نقش پدر در تربیت فرزند پسر چقدر مهم است؟

نقش پدر در تربیت فرزند پسر چقدر مهم است؟

0 By

The Role of Fathers in Childhood Development,نقش پدر در تربیت بچه پسر

واسه اینکه پسری بتونه در آینده زندگی موفقی داشته باشه پدر چه جایگاهی در تربیت اون داره؟

به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ فرزندان واسه الگوپذیری اجتماعی نیاز به دو تصویر دارن: تصویر بابایی و مادری. این دو تصویر با هم فرق دارن. چیزی که بچه از مادر توقع داره، از پدر نداره. پس نوجوون به الگوی هر دو نیاز داره؛ اما پدر و مادر هم باید با همدیگه هماهنگ باشن. همیشه درباره نقش های پدر و مادر در خونواده نظرهای مختلفی مطرح بوده.

عموماً پدران و مادران در خونواده های ایرونی جایگاه و مسئولیت های خود رو درباره تربیت فرزندان نمی شناسن؛ اینکه هر یک چه جایگاهی و چه نسبتی در بحث تربیت دارن و چه ارتباطی باید بین اونا با فرزندان برقرار باشه. اینجا فقط به چند نکته مهم تربیتی اشاره کرده ایم.

روان شناسا در نتیجه تحقیقات خود اعلام می کنن که نوزادان هنگام اضطراب و هیجان، مادر رو بر پدر بهتر می دونن؛ اما وقتی که اینجور وضعیتی ندارن و پدر و مادر کنار اون ها هستن، هیچ گونه ترجیحی قائل نمی شن. نوزادان ۱۸ماهه نسبت به پدر رفتاری اجتماعی و رسمی و نسبت به مادر رفتاری نشون دهنده وابستگی نشون میدن.

هرتسگ با تأکید بر نقش خاص پدر می گوید: کودکان محروم از پدر «گرسنگی پدر» دارن. به نظر اون، وقتی بابایی با بچه دوساله خود بازی می کنه، نقش سنتی مادر رو در پیروی از خواسته های کودک تکمیل می کنه و این به دلیل نقش کنترل کننده ایه که پدر ضمن اون، بازی های قانون دار رو به بچه می آموزد و قانون های خود رو در بازی ها اعمال می کنه و اینجوری، در خشونت کنترل شده، الگوی کودک قرار می گیرد.

رابطه مادر و بچه ارتباطی طبیعیه؛ ولی واسه پدر باید تلاشی دوجانبه بین اون و فرزندش انجام بشه که کار آسونی نیس. چگونگی برخورد مادر با تصویر پدر که به نوجوون انتقال می یابد، بسیار اثرگذاره. اگه این تصویر مثبت باشه، بچه رابطه بهتری با پدر خواهدداشت و برعکس؛ پس مادر واسطه بین بچه با پدرشه.

اولین برخورد پدر با بچه از راه مادره. هنگام تولد، کودک پدر رو نمی شناسد و از راه مادره که پدر معرفی می شه، چون مادر تنها واقعیت خارجی واسه نوزاده؛ پس هر اندازه پدر پس از تولد فرزندش با مهر و محبت بیشتری با مادر رفتار کنه و مادر پدر رو تأیید کنه، حضور پدر قشنگ تر و رابطه کودک با پدر بهتر می شه. در کشورای اروپایی پدر در اتاق زایمون حضور داره و به مادر امنیت روانی می دهد.

نوجوون پسر، قدرت حل مسئله رو از پدرش می آموزد؛ البته این بدون معنا نیس که مادرها این قدرت رو نداشته باشن، بلکه از دید پسرها، پدر نماینده اجتماعه و مادر نماینده آسمون. از همین رو، پدر نماینده عقل و خرد و نیم کره چپ فرزندان و مادر نماینده احساس و دل و نیم کره راست اون هاست؛ پس حتماً پدر راه مقابله با مشکلات و تسلط پیدا کردن بر امور زندگی رو به پسر درس می دهد. اگه بچه پسری از وجود پدر محروم شه، از مادر می آموزد، ولی در عین حال نیاز به الگوهای تکمیلی اجتماعی داره.

پسرها دوست دارن انضباط و قانون مندی رو از پدر بیاموزند، چون مادرها به دلیل عاطفی بودن، خواسته های بچه ها رو زودتر برآورده می کنن؛ ولی پدرها در برابر خواسته های نوجوانان شرایطی به وجود می بیارن، خواسته های اونا رو با اهدافی خاص به تأخیر می اندازند و با این کار درس تلاش، قانون مندی و انضباط به فرزندان میدن.

البته این بدون معنا نیس که مادر ویژگی های مزبور رو نداره، بلکه پدر با قاطعیت بیشتری برخورد می کنه. پسربچه هایی که در کارا و رفتارشون بی جنب و جوش و پشیمون ان کسائی ان که مسائل انضباطی خونه رو پدرانشون وضع نمی کنن؛ چون این جور پدرها معمولاً قاطعیت کافی ندارن.

این مطلب را هم بخوانید :  نمایشگاه الکامپ ؛ بهشت فریلنسرها

پسرها تعهد، مسئولیت پذیری و همت رو از پدران مسئول و فعالشان یاد می گیرن. البته این بدون معنا نیس که مادر این خصیصه ها رو نداشته باشه، بلکه نوجوون پسر می خواهد امید به موفقیت و توانمندی رو از پدرش بگیره، چون تصویر پدره که به پسر جرئت می دهد مسئولیت پذیر باشه.

اگه بابایی واسه ایجاد نظم همیشه فرزندش رو نصیحت کنه، باید بدونه که در کارش ایرادی وجود داشته و بهتره روش های رفتاری اش رو بازبینی کنه؛ چون هیچ وقت واسه تغییر رفتار دیر نیس. پسرها واسه دفاع از حقوق خود احتیاج به قدرت خطر و رقابت پدرها دارن؛ وگرنه به جای رقابت پذیری اصولی و درست، به آغوش پر مهر مادران پناه می برند. از همین رو، پسران واسه کسب موفقیت و بیان وجود نیاز به ارتباطات مؤثر و گسترده ای با پدر دارن.

مدیریت رو پسران از پدران فعال و مؤثر خود یاد می گیرن، چون نوع مدیریت مادر در خونواده با مدیریت پدر فرق داره. مادر مدیریت عاطفی رو برعهده داره و پدر مدیریت اجتماعی رو. در نتیجه، پسرها پدر رو نماینده اجتماع می دانند و در این مورد هم از رفتار اون الگوبرداری می کنن. حتماً مناسب ترین الگو در مورد احترام به جنسِ مخالف واسه پسر پدرشه، چون علاقه و محبت به زن رو پسر از برخورد پدر با مادر می آموزد.

روان شناسا فکر می کنند مهربونی به زن یکی از جسارت های مردانه س. آدم های ترسو فن مهربونی به زنان رو نمی دانند و چون احترام به زن رو بلد نیستن، به ناهنجاری های اخلاقی و در بعضی نمونه ها، تجاوز به حقوق بقیه، دچار می شن.

فرزندان امید به آینده و مثبت اندیشی رو از پدر یاد می گیرن، چون که اگه بابایی منفی اندیش باشه، فرزندان هم همین الگو رو می گیرند و به همه مردم بدبین می شن. این در صورتیه که بعضی از پدران تصور می کنن که روشن فکرن و همیشه از بقیه، مسائل دور و بر خود و حتی مسائل اجتماعی انتقاد می کنن و در نتیجه، چون پسر پدر رو الگوی حقیقی و کامل خود می دونه، امید به زندگی و جامعه رو از دست می دهد و انگیزه ای واسه زندگی خوب نداره. پس امید به آینده حاصل، تصویری مثبت از پدره.

کلا، باید پدران در نقش خود قاطع و نظم دهنده و اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین، همدل و همراه فرزندان باشن و مادر رو تأیید کنن. فقط در این صورته که نوجوون هیچ فاصله ای بین خود و اون نمی بیند و تصور نمی کنه که بخواد در قبال پدر نافرمانی کنه. در نتیجه، الگوی درستی از پدر داره و در آن واحد اون رو دوست داره.

بعضی از محققان پس از فروید، بر نقش پدر در کنار مادر یا از راه مادر در سال های اولیه تأکید کرده ان. از نظر اونا، علاوه بر این نقش عمومی، یعنی پشتیبانی مادر، نقش خاص پدر اینه که پایه های اساسی توجه به واقعیت رو در شخصیت کودک جفت و جور آورد؛ چون کودک هر وقت از مادر جدا می موند، احساس اضطراب شدید می کنه و پدر این اضطراب شدید رو کاهش می دهد. از این دید، آسیب های روانی پدر یا از دست دادن اون ممکنه در شکل گیری شخصیت فرزندان تأثیری بسیار جدی داشته باشه.

چیجوری با فرزندان خود رفتار کنیم؟

اشتباهات مالی خونواده های ایرونی

تربیت بچه سپیده دانایی