نقش عزت نفس در زندگی زناشویی

نقش عزت نفس در زندگی زناشویی

سپتامبر 20, 2019 0 By edame

عزت نفس در زندگی زناشویی

به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ آدم به حکم ذات و طبیعت اجتماعی خود، نیازمند همدمیه که با اون زندگی کنه و در کنار اون آرامش یابد و ازدواج، اون رو به این مقصود می رساند. با اینکه در اولین روزای ازدواج، همسران به همدیگه احساس تعهد دائمی می کنن، ولی بعضی از همسران کم کم دچار اختلاف و اختلاف می شن.

اختلاف در هر رابطه صمیمی، گریزناپذیره، چراکه وقتی دو نفر وارد یه رابطه دوستانه می شن و یه پیوند رو با همدیگه تشکیل میدن، خود رو در برابر دیگری می گشایند، بر همدیگه اثر می گذارن و از هم اثر می پذیرن و این حق رو واسه خود قائل می شن که بر هم نفوذ داشته باشن و همین هم از عوامل آسیب پذیرشدنشانه.

گاه هم توافقی رخ نمی دهد و یا نیازها برآورده نمی شن؛ در نتیجه همسران نسبت به همدیگه احساس خشم، ناامیدی و نارضایتی می کنن. اختلاف زناشویی، می تونه مقدمه جدایی همسران باشه که ممکنه از بگومگوهای ساده شروع شده و تا درگیری های شدید لفظی، نزاع و کتک کاری و گاه جدایی گسترش پیدا کنه.

وقتی که درگیری های همسران بارها به مرحله بی حرمتی از قصد و لجبازی و یکدندگی می رسد، شکل برانگیخته و پرهیجانی به خود می گیرد، که پر از تمسخر، دادوفریاد یا الگوی خونسردانه ای از دوری گزینی و غریبگی و شاید هم ترکیبی از این دوه.

متأسفانه در بیشتر روابط همسران دو مشکل اساسی هست: قدرت همسران واسه کاهش عزت نفس همدیگه در روابط، بیشتر از قدرتشون واسه افزایش اون هستش و توجه اونا به حالات روحی و روانی همدیگه کمه.

این دو عامل موجب اختلاف ها و اختلافات تکراری، فاصله گرفتن از همدیگه، شکست در خرید و فروش عاطفی، رشد احساسات منفی و کاهش احساسات مثبت می شه و این گونه روابط زناشویی، منبع بزرگ رنج و درد می شه.

پس همسران نیازمند دخالت هایی هستن که ریشه درگیری هاشون رو مهم بدونه و در کم شدن اندازه اختلافات و پریشونی اونا و افزایش آرامش روانی شون مؤثر باشه.

یکی از رویکردها واسه حل اختلافات زناشویی که از نگاه عاطفه به همسران می نگرد، مدل امنیت هیجانیه و بر دو مؤلفه عزت نفس و دلبستگی تأکید داره.

در این راه و روش زیربنای بیشتر اختلافات در روابط دوستانه، احساس ناراحتی یکی از همسرانه. چیزی که در ارتباطات جریحه دار می شه، احساس مثبت فرد در مورد خودش یا همسرش می باشه.

وقتی که احساسات کسی نسبت به خودش جریحه دار شه، غرورش کم شده، شرم فعال شده و عزت نفس اون تهدید می شه. در اینجور شرایطی، فرد می کوشد با انکارکردن شرمی که تجربه می کنه، از خود مواظبت کنه (مثلا به کار گیری مواد مخدر یا ورود به روابط فرازناشویی) یا از دید روانی و عاطفی خود رو از همسرش دور می کنه و نسبت به اون سرد و بی فرق می شه، بیشتر از اندازه کنترل گر می شه و علاقه ها و سلیقه های خود رو بر همسرش تحمیل می کنه.

وقتی که احساسات جریحه دار می شه، اعتماد کم شده، بی اعتمادی فعال گشته و به دنبال اون دلبستگی تهدید می شه.

با تهدید دلبستگی، از همسرش کناره گیری می کنه، عمدا اون رو می رنجاند، ممکنه بیشتر از اندازه به همسرش بچسبد یا به طور افراطی به نیازای همسرش توجه کنه.

در اینجور شرایطی با تهدید عزت نفس و دلبستگی، امنیت هیجانی در اون کاهش می یابد. نبود احساس امنیت هیجانی، خود رو به دو شکل در همسران نشون می دهد: افزایش عکس العمل نسبت به همسر ،که خود به اختلافات پشت سر هم و حل نشدنی می انجامد و ادامه حالت جدایی منتهی به رابطه ای سرد و سطحی می شه.

وقتی امنیت هیجانی میان همسران برقرار می شه که اونا به جواب های ناسالمی که نسبت به تهدید عزت نفس و دلبستگی شون نشون میدن، آگاه گردند و از به کار بردن این عکس العمل ها دوری ورزند و به جای اون بر بازسازی عزت نفس و دلبستگی مثبت تأکید کنن.

وقتی که احساسات مثبت فرد درمورد خودش افزایش می یابد، نسبت به خودش احساس غرور می کنه و وقتی که احساس مثبت اون نسبت به خودش کم بشه و نسبت به خودش احساس های منفی پیدا کنه، احساس شرم می کنه.

هر کسی واسه افزایش عزت نفس خود باید تلاش کنه و این مسئله رو بدونه که همسر یا والدین نمی تونن این نعمت رو به اون ارزانی دارن. تجربه های شرم آگین که فرد در موقعیت های جور واجور در گذشته تجربه کرده، بازم با اونه و بر احساس اون نسبت به خودش اثر می گذارد.

همون طور که هرکسی می تونه خود رو تسلیم شرم کنه، می تونه توانایی هاش رو کشف و به موفقیت برسه. هرچه اندازه موفقیت ها در رویارویی با رقابت ها بیشتر باشه، اعتماد به نفس هم رشد بیشتری می یابد و به سمت غروری سالم حرکت می کنه. غرور منفی اشاره داره به یه دیدگاه بزرگ نمایی آمیز و غیرواقع بینانه در مورد خود که موجب بروز تکبر می شه، اما غروری که باعث کاهش شرم می شه، یه خوشحالی از واسه موفقیت های فردیه.

فردی که به دنبال به دست آوردن تأیید دیگرونه، می کوشد که همیشه اونا رو راضی نگه داره. اینجور کسی نگرانی های زیادی در مورد نظر و دیدگاه بقیه داره و همین موجب خدشه دار شدن عزت نفس اون می شه. با اینکه هممون نیاز به پذیرش داریم، اما پذیرش برابر با تأییدطلبی نیس.

خودپذیری، یعنی خود و همسرمون رو با تموم توانمندی ها و ضعف هایی که داریم قبول کنیم و نیازمند تأیید از طرف بقیه نباشیم. تا وقتی که همسران به دنبال تأییدطلبی باشن، خود رو نپذیرفته ان و در حال خلق موقعیتی هستن که در اون دیگری عزت نفس شون رو کنترل می کنه.

واسه افزایش عزت نفس، تنها نگاه اساسی که باید آموخته شه، شخصی سازی نکردنه. فرد حساس به شرم، باید به خود یادآوری کنه که با اینکه انتقاد بقیه از اون سودمنده، اما اندازه زیاد پیام های عاطفی نبود تأیید که از طرف دیگری دریافت می کنه، بیشتر مربوط به خود فرد فرستنده س و نباید اون پیام ها رو به خود نسبت دهد.

از دیگر ستون های دست یابی به عزت نفس، داشتن خلوص یعنی صداقت عاطفی، ابرازگری هیجانی و عرضه کردن خود به دیگرونه؛ درست همونجوریکه هستیم. در ابرازگری هیجانی، فرد می تونه بدون سرکوب هیجان، احساس خود رو بگه.

در جلوگیری هیجانی، فرد هیجاناتش رو بیان نمی کنه، اما اشتغال ذهنی داره و مرتب احساسات خود رو نشخوار می کنه و همین جلوگیری، در افزایش شرم و کاهش عزت نفس مؤثره.

مرزسازی هم در تقویت عزت نفس راه گشاست. پایه مرزهای امن و خوب رو توانایی «نه گفتن» تعیین می کنه. فردی که در نه گفتن مشکل داره، نمی تونه بگه واسه حفاظت از خود باید فاصله بگیره. اما فردی که توانایی «نه گفتن» داره، می تونه به اندازه ای که تمایل داره به همسرش نزدیک شه و می دونه اگر همسرش بخواد برخلاف میلش اون رو به یه سمت و سو جهت دهد، می تونه در برابر اون مقاومت کنه.

ایجاد مرزهای خوب و امن به معنی نه گفتن در برابر همۀ موارد مخالف با خواست و تمایل خود نیس، بلکه به معنی داشتن حق انتخابه. هرکی می تونه نه گفتن رو انتخاب کنه یا با نیازای همسرش همراهی کنه.

هم اینکه با اینکه یه همسر مسئول همسرش نیس، اما با دوری از طعنه زدن، مقایسه های خشک، ایجاد احساس گناه در دیگری و همزمان احترام گذاشتن، می تونه اون رو کمک کنه.

چون که نبود پذیرش و تأیید نشدن از طرف همسر و لحن عاطفی منفی همسر، عادی ترین عوامل فعال کنندۀ شرمساری در فرده و بیشترین مشکلات رابطه ای در حیطۀ عزت نفس، وقتی اتفاق می افتد که یکی از همسران از همسرش انتقاد می کنه.

در روابط از همسران انتظار نمی رود که به طور کامل بدون دید انتقادی باشن، بلکه از اونا انتظار می رود روی هم رفته از همدیگه پشتیبانی کنن. وقتی که همسران گفت وگویی انتقادی نسبت به همدیگه رو شروع می کنن، به عزت نفس هم حمله می کنن و به جای اینکه در مورد مسائل و نگرانی هاشون حرف بزنن، از همدیگه انتقاد می کنن و این یه زمینه ساز و پیش بینی کننده قوی واسه طلاقه.

پس همسران باید احساسات منفی کمتر و احساسات مثبت بیشتری رو در گفت گوا بگن و درصدد ایجاد شرمساری در همدیگه برنیان.

حالا چند روش رو که می تونه بر افزایش دلبستگی میان همسران نقش داشته از نظر می گذرانیم:

هماوایی با همسر:

یه همسر هماهنگ، بیشتر وقت ها به راحتی می تونه بفهمه که همسرش چه نیازهایی داره. کوتاهی در هماهنگی، از عادی ترین شکایت های زنان در مورد همسرانشانه. وقتی شوهری بدون مشورت با همسرش تصمیمی می گیرد، زن احساس می کنه اهمیتی واسه همسرش نداره.

در دسترس بودن:

همسران بخش های مهمی از وجود خود رو مخفی نکنن و در مورد دیگری «خودشون باشن».

همسران می تونن با همدیگه فعالیت ها و اوقات مشترکی داشته باشن، نسبت به همدیگه اعتماد و تعهد داشته باشن، در مواقع نیاز و انتظار از همدیگه پشتیبانی کنن، احساسات منفی رو تحمل کنن و توانایی گوش فرادادن به نگرانی همسر، حتی در وقتی که همراه با عصبانیت و خشم بیان می شه رو داشته باشن و این گونه دلبستگی رو زیاد کنن و از این روش امنیت هیجانی رو به روابط شون برگردونن. هرچه اندازه تعاملات مثبت بیشتر باشه، رابطه امن تر هستش.

این نوشته، برگرفته از کتاب به درد بخور «امنیت هیجانی» (راه و روش هیجان محور در زوج درمانی) نوشتۀ دان کَتِراله که علاقه مندان واسه پیدا کردن آگاهی بیشتر، می تونن به ترجمۀ کتاب مراجعه کنن.

مهارتای ازدواج موفق چیه؟

چیزایی که نباید به همسر گفت

زناشویی سپیده دانایی