دانلود پایان نامه

در رباعیات بهار غالباً اشارات و پیام های سیاسی و اجتماعی مندرج است نظیر رباعی زیر که به شاه جدید «پهلوی» گفته است:
«ای شاه وطن رفت و وطن خواه نماند سیم وزر و ساز و برگ و تنخواه نماند
ز آه دل ما شما حــذر کــن،هــر چند در مُلک ز جــور پــدرت آه نمانــد»
(بهار،1368: 1298)
قطعات و رباعیات بهار گاهی مانند رباعی زیر ماده و اندیشه ی آن نوعی تفکر هستی گرایانه و خیالی است:
«برخیز که خود را ز غم آزاده کنیم تــا کــــی طلـب روزی ننهاده کنیـم
آخر که گل ما به سبو خواهد رفت کــــن فکر سبویی که پر از باده کنیم»
(همان :1284)
کلیه ی تصنیف های بهار جنبه ی وطنی و آزادی خواهی و تجدد پرستی دارد اغلب آنها به وسیله ی اساتید بزرگ موسیقی ایرانی از قبیل درویش خان و رکن الدین خان و حسام السلطنه و امثال آنها تهیه شده و مورد توجه عموم می باشد تعدد در تصنیف ها 14 و 37 نوشته شده که 37 درست است.در میان تصنیف های بهار،ای زن بهر وزن زمزمه سرکن،زن با هنر،عروس گل،باد خزان،مرغ بی نوا،در مرگ پروانه،باد صبا، ای ایرانی و … به چشم می خورد (عابدی،308:1376).
یکی از مشهورترین تصنیف هایی که در سده ی اخیر وارد زبان پیر و جوان است و هنوز ارزش و اعتبار خود را حفظ کرده است متعلق به ملک الشعرا است به یک تعبیر شاید بتوان آن منِ شاعرانه یا صمیمت ذاتی شاعر را در این تصنیف متجلی تر دید.

نمونه ای از این شعر را ذکر می کنیم:
«مـــرغ ســـحر نـــاله کـــم کـن
داغ مـــــــرا تـــازه تـــــر کــن
ز آه شـــرر بار، ایـــن قفـــس را
برشــــکن و زیـــر و زبــر کـــن
بلبل پـــر بسته ز کنج قفـــس در آ
نغـــمه ی آزادی نـــوع بـــشر کن
وز نفسی عرصه ی این خاک توده را
پــــر شــــــــــــــرر کــــــن
ظلـــــم ظالــــم،جــــور صیـــاد
آشیــــــانم داده بــــــــر بـــــاد
ای خــــدا،ای فلـــــک،ای طبیعت
شـــــام تاریک مـــــا را سحر کن»
(بهار،1368 : 1312)
نمونه ای از تصنیف «زن با هنر»:
زنی کاو به جهان هنـر ندارد ز حسن بشری خبر ندارد
بناز ای زن باهنر که عــــالم گلی از تو شکفته تر ندارد
زنانی که به جهل در حجابند ز آداب و هنـر بهره نیابند
فـــــرو خــــوان کتاب را بـــر افکن حـــجاب را
از ایـــــن بیشتر به گـــــل مپـــوش آفتــــــاب را…
(همان:1312)
بهار فکر می کرد ایده رضاخان در کشف حجاب خوب است از او حمایت کرد- ولی نتیجه ندید و در نهایت خاموشی اختیار کرد- و در کشف حجاب از رضاشاه حمایت کرد با ابیاتی:
اگر تـــو رخ بگشایی ســتم نخواهـــد شد ز حسن و خوبی تو هیچ کم نخواهد شد
برون ز زلف تو یک حلقه هم نخواهد رفت کم از دهان تو یک ذره هم نخــواهد شد
تو پاک باش و برون آی بی‌حجاب و مترس کسی به صید غزال حــرم نخـــواهد شد
(همان،1168)
بهار در سال 1325 هـ .ق،یک سال پس از جلوس محمدعلی شاه، نظر به پاره ای از اعمال مستبدانه ای که از او سر می زد و نیز ستایش امیرکبیر و قدرشناسی از اقدامات شایسته ی او ترکیب بند مفصلی در 158 بند، با عنوان «آیینه ی عبرت»سرود که در آن تاریخچه ی مختصری از شاهان ایران از ابتدای پادشاهی کیومرث تا آخر دوره ی مظفرالدین شاه به رشته ی تحریر در آورد منظومه اینگونه آغاز می شد:
(آرین پور،1375 :128)
«پاسبانا تا به چند این مستی و خواب گران پاسبان‌را نیست‌ خواب،‌از خواب‌ سر بردار، هان‌!»
و با این ابیات پندآمیز خاتمه می یافت:
«این همه آثار شــاهان، خسروا، افسـانه نیـست شاه را، شاها، گریز از سیـــــرت شـــاهانه نیست
خسروی اندر خور هر مست و هر دیوانه نیست مجلس افروزی ز شمع است آری از پروانه نیست
اینک اینک کدخدایی جـز تــو این خانه نیست خانه ای چون خانه ی تو خسروا ویـــرانه نیـست
خیز و از داد و دهش آباد کـــن ایــن خانه را و اندک اندک دور کــن از خانه ات بیگـــــانه را»
(بهار،1368 :56)
3-2-4 نوآوری در قالب های گذشته ی شعر فارسی
شیوه ی بیانی که که در دوره ی رضاخان رواج داشت و گروهی از شاعران دوره ی رضاخان که به«شاعران صنایع جدیده» لقب یافته بودند، پدیده های تازه ای چون هواپیما، اتومبیل، دوچرخه، کارخانه، قطار، راه آهن را با همان زبان کهنه وصف می کردند و بهار هم در یکی از اشعارش که با ماشین به مسافرت رفته بود ماشین را (رخش آهنین پی ) نامید و آن را اینگونه به نظم کشید:
«من و یاران به رخش آهنین پی نشستیم و بــرون جستیم از ری
اُتُل سگین و بار ما زحــد بیش به تنهـــا میزبان از عـــدد بیش
میان راه پنچر گشت رهــــوار فرو ماندیم یک ساعت ز رفتار »
(حسن لی، 1383 ،422)
دو ویژگی بزرگ از شعر بهار، یکی مساله وطن و دیگر آزادی است، بهترین ستایش ها از آزادی در آثار بهار وجود دارد و زیباترین ستایش ها، از مفهوم وطن هم از اوست البته این به وسعت آگاهی بهار به گذشته ایران برمی
گردد، او بهترین مدیحه سرای آزادی و وطن است آن هم در حد اعلای آن.(شفیعی کدکنی ،1380 :35)
3-2-5 ویژگی های شعر بهار
یکی از جنبه های زیبایی اشعار محمدتقی بهار تصویر است. ذهن خلاق بهار در عرصه ی صورتگری، تخیل و الهام را با هنرنمایی های کلامی چنان در هم آمیخته که حالات عاطفی و نفسانی و برهان سازی های دشوار خود را عمدتاً در قالب عناصر تصویر ساز، تشبیه و استعاره و جلوه گر ساخته است.
در حوزه ی تشبیه، بیشتر از فشرده یا بلیغ اضافی و تصاویر حسی به حسی بهره گرفته است. و این نوع تصاویر او از تنوع برخوردارند. موضوع مشبه مختلف است، گاهی شاعر ممدوح یا معشوق می باشد و گاه نیز مفاهیم تجریدی و انتزاعی ولی موضوع مشبه به، غالباً عناصر طبیعت و اشیاء است.
در عرصه ی استعاره های او، نوع کنایی (تشخیص) و مصرح مرشحه، بیشترین بسآمد را به خود اختصاص داده اند عناصر سازنده ی خیال او از لحاظ مستعارمنه، بیشتر طبیعت و اشیاء و به لحاظ مستعارله، ممدوح و معشوق و خود شاعر است .(بهار، 1373 :104)
3-2-6 درون مایه های شعر مشروطه
درون مایه شعر مشروطه متنوع هستند «درون مایه های شعر مشروطه مسایلی از قبیل:آزادی، وطن، زن غرب و صنعت غرب، انتقادهای اجتماعی و تا حد زیادی دوری از نفوذ دینی، فقدان تصوف و باز هم کلیت معشوق در آثار غنایی است»(شفیعی کدکنی، 1380 ،35)
بهار تحصیلاتش را به شکل مدرن فرا نگرفته بود اما به دو دلیل توانست آن را جبران سازد:
1.مطالعه ی عمیق و دقیق در آثار پیشینیان
2.بواسطه ی حافظه ی پر بار و سرشار خویش
او با زبان های عربی، فرانسه و انگلیسی آشنایی داشت، از این رو می توانست آثار چاپ شده ی آن زبان ها را نیز مطالعه کند. این امر به حضور ذهنش در بکارگیری لغات و در ترکیبات شعری کمک رسانید، بهار در بدیهه گویی و ارتجال تبحر فراوانی داشت، این توانایی در جوانی نیز در او تا حدی وجود داشت.
به گونه ای که برخی از مخالفین و حسودان اشعارش را به پدر او یا به بهار شیروانی نسبت می دادند و با طرح لغات ناهنجار از او می خواستند که بیت یا رباعی به شکل ارتجالی بسراید که بهار معمولاً از عهده ی کار بر می آمد و این امر اعجاب و تحسین حاضران را در پی داشت.(عابدی، 1376 :2)
3-2-7 آثار بهار
آثار بهار را می توان به چهار دسته تصحیح آثار، ترجمه، منظوم و منثور تقسیم کرد که بشرح زیر به طور مختصر درباره آنها توضیح داده می شود:

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه درموردناصرالدین شاه، ناصرالدین شاه قاجار، دوره ی قاجار، شیخ احمد احسایی

بهار شش اثر تاریخی و ادبی را تصحیح کرده است:
الف-تصحیح “آثار تصحیح شده ی بهار”
1-تصحیح “گلشن صبا” از فتحعلی خان صبا (313 ش)
2-تصحیح “تاریخ سیستان” از مولف گمنام (1314 ش)
3-تصحیح “رساله ی نفس ارسطو” ترجمه ی بابا افضل کاشانی (1316 ش)
4-تصحیح ” مجمل التواریخ و القصص ” از مولف گمنام (1318 ش)
5-تصحیح “منتخب جوامع الحکایات” از سریدالدین عوفی (1324 ش)
6-تصحیح “تاریخ بلعمی” از ابوعلی محمدبن محمدبلعمی (1341 ش)
ب-ترجمه
او دو اثر را ترجمه کرده است:
1-ترجمه ی اندرزهای آذر باد مار اسپندان در (1312 ش)،ترجمه ای منظوم از زبان پهلوی
2-یادگار زریران (ترجمه ای منظوم از زبان پهلوی (1312ش).(همان :118)
(محمدی ،1372 :118)
ج-آثار منثور
1-زندگانی مانی در (1313 ش)
2-احوال فردوسی در(1313 ش)
3-“سبک شناسی” در 3 جلد (1321-1326 ش)
4-«تاریخ مختصر احزاب سیاسی» در دو جلد که جلد یک در سال 1321 و جلد دوم در 1363 منتشر شده اند.
5-«دستور زبان فارسی پنج استاد» در (1329 ش) که بهار با همراهی قریب، فروزانفر، رشید یاسمی و همایی آن را تنظیم کردند.
6-«فردوسی نامه» (احوال فردوسی )،(1345 ش)
7-«رساله در احوال محمدبن جریر طبری»(؟)
د:آثار منظوم
1-«شعر در ایران» در (1333ش)
2-تاریخ قطور در شعر فارسی»(1334ش)
3-«دیوان اشعار» در (1335 ش)
همچنین مجموعه ی صد مقاله ی او نیز با کوشش محمد گلبن با عنوان « بهار و ادب فارسی» در (1351 ش) به چاپ رسیده است.(همان:120-119)
در میان آثار تحقیقی بهار سبک شناسی یا تاریخ نثر فارسی بسیار برجسته است.
این کتاب حاصل تلاشی سی ساله ی تحقیق و تدریس ایشان می باشد و بنظر می رسد او با چاپ این کتاب استقلال و هویتی نو را به بحث سبک شناسی در زمان خود بخشیده است.
او در سبک شناسی غالباً توجه خود را به شناخت ویژگی های صرفی و نحوی زبان هر دوره و واژگان و کیفیت تعبیر هر صاحب اثر و کمتر به مضمون و محتوا و طرز ادراک معطوف کرده است به طور کلی مفهومی را که از سبک در نظر دارد دقیق و درست مطابق با مفهوم رایج غربی آن است که از عقاید «فردیناند دو سوسور» و شاگرد او «چارلز بیلی» که سبک شناسی به مفهوم درست و عملی آن نتیجه ی مجاهدات اوست نشأت گرفته است.
می توان ادعا کرد که هنوز آثاری که بتواند با آن رقابت کند به چاپ نرسیده است، نویسنده بیشتر به بررسی ویژگی های زبانی پرداخته است، او در تلاش بود تا سبک شناسی شعر را نیز که مدتی در دانشگاه آن را تدریس کرده بود به چاپ رساند و حتی در سال (1329 ش) با وزرات فرهنگ وقت قراردادی را تنظیم کرده بود که متاسفانه به دلیل ابتلا به بیماری سل فرصت و مجال تالیف آن را پیدا نکرد و تقریرات درسی او با عنوان تاریخ قطور شعر فارسی به چاپ رسیده است.
بهار در تدوین دستور زبان در «دستور پنج استاد» توجه اصلی خود را به بحث فعل، تمایز ماده ی مضارع و ماضی و انواع مشتقات هر یک قرار داد ( عابدی، 1376 :96 – 94).
در مجموع، مقالات ادبی و تحقیق او در زمان حیات و پس از مرگش در مجلات و نشریات متعددی چون: نوبهار، مهر، ایران، دانشکده، باختر، ارمغان، تعلیم و تربیت،یغما،آموزش و پرورش، نگین،گلهای رنگارنگ،پ
یام نو ، نامه ی فرهنگستان فردوسی، آینده،آرمان، مهر ایران، ایران نامه و سخن چاپ شد.
این مقاله ها در مباحث گوناگون مانند: زبانی، ادبی، تاریخی، واژه شناسی، دستور، خط، احوال رجال سیاسی و مذهبی و نقد متون و همچنین شامل نقد شعر و مکاتبات بوده است.
بهار شش دوره نماینده مجلس شد، سال ها استاد دوره ی دکتری ادبیات دانشسرای عالی و دانشکده ی ادبیات بود و به دلیل پیوستن به مشروطه خواهان و آزادی خواهان چندین بار تبعید و زندانی شد که