پایان نامه ارشد درمورد خاورمیانه، عربستان سعودی، نظام سیاسی، قدرت منطقه ای

……………………………………………………………………………………113
نتیجهگیری……………………………………………………………………………………………………………………………..116
منابعومآخذ…………………………………………………………………………………………………………………………….118

بخش اول

کلیات و داده های نظری

فصل اول
کلیات پژوهش
1- 1- بیان مسئله
جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی به عنوان دو قدرت منطقه ای خاورمیانه شناخته می شوند که در ابعاد گوناگون سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ایدئولوژیک دارای اختلافات گسترده و ریشه ای می باشند. این اختلافات درون مایه ای تاریخی- فرهنگی داشته و ناشی از تفاوت الگوی روشی و معرفتی دو کشور و تضاد منافع ملی آنها می باشد.اختلافات این دو کشور را می توان در یک نمای کلان، در چند دسته کلی تقسیم و نمونه سنجی کرد:
1)مسأله ژئوپلتیک و انرژی: دو کشور از لحاظ دارا بودن منابع غنی طبیعی و همچنین جایگاهشان به عنوان دو ستون ناظر بر جریان تبادل انرژی، نقش مهمی را در منطقه ایفا می کنند.
2)ماهیت متفاوت نظام سیاسی: جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک کشور انقلابیدارای نظام سیاسی دموکراتیک مبتنی بر جمهوریت و رویکرد انقلابی،مستقل و آرمان گرا در عرصه سیاست خارجی می باشد که از این لحاظ هموارهدچار تنش هایی با آمریکا و نظام محافظه کار جهانی شده است. از سوی دیگر عربستان سعودی بر خلاف ایران، دارای نظام سیاسی مبتنی بر پادشاهی موروثی بوده که در عرصه سیاست خارجی رویه ای رئالیستی و سازشگرانه دارد و از روابط پایدار و مسالمت آمیزی با آمریکا برخوردار است.
3)ماهیت متفاوت فرهنگی-مذهبی:دو کشور، نمایندگان دو مذهب عمده اسلام (شیعه و سنی) و راهبر دو جریان فکری،فرهنگی و مذهبی متفاوت می باشند( نادری نسب،1389: 316).
این دو کشور تقریبا از دهه ی 1950 همواره یکدیگر را به چشم رقیب می نگریسته اند. رقابت دو کشور در خلیج فارس، خاورمیانه، جهان عرب، جهان اسلام و حتی در صحنه ی بین المللی همواره مشهود بوده است. در آغاز سده بیست و یکم، دگرگونی های مهمی در خاورمیانه پدید آمده است که زمینه های افزایش قدرت منطقه ای ایران و شیعیان را فراهم آورده و سبب شده است که روابط دو کشور در طول سال های گذشته به صورت تزایدی با تنش و بی اعتمادی همراه باشد. این تنش ها از یک سو ناشی از برخی تحولات و رقابت های منطقه ای در حوزه های مختلف از جمله; عراق، لبنان و فلسطین و از طرف دیگر بحران های اخیر در بحرین و سوریه که رقابت دو کشور را تشدید کرده است (شجاع،1389: 240).سیاست خارجی دو کشور در رابطه با سوریه از دو عامل بازدارندگی و بسط حوزه نفوذ پیروی می کند. جمهوری اسلامی ایران به واسطه نزدیکی فکری-فرهنگی به حکومت علوی سوریه و همچنین مسأله بازدارندگی-امنیتی سوریه نسبت به اسرائیل برای ایران از اهمیت شایانی برخوردار است.از سوی دیگر سوریه به منزله حلقه ارتباط ایران با حزب اله در لبنان و حماس و جهاد اسلامی در فلسطین،به مثابه فاکتور اعمال نقش نظارتی ایران بر این دو کشور و منطقه ظاهر شده و عملا ایران را از انزوای منطقه ای خارج می نماید. از سوی دیگر عربستان به واسطه بهره برداری از تحولات عربی و مهار نسبتا موفق آن،در پی تغییر نقشه راهبردی منطقه و چرخش توازن به سمت خود می باشد. عربستان،سوریه را عامل راهبردی ایران در منطقه به خصوص در جریان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران دانسته و توافق دو کشور ایران و سوریه در زمینه ترانزیت انرژی را به عنوان نماد خیانت عربی سوریه به اعراب و شورای حکام عرب قلمداد می نماید. جمهوری اسلامی ایران با آگاهی کامل از عواقب و تبعات سقوط رژیم سوریه بر آینده منطقه و قدرت چانه زنی خود در سطح منطقه و نظام بین الملل، سوریه را خط قرمز خود دانسته و با شناساندن بحران سوریه و مخالفان به عنوان تروریست های تکفیری و تقابل اسلام و کفر، سعی در هدایت بحران با استفاده از یک الگوی ثابت و به دور از کنش های غیرمنطقی دارد. عربستان نیز از سوی دیگر با معرفی بحران سوریه به منزله یک جنگ مذهبی، اولا سعی در از بین بردن اختلافات موجود میان کشورهای منطقه داشته و دوما به دنبال افزایش متحدان خود و زمینه چینی بسط نفوذ خود در میان افراد مجاهد دارد تا از این طریق از آنها به منزله پل ورود به کشورهای مبداشان و همچنین اعمال نظارت و نفوذ بر کشورهای آن ها بنماید. رابطه بحران سوریه و رقابت های ایران و عربستان از یک الگوی تاثیر گذاری و اثرپذیری بهره می گیرد. این رقابت ها موجب افزایش پیچیدگی و ابهام در مساله حل بحران سوریه و از سوی دیگر مدت زمان بحران شده است.هدف نگارنده نیز در این طرح، بررسی موضوع در قالب همین الگو می باشد.
1-2- ادبیات پژوهش
در ابتدا با توجه به موضوع طرح و مساله مورد نظر، در مقالات پیش رو پیرامون نوع و شاکله رقابت دو کشور جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی به مثابه دو قدرت منطقه ای اشاره شده و بعضا توضیحات جامعی داده شده است. لیکن در این پژوهش ها مساله رقابت به عنوان یک فاکتور بیرونی و یک وضعیت و تحت تاثیر نظام بین الملل بیشتر توجه شده است.نگارنده در پژوهش حاضر درصدد است با توجه به بحران اخیر در سوریه و نقش غیرقابل انکار جمهوری اسلامی ایران و عربستان در اثرگذاری در این بحران و از سوی دیگر تاثیر پذیری از آن در راستای تدوین و هدایت روابط سیاسی میان دو کشور از زاویه دیگر و به صورت
یک دید کل نگر به مساله رقابت نگاه کند. رقابت در این زاویه دید جدید به مثابه یک اصل ذاتی و فرآیند در نظر گرفته شده است که عواملی چون دخالت و نقش قدرت های فرامنطقه ای و یا بحران هایی نظیر بحران سوریه به مثابه نماد بیرونی رقابت و منازعه در نظر گرفته می شود و نه عامل موجد رقابت میان دو کشور.
1- کتاب «روابط ایران و عربستان در سده بیستم ( پهلوی)» اثر حمید احمدی می باشد که از سوی مرکز اسناد و تاریخ انقلاب اسلامی وزارت امور خارجه به سال 1388 منتشر شده است. این کتاب به بررسی و تحلیل روابط ایران و عربستان در سده بیستم، از ظهور حکومت های مستقل عربی، پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی می پردازد، این اثر در هشت فصل مناسبات میان دو کشور را از جنبه های گوناگون سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مورد بررسی قرار داده است. در مجموع این کتاب اثر ارزشمندی است که روابط دو کشور مهم خاورمیانه را در برهه ای از تاریخ معاصر با مراجعه به اسناد معتبر مورد بررسی و موشکافی قرار داده است، شاید اگر مسائل بیشتری در موردروابط دو کشور از جانب نویسنده مورد بررسی قرار می گرفتبر غنای آن افزوده می شد. در مورد مسئله نفت جای پرداخت بیشتری وجود داشت ( احمدی، 1388).
2- کتاب دیگر در این زمینه «نفت و سیاست در خاورمیانه»ترجمه ی فریدون برکشلی می باشد که با مطرح ساختن موضوع ثبات در خاورمیانه و ارتباط دادن آن به مسئله ی نفت و ساختار سیاسی این کشورها به بررسی نقش قدرت های بزرگ در منطقه و رقابت بین آنها بر سر منابع نفتی و همچنین تاثیر آن بر کشورهای منطقه پرداخته است (برکشلی، 1388).
3- در مقاله رقابت های منطقه ای ایران و عربستان و موازنه ی نیروها در خاورمیانه اثر مرتضی شجاع، به دگرگونیهای منطقه خاورمیانه در سال های آغازین سده بیستم اشاره شده است که به افزایش قدرت منطقه ای ایران انجامیده و اینکه این مسئله نگرانی هایی را برای عربستان به بار آورده است و همواره سعی می کند در چارچوب اتحادها و ائتلاف های منطقه ای و فرامنطقه ای علیه ایران از قدرت و نفوذ منطقه ای ایران بکاهد و با حل و فصل بحران ها و مسائل منطقه جایگاه خود را بهبود بخشد (شجاع، 1389).
4- مقاله چالش های روابط جمهوری اسلامی ایران و عربستان در منطقه اثر پرویز نادری نسبمی باشد که ایشان پس از بررسی تحولات اخیر در خاورمیانهشامل اوضاع عراق، لبنان، فلسطین و مسئله هسته ای جمهوری اسلامی ایران که از عوامل واگرایی و تنش در روابط جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی محسوب می شوندبه تلاش های عربستان برا ی تقویت موقعیت خود در منطقه توجه نموده اند و اینکه علیرغم سرد شدن روابط دو کشور در سال های اخیر و تلاش عربستان برای مقابله با نفوذ ایران در منطقه، این کشور حاضر نیست شاهد گسترش دامنه بحران ها در خاورمیانه و تبدیل شدن بیشتر آن به یک منطقه بحران زده و بی ثباتشود ( نادری نسب، 1389).
5- در مقاله واکاوی جایگاه و نقش استراتژیک سوریه در مناسبات منطقه ای و بین المللی (با نیم نگاهی به تحولات اخیر سوریه) از سهیل رجبی، مولف پس از اشاره به موقعیت مهم و جایگاه استراتژیک سوریه در منطقه خاورمیانه، به تحولات صورت گرفته در کشورهای عربی منطقه پرداخته است که رویارویی و تقابل قدرت ها را در منطقه و فرامنطقه سبب شده است و در این اثنا،با توجه به اینکه کشور سوریه حلقه راهبردی مقاومت و متحد جمهوری اسلامی ایران در منطقه است آغاز این تحولات، فرصت مناسبی را برای مخالفان و رقبای آن در منطقه فراهم آورده است که زمینه سقوط بشار اسد و تضعیف محور مقاومت را فراهم کنند (رجبی، 1391: 25).
6- در مقاله چالش های منطقه ای و بین المللی سیاست تغییر رژیم در سوریه اثر مرجان کوه خیلبه نقش مولفه های اجتماعی، منطقه ای و بین المللی در شکل گیری بحران سوریه می پردازد و افزون بر این مولفه ها، رقابت بازیگران منطقه ای از جمله جمهوری اسلامی ایران، عربستان ، ترکیه و مصر در تبیین چالش های امنیتی و راهبردی سوریه مورد توجه قرار گرفته است ( کوه خیل، 1391: 26).
7- مقاله بازیگران معارض در بحران سوریه: اهداف و رویکردها اثر سید امیر نیاکویی و حسین بهمنش می باشد که این مقاله به واکاوی انگیزه های مهم ترین بازیگران بین المللی که خواهان سقوط نظام حاکم در سوریه هستند می پردازد، با توجه به گستردگی بازیگران معارض، تنها به امریکا، عربستان و ترکیه که تاثیر گزارترین بازیگران نیز محسوب می شوند پرداخته شده است و منافع سه کشور فوق در سوریه که به سطح بالایی از همپوشانی رسیده است بررسی می شود و اینکه در این میان، جلوگیری از گسترش قلمرو ژئوپلتیکی ایران، فصل مشترک انگیزه های بازیگران فوق هستند. ( نیاکویی و بهمنش، 1391: 8).
منابع فوق الذکر هر کدام به بخشی از مسائل پژوهش مورد نظر اشاره دارند و همان طور که در ابتدای این بحث اشاره شدپژوهش حاضر با کارهای انجام شده این تفاوت را دارد که تمرکز خود را بر رقابت به مثابه یک اصل ذاتی گذاشته است که عواملی چون دخالت و نقش قدرت های فرامنطقه ای و یا بحران هایی نظیر بحران سوریه به مثابه نماد بیرونی رقابت و منازعه در نظر گرفته می شود و نه عامل موجد رقابت میان دو کشور.

1-3- حدود پژوهش
نقطه عزیمت این پژوهش از نظرزمانیسال های 2011 تا 2014 را در بر می گیرد. از نظر مکانی کشورهای ایران و عربستان و منطقه خاورمیانه رامدنظر قرارمی دهد و از نظر مفهومی هم بر تاثیر بحران سوریه بر این رقابت ها می پردازد.
1-4-سوالات پژوهش
1-4-1- سوال اصلی
– با توجه به رقابت های جمهوری اسلامی ای
ران و عربستان سعودی در منطقه خاورمیانه، بحران سوریه چه تاثیراتی بر این رقابت ها داشته است؟
1-4-2- سوالات فرعی
1-اختلافات و رقابت های عمده میان ایران و عربستان در منطقه چه می باشد؟
2- رقابت جمهوری اسلامیایران و عربستان سعودی در سطح منطقه،چه تاثیراتی بر اختلاف شیعه و سنی داشته است؟
3-رقابت جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی در سطح منطقه، چه تاثیراتی برحمایت از دولت و گروه های مخالف سوریه داشته است؟
4-رقابت جمهوری اسلامی ایران و عربستان، در سطح منطقه ای چه تاثیراتی در مناقشه میان دو کشور داشته است؟
5- عوامل فرامنطقه ای چه تاثیری درروند بحران سوریه و در نتیجه ایجاد اختلافات جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی در سطوح منطقه ای و بین المللی دارد؟
1-5- فرضیات پژوهش
1-5-1- فرضیه اصلی
– بحرا

mitra2--javid

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Next Post

پایان نامه ارشد درمورد بهار عربی، خاورمیانه، بیداری اسلامی، تهدیدات امنیتی

د دی ۳ , ۱۳۹۷
توانبهاقداماینکشوردرتحریماجلاسسرانکشورهایعربدرسال1982اشارهکرد.گذشتهازاینهاسوریهدراوجتحریمتسلیحاتیایران،توانستسلاحهایپیشرفتهدفاعیرادراختیارجمهوریاسلامیایرانقراردهد.سوریههمچنینباعثتعمیقروابطایرانبالبنانشد ( کتابسبزسوریه،1387، 226).ازسال2003وبااشغالعراقتوسطامریکا،سوریهوایرانقراردادهایشانراافزایشوتقویتکردهاندوتلاشنمودندتاسیاست هایشانرادرجهتبرآوردهکردنورویاروییباچالشجدیدهمگامسازند. تبادلاتبیندوکشوردر سطحبالاییافزایشیافت.همچنیندرجولایسال2004،بشاراسدرئیسجمهورسوریهبهایرانسفر کرد) (,Goodarzi, 2006:289بنابراینسوریهبلافاصلهبهتنهامتحدعربیایرانمنطقهتبدیلشد. اهمیتروابطدوکشوربهگونهایبودهکهرهبرانقلابدرملاقاتیکهبابشاراسددرسال1385داشتندایرانوسوریهراعمقاستراتژیکییکدیگرنامیدهوتأکیدفرمودندکهاینروابطازدیرینهترینوممتازترینروابطکشورهایمنطقهاست(کتابسبزسوریه،1387: 228). یکیازموضوعاتتبلیغاتیرسانه هاودولتهایخارجی،درموردروابطایرانوسوریهبررویبهرهبرداریایرانازاینروابطتأکیدمیکنند.حتیبرخیمنابعغربی،سوریهراعمقاستراتژیکیایرانمیدانند،بهنحویکهخروجسوریهازلبنانرابهمعنایتضعیفنقشایراندرلبنانارزیابیکردند ( طاهایی، 1388: 134)روابط سوریهباایرانبرایاینکشورنیزمزایایاقتصادیوسیاسیمهمیداشتهاستکهازآنجملهمیتوانبهافزایشنقشوجایگاهمنطقه ایسوریهوهمچنیننقشمیانجی گرانهایراندرقبالبحرانروابطترکیهباسوریهاشارهکرد.تهراندرطولسهدههگذشتههموارهبهسوریهکمکهایمادیومعنویکردهاست.همکاریهایسیاسی،نظامیوامنیتیتهرانودمشقنیزازهمیننقطهآغازشدهاست. درخصوصروابطایرانوسوریههمچنینبایدبهنقشلجستیکیوپراهمیتسوریهبرایحزباللهلبنانوحماسکهازمتحدانسیاسیایرانهستندنیزاشارهکرد. حزباللهبهعنوانسلاحاستراتژیکیجمهوریاسلامیبهشمارمیآید،بنابراینازآنجاکهسوریهیکیازمهمترینپلهایارتباطیمیانایرانوحزب اللهاستوتغییرحکومتدرسوریهبهمعنایقطعاینپلارتباطیاست،لذااهمیتبقایحکومتبشاراسدبرایحفظهرچهبهتراینارتباطازاهمیتفراوانیبرایجمهوریاسلامیایرانبرخورداراست. بهعقیدهکارشناسان،ازآنجاییکهسوریهدرطولسالهایگذشته«پلارتباطی»ایرانباحزباللهلبنانوجنبشهایحماسوجهاداسلامیفلسطینبوده،دمشقاهمیتبیشتریبرایرهبرانتهرانپیداکردهاست.بلندیهایجولانسوریهازسال 1967 میلادیوجنگهایششروزهاعرابواسرائیلدراختیارتلآویوقرارداردودربرابررژیم «خطمقاومت»همینموضوعباعثشدهکهایران،سوریهراقسمتیازصهیونیستیبهشمارآوردهوهمکاریهایخودراباآنافزایشدهد. روابطایرانوسوریهدر30سالگذشتهروابطیمستحکموروبهرشدبودهاست.مناسباتسهدههگذشته یجمهوریاسلامیایرانوسوریهحکایتازرشدعمیقروابطسیاسیوامنیتیدوکشورمذکوردارد. تحولاتمنطقهایوبینالمللی،ویژگیرهبراندوکشور،دشمنانودوستانمشترکمنطقهایونیازهایداخلیدوکشور،موجباتنزدیکیهرچهبیشترمناسباتایرانوسوریهراپدیدآوردهاست.ازجهتفرهنگی-اجتماعی،اشتراکاتایرانوسوریهبیشازتفاوتهایآنهاست. درواقعجداازاختلافاتایدئولوژیکی حکومتیمیاندوکشور-نظامسیاسیملیگراباگرایشهایسوسیالیستیسکولاردرسوریهونظاماسلامگراوحکومتدینیدرایران- دوکشورباتوجهبهمسلمانبودنوروابطو پیشینهتاریخیباهویتهایمذهبیدرابعادتاریخی،مذهبیوفرهنگیدارایتعلقاتوگرایشهایینسبتبههممیباشند (طاهایی، 1388: 40)، ازلحاظسیاسیوامنیتی،سوریهعالیترینسطحروابط یککشورعربیباایرانراداردوروابطتهرانباهیچیکازپایتختهایعربیبهاندازهروابطتهران_دمشقدارایپشتوانهواهمیتنیست. باشروعبحران،روابطنظامیوامنیتیسوریهوایرانبیشترشدهاست.سپاهپاسدارانایران،کهمهمترینوقدرتمندترینحامیحزباللهدرایرانمحسوبمیشود،حمایتخودازحکومتبشاراسدراافزایشداد،آنهانیروهاینظامیوامنیتیکلیدیسوریهراآموزشدادندوبهاینکشورکمککردندتاتوانایینظامیخودراگسترشدهد. از سوی دیگر، حمایت دولت ایران از دولت اسد […]