دانلود پایان نامه

ملت‌های دیگر مداخله می‌کنند فقط به این قصد است که به زیان آن ملت و به سود خویش استفاده نمایند” (مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، 1370: 103).
یکی دیگر از ویژگی‌های حزب توده، اعلام مخالفت با استبداد و دیکتاتوری بود که در این زمینه اقدام به تشکیل جبهه‌‌ی مطبوعات ضد دیکتاتوری نمود. پس از تشکیل این جبهه، حزب شعار” دفاع از مشروطیت و قانون اساسی” سردادند. جبهه‌ی مطبوعات ضد دیکتاتوری، فلسفه‌ی تشکیل خود را آگاهی دادن به ملت و ایجاد هشیاری در مردم به منظور جلوگیری از دیکتاتوری در ایران، بیان نمود. و اعلام داشت اگر چه صاحبان جراید عضو جبهه هر یک دارای عقاید و مسالک خاص خود هستند، ولی در یک زمینه هدف آن‌ها یکی است و آن هم مبارزه با دیکتاتوری است. توده‌ای‌ها مبارزه در راه رهایی ملی، ایجاد حقوق دموکراتیک و آزادیهای سیاسی را از اهداف خود می‌دانستند و مدعی بودند که نبردهای آن‌ها با انواع جریانات سیاسی که در راه جنبش مردمی و انقلابی ایران، کارشکنی می‌کنند و هم‌چنین تلاش آن‌ها برای وحدت عمل تمام مبارزین دارای عقاید مختلف در یک جبهه واحد، بیانگر اعتقادشان به اهداف دموکراتیک و ضد امپریالیستی است (زهیری، 1381: 138).
در برنامه‌ی حزب توده که به تصویب کنگره‌ی دوم حزب رسیده است، اهداف دموکراتیک چنین ذکر شده است: مبارزه در راه استقرار دموکراسی و تأمین حقوق فردی از قبیل آزادی بیان، قلم، عقیده و…؛ مبارزه با دیکتاتوری و استبداد؛ از بین بردن اقدامات خودسرانه‌ی مأمورین شهربانی و ژاندارمری؛ تشکیل دادگاه عالی ملی برای محاکمه‌ی خائنین به مملکت و آزادی؛ تأمین استقلال قضایی و تفکیک قوای قضاییه و مجریه از هم‌دیگر؛ الغای قوانینی که به ضرر مردم وضع گردیدهاند؛ تجدید نظر در قانون انتخابات به منظور برقراری آزادی رأی واقعی؛ تساوی حقوق اجتماعی کلیه آحاد ملت بدون در نظر گرفتن مذهب و نژاد؛ آزادی‌های فرهنگی و مذهبی برای اقلیت‌ها. حزب به مسأله‌ی خودمختاری اقوام ایرانی نیز توجه داشت. از دیدگاه حزب، ایران کشوری کثیرالمله به حساب می‌آمد و به جای اصطلاح “اقوام ایران” توده‌ای‌ها، اصطلاحات “ملتهای ایران” و “خلق‌های ایران” را به کار می‌بردند. آن‌ها در این مورد از قانون اساسی شوروی پیروی می‌کردند که شوروی را کشوری کثیرالمله می‌دانست و حقوق حاکمیت را در قلمرو داخلی برای هر کدام از ملل تابع این کشور به رسمیت می‌شناخت. به این ترتیب در برنامه‌ی سال1331 حزب توده، هدف حزب چنین نوشته شده است: تقسیم‌بندی کشور براساس خصوصیات ملی، تأمین حقوق متساوی برای تمام ملت‌های ایران، به وجود آوردن ایران واحد براساس همکاری آزاد همه‌ی ملتهای ایران (زهیری، 1381: 139).
از این برنامه چنین برمیآید که اولاٌ جریان ناسیونالیسم چپ توده‌ای، مردم ایران را یک ملت نمی‌داند و مانند فرقه‌های دموکرات آذربایجان و کردستان که صحبت از ملت آذربایجان و ملت کردستان می‌کردند، از ملت‌های ایران صحبت می‌کند. ثانیاٌ می‌خواهد که این “ملتها” در داخل خاک ایران به رسمیت شناخته شوند و کشور براساس خصوصیات ملی تقسیم‌بندی شود؛ ثالثاٌ برای این ملت‌های تقسیم شده که به رسمیت شناخته شده بودند، حقوق مساوی مطالبه کند و ایران واحد را فقط هنگامی امکان‌پذیر می‌داند که این ملت‌ها حاضر باشند به طور آزاد با یکدیگر همکاری کنند. به این ترتیب توده‌ای‌ها ملت ایران را به ملت‌های چندگانه تقسیم می‌نمودند و عملاٌ برای تجزیه‌ی ایران شرایط را فراهم می‌کردند (آبراهامیان، 1377: 486).
با وجود این گرایش‌های فکری این جریان خود را معتقد به حفظ تمامیت ارضی ایران معرفی می‌کند. اصل دوم مرامنامه‌ی حزب توده اعلام نمود که حزب توده‌ی ایران طرفدار استقلال و تمامیت ایران است، ولی این اصل تا جایی برای آن‌ها مهم بود که در جهت منافع کمونیسم جهانی باشد. توده‌ای‌ها معتقد بودند که بین حفظ تمامیت ارضی و اعمال حاکمیت خلق‌ها، تعارضی وجود ندارد. آن‌ها اعلام کردند که برخلاف اتهاماتی که به آن‌ها وارد شده است، حزب توده، یک حزب به تمام معنی ملی است و در همان حال که انترناسیونالیسم پرولتری را پایه سیاست خود قرار داده است، سرسخت‌ترین مدافع استقلال و حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران است. به نظر توده‌ایها، کسانی که این سیاست را مغایر با میهن‌پرستی می‌دانستند، دشمنان آن‌ها بودند، زیرا به گفته‌ی خودشان اصیل‌ترین میهن‌پرستی‌ها آن بود که بر پایه‌ی احترام به حقوق تمام ملتها و خلقها استوار باشد. آن‌ها می‌گفتند استقلال و آزادی ملت‌ها نه تنها با هم تعرض ندارند، بلکه مکمل یکدیگر هستند. به این ترتیب در صورت به قدرت رسیدن حزب، ایران به بخش‌های مختلف تجزیه می‌شد و به صورت یکی از اقمار اتحاد جماهیر شوروی سابق به حساب می‌آمد (قنبری، 1381: 116- 115).

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلمات کلیدیقرون وسطی، زبان ادبی، رمان تاریخی، انقلاب علمی

5-3) جبهه ملی
سقوط رضاشاه و خروج نیروهای متفقین باعث آزادی سیاسی نسبی و فعالیت‌های گسترده‌ی سیاسی بود، مجموعه‌ای از گروه‌های لیبرال و ناسیونالیست که با تشکیل جبهه‌ی ملی در آبان 1328، شکل مشخصی یافتند، حد وسط طیفی که از چپ کمونیست تا راست مذهبی را دربرداشت تشکیل می‌دادند. نهضت ناسیونالیستی که به رهبری مصدق با هدف رویارویی با نظام فاسد و استبدادی ایران و افشای استثمار اقتصادی انگلستان، شکل گرفت، با تأکید بر ارزش‌های مشروطیت و با تکیه بر نوعی ناسیونالیسم دموکراتیک به مخالفت با رژیم خودکامه‌ی پهلوی برخاست. نهضت ملی در م
رحله‌ای از نارضایتی روزافزون سیاسی به نقطه اوج خود رسید. ایرانیان نارضایتی عمیق خود را از نوع حکومت نشان داده و خواستار خاتمه دادن به سلطه‌ی اقتصادی بریتانیا بر منابع کشورشان بودند. این گروهها در یک هدف، یعنی پایان دادن به دخالت کشورهای خارجی در امور داخلی ایران وحدت نظر داشتند و با این هدف مشترک بود که به احقاق حقوق خود از اریکه‌ی قدرت جهانی، قدم برداشتند. با نزدیک شدن سالهای نیمه قرن، نیروی مثبت ناسیونالیسم ایرانی به نیروی منفی انگلیس ستیزی پیوند یافت، که چهره‌ی مصدق در نزدیک ساختن این دو نیرو مؤثر افتاد. وی به عنوان چهرهای ناسیونالیست و اصلاحطلبی دمکرات به عرصه‌ی سیاست قدم گذاشت (مهدوی،1375: 503).

5-3-1) ناسیونالیسم بیگانه ستیز
دخالت بیگانگان در امور ایران که ناشی از برتری تکنولوژیک آن‌ها بود، دو نتیجه‌ی کاملاٌ متفاوت را به دنبال داشت. نخست این که در نتیجه‌ی دخالت‌های آن‌ها، مردم ایران به آگاهی رسیدند و تلاش کردند تا سرنوشت کشورشان را خود تعیین کنند. به همین دلیل تقاضا برای حاکمیت ملی به صورت یکی از خواسته‌های مهم ایرانیان در آمد و از طرف دیگر بیگانگان، خود مدافع تحقق اصل حاکمیت ملی توسط مردم ایران میشدند و به طور کلی در عمل آنها بودند که سرنوشت کشور را تعیین مینمودند. دخالت بیگانگان در امور ایران، خشم و نفرت مردم این کشور را برانگیخت و به هر میزان که آگاهی ملت ایران، فزونی می‌گرفت خشم آنها نسبت به بیگانگانی که در امور داخلی ایران مداخله می‌نمودند، بیش‌تر می‌شد. پس از اشغال ایران توسط متفقین درشهریور 1320، چون بیگانگان کاملاٌ در کشور حضور داشتند، مداخلات آن‌ها عینی‌تر گردید و به همین علت، خشم و نفرت مردم نسبت به آن‌ها نیز افزون‌تر گشت که این امر باعث پیدایش نوعی از ناسیونالیسم در ایران شد که از خصوصیات آن، تنفر از قدرت‌های بزرگ، بدبینی نسبت به سرمایهگذاری‌های شرکت‌های خارجی و در مجموع، ابراز تنفر از هر گونه مداخله‌ی خارجی در عرصههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران بود. هدف این ناسیونالیسم، قطع کامل دخالت‌های خارجیان و رسیدن به استقلال بود (قنبری، 1381: 118).

5-3-2) عوامل پیدایش ناسیونالیسم بیگانه‌ستیز
قوای بیگانه از شمال و جنوب به پیشروی در خاک ایران پرداختند و به بهانه‌‌های گوناگون ایران را اشغال کردند. یکی از پیامدهای مهم این اشغال، ایجاد حس بیگانه‌ستیزی در بین اهالی این کشور بود. اشغال ایران به گسترش بیداری فکر استقلال در کشور منجر گردید. به طوری که مدتی پس از اشغال، حضور بیگانگان در ایران و امتیازات آن‌ها سخت مورد حمله قرار گرفت. اگر چه نمونه‌ی این مخالفت‌ها را در مقاومت علیه امتیاز تنباکو، مخالفت با قراداد استعماری1907 و مقاومت در برابر اشغال ایران در جنگ جهانی اول شاهد هستیم، اما آن‌چه بیگانه‌ستیزی ایرانیان را در زمان اشغال ایران از دورههای قبل متمایز می‌کند، شدت حس بیگانه‌ستیزی و گسترش آن در این زمان است. شرایط ناشی از اشغال کشور، فقدان ارتباط منظم بین شهرها و روستاها، کمبود نان و آذوقه که ناشی از تصرف ایران توسط قوای متفقین بود، اعمالی که به وسیله‌ی نیروهای متفقینن انجام می‌شد، بحران عمیقی را در زندگی مردم سبب گردید و به صورت‌های گوناگون احساسات ایرانیان را علیه آن‌ها برانگیخت (نجمی، 1370: 23- 19).
بر باد رفتن استقلال کشور توسط بیگانگان، باعث شد که مردم بیش‌تر به سیاست روی آورند تا از این طریق بتوانند استقلال کشور را بازیابند، حتی برخی به فکر تشکیل سازمان‌های چریکی برای نجات کشور افتادند. مبارزات مردم علیه اشغال‌گران، توسط احزاب ملی‌گرایی که پس از نابودی دیکتاتوری رضاخانی به وجود آمده بودند، به صورت مقاومت منفی ادامه پیدا کرد. این مقاومت، که بر مبنای “اندیشه کوتاه نمودن دست بیگانگان از اداره‌ی امور کشور” به وجود آمد، سرانجام مخالفت با امتیازات اقتصادی بیگانگان را هدف خویش قرار داد که ثمره‌ی آن ملی‌شدن سرمایه‌گذاری‌های خارجی به ویژه ملی‌شدن صنعت‌نفت بود. از جمله‌ی این ملی‌گرایان که از مهم‌ترین رهبران نهضت ملی ایران شد، مصدق بود. او در برابر طرفداران شوروی که خواهان اعطای امتیاز و برقراری موازنه‌ی مثبت بودند، مدل موازنه‌ی منفی را طراحی کرد. طبق مدل موازنه‌ی منفی ایران با عدم اعطای امتیاز به هر یک از قدرت‌های بزرگ، بین آن قدرت‌ها توازن برقرار می‌ساخت تا از این طریق به پیشرفت صلح کمک شود. اما طرفداران موازنه‌ی مثبت، معتقد بودند که چون انگلیس در جنوب ایران دارای امتیاز نفت می‌باشد، پس شوروی نیز در شمال کشور باید دارای امتیاز مشابهی باشد و از این طریق است که می‌توان در برقراری صلح، قدم برداشت. عاملی که اتخاذ سیاست موازنه‌ی منفی را توجیه می‌کرد، دخالت روزافزون بیگانگان در امور داخلی ایران بود. آن‌ها با استفاده از امتیازات تجاری و اقتصادی که در ایران به دست می‌آوردند، علاوه بر پیشبرد منافع اقتصادی‌شان، در شئون داخلی ایران دخالت می‌کردند و این دخالت‌ها مانع بزرگی در راه استقلال کشور، استقرار حقوق و آزادی‌های مردمی و ترقی ایران بود. (کاتوزیان، 1371: 121).
جبهه‌ی ملی برای رسیدن به اهداف خود از تاکتیک‌های مختلفی برای برخورد با بیگانگان استفاده می‌کردند که عمدتاٌ مسالمت‌آمیز بودند. یکی از آن تاکتیک‌ها، مخالفت با استخدام کارشناسان خارجی بود. از جمله خصوصیات ناسیونالیسم بیگانه‌ستیز در ایران عقیده
به این تفکر بود که ایران، تنها به دست ایرانی آباد می‌شود و نیازی به کارشناس خارجی وجود ندارد. ناسیونالیست‌های اولیه در ایران با رغبت از کارشناسان خارجی دعوت می‌کردند که به ایران بیایند تا شاید توسط آنها سر و سامانی به اوضاع اجتماعی و اقتصادی ایران داده شود. اما پس از سال 1320 به دلیل مداخله‌ی این کارشناسان در برخی اموری که باعث سلب حق حاکمیت ایران می‌گردید، به مخالفت با وجود این کارشناسان پرداخته شد. از دیدگاه این جریان، وجود کارشناسان خارجی علاوه بر این که مبالغ زیادی از خزانه‌ی دولت را از بین می‌برد، حق حاکمیت ایران را نیز نادیده می‌گرفت (قنبری، 1380: 131- 130).
ناسیونالیسم بیگانه‌ستیز با هر چه که نشانی از حضور یا حاکمیت بیگانه داشت به مخالفت پرداخت و در راستای چنین مخالفتی، امتیازات اقتصادی بیگانگان در ایران را مورد هدف قرار داد. این جریان فکری معتقد بود که اعطای امتیازات اقتصادی به بیگانگان، مبنای نفوذ سیاسی آن‌ها می‌شود و آن‌ها از این طریق در امور داخلی ایران به دخالت‌های غیر قانونی می‌پردازند. کاشانی معتقد بود که انگلیسی‌ها بیش از یک قرن در امور داخلی