دانلود پایان نامه

‏می‏آید، همیشگی هستند؛ و بر همین اساس، چنین استدلال ‏می‏کنند که حال که علت، همیشگی است، پس از رویدادهای ناگوار همیشه مجدداً تکرار ‏می‏شوند؛ و برعکس افرادی که با پسرفت‏ها با انعطاف مواجه ‏می‏شوند و نسبت به افسردگی مقاوم‌اند، بر این باورند که علل رویدادهای ناگوار، موقتی هستند (همان، 1391).

فراگیر بودن: «خاص» در برابر «عام»
هرگاه بر این باور باشید که علتی خاص، دائمی است، انتظار دارید که تأثیرات آن باگذشت زمان آشکار شود؛ و هرگاه معتقد باشید که علتی، گسترده و فراگیر است، انتظار دارید که تأثیرات آن را در موقعیت‏های گوناگونی در سراسر عمر خود مشاهده کنید (همان، 1391).
شخصی: «درونی» در برابر «بیرونی»
سبک تبیین، علاوه بر دو بعد تداوم و فراگیر بودن، بعد سومی دارد که شخصی‌سازی است، یعنی اینکه تقصیر چه کسی بوده. هرگاه رویداد ناگواری به وقوع ‏می‏پیوندد، افراد ‏می‏توانند خود را (عامل درونی) یا افراد یا موقعیت‏های دیگر را (عوامل بیرونی) را مقصر بشمارند. اینکه افراد که چه کسی را مقصر بشمارند، بر عزت‌نفس آن‌ها اثر ‏می‏گذارد. درحالی‌که در این زمینه سلیگمن معتقد است که به افراد درست بین خود را آموزش دهیم به صورتی که هرگاه خود آن‌ها عامل مشکلات باشند، مسئولیت اشتباهات را به عهده بگیرند و برای اصلاح رفتار خود تلاش کنند و هرگاه که آن‌ها عامل ورود مشکلات نباشند همچنان برای خود ارزش قائل باشند. بدین ترتیب، در مسیر بهبود سبک تبیین، نخستین هدف آن است که اطمینان حاصل شود که فرد مسئولیت‏هایی واقع‌بینانه را متقبل شود، دومین هدف آن است که فرد در عوض نکوهش خود به‌صورت کلی، به نکوهش رفتارهای خود بپردازد (همان، 1391).
شناسایی علائم و نشانه‏های مثبت‏اندیشی
دید افراد نسبت به زندگی، ترکیبی است از احساسات، افکار و باورها که دارند. برای تغییر دیدگاه منفی به دیدگاه مثبت، اساسی‌ترین گام، شناسایی و تمایز قائل شدن بین احساسات، افکار و باورهای خود است.
آگاهی از احساسات
هیجان‏ها (و عواطف) اصلی‌ترین شاخصی هستند که نشان ‏می‏دهند افراد در زندگی دیدی مثبت دارند یا منفی. هر چه افراد از نشانه‏های عاطفی و هیجانی خودآگاه‌تر شوند، بیشتر ‏می‏توانند احساسات منفی خود را به حالت مثبت تغییر دهند؛ و در نخستین گام، افراد باید احساسات و نشانه‏های جسمی همراه با عواطف و هیجانات را بشناسند. برای مثال، هر فرد باید یاد بگیرد که حالت دلشوره، نشانه اضطراب است یا پی ببرد که تهییج و برآشفتگی، باعث احساس نوعی گزگز شدن در ستون فقرات ‏می‏شود؛ و سپس پاسخ‏های مختلفی را که به هیجانات و عواطف ‏می‏دهد، یادداشت کند.
شناسایی افکار
همواره هر هیجان و عاطفه‌ای که براثر وقایع زندگی در فرد پدیدار ‏می‏شود، بافکری همراه است. این فکر ‏می‏تواند به شکل یک تصویر ذهنی درونی، به شکل یک‌صدا، یا یک جمله خطاب به خود، باشد. فکر، ‏می‏تواند درباره‌ی چیزی باشد که هم‌اینک در حال وقوع است، یا نوعی یادآوری از حادثه‌ای باشد که درگذشته روی‌داده است، یا یک پیش‌بینی درباره آینده باشد. راهکار اصلی برای مثبت‏اندیشی تأکید بر جنبه‏های مثبت و کنار گذاشتن جنبه‏های منفی این افکار است. همین‌که افکار تغییر کند، به‌طور خودکار، هیجان‏ها و عواطف هم‌تغییر ‏می‏کند و به این طریق اعمال سمت‌وسوی متفاوتی پیدا ‏می‏کند.
شناخت باورها
باورها، زیربنای افکار هستند. باورها، گمانه‏هایی ریشه‌دارند و درنتیجه تجربه‏های افراد، شکل ‏می‏گیرند. منظور از باورها، لزوماً و منحصراً، اعتقادات مذهبی نیست، بلکه باورها، کلیه نگرش‌های ما را درباره زندگی شامل ‏می‏شوند؛ یعنی عقاید راسخی که جهان‌بینی ما را معنی ‏می‏بخشند. افکار نسبی هستند، ولی باورها کاملاً درست، غیرقابل‌انکار و مطلق، به نظر ‏می‏رسند. یک باور منفی ‏می‏تواند خوشی‏های زندگی را از بین ببرد؛ اما به علت آنکه باورها، زیر و بنای تفکر هستند، اگر یک باور منفی مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گیرد و به باوری مثبت تبدیل شود، دید و نظر کلی نسبت به زندگی، سرشار از اطمینان ‏می‏گردد (کویلیام، ترجمه براتی و صادقی، 1390).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

گام‏های ایجاد مثبت‏اندیشی
گام اول: نقطه‌ی تمرکز خود را تغییر دهید و مثبت‏ها را جستجو کنید.
ما باید جستجو کنندگان خوبی باشیم. ما نیاز به نقطه تمرکز مثبت در زندگی داریم به‌جای چیزهای اشتباه موردهایی را که در یک شخص با موقعیت درست هستند را جستجو کنیم. احتیاط کنید که جستجو کردن جنبه‏های مثبت به معنی چشم‌پوشی از معایب نیست.
گام دوم: علت انجام به‌موقع کارها را در خود به وجود ‏می‏آورید.
اگر ‏می‏خواهید تفکر مثبت را در خود ایجاد و حفظ کنید عادت زندگی در حال و انجام کارها را داشته باشید.
گام سوم: نگرش قدردانی را ایجاد کنید.
نعمت‏هایتان را بشمارید نه مشکلات را بسیاری از موهبت‌ها و دست‏ها گنج‏های مخفی هستند.
گام چهارم: یک برنامه آموزش مداوم داشته باشید.
متفکران مثبت اندیش مانند ورزشکاران هستند که از طریق تمرین گنج درونی استقامت را در خود ایجاد ‏می‏کنند که در هنگام مسابقه از آن استفاده ‏می‏کنند. اگر آن‌ها تمرین نکنند چیزی برای برداشت ندارند. متفکران مثبت اندیش مرتباً نگرش‏های مثبت را از طریق تغذیه مداوم ذهن با افکار خالص قدرتمند و مثبت ذخیره ‏می‏نمایند. مثبت‏اندیش‏ها، نادان نیستند و همچنین نمی‏خواهند زندگی کورکورانه‌ای داشته باشند. آن‌ها افراد موفقی هستند که محدودیت‏های خود را تشخیص ‏می‏دهند اما بر روی نیروهای خود متمرکز ‏می‏شوند. منفی اندیش‏ها نیرومندی‏های خود را تشخیص ‏می‏دهند اما بر ضعف‏های خود متمرکز ‏می‏شوند. بر روی توانمندی‏ها تمرکز نمایید. یک‌تکه کاغذ بردارید. دو ستون بر روی کاغذ بکشید. در اولین ستون شش توانمندی و مهارت خود را بنویسید حالا لیست خود را مرور کنید. زمانی که هر یک از ستون‏ها را ‏می‏خوانید چه احساسی دارید؟ چه انرژی در جریان خودتان در زمان خواندن هر یک از ستون‏ها احساس ‏می‏کنید؟ پس عملکرد خود را با تمرکز بیشتر بر روی توانمندی‏ها نه بر روی ضعف‏ها بهبود بخشید (پاترسون، 2006).
گام پنجم: از تأثیرات منفی دوری‌کنید.
از افراد منفی، سیگار، الکل، مواد مخدر، تصاویر جنسی، توهین به مقدمات و موسیقی راک دوری نمایید.
گام ششم: روز را با یک نگرش مثبت آغاز نمایید.
اولین چیز، موضوع مثبتی باشد که صبح ‏می‏خوانید یا به آن گوش دهید. درواقع به‌منظور ایجاد تغییر ما باید تلاش هوشیارانه‌ای را انجام دهیم و متعهد شویم که افکار و رفتار مثبت را بخشی از زندگی خود کنیم. افکار و رفتار مثبت را تمرین نماییم تا آن‌ها عادت شوند.
محدودیت‏های مثبت‏اندیشی
در حقیقت افکار بسیار قدرتمند هستند، قدرتمندتر از آنچه که اکثریت گمان ‏می‏کنند؛ اما قادر مطلق نیستند. مثلاً سعی کنید بدون هرگونه اقدام فیزیکی صفحه‌ای از کتاب را ورق بزنید، سعی کنید که بافکر کردن لیوان آب را بردارید یا اینکه بافکر کردن گوشی تلفن را بردارید و حرف بزنید. اندیشه قدرتمند است اما قدرت مطلق ندارد. زمانی که عده‌ای برای نخستین بار از قدرت اندیشه آگاه شدند چنان به عبارت ذهن نشستند که انگار خدا را عبادت ‏می‏کنند. این رفتار میان مثبت‏اندیشان خوش‌خیال و واقعیات فاصله ‏می‏اندازد. این جدایی ‏می‏تواند زمینه ازخودبی‌خود شدن، سردرگمی و سرانجام بیماری را فراهم ‏می‏سازد. مثلاً فرض کنید که روی پیشانی خود زخم کوچکی برمی‌دارید. مثبت اندیش خوش‌خیال ممکن است بگوید: هیچ اشکالی پیش نیامده، خیال ‏می‏کنی که پیشانی‌ات مجروح شده است، جراحت یک توهم است. فکر کن که زخمت التیام‌یافته است. او از تفکر مثبت به‌عنوان وسیله‌ای برای فکر استفاده ‏می‏کند؛ اما مثبت اندیش واقع‌بین ‏می‏گوید: پیشانی‌ات را مجروح کردی باید جلوی خون ریزیش را بگیریم و بعد درحالی‌که محل زخم را پاسمان ‏می‏کند با اندیشه‌ی مثبت به‌سرعت به التیام زخم کمک ‏می‏کند. درواقع تفاوت بین مثبت‏اندیشی خوش‏باورانه و مثبت‏اندیشی واقع‌بینانه در این است که مثبت‏اندیشی خوش‌خیال بدون توجه به واقعیات همه‌چیز را مثبت تلقی ‏می‏کند مثلاً (هفته‌ی دیگر به کوه‌نوردی ‏می‏روم درحالی‌که چند روز قبل عمل جراحی پا انجام داده است یا دوستان بسیار خوبی دارم درحالی‌که تلفن در ماه قبل زنگ نزده است)؛ اما مثبت‏اندیشی واقع‌بین به واقعیات توجه دارد از واقعیات شروع کند و در مسیر مثبت پیش ‏می‏رود. او اطلاعات منفی را ‏می‏گیرد، ‏می‏اندیشد که برای اصلاح آن‌ها چه اقدامی انجام دهد و درحالی‌که به اقدام ‏می‏پردازد به جنبه‏های مثبت نیز بازمی‌گردد (موئی، 2008، ترجمه براتی، 1391).
سلیگمن و همکارانش معتقدند که نگرش خوش‌بینانه به مردم کمک ‏می‏کند مثمر ثمر و بارور شوند. بالأخره از عهده‌ی انجام تکالیف برآیند، به آینده رو بیاورند و زندگی سالم‌تر و شادتری داشته باشند؛ اما آن‌ها معتقدند خوش‌بینی و مثبت‏اندیشی خصوصاً در حالت افراطی آن نقاط ضعفی هم دارد. وقتی امور مهمی که پیش‌بینی کرده‌اید اتفاق ‏نمی‏افتد دچار سرخوردگی ‏می‏شوید و جز در مواقعی که خوش‌بین و مثبت اندیش سخت باشید، از بدبیاری‏ها جا ‏می‏خورید و فکر ‏می‏کنید بدبیاری‏ها همیشگی هستند و خلاصه به جرعه‌ی بدبینی‏ها ‏می‏پیوندید. چکار باید بکنید؟ سلیگمن اشاره ‏می‏کند که: خوش‌بینی و دلگر‏می‏ دادن واقع‌بینانه به خودتان را پیشه کنید. به این اصول زندگی انسان دقت کنید:
– توان یادگیری و تغییرتان زیاد است.
– وقایع و موقعیت‏های بد گذرا هستند.
– بر سرنوشت هیجانی‌تان تسلط دارید یعنی ‏می‏توانید به‌جای احساسات منفی ناسالم در مورد گرفتاری‏ها، احساسات منفی سالم داشته باشید.
– باکار و تمرین در اکثر مواقع به سرمنزل مقصود ‏می‏رسید.
– وقتی مشکل‌دارید ‏می‏توانید برای خودتان سرگرمی‏های کوتاه‌مدت و بلندمدت تدارک ببیند.
اگر این نکات را به ذهنتان بسپارید، علی‌رغم مشکلات اجتماعی، «ناامید» نخواهید شد. دیگران هم ‏می‏توانند به شما دلگرمی بدهند به‌شرط آن‌که دلگرمی آن‌ها خیلی خوش‌بینانه نباشد. ولی همیشه روی دلگرمی دادن‏های خودتان تکیه بکنید. نه بهشت موعودی در بین است و نه قرار است فرشته‌ای به زمین بیاید و به شما کمک کند، قرار هم نیست که برنده بلیت بخت‌آزمایی شوید. بااین‌حال ‏می‏توانید در مورد آینده نظر خوش‌بینانه‏ای داشته باشید. حتی وقتی گرفتاری و مشکل‌دارید، بدانید غالباً ‏می‏توانید شرایط بد را تغییر دهید و شرایط خوب را ایجاد کنید (الیس، ترجمه فیروز بخت، 1391).
درواقع خوش‌بینی و مثبت‏اندیشی واقع‌بینانه چیزی شبیه مطمئن‌تر کردن زندگی با بیمه عمر یا بیمه‌ی آتش‌سوزی است؛ اگرچه خوش‌بینی واقع‌بینانه سخت به دست ‏می‏آید ولی قابل دست‌یابی است. در رفتاردرمانی عقلانی- هیجانی فرض بر این است که چون خوش‌بینی واقع‌بینانه همان چیزی است که آن را واقعیت‌نگری یا دیدن آنچه در دنیا ‏می‏گذرد ‏می‏نامیم رسیدن به آن آسان‌تر و بهتر از رسیدن به خوش‌بینی غیرواقع‌بینانه است. شما ‏می‏توانید انتخاب کنید با توجه به اصول مورداشاره زندگی انسان ‏می‏توانید خوش‌بینی واقع‌بینانه را انتخاب کنید که به‌احتمال خیلی زیاد به آن ‏می‏رسید و از آن سود ‏می‏برید (الیس، ترجمه فیروز بخت،1391).
سلیگمن(1996) در کتاب «کودک خوش‌بین» این‌طور بیان ‏می‏کند که: آموختن مثبت‏اندیشی هم‌زمان با درست اندیشیدن صورت ‏می‏گیرد خوش‌بینی و مثبت‏اندیشی درست، افراد را به علیه بزرگ‌نمایی، توطئه آمیز دیدن همه‌چیز و پوچ‌گرایی که در حیات سیاسی جایگزین گفتگو منطقی شده‌اند مجهز ‏می‏سازد.
خوش‌بینی صحیح را ‏می‏توان آموزش داد. رویدادهای ناگوار، به علت‏های متعددی پیش ‏می‏آید، مثلاً فرزندتان حرکتی کرد که باعث شکست خوردن تیمتان شد در این شکست عوامل چندی نقش داشتند. ازجمله سرعت توپی که به یکی از بازیکنان آنان رسید خیلی زیاد بود، داور دومین پرتاب را خطا گرفت، در آخر بازی بارش باران شروع‌شده بود و فرزندتان تنها بر یکی از این عوامل تأکید ‏می‏کند و بعد با تصویری فاجعه‌آمیز پیش خود چنین ‏می‏اندیشد که: من دیر جنبیدم و بچه خوبی نیستم. تأکید بر درست دیدن مسائل او را وادار ‏می‏سازد تا بر سایر علت‏ها نیز توجه کند و دریابد که از حقایق موجود نمی‌توان به این نتیجه رسید که من بچه‌ی خوبی نیستم. در اینجا نیز آموختن مثبت‏اندیشی هم‌زمان با درست اندیشیدن صورت ‏می‏گیرد. خوش‌بینی درست در مواجهه با رنج و بی‌عدالتی، مروج دست نزدن به اقدام نیست. «اوضاع حتماً روبه‌راه خواهد شد» را حتماً باید با واقعیات محک زد. فردی که از مثبت‏اندیشی درست برخوردار باشد، این‌گونه ‏می‏اندیشد که معضلی پیش بیاید و روزنه‌ی امیدی وجود داشته باشد، اوضاع بهتر ‏می‏شود، اما اگر امیدی نباشد، بهبود نیز رخ نخواهد داد، برای آن‌که احتمال موفقیت و امید را افزایش دهد، چه‌کاری از من برمی‌آید؟
بالأخره این‌که خوش‌بینی درمان همه‌چیز نیست خوش‌بینی نمی‏تواند جای شیوه‏های درست پدر و مادر بودن را بگیرد، نمی‏تواند جایگزین ارزش‏های اخلاقی شکوفا در کودک شود. نمی‌تواند جایگزین بلندپروازی و نیاز به عدالت شود. خوش‌بینی و مثبت‏اندیشی صرفاً یا ابزار است، اما ابزاری قدرتمند. در صورتی هم که بلندپروازی و هم ارزش‏های والا موجود باشد آنگاه این ابزار ‏می‏تواند به تحقیق رشد و شکوفایی شخصی و عدالت اجتماعی کمک کند (سلیگمن و همکاران، ترجمه داور پناه، 1391).
اکنون به شرح تحقیقات انجام گرفته در مورد مثبت نگری که به صورت جدول در آمده است پرداخته شده و شرح دقیق تر آن نیز در ذیل جدول توضیح داده شده است.
جدول2-1 مربوط به پیشینه پژوهشهای انجام گرفته در مورد متغیر مثبت اندیشی
پژوهشگر( پژوهشگران)
سال انجام پژوهش
یافته ها
دستغیب و همکاران
1391
یافته ها نشان داد که با آموزش مهارتهای مثبت اندیشی می توان خلاقیت دانش آموزان را افزایش داد.
بر خوری و همکاران
1389
یافته ها نشان داد که مهارت های مثبت اندیشی تاثیر معناداری بر افزایش نمره های انگیزه ی پیشرفت و افزایش نمره های شادکامی داشته است. همچنین این نتایج نشان داد که آموزش مهارتهای مثبت اندیشی بر عزت نفس دانش آموزان تاثیر معناداری نداشته است.
سهرابی و جوانبخش
1388
یافته ها نشان داد که آموزش مهارتهای مثبت اندیشی در تغییر منبع کنترل موثر بوده است.
خدایاری فرد

1383
یافته ها نشان داد که مداخله مبتنی بر تقویت برداشت های