نظریه دموکراسی

علاوه بر برابری قدرت، تصمیم گیری مشارکتی به مدت های طولانی به عنوان ابزاری جهت ایجاد محیط های دموکراتیک مورد دید قرار گرفته. یه مکتب فکری که هم گرینبرگ (۱۹۷۵) و هم داچلر و ویلپرت (۱۹۷۸) به عنوان «نظریه دموکراتیک» نام گذاری کرده ان، نه فقط مشارکت رو ابزاری واسه رسیدن به این هدف مورد توجه قرار می دهد بلکه خود اون رو هم هدف به حساب می آورد. این نگاه بر معیارهای روحی و ارزشی در محیط های کاری دموکراتیک که از راه مشارکت ایجاد می شن، تأکید می کنه. کلا نظریه پردازان دموکراسی، مشارکت در کار رو جزء مهم ایجاد سازمانی دموکراتیک می دانند میسی و پیترسون، ۱۹۸۹).

دموکراسی سازمانی، عموماً به نظامی از مدیریت اشاره می کنه که در اون، سازمان رو افراد معمولی که اکثریت رو تشکیل میدن، هدایت می کنن. در قلب نظریه دموکراتیک سنتی این باور نهفتهه که آدم های عادی ظرفیت حکومت عاقلانه رو دارن. نظریه پردازان دموکراسی مثل پیتمن (۱۹۷۰) تأکید می کنن که ظهور جو دموکراتیک در مجموعه ای سازمانی که رفتارای مشارکتی رو مجاز نمی دونه، شدنی نیس. اگه با نظر انتقادی به این نظریه نگاه کنیم، باید گفت مدیریت کار ساده ای نیس که اون رو به هوی و هوس افراد معمولی واگذار کنیم. نظریه دموکراتیک که حاکمیت افراد معمولی رو مطرح می سازه، قانون کاملی نیس. مدیریت برمبنای توده کارکنانی که با ویژگی هایی چون غفلت، غیرمنطقی بودن، بی علاقگی و احساسی بودن همراه س، یه نوع اتلاف منابع در سازمان به حساب می رود.

اینجور نگرشی نمی تونه مبنای مناسبی واسه مدیریت مشارکتی در سازمان های بخش دولتی که متولی امور عمومی هستن، باشه. البته از این نکته نمی توان غافل شد که کاهش این نگاه در معنی ایجاد معیارهای روحی و ارزشی در محیط کار می تونه یکی از معیارهای فلسفی مدیریت مشارکتی باشه. به هر حال، مثل نگاه وسیله مدیریتی، نظریه دموکراسی هم واسه تعریف فلسفه مدیریت مشارکتی در بخش دولتی ایران کافی نیس.
فلسفه

 

۱-۲-۲۷ نگاه انسانی

سبک رهبری مشارکت جو، در دوران مدیریت نئوکلاسیک ها مطرح شد. این نگاه به دنبال کسب همکاری کارکنان در رسیدن به هدف های سازمانیه. باور بر این بود که کارکنان اگه در تصمیم گیری دخالت داده شن، از تصمیم ها پشتیبانی می کنن و در نتیجه بهره وری خودشون رو زیاد می کنن. این نگاه، مسئولیت رهبری در تصمیم گیری یا اختیارات اون رو به زیر دستان واگذار نمی کنه اما فرض می کنه که زیردستان برمبنای آموزش و تجربه هاشون، توانایی ارائه پیشنهادها و تصمیم گیری رو دارن.

علاوه بر کار تازه التون مایو، منبع اصلی پشتیبانی از مشارکت در محیط های کاری ریشه در کار گروهی از روانشناسان و جامعه شناسا داره که یه جور از خود غریبگی رو در زندگی صنعتی مدرن مشاهده می کنن. دیدگاه مربوط به رشد انسانی (مک گرگور، ۱۹۶۰٫ آرجیس، ۱۹۶۴٫ لیکرت، ۱۹۶۷) بر توانایی های مشارکت در شکست دادن نتیجه های سازمان های بورکراتیک و سلسله مراتب تأکید داره. آرجیس (۱۹۶۲) ادعا می کنه که شکل های جور واجور سازمان های اقتصادی برخلاف نیازای روانی افراد بالغ در حرکت هستن. نگاه انسانی، مشارکت رو کمک واسه پرورش آدم می دونه و ارزش رشد در کار واسه رسیدن به مراحل بالاتری از انسانیت رو مورد تأکید قرار می دهد. این نگاه بر طراحی دوباره کار واسه کشف توانایی های بالقوه آدم ها و ایجاد محیط کاری با معنایی اصرار می ورزد. برابر نظر مازلو (۱۹۶۵) آدم معمولی تمایل داره که به هدف های خود برسه (هدف جویی) و مورد اعتماد باشه. با سازماندهی کار به قسمی که بشه این ارزش ها رو به بیشترین حد رسونید، شخص می تونه نیروی کاری سالم، وفادار و تولید کننده داشته باشه. پس می توان گفت نگاه انسانی که از مشارکت پشتیبانی می کنه بر پرورش سالم افراد رد درون محیط های سازمانی تأکید داره.

اقتصاد

این نگاه شک نداشته باشینً در حکومتی که بر حفظ ارزش های والای انسانی تکیه داره، مبنای فلسفی مناسبی واسه مشارکت حساب می شه. پس، سازمان های بخش دولتی ایران می تونن این نگرشی رو به عنوان رسالت خود در پذیرش و به کارگیری مدیریت مشارکتی دید کنن.

 

۱-۲-۲۸ دیدگاه ایدئولوژیکی

موضوع مشارکت کارکنان در تصمیم گیری، بیشتر بر اساس دیدگاه های ایدئولوژیکیه. مثلا، بعضی از محققان علوم اجتماعی از قانون گذاری دولتی واسه مجبور ساختن سازمان ها به بهتر شدن «کیفیت زندگی کاری» پشتیبانی کرده ان (لاولر، ۱۹۷۶ و ۱۹۸۶) اونا به کارگیری مشارکت رو صرف نظر از نتیجه های علمی اون پیشنهاد و پیشنهاد می کنن. دیدگاه ایدئولوژیکی عموماً روشن، جهانی و سیاسی هستن و بحث ایدئولوژیکی در مورد مشارکت تقریباً بدین شکل دنبال می شه که دموکراسی خوبه، مشارکت چیزی دموکراتیکه پس مشارکت در تصمیم گیری های سازمانی لازمه (لاک و شویجر، ۱۹۷۹).

بعضی از محققان، مدیریت مشارکتی رو چیزی اخلاقی محسوب می کنن (ساشکین، ۱۹۸۴) اینجور دلیل آوردن می کنه که:

    1. اخلاقاً غلطه که مدیران به کارکنان آسیب بزنن؛

 

  1. مدیرانی که به مشارکت اهمیت نمی بدن، از راه شکست خورده گذاشتن افراد در ارضای نیازهاشون به اونا آسیب می زنند؛

پس اخلاقاً باید مدیران از مشارکت استفاده کنن.

چیزی که گرینگ (۱۹۷۵) «چپ مشارکتی[۱]» و داچلر و ویلپرت (۱۹۷۸) «نظریه سوسیالیست» می نامند، برنامه های مشارکتی رو ابزاری واسه تغییر ساختار کلی مالکیت مورد دید قرار می دهد. دیدگاه های سوسیالیستی، ارزش مشارکت رو در شکست دادن از خودبیگانگی و بهره کشی کارگران می دونه. هدف این نگاه اون هستش که به کارکنان اجازه داده شه تا خود رو به عنوان آدمایی خلاق و اجتماعی ارضا کنن (مزاروس، ۱۹۷۰). دیدگاه جدید سوسیالیسم ضمن رد بوروکراسی بر کنترل سازمان ها به وسیله کارکنان از راه تشکیل شوراهای کار تأکید می کنه (میسی و پیترسون، ۱۹۸۹).

بعضی از نظریه پردازان سیاسی، مشارکت در محیط های کاری رو پیش احتیاجی واسه مشارکت سیاسی محسوب می کنن. به عنوان مثال، پیتمن (۱۹۷۰) می گوید سازمان هایی که مشارکت در محیط کار رو اجازه نمی بدن، ممکنه باعث کاهش علاقه و درگیری افراد در مشارکت های ملی، استانی، و محلی شن. اون می گوید که ساختارهای دموکراسی در محیط های کاری باعث می شه که کارکنان مهارت های خود رو واسه مشارکت در زندگی سیاسی و ماورای محیط کار بهبود بخشن. تحلیل های مربوط به گروه های کاری خودگردان نیمه جداگونه دلایل تجربی لازم رو واسه پشتیبانی از دیدگاه پیتمن جفت و جور می سازند (الدن، ۱۹۸۱ به نقل از شیخ محمدی و تولیت زواره، ۱۳۸۵، ص ۴۷-۴۲).

دیدگاه ایدئولوژیکی دیگری هم وجود دارن که با تکیه بر افکار مذهبی، ارزش و منطق خاصی رو در مورد مشارکت مطرح می سازند. مثلا، براساس نگاه اسلام، مشارکت در تصمیم گیری باعث پرورش افراد و ارضای اونا می شه. اسلام، رشد و پرورش ادما از راه کار رو مورد تأکید قرار می دهد و بر شکوفایی استعدادهای بالقوه اونا به عنوان آدم نظر داره. قرآن کریم شورا و مشورت رو به گفتی از ایمان معرفی و تأکید می کنه که مسلمانان امور خود رو براساس مشورت دوطرفه (قران کریم، سوره شورا: آیه ۳۸) انجام میدن. به استناد تفسیر قرآن، مدیران مسئول هستن که دیدگاه های زیردستان رو درخصوص مسایلی که تعیین تکلیف به شرط تحقیق و جستجو باشه، اخذ و بعد به تصمیم گیری فردی دست به کار شن (قرآن کریم، سوره آل عمران ۱۵۹).

این بدون معناست که مدیریت مشارکتی دست کم در شکل سازوکارهای مشورتی نه فقط در اسلام قبول شده بلکه مدیران مکلف هستن اینجور تصمیم هایی رو براساس دیدگاه های زیردستان اتخاذ کنن. اسلام اصل کلی «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته» رو مطرح می کنه و واسه تحقق این مسئولیت همگانی در بستر اجتماعی با محیط های کاری، محققان اسلامی بیشتر به اصل مشورت و رد و بدل کردن نظر جهت انتخاب بهترین قول ها و راهکارهای سازنده پرداخته ان (قرآن کریم، سوره زمر: آیه ۱۸) شاید بشه فسلفه مشارکت از دیدگاه اسلام رو به توضیح زیر شمرد:

  • جفت و جور آوردن موجبات رشد و پرورش آدم؛
  • ایجاد مسئولیت و تعهد داخلی در افراد؛
  • به وجود آوردن محیط کاری بر اساس اعتماد دوطرفه بین مدیران و کارکنان؛
  • شخصیت دادن به افراد؛
  • تربیت و آموزش افراد واسه اداره امور؛
  • ایجاد وحدت و اتحاد در محیط های کاری.

به هر حال، هر چند دیدگاه های ایدئولوژیکی متفاوتی در مورد مدیریت مشارکتی مطرح شده که هر یک خوبی ها و مشکلات خود رو داره، اون چیزی که اهمیت داره دیدگاه های اسلام در این مورده که با در نظر گرفتن اسلامی بودن وجود حکومت ایران باید پایه فلسفی مشارکت در بخش دولتی رو تشکیل بده. جدول شماره ۲-۲ مبانی فلسفی مشارکت رو به طور خلاصه نشون می دهد.

مشکلات

 

 

 

 

 

 

 جدول ۲-۱   نکات کلیدی در دیدگاه های فلسفی مشارکت

نظریه دموکراتیک نگاه انسانی وسیله مدیریتی دیدگاه ایدئولوژیکی
دموکراسی کاری رشد انسانی کیفیت امر اخلاقی
برابری قدرت نیازای روحی و روانی رضایت اولویت سیاسی
مسئولیت جمعی کار با معنی کارکرد ارزش مذهبی
جمع گرایی بهداشت روانی تعهد درخواست اجتماعی
حقوق بشر بهبود انسانی بهره وری لحن جهانی

منبع: (شیخ محمدی و تولیت زواره، ۱۳۸۵ ص ۴۸).

۱-۲-۲۹ مشارکت از دیدگاه امام خمینی (ره)

امام خمینی (ره) برمبنای نگاه ایدئولوژیک، خود و مسئولین رو مجبور به پذیرش مشارکت مردم در امور جور واجور می دیدن. به نمونه هایی از سخنان ایشون در رابطه با مشارکت مردم اشاره می کنیم:

«مردم سرنوشت خودشون دست خودشونه و انتخابات واسه تحصیل سرنوشت شما ملته. در مشکلات دولت جمهوری اسلامی با جون و دل شریک و در رفع اونا کوشا باشین و دولت و مجلس رو از خود بدونین.»

ایشون در آستانه تشکیل مجلس دوم و در اعتراض به مخالفت عده ای از مجتهدین با معرفی و تأیید عده ای از نامزدها از طرف دانشجویان خط امام فرمودن:

«اون وقت شیطنت این بود که سیاست از مذهب خارجه و ما بسیار ضرر خورده ایم و اونا هم بسیار نفع بردن. این مطلب شکست خورد. حالا می می گن که سیاست حق مجتهدینه. یعنی در امور سیاسی در ایران پانصد نفر دخالت کنن. باقی شون برن سراغ کارشون، هیچ کار به مسایل اجتماعی نداشته باشن. این از توطئه قبلی بدتره واسه ایران، واسه اون که اون یه عده از علما رو کنار گذاشت، این همه ملت رو می خواهد کنار بزاره. (۹/۱۲/۶۲) ایشون هم اینکه خطاب به مسئولین فرمودن:

«این ملت ولی نعمت ماست، اگه این ملت نبود ما یا در حبس بودیم یا در تبعید یا در تنهایی».

ایشون هم اینکه با روشن بینی خاصی، مشارکت در تصمیم گیری رو حق همه مردم دونسته می فرمایند:

«انتخابات مثل قبلی نباشه که از مرکز دستور داده می شد که این وکیل شه و کسی هم حق نداره حرفی بزنه. انتخابات دست مردمه… این که من عرض می کنم واسه اینه که بعدا کسائی که در ایران و نسل های بعد می آیند، بدونن که باید این طور باشه و الا امروزه ما کسی رو نداریم که دستور بده. پیشنهاد می کنه و مردم مختارند. (۱۳/۱۰/۶۲) (شیخ محمدی، ۱۳۸۵، ص ۴۹).

[۱]. Left Particpation