دانلود پایان نامه

سلفی در منطه و پشتیبانی از محور مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی، در جهت نفوذ و جذب همپیمانان بیشتر در خاورمیانه گام برداشته و زمینه ی انزوا و تضعیف حکومت سعودی را فراهم نماید.
به طور کلی منطقه ی خاورمیانه به جهات مختلفی نظیر دارا بودن منابع سرشار انرژی، موقعیت ژئوپلتیکی منحصر به فرد، وجود اسرائیل در این منطقه، نزدیکی به شوروی و … بر رقابت های منطقه ای جهت افزایش وزن خویش افزوده است. از همین روست که شاهد اقدامات بلند پروازانه ای توام با تهدید و گسترش خشونت در منطقه، نظیر سیاست های جنگ افروزانه ی صدام حسین و دیگر کشورهای موثر منطقه بوده ایم؛ امری که نظیر آن را در سایر مناطق جهان بسیار کمتر شاهدیم.

1-2-4- رقابت های ایدئولوژیک دو کشور
اگرچه اختلافات مذهبی میان شیعیان و اهل سنت به زمان رحلت پیامبر اکرم اسلام (ص) و شیوه ی تعیین جانشین ایشان باز می گردد و این امر در مراحل مختلف تاریخ نیز دستاویز تنش هایی میان اهل سنت و شیعیان گشته است، اما تقابل سنگین و قتل عام های گسترده و شیوه های خشونت آمیز صورت گرفته میان طرفین در یک دهه ی اخیر و به ویژه سال های کنونی کم نظیر بوده است. تحولات سال های اخیر در منطقه که سبب افزایش نفوذ جمهوری اسلامی ایران شده و شکست و ناکامی عربستان را در پی داشته است موجب خشم و عصبانیت شدید این کشور گردیده است. در سطح منطقه ای، عربستان نسبت به افزایش نقش ایران در افغانستان، لبنان، فلسطین، سوریه، عراق و یمن نگران است. از این رو تمامی همت خویش را گمارده تا با پر و بال دادن به عناصر سلفی مانع از نفوذ بیشتر ایران در سطح منطقه گردد.
کاهش نقش سعودی در تحولات منطقه را می توان به پس از حوادث 11 سپتامبر( سرنگونی طالبان و صدام حسین و متهم بودن این کشور به حمایت از القاعده) متصل کرد( نصیری مشکینی، 1379: 11) که این امر زمینه ی افزایش نگرانی های این کشور را از کاهش نقش و نفوذ خود در منطقه فراهم کرد، بنابراین به همراه دولت قطر، جریانات مخالف رژیم های عراق، سوریه و لبنان را مورد حمایت مالی و تسلیحاتی قرار داد که این امر زمینه ی تشدید شکاف های مذهبی را در منطقه به ویژه میان اهل سنت و شیعیان سبب گردیده است.
پادشاهی عربستان خویشتن را ام القرای جهان اسلام پنداشته و در این راستا نقشی حیاتی را برای خود قائل است. این کشور در عمل با پشتوانه عظیم مالی توانسته است در نقاط مختلف جهان به ایجاد مراکز دینی دست یابد و برای تقابل با دیگر داعیان رهبری جهان اسلام از جمله ایران، سعی کرده است با ترویج عربی بودن دین اسلام، عملا جهان عرب را در حمایت خود داشته باشد (سبحانی فر، 1383: 105 ) دو مقوله حج و فلسطین و تلاش عربستان در برجسته کردن مختصات عربی آن، به روایتی ناپیدا از رقابت این کشور با ایران، حول ام القرا شناخته شدن در جهان اسلام باز می گردد. در این راه تهران و ریاض هزینه های چشمگیری را برای پشتیبانی از ملت ها، جنبش ها و دولت های اسلامی پرداخته اند که منشا آن، ایدئولوژی و باورهای مذهبی این دو کشور است. این دو کشور نمود عینی دو گفتمان متفاوت از اسلام هستند.
از دید انقلابیون ایران، سران سعودی با اتکا به ماهیت سلفی خود و با بهره مندی از اقبال عموم مسلمانان به حرمین اشرفین تلاش می کنند تا اندیشه ی سلفیت وهابی را در جهان اسلام گسترش دهند و با حمایت از جریانات تندرو در کشورهای مختلف از جمله پاکستان و افغانستان، مردم این کشورها را مورد تهدید قرار داده و در پی افزایش افراطی گری در این کشورها برآیند. از سوی دیگر، سعودی ها با وقوع انقلاب اسلامی در ایران تلاش نمودند تا با متهم نمودن ایران به گسترش شیعه گرایی در خلیج فارس و سایر کشورهای منطقه، چهره ای هراسناک از این کشور ترسیم نمایند. چرا که انتشار آن را با منافع خود در تضاد میدیدند. از این رو عربستان سعودی تلاش کرد تا شکاف قومی ایران و اعراب را برجسته نموده و همواره از طریق رسانه های وابسته به خود تبلیغ نماید که ایرانی ها خصومتی دیرینه با اعراب دارند و به این وسیله تلاش می کند تا با استفاده از حربه های قومی و تاکید بر ناسیونالیسم عربی، بین ایران و کشورهای عرب منطقه فاصله ایجاد نماید.
تاکید بر مقوله پان عربیسم در حمله ی عراق به ایران و حمایت های بی چون و چرا از صدام جهت دستیابی به این هدف صورت گرفت. عربستان یکی از حامیان کلیدی مالی – لجستیکیعراق در جنگ تحمیلی بود، به طوری که از مجموع کمک های 70 میلیارد دلاری کشورهای عربی منطقه به صدام حسین در زمان جنگ، 30 میلیارد دلار سهم عربستان بود( عظیمی، 1381: 126). این امر نشان دهنده ی سردی روابط دو کشور در این دوره است. همچنین با وقوع رویدادهایی همچون اخراج امیر الحجاج ایران از مکه در سال 1361، درگیری بین حجاج ایرانی و پلیس سعودی و سرنگون کردن یک هواپیمای جنگنده ی ایرانی توسط عربستان، این وضعیت تشدید شد.
پادشاهی عربستان می کوشد در همه ی مناقشاتی که زمینه شیعه- سنی و یا عرب – عجمی دارد، به منازعات دامن بزند تا رهبری خود را بر جهان عرب و یا حداقل کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس تثبیت کرده و نیروهای منطقه را پشت سر خود بسیج نماید.
1-2-5- رقابت بر سر نفوذ عوامل فرا منطقه ای
حضور ایالات متحده به عنوان قدرتی سلطه طلب در منطقه خاورمیانه را علاوه بر علائق و منافع حقیقی این کشور می بایست ناشی از مسائل و چالش های منطقه ای ذکر کرد که در اعصار گذشته زمینه را برای نفوذ و حضور قدرت های جهانی به وجود آورده اند.
پیش از انقلاب اسلامی ایران، آمریکا پس از خروج بریتانیا از خلیج فارس در سال 1971 (امیری،1355: 245) حضور خود را در منطقه پررنگ نمود و از آنجا که پس از انقلاب اسلامی، منافع آمریکا در منطقه تهدید می شد این کشور با تهیه طرح «نیروی واکنش سریع» در جهت حمایت از منافع حیاتی خود اقدام نمود. (حافظ نیا،1382: 121) که زمینه دخالت بیش از پیش آمریکا در منطقه را فراهم نمود.
این منافع حیاتی که در بازه ای از فاکتورهایی چون نگرانی های آمریکا از نفوذ ایدئولوژی انقلاب اسلامی در میان ملت ها و از میان رفتن ثبات منطقه تا سقوط متحد استراتژیک آمریکا و همچنین شکست پیمان سنتو قابل شمارش است، روی هم رفته اساس منافع حیاتی آمریکا را در کل خاورمیانه به چالش کشید و در نتیجه زمینه ساز تعارضات هر چه بیشتر ایران و عربستان گردید. (حافظ نیا،1382: 118)
در این میان پس از انقلاب اسلامی، ایران درمسیری ستیزه جویانه با غرب و مظاهر آن بود که فارغ از علل و ریشه های آن، جریان های حاکم بر جامعه ی بین الملل را در دو قطب غرب و شرق نفی می کرد و بنابراین نمی توانست همچون پادشاهی سعودی، حمایت های بی دریغ غرب را جذب نماید. مشارکت عربستان در بازی غرب در قبال ایران و به طور کلی، همراهی این کشور در طرح اعمال فشار بر ایران از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا، عاملی جهت رو دررویی طرفین شد. به طور نمونه در مبحث تحریم نفتی ایران، کشورهای غربی و در راس آن ها ایالات متحده، برخی از کشورهای تولید کننده نفت در سطح منطقه را مانند عربستان، امارات و قطر به افزایش تولید نفت تشویق کرده اند تا جامعه ی جهانی با نگرانی کمتری غرب را در تحریم نفتی ایران همراهی کند. بر این اساس، عربستان به طور علنی اعلام نمود که آمادگی افزایش تولید نفت خود را به منظور جبران کمبود نفت ایران در بازار ندارد.
نگرانی ریاض از سیاست های تهران صرفا به دلیل همراهی آمریکا با آن ها نبوده است، چرا که با وقوع انقلاب اسلامی و فرو ریختن پایه های حکومت سلطنتی در ایران، هراس از تکرار انقلاب ایران، کشورهای محافظه کار را در بر گرفت. این هراس با وقایعی چون نا آرامی های منطقه شرقیه، اشغال خونین مسجد الحرام در محرم 1400 ه ق، کشف توطئه ی سرنگونی هواپیمای«فهد» ولیعهد وقت و انفجار بمب در ریاض و جده در عربستان تشدید شد( کاظمی، 1373: 12).
هر چه که ایران در سیاست خارجی خویش از استراتژی اتکا به خود پیروی می کند، سعودی روابطی نزدیک و حسنه با غرب دارد که هم پیمانی و هم سویی این کشور را با جبهه غرب در پی داشته است. بهترین مصداق این امر، سیاست ریاض در تنیبه اعرابی بود که از حمله ی صدام حسین به کویت استقبال کردند( متقی،48). به واقع ماهیت روابط حامی- پیرو میان آمریکا و عربستان ایجاب می کند تا سعودی ها به بازیگری منفعل تبدیل شوند که بر نقشه ی ترسیم شده ی قدرت حامی خود پیش می رود. بر این اساس، پس از انقلاب ایران و گذر از استراتژی های گوناگون، آمریکای نگران از نفوذ سیاسی-عقیدتی و ایدئولوژیکی ایران در منطقه سعی کرد تا عربستان را در استراتژی مهارر انقلاب ایران (2000-1993) به کار گیرد.
انتشار اسناد ویکی لیکس، رسوایی دیگری را در این راستا برای مقامات سعودی در پی داشت؛ تا جا که خواستار دخالت نظامی کشورهای عضو ناتو علیه تهران بودند که این امر به وضوح حاکی از تداوم سیاست های خصمانه عربستان در برابر تهران و قرار گرفتن این کشور در استراتژی آمریکا در برابر ایران است.

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد درموردسیاست خارجی، فرامنطقه ای، عوامل داخلی، ساختار سیاسی

نتیجه گیری
بنابراین با توجه به مطالب بیان شده این فصل، می توان به این جمع بندی رسید که روند رقابت دو کشور ایران و عربستان بر پایه نگاه همراه با نگرانی دو طرف نسبت به یکدیگر و همچنین راهبرد و رویکرد آن ها در جهت مهار یکدیگر می باشد. چه اینکه همین راهبرد، با تسری به الگوهای مختلف رقابت در بازه ای از ایدئولوژی تا ژئوپلتیک، به طور عمده این الگوها را از وضعیت رقابت به فاز مناقشه وارد کرده و شرایط را به گونه ای رقم زده است که رقابت های منطقه ای بین تهران – ریاض تقریبا به حالت «بازی با حاصل جمع صفر » در آمده است یعنی در هر جا که تهران احساس پیروزی می کند، ریاض احساس شکست می کند و بالعکس .در این بین عوامل خارجی افزون بر عوامل تاریخی و فرهنگی، مسبب تشدید تعارضات و جبهه بندی این دو کشور گردیده و اختلافات را به طرز بالایی افزایش داده است. به طوری که در برهه ای از مقاطع تاریخی، حتی موجب موضع گیری علنی و آشکار دو کشور علیه یکدیگر گردیده است. از این رو و در راستای این فرضیه «عوامل فرامنطقه ای موجب افزایش تنش و اختلاف میان ایران و عربستان می شود.» می توان بیان داشت که عوامل خارجی در بسط، گسترش و تکوین تعارضات ایران و عربستان در سطح منطقه و فرامنطقه نقش بی بدیل و انکار ناشدنی را دارا می باشند. از سوی دیگر و در راستای فرضیه های دیگری چون «رقابت ایران و عربستان سعودی در سطح منطقه، موجب افزایش سطح و الگوی مناقشه میان دو کشور شده است» و «رقابت ایران و عربستان سعودی در سطح منطقه، موجب شکاف بیشتر در روابط میان دو کشور شده است.» می توان اذعان داشت که هر چند رقابت به یک امر طبیعی و ذاتی میان دو قدرت در یک منطقه تعبیر می شود، لیکن امتداد آن در زمان و تغییر در الگوهای فکری، ذهنی، سیاسی و راهبردی سیاستگذاران دو کشور، موجب تغییر به فاز مناقشه و شکاف و دوری دو کشور از هم گردیده است.

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان با موضوععدل و انصاف

فصل دوم
بحران سوریه؛ علل و بررسی
– مقدمه
جمهوری عربی سوریه از جمله بازیگران منطقه ای است که در سیر
تاریخی و روند تحولات منطقه ای خاورمیانه بسیار تاثیرگذار بوده است. این کشور در هفت دهه منازعه صهیونیستی – عربی، در ابعاد مختلف به ویژه در بعد ژئوپلیتیکی منازعه، نقش آفرین بوده است و تا این لحظه مقوله معروف « بدون مصر؛ اعراب جنگ را با اسرائیل آغاز نمی کنند و بدون سوریه صلح را با آن رژیم نمی بندند» قابلیت اجرایی ندارد (زیسر آیل، خاورمیانه: 1374). به همین اعتبار همواره دمشق یکی از بازیگران کلیدی در فرایندهای خاورمیانه به شمار آمده است..
در این نوشتار به منظور بررسی بحران سوریه که هدف اصلی این فصل است ابتدا به دو مرحله پیش از آن در قالب بررسی الگوهای تعارض جامعه و مرحله تکوین تعارضات جامعه پرداخته می شود و پس از این مراحل، چگونگی آغاز بحران در سوریه و تشدید بحران بررسی می شود.
2-1- مرحله پیش از بحران (بررسی الگوهای تعارض جامعه)
2-1-1- بررسی جامعه شناختی سوریه
– ژئوپلیتیک سوریه در منطقه
جمهوری عربی