌ای نظیر برقراری تماس چشمی مناسب یا لبخند زدن در موقعیت خاص می‌باشد، در صورتی که مهارت‌های پیچیده‌تر در بردارنده رفتارهایی است که متضمن پیوستن به گروه، ارائه تعارفات و انجام مکالمات با دیگران می‌شود (پلی جرینی ، 1994، گستن و همکاران، 1988).
در سنین نوجوانی، پذیرش در جمع دوستان رفاقت‌ها و روابط بین فردی با همسالان اهمیت ویژه‌ای دارد، فقدان مهارت‌های اجتماعی بین فردی می‌تواند زمینه‌ساز مشکلات عدیده‌ای برای نوجوانان باشد. همچنین تحقیقات درازمدت (کاگان و ماس ، 1962، به نقل از احمدی‌زاده، 1374) حاکی از آن است که نارسایی‌های روابط اجتماعی در سنین پایین به دوران بزرگسالی منتقل می‌شوند.

 

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه رایگان روانشناسی : سازگاری زناشویی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

از چند دهه پیش، نتایج بسیاری از پژوهش‌ها بیانگر این است که افراد دارای نقص بینایی درصد بالایی از ناسازگاری‌های اجتماعی را نشان می‌دهند (کریگان ، 1977، بامان ، 1937؛ کیمارولی، 2006 ). آنچه مسلم است اختلال نقص بینایی به صورت مستقیم باعث ایجاد مشکلات عاطفی و رفتاری در میان نوجوانان مبتلا به اختلال بینایی نمی‌گردد، بلکه ناسازگاری اجتماعی را تشدید می‌کند (آمرمن ، 1989، 1987؛ وارن، 1994، وان هسلت 1983، لانفلد، 1981).
از میان مشکلات متعدد عاطفی در میان افراد دارای اختلال نقص بینایی، اضطراب به عنوان بخش مهمی از ناسازگاری فردی و اجتماعی افراد مبتلا به اختلال نقص بینایی به حساب می‌آید (بامان ، 1973). برخی از سطوح اضطراب در نوجوانان مبتلا به اختلال نقص بینایی غیرقابل اجتناب می‌باشد چرا که بر محدودیت‌های عملکردی مربوط به نابینایی متکی می‌باشد (آمرمن، وان هسلت، هرسن، 1986). نوجوانان نابینا و نیمه بینا بر محیط‌های اجتماعی و فیزیکی اطراف خود کنترل محدودی دارند و به همین دلیل درصد بالایی از ناامیدی، افسردگی و اضطراب را تجربه می‌کنند. تحقیقات خود گزارشی رابطه‌ی