کتاب وب اولین فروشگاه اینترنتی کتاب در ایران

کتاب وب اولین فروشگاه اینترنتی کتاب در ایران است که کار فروش کتاب را با شعار ارسال رایگان کتاب به تمام نقاط کشور آغاز کرد. کتاب وب قصد دارد کتاب‌های مورد نظر شما را در هر کجای ایران که هستید در سریع‌ترین زمان ممکن به دست شما برساند.بانک کتابِ کتاب وب شامل بیش از ۵۰۰۰۰ عنوان کتاب است و جدیدترین کتاب‌ها روزبه‌روز به این فهرست اضافه می‌شوند.

هنگام خرید کتاب از کتابفروشی، ترجیح می‌دهیم بین کتاب‌ها گشتی بزنیم و کتاب‌های مختلف را ورق بزنیم. در خرید کتاب، ظاهر آن برای ما مهم است و معمولاً چند خط یا گاهی چند صفحه از کتاب را می‌خوانیم. بنابراین وقتی هم  که می‌خواهیم از فروشگاه اینترنتی کتاب خرید کنیم، معرفی کتاب برای ما مهم است. یکی از اهداف کتاب وب معرفی کتاب با استفاده از رسانه‌های گوناگون (مقاله، پادکست، بلاگ، فیلم) است. فروشگاه اینترنتی کتاب وب هر اثر را با متن مفصلی معرفی می‌کند و صفحات ابتدایی آن را به صورت فایل پی دی اف رایگان همراه آن در اختیار قرار می‌دهد. همچنین به تناسب نوع و محتوای کتاب، فایل صوتی معرفی کتاب، سخنرانی رونمایی کتاب و بحث و بررسی، گزیده‌ای از فیلم‌های سینمایی مرتبط با کتاب، و فیلم معرفی آن از زبان نویسنده و مترجم را برای دانلود منتشر می‌کند.

-هدف اصلی راه‌اندازی فروشگاه اینترنتی کتاب وب، صرفه‌جویی در وقت شما برای خرید کتاب است. صنعت چاپ و نشر کتاب در ایران سابقهٔ درازی دارد، ولی هنوز خرید کتاب کار وقت‌گیری است. چرا که در شهرستان‌ها تعداد کتاب‌فروشی‌ها محدود است و در تهران، بازار کتاب در نقاط مشخصی مثل خیابان انقلاب و خیابان کریمخان متمرکز شده است. به همین خاطر خرید کتاب غالباً کار وقت‌گیری است. آسان‌ترین راه برای خرید کتاب، مراجعه به یک فروشگاه اینترتی کتاب است. امروزه فروشگاه اینترنتی، خرید بسیاری از کالاها را آسان کرده است، ولی در مورد کتاب وضع اندکی فرق می‌کند. زیرا تعداد عناوین کتاب‌های منتشرشده بسیار بیشتر از تعداد کالاهای دیگر مانند گوشی‌های موبایل یا لوازم خانگی است. بنابراین مهم‌ترین وظیفهٔ فروشگاه اینترنتی کتاب این است که بانک کتاب کاملی داشته باشد و به اصطلاح روزمرهٔ بازار، «جنسش جور باشد.» کتاب وب برای تأمین این هدف، بانک کتاب کاملی با بیش از ۵۰۰۰۰ عنوان از حوزه‌های مختلف تدارک دیده تا شما برای خرید کتاب، به جای مراجعه به چند کتابفروشی و از دست دادن وقت، همهٔ کتاب‌های مورد نظرتان را فروشگاه اینترنتی کتاب بخرید و یکجا درب منزل تحویل بگیرید.

کتاب وب برای گسترش فرهنگ کتاب‌خوانی در ایران عزیزمان برنامه‌های تشویقی متنوعی نیز در نظر گرفته است. از جمله تخفیف‌های پی‌درپی در مناسبت‌های مختلف و برگزاری مسابقات کتاب‌خوانی و طرح پرسش با اهدای جوایز در شبکه‌های اجتماعی.

 

 

پایان نامه درباره کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان

دهد و درست ندارد وسائل خود را به کسی بدهد. در حالیکه در بازی با وسائل بزرگ، او به راحتی می تواند خود را با قواعد بازی تطبیق دهد و نوبت را رعایت کند.
وسائل هنری مثل انواع رنگ، مداد و کاغذ … و یا وسائل دست ساز مثل خمیر و گل و یا آب و شن کمتر از اسباب بازیهای برای مبدل شدن (لباس و کلاه و …) و یا عروسکهای نمایشی و یا وسائل نقلیه و یا قطعات ساختمان سازی می توانند در بازیهای اجتماعی الهام بخش کودکان برای تقلید و یا وانمود کردن باشند. زیرا کودک طی بازی با گل و یا خمیر و آب می تواند چیزی را بسازد و … اما این قبیل وسائل نمی توانند زمانی که او وانمود می کند که پلیس یا مادر و یا معلم است برایش کاربردی داشته باشد و یا الهام بخش باشد. در حالیکه یک کلاه می تواند به او کمک کند که گمان کند که کس دیگری است و یا یک قطعه چوب او را مبدل به قهرمان شمشیر بازی می کند و غیره.
علاوه بر نوع وسیله بازی، خراب و شکسته بودن اسباب بازیها نیز برای کودکان قابل توجه بوده است. هرچند کودک 14 ماهه توجهی به شکستگی اسباب بازیها ندارد، اما همان کودک در 19 ماهگی به شکسته بودن بازیچه اش توجه می کند، زیرا در این سن می فهمد که هر امری علتی دارد، هرچند علت برای او مشخص نیست، اما در 2 سالگی او آمادگی دارد تا به خاطر عواملی که مخل استانداردهای آنان می شود نگران شوند و گمان کنند که عامل خارجی سبب بروز آن بوده است (مجیب، 1377).
انواع اسباب بازی
اسباب و وسائل بازی، بر حسب دامنه کار و موقعیت یادگیری، به دو دسته عمده تقسیم می شوند :
الف ) سازمان یافته (محدود) : اسباب بازی و اشیای بازی این گروه، شکل مشخص و از پیش تعیین شده ای دارند و دامنه کار آنها محدود است و راه را برای ابتکار و خلاقیت کودک باز نمی گذارند. کودک مجبور به فراگرفتن موقعیت یادگیری خاصی است که در هر وسیله وجود دارد.
ب ) سازمان نیافته (نامحدود) : اسباب و وسائلی که در این طبقه قرار می گیرند، شکل از پیش تعیین شده ای ندارند و کودکان می توانند چیزهایی تازه بیافرینند و خلاف اسباب و وسائل گروه قبل، موقعیت یادگیری متفاوتی دارند و قابل گسترش هستند و دامنه وسیعی دارند، به خلاقیت کودک میدان می دهند و راه را برای ابتکار وی باز می گذارند (نجدی، 1380).
همچنین اسباب بازیها براساس کاربرد آن به چهارگروه اصلی تقسیم می شوند :
1 ) حسی – حرکتی : کاربرد اسباب بازی حسی – حرکتی در سنین مختلف متفاوت است، به عنوان مثال جغجغه برای نوزاد، سه چرخه بر کودک 3 ساله، توپ برای کودک بزرگتر اسباب بازی حسی – حرکتی محسوب می شود. لازم به ذکر است که وسائل ورزشی نیز جزء این گروه قرار می گیرد.
2 ) تقلیدی – تخیلی : کودکان با استفاده از این نوع اسباب بازی از محیط اطراف خود تقلید کرده، الگوسازی می کنند. ماشین، هواپیما، وسائل منزل، وسائل پزشکی و نجاری، انواع عروسک و … جزء این گروه هستند. این بخش از اسباب بازیها برای گروه دو تا هشت ساله مناسب است.
3 )خلاق : این گروه اسباب بازیها تخیل و ذهنیت کودک را به عینیت تبدیل می کنند و زمینه رشد و شکوفایی خلاقیت را در او ایجاد می کنندو انواع خانه سازی (لگو)، مکعب های رنگی، سوزنی هاف وسائل ساختن خمیر بازی، وسائل نقاشی و کاردستی و … در این گروه قرار دارند.
4 ) فکری : اسباب بازیهای فکری به دو دسته تقسیم می شوند :
الف ) یک نفره : مانند جدول هوش، پازل، منشور هوش و …
ب ) دو یا چندنفره مانند انواع بازیهای کارت و مهره دار، منچ، شطرنج و …
اسباب بازیهای فکری وسیله مناسبی برای بازیهای یا قاعده بوده و برای گروه سنی 6 سال به بالا مناسب می باشد (صبوری، 1379).
ویژگی های اصولی و کلی یک اسباب بازی مطلوب
اسباب بازیها، زمینه ساز رشد و فکر خلاق و جستجوگر در کودک هستند.همین امر می تواند می تواند سرآغاز درک کودک و راهی به سوی شناخت و آگاهی او باشد. اصول کلی یک اسباب بازی مطلوب را می توان به شرح ذیل ذکر کرد :
1 ) پرورش دهنده قوای خلاقه باشد و سبب آفرینندگی و سازندگی در کودک شود. اسباب بازیف باید محرک خلاقیت و ابتکار باشد، چرا که اسباب بازیها علاوه بر سرگرمیها می توانند به درک کودک از مفاهیم کمک کنند (قربیان، 1380).
اسباب بازیهایی که به طور کامل ساخته شده و کودک کارکمتری بر روی آنها انجام می دهد (اسباب بازیهای کوکی)، قوای کودک را بلااستفاده می گذارد و او را تبدیل به موجودی منفعل و ناظر ساخته های دیگران می کند و کودک را که میل به کاوشگری و کنجکاوی دارد و سعی می کند اسباب بازی را قطعه قطعه کند تا میل درونی اش را ارضا کند، دلسرد می کند (شهر آرای، 1369) مثل قطعات خانه سازی.
2 ) سبب پرورش و گسترش خیالات و تصورات کودک می گردد. اسباب بازی باید بتواند خیالات و تصورات کودک را گشترش دهد. بنابراین کلیه لوازمی که بتواند در این امر به کودک یاری رساند، مناسب و مطلوب شناخته می شود. کودک، از اسباب بازی و وسائلی که امکان خیال پروری را در او ایجاد کند خسته نمی شود.
3 ) به کودک در اکتشاف و جستجو از طریق تجربه کمک کند. کودک باید قادر باشد آزادانه به اسباب بازی خود دست بزند. این وسائل نباید یک هدف را در خود داشته باشند، بلکه استفاده از آن باعث شود که کودک، بسیاری از تجربیات روزمره و یا آموخته های خود را به وسیله آن تمرین کرده و کاربرد صحیح و کشف را از این طریق بیاموزد. اسباب بازیهای مناسبند که کودک روی آنها کار کند، با دست آنها را بپیچاند، بچرخاند، خم کند، بِبُرد (قطع کند) رنگ آمیزی یا علامت گذاری بگذارد، ا
سباب بازیهای که به طرق مختلف بتوان از آنها استفاده کرد، بتوان به شکلهای گوناگون درآورد، آنها را بست و محکم کرد، توسط آنها اشکال مختلف ساخت، کودکان درست دارند اشیاء را لمس کنند سبک و سنگین نمایند و وضعیت ساخت آنها را بفهمند. گل رس، شن، خمیر بازی، الگوها و قطعات ساختمان سازی، وسائل پیچ کردنیف نقاشی یا آبرنگ، نقاشی انگشتی یا با مداد شمعی و مدادرنگی بیشتر دارای چنین خصوصیاتی هستند و کودک فعال است و می تواند بر روی آنها کار کند و تغییراتی که ایجاد می کند مشاهده نماید.
4 ) به واقعیت نزدیک و با فرهنگ جامعه هماهنگی داشته باشد (قریبان، 1380). اسباب بازی هنگامی معنا پیدا می کند که بتواند به نیاز بازیگر پاسخ دهد و موجب خرسندی وی شود. در واقع ارتباط دو جانبه بین بازیگر و بازیچه ضروری است. از همین رو علاوه بر توجه به نیازهای همه جانبه کودک، وسیله بازی باید با فرهنگی که کودک در آن رشد می کند نیز همبستگی داشته باشد. زیرا چنین ابزاری علاوه بر خوشایند بودن برای کودک، ارزش های متداول جامعه اش را نیز به او می آموزد. به طور مثال در یک برنامه تلویزیونی ایرانی، عروسکی که قهرمان است و بین کودکان ایرانی محبوب، الزاماً این وسیله نمی تواند برای کودکان سایر کشورها که شناختی از آن برنامه تلویزیونی دارند، جذاب باشد. امروزه سازندگان اسباب بازی، تلاش می کنند تا براساس آنچه که در محیط زندگی کودک روی می دهد، و در زندگی عادی وجود دارد نمونه هایی به صورت اسباب بازی در اختیار کودک قرار دهند (مجیب، 1377).
5 ) سبب رشد و پرورش مهارتها و تواناییهای بدنی کودک گردد. اسباب بازی مطلوب علاوه بر پرورش قوای ذهنی، روانی، عاطفی، اجتماعی، خلاقیت و استعداد و … باید توانایی کودک را در زمینه استفاده از اعضای بدن رشد دهد. “اسباب بازی ساخته شده هرچقدر بتواند حواس بیشتری از کودک به کار گیرد لذت بیشتری ایجاد می کند و مناسب تر است. کودکان آن چیزی را که لمس کنند، ببینند و بشنوند بیشتر از آن لذت می برند تا چیزهایی که فقط مشاهده آن باشند. بنابراین برای پرورش کلیه حواس باید اسباب بازی مناسب مناسب آن را در اختیار کودک قرار دهد تا کودک علاوه بر سرگرمی، به تواناییها جسمی خویش نیز آگاه گردد. ” (قربیان، 1380).
6 ) با ویژگیهای همه جانبه کودک تناسب داشته باشد. اسباب بازی باید همواره مناسب سن، مطابق علائق و در خور توانائیهای ذهنی و رشدی کودک باشد نه آنقدر سخت و پیچیده باشد که کودک عاجز از بازی با آن شود و نه آن قدر ساده و آسان باشد که علائق کودک را از بین برده و در او ایجاد خستگی نماید، همچنین به لحاظ فیزیکی به گونه ای ساخته شده باشد که به راحتی در دبستان کودک قرار گرفته باشد و با آن بازی کند به طوری که کودک آن را با کمال میل بپذیرد و در حین بازی از آن واقعاً لذت ببرد. در حقیقت چون خواسته ها و تمایلات کودکان به لحاظ فیزیولوژی و روانشناسی د سنین مختلف فرق می کند، پس در هر سن و سالی اسباب بازی مناسب همان سن را برای آنان تهیه کنیم تا موجب رشد تحملی و شخصیت آنها شود. کیفیت و اندازه اسباب بازی نیز باید با سن و هیکل (قد و قواره) کودک متناسب باشد. دست و قد بچه به آن برسد. اسباب بازی به اندازه ای کوچک نباشد که کودک آن را به زحمت ببینید. همچنین اسباب بازی آن اندازه بزرگ نباشد که قدش به آن نرسد مثلاً وقتی عروسکی برای دخترتان می خرید به اندازه ای باشد که او بتواند آن را روی پای خود دراز کرده و برای آن لالایی بگوید و با ان بازی کند (مطهری، 1381).
7 ) اسباب بازی بایستی انگیزه و محرک مناسب به همراه داشته باشد و بتواند کودک را جلب نماید. اگر بازی با اسباب بازی توأم با موفقیت باشد، کودک به ادامه بازی ترغیب می گردد. مثلاً وقتی کودک قطعات رنگی را براساس رنگ خاصی هماهنگ می کند یا پازلی را حل نماید، احساس موفقیت می کند و این موفقیت در حکم پاداشی است که وی دریافت می کند (مک للان، ترجمه احمدوند، 1371).
8 ) جنس مواد اولیه : اسباب بازیهای کودکان از مواد مختلفی ساخته می شوند که هر یک باید با ویژگی خاصی مطابقت داشته باشد (مجیب، 1377). از نظر جنس و رنگ باید دقت نمود که مواد اولیه دست اول باشد. نسبت به نوع اسباب بازی و یا وسائل کودک، بایستی مقاومت و استحکام مواد نرمی و سختی نوع مواد و همچنین انتخاب رنگ مناسب از نظر شادابی – زیبایی و عملکرد را مدنظر داشت. در وسائلی که فلز در آنها به کار رفته باید دقت شود که در صورت شکسته شدن قسمتی از اسباب بازی، فاقد هرگونه تیزی و بریدگی باشد (قربیان، 1380). لبه این وسائل باید رو به داخل باشد تا در اثر ضربه و شکستگی، خطری برای کودک ایجاد نکند و محل اتصالات باشد. علاوه بر این در مناطق بسیار سرد و بسیار گرم استفاده از وسائل فلزی به دلیل عایق دما نبودن، مناسب نیست. یکی از متداول ترین موادی که در ساخت اسباب بازی مودر استفاده قرار می گیرد، پلاستیک است. وسائل پلاستیکی باید صاف و بدون لبه های تیز ساخته شود. ضخامت و محل شکستگی باید به اندازه کافی محکم و مقاوم باشد وسائل تغییر نکرده و در صورت اتصال به قطعات یگر قابلیت اتصال داشته باشد و نیز در اثر پرتاب شدن به آسانی نشکند و یا بریدگی ایجاد نکند. یکی از بهترین مواد در تهیه اسباب بازی چوب است. چوبهای مصرفی در اسباب بازیها باید از همین چوبهای سبک و صاف باشد تا تراشه های چوب به کودک صدمه نزد. یکی دیگر از موادی که در ساختار وسائل بازی به کار گرفته می شودف پاچه است. معمولاً داخل وسائلی مانند انواع عوسکها با موادی پر می شود تا حجم پیدا کند. کلیه مو
اد پرکننده باید تمیز و غیررسمی باشد. در ساختمان بعضی از اسباب بازیها از مهره های شیشه ای به جای چشم و پایینی اسباب بازی استفاده می شود. این اجزاء چنانچه محکم نباشد، امکان دارد آنها را کنده و ببلعد، این نکته به ویژه در مورد کودکان زیر 3 سال باید بیشتر رعایت شود.
9 ) بهداشت و ایمنی : بسیاری از بازیچه های کودکان به جای آنکه وسیله ای برای تفریح و سرگرمی کودکان باشند به حجم آنها صدمه زده و مشکلاتی را به وجود می آورند. به خصوص اگر تولید و عرضه اسباب بازی طبق قوانین خاصی صورت نگرفته باشد. در بسیاری از کشورهای پیشرفته از سالها پیش مقرراتی برای نظارت در کارسازندگان اسباب بازی وضع کرده اند و استانداردهایی برای جنس مواد، رنگ، نحوه ساخت و مونتاژ آنها به وجود آورده اند که براساس آن باید اسباب بازیها را تهیه و در اختیار فروشندگان قرار دهند.
– در اسباب بازیهایی که مستقیماً با پوست بدن کودک در تماس است یا امکان در دهان گرفتن دارد، مانند سازدهنی، دندانگیر و یا ماسک صورت، عروسکهای دستکشی و … که در اثر عرق بدن و یا بزاق دهان، موجب رنگی شدن پوست بدن یا پوشاک کودک می گردد، باید از مواد رنگی مطابق با استاندارد مواد غذایی استفاده کرد. همچنین تمامی روکشها و لعابهای روی اسباب بازیها و وسائل کودک باید از مواد غیررسمی و مجاز باشد (قربیان، 1380).
از آنجا که کودک علاقه بسیاری به کشیدن اسباب بازیها دارد، باید به این نکته توجه داشت که قطر نخ نباید کمتر از 5/1 میلی متر باشد. زیرا نخهای نازک پوست دست کودک را می برد. علاوه بر این نخ باید صاف و بدون گره باشد و زیاد بلند نباشد زیرا امکان دارد کودک آن را به گردن خود بپیچد. گاه در اسباب بازیها فنر و یا چرخ دنده استفاده می شود. چنانچه جاسازی این بخش درست نباشد در صورت کوچکترین حرکتی، فنر یا چرخ دنده از جای خود خارج می شود و به چشم و یا دست کودک صدمه می زند. چنانچه اسباب بازیها از چند تکه ساخته شده باشند، محل اتصال باید صاف و یکنواخت باشد. باید محل اتصال به طور مداوم بررسی شود تا شکستگی و یا ترک خوردن و یا باز شدن محل اتصال موجب خروج آنها نشود (مجیب، 1377).
“گینوت53” به طور کلی پنج اصل را در انتخاب اسباب بازی مهم می داند که عبارتند از :
1 ) برقراری ارتباط و تماس با کودک با دیگران را آسان کند.
در ابراز و تخلیه یک احساس، کودک را تشویق کند.
به افزایش بینش و بصیرت کودک کمک کند.
فرصت هایی برای آزمایش واقعی ایجاد کند.
وسیله ای باشد برای جبران ناکامیها و اظهار تمایلات و آرزوهای سرکوب شده کودک (مطهری، 1381).
نمونه هایی از اسباب بازیها
با توجه به تنوع اسباب بازیها، الزاماً برای بررسی آنها نیاز به طبقه بندی وجود دارد، از این رو از کتاب فرهنگنامه کودکان و نوجوانان، یکی از مناسب ترین طبقه بندی اسباب بازی را که براساس سن کودکان و با توجه به مراحل مختلف رشد حسی – حرکتی، عاطفی – اجتماعی و ذهنی انجام گرفته، انتخاب شده و براساس آن به بررسی چند نمونه از اسباب بازی ها می پردازیم .

جدول اسباب بازیها
سن
حسی – حرکتی
تقلیدی و اجتماعی
تجسمی و فکری
از تولد تا 18 ماهگی
جغجغه
زنگوله
دایره های زنگی
حلقه های پلاستیکی
اسباب بازیهای فشاری صدادار
اشیاء شناور

پایان نامه درباره آداب و رسوم

م می کند. از جمله مواردی که در بازی بیانی استفاده می شود؛ مدادهای رنگی، ماژیکها و کاغذهای نقاشی هستند. بازی بیانی مثل چکش زدن روی اسباب بازی، آب، اسفنج اجازه می دهد که کودک به طور فعال احساسات و انرژی خود را از طریق یک راه درست و قابل قبول انتقال دهد.
بازی مهارتی32 : بازی مهارتی راهیی جهت کنترل، یا تسلط بر محیط توسط کودک است. این نوع بازی از شیرخوارگی شروع می شود (پرتاب یک جغجغه) خیلی از فعالیتهایی که با بازی مهارتی می شوند، می توانند به آسانی در بیمارستان یا کلیلنیک فراهم شوند. مثلاً کودکان ساعاتی را با کارکردن روی یک پازل یا سعی در کنار گذاشتن قطعات و ساختن خانه می گذرانند. این فعالیتها باعث تحریک حسی و حرکتی، افزایش اعتماد به نفس کودک و منحرف کردن حواس و ارتباط با کارکنان بیمارستان می گردند.
در مورد بازیهای نمادی و نمایشی و با قاعده به طور مفصل در بخش طبقه بندی پیاژه توضیح داده شد.
بازیهای آشنا سازی33 : این نوع بازی به کودکان اجازه می دهد تا به تجهیزات و وسائل مراقبت بهداشتی دست زده و از طریقی سرگرم کننده و بدون تهدید با آنها آشنا شوند. این نوع بازی برای آماده ساختن کودکان جهت رویه ها و یا بستری شدن بسیار کمک کننده است. از این فعالیتها می توان استفاده از گازها و باندها جهت ساختن وسائل تزئینی، استفاده از سرنگها، کاپهای دارویی برای آب بازی، تزئین تختخواب و صندلی و پایه سرمها نام برد.
بازی قائم مقامی34 : این نوع بازی می تواند به وسیله کودکانی که خیلی بیمار هستند، بی حرکت شده اند با توان کافی جسمانی ندارد استفاده شود. شرکت بیمار در این نوع بازی می تواند از مشاهده غیرفعالانه تا فعال بودن متوسط باشد. بیمار ممکن است با تکانهای سر دستورات غیرکلامی بدهد. از این فعالیتها می توان از بازی با عروسکهای خیمه شب بازی، خواندن کتاب، ساختن با قطعات یا خواند اشکال نام برد.

عوامل موثر در بازی
1 ) رابطه جنسیت و بازیهای کودکان
طبق نظریه روان کاوان الگویابی جنسیتی را از طریق فرایند همانند سازی با پدر و مادر از سن 4 و 5 سالگی آغاز می کنند، آنها خصوصیات زنانه و مردانه را از والدین خود گرفته و درونی می سازد.
کودک از همان اوایل کودکی به خاطر رفتارهای دخترانه و پسرانه ای که انجام می دهد، تشورق و یا تنبیه می شود و نیز از طریق مشاهده رفتارهایی را که زنان و مردان انتظار می رود انجام دهند (مجیب، 1377).
دختران و پسران در دوره کودکی به بازیهای نسبتاً متفاوتی روی می آورند. تفاوت بیولوژیکی و روانی دختر و پسر به تدریج چهره خود را در رفتار آنان منعکس می سازد (عسگری و همکاران، 1384).
به طور کلی بازی در نزد پسران وسیله ای است برای اثبات خود در برابر دیگران، آنها بازیهای رقابتی و مسابقه ای را دوست دارند. بازیهایی که هیجان و جنب و جوش و حالتی از استقلال در ان دیده شود، به همین خاطر به دشواری می توانند از قوانین بازی پیروی کنند و دوست دارند که در هر حال برنده باشند و قوانین را به نفع خود تغییر دهند. در حالیکه بازی برای دختران وسیله ایست برای بودن با دیگران، به همین علت آنها بازیهای آرام و بدور از تهاجم را دوست دارند و به سادگی می توانند خود را با قوانین وفق دهند خود را ملزم به رعایت آداب و رسوم بازی کنند. علاوه بر این دختران به بازیهای نمادین و کلامی علاقه بیشتری نشان می دهند.
تفاوت جنسی در بازیهای “زدنی و هل دادنی35” کاملاً مشهود و قابل توجه است و همیشه پسران این نوع بازیها را ترجیح می دهند. در آغاز جدالها پسران سعی می کنند که بازیچه را از دیگری بگیرند. آنها مکر می کنند که زدن یا چنگ زدن یک نوع دستور دادن در بازی است. شاید این تمایل یا آمادگی پسران برای چنین فعالیتهایی ارتباط با تأثیر هورمون جنسی در طی دوره رشد رویانی36 داشته باشد. و یا تحت تأثیر عوامل اجتماعی و تربیتی باشد زیرا پدران حتی از 2 سالگی با پسران خود مشغول کشتی گرفتن و یا زورآزمایی هستند.
در نهایت کودکان تا 5 سالگی به طور مختلط بازی می کنند اما از حدود 6 تا 9 سالگی به ویژه در 9 سالگی گروهای مختلط جای خود را به گروه یک جنسیتی سنتی علائق مشترک بیشتری ظهور کند و پسران و دختران بیشتر همدیگر را در بازیهای گروهی بپذیرند (مجیب، 1377).

تعیین اسباب بازیهای متناسب با جنسیت براساس ترجیح واقعی آنها از سوی کودکان به هنگام بازی یا براساس رتبه بندی مستقل از سوی والدین
اسباب بازیهای پسرها
اسباب بازیهای دخترها
مجموعه ماشین های مسابقه ای
عروسکهای مدروز37
قطارها
لوازم جانبی عروسکهای مدروز38
تفنگ اسباب بازی و مجموعه تفنگها
عروسکهای مادر و بچه39
بازیهای ورزشی
کالسکه و کالسکه تاشوی عروسک40
قطعه های خانه سازی
خانه های عروسکی41
ماشین ها و کامیون ها
اسباب بازیهای خانه داری و آشپزی42
اسباب بازیهای الکترونیکی
جعبه آرایش43
اسباب بازیهای ساختنی44
اسباب و اثاثیه عروسک
کیت های مدل45
عروسکهای پارچه ای46
وسائل ورزشی
لباسهای زنانه
میز و ابزارهای کار
گردنبدها
بی سیم واکی تاکی 47
مدادهای رنگی، وسائل هنری
منبع (هیوز، ترجمه گنجی، 1384 ، ص 202)

2 ) رابطه سن و بازیهای کودکان
انتخاب نوع بازی، وسیله بازی و مدت بازی با سن کودکان ارتباط دارد. کودک سه ماهه با شنیدن صدا واکنش نشان می دهد، بنابراین وسیله ای مثل جغجغه و تکان دادن آن، می تواند برای او لذت بخش باشد. به همین ترتیب با رشد کود
ک، بازیها و اسباب بازیهای او نیز تغییر می کند (مجیب، 1377).
اینکه بخواهیم نوع بازیهای هر سن را معلوم داریم از نظر روان شناسی چندان درست نیست ولی آنچه از این لحاظ مهم است این است که رفتار بازی در اطفال دارای توالی است به عبارت دیگر تغییر در علاقه بازی کودکان ناگهانی صورت نمی گیرد. یعنی علاقه به بازی مخصوص در سن معلوم نتیجه تغییرات تدریجی در رشد و تجارب کودک است (جلالی، 1377).
هرچه سن کودک بالاتر می رود، تعداد فعالیت بازیگونه کمتر می شود. کمترین تعداد دفعات بازی در سن 4 تا 6 سالگی بوده، بیشترین تعداد دفعات بازی در سن 7 تا 9 سالگی و سپس در 12 سالگی علاوه بر کم شدن تعداد فعالیتها، نوع فعالیت نیز تغییر می یابد، زیرا کودک بزرگتر به علت تماس با محیط خارج وقت کمتری برای بازی دارد و به سمت فعالیتهای جذاب دیگر کشانده می شود.
از طرفی با افزایش سن، توانایی تمرکز طولانی تر شده و می تواند مدت بیشتری را صرف یک بازی کند. کودکانف بعلت تمرکز کوتاهشان، طبیعتاً تنوع بازی و اسباب بازی را درست دارند، یک کودک 2 ساله حدود 6 دقیقه و 9 ثانیه با یک اسباب بازی، بازی می کند. در صورتیکه همان کودک در 5 سالگی می تواند حدود 12 دقیقه و 6 ثانیه با یک وسیله، مشغول بازی باشد (مجیب، 1377).
3 ) رابطه هوش و بازیهای کودکان
“هوش عبارت است از توانایی یادگیری و انطباق با انچه برای ادامه زندگی لازم است و از آن به فرهنگ، آداب و رسوم قوانین اجتماعی تعبیر می کنیم. این توانایی تحت تأثیر تجربه قرار دارد. “سهمن” و “ویتی”48 در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که کودکان سرآمد و کودکان کندذهن، به یک نسبت در بازی شرکت می کنند. در واقع هر دو گروه مدت زمانی که به بازی مشغول هستند بسیار کوتاه است.” اما علت آن فرق دارد، کودک سرآمد به علت تنوع طلبی و عدم هماهنگی با همبازی با کسی بازی نمی کند، بازیش را تغییر می کند و بیشتر به بازیهای انفرادی تمایل دارد و میل به بازیهای بدنی که صرف انرژی را طلب می کند ندارد. در حالی که کودک کند ذهن به علت ناتوانی در همبازی شدن و نبوده انگیزه بازیش را تغییر می دهد. کودکان سرآمد بیشتر به سمت بازیهای خلاق کشیده می شوند و به اسباب بازیهای چون خمیر، گل رس و … رغبت دارند، آنها دوست دارند که خود مجری بازیها باشند، بسازند، خراب کنند و مجدداً بازسازی کنند. در صورتیکه کودکان کندذهن بیشتر به اسباب بازیهای از پیش ساخته شده که با صرف کمترین انرژی بیشترین حرکت را تولید می کنند، علاقه دارند (مجیب، 1377).
4 ) تأثیر همبازیها بر بازیهای کودکان
به طور کلی، وجود روابط پایدار و همبستگی بین همسالان منجر به کفایت اجتماعی بیشتر در میان کودکان پیش دبستانی، افزایش احتمال پذیرش آنان از سوی دیگران، و دامنه گسترده ای از بازی مشارکتی اجتماعی49 می شود (هیوز، ترجمه گنجی، 1384).
آشنایی با همسالان به روشهای خاص دیگری نیز بر بازی کودکان تأثیر می گذارد. برای مثال، کودکان هنگامیکه با همسالان آشنا هستند بیشتر تمایل دارند به بازی نمایشی بپردازند تا زمانیکه در کنار همسالانی قرار دارند که با آنها آشنایی ندارند. هنگامیکه همسالان با یکدیگر آشنا و خودمانی هستند، میزان سازماندهی و همکاری اجتماعی بیشتر است، و همچنین میزان درخود توجهی شور و شوق تمرکز به چشمی می خورد. سرانجام وقتی کودکان با گروهی از همسالان خودمانی می شوند، بازی تخیلی آنان پیچیده تر می گردد و سطح بالاتری از عملکرد شناختی در ان مشاهده می شود.
به نظر می رسد جنسیت همبازیهای کودکان نیز بر کیفیت بازی اجتماعی آنها تأثیر داشته باشد. کودکان هنگامیکه با همبازیهای همجنس خود بازی می کنند، احتمال بیشتری دارد که دست به کاوش اشیاء جدید بزنند و زمان کمتری را با اسباب بازیهای آشنا می گذارنند. اما از سوی دیگر، وقتی پسرها فقط با پسرها و دخترها فقط با دخترها بازی می کنند، بیشتر احتمال دارد به آن نوع از بازیهایی بپردازند که به لحاظ سنتی وابسته به جنسیت هستند (هیوز، ترجمه گنجی، 1384).
بازی با همسالان همسن تفاوتهای چندی با بازی با گروههای سنی مختلف دارد. معمولاً تعامل میان همسنها در مجموع مثبت تر، و میزان تعامل کلامی در میان آنها بیشتر است، و احتمال بروز بازی مشارکتی نمایشی در این گروه بیشتر از گروههای مختلف می باشد. از سوی دیگر، مشخص شده است که بازی مشارکتی ساختاربند (مانند ساختن چیزهایی مختلف، کارکردن با یکدیگر بر روی طرحی گروهی)، معمولاً در گروههای سنی مختلف بیش از گروههای همسن رخ می دهد. بدین ترتیب به نظر می رسد که هر دو نوع گروه بندی سنی، هر یک به نوعی منجر به مشارکت می شوند. جای شگفتی نیست که تقلید از رفتار همسالان، بیشتر زمانی روی می دهد که همبازیها، از گروه همسن یا بزرگتر هستند، اما این امر در صورتیکه همبازیها کوچکتر باشند، روی نمی دهد. سرانجام اینکه کودکان با همبازی بزرگتر بسیار آسانتر از همبازیهای همسن یا کوچکتر، به تعامل اجتماعی می پردازند، شاید بدین علت که کودکان بزرگتر معمولاض نقش جهت دهنده اجتماعی دارند، و بنابراین می توانند به بازی ساختار دهند (هیوز، گنجی، 1384).
5 ) نقش طرافیان در بازیهای کودکان
روش تربیتی والدین و ترفندهایی که برای تربیت فرزند خود به کار می بندند. علاوه بر تأثیر در شخصیت کودک، در نحوه بازی او نیز اثر می گذارد. به طور مثال خانواده هایی که بیشتر از روش آزاد نشانه استفاده می کنند، کودکانی پرورش می دهند که با دیگران به راحتی می توانند ارتباط برقرار کنندف در نتیجه این کودکا
ن همبازیهای خوبی خواهند شد و بازی آنها از اصالت و سازندگی برخوردار است. این کودکان قوانین بازی را می پذیرند، همکاری و همراهی دارند و نوآوری در بازیهایشان دیده می شود.
کودکانی که با روش تسلطی یا مستبدانه پرورش می یابند، به علت انضباط خشک و قوانین و بکن و نکنهای بسیار، کودکانی ساکت و مطیع هستند. این گروه همین ویژگی را در بازی نشان می دهند، یعنی کنجکاو نبوده، از قوه تخیل خود بسیار کم استفاده می کنند، بازیهایشان سازنده نیست و ابتکار عمل ندارد، در نتیجه عنوان همبازی تحت تسلط دیگران هستند و خلاقیتی از خود نشان نمی دهند و طبیعی است همبازی خوبی نباشند. خانواده های سهل گیر معمولاً کنترلی بر رفتار فرزندان خود ندارند و کودک یاد نگرفته است که باید به خاطر دیگران گذشت کند و یا با دیگران همکاری کند. در نتیجه این کودکان در بازی با دیگران مدام از قوانین سرپیچی می کنند و یا می خواهند عقاید خود را به دیگر همبازیها تحمیل کنند. در نتیجه رفتارشان پرخاشگرانه است و با زورگویی می خواهند افراد را تحت نفوذ قرار دهند. این گروه از کودکان در بازیهای مهارتی و حرکتی جرأت و جسارت خطرآفرینی ندارند و در چنین مواردی قانون شکنی را به مبارزه طلبی ترجیح می دهند.
روشهای تربیتی خانواده نه فقط در بعد ارتباطات اجتماعی کودک اثر می گذارند، بلکه در نوع بازی نیز تغییراتی ایجاد می کند. مثلاً کودکان خانواده های تسلطی که مطیع و ساکت هستند در بازی با عروسک (بازی نمادین) خشونت زیادی نسبت به عروسک نشان نمی دهند. به عبارتی در بازیهای انفرادی نیز خلاقیتی از خود نشان نمی دهند و همان ویژگی خود را به نمایش می گذارند. همچنین کودکان خانواده های سهل گیر در بازیهای گروهی نقشهای اجتماعی، پرخاشگری بیشتری نسبت به بازی نمادین نشان می دهند (مجیب، 1377).
توماس50 1984 متوجه شد که اسباب بازیهای مورد علاقه کودکان 4 ساله که کتاب خواندن را زود آغاز کرده اند، با کودکانی که کتابخوان نبودند، متفاوت بود، گروه اول اسباب بازیهایی که با خواندن ارتباط داشت مثل کتاب و کتابهای الفبایی را دوست داشتند در صورتیکه گروه دوم، اسباب بازیهای فانتزی، ترکیبی و ساختنی و ماشینهای بزرگ را ترجیح می دهند (مجیب، 1377).
بزرگسال می تواند به دو طریق در بازیهای کودکان دخالت کند :
1 ) دخالت از خارج یا تأثیر گذاشتن از خارج بر بازی کودکان ؛
2 ) دخالت داخلی یا جزو مجموعه بازی کودک قرار گرفتن.
در روش اول (تأثیرگذاری از خارج) بزرگترها با طرح سؤالات، پیشنهادات، توضیحات و بالاخره دستورهایی که می دهند به کودک کمک می کنند تا بهتر و بیشتر بتوانند نقشهایی را در بازیهای اجتماعی داشته باشند. مثلاً در “دکتر بازی” والدین می توانند از کودک سوال کنند “دکتر چه کار دیگری می تواند انجام دهد؟ ” و یا “دکتر چگونه مریض خود را معاینه می کند؟ ” این نوع سؤالات درباره بازی و نحوه بازی، بر دامنه بازی کودکان می افزاید (مجیب، 1377).
در روش دوم، بزرگترها می توانند رفتارهای گوناگونی را به نمایش بگذارند و خود را جزئی از بازی کودکان کنند، به عبارت دیگر خود را در نقشی که با بازی کودک هماهنگی دارد، وارد کنند. کودکان به مرور با روش بازی نقش آشنا می شوند و والدین و یا مربیان می توانند به آرامی از بازی خارج شوند. نکته دوم در این بازی این است که “بزرگتر اداره بازی را برعهده نگیرند و روند بازی اختیار آنها نباشد ” (مجیب ، 1377).
6 ) تأثیر

منبع پایان نامه با موضوع دانش آموزان پسر، استان خراسان، سلطان محمد، امام سجاد

ایران پرداخت(تارم،158:1381). به نظر می رسد که موقعیت ممتاز خانوادگی مرادمیرزا که برابر با سنّت محلی اسماعیلیان ایران ، به حسین قائنی داعی مشهور می رسد ،باعث شد افراد مختلف از او حمایت کنند .
اما مرادمیرزائی ها ، دیگر هرگز به جامعه اصلی اسماعیلیان نزاری ،نپیوستند . دهه 1940م ، بیشتر مرادمیرزائی های سده و اطراف آن تحت رهبری بی بی طلعت ، دختر مرادمیرزا بودند و به مذهب اثنی عشری در آمدند . عده ای اسماعیلیان جنوب خراسان مانند حسن آباد ، سده ، سرحد ، گلون آباد و نصرآباد ، با وجود حکم برکناری او از طرف آقاخان ،هم چنان به طرفداری از مرادمیرزا پرداختند . جمعیت آنان و محل های پراکندگی آنان به درستی مشخص نیست ، زیرا آنها خود را در همه جا شیعه اثنی عشری ، معرفی می کنند (تارم،161:1381).
از عقاید پیروان این فرقه، اطلاعات زیادی در دست نیست ، احتمال دارد که برعقائد پیش از انشعاب خود باقی مانده باشند. آنها مرادمیرزا را به عنوان حجت ، پذیرفتند.

3-3-جماعت خانه
کوچکترین سازمان اسماعیلیان جماعت خانه می باشد که در بیشتر مناطق اسماعیلی نشین ،وجود دارد. نخستین جماعت خانه شهری در ایران ، در سال 1351ش ، در مشهد ساخته شد ، این جماعت خانه مجهز است و امور مربوط به تعلیم و تربیت اسماعیلیان مشهد را نیز برعهده دارد. در این جماعت خانه ، دفتر صندوق قرض الحسنه ،کتابخانه ، مهدکودک ، و کلاس های آموزشی زبان های خارجه و علوم دینی دایر می باشد (تارم،184:1381) .جماعت خانه های ایران در ساختمان هایی شبیه به خانه های مسکونی و با کمی تفاوت ساخته می شوند ،از نظر شکل ظاهری شباهت زیادی به مسجد ندارند. بر دیواز و سردر ورودی ساختمان جماعت خانه ها ، نام پنج تن اهل عبا و آیاتی از قرآن ، نوشته شده است و معمولا به صورت کاشیکاری های معمولی می باشند . در جماعت خانه ها عکس امام حاضر اسماعیلی نگهداری می شود و گاهی جمله هایی از سخنان او به صورت نوشته ، در و دیوارها را مزیّن می کند . در جماعت خانه ها محل های نشیمن مُکی و کامریا ، از قبل فراهم شده است . جایی هم برای فردی که دعا را می خواند آماده می کنند .که محل فردی که دعا را می خواند و محل نشستن مکی و کامریا ، با قرار دادن میزهای ساده معین می شود . در جماعت خانه ها ادعیه هایی که عموما ، دعا برای امامان اسماعیلی است ، موجود می باشد.عبارت یا علی مدد ، در جماعت خانه ها موجود است و ظاهرا به آن اعتقاد زیادی دارند .آنها هر روز دو نوبت صبح و عشاء نماز را برگزار می کنند،شروع نماز همراه با شروع اذان و پس از آن است. برای خواندن نماز ،وضو لازم نیست ، فقط تمیز بودن شرط است.قبله به آن صورت که برای اثنی عشری ها مطرح است ،برای اسماعیلیان مطرح نیست و به هر جهتی نماز را برگزار می کنند .نماز خواندن آنها ، بیشتر به دعا خواندن شبیه می باشد ، در حالت نشسته ،قطعه هایی را قرائت می کنند که در پایان هربخش عبارتی که شامل دعا برای امام حاضر است ، تکرار می گردد. در پایان نماز اسامی امامان نزاری را ذکر می کنند تا هم به عنوان یادآوری برای افراد این جمعیت باشد و تا امامان خود را ،از سایر فرق اسماعیلیه متمایز کنند و هم در جامعه ای که اکثریت آن اثنی عشری هستند ، به جمعیت خود هویت بدهند .آنها بعد از نماز های خود این نام ها را تکرار می کنند و دعا می کنند:
1-حضرت محمدمصطفی 27-جلا الدین حسن
2-حضرت علی 28-علاءالدین محمد
3-امام حسن 29-رکن الدین خورشاه
4-امام حسین 30-شمس الدین محمد
5-امام سجاد 31-قاسم شاه
6-امام محمدباقر 32-اسلام شاه
7-امام جعفرصادق 33-محمدبن اسلام شاه
8-اسماعیل 34-المستنصربالله
9-محمدبن اسماعیل 35-عبدالسلام
10-وفی احمد 36-غریب میرزا
11-تقی محمد 37-ابی الذر علی
12-رضی الدین عبدالله 38-مرادمیرزا
13-محمدالمهدی 39-ذی الفقار علی
14-قائم 40-نورالدین علی
15-منصور 41-خلیل الله علی
16-المعز 42-نزار
17-العزیز 43-السیدعلی
18-الحاکم بامرالله 44-حسن علی
19-الظاهر 45-قاسم علی
20-المستنصربالله 46-ابی الحسن علی
21-نزار 47-خلیل الله علی
22-الهادی 48-شاه حسن علی
23-المهتدی 49-شاه علیشاه
24-القاهر 50-سلطان محمدشاه
25-علی ذکره السلام 51-شاه کریم حسینی.
26-اعلی محمد
این نام ها،در جماعت خانه شهر دیزباد رؤیت و ثبت شد . دعا ،شامل دعا برای چهل و نه امام اسماعیلی و حضرت محمد(ص) و حضرت فاطمه (س) ، می باشد . جمعا دعا برای 51نفر می باشد ، زمان آقاخان سوم این دعا تا شماره 50 و
دعا برای آقاخان سوم بود ، پس از او نام آقاخان چهارم هم به این فهرست ،ا فزوده گشت. نماز را به صورت نشسته می خوانند. پیش نمازها را باتوجه به لیستی نمایندگان امام برای او ،می فرستند ،شخص امام انتخاب می کند . انتخاب امام برای4-5 سال ، می باشد . نمازهای یومیه ،با خواندن قرآن وسپس خواندن دعا ، برگزار می شود . در ابتدای هر ماه نماز دارای ذکر مخصوص “الله اکبر-سبحان الله -الحمدالله”، می باشد که یازده بار تکرار می شود.علاوه بر خواندن نماز در جماعت خانه ها نماز به صورت فرادی در خانه هم برگزار می شود(مصاحبه،اهالی روستای دیزباد،1391 ).
هرکسی اجازه ورود به جماعت خانه ها را ندارد ،مگر با اجازه مسئولان آن محل . اسماعیلیان عقیده دارند اعمال باید به صورتی برگزار شود که جنبه تبلیغاتی نداشته باشد ،بنا بر اعتقاد اسماعیلیان دریچه تبلیغات از این راه ، بسته می باشد (مصاحبه، انجمن اسماعیلیان مشهد،1391).
در جماعت خانه ها ، علاوه بر اعمال عبادی ، امور دیگر نیز انجام می گردد. جماعت خانه ها معمولا دارای قسمتی هستند که در آن محل ، فقط نماز اقامه می شود ، جماعت خانه ها دارای قسمت های دیگری نیز می باشند که معمولا به صورت سالن می باشد و جشن ها و جلسات و یا کلاس ها در آن جا برگزار می شود .در این قسمت مراسم مربوط به پذیرائی ها انجام می گردد ولی در قسمتی که نماز می خوانند ، مراسم دیگری برگزار نمی شود . با این وجود بعضی از اسماعیلیان ، عقیده دارند که احکام عبادی به آن صورت که در خارج از ایران ،برگزار می شود ، در ایران برگزار نمی گردد(مصاحبه،اهالی روستای دیزباد،1391)
اسماعیلیان نزاری ، الگوی سنّتی سازمان اجتماعی و دینی خود را ، به صورت جماعت های محلی و جماعت خانه ها حفظ کردند. امور اجتماعی هر جماعت خانه ، زیر نظر مکی و کامریا که خزانه داری را اداره می کند ، اداره می شود .این کارگزاران ، درموارد خاص ، چون مراسم ازدواج ، تدفین و نیز عبادات روزانه ، شرکت می جویند و این مراسم ها را راه می اندازند .
درمورد قانون عبادات اسماعیلیان گفته شده است که : قانون این گروه این است که اول مغرب در مکان عبادت حاضر می شوند و بعد از عبادت و نماز ، شش ساعت اول شب را برای خواب قرار داده اند و از نصف شب شش ساعت آخر شب را تا طلوع خورشید برای دعا و مناجات و ذکر و نماز و شش ساعت اول روز را برای معیشت و آخر روز را برای تعلیم علوم و یا دیدن دوستان و صله ارحام و سیر و تماشا قرار داده اند. هرگاه کسی از اسماعیلیان در عبادت کوتاهی نماید و مرتکب کار بدی شود و یا خیانتی از گناهان کبیره از او سربزند او را از جماعت بیرون می کنند و به اصطلاح اسماعیلیان لائی می گویند . همین که از جماعت بیرون کردند نه با رشوه و نه با توبه ، نمی توانند به جماعت برگردند و هر قدر اصرار کند قبولش نخواهند کرد(خراسانی فدائی ، 196:1362).

3-4-مدارس اسماعیلیان
مدرسه و جماعت خانه ، مهمترین مکان هایی هستند ، که اسماعیلیان در آنجا ، به آموزش آئین خود می پردازند . ساختن مدراس در محل های اسماعیلیان در ایران ، همراه با سختی های بسیاری بود .
در ایران ، مدرسه سازی به شیوه جدید ، در دوران معاصر ،آغاز شد . قبل از آن دانش آموزان در محل هایی که در اختیارشان قرار می دادند ، مانند خانه ای که از آن استفاده نمی شد ، به درس خواندن مشغول می شدند. ساخت مدارس اختصاصی برای اسماعیلیان ، مانند ساختن یک دانشگاه بود ، با سختی ها و دردسرهای بسیار ، همراه بود . تحصیل مکتب اسماعیلیان را به منزله تحصیل مکتب کافران محسوب می کردند ، به این دلیل با آن به شدت مخالفت می شد(مصاحبه،اهالی روستای دیزباد،1391) .
عده ای از اسماعیلیان که برای تحصیل به مدارس اثنی عشری ها ، می رفتند ، مذهب خود را پنهان می کردند. اما با پیام 1905م آقاخان سوم ، که بر ضرورت نشان دادن هویت تأکید داشت ، وضعیت متغیر شد و لازم بود هر اسماعیلی سندی حاوی اعتقادات خود داشته باشد ، و از تقیه و غیر نمایی ، خارج شوند . اندکی پس از آن در دنباله سیایت تجددگرای آقاخان در ایران و سایر مناطق اسماعیلی ، تعلیم و تعلم ، از اهمّ امور ، در نظر گرفته شد.این فرمان مانند انقلابی در جوامع اسماعیلی بود ، انقلاب از آن جهت که هم باید به مدرسه رفت و هم به آئین اسماعیلی ، اظهار کرد.این کار با سختی های فراوان روبرو بود و پس از آن فکر تأسیس مدارس در محل های اسماعیلی شکل گرفت . این کار از کار قبل ، سخت تر بود . دادن مجوز به مسئولان ساخت مدارس ، مشکل اصلی ساخت مدارس بود .
ابتدا افرادی که در نهاد امامت آقاخان در بمبئی ، کار می کردند و از نزدیکان این نهاد بودند به صورت خصوصی به تشکیل کلاس های غیررسمی همت گماردند . این افراد به صورت خصوصی و پنهانی کار می کردند و در قبال آموزش خود دستمزدی دریافت نمی کردند .
فکر تأسیس مدارس ، از مواردی بود که باعث هویت مستقل یافتن اسماعیلیان ، می شد . مدارس اسماعیلی ، در شهرها مجوز ساخت نداشتند ، به همین دلیل باید ابتدا ساخت مدارس ، در روستاهای اسماعیلی ، آغاز شد(مصاحبه،انجمن اسماعیلیان مشهد،1391).
این مدارس ، در حوزه اسماعیلیان خراسان ، ساخته شدند ، زیرا جمعیت زیادی از اسماعیلیان ایران در محدوده استان خراسان ، زندگی می کردند.خشک از نخستین روستاهای اسماعیلی می باشد که در آن مدرسه تأسیس شد .هزینه تأسیس و ساخت مدرسه ، تا سال 1342ش ، از محل سهم امام تأمین می شد(تارم ،187:1381). ساخت مدارس در این روستاها ، به دشواری صورت گرفت . عده ای مدرسه می ساختند و عده ای دیگر آنها را خراب
می کردند . اسماعیلیان معتقدند در دوره پهلوی اول ، سخت گیری زیادی را متحمل شدند ، ولی این عقیده نمی تواند صحیح باشد ، زیرا در این دوره آزادی های بیشتر به بعضی از گروه ها داده می شد و بحث سخت گیری مذهبی مطرح نبود.(مصاحبه،اهالی روستای دیزباد،1391).
همراه با دستور علم آموزی آقاخان سوم و ملزم کردن مریدان خود به ادامه تحصیل ، انگیزه اسماعیلیان جهت تحصیل ، چندبرابر شد . . قدیمی ترین مدرسه شهر بابک، در روستای ده سهراب ساخته شده است . برابر سخنان اهالی روستا ، این مدرسه در حدود سال 1305 ش ، با بودجه آقاخان سوم ساخته شده است(تارم ،175:1381) از سال 1312ش ، اسماعیلیان در اندیشه افتتاح مدارس در ایران ، بودند و تا 1317-1319 ش ، موفق شدند مدارسی را بسازند . در دیزباد و خشک و قائن ، مدارسی ساخته شد ، ابتدا آموزش و پرورش به آن ها معلم نمی داد. اما تا پایان سال 1319ش ، معلم به این روستاها داده شد و محل هایی را جهت سکونت معلمان ، فراهم کردند. بعد از ساختن مدارس در محل های اسماعیلی ، مشکل اصلی ، ندادن معلمان اسماعیلی به این مدارس بود .در این ایام به جرم اسماعیلی بودن ، چند نفر از اسماعیلیان را کشتند . پس از مدتی این کار هم روند قانونی خود را طی کرد و به این مدارس هم معلم اسماعیلی دادند (مصاحبه،انجمن اسماعیلیان مشهد،1391 ).
شهرت بسیاری از مدارس در حوزه نیشابور و دیزباد ، به حدی بود ، که از مناطق اطراف ، حتی اثنی عشری ها هم برای ادامه تحصیل به این مدارس می آمدند. گاهی آمار این مدارس بسیار بالا می رفت و این مسئله به دلیل اهمیت وارزش این مدارس بود
بنا به دستور آقاخان ، علم آموزی وظیفه دانش آموزان پسر و دختر بود . آقاخان دستور داده بود که اگر خانواده ای یک فرزند دختر و یک فرزند پسر داشت ، فرزند دختر خود را به مدرسه بفرستد ، زیرا دختران مسئول نظم و تربیت در خانه هستند ولی پسران به صحرا و بیابان می روند ، و به کارهای مردانه اشتغال پیدا می کنند .
در ابتدای تأسیس مدارس، کلاس ها به صورت مختلط برگزار می شد . در بسیاری از روستاها مدارس فقط ، دارای مقطع ابتدایی بودند ، مدارس اسماعیلیان همه دارای مقطع ابتدایی بودند ولی کمی بعد از آن مدارسی تأسیس شد ، که دارای مقاطع راهنمایی و دبیرستان بودند(مصاحبه ،انجمن اسماعیلیان مشهد،1391) .
به علت اینکه در این مدارس ، دانش آموزان اثنی عشری به تحصیل اشتغال داشتند ، به شیوه تأکید بر مسائل مشترک ، تدریس می

منبع پایان نامه با موضوع محل سکونت، شاه طهماسب، دوره قاجار، افغانستان

است وروزگار ندیده است ، با او با احترام برخورد کرد .قلعه های حوضه الموت و رودبار که تسلیم مغولان شد ،حدود چهل قلعه بود . گردکوه و لمسر تا مدت ها حفظ شدند ،گردکوه تا مدت بیست سال از نابودی در امان بود .
اموال رکن الدین خورشاه را که از میمون دژ آوردند پیشکش هلاکوخان شد و بین امرا و لشکریانش تقسیم شد.هلاکوخان ،یک زن مغول را به همسری خورشاه درآورد.عاقبت خورشاه و تمام اهل خانواده اش به این بهانه که لمسر و گردکوه هنوز تسلیم نشده اند ،در منطقه ای بین ابهر و قزوین به قتل رساندند.(همدانی،989:1373-990/2).
2-2-5-دوران اختفاء مجدد اسماعیلیان
با حمله مغول به قلعه های اسماعیلیه ،آنان به طور کامل از پای درنیامدند.این دوران از مهمترین و مبهم ترین ادوار تاریخی اسماعیلیان می باشد و از آن زمان تا حدود دو قرن پس از آن اطلاع دقیقی از فعالیت های اسماعیلیان در دست نیست. با حمله مغول،اسماعیلیان مجبور به ترک ایران شدند و به سرزمین هایی که از قبل محل سکونت اسماعیلی مذهبان بود مانند هند و افغانستان هجرت کردند .گروه های نزاری دیگر در اماکن دوردست ،یا در شهرهایی که بیرون از سرزمین های سنتی آنها در ایران بود ،انزوا جستند(دفتری،508:1376) ،دیری نگذشت که یا از میان رفتند ،یا در جوامع مذهبی مسلط بر محیطی که در آن می زیستند، مستحیل گشتند.تعدادی با درپیش گرفتن تقیه در میان غیرنزاریان ایران،ماندند و در دیلم و قهستان گردآمدند.نزاریان در اوایل دوره بعد از الموت ،در جمع شدن مجدد در دیلم موفق تر بودند ،و در آن دیار در تمام دوره ایلخانی و تیموری فعالیت می کردند.(دفتری،226:1378).نزاریان ایران ،شام،هند و آسیای میانه در این دوران ،تحت رهبری محلی خود ،مستقل از یکدیگر تحول و تکامل یافتند.
نزاریانی که در ایران مانده بودند ،خود را در جامه صوفیان ،اثنی عشری ها ،اهل سنّت و هندوها در می آوردند ،تا بتوانند در اماکن ایرانی و هندو ،زندگی کنند .این عمل ،باعث تقیه طولانی مدت اسماعیلیان می شد که نوعی”غیرنمایی” ،می باشد.(دفتری،221:1378).نباید از توجه به این مطلب غافل شد که این تقیه طولانی مدت ،باعث می شد که کار برای تحقیق در زمینه اسماعیلیان این دوره زمانی خیلی مشکل شود.
از این دوران توجه اسماعیلیان، به صوفیان جلب شد و به سرعت جذب حلقه های صوفیان می شدند و این وضعیت تا مدت ها پس از آن تا زمان امامت آقاخان اول در ایران ادامه داشت.
براساس منابع نزاری ،شمس الدین محمدبن رکن الدین خورشاه زمانی که احساس خطر کرد ،بعد از معلوم شدن نص بر امامتش ،همراه با عمویش به آذربایجان رفت.شمس الدین قبل از مرگش ،قاسم شاه را به عنوان جانشین خود انتخاب کرد(تامر،311:1375-312). شمس الدین به امامت رسید تا سلسله امامان اسماعیلی ،منقطع نباشند.از این دوران اطلاع زیادی دردست نیست اما بیان جانشین امام اسماعیلی ،نشان از اهمیت مسئله امامت نزد اسماعیلیان دارد .منابع اولیه هیچ کدام به این جریان اشاره ای ندارند بلکه در جامع التواریخ و تاریخ جهانگشای به قتل خانواده خورشاه پس از فتح قلاع اشاره دارند.با این وجود در منابع متأخرآمده است که پس از قتل و عام مغول،شمس الدین محمد پسر رکن الدین بطور مرموز از قلعه خارج شد(ساعی،17:1329). منابع قدیم ،اشاره ای به محل سکونت شمس الدین ندارند ،اما در منابع متأخر آمده است که کهن ترین اقامتگاه امامان پس از سقوط الموت به ظاهر جایگاهی درشهر آذربایجان بوده است.(الگار،14:1370).
شمس الدین سفرهای زیادی کرد تا اسماعیلیان پراکنده را یکدست کند(خراسانی فدائی،117:1362-118).پس از شمس الدین ،انشقاقی در سلسله ائمه نزاری به وجود آمد و اسماعیلیان به دو دسته قاسم شاهی و محمد شاهی تقسیم شدند .قاسم شاه و محمدشاه ،فرزندان مؤمن شاه بن شمس الدین بودند که هر کدام ادعای جانشینی او را داشتند.گویا نام مؤمن شاه در منابع قدیمی قاسم شاهیان بوده است اما بعدها نام او از لیست نام امامان قاسم شاهی حذف شده است. شهاب الدین شاه حسینی ،نوه آقاخان اول (م1320ق/1885م)نخستین کسی است که در فهرست اسامی امامان قاسم شاهی(آقاخانیه)دست برده است و نام مؤمن شاه را حذف کرده است و از دیگران نیز تقاضای چنین کاری را کرده است.(شاه حسینی،42:1341-44).اسماعیلیان ایران از شاخه قاسم شاهی ها می باشند که آقاخانیه هم نامیده می شوند.
اطلاعی از جزئیات زندگی امامان این دوره،در دست نیست. بعد از قاسم شاه ،اسلام شاه به امامت رسید.به نظر می رسد که اسلام شاه، در ایام کشتار پیروان اسماعیلی به دست تیمور محل سکونت خود را به اجبار تغییر داده باشد تا پیروان او بتوانند با آرامش زندگی کنند (هالیستر، 372:1373). تغییر مکان اسماعیلیان از دوران اسلام شاه آغاز شد و این جماعت را وارد مرحله ای از ظهور و شکوفایی کرد.
2-2-6-دوره احیای انجدان
در نیمه قرن نهم هجری امامان نزاری قاسم شاهی ایران،در پوشش صوفیان سربرآوردند و وارد مرحله جدیدی از حضور بعد از اختفاء مجددشان بعد از الموت ،شدند.در حقیقت یکی از عواملی که باعث حفظ اسماعیلیان ایران پس از حمله مغول شد،همرنگ شدن آنها با صوفیان بود.
انجدان از شهرهای مرکزی ایران می باشد که در حوالی قم و محلات واقع شده است .در قرن نهم هجری ،امامان اسماعیلی قاسم شاهی که در ایران می زیستند ،این شهر را برای سکونت خود انتخاب کردند،چون هم در مرکز ایران واقع شده بود و هم به مراکز عمده شیعی مانند قم نزدیک بودو از سایر مراکز سنّی ،فاصله داشت.در مجموع دوازده تن از امامان قاسم شاهی، در این شهر امامت کردند.
اسلام شاه
،سی امین امام سلسله قاسم شاهی که معاصر تیمور بود وحدود 829ق/1425م وفات کرد ،احتمالا نخستین امام سلسله قاسم شاهی است که در انجدان اقامت گزید .با آغاز امامت مستنصر بالله، سی و دومین امام قاسم شاهی ،امامان قاسم شاهی به طور قطع در انجدان مستقر شدند(دفتری،224:1378-225).مقبره تعدادی از این امامان، در انجدان باقی مانده است.این دوره همزمان با دوران تیموری و صفویان می باشد .تاریخ نگاران این دوره از لشکرکشی تیمور به سرداری خود تیمور در سال 795ق/1393م علیه نزاریان انجدان ،یاد نموده اند.(شامی،136:1937/1).با روی کار امدن صفویان و اعلام رسمی مذهب تشیع،فرصت های مساعدی برای فعالیت های اسماعیلیان فراهم شد.به زودی با سیاست اعمال فشار صفویان بر صوفیان ،نزاریان و امامانشان هم از این فشارها بی نصیب نبودند.شاه اسماعیل صفوی شاه طاهر حسینی ،معروفترین امام سلسله نزاری محمدشاهی را مورد تعقیب قرار داد و فرمان قتل او را صادر کرد که در نتیجه این فرمان،او به هندوستان گریخت .(دفتری ،240:1378).بعد از شاه اسماعیل،شاه طهماسب هم به تعقیب اسماعیلیان پرداخت ،او سی و ششمین امام اسماعیلی ،مرادمیرزا را مورد آزار و تعقیب قرار داد(قمی ،582:1259-584/1)دلیل این امر را رابطه ای دانسته اند که مرادمیرزا با نقطویان داشته است .با وجود این آزارها و دشمنی ها ،نمونه هایی از روابط صمیمانه میان امامان قاسم شاهی و شاهان صفوی به ثبت رسیده است،مرادمیرزا با یک شاهزاده خانم صفوی ،شاید خواهر شاه عباس ،ازدواج کرد.(دفتری،242:1378).
در طی دوره انجدان ،امامان اسماعیلی ،به صورت یک رسم نام های صوفیان را برخود می نهادند و بیشتر به صورت رابطه مرید و مرادی عمل می کردند. خلیل الله جانشین مرادمیرزا به نام صوفیانه ذوالفقارعلی ،نیز شهرت داشت.در این دوره امامان مانند قطب و مرشد بودند .
نزاریان قاسم شاهی دوره انجدان،اساسا تعالیم دوره الموت را ،به ویژه به صورتی که بعد از اعلام قیامت پرداخته شده بود ،پیروی می کردند.در معتقدات مذهبی دوران انجدان امام حاضر ،اهمیت مرکزی خود را حفظ کرد.(همان،238:1378-239). دوره انجدان همچنین شاهد تجدید حیات فعالیت های ادبی نزاریان ایران بود که نخستین نمونه های آن را در آثار نزاری قهستانی و خیرخواه هراتی اتفاق افتاد.
آرامگاه تعدادی از امامان اسماعیلی این دوره مانند شاه نزار و جانشین او سید علی و تعدادی از اعضای خانواده آنها ،در روستای کهک است و مورد زیارت اسماعیلیان قرار می گیرد ،از جمله کسانی که به زیارت این اماکن در ایران می آیند،خوجه های هندوستان هستند.
2-2-7-امامان اسماعیلی که در ایران حکومت کردند
امامان اسماعیلی ،تا دوران معاصر که زمان امامت آقاخان چهارم می باشد چهل و هشت نفر بوده اند که از ابتدا در عربستان،آفریقای غربی و مصر امامت کردند .از زمان نوزدهمین امام اسماعیلی ، مقر امامت آنان به ایران منتقل شد تا زمان چهل و ششمین امام اسماعیلی آقاخان اول، که پس از شورش مقر امامت امامان قاسم شاهی ،به طور رسمی به خارج از ایران منتقل شد(ضمائم،93)
2-2-8-حکومت امامان اسماعیلی در مرکز ایران
حسن علی،معروف به سیدحسن بیگ،چهل و دومین امام اسماعیلی در ایران می باشد که امامت را از انجدان و کهک،به بابک منتقل کرد. از دلایل این تغییر مکان ،سهولت در دریافت نذورات و پیشکش ها بود که توسط مریدانش از هند و بندرعباس،فرستاده می شد و معمولا با هجوم راهزنان مواجه می شدند(وزیری کرمانی،322:1340).تغییر مکان از انجدان و کهک به شهر بابک و پس از آن در زمان سایر جانشینان او به کرمان نشانگر موضوع مهم تری بود .این انتقال ،نشانگر علنی شدن امامان ، از حالت پنهانی و شرکت آنها در زندگی سیاسی و فعالیت های علنی آن ها بود.(الگار،15:1370).
حسن علی معاصر با حکومت زندیه و افشاریه بود.از ویژگی امامان این زمان ،شرکت در فعالیت های سیاسی و همکاری با حکومت های مسلط بر ایران،است. برای نخستین بار پس از الموت، در این زمان است که امامان اسماعیلی ،با شاه رابطه برقرار می کنند .حسن علی در لشکرکشی نادر به هندوستان همراه با او بود و در بازگشت از آن دیار با بدگویی اطرافیان نزد شاه افشار مواجه شد ،در نتیجه چشمانش را میل کشید(خراسانی فدائی،142:1362-143).از حکمرانان افشار ،شاهرخ خان در کرمان استقلال داشت ،کمال احترام را به سید حسن بیگ می نمود و دختر سید را به عقد پسر خود لطفعلی ،درآورد (وزیری کرمانی،333:1340).پس از حسن بیگ ،قاسم علیشاه و سپس سید ابوالحسن ملقب به باقر شاه به امامت رسیدند.در درگیری های خوانین کرمان در زمان زند،برای تصرف آن شهر ،سیدابوالحسن به طرفداری از صادق خان برادر وکیل الرعایا پرداخت ،صادق خان در پی مسائل خانوادگی ،حکومت کرمان را همراه با خلعتی به سیدابوالحسن خان داد(وزیری کرمانی، 334:1340-335).او با حکومت زند روابط دوستانه داشت اما در اواخر می خواست جانب حکومت غالب یعنی آقامحمدخان را بگیرد تا حکومت کرمان را از دست ندهد ،درنتیجه رابطه او ولطفعلی خان دوستانه نبود ،لطفعلی خان به قصد حمله به کرمان،اردو زد که به دلیل مواجه شدن با سرمای زمستان ،محاصره را ترک کرد(موسوی نامی،325:1369-327).
حسن بیگ از راه خمس و نذوراتی که به دست می آورد ،صاحب ثروت هنگفتی شد و آن را در راه خدمت به مردم سخاوت مندانه خرج می کرد و بین اهالی آن دیار محبوبیت بسیاری کسب کرد.
در سال1209ق آقامحمدخان قاجار ،کرمان را محاصره کرد ،میرزامحمدباقر برادر سیدابوالحسن خان ،پیروان خود را در اختیار لطفعلی خان زند قرار داد و آقا محمدخان ،میرزامحم
دباقر را کور کرد(الگار،1370: 17).آقامحمدخان ،پس از تصرف شهر دستور داد تا زنان و فرزندان سادات شهر بابک را به قریه کهک از توابع قم است فرستادند که آنجا در ابتدا وطن آنان بود .او هفتصدخانوار از جماعت عطاءالهی شهرکرمان را به توقف در ری مأمور داشت(الگار،39:1370).
ابوالحسن خان سال 1206ق، از دنیا رفت .او در زمان خود به کسی مالیات پرداخت نمی کرد و تمام خمس دریافتی را خرج مردم کرمان می کرد .او ابنیه هایی در کرمان بنّا کرد،میدانی جنب جامع گواشیر بنّا کرد،باغ آقا را که حکام کرمان در آن خلعت دولتی می پوشیدند ،را ساخت .(وزیری کرمانی ،352:1340-352).
زمان سیدابوالحسن خان سلسله نعمت الهی در ایران،به دست رضاعلیشاه دوباره احیا شد و رشته دوستی قدیمی اسماعیلیان با صوفیان ،از نو زنده شد(دفتری،266:1378).پس از سیدابوالحسن خان ،پسرش شاه خلیل الله به امامت اسماعیلیان رسید.او نخستین امام از قاسم شاهیان است که در دوره قاجار به امامت رسیده است.شاه خلیل الله آخرین امام اسماعیلی بود که در انجدان حکومت کرد.
شاه خلیل الله ،دارای همان موقعیت اجتماعی بود که پدران او درمیان مردم داشتند.آقامحمدخان موقعیت شاه خلیل الله در میان مردم را، می دانست و از آن باخبر بود و به فتحعلی شاه می گفت شاه خلیل خطرناک است یا باید از بین برود و یا به مکان دیگری منتقل شود . (سیف آزاد،406:1329).زمان فتحعلی شاه ،املاک شاه خلیل را گرفتند و او را به محلات منتقل کردند و به اندازه همان املاک که از او گرفته بودند، در محلات به او املاکی دادند.شاید از دلایل دشمنی با شاه خلیل ،املاکی بود که به او می رسید چون املاک زیاد زمینه استقلال خواهی حکام محلی را فراهم می کرد.
شاه خلیل الله به جای محلات به یزد رفت تا بهتر بتواند با پیروانش در ارتباط باشد چون به ظاهر فتحعلی شاه او را به حکومت یزد منصوب کرده بود(خراسانی فدائی،145:1362).او اهل و خانواده اش را به محلات فرستاد.از همان ابتدا صدرالممالکی از اعیان یزد نسبت به شاه خلیل اظهار حسادت می کرد . دو تن از ملازمان شاه خلیل با بازاریان درگیر شده بودند که منجر به قتل یک نفر شده بود،تعدادی از اهالی یزد به خانه شاه خلیل هجوم آوردند و او را با تعدادی از همراهانش کشتند.در این میان از ملّا حسین نامی ،نام می برند که گویا او هم مانند صدرالممالکی ،منتظر فرصتی بود تا بتواند شاه خلیل را از بین ببرد.او را هم در واقعه قتل شاه خلیل از عوامل اصلی می دانند .اسماعیلیان پس از این واقعه شاه خلیل را شهید خطاب می کردند.
پس از آنکه شاه خلیل الله را اشرار یزد ،با اغوای ملّاحسین و اظهار خلوص به صدرالممالک ، به قتل رساندند و به قصد دلداری بازماندگان مرحوم شاه خلیل الله ،ملّاحسین و اعوان او با صدر الممالک موردخشم پادشاه قرار گرفتند ،به خاطر حفظ آن خانواده و پاس زحمات میرابوالحسن خان پدرشاه خلیل الله ،که خود تازنده بود لطفعلی خان زند را با آن رشادت به کرمان راه نداد ،سروجهان خانم را به مرحوم آقاخان پسرشاه خلیل الله داد (عضدالدوله،22:2525). با کشته شدن امام اسماعیلی ،همسر او برای تظلم خواهی به دربار رفت و در زاویه مقدسه متحصن شد .فتحعلی شاه می دانست که با کشته شدن شاه خلیل الله ،شورش برپا خواهد شد ،از همسر او استقبال کرد و هم دختر خود را به همسری پسرش درآورد و هم حکومت کرمان را همراه به

منبع پایان نامه با موضوع آداب و رسوم، انقلاب مشروطه، خواجه نظام الملک، سلطان محمد

خود به اسماعیلیان پرداخته اند .
منابع مورد استفاده این پژوهش به صورت کتاب های خاطرات و سرگذشت نامه ها ، منابع تاریخی و تحقیقات تاریخی دسته بندی و معرفی می گردد.
1-5-1کتاب های خاطرات و سرگذشت نامه
عبرت افزا
این کتاب شرح حال مختصری از آقاخان محلاتی(آقاخان اول) می باشد ،که به درخواست آقاخان محلاتی نوشته شده است ،نویسنده اصلی آن میرزا احمد وقاربن وصال شیرازی می باشد .شرح حال مجملی از زندگی آقاخان اول و اجداد او تا رسیدن به حکومت کرمان در این کتاب آمده است . بیشترین مبحث کتاب درمورد شورش آقاخان در کرمان و خروج او از ایران می باشد ،که آقاخان از شورش در کرمان تبرئه می شود.
این کتاب در سال 1325ش به کوشش حسین کوهی کرمانی چاپ شده است . در این پژوهش از این کتاب در بحث شورش آقاخان محلاتی در کرمان و هجرت او از ایران استفاده شده است.
مذاکرات آقاخان
این کتاب ، خاطرات شخصی آقاخان سوم می باشد ، که توسط او نوشته شده است . دارالعلم للملایین ، این کتاب را به عربی ترجمه کرده است . این اثر برای اولین بار در سال 1959، در بیروت به عربی ترجمه شد .کتاب مذاکرات آقاخان ، در چهار فصل تدوین شده است ؛ فصل اول خاطرات ایام کودکی آقاخان را بیان می کند ، در فصل دوم خاطرات جوانی او ، در فصل سوم خاطرات پیری او، آمده است . فصل چهارم ، بیان مسائلی از دوران معاصر می باشد .از آنجا که این کتاب ، خاطرات شخصی آقاخان سوم می باشد ، دارای اهمیت بسیاری است . کتاب بیشتر به شرح خاطرات سیاسی آقاخان پرداخته است و کمتر به زندگی شخصی او اشاره کرده است و در لابه لای این چهار فصل ، چند سطری از زندگی شخصی خود تعریف کرده است .
در این پژوهش از این کتاب ، در بحث اقدامات آقاخان و زندگی سیاسی او استفاده شده است .
تاریخ اسماعیلیه یا هدایت المؤمنین الطالبین
این اثر در اوایل قرن 19 یا اوایل قرن 20میلادی در بمبئی توسط یکی از نزدیکان پیشوای اسماعیلی،آقاخان سوم سلطان محمد شاه نوشته شد.محمدبن زین العابدین خراسانی فدائی نویسنده کتاب، به کتابخانه آقاخان در شهر پونه دسترسی داشته است . خراسانی فدائی به بررسی وضعیت اسماعیلیان ایران از زمان حسن صباح می پردازد و سلسله ائمه اسماعیلیان را تا آقاخان سوم ذکر می کند ،بیشترین مباحث کتاب مربوط به زندگی آقاخان سوم می باشد ، در این کتاب حوادث مربوط به اسماعیلیان تا پایان زندگی آقاخان سوم مورد بررسی قرار گرفته است. خراسانی فدائی در پی اثبات قانونی بودن فرمانروایی امامان اسماعیلی و آقاخان ها واثبات حق وراثت امامان اسماعیلی از امام علی(ع) تا دوران معاصر بوده است .این کتاب در سال1362ش ،به تصحیح و اهتمام الکساندر سیمیونوف توسط انتشارات اساطیر به چاپ رسید . در این پژوهش از این کتاب در شرح زندگی آقاخان ها و حوادث زمان آن ها خصوصا آقاخان سوم استفاده شده است.
1-5-2-منابع تاریخی
جامع التواریخ
این کتاب از مهمترین کتاب هایی است که درخصوص حکومت مغولان همراه باجزئیات بسیار دقیقی نگاشته شده است.کتاب اثر خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی می باشد.نشر البرز این کتاب را در سال1373،به تصحیح و تحشیه محمد روشن و مصطفی موسوی منتشر کرد. این کتاب در چهار مجلد توسط نشر البرز منتشر شد که جلد اول آن به بیان اقوام ترک و مغول و اجداد ونوادگان آنها تا ابتدای تولوی خان می پردازد ،جلد دوم حوادث حکومت مغولان از تولای خان تا پایان غازان خان را ذکر کرده است.جلدهای چهارم و پنجم شامل تصحیحات و فهرست آیات و اشعار می باشد.
در این پژوهش، از جلد دوم این کتاب در زمینه حمله مغولان به قلاع اسماعیلیه استفاده شده است.

سیرالملوک(سیاست نامه)
خواجه نظام الملک طوسی وزیر معروف ملکشاه سلجوقی ،در قرن پنجم کتاب را به رشته تحریر درآورده است.این کتاب در پنجاه فصل تدوین شده است که مربوط به آئین مملکت داری می باشد. این کتاب را شرکت انتشارات علمی و فرهنگی برای نهمین بار در سال1389،به اهتمام هیوبرت دارک در یک مجلد به چاپ رسانید.
در این پزوهش ،از این کتاب در بخش مربوط به آغاز دعوت اسماعیلیان در ایران و اولین داعیان اسماعیلی در ایران استفاده شد.
ناسخ التواریخ
این کتاب در دو مجلد تاریخ قاجاریان از آغاز تا پایان سلطنت فتحعلی شاه را ذکر کرده است که در سال 1377توسط انتشارات اساطیر به اهتمام جمشید کیانفر انتشار یافت .
حوادث این دوره معین از زمان قاجار در این کتاب ذیل هر سال آمده است .ذیل حوادث سال1265ق ،سپهر به شورش آقاخان محلاتی از ابتدای آن تا گریختن او از ایران پرداخته است
در این پژوهش ،از این کتاب در زمینه همراهی فرقه عطاءالهی با آقا خان و انگیزه آقاخان برای شورش استفاده شده است
1-5-3-تحقیقات تاریخی
دموکراسی و آزادی در هند
این کتاب نیز در یک مجلددر سال1329ش، توسط عبدالرحمن سیف آزاد، تدوین شده است . کتاب با هدف بررسی تاریخ هند و تحولات آن و اشاره به شخصیت ها و گروه های مذهبی کشور هندوستان به نگارش در آمده است .فصل انتهای کتاب بیان کننده جزئیات دقیقی از وضعیت اجتماعی اسماعیلیان و آداب و رسوم آنها است.در این کتاب به نحوی شایسته از زندگی آقاخان سوم تمجید شده است و خلال مباحث اصلی کتاب ، به بسیاری از آداب و رسوم اجتماعی اسماعیلیان در ایران اشاره شده است.
در این پژوهش ، از این کتاب در خصوص سلسله امامان اسماعیلی و آداب و رسوم اسماعیلیان در ایران استفاده شده است.
اعلام اسماعیلیه
مصطفی غالب نویسنده کتاب از اسماعیلیان معا
صر سوریه ای می باشد .این کتاب در سال 1964میلادی توسط انتشارات دارالیقظه العربیه به چاپ رسید .کتاب با توضیحاتی درخصوص اسماعیلیان و دعوت آنها ، داعیان اسماعیلی و تعداد آنها و نحوه کارشان آغاز می شود ،سپس سلسله امامان اسماعیلی را تا زمان آقاخان سوم و فعالیت های او پیگیری می کند .در این پژوهش از این کتاب در شرح زندگی آقاخان ها و همچنین داعیان اسماعیلی استفاده شده است.
آقاخان ها
این کتاب در یک مجلد در سال 1367 توسط ماهر بوس نوشته شده است ،وانتشارات کتاب سرا آن را به چاپ رسانده است . این کتاب تنها اثری است که زندگی آقاخان اول تا چهارم را بررسی نموده است. ساختار کتاب بررسی تاریخ آقاخان ها به صورتی بسیار دقیق و جزئی می باشد ، اطلاعات موجود در این کتاب در سایر کتاب هایی که در زمینه زندگی آقاخان ها نوشته شده اند نیامده است .
در این پژوهش از این کتاب در بخش چهارم ، زندگی و اقدامات آقاخان چهارم استفاده شده است
شورش آقاخان محلاتی و چند مقاله دیگر
این کتاب در یک جلد توسط حامد الگار تدوین شد و انتشارات توس در سال 1370 ش ، با ترجمه ابوالقاسم سری آن را منتشر کرد .در این کتاب وضعیت اسماعیلیان در ایران پس از الموت بررسی شده است و در این زمینه اشاراتی به دوران ستر و علنی کردن دوباره امامت توسط امامان اسماعیلی شده است و در پایان شورش آقاخان محلاتی به شیوه ای نقادانه موردبررسی قرار گرفته است.
در این پژوهش از این اثر در نقد شورش آقاخان اول استفاده شده است.

تاریخ و عقاید اسماعیلیه آقاخانیه
این اثر درسال 1381ش،توسط میثم تارم یک مجلد تدوین و از سوی مرکز کرمان شناسی چاپ شده است. این کتاب تاریخ مختصری از اسماعیلیان ایران از الموت تا زمان آقاخان ها را بررسی کرده است .این کتاب تاریخ اجتماعی اسماعیلیان ایران در دوره معاصر و شهرهای اسماعیلی نشین ایران را به نحو احسن بررسی نموده است . این کتاب از مهمترین و کاملترین کتاب هایی می باشد که در دوران معاصر توسط اسماعیلیان ایران و به قلم نویسنده ای ایرانی نوشته شده است . وضعیت اسماعیلیان ایران در دوره معاصر به خوبی در این کتاب بیان شده است.
در این پژوهش از این کتاب در بخش چهارم ،در زمینه وضعیت اجتماعی اسماعیلیان معاصر، فرقه های فرعی اسماعیلیان، انشعابات اسماعیلیان و پراکندگی شهری اسماعیلیان استفاده شده است.
فرقه اسماعیلیه
این کتاب در یک جلد توسط مارشال ج.س.هاجسن تألیف شده است .شرکت انتشارات
علمی و فرهنگی در سال 1383ش، برای اولین بار این کتاب را با ترجمه فریدون بدره ای منتشر کرد . کتاب در دوازده فصل تدوین شده است ، از ابتدای جانشینی پیامبر(ص) تا شکل گیری اسماعیلیان نزاری در ایران و سپس سقوط آنها به دست مغولان در این کتاب ذکر شده است و اشاراتی هم به اسماعیلیان شام در این کتاب آمده است.
در این پژوهش،از فصل 5این کتاب در زمینه فدائیان اسماعیلی و قتل ها و آدمکشی های نزاریان استفاده شده است
اسماعیلیه و ایران مجموعه مقالات
فرهاد دفتری نویسنده معروفی که در زمینه اسماعیلیان دارای آثار معروفی است، به جمع آوری تعدادی از مقالاتی پرداخته است که مرتبط با اسماعیلیان ایران بوده است.این کتاب در یک جلد تدوین شده و نشر فرزان روز در سال 1389ش آن را به چاپ رسانیده است .دلایل قیام حسن صباح علیه سلجوقیان ، وضعیت اسماعیلیان در الموت ،تأسیس انجمن اسماعیلی و مؤسسه تحقیقات اسماعیلیه ،امامان اسماعیلی ساکن در کرمان و نواحی اطراف آن و اشاراتی به زندگی و اقدامات امامان معاصر اسماعیلیه از مهمترین محتویات این مقالات می باشند.
در این پژوهش از این کتاب در شرح انگیزه های حسن صباح در قیام علیه سلجوقیان استفاده شده است.
مختصری در تاریخ اسماعیلیه سنّت های یک جماعت مسلمان
این کتاب اثری است از فرهاد دفتری ،در سال 1378 ش،با ترجمه ی فریدون بدره ای برای نخستین بار چاپ شد.نشر و پژوهش فرزان روز آن را منتشر کرد .
کتاب در یک مجلد و پنج فصل تدوین شده است ،فصل اول درمورد تاریخنگاری اسماعیلیان، فصل دوم درمورد سرآغاز و تاریخ اولیه اسماعیلیان،فصل سوم درمورد عصر فاطمیان،فصل چهارم درمورد دوره الموت در تاریخ نزاری و فصل پنجم در خصوص تحولات دوره معاصر اسماعیلیان می باشد.
در این پژوهش ،از این کتاب از فصل های چهارم و پنجم در خصوص وضعیت اجتماعی اسماعیلیان الموت و پس از آن تا دوران معاصر استفاده شده است .

فصل دوم
مروری گذرا بر تاریخچه حضور اسماعیلیان در ایران از ابتدا تا آغاز انقلاب مشروطه1285ش/1906م

2-1-آغاز دعوت اسماعیلیان در ایران و اولین داعیان آن ها
دعوت اسماعیلیان در سده سوم هجری ،در شمال غرب،غرب و مرکز ایران آغاز شد .اسماعیلیان پیش از حمله مغول صمیمانه ترین پیوندها را با ایران داشته اند.اولین داعی این مناطق را فردی به نام خلف دانسته اند ،که به عنوان داعی از طرف عبدالله بن میمون قداح به این مناطق که شیعه نشین بودند فرستاده شد تا بتواند به تبلیغ آئین خود بپردازد. او به ناحیه پشاپویه از نواحی کلین ری آمد و زمینه دعوت اسماعیلیان را فراهم کرد .پس از او پسرش احمد و سپس فردی به نام غیاث به جانشینی او رسیدند .(طوسی،283:1389).غیاث کتابی به اسم البیان نوشت و احکام و آداب شریعت را در آن بیان کرد .غیاث به مناظره با اهل سنّت پرداخت. در زمان او در سال 280ق ،مذهب اسماعیلیان آشکارشد.(طوسی،285:1389).غیاث پس از فاش شدن مذهب اسماعیلیان در ری به خراسان و مرورود گریخت ، و با فر
دی به اسم امیر حسین علی مرورودی آشنا شد و او را به آئین خود درآورد

از طریق امیرحسین مرورودی افراد زیادی به کیش اسماعیلیان درآمدند.غیاث دوباره به ری برگشت و ابوحاتم نامی را مشغول دعوت در منطقه ری کرد.پس از غیاث ،اسماعیلیان با یکی از نوادگان خلف بیعت کردند و پس از او پسرش ابوجعفر ،جانشین او شد.ابوجعفر ،بیمار شد و ابوحاتم لیثی را که همان ابوحاتم رازی معروف است، به عنوان جانشین خود برگزید .در زمان ابوحاتم دعوت اسماعیلیان به سرعت پیشرفت کرد و داعیانی به شهرهای مختلف مانند طبرستان،گرگان،آذربایجان واصفهان فرستاد و او را مأمور تبلیغ آئین اسماعیلیان کرد. امیر ری احمد بن علی ،در زمان ابوحاتم لیثی ،دعوت اسماعیلیان را پذیرفت.ابوحاتم رازی،کتاب های معروف الزینه ، النبوه و الاصلاح را نوشت و در سال322ق/934م،از دنیا رفت . از سوی دیگر در خراسان دعوت اسماعیلیان ، مدتی پس از ری آغاز شد .منابع از او ابوعبدالله خادم به عنوان اولین داعی خراسان یاد می کنند (همدانی،12:1356). پس از او ابو عبدالله شعرانی و سپس حسین مرورودی به جانشینی اش رسیدند.پس از حسین مرورودی ،محمد نخشبی به نیابت رسید. او توانست افراد زیادی از درباریان و معتمدان و نزدیکان پادشاه را با خود همراه کند.پس از اندک مدتی نصربن احمد سامانی هم آئین او را پذیرفت،باعث شد درباریان و علماء علیه نصربن احمد توطئه کنند و پسرش نوح بن نصر را به حکومت بنشانند. (طوسی ،288:1389-289) .تاریخ اسماعیلیان این دوره پر از فراز و نشیب می باشد گاهی امید دردست گرفتن دوباره امور بسیار کاهش می یافت و گاهی امور آن چنان خوب پیش می رفت که داعیانی مانند ابویعقوب سجستانی به بهترین شکل به تبلیغ می پرداختند.
به این شیوه ،اولین داعیان اسماعیلی در شمال غرب،غرب و مرکز ایران فعالیت می کردند و دامنه نفوذ خود را تا شرق ایران هم گسترش دادند.
دوازده داعی در مناطق عرب ،ترک ،بربر،حبشی و فارس وجود داشت که این دوازده نفر داعیان اصلی بودند و نمایندگانی را از طرف خود مشخص می کردند و به سایر سرزمین ها می فرستادند . این نمایندگان یا نقیب ها مانند وزیر برای داعی بودند .(غالب،20:1964).این داعیان در طول تاریخ اسماعیلیان ،در ایران و سایر نقاط اسماعیلی نشین نقش مهمی داشتندو باعث حفظ نهضت شدند.داعیان و نقیبان ایرانی معمولا از میان خود ایرانی ها انتخاب می شدند .پس از این داعیان اولیه ،افراد مشهوری مانند ابویعقوب سجستانی،احمد حمیدالدین کرمانی، هبه الله المؤیدفی دین الله شیرازی،ناصرخسرو و افراد دیگری به تبلیغ آئین اسماعیلی پرداختند.هرکدام از این داعیان ،عقاید و جهانبینی اسماعیلیان را تنظیم و به نوبت خود تکمیل کردند و باعث گسترش دعوت اسماعیلیان شدند. شاخصترین چهره مبلغان اسماعیلی در قرن پنجم ،‌ناصر خسرو قبادیانی بود . فعالیت او از آغاز عهد سلجوقی شروع شد.
نخستین داعیان در ایران بر امامت محمدبن اسماعیل تأکید داشتند و این مسأله را تبلیغ می کردند
در این دوران دید عموم مردم نسبت به اسماعیلیان مناسب نبود .این مطلب از عنوان هایی که بر این فرقه اطلاق می گشت ،معلوم می شود .اسماعیلیان را تحت عنوان کافران می شناختند .
اسماعیلیان هر زمانی که در منطقه ای دعوت خود را آشکار می کردند ،نامی و لقبی پیدا می کردندو در هر شهرو ولایتی آنها را بنامی دیگر می خواندند واما همه درمعنی یکی هستند.(طوسی،310:1389).تا مدت ها پس از دعوت اسماعیلیان در ایران ،جهت دعوت و عقاید آنان با سای

مقاله درمورد اراضی، سفیدرود، ایستگاههای، مناطقی

جدید، ریزش های شدیدی به وقوع پیوسته و خسارات فراوانی به خطوط ارتباطی و مراکز انسانی وارد ساخته است. شدیدترین این ریزش ها در حوالی تونل میانی منجیل (ریزش دهانه شمالی تونل و مسدود شدن آن)، در جنوب بلافصل رودبار (مسدود شدن جاده) و در حد فاصل گنجه و رستم آباد (مسدود شدن جاده) و . . . اتفاق افتاده است. در روستای مولمه علاوه بر ویرانی مساکن روستایی، قطعه سنگ های عظیمی از کوهستان سرازیر شده و در حال حاضر به صورتی ناپایدار بر روی دامنه مسلط به روستا قرار گرفته اند. در ماسوله که احتمالاً در منتهی الیه شمال غربی عملکرد گسل های اصلی قرار گرفته، سقوط یک قطعه سنگ عظیم از ارتفاعات مسلط به روستا، چندین خانه را در هم کوبیده و در حاشیه یکی از منازل، متوقف شده است، حرکت احتمالی آن به سمت کف دره، مساکن بیشتری را تهدید می نماید. در تاریک ده و زین پشته، ریزش های حاصل از زلزله ویرانی تعدادی از مساکن روستایی را به دنبال داشته است.
مهم ترین و فراوانترین آثار ناشی از زلزله، پدیده لغزش می باشد که به طور پراکنده مخصوصاً در حاشیه شرقی دره سفیدرود و در دیلمان، یعنی نقاطی که تشکیلات شمشک (مارن، شیست، ماسه، زغال) و آبرفت‎های قدیمی و خاک های ناشی از هوازدگی و تخریب، گسترش داشته، اتفاق افتاده است. در بازدیدهای محلی وسیله اکیپ های مختلف، بیش از 70 مورد لغزش، شمارش شده است که برحسب اهمیت به چند نمونه مهم آن اشاره می کنیم.
بر سطح دامنه های شرقی مسلط به شهر رودبار، از کوههای کولو و لازباد، در محدوده روستاهای گلدیان و فته لک و اطراف خلیل آباد و . . . که از سنگ های چین خورده و شکسته لیاسیک، تشیکل شده است، بزرگترین و گسترده ترین پدیده لغزش اتفاق افتاده است. باغ های زیتون نه تنها بر سطح پادگانه های آبرفتی، بلکه در امتداد دامنه تا ارتفاع 800 متری با بهره وری از خاک مساعد محلی، گسترش یافته اند. اصولاً بر سطح دامنه های شرقی و غربی سفیدرود، مخصوصاً مجاور رودبار، آثار لغزش های قدیمی، در ابعاد کیلومتری از فراوان ترین فرایندها در پیکرشناسی ناحیه ای محسوب می شوند.
لغزش رودبار در داخل حفره حاصل از یکی از همین پدیده های قدیمی اتفاق افتاده است. وقوع زلزله و تکان های شدید و نسبتاً مداوم ناشی از آن، با بر هم زدن تعادل محلی، لغزش رودبار را به وجود آورده است. محل انفصال توده خاک در ارتفاع 800 متری قرار دارد. طبق معمول شکل انفصال قوسی و پرتگاه حاصل از آن حداقل به 20 متر می رسد. پهنای توده لغزشی 400 تا 500 متر می باشد و توده عظیمی از سنگ و خاک را حداقل در طول یک کیلومتر در حدود چندین صد متر، در امتداد شیب توپوگرافی به سمت خط القعر (شهر رودبار) جابجا نموده است. حجم این توده با توجه به ابعاد در حدود 15 تا 20 میلیون متر مکعب برآورد می شود. وجود چشمه های آب، در محل انفصال در پیدایش این پدیده بسیار مؤثر بوده است. هم اکنون مازاد آب چشمه ها به صورت استخر بزرگی، در پشت سر توده لغزشی متمرکز شده و نفوذ تدریجی آن می تواند محرک جدیدی برای فعال شدن مجدد آن محسوب شود. سطح مجموعه توده لغزشی، پوشیده از باغ های زیتون با درختان قدیمی و تنومند بوده است. در اثر عملکرد لغزش گاهی این درختان از ریشه کنده شده و در مجموع به صورتی در هم و نامنظم همراه توده سنگی و گلی، جابجا شده اند. زرد شدن برگ این درختان، وسعت عملکرد لغزش را نشان می دهد. (اصلاح عربانی، 1380، ص 75-73)

نقشه 3-7 زمین شناسی
3-9- پوشش گیاهی و کاربری اراضی
محدوده مورد مطالعه از نظر پوشش گیاهی و کاربری اراضی به واحدهای زیر تقسیم می شود:
L2: منابع آب سطحی بوده که در حواشی سد سنگر بصورت آب بندهای کوچک، بزرگ و در کنار کانال آب وجود دارد دو آب بند در سمت راست در سنگر و در دو طرف رودخانه دیسام وجود داشته و یک آب بند در سمت چپ سد لنگر و در جنوب ویش کنار وجود دارد.
u1u, : مناطق شهری و اراضی ساخته شده در محدوده مورد مطالعه می باشد و همچنین برخی از تأسیسات بزرگ و کوچک مانند فرودگاه رشت و غیره نیز در محدوده می باشد این مناطق شهرهای محدوده مورد مطالعه بوده مانند شهر رشت، خمام، سنگر، خشکبیجار، آستانه، لشت نشاء، سیاهکل و . . . می باشد.
F1 : اراضی جنگلی و بیشه زار متراکم می باشد که مساحت زیادی از محدوده مرود مطالعه را در بر گرفته و در جنوب و جنوب غرب و جنوب شرق محدوده مورد مطالعه قرار دارد این اراضی در مساحت خیلی کم در غرب بندر کیاشهر نیز مشاهده می گردد.
F2: اراضی جنگلی و بیشه زار نیمه متراکم بوده که در شمال و شمال شرق محدوده ی مورد مطالعه بصورت پراکنده مساحتی را در بر گرفته است.
FO: اراضی مخلوط جنگل و باغ بوده که بصورت نواری در شرق شهر لولمان و اطراف روستای چولاب در حواشی رودخانه سفیدروی مشاهده می گردد.
SD: اراضی بایر و شنزار و تپه شنی بوده و در حاشیه رودخانه سفیدرود از منطقه رودآباد بصورت رسوبات در کنار رودخانه وجود داشته در بندر کیاشهر در محدوده وسیعی مشاهده می گردد.
B: اراضی فاقد پوشش گیاهی که در محدوده خیلی کوچک و بصورت پراکنده در حواشی سد سفیدرود و شمال شهر منجیل و شمال علی آباد در دو طرف رودخانه سفیدرود مشاهده می گردد.
RB : اراضی مرطوب و نیزار بوده که در شمال و شمال شرق محدوده موردنظر و در مناطقی مانند کیاشهر، گیلده، حسن علی ده و میان محله و دستک بصورت پراکنده مشاهده می گردد.
SW : باطلاق یا مرداب می باشد که در شمال شرق محدوده ی مورد مطالعه بصورت نواری باریک در مناطقی مانند حسن علی ده و میر در یا سد و پاپ کیاد
ه مشاهده می گردد.
I2 : اراضی زراعی بدون محدودیت یا با محدودیت کم می باشد که بیشترین مساحت محدوده ی مورد مطالعه را در بر گرفته و عمدتاً شالیزارهای جلگه گیلان را در بر می گیرد این اراضی در تمام دلتای سفیدرود وجود دارد.
O: مجتمع های درختی و باغات بوده که در تمام دلتای سفیدرود و در میان اراضی زراعی بدون محدودیت (I1) بصورت لکه های بسیار کوچک در شکل های مختلف مشاهده می گردد.
I2 : اراضی زراعی با محدودیت بوده که شمال شرق محدوده مورد مطالعه و در حاشیه رودخانه سفیدرود در غرب آستانه اشرفیه در اطراف منطقه نقره ده و در جنوب محدوده ی مورد مطالعه در مناطقی مانند توتکابن، گاوفب، انارکول در سمت راست رودخانه سفیدرود وجود دارد.
IO : اراضی زراعی مخلوط زارعت و باغ بوده که در جنوب شهر لولمان و در مناطقی مانند کاچه، چهارده و خلشا و در غرب شهر سنگر بصورت نواری مشاهده می گردد.
OI : اراضی زراعی مخلوط باغ و زراعت بوده که بیشتر در شمال غرب و غرب محدوده مورد نظر بصورت مساحت کم مشاهده می گردد در اطراف فرودگاه رشت در گلش طالشان در غرب سنگر می توان این واحد اراضی را مشاهده کرد.
T : اراضی چایکاری شده بوده که عمدتاً در شرق محدوده مورد مطالعه و در اطراف شهر لاهیجان در مساحتی محدودی مشاهده می گردد.
DF : اراضی بوده که در آن زراعت دیم صورت می گیرد و در جنوب و جنوب غرب محدوده ی مورد مطالعه در مناطقی مانند چربه، رستم آباد، چوبن، طلابر، سویه و غیره بصورت پراکنده مشاهده می گردد.
OL : اراضی زیتون کاری بوده که عمدتاً در جنوب محدوده مورد مطالعه و در شهرهایی مانند رستم آباد، رودبار و منجیل می توان آنرا در محدوده های کوچک و بزرگ مشاهده نمود.
R1 : اراضی مرتعی متراکم که در جنوب محدوده ی مورد مطالعه و در اطراف شهر منجیل و در مناطقی مانند علی آباد، و احمدآباد بصورت مساحتی کم مشاهده می گردد.
RD : اراضی مرتعی نیمه متراکم که در جنوب محدوده مورد مطالعه و در اطراف دره سفیدرود مساحتی را در برگرفته و مناطقی مانند رودبار کوهپایه، سد خن، گنجه، قاسم طاق آغوزبن و غیره در آن مشاهده می‎گردد. (وزارت کشاورزی، 1372)
سازمان مدیریت و برنامه ریزی، 1372، نقشه کاربری و پوشش اراضی مقیاس 100000: 1 شیت های منجیل، لوشان، رشت، لنگرود

فصل چهارم
داده ها و روشها

4-1- داده ها
همانطور که قبلا اشاره شد این تحقیق محدود به ایستگاههای سازمان هواشنا سی محدوده و اطراف دره سفیدرود یعنی ایستگاههای سینوپتیک رشت، منجیل وایستگاههای کلیماتولوژی لاهیجان، رودبار، قلعه رودخان و ایستگاههای باران سنجی شاه شهیدا ن، تاریک، توتکابن و ایستگاههای تبخیر سنجی تاریک رود، توتکابن بوده و دوره آماری مورد استقاده یک دوره 30 ساله می باشد. در دوره مزبور عنصر بارندگی در سه مقطع زمانی سالانه، ماهانه و فصلی مورد بررسی قرار گرفته و نتایج اخذ شده ارائه گردیده است.

4-1-1-شبکه ایستگاههای هواشناسی دره سفیدرود
ایستگاههای هواشناسی که در گزارش حاضر از اطلاعات آنها استفاده شده است به چند گروه تقسیم می‎شوند:
1- ایستگاههای سینوپتیک که از کامل ترین ایستگاههای هواشناسی کشور محسوب می گردند.
2- ایستگاههای کلیماتولوژی که خود به دو دسته اصلی و معمولی تقسیم گردیده و وجود دارد.
3- ایستگاههای باران سنجی که به تعداد زیاد در منطقه موجود است .

مقاله درمورد غربی، سفیدرود، شرقی، منجیل

مورد مطالعه خیلی زیاد نیست.
K11 : سنگ آهک دانه ریز، خاکستری روشن، با آمونیت، وکلانیک های بازی دوره ژوراسیک کرتاسه زیرین بوده که جنوب محدوده مورد مطالعه و در دوطرف دره سفیدرود بخصوص در مناطقی مانند سراوان، رستم آباد، منجیل مشاهده می گردد رنگ این واحد سبز می باشد و مساحتی را بصورت پراکنده در بر می‎گیرد.
K21 : سنگ آهک لایه ای خاکستری و سنگ آهک رسی دوره کرتاسه زبرین بوده که در اطراف سیاهکل در مساحت خیلی کم مشاهده می گردد و رنگ این واحد سبز کم رنگ می باشد.
K2c : کنگلومرای پلی ژنتیک و سنگهای تخریبی دوره کرتاسه زبرین بوده که در جنوب شهر بیجار در مساحت بسیار کم مشاهده می گردد رنگ این واحد سبز بوده و در داخل دارای نقطه های آبی می باشد.
K2v: سنگهای آتشفشانی بازی دوره کرتاسه زبرین بوده که در مساحت زیادی بصورت پراکنده در محدوده مورد مطالعه قرار گرفته است این واحد را در جنوب غربی سیاهکل، جنوب شرقی لاهیجان وجود دارد رنگ این واحد سبز می باشد.
K2ls : سنگ آهک ماسه ای خاکستری دوره کرتاسه زبرین بوده که در قسمتهای خیلی کوچک در سطح محدوده ی مورد مطالعه پراکنده شده و رنگ این واحد سبز بوده و در داخل آن نقطه های مشکلی دیده می‎شود این واحد را در مناطقی مانند رستم آباد، جنوب شرق سیاهکل و جنوب شهر بیجار می توان دید.
Sks : ماسه سنگ قاعده ای و شیل، بخشی آهکی دوره کرتاسه زبرین بوده که در جنوب شهر بیجار و در حاشیه راست دره سفیدرود مشاهده می گردد رنگ این واحد سبز بوده و نقطه های کوچک آبی در آن وجود دارد.
Pyv : گدازه های آندزیتی باتوف و رسوب های توف دار دوره پالئوژن بوده که در جنوب محدوده مورد مطالعه و در سطح در مناطق رستم آباد و شمال رودبار مشاهده می گردد (رنگ این واحد نارنجی با ضربدرهای قرمز می باشد.)
Pyt: توفهای اسیدی و آندزیتی و گلسنگ های توف دار دوره ی پالئوژن بوده که غرب سد منجیل و شمال غرب شهر رودبار مساحت زیادی را در بر می گیرد.
Nym: گلسنگ و فورش سنگ قرمز رنگ دوره نئوژن بوده که در جنوب محدوده مورد مطالعه و در جنوب شرقی شهر منجیل در محدوده ای کم مشاهده می گردد رنگ این واحد کرم متمایل به نارنجی می باشد.
Q1m: نهشته های عهد حاضر بوده که در دوره پلئیتوسن بوده که در سمت راست شهر سنگر و شمال شهر سیاهکل مساحتی از دلتای سفیدرود را پوشش داده است این واحد را در اطراف شهر لاهیجان نیز می توان مشاهده نمود.
Q1da: نهشته های کوهپایه ای و آبرفتی دوره پلئیتوسن بوده که در شرف شهر شفت و جنوب لاکان در محدوده ای بصورت پراکنده وجود دارد رنگ این واحد صورتی کم رنگ بوده با ضربدردهای کم رنگ قرمز مشاهده می گردد.
Q1al: نهشته های آبرفتی، دشت سیلای و دلتایی دوره پلئیتوسن بوده که در اطراف دره سفیدرود با رنگ صورتی بصورت پراکنده در بین رستم آباد تا قاضیان مشاهده می گردد.
Qdy: نهشته های دریایی عهد حاضر بوده که از امامزاده هاشم بصورت مثلثی بزرگ و بطرف کوچصفهان و رشت ادامه داشته و شهر سنگ را در میان خود دارد مساحت این محدوده بسیار زیاد بوده و دایره های آبی با زمینه خاکستری این واحد را از واحدهای دیگر جدا می کند.
Qd: نهشته های دلتایی تفکیک نشده عهد حاضر بوده که با زمینه خاکستری مساحت زیادی را در کل شمال محدوده و در ارتفاع کمتر از صفر متر در بر می گیرد.
Q2m: نهشته های دریایی عهد حاضر بوده که در غرب شهر رشت و غرب کیاشهر در قسمتهای کوچک پراکنده می باشند.
Qal: نهشته های آبرفتی و دشت سیلابی عهد حاضر بوده که در حاشیه دره سفیدرود و در حاشیه شاخه های رودخانه در سطح دلتا با رنگ کرم و نقطه های مشکی مشاهده می گردد.
Qle: نهشته های کناری عهد حاضر بوده که بصورت لکه های کوچک در شمال شرق محدوده با رنگ کرم مشاهده می گردد.
Q2b: نهشته های ساحلی و ماسه بادی عهد حاضر می باشد که در اراضی ساحلی کل محدوده ی مورد مطالعه مشاهده می گردد رنگ این واحد سفید و با نقطه های مشکلی مشاهده می گردد.
Q2bo: نهشته های ساحلی کهن در عهد حاضر بوده در شمال و شمال غرب و غرب محدوده‎ی مورد مطالعه بصورت قسمت های کوچک مشاهده می گردد از جمله مناطقی که این واحد در آن دیده می شود شمال لشت نشاء و شمال شرق لاهیجان می باشد.
گسل های گیلان
در بحث چینه شناسی و به ویژه مراحل زمین ساخت ناهمواری های گیلان، به ایجاد گسل های متعدد منطقه ای یا ناحیه ای اشاره شده است. این گسل ها در زمان های متفاوت ایجاد شده و به احتمال زیاد، در اثنای هر حرکت، علاوه بر ایجاد گسل های جدید، متناسب با کیفیت نیرو و چگونگی مقاومت سنگ ها در برابر آن، گسل های قدیمی تر نیز فعال می شده اند. اصولاً استان گیلان که در قلمرو چین خوردگی های آلپ -هیمالیا قرار دارد، جزء قلمروهای ناپایدار کره زمین محسوب می شود و پوسته جامد در حوضه این سیستم به تعادل قطعی دست نیافته است. آثار پیکرشناسی این حرکات، به صورت دگرشیبهای زاویه دار یا فرسایشی، مجاورت های غیر عادی، ایجاد پرتگاه های متعدد به ویژه در سنگهای مقاوم و سرانجام ایجاد برافراشتگی ها و پیدایش حوضه های پست و دره های گود، تقریباً همه جا مشهود است. امتداد اولین گسل‎های اصلی تقریباً همیشه عمود بر امتداد نیروهای مولد آن است. به همین جهت مسیر چنین گسل‎هایی در البرز غربی تقریباً شرقی – غربی و یا بهتر شمال غربی – جنوب شرقی و در تالش بیشتر شمالی – جنوبی می باشد. امتداد لبه خارجی (جنوبی و غربی) توده سخت کف دریای خزر، در مسیر این گسل ها و همچنین مسیر سطح محور تغییر شکل های تالش و البرز، دخ
الت مستقیم داشته و به عبارت دیگر در بسیاری از موارد، موازی آن می باشد. توجیه انحراف محلی از این مسیرها، مربوط به نحوه انتقال میزان نیرو و نسبت مقاومت سنگ های مختلف در همان محل ها خواهد بود. به منظور این که آثار دخالت این گسلها و سهم آنها در پیدایش ناهمواری های اولیه و سرانجام ضریب زلزله خیزی گیلان بهتر مورد شناسایی قرار گیرند، به ویژگی های مهم هر یک از گسلها جداگانه، اشاره می شود. مهمترین گسلهای استان گیلان، شامل: گسل البرز، گسل آستارا، گسل سفیدرود، گسل قزل اوزن، گسل های میانی البرز غربی و تالش جنوبی و سرانجام گسل های بغروداغ می باشند. علاوه بر این گسلهای مهم، صدها گسل فرعی و محلی دیگر، در جهات متفاوت و با ابعاد مختلف، گاهی موازی با گسل های مهم و زمانی به صورت رابط آنها، کوهستان ها را در هم شکسته اند.
گسل البرز: این گسل در امتدادی شرقی- غربی، در طول 400 کیلومتر مرز واحدهای زمین ساختی گرگان – رشت و البرز می باشد. قسمت میانی این گسل قوس جنوبی دارد. دنباله غربی آن تا ناحیه لاهیجان در استان گیلان شناسایی شده است. هر چند در گرگان قسمتی از ناهمواری های البرز را تحت تأثیر قرار داده، اما در مازندران غربی و گیلان شرقی، مرز مشخص بین کوهپایه های البرز و چاله خزر می باشد. نتایج مطالعات عده ای از زمین شناسان، نشان داده اند که این گسل به صورت راندگی است و سطح گسل شیب جنوبی دارد. بر اثر عملکرد این گسل، حوضه خزر فرونشسته و البرز ارتفاع یافته است. شواهدی از فعالیت این گسل، از دوره سیلورین و حتی قدیمی تر از آن در دست می باشد. نوسان حوضه دریای خزر، مخصوصاً از اواخر دوران سوم و در طول دوران چهارم، در ارتباط مستقیم با این گسل می باشد. علاوه بر تغییرات شرایط محیط رسوب گذاری در طرفین این گسل، نقش اساسی آن در ایجاد فرورفتگی چاله خزر و برافراشتگی کوههای البرز، منعکس است.
گسل سفیدرود: از دنباله غربی گسل البرز، در امتداد جنوی غربی – شمال شرقی، گسل مهم دیگری با طول چندین ده کیلومتر از لاهیجان به سمت کوهستان های جنوبی دریای خزر کشیده شده است. اکثر زمین شناسان آن را ادامه گسل البرز می دانند که در محل لاهیجان تغییر مسیر داده است. قدمت این گسل مشخص نیست، اما رسوب های دریاچه ای خزر و آبرفت های مخروط افکنه سفیدرود را به وضوح تحت تأثیر قرار داده است؛ به عبارت دیگر پیدایش آن مربوط به هر زمانی باشد، در دوران چهارم جدید فعالیت داشته است. تفاوت قسمتی از رسوب های دوران های اول و دوم در طرفیت دره سفیدرود، در فاصله امام زاده هاشم تا گنجه قدمت عملکرد این گسل را آشکار می سازد. متأسفانه مطالعات تفصیلی از آن در دست نیست. اما مهمترین اثر پیکرشناسی آن پیدایش حداقل بخش میانی و پایین سفیدرود می باشد. شواهد زمین شناسی گویای این مطلب است که سفیدرود حداقل تا اواخر دوران سوم، همانند سایر رودهای دامنه شمالی البرز از خط الرأس کوههای البرز غربی و تالش جنوبی سرچشمه می گرفته و سپس در آخر این دوران، حرکات زمین ساخت، دریاچه پلیوسن منطقه منجیل را به سمت آن سرازیر ساخته است. قسمت سفلای دره سفیدرود تا جنوب رستم آباد منطبق بر این گسل می باشد. سپس از همین محل، دنباله گسل به دامنه غربی سفیدرود داخل شده و مرز رسوبهای کرتاسه و ژوراسیک را مشخص می کند. احتمالاً دنباله آن، در همین مسیر، در منتهی الیه جنوبی شرقی کوه های ماسوله، به سایر گسل های مهم ناحیه می پیوندد.
گسلهای میانی البرز غربی: اسکلت مجموعه کوهستان های البرز غربی تحت تأثیر گسل های بزرگ قرار گرفته و کاملاً از هم گسسته است. این گسل ها در طول زمان های مختلف زمین شناسی به وجود آمده و هر گروه به نوبه خود نقش قاطعی در شکل ناهمواری های زمان پیدایش خود داشته اند. با مراجعه به شرایط چینه شناسی البرز در می یابیم که در طول فازهای کششی و فشاری نهایتاً گسل های متعددی در تغییر شکل ناهمواری ها نقش داشته اند. این گسل ها در طول صدها کیلومتر و در مجموع در امتداد شمال غربی- جنوب شرقی دارای انحناء ها و شکستگی های مشخص و فراوانی می باشند. اغلب این گسلها عمیقاً سنگ ها را تحت تأثیر قرار داده و قدیم ترین رسوب ها را در مجاورت غیر عادی با سنگ های جوان قرار داده اند. اساس پیکرشناسی کوه های البرز غربی، بر ساختمان های گسلی و چین خورده، استوار است. با وجود دخالت شدید فرسایش، بیشتر پرتگاه ها و تغییر شیب ها، منطبق بر ساختمان زمین می باشند. گسل‎های اصلی وسیله شسکتگی های کوچک محلی در جهات متفاوت قطع شده و مجموعه ناهمواری را آسیب پذیرتر ساخته اند. در فاصله شمال رودبار تا منجیل حداقل دو گسل بسیار مهم با جهت شرقی- غربی از سفیدرود گذشته و دامنه های شرقی پشته کوه را تحت تأثیر قرار داده اند. دهها گسل فرعی با جهت شمال غربی- جنوب شرقی، از منجیل تا گنجه، گسستگی اصلی را قطع نموده اند. سرانجام فروافتادگی دامنه شمالی البرز تا حدودی نتیجه عملکرد گسل های اصلی می باشد.
عرض شکاف ها از کانون اصلی در حد فاصل رودبار- گنجه در اطراف کاهش می یابند. حداکثر شکاف‎هایی که حاصل مستقیم عملکرد گسلها می باشند در حدود 45 تا 50 سانتی متر در مجاورت روستای جوبن و بیمارستان رودبار گزارش شده اند.
مهمترین آثار مشهود این گسلها از جنبو به شمال عبارتند از:
– دو گسل موازی در حوالی منجیل که به صورت ایجاد شکاف هایی در امتداد شمال غربی- جنوب شرقی از شمال سد سفیدرود می گذرند و احتمالاً سد را نیز تحت تأثیر قرار داده اند. بیشتر ویرانی های منجیل در امتداد این دو گسل قرار دارن
د. آثار آن به ویژه در تونل مرکزی به صورت جابجایی سنگها و مخصوصاً ریزش کامل خروجی شمالی تونل مرکزی به وضوح مشاهده می شود.
– – گسلهای متعدد در رودبار و اطراف آن که ریزش ها و لغزش های شدیدی به ویژه در دامنه شرقی سفیدرود را سبب شده و به صورت شکاف های متعددی در محل بیمارستان رودبار دیده می شود.
– در حوالی گنجه گسل های متعدد موازی در پهنایی بیش از یک کیلومتر در امتداد شمال غربی به جنوب شرقی به ویژه ساحل غربی سفیدرود را تحت تأثیر قرار داده اند. بعضی از گسل ها در نواحی کوهستانی بیش از یک متر جابجایی عمودی داشته و ریزش های شدیدی در برش حاشیه جاده به وجود آورده اند. آثار تعدادی از گسل ها به صورت شکاف در جاده اصلی قطع ارتباط را به دنبال داشته اند.
– در دیلمان غیر از گسل های اصلی در پاکده، گسل های دیگری نیز ایجاد شده اند که مهمترین آنها در لونک و اسپیلی در امتداد 30 درجه شمال غربی، تجدید حیات گسل های قدیمی را نیز به دنبال داشته اند.
– جابجایی افقی بخشی از درختان کاج جنگل مصنوعی ساحل شرقی سفیدرود، روبروی رستم آباد، بسیار گویا و دیدنی است.
– در جاده رشت- فومن، درست در محل استخر احمدگوراب، آثار گسل ها به صورت دو پرتگاه در طرفین جاده مشاهده می شوند. در همین محل، شکاف های متعددی نیز جاده اصلی را قطع کرده اند و قسمتی از خاکریز جاده به سمت داخل استخر فرو نشسته است. چهار کیلومتر بالاتر در مسیر همین جاده، مجدداً پدیده مزبور به صورت شکاف های متعدد و خروج ماسه همراه آب اتفاق افتاده است.
– در آغاز جاده کمربندی آستانه اشرفیه و در جنوب این شهر، مجموعه ای از گسل های موازی با ایجاد شکاف های متعدد و فرو افتادن زمین (حدود 10 سانتی متر) در پهنایی حدود 50 متر و قطع جاده ارتباطی، انعکاس یافته است. جابجایی عمودی و افقی این گسل ها حداکثر در حدود 10 سانتی متر، در جدودل حاشیه جاده در شمال یک کارگاه بلوک سازی سیمانی، مشاهده می شود. در سطح جاده زمین به صورت یک گرابن فرو نشسته است. با وجود آسفالت مجدد، هنوز آثار آن مشهود می باشد. انعکاس گسلها به صورت خروج آب مملو از ماسه های قدیمی ساحلی در امتداد 65 درجه شمال غربی از لاهیجان به طور پراکنده به سمت آستانه اشرفیه به چشم می خورد. اغلب در محل خروج آب و ماسه حفره های قیفی شکل مشخصی به وجود آمده اند و چاه های آب از ماسه انباشته شده اند. هنوز بعد از 3 ماه، حجم قابل توجهی از ماسه در امتداد خط گسلها مشاهده می شود. در شمال و جنوب جاده کمربندی در مجاورت همان کارگاه، هنوز آثار شکاف های متعدد به چشم می خورد.
آثار پیکرشناسی این گسلها در سراسر منطقه به صورت ریزش ها و لغزش های متعدد در نواحی کوهستانی و برش حاشیه جاده ها، ظاهر شده اند. هر جا سنگها سخت و یکپارچه بوده اند در ارتباط با میزان تأثیر هوازدگی و تخریب در گذشته، پدیده ریزش اتفاق افتاده است. در صورتی که سنگ ها از کانی های منفصل تشکیل شده باشند، با حضور آب پدیده لغزش به وجود آمده است. این پدیده آخری مخصوصاً در تشکیلات شمشک و آبرفتهای قدیمی و رسوب های سطحی، در دیلمان و دره سفیدرود به فراوانی به وقوع پیوسته است.
در حد فاصل سد منجیل و رستم آباد در امتداد جاده اصلی منجیل- رشت و در نواحی غربی و شرقی دره سفیدرود از دیلمان تا ماسوله در سنگ های سخت دوران های اول و دوم و سوم به ویژه در محل پرتگاه‎های قدیمی و یا گسل های

مقاله درمورد شهرستان رودبار

گرم-لیتر
هدایت الکتریکی میکروموس
جذب سدیم
پ-هاش
PH
توتکابن
144-861
229-1368
12-52
2/7-3/8
سیاهرود
77-243
123-378
06/0-51/0
7-1/9
فیره رود
102-293
118-465
06/0-6/18
9/6-4/8
زیلیکی
73-235
110-663
03/0-2/86
9/6-6/8
دیسام
61-825
96-646
04/0-89/1
1/7-4/8
شم رود
123-265
169-425
8/0-59
7/6-9/8

سفیدرود در آستانه اشرفیه
سفیدرود تقریباً از ناحیه آستانه تا دریا در شبکه آبیاری سفیدرود تعهدی ندارد مگر زمین هایی که در سال‎های اخیر در مصب تشکیل شده و مورد استفاده کشاورزان و واحدهای دولتی قرار گرفته است. وسعت این اندازه گیری سفیدرود در آستانه برای داشتن بیلان کلی از آب سفیدرود و به لحاظ مسائل شیلاتی در سر دهانه سفیدرود واجد اهمیت بسیار است.
1- حجم سالانه سفیدرود در آب سد 9/4 کیلومتر مکعب
2- حجم سالانه سفیدرود در پایاب (خروجی 7/4 کیلومتر مکعب
اختلاف 200 میلیون مترمکعب ممکن است ناشی از خطای محاسبه و موجودی آب در مخزن و تبخیر و ضایعات دیگر در سد و فرعی های داخل دریاچه مخزن باشد.
3- حجم سالانه آب در مجموع رودهای پایاب (اندازه گیری شده)75/0 کیلومتر مکعب
4- حجم سالانه آب در پایاب سد(برآورد بر اساس اندازه گیری ها) 1/1 کیلومتر مکعب
5- مجموع آب سفیدرود در پایاب (جمع ردیف 2 و 4) 8/5 کیلومتر مکعب
6- حجم آب مربوط به برداشت آبیاری کنترل شده از طریق سد سنگر و تاریک 7/1کیلومتر مکعب
7- حجم آب برداشت کل آبیاری کنترل شده و نهرهای سنتی 8/1 کیلومتر مکعب
8- حجم آب سفیدرود در آستانه – برآورد (اختلاف ردیف 5 و 7) 0/4 کیلومتر مکعب
9- حجم آب سفیدرود در آستانه طی یک سال متوسط (اندازه گیری شده در پل آستانه) 9/3 کیلومتر مکعب

– آبهای زیرزمینی ناحیه دلتای سفیدرود
مخروط افکنه سفیدرود در گذشته به علت بالا بودن سطح دریای خزر بلافاصله بعد از تنگه “امام زاده هاشم” وارد دریا می شد. از این نظر به لحاظ گسترش و ضخامت و تنوع رسوبها جالب توجه و قابل بررسی است. مواد رسوبی سفیدرود با رسوبهای ساحلی دریاچه ای در تناوب مختلف و ضخامتهای گوناگون زیاد مخروط افکنه سفیدرود قرار گرفته است. شرایط محیطی مرطوب گیلان باعث تشدید اثرات فیزیکو- شیمیایی شده و مادرسنگ را که خود متشکل از ذرات ریز می باشد ریزتر کرده است. به غیر از آبرفتهای جوانتر که در قسمت سطحی مخروط افکنه قرار دارند در بقیه عناصر تشکیل دهنده این دشت رسوبی عناصر دانه ریز فراوانتر است.
مخروط افکنه مزبور که دارای وسعت و ضخامت زیادی است به علت تغذیه خوب از بستر رود اصلی و رودهای فرعی حاوی آب شیرین است. البته باران های فراوان منطقه در تغذیه سفره های آبهای زیر زمینی بسیار مؤثر است. در نقاط حاشیه ای، شرایط رسوبگذاری دریایی بارزتر است و به همین علت جنس رسوبهای دانه ریز در قسمت پایین تر حاوی آب شور می باشد. در لاهیجان حد شرقی مخروط افکنه ها لایه های آبدار شور و مبنای ضخامت یعنی سنگ کف آن آب شور در نظر گرفته شده است. حفاری های عمیقی که در محدوده شهر رشت در نیمه دوم دهه پنجاه برای کمک به آبرسانی شهر صورت گرفته است اغلب در عمق زیاد به سازندهای ناقص فسیلی برخورد نموده و در یکی دو مورد هم مقداری گازهای قابل اشتعال به طور غیر مداوم خارج گردیده است در چند مورد نیز هنگام شستشو و آزمایش پمپاژ ناگهان حدود چند ساعت لجن با بوی بد خارج شده است.
در بیشتر نقاط منطقه سفیدرود تعداد سفره آبده زیاد است. سفره ها گاهی با لایه رسوب های دانه ریز و غیر قابل نفوذی از هم جدا مانده اند. با وجود غنای آبی سفره ها بیشتر به علت دانه ریز بودن سازندهای بهره‎برداری از آبهای زیرزمینی به سادگی نمی تواند صورت گیرد. اخیراً بیشتر توصیه می شود که در بهره‎برداری از منابع آبهای زیرزمینی نکات فنی دقیق نظیر ایجاد فیلتر با تزریق شن و ماسه در اطراف لوله مشبک و جداسازی سفره های آبده از یکدیگر را رعایت نمایند و با ترتیب مقدمات و تمهیدات لازم و بکارگیری انواع وسایلی که برای جلوگیری از نفوذ آبهای سطحی مورد استفاده قرار می گیرند چاه را از خطر سرایت آلودگی میکروبی و شیمیایی سطح زمین حفظ نمایند. متأسفانه اثر کود و سموم در آب چاههای عمیق تا عمق 15 و 35 متر (در ابتدای سال 1360) مشاهده شده است. این رویداد امروزه در بعضی از کشورها خطر جدی و تازه ای را به نام “مرگ کبود” یا مسمومیت مزمن پیش آورده است.
به طور کلی به نظر مهندسین مشاور منابع آب گیلان سفره های آب زیرزمینی جلگه گیلان بسیار گسترده و غنی است و به علت تغذیه خوب و شیب کم سفره ها سطح آب در آنها بالاست و حتی سفره های در حالت اشباع نیز گنجایش زیادی برای جریان نفوذی ندارند. همانطور که اشاره شد در آبخانه های جلگه رکن اساسی تغذیه را باران تشکیل می دهد. با توجه به تغذیه کافی سفره ها و میزان بهره برداری از آنها عموماً سفره ها در حال تعادل می باشند. (اصلاح عربانی، 1380، ص 177-167).

نقشه 3-5 شبکه آبها
3-6- شیب
موقعیت جغرافیایی محدوده مورد مطالعه طوری است که طبقات شیب متعددی در آن مشاهده می گردد در شمال و شمال غرب محدوده مورد مطالعه که شهرستانهای رشت، آستانه اشرفیه، شفت و لاهیجان مشاهده می گردد درجه شیب کمتر از یک درصد بوده و محدوده بسیار زیادی از محدوده مورد مطالعه را در بر می‎گیرد. در شرق، جنوب شرق محدوده مورد مطالعه که عمدتاً کوهستانی می باشد و مناطقی مانند رودبار، سیاهکل و جنوب لاهیجان می باشد بع
لت کوهستانی بودن دارای طبقات شیب متعددی از جمله شیب یک تا سه درصد، سه تا پنج درصد، 5 تا 10 درصد و الی آخر می باشد. ولی بعد از طبقه شیب کمتر از یک درصد درجه شیبی که دارای وسعت زیاد می باشد شیب بالای 50 درصد می باشد که در جنوب و جنوبی محدوده مورد مطالعه مشاهده شده و مناطقی از دهستان رستم آباد جنوبی از بخش مرکزی شهرستان رودبار را در بر رگفته و ییلاقاتی مانند لاکه، دوگاهه، دارستان، سالانسر، و همچنین مناطق جوبن و گنجه و غیره در آن می باشد نقشه شماره طبقات شیب محدوده مورد مطالعه را نشان می دهد.

3-7- خاک
خاکهای محدوده مورد مطالعه را بر اساس طبقه بندی به روش فائو به قسمت های زیر طبقه بندی می کنند:
1-1: کوههای بسیار مرتفع با قلل تیز و کشیده، متشکل از سنگهای آهکی دولومیت- شن و ماسه سنگ که دارای شیب 50 تا 100 درصد بوده و در ارتفاع 2000 تا 4000 متر از سطح دریا دارای خاکهای بسیار کم عمق همراه با بیرون زدگی های سنگی بسیار زیاد و اکثراً بدون پوشش خاکی می باشد. این نوع خاک در جنوب غرب محدوده ی مورد مطالعه بصورت نواری طویل وجود داشته و همچنین شرق شهر رودبار محدوده ی کوچکی را در بر می گیرد.
3-1: کوههای جنگلی کم ارتفاع از سلسله جبال البرز تا قلل مدور متشکل از ماسه سنگ و شیل و آهک و عمدتاً توف و سنگهای آذرین و دگرگونی با شیب 25 تا درصد و ارتفاع حداکثر 800 متر از سطح دریا که دارای خاکهای اسیدی نیمه عمیق تا عمیق یکنواخت با بافت سنگین می باشد این نوع خاک که مساحت زیادی از محدوده ی مورد مطالعه را در بر می گیرد در مرکز، شرق و جنوب غرب محدوده قرار دارد.
4-1: کوههای کم ارتفاع مرتفع با فرسایش و فرورفتگی های بسیار زیاد متشکل از مارنهای گچی و آهکی، نمکی و ماسه سنگ با شیب 30 تا 80 درصد که دارای خاکهای کم عمق با بافت متوسط تا سنگین بر روی مواد مارنی که در غرب شهر رودبار محدوده بسیار کمی را پوشش داده است.
5-1: کوههای جنگلی مرتفع از سلسله جبال البرز با قلل تیز مشتکل از سنگ های آهکی – شیل و توف و سنگهای آذرین و دگرگونی با شیب 50 تا بیش از 100 درصد که ارتفاع 300 تا 2500 متر از سطح دریا را پوشش داده و دارای خاکهای کم عمق تا نیمه عمیق یکنواخت با بافت سنگین بوده در شرق، جنوب شرق و جنوب غرب محدوده مورد مطالعه مساحت بسیار زیادی را در بر می گیرد بخصوص در مناطقی مانند سالانسر و شرق و شمال شرق شهر رستم آباد بسیار مشاهده می شود.
7-1: مرتفع با قلل مدور متشکل از توفها و خاکسترها و گذاره های اسیدی آتشفشانی و یا سنگهای دگرگونی با شیب بین 50 تا 100 درصد و ارتفاع 2000 تا 2300 متر از سطح دریا که دارای خاکهای بسیار کم عمق تا نیمه عمیق سنگلافی با بیرون زدگی های سنگی زیاد بوده و مساحت کمی را در جنوب و جنوبی غربی شهر ستم آباد در بر می گیرد.
2-2: تپه های کم ارتفاع با قلل مدور و فرسایش متوسط متشکل از سنگهای آهکی و ماسه ای و دگرگونی با شیب 20 تا 25 درصد و ارتفاع 800 تا 1000 متر از سطح دریا که دارای خاکهای کم عمق تا نیمه عمیق با بافت سنگین می باشد این نوع خاک در جنوب شهر شفت و در روستای احمدسرگوراب محدوده کمی را پوشش می دهد.
4-2: تپه های کم ارتفاع بریده و بریده و فرسایش یافته متشکل از مارنهای گچی و آهکی با شیب 20 تا 70 درصد که ارتفاع 330 تا 500 متر از سطح دریا را پوشش داده و دارای خاک های بسیار کم عمق بر روی مارنهای گچی و آهکی بوده و در شمال شرق شهر منجیل و شرق شهر رودبار و جنوب شرقی محدوده مورد مطالعه مساحت بسیار کمی را در بر گرفته است.
1-3: سطوح قدیمی نسبتاً مسطح دشتهای رسوبی سفیدرود و اراضی حاشیه رودخانه که دارای شیب 5/0 تا یک درصد و شیب جانبی 2 تا 4 درصد بوده و دارای خاکهای اسیدی عمیق با بافت بسیار سنگین و منقوطه‎های رنگی بوده و در جنبو شهر رشت مساحت بسیار کمی از غرب محدوده مورد مطالعه را در بر می گیرد.
3-3: قسمتهای فوقانی مرتفع با پستی و بلندی و ناهمواری بسیار زیاد که از رسوبات قدیمی رودخانه سفیدرود بوجود آمده شیب عمومی تا 2 درصد و شیب جانبی تا 25 درصد که دارای خاکهای عمیق آهکی با بافت سنگین و تمرکز آهک بوده و در جهنوب محدوده ی مورد مطالعه و در حاشیه شهرهای رودبار و منجیل بصورت پراکنده مشاهده می شود.
1-5-4: قسمتهای بالایی دشت های رسوبی رودخانه های کوچک موجود در منطقه با شیب ملایم و پستی و بلندی کم با شیب 5/0 تا 2 درصد که دارای خاکهای اسیدی عمیق با بافت متوسط تا سنگین در شرق محدوده و غرب محدوده‎ی مورد مطالعه و در اطراف شهر شفت مشاهده می شود.
1-5: دشتهای رسوبی و اراضی تحت آبیاری حاشیه رودخانه سفیدرود با شیب ملایم با شیب 5/0 تا 2 درصد که دارای خاکهای رسوبی عمیق با بافت متوسط و خاکهای برنج زار با بافت سنگین بوده و مساحت بسیار زیادی از محدوده ی مورد مطالعه را در شمال و شمال شرق شهرداری رشت، خمام و کوچصفهان و آستانه را در بر می گیرد.
2-5: قسمتهای پایینی دشتهای رسوبی رودخانه سفیدرود همراه با اراضی طشتکی نسبتاً مسطح تا مقعر با شیب کمتر از 5/0 درصد که دارای خاکهای عمیق برنج زار با بافت سنگین و همراه با منقوطه های رنگی بوده و در شمال و شمال غرب محدوده ی مورد مطالعه مساحت زیادی را در بر می گیرد.
3-5: رسوبات قدیمی حاشیه رودخانه سفیدرود با شیب نسبتاً ملایم و مقدار کمی پستی و بلندی با شیب عمومی حدود یک درصد و شیب جانبی 1 تا 2 درصد بوده و دارای خاک های عمیق برنجزار با بافت متوسط تا سنگین همراه با مقداری منقوطه های رنگی بوده و در شرق محدوده مورد مطالعه و شمال شهر لاهیجان مساحتی را در بر می گیرد.
1-6: دشت های پست سا
حلی و اراضی پست تقریباً مسطح تا مقعر با شیب کمتر از 5/0 درصد که دارای خاکهای عمیق بافت سنگین با مقدار زیادی مواد آلی همراه با ماسه های ساحلی بوده و در شمال محدوده‎ی مورد مطالعه و در حاشیه ساحل کیاشهر و شمال شرقی شهرستان لاهیجان مشاهده می شود.
2-6: اراضی پست مسطح تا مقعر و اراضی طشتکی که از رسوبات قدیمی سفیدرود بوجود آمده و دارای شیب 5/0 تا 2 درصد بوده و دارای خاکهای عمیق با بافت بسیار سنگین و مقدار زیادی مواد آلی می باشد این نوع خاک در شمال و شمال شرق محدوده مورد مطالعه مشاهده می گردد.
1-x : تپه های شنی و اراضی شن زار ساحلی با پستی و بلندی نسبتاً زیاد و شیب نسبتاً کم که دارای خاک‎های شنی عمیق با بافت متوسط تا سنگین بوده و در شمال و شمال شرق محدوده مورد مطالعه مساحت کمی را در نوار ساحلی در بر می گیرد.
2-x: تپه های شنی تثبیت شده که قسمت هایی تحت کشت و زرع بوده و با شیب و پستی و بلندی که دارای خاک های شنی عمیق یکنواخت با رنگ تیره تا قهوه ای تیره رنگ و مواد آلی زیاد بوده و در شمال غربی و شمال شرقی محدوده مورد مطالعه و در اطراف بندرکیاشهر مشاهده می گردد و نقشه شماره 3-6 خاک محدوده مورد مطالعه را نشان می دهد.

نقشه 3-6 خاک

3-8- زمین شناسی
محدوده دوران مورد مطالعه از نظر زمین شناسی به واحدهای زیر تقسیم می گردد:
MTY: شیت ها و کنیس های بیوتیت دار و بطور محلی آمفیبول دار مجموعه گشت بوده که در جنوب و جنوب غربی محدوده مورد مطالعه بصورت پراکنده و در مساحت کم مشاهده می گردد رنگ این واحد قهوه ای متمایل به صورتی می باشد.
MT: فیلیت و میکاشیت درجه پایین، با تداخل های کوارتزیتی و متاآرکوز دوران آخر بوده که بصورت لکه‎های کوچک در جنوب غربی محدوده مورد مطالعه با رنگ گرم پر رنگ مشاهده می گردد.
Pzus: سنگ های تخریبی اسپیلیتی و فیلیتی متداخل با سنگ های آهکی همراه با مقداری تداخل های کوارتزیتی وکنگلومرایی دوره پالئوزوئیک زبرین بوده که در جنوب سنگر و بصورت لکه های کوچک با رنگ صورتی کم رنگ دیگر از محدوده مورد مطالعه مشاهده می گردد.
Pzuc: سنگهای تخریبی اسپیلیتی و فیلیتی متداخل با سنگ های آهکی؛ همراه با مقداری تداخل‎های کوارتزیتی و کنگلومرایی پالئوزوئیک زبرین بوده که به صورت نقطه های کوچک در مراکز و جنوب غرب محدوده‎ی مورد مطالعه مشاهده می گردد رنگ این بود قهوه ای کم رنگ بوده
Pr : سنگ آهک خاکستری یا تیره رنگ، بخش سیلتی با سنگهای آتشفشانی با زمین دوره پرمین که غرب شهر رودبار و شمال شرقی شهر منجیل مساحتی را در بر گرفته و با رنگ قهوه ای صورتی ماننده مشاهده می گردد.
Tus: ماسه سنگ و زغال دوره تریاس – ژوراسیک بوده که بیشتر نقاط محدوده ی مورد مطالعه بخصوص در ارتفاعات بالای 100 متر مشاهده می گردد رنگ این واحد آبی آسمانی بوده و مساحت زیادی را در شمال و شمال شرق سراوان، جنوب شو شمال غرب و غرب امام زاده هاشم، غرب رستم آباد، رودبار و شمال شرق شهر منجیل مشاهده می گردد.
Yks: مساه سنگ و ثیل بخش آهکی دوره تریاس ژوراسیک بوده که در شرق و شمال شرقی محدوده‎ی مورد مطالعه با رنگ سبز با نقطه های مشکی مشاهده می گردد. مهم ترین نقاطی که این واحد در دیده می‎شود می توان به جنوب شرقی امام زاده هاشم و شرق سیاهکل می باشد مساحت محدوده

مقاله درمورد شهرستان رودبار

نمودار 3-17 تعداد روزهای یخبندان در ایستگاه گیلوان

نمودار 3-18 تعداد روزهای یخبندان در ایستگاه پارودبار

رطوبت هوا :
بخار آب موجود در هوا به علت پدیده تبخیر از سطوح آزاد آب و تبخیر و تعرق گیاهان بوجود می آید که توسط جریان وزش باد جابجا می گردد. میزان بخار آب و هوا از تغییرات دمای هوا تبعیت می کند و افزایش دما موجب افزایش بخار آب می گرددو روند افزایش آن تا حد اشباع هوا از بخار آب ادامه می یابد.
وجود بخار آب در هوا و حرکت هوای مرطوب به زنجیره پدیده های باران، برف، تگرگ و شبنم پیوند می‎خورد.
میزان رطوبت هوا عموماً توسط شاخص رطوبت نسبی گزارش می گردد. اندازه گیری این پارامتر در ایستگاههای تبخیر سنجی وزارت نیرو، سینوپتیک و کلیماتولوژی سازمان هواشناسی به کمک دماسنج های خشک و تر و بهره گیری از جدول مخصوص محاسبه می گردد.
سنجش نم نسبی سه نوبت در روز انجام می گیرد و نم نسبی روزانه میانگین حسابی سه اندازه گیری مذکور است . در شرایطی که مقدار بخار آب در هوای مشخص ثابت باشد، هر چه دمای هوا افزایش یابد رطوبت نسبی کاهش می یابد، بنابراین رطوبت نسبی قبل از طلوع خورشید که دمای حداقل نیز در آن محدوده زمانی اتفاق می افتد، حداکثر مقداری را دارا بوده و حداقل رطوبت نسبی به هنگام وقوع حداکثر دمای شبانه روز رخ می دهد.

وضعیت نم نسبی یا رطوبت نسبی منطقه طرح:
نسبت مقدار آب موجود در جو به حداکثر مقدار آبی که جو می تواند در همان شرایط دارا باشد، نم نسبی نامیده می شود و به صورت درصد نشان داده می شود. جدول شماره (13) میانگین رطوبت نسبی ماهانه ایستگاههای مورد مطالعه منطقه طرح را نشان می دهد. می توان گفت این ایستگاهها حتی الامکان تمام سطح منطقه را پوشش داده و نتیجه گیری از آن برای تمام منطقه تقریباً امکان پذیر می باشد. بنابراین با توجه به ارقام مندرج در جدول شماره (3-6) مشخص می گردد که بطور کلی نم نسبی در بخش ساحلی و حاشیه دریای خزر از بخش غیر ساحلی آن بیشتر می باشد، دامنه تغییرات رطوبت نسبی در طول سال در بخش ساحلی دریای خزر کم می باشد، که بیشترین رطوبت نسبی ماهانه مربوط به ماههای سرد سال بخصوص اسفند و بهمن ماه مشاهده می گردد و کم ترین مقدار آن در فصل گرم سال بخصوص تیرماه می‎باشد. تغییرات رطوبت نسبی در این ناحیه از 66 درصد تا 94 درصد است و همچنین متوسط رطوبت نسبی سالانه آنها بالای 80 درصد میباشد . مرطوبترین ماههای سال در بخش غیر ساحلی و ارتفاعات منطقه مورد مطالعه که اگر رودبار را بعنوان ایستگاه معرف این آیتم در مناطق کوهستانی در نظر بگیریم بیشترین رطوبت نسبی در ماه مهر و کمترین این مقدار در ماههای فصل بهار و تابستان است . دامنه تغییرات رطوبت نسبی در این ناحیه از 28 درصد تا 90 درصد می باشد. به طور کلی مقدار رطوبت نسبی از ساحل به طرف خشکی کاهش می یابد و حداکثر رطوبت نسبی در مناطق ساحلی مشاهده می گردد که به علت بالا بودن دما در فصل گرم سال باعث ایجاد پدیده شرجی هوا در منطقه می گردد . پس می توان گفت منطقه مورد مطالعه بدلیل محصور بودن بین رشته کوههای البرز و تالش، بخار آب ناشی از تبخیر سطحی دریای خزر و تبخیر و تعرق حاصل از پوشش گیاهی انبوه منطقه را بصورت ابر در خود نگهداشته و این موجب بالا بودن رطوبت نسبی در منطقه می گردد و شهرستان رودبار نیز بدلیل دوری از دریا و باز بودن دره های آن در مسیر فضای جنوبی البرز و نیز پوشش گیاهی ضعیف که ناشی از تاثیر آب و هوای جنوبی البرز است دارای رطوبت نسبی کاملاً کمتری است.

جدول 3-6 میانگین رطوبت نسبی ماهانه ایستگاههای مورد مطالعه برحسب درصد

ماه ایستگاه
مهر
آبان
آذر
دی
بهمن
اسفند
فروردین
اردیبهشت
خرداد
تیر
مرداد
شهریور
سالانه
رشت
86
87
87
87
87
87
84
81
78
77
79
82
83
منجیل
5/62
5/65
5/67
5/67
8/69
8/65
61
5/60
8/55
50
8/54
3/59
رشت
7/85
3/86
1/85
1/86
9/85
9/85
8/81
8/79
5/77
3/76
6/78
8/82

آستانه اشرفیه
6/86
2/86
2/84
3/84
7/84
6/85
83
7/81
3/79
7/78
9/80
6/84

سد سفید رود
6/63
1/63
1/62
1/61
5/60
5/62
9/60
5/59
3/55
8/52
2/56
6/61

گیلوان
7/76
7/76
7/75
3/75
7/73
2/73
73
7/72
6/71
3/70
6/72
5/74

پارودبار
9/60
61
4/65
66
4/65
3/61
57
6/59
4/57
57
4/58
2/60

فومن
2/80
2/83
2/83
8/82
1/84
1/84
2/82
2/80
7/78
7/75
3/78
1/79
8/80
لاهیجان
5/80
9/80
5/79
5/78
4/79
4/79
5/77
1/76
6/73
5/72
9/74
8/77
78
لاکان
5/86
6/88
6/86
3/86
3/89
8/89
1/85
8/84
6/83
3/81
7/82
84
1/83
رودبار
2/70
7/69
9/68
8/68
8/68
1/68
9/64
2/64
7/64
5/65
68
7/69
7/67
تاریک رود
83
81
3/75
3/73
1/76
5/77
3/77
9/77
6/76
3/75
3/76
6/80
5/77
قلعه رودخان
9/87
4/87
4/84
5/83
7/84
6/85
2/84
8/83
4/81
9/79
4/81
6/85
1/84

نمودار 3-19 میانگین رطوبت نسبی ماهانه ایستگاه رشت بر حسب درصد

نمودار 3-20 میانگین رطوبت نسبی ماهانه ایستگاه منجیل بر حسب درصد

نمودار 3-21 میانگین رطوبت نسبی ماهانه ایستگاه رشت بر حسب درصد

نمودار 3-22 میانگین رطوبت نسبی ماهانه ایستگاه آستانه اشرفیه بر حسب درصد

نمودار 3-23 میانگین رطوبت نسبی ماهانه ایستگاه سد سفید رود بر حسب درصد

نمودار 3-24 میانگین رطوبت نسبی ماهانه ایستگاه گیلوان بر حسب درصد

نمودار 3-25 میانگین رطوبت نسبی ماهانه ایستگاه پارودبار بر حسب درصد

نمودار 3-26 میانگین رطوبت نسبی ماهانه ایستگاه فومن بر حسب درصد

نمودار 3-27 میانگین رطوبت نسبی ماهانه ایستگاه لاهیجان بر حسب درصد

نمودار 3-28 میانگین رطوبت نسبی ماهانه ایستگاه لاکان بر حسب درصد

نمودار 3-29 میانگین رطوبت نسبی ماهانه ایستگاه رودبار بر حسب درصد

نمودار 3-30 میانگین رطوبت نسبی ماهانه ایستگاه تاریک رود بر حسب درصد

نمودار 3-31 میانگین رطوبت نسبی ماهانه ایستگاه فخرآباد لشت نشاء بر حسب درصد

نمودار 3-32 میانگین رطوبت نسبی ماهانه ایستگاه قلعه رودخان بر حسب درصد

ساعات آفتابی و ابرناکی :
با استفاده از آمار و اطلاعات ساعات آفتابی ایستگاه های رشت و منجیل، وضعیت ساعات آفتابی منطقه و همچنین با توجه به همین ایستگاهها، وضعیت ابرناکی آسمان منطقه مورد مطالعه مورد بررسی قرار گرفته است.
همانطور که می دانیم این دو پارامتر در برآورد نیاز آبی گیاهان ضروری بوده و لذا از اطلاعات عمده زیست محیطی محسوب می گردد. این دو پارامتر از عوامل تعیین کننده میزان تبخیر و تعرق می باشند و در ساختار فرایند فتوسنتز دخالت مستقیم می یابند.
با توجه به جداول شماره (3-7) و (3-8) در بررسی ساعات آفتابی و میزان ابرناکی مشخص می شود که میزان ساعات آفتابی این ایستگاهها با میزان ابرناکی رابطه عکس دارد. بدین ترتیب که در ماههای اسفند تا تیر ماه بر مقدار ساعات آفتابی اضافه شده تا جایی که در تیرماه به حداکثر میزان خود می رسد و از تیرماه به بعد از مقدار ساعات آفتابی کم کم کاسته می شود و بر مقدار ابرناکی آسمان اضافه می شود به نحوی که در اسفند ماه این مقدار به حداقل خود می رسد. بررسی توزیع منطقه ای این پارامتر نشان می دهد که

مقاله درمورد ایستگاه، یخبندان، روزهای، سانتیگراد

4/18
14
10
2/7
8/6
6/8
4/13
5/18
5/22
8/24
25
6/22
16
تاریک
18
1/14
9/9
6/7
5/7
1/9
9/13
6/18
4/22
7/24
7/24
1/22
1/16
سدسفیدرود
7/19
1/15
1/10
2/7
2/7
9/9
6/15
9/19
2/24
3/27
9/26
5/24
3/17
گیلوان
5/21
9/15
3/10
2/7
9/6
2/10
7/15
6/20
1/25
9/27
4/28
2/26
18
پارودبار
6/19
4/14
1/9
8/6
2/7
4/10
4/15
3/20
7/24
4/27
5/27
7/24
3/17

نمودار 3-1 متوسط درجه حرارت ماهانه ایستگاه رشت بر حسب درجه سانتیگراد

نمودار 3-2 متوسط درجه حرارت ماهانه ایستگاه منجیل بر حسب درجه سانتیگراد

نمودار 3-3 متوسط درجه حرارت ماهانه ایستگاه قلعه رودخان بر حسب درجه سانتیگراد

نمودار 3-4 متوسط درجه حرارت ماهانه ایستگاه فخرآباد بر حسب درجه سانتیگراد

نمودار 3-5 متوسط درجه حرارت ماهانه ایستگاه آستانه بر حسب درجه سانتیگراد

نمودار 3-6 متوسط درجه حرارت ماهانه ایستگاه تاریک بر حسب درجه سانتیگراد

نمودار 3-7 متوسط درجه حرارت ماهانه ایستگاه سد سفید رود بر حسب درجه سانتیگراد

نمودار 3-8 متوسط درجه حرارت ماهانه ایستگاه گیلوان بر حسب درجه سانتیگراد

نمودار 3-9 متوسط درجه حرارت ماهانه ایستگاه پارودبار بر حسب درجه سانتیگراد

با توجه به جدول شماره (3-2) در تمام ایستگاههای منطقه ماههای تیر و مرداد بالاترین دما و ماههای بهمن و دی کمترین دمای ماهیانه منطقه را شامل می گردد و اختلاف چشمگیری بین حداقل و حداکثر و میانگین دمای ماهیانه مناطق وجود ندارد.
میانگین دمای هوا در مناطق کوهستانی پایین تر از سایر نقاط بوده و به تدریج که به سمت کوهپایه و جلگه و ساحل نزدیک می شویم بر میزان درجه حرارت به تدریج افزوده می شود.
مقدار نوسان سالانه دما در منطقه ساحلی حدود 20 درجه سانتیگراد که به علت بالا بودن رطوبت نسبی در منطقه ساحلی نوسان درجه حرارت در شب و روز ماههای سال کم می باشد. مقدار نوسان در روز و شب بسیار کم و حدود 7 تا 4 درجه می باشد. بنابراین در منطقه ساحلی تقریباً روز سرد وجود ندارد نوسان درجه حرارت مناطق کوهستانی منطقه تقریباکم و نشان از بحری بودن آن می باشد.
با توجه به جدول فوق مشاهده می گردد که روند دمای متوسط ماهانه در همه ایستگاهها شبیه به هم بوده و اختلاف آنها اندک می باشد و مناطق مرتفع منطقهدمای پایین تری را دارا می باشد در کلیه این ایستگاهها روند ماهانه دما نشان می دهد که از مهر ماه به بعد دما کاهش پیدا می کند و این افت دما تا اواسط اسفند ادامه دارد و به تدریج از این زمان به بعد دما سیر صعودی را پیش گرفته و در تیر و مرداد ماه به حداکثر خود می رسد.

رابطه ارتفاع با درجه حرارت (گرادیان حرارتی ) :
در بررسی گرادیان حرارتی منطقه مورد مطالعه با توجه به شرایط اقلیمی و وضعیت توپوگرافی به دو بخش ساحلی و غیر ساحلی قابل تقسیم است، بخش ساحلی شامل نوار واقع در ساحل دریای خزر که ارتفاع آنرا می توان کمتر از 200 متر در نظر گرفت می باشد. در این نوار که رابطه بین دما و ارتفاع وجود ندارد می‎توان میانگین ایستگاههای موجود را به عنوان مقدار متوسط منطقه اختیار نمود. در بخش غیر ساحلی و آمار متوسط دراز مدت درجه حرارت ماهانه و سالانه آنها اقدام به رسم گرادیان حرارتی بصورت ماهانه و سالانه گردید که این نمودارها در اشکال شماره (5-10) تا (5-15) ارائه شده اند. در رسم گرادیان های فوق از پیاده کردن نقاطی که آمار ایستگاههای آنها کمتر از 10 سال می باشد خودداری شده است، با توجه به گرادیانهای رسم شده فوق ملاحظه می گردد که تغییرات درجه حرارت با ارتفاع به ازاء هر یک صد متر بین 42/0 تا 66/0 درجه سانتیگراد در ماههای مختلف سال بوده و تغییرات سالانه آن 55/0 درجه سانتیگراد به ازاء هر یکصد متر ارتفاع می باشد، معادلات گرادیانهای ماهانه و سالانه در نواحی بالاتر از 200 متر درمنطقه مورد مطالعه در جدول شماره (3-3) ارایه شده است.

جدول 3-3 معادلات گرادیانهای حرارتی (از ارتفاع 200 متر به بالا)
ماههای سال
معادلات
ضریب همبستگی (R)
فروردین
592/18+H0059/0-=T
958/0
اردیبهشت
154/21+H0047/0-=T
93/0
خرداد
256/27+H0052/0-=T
919/0
تیر
05/30+H0045/0-=T
90/0
مرداد
799/29+H0042/0-=T
865/0
شهریور
25/27+H0048/0-=T
871/0
مهر
945/21+H0052/0-=T
906/0
آبان
503/16+H0056/0-=T
912/0
آذر
95/10+H0059/0-=T
915/0
دی
6287/7+H0062/0-=T
901/0
بهمن
6845/8+H0066/0-=T
943/0
اسفند
946/12+H0064/0-=T
956/0
سالانه
545/19+H0055/0
-=T
961/0

برای فصول سال نیز بین دما و ارتفاع رابطه برقرار شد که همبستگی بسیار خوبی بین کاهش دما و افزایش ارتفاع برای تمام فصول در منطقه به دست آمد که جدول شماره (3-4) رابطه بدست آمده برای فصول مختلف را نشان می دهد.

جدول 3-4 روابط میانگین دما با ارتفاع در فصول مختلف سال
فصول سال
معادلات
ضریب همبستگی
بهار
13/17+H0034/0-=T
842/0
تابستان
5/24+H0047/0-=T
825/0
پاییز
84/14+H0047/0-=T
85/0
زمستان
44/7+H0051/0-=T
8419/0

تعداد روزهای یخبندان :
بر طبق تعریف، روز یخبندان روزی است که طی آن دمای هوا به صفر یا کمتر از آن رسیده باشد. دوره یخبندان نیز به دوره ای اطلاق می گردد که روزهای یخبندان طی آن اتفاق می افتد. جهت بررسی بیشتر و بهتر روزهای یخبندان نیاز به داده های دمای روزانه در ایستگاههای واحد اندازه گیری دما می باشند. (سینوپتیک، کلیماتولوژی، تبخیر سنجی) جدول شماره (3-5) تعداد روزهای یخبندان را در ایستگاههای سینوپتیک، کلیماتولوژی و تبخیرسنجی منطقه مورد مطالعه نشان می دهد. با توجه به جدول شماره (3-5) بالاترین تعداد روزهای یخبندان متعلق به ایستگاه قلعه رودخان با 5/28 روز و پایینترین با 7/14 روز متعلق به منجیل بدست آمد.

جدول 3-5 میانگین تعداد روزهای یخبندان در ایستگاههای هوا شناسی منطقه مورد مطالعه
ماه ایستگاه
مهر
آبان
آذر
دی
بهمن
اسفند
فروردین
اردیبهشت
خرداد
تیر
مرداد
شهریور
سالانه
رشت
0
4/0
7/4
4/9
9/6
9/2
1/0
03/0
0
0
0
0
4/24
منجیل
0
3/0
5
5
7/3
7/0
0
0
0
0
0
0
7/14
قعله رودخان
0
1/0
2/2
2/11
2/10
7/4
1/0
0
0
0
0
0
5/28
رشت
0
1/0
6/3
8/9
9/8
3/4
1/0
0
0
0
0
0
8/26
آستانه
0
1/0
5/2
7/8
8/7
4/3
0
0
0
0
0
0
5/22
تاریک
0
2/0
9/2
11
6/8
2/4
2/0
0
0
0
0
0
1/27
سفید رود
0
04/0
9/1
8/5
5/8
2
3/0
0
0
0
0
0
5/18
گیلوان
0
3/0
7/4
6/12
3/12
6/3
2/0
0
0
0
0
0
7/33
پارودبار
0
2/0
9/4
8/11
6/11
6/3
2/0
0
0
0
0
0
3/32

نمودار 3-10 تعداد روزهای یخبندان در ایستگاه رشت

نمودار 3-11 تعداد روزهای یخبندان در ایستگاه منجیل

نمودار 3-12 تعداد روزهای یخبندان در ایستگاه قلعه رودخان

نمودار 3-13 تعداد روزهای یخبندان در ایستگاه رشت

نمودار 3-14 تعداد روزهای یخبندان در ایستگاه آستانه

نمودار 3-15 تعداد روزهای یخبندان در ایستگاه تاریک

نمودار 3-16 تعداد روزهای یخبندان در ایستگاه سفیدرود

مقاله درمورد شهرستان رودبار، فشار بخار آب

ر تغییر می کند. به طوری که بررسی این شاخص ها نشان می دهد، فصل غالب بارش تقریباً در تمامی ایستگاه ها فصل بهار می باشد.
با توجه به مطالعات انجام یافته در داخل و خارج از کشور بر روی مولفه بارش و دما با روش های متفاوت و نتایج حاصله، اکثراً نوسانات زمانی و مکانی را مورد اشاره قرار داده اند و تغییرات اقلیمی در تمام نقاط جهان یکی از مباحث مهم و بحث برانگیز می باشد که مستقیماً بر تمام شئونات زندگی بشر تاثیرگذار است. به همین منظور در پروزه حاضر با رویکرد آماری روند تغییرات بارش در دره سفید رود مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت.

فصل دوم
مبانی نظری تحقیق

2-1- فرآیند بارش
از لحاظ تعریف، بارش (Precipitation)، هر گونه رطوبت متراکمی است که به سطح زمین فرو می‎ریزد. بنابراین، فرآیند تراکم باید قبل از بارندگی صورت گیرد. معمولاً بارندگی، از انواع ابرها می بارد. اما ممکن است تمام ابرها ایجاد بارندگی نکنند. فقط وقتی قطرات آب، تکه های یخ و یا بلورهای آن آنقدر بزرگ می شوند که بر نیروهای شناوری و بالا دهنده ی قطرات آب در هوا فایق آینده بارندگی انجام می‎شود.
وقتی مقایسه ای بین اندازه ذرات ابری که باران ازآن می بارد یا ابری که ایجاد باران نمی کند به عمل می آید، متوجه می شویم فرآیند و یا فرآیندهایی وجود دارند که هنوز شناخته نشده اند. برای مثال، متوسط اندازه یک ذره ابر، که تخمین زده می شود در مدت 100 ثانیه متراکم شده باشد، 04/0 میلی متر است و حداکثر اندازه یک ذره متراکم 2/0 میلی متر است. به هر حال، قطرات باران معمولی از 5/0 تا 4 میلی متر تغییر می کنند.
مساله مهم در فیزیک بارندگی این است که چرا بعضی از ابرها قطراتی به اندازه قطره باران درست می‎کنند و دیگر ابرها چنین کاری را ننمی کنند. اگرچه تراکم مستقیم سبب ایجاد قطرات بزرگ نمی شود، اما برخورد و همامیزی قطرات با یکدیگر قطرات بزرگی ر ابوجود می آورد. برخورد مکرر، قطراتی با اندازه باران ر اتشکیل می دهد. کارآرایی همامیزی در شکل 2-1 که سرعت رشد قطرات آب ر ادر حالت تراکم و همامیزی نشان می دهد مشخص شده است. پس از این که اندازه قطرات به 04/0 میلی متر رسید، رشد آنها بیشتر به علت همامیزی است تا تراکم. هنوز این سوال وجود دارد که چرا همامیزی در بعضی از ابرها اتفاق می افتد و در بعضی دیگر نه.. کمتر از یک حد آستانه (حدود 04/0 میلی متر) قطرات آن قدر کوچک هستند که بطور مداوم با یکدیگر ادغام نمی شوند. اما چرا بعضی از ابرها به این اندازه می رسند و بعضی دیگر نمی‎رسند؟ جواب این سوال در طبیعت و اندازه هسته های تراکم اولیه نهفته است. در مناطق حاره، که بیشتر سطوح آنها اقیانوس است، ذرات درشت نمک در هوا وجود دارد و قطرات باران در اطراف آنها تشکیل می گردد. این قطرات سپس با همامیزی درشت تر می شوند.
در عرض های جغرافیایی میانه و زیاد، ابرها ان قدر مرتفع هستند که درجه حرارت آنها در زیر نقطه انجماد است. در چنین ابرهایی قطرات کوچک آب و بلورهای یخ به صوزت توام وجود دارند (شکل 2-2). در این وضعیت چون فشار بخار آب بیشتر از فشار بخار یخ در همان درجه حرارت است لذا چنین به نظر می‎رسد که هوا از نظر قطرات آب در حالت اشباع، و از نظر بلورهای یخ در حالت فوق اشباع است. با توجه به این که بخار آب بتدریج در اطراف ذرات یخ انباشته می شود کم کم هوا از حالت اشباع خارج شده و قطرات کوچک آب شروع به تبخیر می‎کنند. این عمل آن قدر ادامه پیدا می کند تا تمام قطرات کوچک آب تیخیر شوند و یا آن که بلورهای یخ به قدری بزرگ شوند که از ابر خارج و به پایین سقوط نمایند. در طی سقوط، گرم و ذوب می شوند و به عنوان قطرات باران در می آیند که با همامیزی، درشت و درشت تر می شوند. این پدیده، که معمولاً در ابرهایی که دماهای آنها 10- تا 30- درجه سانتی گراد است به خوبی عمل می‎کند به نام پدیده برژرون (Bergeron) نام گذاری شده است ( برژرون دانشمند هواشناسی نروژی است که برای اولین بار این پدیده را توصیف نمود).

2-2- تحریک مصنوعی برای ایجاد بارش
کمبود آب برای مصارف مختلف، بشر را بر آن داشته است تا در مورد بارش مصنوعی دست به مطالعه و آزمایش بزند. این کار در دو سه دهه قبل شدت ادامه داشت، اما به علت عدم موفقیت، در حال حاضر چندان مورد توجه نمی باشد. در هر حال راه حل هایی که در این مورد به کار گرفته می شود به شرح زیر است:
-استفاده از یخ خشک
– استفاده از بلورهای یدور نقره
– ارزیابی بارور کردن ابرها
– انواع مختلف بارش
– باران
– برف
– برفابه
– تگرگ
– یخ پوشه مات

فصل سوم
ویژگیهای جغرافیایی

3-1- موقعیت
محدوده مورد مطالعه که در مختصات جغرافیایی ً26 َ14 ?50 تاً30 َ11 ?49 طول شرقی و َ28 ?37تا َ40 ?36 عرض شمالی قرارگرفته، از نظر سیاسی شهرستان های رشت، آستانه اشرفیه، لاهیجان، سیاهکل، شفت، فومن و رودبار را در بر می گیرد. مساحت این محدوده 860/3592 کیلومتر مربع بوده و شهرهای مهمی همچون رودبار، رستم آباد، رشت، شفت، سیاهکل، لاهیجان، آستانه اشرفیه، خشکبیجار، سنگر، خمام، لشت‎نشاء و منجیل در آن قرار دارد نقشه شماره 1 موقعیت منطقه مورد مطالعه را نشان می دهد.

نقشه 3-1 موقعیت
منطقه مورد مطالعه

نقشه 3-2 شهرستان رودبار به تفکیک دهستان و بخش ها
3-2- توپوگرافی
محدوده مورد مطالعه را از نظر توپوگرافی می توان به واحدهای زیر تقسیم نمود قسمت ساحلی، قسمت جلگه ای و قسمت کوهپایه ای – قسمت کوهستانی نسبتاً مرتفع – قست کوهستانی بسیار مرتفع
قسمت ساحلی:
این قسمت که از ساحل دریای خزر در محدوده ی مورد نظر و تا ارتفاع صفر متد را در بر می گیرد از نظر جمعیتی بدلیل وجود شهرهای بزرگی مانند آستانه، لاهیجان، رشت و غیره بسیار پر جمعیت بوده و عموماً اراضی کشاورزی سایر موارد را در بر می گیرد در این قسمت پوشش گیاهی بصورت پراکنده بوده و در برخی مناطق بصورت مصنوعی می باشد این قسمت جلگه ای و کوهپایه ای منطقه شیب خاصی ندارد و کمتر از یک درصد و مساحت آن 62/1140 km2 می باشد.
این قسمت از اراضی که از ارتفاع صفر تا 100 متر را در بر می گیرد مناطقه جلگه ای محدوده مورد مطالعه بوده و از نظر جمعیتی کمتر از قسمت ساحلی بوده و عمدتاً در این قسمت زمین های کشاورزی و باغات مشاهده می شود در برخی موارد پوشش گیاهی جنگلی بصورت پراکنده وجود دارد مساحت این قسمت 1100 km2 می باشد شیب این مناطق کم می باشد.
قسمت کوهستانی مرتفع
این قسمت از محدوده مورد نظر از ارتفاع 100 شروع و تا 500 متر را در بر می گیرد شیب دامنه ها در این مناطق زیاد بوده و عمدتاً بدلیل کوهستانی بودن دارای جمعیت کم می باشد ساخت و سازهای انسانی در آن محدوده بوده و عمدتاً جنگلی می باشد مساحت محدوده مورد نظر 615 km2 می باشد. در برخی موارد اراضی کشاورزی بصورت دیم وجود دارد و عمدتاً مرکبات دیده می شود.
قسمت کوهستانی بسیار مرتفع:
این قسمت از محدوده مورد مطالعه از ارتفاع 500 متر شروع و تا ارتفاع 3000 متر را در بر می گیرد شیب این مناطق بسیار زیاد بوده و عمدتاً بدلیل کوهستانی بودن دارای پوشش جنگلی انبوه و در این مناطق ساخت و سازهای انسانی بصورت بسیار کم و پراکنده وجود دارد، در برخی از این مناطق کشاورزی بصورت خیلی کوچک و دیم انجام می شود مساحت این محدوده 24/737 کیلومتر مربع می باشد جدول شماره طبقات ارتفاعی محدوده مورد نظر را نشان می دهد.

جدول 3-1- طبقاتی ارتفاعی محدوده ی مورد نظر
طبقات ارتفاع
ارتفاع متر
مساحت km2
درصد مساحت
قسمت ساحلی
کمتر از صفر
62/1140
75/31
قسمت جلگه ای و کوهپایه ای
100-0
1100
62/30
قسمت کوهستانی نسبتاً مرتفع
500-100
615
52/20
قسمت کوهستانی بسیار مرتفع
3000-500
24/

با توجه به جدول فوق 75/31 درصد مساحت محدوده ی مورد مطالعه در قسمت ساحلی 62/30 درصد در قسمت جلگه ای و کوهپایه ای و 12/17 درصد در قسمت کوهستانی نسبتاً مرتفع و 52/20 درصد در قسمت کوهستانی بسیار مرتفع می باشد نمودار شماره مساحت طبقات ارتفاعی محدوده مورد مطالعه را نشان می دهد.

نقشه 3-3 نقشه توپوگرافی

دلتای سفیدرود
دلتای سفیدرود بزرگترین دلتای ایرانی دریای خزر می باشد که بر سطح رسوبهای دریایی خزر گسترده شده است. وسعت آن تقریباً 1700 کیلومتر مربع است. قسمت اعظم آبرفتهای این دلتا مربوط به دوران چهارم جدید (هولوسن) می باشد. نحوه گسترش آبرفتهای آن نقش تعیین کننده ای در پیدایش جلگه گیلان دارد. از رسوبهای ساحلی، دلتایی و رودخانه ای تشکیل شده و قدیمی ترین رسوب های آن احتمالاً مربوط به اواخر دوران چهارم قدیم است. به تدریج با پسروی دریا بر وسعت این دلتا افزوده شده است. همانند سایر دلتاها به کرات مسیر جریان آب در اثنای طغیان های دوره ای تغییر می نموده و آثار این تغییرات هنوز بر سطح دلتا به صورت شیارهای متعدد قابل شناسایی است. با مطالعه عکس های هوایی سال 1955 و نقشه زمین شناسی 250. 000 :1 قزوین – رشت، در می یابیم که سفیدرود در زمان های نه چندان دور شش بار تغییر مسیر داده که حاصل این جابجایی پهنای قابل توجه دلتا از تالاب انزلی تا شمال چمخاله می باشد.
با توجه به اهمیت و نسبت آثار بازمانده رسوبی از این تغییرات، احتمالاً قدیمی ترین مسیر جریان سفیدرود، بعد از خروج از کوهستان، مستقیماً به سمت خشکبیجار هدایت می شده و به دریا ریخته است. در چهار کیلومتری شمال خشکبیجار، دو قطعه پادگانه مجاور آبرفتی می تواند شاهدی از این مسیر اولیه باشد. هنوز در شمال و جنوب خشکبیجار آثار مسیلهای قدیمی به جای مانده اند.
مسیر دوم سفیدرود احتمالاً به سمت تالاب انزلی و یا مشرق آن بوده است. آثار رسوب رودخانه ای بازمانده از این جریان، بیش از مسیر اولیه می باشد. قطعاتی از رسوب های قدیمی بین خمام و رشت می تواند به عنوان شواهدی از آن مورد توجه باشد. اصولاً در تمام موارد، سطح رسوب های باقیمانده رودخانه ای مرتفع تر از سطح دلتای کنونی می باشد.
در مرحله سوم، سفیدرود از کوچصفهان به سمت دلتای جدید کنونی جریان داشته است. دو نوار آبرفتی نامنظم و برجسته و نسبتاً موازی در جهت شمال شرقی و در طول بیش از 10 کیلومتر آثار پادگانه های سفیدرود در این مرحله می باشند که جاده کنونی کوچصفهان- عبدالله آباد، در طول چندین کیلومتر از داخل آن می گذرد.
در مرحله چهارم، مسیر اصلی سفیدرود، در جنوب کوچصفهان به سمت مشرق منحرف شده و مسیرهای قبلی به صورت متروک در آمده اند. قبل از رسیدن به حوضه سیاهکل مجدداً به سمت شمال شرق منحرف می شده و با عبور از مجاورت لسکوکلایه به دریا می پیوسته است. به دلیل جوان بودن این تغییر مسیر، گسترش رسوب های آبرفتی در امتداد آن از مراحل قبلی بیشتر است.
در پنجم
ین مرحله، جریان شرقی سفیدرود، مستقیماً از شمال لاهیجان گذشته و در شمال لنگرود با انحراف به سمت شمال به سمت دریا هدایت می شده است. پیشرفتگی جلگه گیلان در مشرق دستک حاصل ته نشست رسوب های رودخانه ای در همین زمان می باشد. احتمالاً این پیشرفتگی در گذشته بیش از زمان کنونی بوده است. زیرا پس از اینکه سفیدرود مجدداً مسیر خود را تغییر داده. میزان پسروی دلتا بر اثر فرسایش امواج در ناحیه دستک طی 30 سال گذشته، حدود 200 متر برآورده شده است.
دستک در 15 کیلومتری غرب “کیاشهر” قرار دارد. در طول 6 کیلومتر از اراضی ساحلی دریا در این ناحیه از دیرباز دریای خزر به طور مستمر در حال پیشروی است. هر سال چندمین ده هکتار اراضی مزروعی و مسکونی این ناحیه طعمه دریا می شود. اندازه گیری های دقیقی از میزان پیشرفت دریا در دست نیست ولی بنابه‎اظهار معمرین محلی طی 20 سال، 3 مسجد با پیشروی دریا از بین رفته است. میزان پیشروی دریا که در سال 1361 وسیله شرکت سهامی آب منطقه ای گیلان کنترل شد 35 متر بوده است. (اصلاح عربانی، 1380، ص 95)

نقشه 3-4 دلتای سفیدرود

3-3- اقلیم منطقه
دما (درجه حرارت):
دما کمیتی است که سردی و گرمی نسبی یک جسم را بیان می نماید. دما در بررسی های اقلیم زراعی و کشاورزی از عناصر بسیار مهم محسوب می گردد تا جایی که می توان گفت پراکنش گونه های گیاهی و حتی حیوانی برروی کره زمین با توجه به دو عامل حرارت و میزان آب قابل دسترس صورت پذیرفته است.
عوامل حرارتی تابع عرض جغرافیایی، ارتفاع از سطح دریا، توزیع خشکی و دریا، ناهمواری زمین، جریان اقیانوسی و شیوه حرکتی سیستم ها و توده های هوا می باشند. انرژی خورشید در سیستم زیستی- اتمسفر باعث پیدایش پدیده دما می گردد که در دوره زمانی کوتاه تغییرات شبانه روزی دما را باعث می شود و در یک مقیاس آماری بلند به تغییرات اقلیمی می انجامد.
در مطالعات حاضر از اطلاعات ایستگاههای سینوپتیک، کلیماتولوژی و تبخیر سنجی در بررسی رژیم حرارتی استان استفاده بعمل آمده است .
جدول (3-2) درجه حرارت متوسط ماهانه برخی از ایستگاههای موجود در منطقه را نشان می دهد.

جدول 3-2 متوسط درجه حرارت ماهانه ایستگاه هواشناسی برحسب سانتیگراد
ماه
نام ایستگاه
مهر
آبان
آذر
دی
بهمن
اسفند
فروردین
اردیبهشت
خرداد
تیر
مرداد
شهریور
سالانه
رشت
9/18
4/14
2/10
3/7
9/6
1/9
9/13
8/18
1/23
5/25
7/25
8/23
5/16
منجیل
5/17
3/11
2/7
4/7
1/7
5/10
4/16
3/21
9/23
5/26
6/26
9/23
6/16
قلعه رودخان
2/17
1/13
3/9
6/6
6
8/7
8/12
5/17
2/21
7/23
8/23
4/21
0/15
فخر آباد
1/18
9/13
8/9
2/7
7/6
3/8
8/12
6/17
1/22
6/24
8/24
5/22
4/15
آستانه

پایان نامه درمورد آموزش مهارت، سلامت روان، گروه کنترل، دانش آموزان دختر

نمرات بالاتر از آن نشان دهند? سطح جرأتمندی بالا و نمرات پایین تر نشان دهند? سطح جرأت مندی پایین می باشد.

3-5-5- دستورالعمل و برنام? آموزش مهارت های ارتباطی
این مهارت ها شامل سه دسته از مهارت های زندگی هستند که بیشتر به عنوان مهارت های ارتباطی شناخته می شوند، این مهارت ها عبارتند از:
1- برنام? آموزش مهارت حل مسأله
2- برنام? آموزش مهارت حل تعارض بین فردی
3- برنام? آموزش ابزار وجود یا جرأت آموزی
هر کدام از این مهارت ها به صورت 5 جلس? دو ساعته برگزار گردید و دستور کار هر جلسه شامل این موارد بود:
– سوالاتی برای بحث گروهی
– تکلیف جلسه
لازم به توضیح می باشد که سازمان جهانی بهداشت ،مهارت های زندگی را مبتنی بر نظریه های یادگیری اجتماعی بندورا می داند ( ناصری و نیکپور،1383) و به همین جهت مخاطبین
درجریان یادگیری و آموزش، فعالانه به امر یادگیری مهارت ها می پردازند ،یعنی جلسات کارگاه به شیوه ای فعال و مشارکتی توسط پژوهشگر و یکی از مشاورین مدرسه اداره شده و بر انجام تکالیف در جلسه و در فاصله جلسات به منظور تغییر نگرش و بینش افراد تأکید صورت گرفته است.

روش جمع آموری اطلاعات:
به علت کمبود وقت من در سر کلاسهای مهارتی زندگی و ارتباطی شرکت کردم یعنی سر کلاسهای یکی از استادنم حضور پیدا کردم و آزمون 90scl را قبل از شروع کلاسها از کسانی که در این کلاسها شرکت کرده بودند گرفته شد و بعد از چند هفته که پایان کلاسها بود نیز آموزنی گرفته شد و این نتایج را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دادم تا ببینم کلاسهای مهارتهای زندگی و ارتباطی چه تاثیری در رفتار این مراجعین داشته.

در این فصل با استفاده از روش های آماری توصیفی و استنباطی فرضیه های تحقیق مورد آموزن
قرار می گیرد .

4-1- فراوانی گروه ها
در این پژوهش تعداد 60 نفر از دانش آموزان دختر مقاطع تحصیلی راهنمایی و دبیرستان که جهت حل مشکلات خود به مشاور مدرسه مراجعه کرده بودند، انتخاب شده و به روش تصادفی در دو گروه 30 نفری گروه آزمایش و گروه کنترل جایگزین شدند که فراوانی گروه های مورد مطالعه در جدول 4-1 ارائه شده است.

جدول 4-1- جدول فراوانی گروه آزمایش و کنترل

فراوانی راهنمایی
فراوانی متوسطه
جمع
گروه آزمایش
15
15
30
گروه کنترل
15
15
30
جمع
30
30
60

چنانچه جدول4-1 نشان می دهد هر گروه شامل 30 دانش آموز است که 15 نفر از مقطع سوم راهنمایی و 15 نفر از مقطع متوسطه می باشد.

4-2-تحلیل نتایج بر اساس فرضیه های تحقیق
الف)آمار توصیفی
– میانگین ، انحراف استاندارد، دامنه ، حداقل و حداکثر نمرات نمونه مورد بررسی در پیش آزمون پرسشنامهSCL-90-R در جدول 4-2 و نمرات آزمودنی ها در پس آزمون این پرسشنامه در جدول 4-3 نشان داده شده است.

جدول 4-2- میانگین ،انحراف استاندارد، دامنه ،حداقل و حداکثر نمرات آزمودنیها در پیش آزمون
مقیاس SCL-90_R(N=60)

جسمانی کردن
وسواس
افسردگی
حساسیت بین فردی
اضطراب
پرخاشگری
ترس مرضی
پارانوئید
روانپریشی
شاخص مرضی
میانگین
18/4
9/21
12/30
38/18
67/23
93/10
74/9
12/12
7/16
3/175
انحراف معیار
7/38
98/5
06/8
79/5
16/7
53/4
93/4
07/4
4/6
5/45
دامنه
33
31
40
26
35
23
20
19
30
237
حداقل
2
4
4
4
4
1
0
2
1
37
حداکثر
35
35
44
30
39
24
20
21
31
274

جدول 4-3- میانگین ، انحراف معیار ، دامنه ، حداقل وحداکثر نمرات آزمودنی ها در پس آزمودن
مقیاس SCL-90_R (60=N)

جسمانی کردن
وسواس
افسردگی
حساسیت بین فردی
اضطراب
پرخاشگری
ترس مرضی
پارانوئید
روانپریشی
شاخص مرضی
میانگین
53/15
57/17
1/24
72/14
48/19
5/8
4/8
05/10
6/13
7/142
انحراف معیار
31/7
66/6
06/9
62/5
42/7
69/4
46/4
98/3
7/6
19/53
دامنه
30
30
38
24
31
21
20
18
29
227
حداقل
3
2
4
3
3
1
0
2
1
28
حداکثر
33
32
42
27
34
22
20
20
30
255

مقایسه نمرات افراد در پیش آزمون و پس آزمون نشان می دهد که میانگین نمرات افراد در شاخص مرضی از 3/175 به 7/142 کاهش یافته و این کاهش در اغلب مقیاس های بالینی کم و بیش مشاهده می شود.

– میانگین ، انحراف معیار،دامنه،حداقل و حداکثر نمرات آزمودنی ها در پیش آزمون مقیاس شیو? حل مسئله در جدول 4-4 ونمرات آزمودنی ها در پس آزمون این مقیاس در جدول 4-5 ارائه شده است.

جدول 4-4- نمرات آزمودنی ها در پیش آزمون مقیاس شیوه حل مسأله

درماندگی
مهارگری
خلاقیت
اعتماد
اجتناب
روی آورد
سبک سازنده
سبک غیر سازنده
میانگین
85/4
18/5
7/3
98/1
83/3
87/4
55/10
87/13
انحراف معیار
91/1
23/2
19/2
87/1
06/2
67/1
07/4
07/4
دامنه
8
8
8
8
8
7
20
18
حداقل
0
0
0
0
0
1
4
5
حداکثر
8
8
8
8
8
8
20
23

جدول 4-5- نمرات آزمودنی ها در پس آزمون شیو? حل مسأله

درماندگی
مهارگری
خلاقیت
اعتماد
اجتناب
روی آورد
سبک سازنده
سبک غیر سازنده
میانگین
5/3
75/3
02/5
31/3
67/2
48/5
13/82
92/9
انحراف معیار
84/1
99/1
19/2
99/1
50/1
58/1
52/4
96/3
دامنه
8
8
8
8
6
7
18
17
حداقل
0
0
0
0
0
1
5
1
حداکثر
8
8
8
8
6
8
23
18

مقایسه نمرات آزمودنی ها نشان می دهد که میانگین نمرات آزمودنی ها در سبک سازنده حل مسأله از 55/10 در پیش آزمون ،به 82/13 در سبک غیر سازنده حل مسأله از 87/13 در پیش آزمون به 92/9 در پس آزمون کاهش یافته است.

– میانگین ، انحراف استاندارد، دامنه ، حداقل و حداکثر نمرات آزمودنی ها در پیش آزمون پرسشنامه جرأت مندی جرابک در جدول 4-6 و در پس آزمون این مقیاس در جدول 4-7 نشان داده شده است.

جدول 4-6 نمرات آزمودنی ها در پیش آزمون پرسشنامه جرأتمندی جرابک
میانگین نمرات
05/92
انحراف استاندارد نمرات
93/19
دامنه نمرات
81
حداقل نمرات
57
حداکثر نمرات
138

جدول 4-7- نمرات آزمودنی ها در پس آزمون پرسشنامه جرأتمندی جرابک
میانگین نمرات
55/101
انحراف استاندارد نمرات
47/19
دامنه نمرات
77
حداقل نمرات
66
حداکثر نمرات
143

میانگین نمرات آزمودنی ها از 05/92 در پیش آزمون مقیاس ، به نمره 55/101 در پس آزمون مقیاس جرأتمندی افزایش یافته است.

-میانگین ، انحراف معیار ، دامنه، حداقل وحداکثر نمرات آزمودنی ها در پیش آزمون پرسشنامه حل تعارض رحیم در جدول 4-8 و نمرات پس آزمون در جدول 4-9 ارائه شده است.

جدول 4-8- نمرات آزمودنی ها در پیش آزمون پرسشنامه حل تعارض رحیم

حل تعارض سازنده
حل تعارض غیر سازنده
میانگین نمرات
18/45
53/38
انحراف معیار نمرات
96/9
32/5
دامنه نمرات
44
25
حداقل نمرات
20
28
حداکثر نمرات
64
53

جدول 4-9- نمرات آزمودنی ها در پس آزمون پرسشنامه حل تعارض رحیم

حل تعارض سازنده
حل تعارض غیر سازنده
میانگین نمرات
97/46
3/34
انحراف معیار نمرات
1/7
71/5
دامنه نمرات
33
23
حداقل نمرات
27
26
حداکثر نمرات
60
49

مقایسه میانگین نمرات پیش آزمون و پس آزمون در پرسشنامه حل تعارض نشان می دهد که میانگین نمرات آزمودنی ها در شیوه حل تعارض سازنده از 18/45 در پیش آزمون ، به 97/46 در پس آزمون افزایش یافته و در شیوه حل تعارض غیر سازنده ، میانگین نمرات از 53/38 در پیش آزمون به 3/34 در پس آزمون تنزل یافته است.

ب) آمار استنباطی
مشاهده داده های توصیفی این پژوهش حاکی از تفاوت نمرات آزمودنی ها در پیش آزمون و پس آزمون است. اما برای اثبات معنا دار بودن این تفاوت ها ، می بایست از روش های تحلیل آماری و یا آمار استنباطی بهره جست. روش آماری مورد استفاده برای آزمون فرضیه ها در این پژوهش تحلیل کواریانس یک طرفه ANCOVA ( برای فرضیه های 1 تا 4) و روش t گروه های مستقل (برای فرضیه 5) در نرم افزار SPSS می باشد.

فرضیه 1: آموزش مهارت های ارتباطی در سلامت روانشناختی افراد مؤثر است.
برای آزمون این فرضیه از روش کواریانس استفاده شده که نتایج آن در جدول شماره 4-10 ارائه شده است.

جدول 4-10 نتایج تحلیل کوواریانس یکطرفه ؛ متغیر وابسته : سلامت روانی
منبع
مجموع مجذورات
درجه آزادی
میانگین مجذورات
F
معنا داری
مجذور اتا
سلامت روانی
31/1076
1
31/2076
63/80
000/0
56/0
گروه
32/91763
1
32/91763

خطا
92/64870
57
09/1138

چنانچه از جدول شماره 4-10 نشان می دهد ، مقدار F معنادار بوده و فرضیه تحقیق تایید می شود، بدین معنی که آموزش مهارت های ارتباطی بر میزان سلامت روانشناختی افراد تأثیر قابل ملاحظه ای داشته و تفاوت بین دو گروه آزمایش و کنترل معنا دار است . به عبارتی :
59/0= مجذور اتا , 001/0 P , 63/80=(57 و1)F

فرضیه 2: آموزش مهارت های ارتباطی در شیوه حل تعارض بین فردی افراد مؤثر است.

برای آزمون این فرض از روش آماری کوواریانس استفاده شد که نتایج آن در دو بخش ، حل تعارض سازنده در جدول 4-11 و حل تعارض غیر سازنده در جدول 4-12 ارائه گردیده است.

الف)شیوه حل تعارض سازنده

جدول 4-11 نتایج تحلیل کوواریانس یکطرفه؛متغیر وابسته :شیوه حل تعارض سازنده
منبع
مجموع مجذورات
درجه آزادی
میانگین مجذورات
F
معنا داری
مجذور اتا
حل تعارض سالم
48/42
1
48/42
48/5
023/0
088/0
گروه
91/248
1
95/248

خطا
85/2590
57
45/45

همانگونه که جدول شمار
ه 4-11 نشان می دهد ،مقدار F نشان می دهد که تفاوت بین دو گروه آزمایش و کنترل بعد از اجرای دوره آموزشی معنا دار است . بنا بر این فرضیه دوم این تحقیق نیز تایید می شود. به عبارتی :
088/0= مجذور اتا, 023/0 p , 48/5=(57/1)F

فرضیه 2:
ب)شیو? حل تعارض غیر سازنده
جدول 4-12 نتایج تحلیل کوواریانس یکطرفه؛متغیر وابسته : شیوه حل تعارض غیر سازنده
منبع
مجموع مجذورات
درجه آزادی
میانگین مجذورات
F
معنا داری
مجذور اتا
حل تعارض غیر سالم
96/15
1
96/15
52/52
000/0
480/0
گروه
09/914
1
09/914

خطا
04/992
57
41/17

میزان F مشاهده شده در جدول شماره 4-12 نشان می دهد که تفاوت از لحاظ آماری معنا دار است ، یعنی پس از آموزش ، تفاوت معنا داری در نمرات گروه آزمایش و گروه کنترل دیده می شود. بنابراین فرضیه دوم (ب) نیز از نظر آماری تایید می شود و می توان گفت که آموزش منجر به کاهش شیوه حل تعارض ناسالم در افراد می شود و یا به عبارتی :

48/0= مجذور اتا ,001/0p , 52/52=(57/1)F

فرضیه 3: آموزش مهارت های ارتباطی منجر به افزایش مهارت حل مسأله در بین افراد
می شود.
برای آزمون این فرض از روش کوواریانس استفاده شد.
الف-حل مسأله سازنده در جدول شماره 4-13

الف)حل مسأله سازنده
جدول شماره 4-13 نتایج تحلیل کواریانس یکطرفه؛ متغیر وابسته : حل مسأله سازنده
منبع
مجموع مجذورات
درجه آزادی
میانگین مجذورات
F
معنا داری
مجذور اتا
حل مساله سازنده
91/6
1
91/6
04/41
000/0
42/0
گروه
47/501
1
47/501

خطا
5/696
57
22/12

بر اساس نتایج ارائه شده در جدول 4-13 و میزان F مشاهده شده می توان چنین استنباط کرد که تفاوت بین گروه ها معنا دار است و آموزش مهارت های ارتباطی تاثیر معنا داری در بهبود مهارت حل مسأله دارد، بنا بر این فرضیه سوم تحقیق (الف)تایید می شود . به عبارت دیگر:

42/0= مجذور اتا , 001/0P , 04/41=(57/1)F

فرضیه 4:آموزش مهارت های ارتباطی منجر به افزایش میزان جرأت ورزی در افراد می شود.

برای تحلیل آماری این فرض از روش کوواریانس استفاده شد و نتایج این تحلیل در جدول 4-14 ارائه شده است.
جدول4-14 نتایج تحلیل کوواریانس یکطرفه؛ متغیر وابسته: جرأت ورزی
منبع
مجموع مجذورات
درجه آزادی
میانگین مجذورات
F
معنا داری
مجذور اتا
جرأت ورزی
65/2
1
65/2
49/58
000/0
51/0
گروه
80/10854
1
80/10854

خطا
19/10578
57
58/185

پایان نامه درمورد آموزش مهارت، سلامت روان، سوء مصرف مواد، مصرف مواد

ی مثبت به مساله به قرار زیر می باشد :
– دور نگه داشتن هیجان های منفی مانند افسردگی ، اضطراب وخشم که ممکن است مانع حل مساله شوند.
– افزایش هیجانهای مثبت که برای حل مساله نقش تسهیل کننده ایفا می کند .
– بازداری از تمایل به بروز پاسخ یا پاسخ های تکانشی
– بر انگیختن فرد برای حل مشکلات (دزوریلا ، نزو 1995 ؛ دزوریلا ، شیدی ، 1991 ، نقل از الیوت و همکاران 1995 ).
افرادی که دارای جهت گیری مثبت به مساله هستند ، مشکلات روزمره خود را براحتی حل می کنند ، بدون اینکه دچار تنیدگی های روان شناختی شدید شوند . در صورتی که جهت گیری منفی به مساله با راهبرد های مقابله ای نا کار آمد و پیا مدهای نا خوشایندی همراه است که آن هم به صورت چرخه وار جهتکیری منفی به مساله راافزایش می دهد (نزو، دزوریلا ، نقل از الیوت و همکاران ، 1995 ). جهت گیری مثبت باعث استفاده از راهبر دهای مقابله ای مؤثر و کارآمد می شود ، مانند:
– مساله یا مشکل به صورت مبارزه طلبی
– پاسخ به مساله با هیجان های مثبت مانند امید واری و اشتیاق
– حرکت فعالانه به سمت مساله و سعی در حل آن

جهت گیری منفی یا باز دارنده می تواند تمایلات زیر را در بر داشته باشد :

– درک مساله به عنوان یک عامل تهدید کننده جدی برای سلامت
– پاسخ به مساله با هیجان های منفی شدید مانند اضطراب و افسردگی
– اجتناب یا کناره گیری از مقابله به مساله (دزوریلا وشیدی ، 1992 ).
بر اساس الگوی حل مساله ، جهت گیری مثبت به حل مساله با حالات عاطفی مثبت ، رابطه مثبت دارد و با حالات منفی ، رابطه منفی دارد . تحقیقات حاکی است افرادی که از روش های مثبت حل مساله استفاده می کنند ، تجارب هیجانی منفی را از خود دور می کنند و خلق مثبت منجر به حل مساله به شکل مؤثر می شود .همچنین خلق مثبت ، سبب حل مساله به صورت خلاقانه نیز می گردد (آیسن و همکاران ، 1987، نقل از الیوت و همکاران ، 1995 ).
بنابراین جهت گیری مساله به طور نزدیکی با عاطفه مثبت و منفی در ارتباط می باشد ، بدین صورت که جهت گیری منفی به مساله با عاطفه منفی بالا و به تبع آن با سلامت روان شناختی پایین مرتبط بوده و از طرف دیگر توانایی فرد در دور کردن حالات
منفی از خود باعث تسهیل حل مساله و استفاده از روش های سازنده حل مساله و راهبردهای مقابله ای مؤثرشده است .
بطور کلی می توان گفت که موقعیت های مساله زا می تواند برهیجان های مثبت ومنفی اثربگذارد و آن هم ، برنحوه ادراک حل مساله ، خود و محیط تأثیر داشته باشد و در نتیجه می تواند سبب افزایش یا کاهش سطح سلامت روانی شود (بن – پورات و تلگن ، 1990، جورج و بریف 1990 ؛ نقل از الیوت و همکاران ، 1995).
بر اساس دیدگاه حل مساله ، جهت گیری مثبت به مساله با تجارب منفی پایین و هیجان پذیری مثبت بالا ارتباط مستمر دارد و جهت گیری منفی به مساله ، تلاش برای حل مساله به صورت مؤثر را بازداری می کند و سبب پیامد های نا مناسب می شود که آنهم به نوبه خود جهت گیری منفی و احساسات منفی مداوم و مزمن را تقویت می کند . بر همین اساس مداخلات روانی – تربیتی و آموزش مهارت هایی که بر پایه حل مساله بنا شده باشد ، می تواند بر صفات شخصیتی منفی و هیجان پذیری مثبت تأثیر گذاشته و از این طریق شیوه حل مساله مثبت و سازنده را بوجود آورد و در نهایت آشفتگی های روانی را کاهش داده یا به حد اقل برساند (دزوریلا و شیدی ، 1991 ، نقل از الیوت و همکاران ، 1995 ).

ب) مهارت های خاص حل مساله :
مهارت حل مساله فرآیند تفکر منطقی و منظمی است که به فرد کمک می کند تا هنگام رویارویی با مشکل ، حل های متعددی را جستجو کند و سپس بهترین راه حل را انتخاب نموده و مساله ای را با موفقیت انجام دهد . این مؤلفه دارای چهار فعالیت می باشد که برخی از مؤلفان آنها را مراحل حل مساله نامیده اند و عبارتنداز :
1- تعریف و ضابطه بندی مسأله : در این مرحله به فرد آموزش داده می شود که در خصوص مشکل خود فکر کرده و در یابد که چه عواملی در ایجاد مشکل دخالت دارند . در این مرحله بایستی مشکل به صورت دقیق مشخص شود و چنانچه مساله به صورت مبهم و یا پیچیده باشد ، نمی توان راه حل های مؤثری جهت حل مساله پیدا کرد.
2- ایجاد راه حل های جانشینی : در این مرحله به فرد آموزش داده می شود تا راه
حل های متعددی برای مشکل خود بیابد .به این صورت که به روش بارش فکری ،ذهن خود را آزاد بگذاردو راه حل هایی را که به ذهنش می رسد یادداشت کند .
3- ارزیابی راه حل ها و تصمیم گیری : در این مرحله فرد هر یک از راه حل ها را مورد قضاوت و ارزشیابی قرار می دهد . موضوع مهم در این مرحله سودمند بودن یا نبودن راه حل های ست ، فرد پیامد هر یک از راه حل ها را پیش بینی می کند
و سودمندی آنرا برای خود و دیگران ، مورد قضاوت و ارزشیابی قرار می دهد .
4- انجام و تصریح را حل : یعنی توانایی انجام ، نظارت و ارزیابی راه حل ها و پاسخ های مقابله ای به طور مؤثر . در این مرحله به فرد آموزش داده می شود راه حل های مفید و سودمند را انتخاب نموده و آنها را در عمل اجرا کند و پیامدهای اعمالش را مورد توجه قرار دهد ، چنانچه راه حل رضایت بخش بود به مشکل پایان داده می شود و فرایند حل مساله پایان می یابد و چنانچه یک راه حل مؤثر نبود فرد باید از راه حل های دیگری که در اختیار دارد استفاده نماید و یا فرایند حل مساله را از ابتدا شروع کند . حل مساله زمانی پایان می یابد که دیگر موقعیت برای مساله زا نیست (نوری ، 1381).
دزوریلا و نزو (1990 ) عنوان کرد
ه اند که افراد مختلف ممکن است در مولفه های عمده حل مساله (جهت گیری به مساله و مهارتهای حل مساله ) دارای نقاط ضعف و قوت متفاوتی باشند ، همچنین ممکن است این مؤلفه ها برای انواع مشکلات (به عنوان مثال ، مشکلات ساده یا پیچیده ) یا همه پیامدهای سازگارانه (برای ، تنیدگی روانشناختی در مقابل توانمندی رفتاری )از اهمیت یکسانی برخوردار نباشند . برای مثال ممکن است مؤلفه ای از مهارتها برای مقابله با مساله ای که آسان است مؤثر و مفید باشد اما در مقابله با مساله مشکل کارایی لازم را نداشته باشد . بنابراین توانایی حل مساله دارای برخی توانایی ها و مهارت هاست که ممکن است در افراد مختلف پیامدهای سازگارانه متفاوتی داشته باشد (دزوریلا، شیدی 1992 ).
2-3-1-2- راهبردهای مقابله ای
لازاروس و فولکمن (1984) دو شکل کلی مقابله با مشکلات و رویدادهای زندگی را مشخص کرده اند که عبارتند از :
الف) مقابله متمرکز بر مشکل یا روش مساله مدار
ب ) مقابله متمرکز بر هیجان یا روش هیجان مدار
روش مساله مدار عبارت از راهبردهایی است که به جهت تغییر منبع تنیدگی به کار
می رود و روش هیجان مدار راهبردهایی را شامل می شود که هدفش کاهش پریشانی های ایجاد شده در موقعیت مساله ساز است . راهبرد متمرکز بر مشکل می تواند معطوف به درون یا معطوف به بیرون باشد . راهبردهای مقابله ای معطوف به بیرون در جهت تغییر یا رفتارهای دیگران است ، در صورتی که راهبردهای مقابله ای معطوف به درون شامل تلاش هایی است که برای بررسی مجدد نگرشها و نیازهای خود و کسب مهارتها و پاسخ های تازه به عمل می آوریم . مقابله متمرکز بر هیجان معطوف بر کنترل و مهار ناراحتی هیجانی است و زمانی که فرد مشکل را فراتر از توانایی های خود تلقی می کند به احتمال زیاد به مقابله متمرکز بر هیجان روی آورده است (ویتالیانو و همکاران ،1990 ) .
تحقیقات مختلف نشان داده است که تکیه بر روش هیجان مدار ، به ویژه روش اجتنابی ، با میزان تنیدگی و آشفتگی بالا در ارتباط می باشد (رونسون ،فلتون ، 1989 ؛ تامپسون و همکاران ، 1992 ، نقل از پکنهام ،1999 ، ). در صورتی که استفاده از روش مقابله ای مساله مدار با میزان آشفتگی پایینی مرتبط بوده است (رونسون ،فلتون ، 1989 ؛ نقل از همان منبع )
مطالعات پژوهشی در زمینه مقابله منجر به کسب نتایج مفیدی شده است . افرادی که به طور موفقیت آمیز با مشکلات مقابله می کنند ، کسانی هستند که خودشان به مجموعه ای از راهبر دهای مقابله ای مجهز ساخته اند و در انطباق با شرایط انعطاف پذیر هستند .
مقابله کننده های خوب از مهارت های زیر برخوردار هستند :
(1) انعطاف پذیری : توانایی ایجاد و در نظر گرفتن راه حل های جانشین .
(2) دور اندیشی : توانایی پیش بینی اثرات طولانی مدت پاسخ های مقابله ای .
(3) منطقی بودن : توانایی انجام ارزیابی های دقیق و درست .
همچنین نتایج پژوهش های مختلف حاکی است که سازگارانه ترین روش برای مقابله با چالش ها و مشکلات زندگی ، اتخاذ یک رویکرد فعال و متکی به خود از قبیل طرح ریزی و مساله گشایی است . همچنین اجتماعی بودن و برون گرایی و داشتن مهارت های ارتباطی نیز می تواند در این زمینه سودمند و مفید باشد ، کسانی که از مقابله عملی و مساله مدار استفاده می کنند از نحوه کنترل رویدادهای تنش زا راضی هستند و کمتر افسرده و مضطرب می شوند . مقابله هیجانی و اجتنابی به سازگاری رضایت بخش با رویدادهای تنش زا منجر نمی شوند و افرادی که از این راهبرد ها استفاده می کنند . معمولاً مضطرب و افسرده هستند (امیر خان و همکاران ، 1995 کوپر و همکاران ، 1995 )

2-3-1-3- سبکهای حل مساً له
کیسدی و لانگ (1996 ،نقل از محمدی وصاحبی ،1380 ) به 6 سبک حل مساله در افراد اشاره کرده اند که عبارتند از :
– درماندگی :این عامل بیانگر بی یاوری فرد در موقیعت های مساله زا می باشد .
– مهار گری حل مسأله : بعد از مهار گیری بیرونی – درونی را در موقیعت های مساله زا منعکس می کند.
– سبک خلاقیت :نشان دهند? برنامه ریزی و در نظر گرفتن راه حل های متنوع بر حسب موقعیت مسأله زا است .
– اعتماد در حل مسأ له : بیانگر اعتقاد در توانایی فرد برای مشکلات است .
– سبک اجتناب :تمایل جهت رد شدن از کنار مشکلات به جای مقابله با آنها را منعکس می کند .
– سبک رو یآورد : نگرش مثبت نسبت به مشکلات و تمایل به مقابله رو در رو با آنها را نشان می دهد .
از بین شیو های حل مسأ له ،سبک خلاقیت ، سبک اعتماد در حل مسأ له و سبک روی آورد به عنوان شیو های سازنده حل مسأ له می باشد و سبک درماند گی ،سبک مهار گری حل مساله و سبک اجتناب به عنوان شیو های غیر سازنده حل مسأ له در افراد محسوب می شوند .

2-3-1-4- نقص در حل مسأله و بروز مشکلات روانشناختی در افراد

آموزش مهارت های حل مسأله و شیو ه های صحیح مقابله با مشکل ،به افزایش کیفیت زندگی ،عملکرد نقش روانی اجتماعی ،رفتار مقابله ای و در نهایت به سلامت رو انشناختی کمک می کند. عقیده براین است که کسب شیوه های مقابله ای صحیح سبب تقویت کانون کنترل درونی شده و از طرف دیگر باعث استفاده از راهبردی مسأله مدار می شود . همچنین بهبود روابط ارتباطی و اجتماعی ، کاهش تضادها و تعارض های بین شخصی و کاهش میزان طلاق ، از جمله مواردی است که در اثر استفاده از شیو های صحیح حل مسأله یا شیو های صحیح مقابله با مشکل کسب می شود (شار تر 1999).
مهارت های مؤ ثر حل مسأله با ساز گاری شخصی خوب ارتباط دارد (هاگا و همکاران ،1995). پژو هشگران در ی
افتند که مسأله گشا های موفق به این واقعیت واقف اند که غلبه بر مشکلات ز ندگی مستلزم تلاش شخص است (با مگاد نر و همکاران ،1986)و اغلب افرادی که در مانده و نا توان می شود به طورانعطاف نا پذیری تنها از یک راه حل استفاده می کنند و وقتی این راه حل مؤثر واقع نمی شود ،معمولاًرا ه های دیگری را امتحان نمی کنند. حل مسأ له نیازمند رویکردی فعال است نه منفعل و پاسخ های سر کوبگرانه و واکنشی به مسائل سبکهای مقابله ای و سوء مصرف مواد نیز نقش بسزایی داشته است (پلت و هاسبند 1993،زو چری و دانسریر 2003)
ارتباط نقص در حال مسأ له با مشکلات و مسائل مختلفی مشخص شده است.برای مثال تحقیقات ،ارتباط بین نقص در حال مسأ له و افسردگی را مشخص کرده است .
نشانه های افسردگی با ایجاد راه حل های جانشینی کمتر در مقابل مشکلات ،انتخاب راه حل های کم تأثیر از میان راه حل های مختلف،عملکرد ضعیف در رسیدن به هدف های خاص ،توانایی حل مسأله پایین ادراک شده رابطه دارد (دیکسون و همکاران ،1993،نقل از هاگا و همکاران 1995 ). افرادی که از مهارت مسأله گشایی خوبی برخودار دارند در مقایسه با افرادی که فاقد این مهارت هستند کمتر احتمال دارد افسرده شوند (نزو و همکاران ،1986)
در مطالعه ای که بر روی افراد مبتلا به افسردگی بالینی صورت گرفت ،دو نوع درمانبه دو گروه تجویز شد . به گروهی راهبردهای مسأله گشایی آموزش داده شد تا از آن استفاده کنند اما در مورد مشکلات گروه دوم بحث شد ،ولی هیچگونه راهبرد مسأله گشایی به آنها آموزس نداده شد . نتایج این پژوهش بسیار روشن بود ،افراد افسرده ای که روش حل مسأله را یاد گرفته و به کار بسته بودند ،میزان افسرد گی شان به مقدار فابل تو جهی کاهش یافت ،طوری که شش ماه پس از این تحقیق هنوز اثر این راهبرد در آنها وجود داشت . در مقابل افسرده ای که فقط درباره مشکلاتشان بحث شده بود ولی راهبردهای حل مسأ له به آنها آموزش داده نشده بود فقط کاهش جزئی در میزان افسردگی شان مشاهده شد ،نتیجه این پزوهش نشا ن داد که مهارت حل مسأ له،مهارتی مؤثر برای مقابله با افسردگی است (نزو ،1986).
به طورکلی پژو هشگران تف اوت اساسی در پاسخهای مقابله ای افرادافسرده و غیر افسرده کشف کرد اند (کویینی ،آلدوین و لازاروس ، ،1981 بیلینگز،کرونکیت،مووس 1983، هالان ،مووس1987،تیلور ،اسکوگین ،1992) براساس یافته های این محققین افراد افسرده از مهارتهای مسأله گشایی به اندازه کافی استفاده نمی کنند (کلینکه ،ترجمهمحمد خانی 1380)
در طول دهه های گذشته ارتباط بین نقص در مهارت های حل مسأ له و خود کشی نیز بین نمونه های بالینی آشکار شده است .محققین با استفاده از مقیاسهای حل مسأله ،تفاوتهای را بین گرو ههای خود کشی گرا گروه های غیر خود کشی گرا یافته (لاین هان و همکاران 1981 گوداشتاین ،1982،شوت ،کلام ،1987 نقل از ایوانف و همکاران1992).
آموزش مهار تهای حل مسأله در کاهش رفتارهای غیر عادی و نامناسب کو دکان و نوجوانان نیز تأثیر بسزایی داشته است . نتایجپژوهشی بر روی کودکانو نوجوانان که اختلالات رفتاری داشتند نشان داد که رفتار های مشکل ساز به دنبال آموزش مهارت حل مسأله کاهش یافته یا محدود میشود

پایان نامه درمورد آموزش مهارت، سلامت روان، ابراز وجود، بهداشت روان

ش مهارت ها تأثیر دارد؟
1-3- ضرورت و اهمیت پژوهش
طبق آمار سازمان جهانی بهداشت انواع آسیب های روانی – اجتماعی در اغلب جوامع بطور نگران کننده ای رو به افزایش می باشد ، اختلالات روانی و عصبی ، وابستگی دارویی ، رفتارهای ضد اجتماعی و بزه کاری و …. به ویژه در نوجوانان روند صعود ی پیدا کرده است.تاکنون یکی از مهمترین برنامه ها یی که جهت پیشگیری و کنترل آسیب های روانی- اجتماعی نوجوانان و جوانان طراحی و اجرا شده است ، برنامه پیشگیری موسوم به “آموزش مهارتهای زندگی ” می باشد که در سال 1993 به منظور ارتقای سطح بهداشت روان و پیشگیری از آسیب های روانی – اجتماعی از سوی سازمان بهداشت جهانی طراحی و در سطح وسیعی در کشورهای جهان مورد استفاده قرار گرفته است (رامشت و فرشاد ، 1383 ) . مهارت های زندگی عبارتند از مجموعه ای از توانایی ها که زمین? سازگاری و رفتار مثبت و مفید را فراهم می آورند ، این توانایی ها ، فرد را قادر می سازد مسئولیت های نقش اجتماعی خود را بپذیرد و بدون لطمه زدن به خود و دیگران ، با خواست ها ، انتظارات و مشکلات روزانه ، به ویژه در روابط بین فردی ، به شکل مؤثری روبرو شود . پژو هشگران ، تأثیر مثبت مهارتهای زندگی را در کاهش سوء مصرف مواد ، استفاده از ظرفیت ها و کنش های هوش ، پیشگیری از رفتارها ی خشنونت آمیز ، تقویت اتکاء به نفس ، تقویت خود پنداری و …. مورد تأیید قرار داده اند . پژوهش های بسیاری نیز در مورد سایر آسیب های فردی و اجتماعی و بهبود آن ها از طریق آموزش مهارت های زندگی انجام یافته است که مؤید گسترش آن است . یادگیری موفقیت آمیز مهارتهای زندگی ، احساس یاد گیرنده را در مورد خود و دیگران تحت تأثیر قرار می دهد . بعلاوه ، با تغییری که کسب این مهارتها در نو جوان به وجود میاورد ، برداشت و نگرش دیگران نیز تغییر می بابد . بنابراین ، مهارت های زندگی یکی از عوامل عمده گسترش بهداشت روان نوجوانان است ( طارمیان و همکاران ، 13383 ) مهارت هایی که به” مهارت های زندگی ” موسومند ، بی شمار هستند و ماهیت و تعریف آنها ، به نسب فرهنگ ها و موقعیت ها ، تغییر می یابد . تحلیل بنیادی این مهارت ها نشان می دهد که می توان تعدادی از آنها را پایه فعالیت های مربوط به ارتقای بهداشت روانی در مدارس قرار داد . زیرا یکی از مهمترین محیط آموزشی است . براین اساس مهارت های ارتباطی و اجتماعی یکی از مهمترین مهارت هایی می باشند که در افزایش سلامت روانشناختی افراد تأثیر بسزایی دارند . زیرا ارتباطات انسانی و روابط بین فردی مؤثر ، اساس و شالوده هویت و کمال انسانی است و مبنای اولیه پیوند وی با دیگران را تشکیل می دهد و موجب شکو فایی افراد و بهبود کیفیت روابط می شوند ( وود17 ، ترجمه فیروز بخت ،1379 ) . همچنین ارتباط صریح و روشن ، بر خورد فرد با دیگران را تسهیل می سازد و عدم ارتباط یا ارتباط ضعیف ، خویشتن فرد را هم از نظر هیجانی و هم از نظر جسمی تضعیف می کند (بولتون ، ترجمه سهرابی ، 1381 ) . بین 18(2000) مهارتهای ارتباطی و بین فردی و مهارت های مرتبط با آن ، مانند حل مسأله و ابراز وجود و حل تعارض ها را به عنوان یکی از مهارت های زندگی مهم مورد تأ کید قرار داده است ( بین ,2000) .

پژوهش های بی شماری نیز نشان داده اند که بسیاری از مشکلات بهداشتی و اختلالات روانی و عاطفی ریشه های روانی – اجتماعی دارند . به عنوان نمونه نتایج تحقیقات تروئر ، براینت و آرجیل (1978 ) نشان داده است که بسیاری از افراد ی که دچار عوارض روانی ، همچون اضطراب و افسردگی و اختلالات شخصیتی هستند ، از نظر مهارتهای ارتباطی نیز بی کفایت به نظر می رسند ( کار تلج میلبرن ؛ ترجمه نظری نژاد ، 1372 ).
بنابراین آنچه پژوهش حاضر را مهم و قابل توجه می کند ، پرداختن به مؤلفه هایی است که در افزایش سلامت روانشناختی نوجوانان تأثیر می کند ، پرداختن به مؤلفه هایی است که در افزایش سلامت روانشناختی نوجوانان تأ ثیر دارند . هر چند که آموزش مهارتهای زندگی برای حفظ سلامت روانشناختی افراد در همه سطوح تحصیلی مورد تأکید است ، اما با تو جه به ویژگی های رشدی نوجوانان و مسائل و مشکلات یش روی آنان ، آموزش این مهارت ها در این دوره سنی اهمیت مضاعف دارد . گرایش به گروه های دوستی و همسالان ، تضاد فکری با بزر گسلان بخصوص والدین ، تمایل به استقلال و …. از خصیصه های رفتاری دور? نوجوانی است و این ویژگی ها منجر به کاهش آستانه مقاومت این افراد شده و آسیب پذیری آنها را افزایش می دهد . بنابراین در چنین شرایطی افزایش قدرت سازگاری وبالا بردن ظرفیت های مقابله ای فردی و اجتماعی از طریق آموزش مهارت های ارتباطی و بین از ضروریات است .
همچنین تأثیر آموزش مهارتهای زندگی به صورت کلی از جنبه های مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است ، اما اثر بخشی مهارتهای ارتباطی و بین فردی ، به عنوان یکی از زیر مجموعه های مهارت های زندگی ، کمتر مورد پژوهش و ارزیابی قرار گرفته است .
اهمیت دیگر این پژوهش توجه به میزان اثر بخشی آموزش مهارتهای ارتباطی در کنترل و درمان اختلالات روانشناختی است ( پیشگیری ثانویه ) ، در اغلب پژوهش های انجام یافته به تأثیر آموزش مهارتهای در پیشگیری از اختلالات روانشناختی (پیشگیری اولیه ) پرداخته شده است و اثر بخشی آموزش مهارت ها در کنترل اختلالات روانی کمتر مورد قرار گرفته است ، این پژوهش به اثر بخشی آموزش مهارت های ارتباطی در دانش آموزان با مشکلات روانشناختی پرداخته است .

1-4- اهداف پژوهش
1-4-1- هدف کلی : هدف کلی هدف کلی پژ
وهش حاضر ، بررسی تأثیر آموزش مهارتهای ارتباطی در افزایش سلامت روانشناختی دانش آموزان مراجعه کننده به مشاورین مدارس است.
1-4-2- اهداف جزئی : هدف های جزئی این پژوهش عبارتند از :
– بررسی اثر بخشی آموزش مهارت های ارتباطی در بهبود شیو? حل مساله در افراد .
– بررسی تأثیر آموزش مهارتهای ارتباطی در اصلاح شیوه های مقابله ای افراد با تعارض های بین فردی .
– بررسی تأثیر آموزش مهارت های ارتباطی در نحوه ابراز وجود افراد .
– بررسی و مقایسه اثر بخشی آموزش مهارت های ارتباطی در دوره راهنمایی و دوره دبیرستان.

1-5- فرضیه های پژوهش
این پژوهش در صدد آموزن فرضیه های زیر است :
1- آموزش مهارت های ارتباطی در سلامت روانشناختی افراد مؤثر است .
2- آموزش مهارتهای ارتباطی درشیوه حل تعارض بین فردی افراد مؤثر است.
3- آموزش مهارتهای ارتباطی درشیوه حل مساله افراد تاثیر می گذارد .
4- آموزش مهارتهای ارتباطی منجر به افزایش میزان جراتمندی یا قاطعیت در افراد می شود .
5- اثر بخشی آموزش مهارتهای ارتباطی در سلامت روانشناختی دانش آموزان دوره راهنمایی و متوسطه متفاوت است .

1-6- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها
متغیرها و مفاهیم مرتبط با آنها ، در این پژوهش به شرح ذیل می باشد.
1-6-1- سلامت روانشناختی19
-تعریف مفهومی : بعدی از مفهوم سلامت است و به معنی ادارک مثبت فرد از رویدادها و شرایط زندگی است که در اثر عوامل درونی (مانند شخصیت ) و عوامل بیرونی (مانند تأثیرات محیطی ) چنین ادراکی حاصل می شود (بزنر 20و اشتاین هاردت21 ، 1997). همچنبن سلامت روانشناختی یک پدید? چند بعدی است و دارای خصصیه های

عاطفه ، شناخت ، رفتار ، خود پنداشت و روابط بین شخصی می باشد (وسینگ 22 و ون ادن ،1994؛ نقل از باباپور ، 1381) .

– تعریف عملیاتی : در این پژوهش سلامت روانشناختی عبارت از نمره ای است که فرد در آزمون SCL-90-R بدست می آورد.

1-6-2- شیوه های حل مساله23
– تعریف مفهومی : مهارت حل مسا له به فرایندی شناختی – رفتاری ابتکار ی فرد اطلاق می شود که به وسیل? آن فرد می خواهد راهبرهای مؤثر و سازگارانه مقابله ای برای مشکلات روزمره را تعیین ، کشف با ابداع کند( دزوریلا وشیدی ، 1992 ) . مهارت های حل مساله ، مؤلفه هایی همچون توانایی برخورد با مسائل ، استفاده از مراحل حل مساله ، شناسایی راه حل های گوناگون هنگام مواجهه با مشکل و انتخاب مؤثرترین راه حل ، گردآوری اطلاعات و ارزیابی و تحلیل آن ها ودر نهایت حل مشکل را در برمی گیرد (الیوت و همکاران ، 1995).

– تعریف عملیاتی : در این پژوهش شیوه حل مساله عبارت است از نمره ای که فرد در مقیاس شیو? حل مساله کسیدی و لانگ بدست می آورد .

1-6-3- شیوه های حل تعا رض بین فردی
– تعریف مفهومی : شیوه حل تعارض رفتارهایی است که شخص به هنگام مواجه شدن با یک موقعیت تعارضی از خود نشان می دهد تا بتواند بر آن موقعیت غلبه کند .

این شیوه ها عبارتند از عبارتند از شیو? اجتنابی24 ، مهربانانه25 ، مصالحه گرانه26 ، سلطه گرانه27 و همراهانه 28. شیوه های حل تعارض ، نشانگر دو بعد ” توجه به خود ” و توجه به دیگران ” (رحیم29 ، 1986 ) و یا دو بعد ” رابطه سالم ” و ” رابطه نا سالم ” ( هاریگوپال، 1995 ) می باشد.

– تعریف عملیاتی : در این پژوهش ، شیوه حل تعارض بین نمره ای است که فرد در مقیاس نسخه دوم شیوه مقابله رحیم بدست می آورد.

1-6-3- مهارت جرأت ورزی
– تعریف عملیاتی : ابراز وجود ، شیوه ای از ابراز نیازها ، خواسته ها و احساسات است که به معنای برسمیت شناختن حقوق خود در عین احترام گذاشتن به حقوق دیگران می باشد ، و جرأتمند بودن به معنای برقرار کردن ارتبا ط به شیوه ای غیر منفعلانه و غیر پرخاشگرانه است ( کنرلی ترجمه مبینی ) . مؤلفه های این مهارت عبارتند از : ابراز وجود ، نه گفتن به درخواست های نا معقول دیگران ، حفظ استقلال در بین دوستان ، تقاضای تغییر رفتارهای نامطلوب از دیگران ، ابراز عقاید متفاوت ، پذیرش کاستی خود ، آغاز و ادام? تعا ملات با دیگران ، ابراز احساسات مثبت .

– تعریف عملیاتی : در این پژوهش مهارت جرأت ورزی نمره ای است که فرد از طریق مقیاس جرأتمندی جرابک بدست می آورد .

در این قسمت مفهوم سلامت روانی و دید گاه های مربوط به اثر بخش بودن آموزش مهارت های زندگی و مهارت های ارتباطی ، بویژه اثر بخشی مهارت های حل مساله ، حل تعارض بین فردی و جرأت ورزی در افزایش سلامت روانی و کاهش مشکلات روانشناختی افراد ، مورد بررسی بیشتر قرار می گیرد .

2-1- مفهوم سلامت
سازمان بهداشت جهانی30 (1947 ) سلامت را چنین تعریف می کند :
” سلامت عبارت است از حالت بهزیستی کامل جسمانی ، روانی و اجتماعی و نه فقط فقدان بیماری یا ناتوانی ” . دان (1967، نقل از ادلین31 و همکاران ، 1999 ) سلامت را یک روش کنش وری وحدت یافتهای می داند که هدفش به حداکثر رساندن توان فرد است . به نظر وی سلامت مستلزم این است که فرد طیف تعادل و جهت یا مسیر هدفمند را با محیط ، یعنی جایی که در آن کنش وری خود را آشکار می سازد ، نگه دارد (بزنز ،
اشتاین هاردت ،1997 ). همچنین لارسون ( 1996 ، نقل از کی یس ،1998 ) عقیده دارد ، سلامت عبارت است از فقدان وضعیت و احساسات منفی که نتیجه
آن سازگاری و تطابق با دنیای خطرناک است (بابا پور خیر الدین ، 1381 ).
2-2- ابعاد سلامت
دانشمندان معتقدند که سلامت دارای ابعادی به شرح زیر می باشد:
– سلامت جسمانی : عبارت است از سلامت بدن ، که این سلامت از طریق تغذیه صحیح ، ورزش منظم ،اجتناب از عادات مضر ، آگاهی یافتن و احساس مسئولیت در قبال سلامت و تندرستی ، بدنبال مراقبت های پزشکی بودن در صورت نیاز و شرکت کردن

در فعالیت هایی که به پیشگیری از بیماری کمک می کند ،محقق میشود.

– سلامت اجتماعی : یعنی توانایی انجام مؤثر و کارآمد نقشهای اجتماعی بدون آسیب رساندن به دیگران . سلامت اجتماعی در واقع همان ارزیابی شرایط و کارفرد در جامعه است ( ادلین و همکاران ، 1999)
– سلامت هیجانی :این بعد از سلامت به فهم هیجان ها و شیوه صحیح مقابله با مشکلات روزمره زندگی و چگونگی تحمل کردن تنیدگی ، اشاره می کند (همان منبع ). سلامت هیجانی به صورت دارا بودن ” هویت از خود ایمن ” و حس “توجه به خود مثبت ” تعریف شده است .این دو خصیصه ، جنبه هایی از ” حرمت خود ” می باشند . حرمت خود مؤلفه اصلی سلامت هیجانی است ( دیه نر 1984 ، نقل از بزنر و اشتاین هاردت ، 1997 ).
– سلامت عقلانی : سلامت عقلانی یعنی داشتن ذهن باز به عقاید و مفاهیم جدید .
به عبارتی ، سلامت عقلانی عبارت است از فهم این نکته که شخص بطور باطنی دارای انرژی لازم و مناسب برای انجام فعالیت های عقلانی می باشد . محققان معتقدند
که فعالیت های عقلانی بسیار زیاد یا بسیار کم تأثیر منفی برسلامت می گذارند( سوئد فند، 1979 ؛آرونسون ،1989 غ آنتونوفسکی ، 1988 ؛ نقل ازبزنز ، اشتاین هاردت ، 1997 ).
– سلامت معنوی : به نظر ادلین و همکاران (1999 ) سلامت معنوی یعنی ” حالت تعادل و نظم فرد با خود و دیگران و توانایی موازنه ساختن بین نیاز های درونی با خواسته ها و تقاضای بیرونی ” . الیسون (1983) سلامت معنوی را “نیروی یکپارچه بین ذهن و بدن “
و گرین برگ (1986 ) آنرا “عقیده به یک نیروی وحدت بخش ” می دانند. برخی از مؤلفان دیگر سلامت معنوی را “ادراک مثبت از معنی و هدف زندگی ” می دانند (آردل ،1986 ؛ کراس و همکاران ، 1992 ،چپمن ، 1986 ؛ نقل از بزنر ، اشتاین هارت ،1997 ).
– سلامت روان شناختی
مفهوم سلامت روان به شکلی مداوم در حال تغغیر است (ربر ، 1995 ؛ نقل از ناصری و نیک پور ، 1383 ) و مؤلفان مختلف تعاریف متفاوتی از سلامت روان شناختی ارائه کرده اند . این تنوع در تعاریف می تواند ناشی از تفاوت رویکردهای مختلف درروانشناسی واعتقاد متفاوت مؤلفان نسبت به مؤلفه های مختلفی که در ارتباط با سلامت روانشناختی وجود دارد و در برخی مواقع بواسطه نتایجی که از پاره ای بررسی ها به دست آید ، باشد .
برخی از مؤلفان معتقدند که سلامت روانشناختی یعنی “ادراک مثبت فرد از رویدادها و شرایط زندگی “. این تعریف به یک منبع روانی با نام خوش بینی ارثی اشاره می کند
( شی یر ، کارور ، 1985 ؛ نقل از بزنر ، اشتاین هاردت 1997 ) . فردی که به طور ارثی خوش بین است عقیده دارد که هر موقعیت و وضعیتی سر انجام نتیجه مثبتی خواهد داشت . نتایج تحقیقات مختلف نشان داده است