نوآوری چیست؟

نوآوری چیست؟

سپتامبر 20, 2019 0 By edame

نوآوری در عصر جدید یه راه سریع واسه پیشرفته. البته اگه بدون فهم کافی وارد اون شید ممکنه در رسیدن به موفقیت دچار مشکل شید.

به گزارش آلامتو به نقل از زومیت؛ یکی از داستان هایی که بیشتر وقتا به عنوان مثالی از نوآوری واقعی ذکر می شه، کشف پنی سیلین بوسیله الکساندر فلمینگه. در سال ۱۹۲۸ وقتی این دانشمند اسکاتلندی از تعطیلات به خونه برگشت، فهمید کپک های عجیبی باکتری هایی رو که اون واسه آزمایش هاش پرورش می داد، آلوده کرده ان. همین مشاهده، جهان رو از این رو به اون رو ساخت.

معمولاً داستان رو این طور تعریف می کنن. واقعیت اینه که وقتی فلمینگ مشاهداتش رو منتشر کرد، کسی به حرف اون توجهی نشون نداد. چون چیزی که اون کشف کرده بود نمی تونست کسی رو درمان کنه. تقریباً یه دهه بعد محققان دیگری مقالات اون رو بررسی و بازخوانی کردن و تونستن یافته های اون رو به درمان معجزه گری که امروز می شناسیم، تبدیل کنن.

کشفیات بزرگ، از اول کار معنی خاصی ندارن، چراکه محتوایی خارج از چهارچوب رو ارائه می کنن. به عبارت دیگه، فقط نوآوری های بزرگ نیستن که جهان رو تغییر میدن، بلکه جهان هم این نوآوری های رو تغییر می دهد و طی یه مدت که این روند ها رخ می دهد، هیچ کس نمی دونه چه اتفاقی در حال رخ دادنه. معمولاً کسی حقیقت نوآوری رو واسه شما توضیح نمی دهد. واسه خلق نوآوری، باید به خوبی یاد بگیرین که در بحبوحه ی سرگردانی زندگی کنین.

قانون ۳۰ ساله

شاید پنی سیلین که تا سال ۱۹۴۶ به صورت تجاری در دسترس عموم نبود، یه استثنا حساب شه. در اون زمان دولت آمریکا به بیشتر از ۲۴ شرکت داروسازی این کشور دستور داده بود داروهایی تولید کنن که در کارزارهای جنگی، به درد بخور واقع شن و همین مورد، باعث کشف داروهای بیشتر شد.

ولی الکتریسیته و موتورهایی که با سوخت داخلی کار می کردن، مدت زمان بیشتری رو در انتظار گذراندند. هرچند تکنولوژی اولیه در اوایل دهه ۱۸۸۰ پیشرفت پیدا کرده بود؛ ولی پذیرش گسترده و اثر اقتصادی اون تا دهه ۱۹۲۰ زمان برد. این مدت زمان طولانی واسه اموری مانند زیرساخت ها و تولید تکنولوژی های مکملی صرف شد که به به کار گیری این ظرفیت ها و توانایی های جدید کمک می کردن.

هرچند ما دوست داریم فکر کنیم که امروزه شرایط خیلی سریع تر تغییر می کنه، ولی به نظر نمی رسد جاده ی نوآوری به بهره وری، کوتاه تر شه. تقریباً ۳۰ سال پس از اختراعات و کشفیات داگلاس انگلبارت بود که تولید کامپیوترای شخصی به سودآوری رسید. خیلی از پیشرفت های گذشته، مانند هوش مصنوعی، محاسبات کوانتومی و ایمونوتراپی سرطان هم اندازه وقتی مشابهی رو طی می کنن.

پس نوآوری هیچوقت یه اتفاق واحد نیس و معمولاً حدود سی سال طول می کشد تا از کشف به مهندسی و در مرحله ی بعد به تحولات قابل بهره ورداری تبدیل شه. البته این یه حساب سرانگشتیه. این زمان ممکنه کوتاه تر یا طولانی تر باشه، اما نکته اینجا هستش که ما از چند ماه یا چند سال حرف نمی زنیم، بلکه در مورد دهه ها صحبت می کنیم.

درباره نوآوری

ترکیبات بعید

یکی از دلایلی که بهره گیری از نوآوری به طول می انجامد، اینه که به ندرت تکنولوژی ها به تنهایی مؤثر واقع می شن. همون طور که اتومبیل ها به جاده و ایستگاه بنزین نیاز دارن، تکنولوژی های مدرن هم واسه تغییر جهان، به یه اکوسیستم پشتیبانی نیازمندن. فکر کنین که یه آیفون بدون اپ استور چقدر کارایی داره؟

بااین حال ترکیبات نقش مهمی در کشفیات بازی می کنن. یکی از دلایلی که کشف فلمینگ رو در اون زمان به کشش کافی نرسونه، این بود که راهی واسه تولید کافی این محصول (به نحوی که در درمان مریضی ها مؤثر واقع شه) نبود. شاید بخشی از این نیاز در لیکور آمریکای غربی، یعنی جایی که یه محیط تخمیر عادی واسه این کپک بود، به دست می اومد، ولی فلمینگ در انگلستان زندگی می کرد و هیچ اطلاعی از این موضوع نداشت.

تازگیاً تحقیقی واسه بررسی ۱۷.۹ میلیون مقاله علمی صورت گرفته. در آخر این تحقیقات گزارش شده که بیشتر پیشرفت های بزرگ وقتی رخ داده ان که حکمت شرعی یه بخش، با بینشی هرچند کوچیک ترکیب شده که از بعضی نواحی بسیار دور آمده. همین علوم و اطلاعات کوچیک هستن که تحقیقات به بن بست رسیده رو نجات میدن و اون ها رو به جهت درست هدایت می کنن.

پایه نوآوری، ترکیب علم ها و بینش های مختلفه. تنها راه عبور از پارادیم های قدیمی، جستجوی همیشگی موارد جدیده و بعد، ترکیب و ترکیب اون ها با مواردی که الان می دونین.

جستجو مکان های دور یا نامعلوم

گرگ ساتل در کتاب «نقشه ورداری نوآوری» با ده ها نفر از نوآوران بزرگ مصاحبه کرده که به بعضی جهات، با همدیگه فرق های زیادی داشته ان. بعضی از اون ها، کارآفرینان و مدیران بسیار موفق بودن، یه سری های دیگه دانشمندانی بودن که به اکتشافات مهمی دست پیدا کرده بودن. از نظر شخصیتی، عده ای از اون ها خنده رو و خوش رو و عده ای آروم و متفکر بودن. درهرحال، به نظر نمی رسد این افراد شباهت زیادی باهم داشته باشن. ولی همه ی این افراد یه ویژگی مشترک داشتن: اون ها می خواستن به درد بخور باشن و البته، همه آدم هایی بسیار کنجکاو بودن.

نکته ی مهم اینجا هستش: نوآوری به کشف نیاز داره. هرچه جستجو و جستجو بیشتری داشته باشین، به احتمال بیشتری به طور تصادفی به اطلاعات کوچیک راهگشایی برمی خورید که مشکل شما رو حل می کنه. اگه فردی باشین که با بقیه همکاری می کنه، افراد خیلی بیشتری با شما مشارکت و تعامل دارن. سخاوت و بخشش، می تونه یه مزیت رقابتی باشه.

بااین حال جستجو در مکان های ناآشناه که علم و تجربه ی موردنیاز شما رو جفت و جور می کنه. کار ساده ای نیس، ولی بسیار لازمه که با ایده های جدید آشنا شید.

نواوری

نبود قطعیت گسترده

ریچاردفینمن، فیزیکدان مشهور، علاوه بر اکتشافات ساختاری که در بخش ی فعالیت خود داشت، به ایجاد پیش زمینه های تکنولوژی های نانو و محاسبات کوانتومی هم کمک زیادی کرد و تحقیقاتی هم در مورد ی ویروس شناسی داشت. باوجود همه ی این فعالیت ها اون هنوز به فکر بود که بخش اعظمی از زندگی اش رو در حالت پریشونی و گیجی گذرونده.

چیزی که فینمن و آدمایی مثل اون رو از بقیه جدا می کنه، اینه که اون به ناآگاهی خود از خیلی از امور واقف بود و خاطر جمع نبودن باعث حیرت زدگی اش می شد. اون یه دانشمند بود و از علوم زیادی آگاهی داشت، اما مدعی نبود دانای عالمه و برعکس، بی اطلاعی از علوم نامعلوم، هیجان زده اش می کرد و لذت رو در جستجوی بیشتر می یافت.

ولی کمتر کسی در مورد این مسائل حرفی می زند. ما تصویر می کنیم نوآوران بزرگ، قدرت بینشی ماورایی دارن. ما استیو جابز رو روی استیج پیروزی می بینیم که به ندرت با اشتباهات و شکست هاش نظر کسی رو جلب می کنه. هیچ کس در مورد درد ناخوشایند مشکلی که سال ها گریبان گیرش بوده صحبت نمی کنه. دوران هایی که به نظر می اومد جواب سؤال ها هیچوقت پیدا نمی شن.

اما واقعیت اینه که واسه انجام هر کار مهمی، باید پریشونی خاص اون رو قبول کنین. اگه جواب ها آسون به دست آیند، مشخصه که قبلاً کس دیگه ای واسه کشف اون ها تلاش کرده. سرمایه گذاران می خواهند همه چیز پیش بینی پذیر باشه. مدیران به دنبال یافته های هستن. اما نوآوران بزرگ یاد می گیرند که به محدودیت ها عادت کنن، همیشهً در پریشونی و گیجی زندگی کنن و به دنبال تضمینی واسه موفقیت حتمی نباشن. این خصوصیتیه که اون ها رو به جلو جهت می دهد.

چیجوری خلاقیت مون رو پرورش بدیم؟

چیجوری ایده خود رو عملی کنیم؟

زومیت