دانلود پایان نامه

(7 ، 246 )
در کتاب تاریخ بیهقی نیز راجع به عید فطر و چگونگی برگزاری مراسم به شراب نوشی در مجلس عید فطر اشاره شده است : و ماه روزه در آمد و روزه بگرفتند. و سلطان مسعود حرکت کرد از نیشابور در نیمۀ ماه رمضان این سال ،… و امیر بهرات آمد دو روز مانده از این ماه و در کوشک مبارک فرود آمد و آنجا عیدی کرد که اقرار دادند که چنان عید هیچ مَلِک نکرده است . خوانی نهاده بودند در باغِ عدنانی، سرهنگان تفاریق و خیلتاشان را بر آن خوانها بنشاندند و شعرا شعر می خواندند و در میان نان خوردن بزرگانِ درگاه که برخوانِ سلطان بودند ، بر پای خواستند و زمین بوسه دادند و گفتند: پنج و شش ماه گذشت تا خداوند نشاط شراب نکرده است و اگر عذری بود گذشت و کاها بر مراد است، اگر رأیِ بزرگِ خداوند بیند نشاط فرماید. سلطان اجابت کرد و شراب خواست و بیاوردند و مطربان زخمه گرفتند و نشاط بالا گرفت و شراب دادن گرفتند، چنان که همگان خرّم بازگشتند مگر سپاه سالار که هرگز شراب نخورده بود (بیهقی، 1382 :162 ).
تقریباً در همه ابیاتی که حافظ از روزه و رمضان سخنی به میان آورده آن را با زهدفروشی و می همراه کرده است. حافظ روزهی ریایی را نوع اتلاف عمر دانسته میخواهد تا ساقی برایش آن معرفت و نور حقیقی را اهدا نماید. اگر سحری از دست رفت و گذشت، چه کم و کاستی باشد. در عوض، شراب صبحگاهی موجود است و عاشقان روزۀ خود را با آن میگشایند(برزگر خالقی،1382 :599 ).
آنچه مسلم است می از جمله مفاهیم بحث برانگیز در اشعار حافظ است که بسیار در مورد آن سخن گفتهاند: «این حرف را بارها پژوهندگان حافظ گفتهاند که دو باده در حافظ داریم انگوری و عرفانی یا دو معشوق در دیوان مطرح و مخاطب است زمینی انسانی و آسمانی عرفانی.
نگارنده به نوع سومی از می و معشوق در حافظ قائل است و بر آن است که بیشترینه اشعار حافظ در این زمینه سوم است و آن همانا می و معشوق ادبی و کنایی است.
روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاست می زخمخانه به جوش آمده میباید خواست
(1 ،20 )
توبه زهد فروشان گران جان بگذرد وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست
(2 ، 20 )
با توجه به بیت دوم این غزل به نیکی پیداست که این می در مقابل زهد فروشیهای مسلمانان ظاهری که دین را حربهای برای خود قرار داده اند مطرح شده و منظور التفات به روح و حقیقت روزه و روزه داری است چرا که او نیک میداند که ریا از منفورترین گناهان در پیشگاه خداوند است و انسان باید همه ایام و لحظات را غنیمت بداند و نه فقط ماه مقرر شده رمضان را . این مفهوم در این غزل به روشنی تکرار شده است(برزگر خالقی، 1382 :55 ):
بیا که ترک فلک ، خوان روزه غارت کرد هلال عید به دور قدح اشارت کرد
(1 ، 131 )
ثواب روزه و حج ّ قبول ، آنکس برد که خاک میکدۀ عشق را زیارت کرد
(2 ، 131 )

عموماً همه تعابیر مربوط به روزه را با طنز مخصوص خود در مقابل ریاکاران بکار برده، جز یک مورد از چهار مورد تکرار شب قدر دراشعارش، در بقیه موارد از آن به تجلیل و احترام یاد کرده چرا که خود را مدیون و مرهون چنین شبی میداند و به باور حافظ شبی است که سرنوشت انسان در آن رقم میخورد و انسان در این شب برات خود را میگیرد و نامۀ اعمال او در آن شب نوشته میشود :
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند
(3 ، 183 )
در شب قدر ار صبوحی کرده ام عیبم مکن سر خوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود
(9 ،206 )
در میان تمامی شبهای سال، شب قدر در ماه رمضان حلاوتی دیگر دارد. حافظ با زبان عرفان و تعابیر رمزگونه، مخاطب را به این شب بزرگ و اسرار آمیز رهنمون میکند. این اشعار که بر اساس آیات، احادیث و روایات سروده شده است همچون مائدههای آسمانی بر دل و جان شیفتگان میتابد و ظلمت درون را به انوار الهی روشن میسازد(هاشمی،1388 :80).

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد دربارهزین العابدین، بی عدالتی، ساختار معنایی، منابع قدرت

شب قدر است و طی شد نامه هجر سلام فیه حتی مطلع الفجر
( 1 ، 251 )
شب قدری که حافظ از آن یاد میکند برای حافظ پر از روشنی چشم و خوشبختی است. فرصتی که فاصله زمین از آسمان به حداقل ممکن میرسد و ملائک برای دیدار صالحان به زمین میشتابند(همان،ص80) .
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
یارب این تأثیر دولت از کدامین کوکب است
حافظ برای رسیدن عید رمضان (فطر) سخت بیتابی میکند. علیرغم همه ارادت شاعر به افکار مزدیسنایی و مهرآیینی، هوش و حواس وی بیش از آنکه معطوف عید نوروز باستانی باشد به عید فطر است بدین اعتبار که بسامد ده گانه عید در شعر حافظ، حداقل شش بار از عید رمضان در میان است.
حافظ منشین بی می و معشوقه زمانی کا یام گل و یاسمن و عید صیام است
(11 ،46 )
عید است و آخر گل و یاران در انتظار ساقی به روی یار ببین ماه ومی بیار
(1 ،246 )
مصرع دوم اشاره است به بهار و مقارن شدن آن با عید فطر که ( بر طبق کتاب تقویم ه
زار و پانصد سالۀ هجری قمری و میلادی… اول رمضان سالهای 771 ، 772 ، 773 ، هجری قمری مصادف با بهار است، که احتمالاً تاریخ سرودن این غزل در این سالهاست و خواجه در این وقت 46 سال دارد و بهترین دوران زندگی خود را در زمان خوشی و خرمی شاه شجاع میگذراند(برزگر خالقی، 1382 :132 ).
تقاضای عفو در ماه مبارک رمضان
آنجا که شاعر عارف شیراز، قلم برمی دارد و برای تغییر وضع سیاسی و اجتماعی و فرهنگی غزلی میسراید و سرودۀ او در اندیشهها و کارها اثر نیک میگذارد و جهت حوادث بد تاریخ را تغییر میدهد، در همان جا شاعر شوریده و عارف نیک نام شیراز با این عمل نیک خود به عنوان مصلح اجتماعی شناخته میشود. هنگامی که میبینیم در رویدادهای شیراز و فارس، خواجۀ شیراز، شرکت زنده و مؤثر داشته و حتی شاه نیز از مصلحت اندیشی او سود میجسته و عمل خیر شاعر در زندگی مردم ، اثر می بخشیده و به جای ناامنی و ترس و مرگ، شادی و امید می بخشیده است قطعأً خواجه را فردی اصلاح طلب به شمار می آوریم و او شاعری اصلاح طلب بوده است(ثروتیان، بیتا :46).
در غزل زیر با عنوان :
ای قبای پادشاهی راست بربالای تو زینت تاج و نگین از گوهر والای تو
( 1 ، 410 )
خواجه این غزل را در مدح شاه شجاع سروده و از او تقاضای عفو دارد. زیرا در میان آل مظفر تنها شاه شجاع به حافظۀ خداداد و حفظ قرآن و آگاهی از رسوم شرع و حکمت شهرت دارد و او مفتی شرع بوده و شاعر با این کنایه و تعریض، شاه را به اجرای عفو برابر شرع و خرد تشویق می کند که در سورۀ مبارکۀ مائده آیۀ( 45) آمده است:« … وَ الجروحُ قصاصٌ فَمَن تصّدَقَ بِهِ فهو کفّارهٌ له: و هر که از آن قصاص درگذرد پس آن کفّارۀ گناهان او خواهد بود ». زمانی که پادشاهی پس از جنگها و کشتارها و خونریزیها به تخت سلطنت فارس می نشیند ، در پی این پیروزی پاکسازی محیط از دشمنان و بد خواهان و کینه وران جزو نخستین برنامههای آن سلطان تازه قبا دوخته و بر تخت ومسند نشسته، است(همان ).
در چنین حوادثی خواجه غزلی زیبا ساخته و تمنّا و تقاضای ملّتی یا گروهی شکست خورده را با کلامی زیبا به عرض سلطان میرساند.
شب یلدا
یلدا لغت سریانی است به معنی میلاد عربی، و چون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق میکردهاند از این رو بدین نام نامیدهاند. باید توجه داشت که جشن میلاد مسیح (نوئل ) که در 25 دسامبر تثبیت شده، طبق تحقیق محققان در اصل، جشن ظهور میترا (مهر) بوده که مسیحیان در قرن چهارم میلادی آن را روز تولد عیسی قرار دادند. یلدا اول زمستان و شب آخر پاییز است که درازترین شبهای سال است و در آن شب یا نزدیک بدان، آفتاب به برج جدی تحویل میکند و قدما آن را سخت شوم و نامبارک میانگاشتند. در بیشتر نقاط ایران در این شب مراسمی انجام میشود. شعرا زلف یار و همچنین روز هجران را از حیث سیاهی و درازی بدان تشبیه کنند(لغت نامه دهخدا، ذیل واژه یلدا).
آیین ملی ایرانیان با شعر و ادب فارسی آمیخته و کنایات شیرین و تشبیهات و استعارات دل انگیز آن همواره جاودانگی خود را حفظ نموده است. شب یلدا در بسیاری از دست نوشتههای ایرانی الهام بخش بوده و به عنوان آرایه ادبی بکار رفته است، گاهی شب یلدا استعارهای است از دوران جور و ستم و دوران جدال روشنایی و ظلمت که البته در پس آن چون همیشه پیروزی اهورا بر اهریمن قرار گرفته است . فرای تمام مناسک و آیین‌های مخصوص این شب که ایرانیان آن را ارج می‌نهند، این شب در ادبیات فارسی بار معنایی خاصی دارد. شب یلدا، در ادب پارسی شب جشن و سرور نیست و اگر امیدی می‌دمد در پس تیره‌شبان یلداست. یلدا، شب بی‌انتهای ناکامی‌ها، درماندگی‌ها، خستگی‌ها و نامرادی‌های فردی و اجتماعی است. شب دیرپایی است که گویی میل به صبح شدن ندارد و تیرگی‌اش بی‌امان می‌تازد. شب فراق و هجران است. شاعران ما توجه بسیاری به این شب دشته اند . و در اشعار خود برای بیان مسائل مختلف از یلدا بهره گرفته اند. به ویژه حافظ شیرازی که به زیباترین شیوه شب یلدا را به تصویر کشیده است.
واضح ترین خطی که سیمای حافظ را قیافۀ سایر متفکرین ایرانی متمایز میکند آزادی فکر است. حافظ در عصری میزیسته است که ریا و تزویر و بی ایمانی جامعه را فرا گرفته بود. اشعار حافظ سراسر مبارزه با عوام فریبی، تعصب و خرافات است. در این میان گیر و دارهایی برای رسیدن به قدرت از سوی صاحبان دنیا صورت میگیرد و اخلاق به منتهای درجۀ انحطاط و آشفتگی میرسد، در چنین شرایطی حافظ با صفای باطن، به دور از تعصبات جاهلانه در افق ایران طالع میشود. اندیشههای حافظ بسیار فراتر از جامۀ خود است همچنان که در بیت زیرشاهد آنیم:
صحبت حکّام ظلمت شب یلداست نور زخورشید جوی بو که برآید
(3 ،232 )

مطلب مشابه :  منابع مقاله با موضوعتأمین اجتماعی، رفاه اجتماعی، سازمان تامین اجتماعی، حل اختلاف

حافظ در این بیت دوستی و هم صحبتی با حاکمان ظالم را به فرو رفتن در تاریکی شب یلدا و به سختی و درازی آن تشبیه کرده است ملاحظه میشود که چقدر شعر مذکور به ژرفی، استبداد همه جانبه و فراگیر را با نماد شب القاء میکند. امّا به خود میگوید که امید به خورشید و روشنایی ما را در گذر از تاریکی یاری میکند. توجه به معنای بیت نشانگر این است که حافظ همواره در انتظار تغییر و فرا رسیدن روز گار نو بوده است. صدالبته چنین شبی که ازبن سرشته به زمینه اجتماعی وسیاسی است، بسیار متفاوت از شبهای خوشنشینی و شراب برخی شاعران است.
اسب و قبا فرستادن
حافظ ، سرود مجلس ما ذکر خیر توست بشتاب هان ، که
اسب و قبا می فرستمت
( 10 ، 90 )
  در این بیت، حافظ به سنت و رسم اسب و قبا فرستادن اشاره کرده است. بنابراین رسم