منابع پایان نامه درمورد ایرج میرزا، فتحعلی شاه، فتحعلی شاه قاجار، زبان فرانسه

در سال های زندان و تبعید بیشترین آثار ادبی را از خود باقی گذاشته است.در اواخر عمر گوشه نشینی اختیار کرد.
«خامشی جستم که حاسد مرده پندارد مرا وز سر رشک و حسد، کمتر بیازارد مرا
زنده در گور سکوتم من، مگر زیـن بیشتر روزگار مرده‌پرور، خوار نشمارد مـــرا»
بهار مدتی هم وزیر شد و چهارده ماه وزیر فرهنگ در دولت قوام السلطنه (1324ق)بود اما هیچ وقت فکر پول نبود. او در پایان عمر،برای درمان خود سند منزل را برای گرفتن وام گذاشت ولی بانک قبول نکرد. مرگ او در دوم اردیبهشت (1330 شمسی ) بود و در منزل خود فوت کرد و در آرامگاه ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. (آرین پور،1375:334).
از آنجا که فعالیت سیاسی و عضویت وی در مجلس شورای ملی به پایان نامه و موضوع آن چندان ارتباطی ندارد، برای پرهیز از تطویل متن، از ذکر بیشتر آنها خودداری می گردد.
3-3 ایرج میرزا
ایرج میرزا فرزند غلامحسین میرزای قاجار،پسر ملک ایرج پسر فتحعلی شاه است. فتحعلی شاه قاجار جد اعلای وی بود و تا نیای بزرگ وی، همه شاعر بودند، پدر ایرج، غلامحسین میرزای قاجار شاعر رسمی درگاه مظفرالدین میرزای ولی عهد بوده و لقب شاعری داشته و از این راه زندگی خود را اداره می کرده، پس از مرگ پدر، درباریان این منصب را به ایرج دادند تا بتواند از درآمد آن، خانواده را سرپرستی کند، تمایلی که پدران ایرج به شعر و شاعری داشته اند به یقین در پرورش ذوق و گرایش وی به سوی شعر تاثیر قوی ای داشته است.(محجوب،1353 :3).
جد اعلای او، فتحعلی شاه نیز در شعر بیشتر غزل می سرود و خاقان تخلص می کرد، از او دیوانی اندکی بزرگتر از دیوان حافظ باقی مانده است که نسخه های بسیار متعدّد و بسیار زیبای خطی از آن در کتابخانه ی سلطنتی و کتابخانه ی مجلس شورای ملی محفوظ است. دیوان خاقان سه بار به طبع سنگی رسیده است، یکبار در تهران در سال 1275 هـ .ق- بیست و پنج سال پس از مرگ شاه در دوره ی سلطنت ناصرالدین شاه- و یکبار دیگر در بمبئی در سال 1304 هـ .ق و بار سوم در همین چند ساله ی اخیر منتخبی از دیوان اشعار او به چاپی بازاری رسید. (دهباشی،1387 :10)

در بیت از نمونه اشعار فتحعلی شاه جد اعلای ایرج:
«ناشــاد کـــسی کزستمـــت شـــاد نباشــد آزاد دلـی کـز غمت آزاد نباشد
کوشی چه به تعمیر دل؟این خانه ی عشق است آبادیش این است که آباد نباشد»
نیای ایرج، ملک ایرج پسر فتحعلی شاه نیز طبع شعر را از پدر به میراث برده بود. او «انصاف» تخلص می- کرد سال ها در مشهد مقدس رضوی معتکف بوده و آن حضرت را مداحی می نمود ولادتش در سال 1222 هـ .ق و در سال 1296 هـ .ق بود در سن هفتاد و چهار سالگی در گذشت.
غلامحسین میرزای قاجار پدر ایرج ملقّب به صدرالشعرا، متخلّص به بهجت در سال 1250 هـ .ق در تهران به دنیا آمد، در همین سال فتحعلی شاه قاجار در عمارت هفت دست اصفهان وفات یافت و نواده اش محمدمیرزا فرزند عباس میرزا به نام محمدشاه به یاری وزیر بی نظیرش قایم مقام فراهانی به جای او نشست.
غلامحسین از آنجا که در خاندان فضل، کمال،علم و ادب دیده ای چشم به دنیا گشود او هم به علم و ادب تمایل یافت و بعد از فوت میرزا محمود کاشانی در سال 1291 هـ . ق به لقب صدرالشعرایی منتسب گردید.(آرین پور، 1375 :383)
وفات صدرالشعرا به گفته ی ایرج میرزا بواسطه ی بیماری سل و در سال 1309 هـ .ق و مدت زندگانی او پنجاه و نه سال بوده است.
او در قصیده ای در رثای پدرش و مدح امیر نظام به این مطلب اشاره می کند:
«مرد همی صدر شاعران پدر من یک دو سه مه پیش از این به ناخوشی سل
افسرد آن بوستان فضل و معانی پژمـرد آن گلــستان فهــــم و فـضایــل»
(دهباشی،1387 :18)
از صدرالشعرا دیوان شعر منظومه هجویه «نسب نامه ی کرد مازندری» باقی مانده است که مثنوی است در بحر متقارب مثمن محذوف (بحر شاهنامه فردوسی) که دارای هزار بیت است (محجوب ،1353 : 10)
این منظومه ی هجویه را شاعر به دستور ولی عهد در هجو شخصی موسوم به حاج صدیق سروده است،در ابیاتی از منظومه می آید:
«شنید آن فغان کـرد مازنــدری بپیــــجید بـــر خـود از ایــن داوری
جهان بر جهان بینش تاریک شد زیـــاد انـــدرش هر بد و نیـــک شد
عــوایی برآورد آن شوربــخت چنانچون که بر پای سگ سنگ سـخت»
دیوان شعر او دارای غزل، قصیده، قطعه، ترکیب بند، ترجیع بند و مخمّس در هفت هزار بیت است و 160 غزل،150 قصیده و 10 قطعه و ترکیب بند و ترجیع بند دارد و به خط خود شاعر است این کتاب به قطع وزیری کوچک یا رقعی بزرگ به خط نستعلیق است که دارای چهارصد الی پانصد صفحه ی 200 تا 250 برگی می باشد.(دهباشی، 1387 :20)
یکی از قصیده های این دیوان چکامه ای است که صدرالشعرا در مدح امیرالشعرا رضاقلی خان هدایت سرود. که ابیاتی از آن بشرح زیر است:
«ای بر تو سپرده ناصرالدین شه شاهی که مظفر است بر اعدا
جم خاتم خود سپرد بـر آصف شه گوهر خود سپرد بـر دریا»
ایرج میرزا ملقّب به جلال الممالک، پسر غلام حسین میرزا، پسر فتحعلی شاه قاجار، (ولادتش در رمضان 1390هـ .ق و در تبریز به دنیا آمد) چون به سن رشد رسید، پدر در تربیت او تلاش کرد سپس او را به مدرسه ی دارالفنون تبریز برای تعلیم زبان فرانسه فرستاد او زبان های فارسی، عربی و فرانسه را در آنجا آموخت، در خارج از آن هم در حوزه ی درس آشتیانی ها برای تحصیل و تکمیل منطق و معانی و بیان حضور داشت و در چهارده سالگی،امیر نظام حسن علی خان گروسی، به خاطر استع
داد و ذکاوتش او را با پسرش نزد میرزا عارف برای تحصیل ادبیات و مسیولامپر فرانسوی برای تحصیل زبان فرانسه همدرس کرد.(آرین پور ،1375 : 384).
در چهارده سالگی ایرج شعر نیکو می گفت و امیرنظام مخصوصاً او را با صله و جایزه در این کار تشویق می کرد، ایرج خط تحریر و نسخ تعلیق را بسیار زیبا می نوشت و در اخوانیات دستی به سزا داشت. (دهباشی،30:1387)
ایرج در سن شانزده سالگی ازدواج کرد و سه سال بعد همسر و پدرش درگذشتند،پس از فوت پدر در ولایت عهدی مظفرالدین شاه قصاید اعیاد و سلام را در روز بار می خواند (درودیان، 1380 :11)
ایرج میرزا در اواخر ولی عهدی مظفرالدین شاه ریاست معارف و دارالفنون که با محمد ندیم السطان بود، به نیابت پذیرفت و چندی نیز از منشیان خاص پشتکار آذربایجان امین الدوله بود، مدتی به ریاست صندوق -گمرکات کردستان منتخب گردید و تا آغاز مشروطیت در این سمت باقی بود، در انقلاب تبریز با مخبرالسلطنه به روسیه رفته و چندی ریس کابینه ی معارف او بود که ریاست اداره ی عتیقه جات نیز به آن ضمیمه بود و سپس از تبریز به تهران آمد و سمت معاونت مالیه ی خراسان با وی بود و پس از چندی روزگارش به سر آمد و بدرود حیات گفت (حایری، 1368 : 260-250).
لقب فخرالشعرایی ایرج میرزا توسط امیر نظام به او تخصیص یافته بود، او ایرج را میرزا شوکلا خطاب می کرد و او را چون فرزندش دوست می داشت،ایرج در قصیده ای زیبا و استادانه نارضایتی خود را از داشتن این لقب و شغل مربوط به آن به امیر نظام اظهار کرده و از او درخواست می کند که وی را لقبی در سلک ادیبان دهد.و از جرگه ی شاعران دربار بیرون آورد در همین قصیده بار دیگر پدرش را صدرالشعرا خوانده و بیتی از او را تضمین کرده است، قصیده ی مذکور به استقبال منوچهری سروده شده و دو بیت از خاقانی شروانی نیز در آن درج گردیده است و با این مطلع آغاز می شود:
«جانا چه شود گر تو در مهر گشایی وز در به در آیی و چو جانم به بر آیی»
(محجوب،1353: 58)
در ضمن از پدر خود چنین یاد می کند:
«این بیت ز صدرالشعرای پدر خویش آرم به مدیح تو درین چامه گوایی
بر حاشیه ی مـائده فضـل تـو باشــد کشکول گدایی به کف شیخ بهایی»

و بی فاصله پس از آن در باب لقب خود می گوید:
«صدرا و وزیرا و بلند اخــتر میــرا صــدرالوزرایـی و امیــرالامــرایی
فخرالشعرا خواندی در عیـد عزیـزم دیدید چو مرا داعیه ی مدح سرایی
چونان که نکرد دستم از بی لقبی عار فخری نکنم نیــز به فخرالشعـرایی»
(همان:59)
ایرج میرزا از داشتن این لقب خشنود نبوده و بدان فخری نمی کرد و از این رو از امیر نظام درخواست کرد تا لقبی در سلک ادیبان به او بدهند و از مداحی رسمی و نان خوردن از این راه اکراه داشته است.
او در گفتار خود صادق بود و رغبتی به لقب فخرالشعرایی و پیشه گرفتن شغل شاعری درباری نداشت و سرانجام نیز کار خود را عوض کرد و به منشی گری که در صلاحیت ادیبان است پرداخت.
ایرج در ترجمه و درنگاشتن نامه های اخوانی (نامه های خصوصی) دستی قوی داشت و امین الدوله و دیگر رجالی که در خدمت ایشان بودند در نوشتن نامه های اخوانی به او رجوع می کردند.(محجوب ،1353 :27)
اعتبار اجتماعی و شعری ایرج میرزا مرهون دوره دوم زندگی اوست، او از یک سو سفری به اروپا می کند و از نزدیک با مظاهر و تمدن جدید غرب آشنا می شود و از سوی دیگر انقلاب مشروطه در ایران رو به ترقی و توسعه داشت بیشتر آثار قابل توجه ایرج میرزا مربوط به نیمه ی دوم عمر او و روزگاری است که در خدمات دولتی به سر می برد،او در این دوره به انتقاد اجتماعی و خرده گیری از عادت های زشت و رسم های نامناسب و خطاهای سیاسی رجال ایران پرداخت.
«در این روزگار رنگ شعر ایرج به یکباره تغییر می کند و معانی و مضامینی کاملاً تازه در آن راه می یابد، حتی اگر مدحی در این دوران می سراید محرک او یا بزرگواری، شرافتمندی، خدمتگزاری و وطن پرستی ممدوح اوست مانند ستایشی که از صنیع الدوله کرده است و یا اینکه حق دوستی و رفاقت و نمک خوارگی را ادا می کند. در هر حال هرگز گرفتن صله و مرسوم و مقرری و گذراندن زندگی محرک او در سرودن شعرنیست آشنایی با زبان فرانسوی و دیدن مردم اروپا، ایرج را مردی آزاد فکر و متجدد و ترقی خواه به بار آورد.
علاوه بر این شجاعت اخلاقی وی موجب شد که تقیه را در ابراز افکار و عقاید خود به یک سوی نهد.» (دهباشی،1387 :48)
او آن چه را که نامناسب می بیند به مردم یادآوری می کند و عیب ها و نقص هایی را که مایه ی تیره بختی مردم ایران می داند با صراحت تمام به آنان تذکر می دهد.
«ایرج از تعارف های بیهوده، برخاستن جلوی پای تازه واردان مجلس، سینه زنی، تیغ زنی و قمه زنی و از عشق بازی و داشتن رابطه ی جنسی با هم جنس، دروغ و ریا و دورویی سیاست پیشگان و نظایر آن به سختی انتقاد می کند و مانند آموزگاری دانا به فرزند خویش و تمام نوخاستگان ایرانی، درس زندگی و آداب و معاشرت می دهد جوانان را به آموختن دانش ترغیب می کند.»(درودیان،1380 :290)
با وجود اینکه اطلاعات عمیق و وسیعی از ادب فارسی، عربی و ادب و فرهنگ اروپایی دارد، چنان ساده، بی پیرایه و آسان سخن می گوید که شعر وی از نثر ساده و روان امروزی ساده تر و روان تر می- شود،هدف اصلی او هم تنها این بود که همگان گفته هایش را دریابند و برای فهم معنی شعرهایش به تحصیل عالی نیاز نداشته باشند. او یکی از منادیان جهاد با جهل، یکی از مبشران آزادی زن، یکی از هواداران برابری مذاهب و شاعری اجتماعی و
مخالف با تعصب است.(همان،30)
3-3-1 برخی از مضامین اشعار ایرج میرزا
مضامین زیر از جمله معانی است که در نتیجه ی تحول فکری ایرج در اشعار او راه پیدا کرده است.
3-3-1-1 انتقاد از اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور
ایرج در عارف نامه با کمال صراحت به انتقاد از اوضاع پرداخته و در لباس طنز به عارف توصیه می کند که اگر می خواهی از این پس زندگی را به آسودگی بگذرانی و رنگ بدبختی و درماندگی را نبینی چنین و چنان کن و زبان از ستایش وزیران و مدح وکیلان کوتاه کن و از سیاست بازی و انتقاد از خائنان اجتماع دست بکش.
«سیاست پیشه مردم حیله سازند نــه ماننـد من و تو پــاک بازنـد
تماماً حقه بــاز و شـارلاتاننــد به هــر جـا پــاش

mitra2--javid

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Next Post

پایان نامه با کلمات کلیدی قرون وسطی، زبان ادبی، رمان تاریخی، انقلاب علمی

د دسامبر 24 , 2018
اوّلین رمان‌نویس تاریخی کشور ماست. شناسایی آثار او برای جامعۀ فرهیختگان و دانشجویان اهمیّت بسیار دارد؛ از طرف دیگر این پژوهش می‌کوشد راهی متفاوت در دریافت اندیشه‌ها و تفکرات صاحبان آثار ادبی ارایه دهد. از فواید پژوهش حاضر، بیان اطّلاعات مفیدی در درک و دریافت تفکرات نویسنده از شرایط معاصر […]