دانلود پایان نامه

میان دوپایگاه دیگر شخصیت (نهاد وفرامن )تعادل وهماهنگی ایجاد کند تا این نظام ها بتوانند به وظایف خود به خوبی عمل نمایند ودرعین حال نظام من آنقدر قوی وتوانمند خواهد بود که بتواند فرد را به مقامی برساند که دربرخورد با مشکلات از مکانیزم های دفاعی استفاده نکند یا نسبت به آنها هشیار باشد ؛پس سلامت روانی یکی از ویژگی های اصلی وبارز انسان های سازگار می باشد (پروین 1995،به نقل از جوادی وکدیور ،1374).
دردیدگاه رفتاری آسیب های رفتاری ،بیماری محسوب نمی شود ،بلکه پاسخ هایی هستند که براساس همان اصول رفتاری یاد گرفته شده اند وهمه پاسخ ها براساس اصول رفتاری یاد گرفته می شوند. یادگیری ،نگهداری وتغییر رفتار نابهنجار، درست مانند یادگیری رفتار عادی است و رفتار عادی را نیز می توان یک سازگاری به حساب آورد که از تقویت ناشی شده است (رستگاران ،1372)طرفداران این نظریه معتقدند که ناسازگاری یک پاسخ غلط آموخته شده براساس انواع روش های شرطی سازی است آنها معتقدند که شخصیت مجموعه ای از انواع شرطی شدن هاست (رستگاران ،1372)
طرفداران این نظریه معتقدند که رفتار انسان را می توان از طریق تعامل انسان با محیط تبیین کرد که تحت تاثیر نیروهای اجتماعی است ،اما نحوه برخورد با آنها را خود انتخاب می کند .انسان هم نسبت به شرایط محیطی واکنش نشان می دهد وهم فعالانه آن ها را تفسیر کرده وبر موقعیت ها اثر می گذارد. همان طور که موقعیت ها رفتار انسان را شکل می دهند ،انسان نیز موقعیت ها را انتخاب می کند وبه همان اندازه که انسان از رفتار دیگران تاثیر می پذیرد ،بررفتاردیگران تاثیر می گذارد (رستگاران ،1372).
دردیدگاه شناختی انسان سازگار به کسی اطلاق می شود که توانایی وقدرت پردازش صحیح اطلاعات را داراست. این فرد قادر به چنین کاری است ،نظام ارزشی واقع بینانه ای برای خود تنظیم می نماید تا تحت تاثیر نوسان های روانی دردناک واختلاف با دیگران دچار ایستایی نشود. این فرایند به او کمک می کند تا به احساس بهتری دست یابد ،اما پردازش اطلاعات، مبتنی براین فرض است که یک فرد سازگار باید در همه اجزای پردازش اطلاعات، توان عمل به شیوه سالم را داشته باشد ،تا ازخطاهای شناختی که پایه واساس ناسازگاری است مبرا بماند (گودشتاین ولانیون ،2005).
دردیدگاه انسان گرایی واصالت وجود ، براراده ومسئولیت انسان برای تسلط برنیروهای محیطی تاکید شده است واعتقاد براین است که انسان محصول انتخاب های خویشتن است. یکی از فرضیه های اصلی دیدگاه انسان گرایی این است که انسان توانایی دستیابی به خود شکوفایی یا کمال خویشتن را دارد. خودشکوفایی یا کمال خویشتن به صورت نیرویی فعال درانسان وجود دارد. وقتی که شخصیت انسان درمحیطی مساعد رشد نماید ،نیروهای خلاق آزاد می شوند وطبیعت درونی انسان را آشکار می سازند، بنابراین اختلال
روانی وپریشانی نتیجه انسداد راه های رسیدن به تحقق خود وتمایلات معطوف به کمال است (سرمد،1375).
شخصیت ناسازگار دردیدگاه واقعیت درمانی همان هویت شکست است .افراد ی که هویت شکست پیدا می کنند بیشتر تمایل دارند تنها وغیر منطقی باشند ونیز حالت های خود انتقادی پیدا کنند، ضمنا رفتارهای آنها نیز بیشتر انعطاف ناپذیرتر وغیر اثر بخش تر است .غالبا این افراد خود حالتهایی نظیر ضعف ،مسئولیت ناپذیری وعدم اعتماد به نفس را نشان می دهند. افرادی که هویت شکست دارندممکن است مستعد تسلیم شدن ،ابراز نشانه های مرضی ناسازگارانه ویا حتی ابتلا به اعتیاد باشند (کارور شی یر ،1996،به نقل از رضوانی ،1375).
دراین دیدگاه اعتقاد براین است که به طور کلی ناسازگاری شخصی درطی سالهای اولیه زندگی وهنگامی آغاز می شود که فرد نمی تواند نیاز خودرا برای تجربه عشق یا احساس ارزشمند بودن ارضا کند یا دراین زمینه تلاشی به عمل نمی آورد (کاروروشی یر،1996،به نقل از سرمد ،1375).
به طور کلی نمی توان درمورد سازگاری به ویژه سازگاری اجتماعی تعریفی واحد ارائه داد .سازگاری اجتماعی امری کاملاًنسبی است وباید آن را متناسب باشرایط بومی واجتماعی تعریف کرد (گرینبرگ وهمکاران ،1992).سازگاری طیف گسترده ای دارد وجنبه هایی چون خانواده ،همسالان واجتماع رادربرمی گیرد که دررأس همه آنها سازگاری اجتماعی قرار دارد (تینتو ،1993). آبراهام وورگس (1986)سازگاری اجتماعی را به معنای تطابق با مقتضیات اجتماعی ،رعایت اصول وقوانین جامعه وکارآیی در تماس های اجتماعی تعریف می کنند.
به اعتقاد دینکرا وهمکاران (2005)،سازگاری فرایندی پیوسته است که طی آن فرد رفتار خود را باهدف ایجاد رابطه ای بسنده و مؤثر با محیط ،سایر انسان ها وخود تغییر می دهد (دینکرا وهمکاران ،2005،به نقل از مدیدی ،1387) .اساس سازگاری اجتماعی به وجود آوردن تعادل بین خواست های خود وانتظارات اجتماع است که می تواند برتمام ابعاد زندگی فرد تاثیر بگذارد (دینکرا وهمکاران ،2005،به نقل از مدیدی ،1387).
سازگاری اجتماعی عبارت از سازگاری فرد با محیط خود که ممکن است با تغییردادن خود یا محیط بدست آید (پور افکاری ،1380)و دربرگیرنده ارزیابی های ذهنی و عینی است. بدین معنی که ارزیابی های ذهنی از میزان رضایت فرد از ارتباط با دوستانش ناشی می شود وارزیابی عینی به معنی پذیرش فرد توسط همسالان وی می باشد (اسکات ،1989).
ملاکهای سازگاری
معیارهای معینی برای ارزیابی سازگاری یک فرد نسبت به محیط ابداع شده اند که می توان به معیارهایی که درذیل ذکر شده اند ،اشاره کرد :
1-آسودگی یا آرامش روان شناختی: یکی از ضروری ترین علایم ناتوانی درسازگاری آن است که شخص از لحاظ روان شناختی به گونه ای احساس ناراحتی نماید که ممکن است حالتهای افسردگی ،اضطراب،وسواس فکری ،اندیشه ی مربوط به گناه یا ترس از بیماری وغیره رادربرگیرد. تجربه کردن ناراحتی اغلب به معنای بی کفایتی درسازگاری روانشناختی است ( عیدیان ،1385).
2-کارآیی شغلی: معیار دیگری که نشان دهنده ی این است که شخصی از سازگاری خوبی برخوردار است ،کارآیی شغلی می باشد. بنابراین نتیجه گرفته می شود که شخص باید برای برخوداری از سازگاری بهنجار،کارآیی شغلی کاملی داشته باشند .
3-نشانه های سایکو سوماتیک: گاهی تنها علامت سازگاری نامناسب به شکل آسیب به بافت های بدن جلوه می کند .یک شخص بهنجار دارای سازگاری خوب ،نباید از مشکلات سایکوسوماتیک رنج بکشد .
4-پذیرش اجتماعی: بعضی از افراد سازگار از نظر اجتماعی مورد پذیرش هستند یعنی افرادی هستند که دیگران آنها را می پذیرند (عیدیان ،1385)
ویژگی های افراد دارای سازگاری اجتماعی
سازگاری مطلوب وکامل دوواژه قابل تأمل هستند. فرد ممکن است دارای سازگاری کامل باشد ولی سازگاری مطلوب هنگامی به وجود می آید که فرد بین آنچه که درباره ی خود می اندیشد ،رابطه ی منطقی برقرار می نماید .این رابطه ،نوعی سازگاری است که دارای ویژگی های خاص خود می باشد (ملکی تبار ،1389).
افراد سازگار از منظر اجتماعی دارای ویژگی های زیرهستند :
1-افراد سازگار هم قادر وهم مایل به گرفتن وانجام دادن مسئولیت متناسب با سن خودهستند

 

مطلب مشابه :  دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی در مورد سازگاری تحصیلی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-افراد سازگار درتجارب مربوط به دوره ی رشد خود با میل ورغبت شرکت می کنند.

3-افراد سازگار تمایل به پذیرش تجارب ومسئولیت های مربوط به نقش ویا موقعیتی که درآن قرار می گیرنددارند.
4-افراد سازگار درهنگام مواجهه با مشکلات احتمالی در زندگی ،مشتاقانه به حل وفصل آنها می پردازند .
5-افراد سازگار با ازبین بردن موانع رشد وایجاد شادکامی اززندگی خویش لذت می برند.
6-افراد سازگار قادرند تادرحالت تعارض ونگرانی وناکامی ،تصمیمات منطقی بگیرند.
7-افراد سازگار به جای این که برای شکست های خود دلیل تراشی کند ودیگران را مقصر شکست خود بدانند ،از مشکلات قبلی خود عبرت می گیرند.
8- افراد سازگار دردنیایی واقعی زندگی می کنند نه دردنیایی خیالی وپر از توهم .
9-افراد سازگار درهنگام تصمیم گیری بیشتر بر عقل ومنطق خود تکیه می کنند تا بر احساسات (نوابی نژاد واکبری ،1388).
رویکردهای مربوط به سازگاری اجتماعی
رویکرد روانکاوی :
فرویدبه عنوان سردمدار نظریه های روانکاوی معتقد بود که بین نیاز سازمان یافته ی جامعه وعمل به مقررات ونیاز فرد به ارضا فوری امیال اساسی بدون ملاحظه ی نیاز های دیگران ،تعارض اساسی وحل نشدنی وجوددارد. این تعارض درواقع ،جدال بین فراخود دربرابر نهاد یعنی تعارض بین دواصل واقعیت (اجتماع)دربرابر اصل لذت است (پروچاسکا ونورکراس ،1999، به نقل از سید محمدی ،1381).دراین حالت است که ناسازگاری درفرد بروز می کند وفرد ،سازگاری خودرا از دست می دهد که ازعوامل اصلی بروز این تعارض که منجر به ناسازگاری فردی می شود ،ریشه دردوران کودکی فرد می باشد. دردیدگاه فروید ،چنانچه کودک درهریک از مراحل رشدی تثبیت شود، راههایی که کودک با بهره گرفتن از آنها خودرا از تثبیت می رهاند تاثیر عمیقی برشخصیت وسازگاری وی دردوران بزرگسالی خواهد داشت (ساعتچی ،1377،به نقل از فرقدانی ،1382)وروابطش با اطرافیان مختل خواهدشد یا به عبارتی دچار ناسازگاری اجتماعی می شود که ارتباط فرد با دیگران قطع خواهد شد. همچنین دراین دیدگاه، فردی سازگار است که دارای منِ قوی وسالم باشد تا بتواند میان دو پایگاه دیگر شخصیت یعنی نهاد وفرامن تعادل وهماهنگی ایجاد کند (چهاردولی ،1386).
اریکسون نیز درنظریه روان پویایی خود مطرح می کند که درگذر از مراحل رشد ودرجریان تعامل با اطرافیان ،شخص یا شخصیت خودرا ساخت می بخشد ،یادرساختارهای شخصیتی نامناسب وناسازگارانه با سن وموقعیت درجا می زند .اریکسون اعتقاد دارد که افراددربرخورد با دیگران ومتناسب با نحوه تعامل،روش های سازگارانه یا ناسازگارانه ای برای زندگی خود کسب می کنند واین سیر کسب رفتار سازگار انه یا ناسازگارانه تاآخر عمر بافرد است وبه اشکال متفاوتی نمود می یابد .همین رفتارهاست که فرد را انسانی خلاق ومفید برای جامعه، یا اورا منزوی ومضر برای جامعه به بار می آورد (بینشی ،1387).به باور کارن هورنای که اونیز از روانکاوان می باشد ، رفتار سازگار وناسازگار، درروابط دوران کودکی فرد با والدین ریشه دارد .تجربه ی عشق واحساس امنیت ،احساس آرامش درونی را درپی دارد .دردیدگاه هورنای ناسازگاری محصول تعارض بین گرایش های روان رنجوری وحرکت به سوی دیگران (اطاعت)،علیه دیگران (پرخاشگری)ویا دوری از دیگران (انزوا )تعریف شده است (پورشهریار ،1387).
نظریه اریکسون به نظریه نوپدید آیی معروف شده است. نظریه روانی – اجتماعی وی تاکید بر تناسب متقابل بین فرد ومحیط دارد ؛یعنی از یک سو ظرفیت ارتباط پیوسته فرد با محیط زندگی که متشکل از آدمیان ونهادهاست ،واز سوی دیگر آمادگی این مردم و نهادها، برای آن که وی را به صورت بخشی از فرهنگ موجود درآورد (اریکسون ،1975).
بنا به نظریه وی ،تشکل وتحول شخصیت درهشت مرحله ازکودکی تا پیری تحقق می پذیرد. فرد درجریان تعامل باواقعیت بیرونی ،دیدخودرا نسبت به جهان توسعه می بخشد .هرمرحله با یک موقعیت تعارضی که باید آن را حل کرد مطابقت دارد .تعارض همواره درطول زندگی فعال باقی می ماند وفرد به اشکال مختلف باآن مواجه می شود. چنانچه انسان دراین وظیفه با شکست مواجه گرددممکن است اغتشاشات روانشناختی دروی پدیدار گردد. یکی از موضوعات اصلی نظریه ی اریکسون، هویت من ورشدآن است. هویت من، احساسی است که هشیارانه تجربه می شود .احساسی که از تبادل فرد با واقعیت اجتماعی ناشی می شود. هویت منِ یک فرد پیوسته درحال تبدیل وتغییردرپاسخ به تغییرات درمحیط اجتماعی است. درنظر اریکسون ،تشکیل وحفظ احساسی قوی ازهویت من اهمیت فراوانی دارد ،اوعدم وجود هویت من قوی را یکی از نخستین عوامل تعیین کننده آسیب روانی وناسازگاری می داند (خدایاری فرد وهمکاران ،1385).
زمانی طفل احساس هویت را درخود به وجود می آورد که با یک مادر خوب درارتباط باشد؛ به نظر او بسیاری از کودکان ناسازگارمحروم اجتماع هیچگاه نتوانسته اند این حس هویت را درخود توسعه دهند. به نظر اریکسون اغلب کودکان ناسازگار از داشتن والدین خوب محروم بوده اند. به این معنی که این کودکان ،توسط یک سری آزادی ها ونهی کردن ها رهبری می شوند که درطی آن والدین باید قادر به توضیح معانی ودلایل این محرومیت ها برای فرزندان خود باشند. برای اغلب کودکان این گونه ناامیدی ها ،هیچ معنی خاصی به آنها اختصاص داده نشده ومادر نتوانسته ارتباط این محرومیت ها رابا رشد عاطفی واجتماعی به کودک خود بفهماند (لسلت ،1987).
دومین موضوع عمده درنظریه اریکسون به مفهوم شایستگی وکفایت شخصی مربوط می شود. اگرمرحله ای از رشد با موفقیت پشت سرگذاشته شود ،فرد با احساس بالایی از شایستگی به مرحله ی بعدی راه می یابد اگر درآن مرحله موفق نشود، احساس حقارت دراو به وجود خواهد آمد(خدایاری فرد ،1385).
اریکسون معتقد است که افراد تنها درصورتی که از قبل دارای احساس قوی ازهویت باشند قادر به انس گرفتن هستند. اگر افراد احساس روشن ومطمئن از این که چه کسی هستند، نداشته باشندبرای آنها غیر ممکن است که به طریقی صمیمانه با دیگران ارتباط متقابل پیدا کنند. موانست واقعی مستلزم آن است که انسان به طریقی مشتاقانه وصریح وبا میل به سهیم شدنِ حتی شخصی ترین جنبه های وجود خود با دیگران به این روابط نزدیک شود. درواقع اریکسون از نیاز به موانست به منزله ی جست وجویی دوجانبه برای هویتی مشترک سخن می گوید (اریکسون ،1950،به نقل از رضوانی ،1375).براساس نظریه دلبستگی بالبی (کرنزواسیتونز ،1996)همه ی کودکان ،دلبستگی به مراقبت کننده راتشکیل می دهند ،اما کیفیت این دلبستگی کاملا” متفاوت از یکدیگراست .کودکانی که مراقبت کننده راحساس ،پاسخ ده وقابل دسترس می یابند ،به دلیل برخورداری از عواطف دیگران ،خودراارزشمند دانسته واین توقع را به مشارکت کنندگان اجتماعی دیگر گسترش می دهند .درمقابل کودکی که مراقبت کننده راغیر قابل دسترس ،غیرقابل پیش بینی وغیر پاسخ ده درمی یابد ،این انتظار راشکل می دهد که دیگران نیز قابل اعتماد وقابل دسترس نیستند(خدایاری فرد وهمکاران ،1385).
توقعات شخص درباره خود ودیگران براساس آنچه که بالبی به الگوهای شخص ودیگران ارجاع می دهد برروی سراسر دوره ی نوزادی ،کودکی ونوجوانی ساخته می شود. کودکانی که پیوسته مراقبت کنندگان خودراپاسخ ده وقابل دسترس می یابند،خودشان رابرای انجام کنش برروی محیط موفق دانسته وبرای ارتباط با همسالان پیشقدم می شوند (خدایاری فرد وهمکاران ،1385).
نظریه بالبی پیش بینی می کند که دلبستگی به مراقبت کننده ،کیفیت روابط دیگر وکنش متقابل اجتماعی را زیر نفوذ قرار خواهد دادیک دلیل منطقی برای این ارتباط این است که وابستگی والدین ممکن است مجموعه ای از توقعات و انتظارات را درباره ی چگونگی برقراری ارتباط بادیگران وچگونگی تفسیر فعالیت دیگران فراهم کند(بالبی ،1973).به عبارت دیگر کودکانی که ارتباطی باز وپاسخ ده به نیازهای عاطفی رابه وسیله والدین شکل داده اند ،ممکن است این ویژگی هارادرارتباطات دیگر نیز اتخاذ کنند (کرنزواسیتونز،1996).
به نظر بالبی (1952)،ناسازگاری نتیجه محرومیت های مادرانه است .به عقیده او این کودکان احتیاج زیادی به علاقه وتوجه دارند، احساس انتقام به خاطر کمبودهایی که از آنها مطلع هستند ولی کاملا” این کمبودها را نمی فهمند درآنها وجود داشته وقادر به برقراری رابطه رضایت بخش با دیگران نمی باشند؛ شخصا واکنش آنها نسبت به فشارهای محیطی به صورت رفتارهای ضد اجتماعی بروز کرده ودچار رشد نامناسب فیزیکی واجتماعی می گردند(لسلت ،1987).
رویکردیادگیری اجتماعی
بندورا ووالترز با یک سری آزمایشهای تجربی شرایطی رانشان داده اند که تحت آن شرایط ،کودکان رفتار مدل های مختلف را تقلید می کنند. آنان با بررسی کودکان، به وجود مدل های ناسازگار مورد تقلید این کودکان درخانه ومحیط اطراف پی برده اند . به گفته این پژوهشگران ،کودکان رفتارهای تهاجمی ویا مطیعانه رااز مدل های خود می آموزند. این نظریه نشان می دهد که رفتارهای قابل قبول یاد گرفته شده چگونه از طریق تشویق ،تقویت می شوند

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه رایگان روانشناسی : سازگاری زناشویی