دانلود پایان نامه

ر دارند . بسیاری از آنها پس از رسیدگی چندین ساعته فهرست مخارج ، یکدیگر را به بی توجهی در خرج کردن درآمدها متهم می سازند و آتش خشم یکدیگر را بر می افروزند . (بک ، 1988 ، ترجمه قراچه داغی ، 1376).

ارتباط با اقوام و اطرافیان
وابستگی های عاطفی زن و شوهر به خانواده های خود می تواند بر روابط زناشوئی تأثیر سوء بگذارد . در بسیاری از موارد توجه زیاد زن یا شوهر به پدر و مادر در اسباب تکدر دیگری را فراهم می سازد . اقوام هم گاهی مسائلی برای فرزندان ازدواج نکرده خود ایجاد می کنند . آنها هم مانند فرزندانشان احساس ، بی عدالتی ، تعمیم مبالغه آمیز و تفکرات نمادین هستند (بک ، ترجمه قراچه داغی ، 1376).
والدین حتی اگر دخالت ظاهری نکنند و به طور غیر مستقیم در زندگی فرزندانشان مؤثر می باشند . چرا که افکار زن و شوهر و شخصیتشان تحت تأثیر افکار والدینشان شکل گرفته است و هر دو همان رفتاری را با یکدیگر می کنند که از پدر و مادرشان گرفته اند (ثنایی ، 1373).
نقش خانواده اصلی ازدواج به قدری قوی است که دو نفر به هم پیوند زناشوئی می بندند در واقع والدین پسر و والدین دختر همه در تمام ابعاد و اوضاع و شرایط زندگی زوج جدید حضور دارند . حال اگر والدین طرفین هر دو زندگی سازگار ، رضایتمند و خشنودی داشته باشند زوج جدید هم سازگار خواهند بود و اگر هر دو آنها در خانواده ناسازگار و نا سالم بزرگ شده و رشد یافته باشند در آن صورت زوج جدید قادر نخواهد زندگی سالمی را تشکیل دهند . (ثنایی ، 1373).
تردید در احساس تعهد نسبت به رابطه زناشوئی ممکن است زمانی به وجود آید که زن ، شوهر یا هر دو آنها در ارتباط با والدین خود دشواریهایی داشته اند . این مسئله مشترک ممکن است تحت تأثیر پدر و مادر در دست برداشتن از فرزند خود تشدید شود . پدر و مادر به فرزند می چسبند و کودک توان رفتار مستقل را ندارد . در شرایطی که تنها یکی از طرفین زناشوئی ، زن یا شوهر ، نتواند از پدر و مادر خود جدا شود .

شخصیت همسر نقش مهمی در زندگی زناشوئی ایفا می کند . اگر همسر نتواند در نقش پدر و مادر خود ظاهر شود ممکن است مسئله فیصله پیدا کند . اما اگر زن و شوهر هر دو به والدین خود وابسته باشند موقعیت دشوارتر می شود و مشکل زمانی تشدید می شود که زن یا شوهر یا هر دو احساس می کنند که با ازدواج به پدر و مادر خود لطمه می زنند و این موقعیتی است که پدر و مادر با طرز برخورد خود می توانند آن رابه وجود آورده یا تشدید کنند . (بلاچ ، ترجمه قراجه داغی ، 1370).
مسائل ارزشی ، عقیدتی و مذهبی
گاه ازدواج به علت نا آگاهی زن و شوهر از قابلیتهای ذهنی و یا در اثر بی اطلاعی از نظامهای ارزشی و پایبندهای اخلاقی یکدیگر با اشکال مواجه می شود . پس از آنکه زن و شوهر به نتیجه رسیدند زوجه مشترک چندانی با هم ندارند . پیوندهای زندگی زناشوئی آنها سست شده ، در هم فرو می پاشد .(قراچه داغی ، 1370).
همسانی میان زن و شوهر از نظر مذهبی ، سبب جذب و وابستگی هر چه بیشتر زن و شوهر و استواری پیوند زناشوئی شان می باشد و بر عکس ناهمسانی سبب و سرچشمه کشمکشهای خانوادگی است . به عقیده ورد همگونی میان دو همسر از نظر مذهب و نژاد کمتر باشد اختلافات و کشمکشها بیشتر است . ناهماهنگی مذهبی علاوه بر ایجاد اختلاف بین زن و شوهر مشکلات بسیاری را نیز در روابط ایشان با والدین همسرشان ایجاد می کند . (ساروخانی ، 1370).
روانشناسان ازدواج دو نفر از مذاهب مختلف را کار غیر عاقلانه ای می دانند . اگر یکی از زوجین به عقاید مذهبی خود با ایمان کامل پایبند باشد امکان اختلاف نظر در این مورد زیاد است . تربیت کودکان بسیار متأثر از نگرش مذهبی زوجین است . مثلاً اگر پدر مسلمان و مادر مسیحی باشد و هر یک پایبند به عقاید خود باشند تلاش در تربیت کودکان مبتنی بر اندیشه دین خود خواهند داشت و این امر سبب بروز اختلاف خانوادگی خواهند شد (شاملو ، 1376).
علایق و طرز تفکر
الیس (1986) ، ، به نقش تفکر در سازگاری و ناسازگاری زناشوئی پرداخته است . توافق زن و مرد در مورد مسائل مختلف زندگی نقش عمده ای دارد که این توافق متأثر از طرز فکر علایق آن دو می باشد و زوجین می بایست در زمینه موضوعاتی از قبیل آزادی افراد در خانواده ، تعهد فرزندان ، تحصیل و تربیت فرزندان ، مداخله اطرافیان و غیره با هم به یک توافق منطقی برسند . این توافق خصوصاً در مورد نحوه ی تربیت فرزندان حائز اهمیت است . در زمینه علایقی مانند نحوه گذراندن اوقات فراغت از قبیل سینما رفتن ، شرکت در مجالس مذهبی ، خواندن کتاب ، گوش دادن به موسیقی و رادیو و غیره نیز باید توافق نسبی حاصل گردد . اگر یکی از زوجین بدون در نظر گرفتن علایق طرف مقابل خود تعصب نشان دهد موجبات دلسردی و ناکامی طرف مقابل را فراهم خواهد ساخت . داشتن توافق نسبت به موضوعات مهم زندگی یکی از مسائلی است که در موقعیت و رضایت زندگی زناشوئی نقش دارد . (سلیمانیان ،1373).
مزاج و شخصیت
بلوم ، مطالعه ای بر روی 166 زوج که در ترکیب 20 تا 85 سال سن داشتند انجام داد . همه شرکت کنندگان در یک مقیاس سازگاری زناشوئی جدید و جامعه که به آن مقیاسها مزاج سلطه گر خوشایند و بر انگیزاننده مهرابین اضافه شده بودند تقسیم شدند . یافته ها نشان می دهد که کلاً افرادی که در گروه مزاج خواشایند تر و سلطه گرتر بودند تمایل به ازدواجهای شادتر داشتند به علاوه آنهایی که با مزاج خوشایندتر دست به انتخاب همسر می زدند ، در ازدواجهایشان شادتر بودند . خلاصه خوشایندی مزاج (که ارزیابی بسیار کلی از سازگاری روانشناختی در مقابل ناسازگاری است) یک کلید پیش بین در رضایت از ازدواج مورد توجه بود . آنهائی که با سازگاری بهتر دست به انتخاب همسر می زدند از ازدواج راضی تر بودند . همچنین یافته های ویژه در خصوص زنان نشان داد که ناخوشایندی و سلطه پذیری (برای مثال افسرده ساز) ویژگیهای زنانی بود که کاملاً در سازگاری زناشوئی مضر بودند . اساس مزاج پراکنش (واریانس) بیشتری (30 تا 34 درصد) در سازگاری زناشوئی را توضیح دهد که این تأثیرات قبلاً در نوشته های سازگاری زناشوئی – شخصیت گزارش شده بود . (مهرابیان ، 1999).
2-1-3 تأثیر رضایت و سازگاری زناشوئی بر کودکان
در اینجا به این واقعیت باید توجه کرد که تحقیقات صورت گرفته تحت عنوان کیفیت زناشوئی ، در برگیرنده مفاهیمی هستند که به صورت متفاوتی نام گذاری شده اند . نامهایی همچون سازگاری ، خشنودی ، هماهنگی ، رضایت و کیفیت زناشوئی و غیره . البته بین این مفاهیم تمایزات اساسی وجود دارد با این حال پژوهشها نشان داده است که همبستگی های بسیار نیرومندی ما بین این شاخص ها وجود دارد و این شازه ها شاخص های الزامی تجارب ذهنی کلی طرفین ارتباط هستند تعارض و ناهماهنگی نیز به عنوان بخشی از تجربه زناشوئی مد نظر گرفته اند در حقیقت تعارض ممکن است در سه بعد تعریف شود : محتوا و تداوم تغییرات در هر یک یا در تمامی این ابعاد می تواند تلویحات کاملاً متفاوتی را برای پیگشتهای کودک داشته باشد . در حال حاضر ، این روابط بالقوه به طور گسترده ای نامکشوف مانده اند . توافق همگانی بر سر این نکته که تجربه تعارض بین والدین با رشد اجتماعی کرودک رابطه منفی دارد . جالب توجه به نظر می رسد ، نکته توجه آن است که محققان بین شدت ، تداوم شیوه اموری مشابه ، افتراق قایل شدند . توافق هایی در خصوص رابطه کیفیت زناشوئی و پیگشتهای کودک ظهور یافته اند . تجربه تعارض بین والدین با رشد اجتماعی و سلوک اجتماعی کلی کودک نسبت عکس دارد . این مسئله که ناهماهنگی زناشوئی به پیامهای نامطلوب بسیاری در کودک می انجامد بر اساس شواهد برگرفته از مطالعات تحقیقی متونعی بنا شده است . از این مطالعات این گونه بر می آید که تعارض مداوم بین والدین و نه طلاق ، عامل مهمی است که سرانجام تأثیر منفی بر سازگار کودک برجای می گذارد . تحقیقات بعدی این ادعای بنیادین را حمایت کرده و آن را گسترش داده اند . (استافورد و به یر ، ترجمه دهگان پور و خرازچی ، 1377).
در سنین اولیه ، کودکان ظاهراً ناهماهنگی زناشوئی حساس هستند . کودکان 10 ماهه به عاطفه منفی دیگران پاسخ می گویند و پاسخهای عاطفی به تجربه تعارض زناشوئی تا نوجوانی ادامه می یابد . شکل پاسخ رفتاری کودکان در طول زمان تغییر می کند .از نوزادی تا نو پائی ، افزایش فاحشی در پاسخ های مطلوب اجتماعی و کاهش قابل ملاحظه ای در نمایش های خشم به وجود می آید . کودکانی که تعارضات مداومی را بین والدینشان شاهد بوده اند ، واکنش های آشفته بیشتری را طی سالهای اول مدرسه به نمایش گذارده اند . علاوه بر این بین افزایش تعارض زناشوئی و مسائل کودک ظاهراً تا نوجوانی نیز ادامه می یابد . زمینه یابی های صورت گرفته در مورد کودکان در سطح ملی حاکی از آن است اضطراب ، افسردگی ، انزوا ، رفتار ضد اجتماعی و رفتار تکانشی بین فعالی نوجوانان ، با افزایش تعارض زناشوئی رابطه مستقیم دارد (استافورد و به یرف ترجمه دهگان پور و خرازچی ، 1377).
مطالعات چندی شواهدی را مبنی بر تأثیر ناهماهنگی زناشوئی بر روابط والد – کودک فراهم آورده اند مسئله مورد توجه این است که چگونه روابط بین والدین ممکن است به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر تربیت ، تعامل والد – کودک و یا روابط والد – کودک تأثیر گذارند . در کل ، طبق گزارش هایی کودکان ، فروپاشی در روابط زناشوئی با روابط ضعیف والد – کودک در ارتباط است . اگر چه بعضی از مطالعات تفاوت های جنسی را در تأثیر پریشانی روابط زناشوئی برروابط والدین با دختران و پسران گزارش کرده اند اما این امر ظاهراً ، مصداقی کلی دارد (استافورد و به یرف ترجمه دهگان پور و خرازچی ، 1377).
بلسکی در سال 1981 بیان کرد حمایتی که یک والد از همسرش دریافت می دارد ممکن است تربیت مثبت را تسهیل کند . امروزه برای این ادعا شوهاد محمی در دست است حمایت همسر عموماً با قابلیت تربیتی مادر رابطه مثبت دارد(استافورد و به یرف ترجمه دهگان پور و خرازچی ، 1377).
2-1-4 رضایتمندی و سازگاری زناشویی
در ازدواج سازگاری زناشویی و رضایت از آن امر مهمی به شمار می آید. سازگاری زوجین یکی از پیامدهای ازدواج موفق است که نه تنها بر میزان رضایتمندی و احساس خوشبختی آنها اثر می گذارد بلکه تنش های زناشویی را کاهش می دهد. سازگاری زناشویی در ده بعد مورد ارزیابی قرار می گیرد که عبارتند از نقش زن و مرد، پذیرش سلیقه همسر، ارتباط دوتایی با همسر، توانایی حل تعارض، مدیریت مالی خانواده، نحوه گذراندن اوقات فراغت، روابط جنسی با همسر، تربیت فرزندان، ارتباط با خانواده اصلی و دوستان و جهت گیری مذهبی با همسر (فوورس و السون، 1989) رضایتمندی زناشویی حالتی است که طی آن زن و شوهر از ازدواج با یکدیگر و با هم بودن احساس شادمانی و رضایت دارند (سینها، 1991) رضایتمندی زناشویی می تواند به عنوان یکی از شاخص های اساسی در کیفیت زندگی تاثیر مهمی بر آن داشته باشد. در همین رابطه دو نظریه در روان شناسی اجتماعی وجود دارد که باور دارد ابعاد گوناگون زندگی یک فرد به هم مرتبط است. یکی نظریه جبران، که معتقد است شخصی که از یک جنبه زندگی ناخرسند است به دنبال کسب رضایتمندی جبرانی، در دیگر جنبه های زندگی بر می آید و دیگری نظریه سرایت که مدعی است ناخشنودی از یک جنبه بر کل زندگی فرد تاثیر می گذارد (از کمپ، 1991).
کاسلو معتقد است:
«در روابط بین زن و شوهر ارتباط جنسی متغیر مهمی در رفع نیازهای اولیه فیزیولوژیک و اوج ابراز صمیمیت عاطفی است. موضوع جنسی تشکیل یافته از عشق، مصاحبت لذت بخش و ارضای جنسی است». (احمدی 1385) روابط جنسی تشکیل دهنده بخشی از ادراک زوجین از همدیگر و ادراکات جنسی در بین زوجین ارتباط مثبتی با رفتارهایی دارد که نگهدارنده و تدام بخش ازدواج است (بالارد، 1996) همچنین دیده شده است که صمیمیت جنسی با صمیمیت عاطفی در ارتباط است (گریف، 2001).
ازدواج موفق سازگاری و رضایتمندی زناشویی را به همراه خواهد داشت ملازاده سازگاری زناشویی را به عنوان منبع نظام خانواده یا بخشی از نیروی تامین حیات و احیا کننده خانواده دانسته است و اسپانیر (1976) کیفیت زناشویی را تابعی از موفقیت و کنشوری ازدواج دانسته است همچنین کیفیت زندگی زناشویی، بر اساس جئونگ، بلمن و اسکام (1992) در قالب رضایتمندی و روابط زناشویی با همسر تعریف شده است و تحقیقات انجام شده اهمیت تاثیر آن را بر انواع نتایج بالینی مانند بهداشت روانی (وارینگ و پاتن، 1984) بهداشت جسمانی (چوانس و بینک 1989) و حتی طول عمر (برکمن و سایمی، 1979) تایید کرده اند (کریمی، 1386).
با توجه به اهمیت سازگاری زناشویی در بهداشت و سلامت، بسیاری از متخصصان این پدیده را هموار مورد سنجش قرار می دهند. بنابراین شناسایی عوامل موثر بر سازگاری زناشویی حائز اهمیت است.
عوامل متعددی رضایتمندی زناشویی زوجین را تحت تاثیر قرار می دهد که از آن جمله می توان به اعتماد، وفاداری و عشق (روزبلات، کاسلو، ریورا، 1999) درآمد و اشتغال همسر (ویجیمانتالا و کوماری و پاندا، 2004) اشاره کرد(کریمی، 1386).
2-1-5 نظریه های مرتبط با خانواده، رضایتمندی و سازگاری زناشویی
2-1-5-1 دیدگاه کلان
در دیدگاه کلان، دو نوع برخورد با جامعه وجود دارد: یکی از آنها دیدگاه موسوم به کارکردگرایی ساختی است و فرد شاخص آن پارسنز بشمار میرود. طرفداران این مکتب براین باورند که اجزای متشکل یک نظام اجتماعی(جامعه) آنچنان به یکدیگر وابسته و مرتبط هستند که نتایج و آثار هر یک از اجزاء ضرورتاً موجبات چگونگی دوام و بقای کل جامعه را فراهم می کند و هر نهاد اجتماعی کارکرد معینی دارد که به گونه ای در دوام و بقای جامعه موثر است. برای مثال نهاد خانواده با کارکردهای خود از قبیل تولید نسل و پرورش افراد به دوام و بقای نظام اجتماعی کمک میکند. (ادیبی، 1358).
از دیدگاه کارکردگرایان، نظام ارزشی مشترک در سطح جامعه و در سطح فردی لازم است و همین است که موقعیت های اجتماعی را استوار با معنی و پیش بینی پذیر می سازد هدف های مشترکی چون خوشبختی در زناشویی، موقعیت فرزندان و دستاورد شغلی، انسجام سطح بالایی را برای جامعه به ارمغان می آورد. یکی از نیازهای دیگر جامعه این است که تظاهرات عاطفی مردمش را تنظیم کند زیرا عواطف افسار گسیخته می تواند سرچشمه هرج و مرج شود.برخی از عواطف آشکارا ضروری اند. برای مثال عشق و وفاداری خانوادگی برای تضمین جمعیت کافی ضرورت دارد (ریترز، 1996).
نظریه دوم در دیدگاه کلان، نظریه فمنیسم است که از مکتب تضاد سرچشمه می گیرد و در دوران معاصر بیشتر مطرح شده است.(ادیبی،1358)
2-1-5-2 دیدگاه خرد
در دیدگاه خرد، خانواده به عنوان یک گروه اجتماعی بررسی می شود. از جمله نظریه های مطرح در این دیدگاه نظریه مبادله است. در دیدگاه مبادله واحد تحلیل فرد است و گروه ها به منزله پدیده ای که به فرد خدمت می کنند، دیده می شود. برخی از اصول مبادله به قرار زیرند:
انگیزه، نقشی مهم در مبادله ایفا می کند اما به صورت فردی مطرح است.
چون انسان ها در جستجوی لذت در رضایت خاطر هستند،بنابراین هر فرد در رویارویی با افراد دیگر باید همانگونه که چیزی را می گیرد چیزی نیز بدهد. آنان بر این باورند که اگر رضایت متقابل بدست نیاید، هیچ نوع کنش متقابلی صورت نخواهد گرفت.
تأیید اجتماعی می تواند به صورت انگیزه و عامل ایجاد کننده رضایت در نظر گرفته شود. در نظریه مبادله با وجود اینکه به دسته بندی پاداش نمی پردازند، اما پاداش های کلی معینی وجود دارد که قوی ترین آنها تأیید اجتماعی است.

 

مطلب مشابه :  دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی درباره سرمایه فرهنگی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در گروه، هماهنگی منبع رضایت است. بر اساس این دیدگاه هماهنگی با هنجارها سبب می شود که سودی عاید فرد شود. البته سود برای افراد گوناگون معانی متفاوتی دارد و هماهنگی فرد با گروه، بهترین نشانه تعلق و دلبستگی گروهی است (ادیبی، 1358).
کالینز استدلال میکند که آگاهی دو جانبه، تمرکز بر توجه مشترک، هماهنگی موزون حالات گفتگو، روحیه و نماد مشترک، احساساتی را که انعکاس دهنده و بالابرنده حالت، توجه و هماهنگی مردم است ایجاد