اما از آنجایی که ذهن و فکر مردم از درک و پذیرش سخنانش عاجز بود به جز عدهی کمی کسی حاضر به پیروی از او نشد (قدس میر حیدری، 1387: 51).

4-4-1. آب حیات و جاودانگی الیاس (ع)
آب الیاس و خضر روشن از اوست

نار نمرود نیز گلشن از اوست

(جام جم، ص526)

تنها یک بیت در دیوان اوحدی تلمیح به داستان حضرت الیاس دارد و اشاره به این موضوع میکند که الیاس همچون خضر از آب حیات نوشیده است و بنابراین تاکنون زنده است.
الیاس همان خضر است یا روایتی دیگر که گفتهاند: الیاس هنوز زنده است و تا نفخهی صور اول زنده خواهد بود (عاشوری تلوکی، 1387: 87).
چهار نفر از پیامبران تا روز قیامت زندهاند. خضر(ع) و الیاس در زمیناند که خضر در دریا و الیاس در خشکی است و دو نفر دیگر، حضرت ادریس و عیسی (ع) در آسماناند (حقی بروسوی، 1331ق، ج5: 268).

ایوب علیه السلام
4-5. ایوب (ع)
4-5-1. صبر ایوب (ع)

4-5. ایوب (ع)
نام حضرت ایوب به عنوان یکی از پیامبرانی که نمونهی بارزی در صبر و شکیبایی بود در چهار سوره از قرآن ذکر شده است (کمالیان، 1382: 56).
شغل ایوب گوسفندداری و پرورش مواشی بود و لذا خداوند از جهت گوسفند برکتی به او داد که بیش از همه گله داشت (عمادزاده،1375: 454).
در تورات فصلی به قصهی او اختصاص داده شده است و مراد از قصهی ایوب این است که رنج و عذاب همیشه نشانهی عقوبت نیست بلکه گاهی برای تهذیب نفس و امتحان است (شمیسا، 1378: 147).
یکی از دلایل نازل شدن بلا بر ایوب پیامبر این بود که وی از نعمتهای دنیا بهرهی کاملی داشت و همین امر باعث حسد شیطان بر او شد. شیطان به خداوند گفت: دلیل این همه شکرگزاری و عبادت ایوب به خاطر اموالی است که به او دادهای. خداوند نیز با گرفتن مال ایوب صابر و شاکر بودن وی را ثابت کرد. ایوب شکرگزاری و صبر خود را در زمان از دست دادن مال و فرزندان خود، ترک نکرد و همین امر باعث شده بود که بعد از تمام شدن بلا و آزمایش الهی، دوباره اموال و فرزندانش به او بازگردانده شوند (صفائی آملی، 1361: 39).

4-5-1. صبر ایوب (ع)
گفته جانش به صبر ایوبی

سخت را سست و زشت را خوبی

(جام جم، ص579)
مجنون و عشق خسته و ایوب و صبر زار

توفان و نوح بیدل و منصور و دار مست

(ص115)

آنچه که با شنیدن نام ایوب (ع) به ذهن خطور میکند، صبر ستودنی او در مقابل بلایایی است که بر وی نازل شده بود. ایوب اموال زیاد و فرزندان برومندی داشت، چندین گله از شتر، گاو و گوسفند داشت و دارایی کسی به اندازهی او نبود (بیگی، 1388: 57).
ایوب بر همهی بلاها صبر کرد، خداوند چون صبر و پایداری او را در شکر دید ایوب را ندا داد که پای بر زمین زند، ایوب چنین کرد و چشمهی آبی برآمد که خوشتر از آن نبود، خود را در آن شست و زخمهای او درست شد آن چشمه را «عین ایوب» یا «عین مغتسل» خوانند (یاحقی، 1386: 185).

خضر علیه السلام
4-6. خضر(ع)
4-6-1. خضر، اسکندر و آب حیات

4-6. خضر (ع)
در میان پیامبرانی که در ادبیات فارسی راه یافتهاند، تنها حضرت خضر (ع) است که نامش به صراحت در قرآن کریم نیامده و به همین دلیل عدهای حتی به وجود او شک دارند و وی را فردی افسانهای در ادبیات میدانند (کاشانی، 1381: 563).
در ادب فارسی خضر نمادی است که از آب حیات نوشید و عمر جاودانه یافت.
چهار نفر از پیامبران تا روز قیامت زندهاند: خضر و الیاس در زمین و ادریس و عیسی (ع) در آسمان (حقی بروسوی، 1331 ق، ج 5: 268)
خضر از آن جهت به این نام موسوم است که بر پوست سبز نماز میگذارد و بعضی هم گفتهاند هر جا که قدم میگذارد زمین سبز و خرم میشود (خزائلی، 1380 : 217).
عدهای نیز گفتهاند که «او را یَسع خواندندی که علم بسیار خدای تعالی او را کرامت کرده بود از هر که خواهد بودن او را چیزی خبر بودی …» (نیشابوری، 1382: 338).

4-6-1. خضر، اسکندر و آب حیات
نامم رواست، گر چو خَضِر، جاودان بود

زیرا که آرزوی سکندر به من رسید

(جام جم،ص18)
در کنار آب حیات، دو شخصیت انسانی مطرح شدهاند: خضر و اسکندر. هر چند جاودانگی منحصر به خضر نیست و ناکامی نیز تنها قرین اسکندر نشده و در فرهنگهای مختلف نظیر دارد، مثلاً سه هزار سال قبل از اسکندر، گیل گمش قهرمان حماسهای به همین نام، همانند اسکندر در یک قدمی آب حیات ناکام شده و اوت-ناپیشتیم نجات یافته از حماسهی طوفان از آن نوشیده است (حیدری، 1385: 74).
بیشترین نمود جاودانگی در ادبیات فارسی به خضر اختصاص یافته است به گونهای که دیگر جاودانان فراموش میشوند. عمر جاوید خضر را به آب حیاتی نسبت میدهند که در سفر با ذوالقرنین نوشید (قهرمانی فرد، 1384: 5).

داود علیه السلام
4-7. داود (ع)
4-7-1. زبور داود(ع)

4-7. داود (ع)
داود از پیامبران بنیاسرائیل بود. چگونگی رسیدن داوود (ع) به مقام پیامبری اینگونه است که زمانی که شموئیل پیامبر بنی اسرائیل مردم را به سمت خدا دعوت میکرد، در دیاری دیگر فردی به نام طالوت به همراه پدرش به گوسفند داری مشغول بود، روزی تعدادی از گوسفندان وی گم میشون
د و او برای یافتن گوسفندانش به همراه یکی از دوستانش راه زیادی را طی میکنند، زمانی که به خود میآیند، میبینند که در سرزمین بنیاسرائیل هستند. بنابراین تصمیم میگیرند اینک که تا بنیاسرائیل آمدهاند به دیدار شموئیل بروند و از وی برای یافتن گوسفندانش یاری بگیرند. از سوی دیگر مردم بنیاسرائیل از شموئیل تقاضای فردی را به عنوان پادشاه برای خود کردند تا با کمک وی با دشمنان بجنگند. هنگامی که شموئیل نگاهش به طالوت میافتد به مردم وعده میدهد که این است پادشاهی که برای شما انتخاب کردهام، مردم در ابتدا او را قبول نمیکنند چرا که معتقدند که وی مال فراوان ندارد و سر و وضعی بسیار ساده دارد به طوری که ما، در پادشاهی از او سزاوارتریم. اما شموئیل با نشان دادن معجزهای به مردم که علت آن را وجود طالوت میدانست توانست نظر مردم را عوض کند و آنها پادشاهی طالوت را بپذیرند (صفائی آملی، 1361: 53).
بعد از مدتی طالوت گروهی را جمع آوری میکند تا برای جنگ به سوی جالوت رهسپار شوند.
هنگامی که جنگ آغاز شد و جالوت به میانهی میدان آمد و همرزم طلبید همه با دانستن این که وی رئیس و فرماندهی سپاهش است. توانایی رویارویی با وی را در خود نمیدیدند. در همین هنگام داود از طالوت درخواست کرد که به وی اجازه دهد به میدان برود و با جالوت بجنگد. ایمان قلبی داود به خداوند باعث پیروزی سپاهیان طالوت و شکست جالوت شد (جزایری، 1388: 172).
داود از بنی اسرائیل بود و از فرزندان یهودا، و داود را چهار برادر بود از او بزرگتر، به تن قوی بود و جمله گوسفندان برادران او نگاه داشتی و بیشتر به دشت و بیابان بودی. بیشتر ملوک را او قهر کرد و بیشتر جهان را او گشت و به تورات موسی کار کردی و گویند نود و نه زن داشت» (نیشابوری، 1382: 265).
داود (ع) پس از کشته شدن جالوت هفت سال در کنار طالوت و قوم بنی اسرائیل به یاری و خدمت مردم همت گذاشت و شایستگی و لیاقت و شجاعت خود را در ادارهی جامعه ثابت کرد، خداوند پس از وفات طالوت، هم حکومت و هم نبوت را یکجا به او ارزانی داشت، یعنی هم رهبری معنوی و هم رهبری مادی جامعه را به عهدهی او گذاشت (فرج اللهی، 1390: 32).
داود به زبان عبری یعنی محبوب، جوانترین پسران یسّی بود و در جوانی به شبانی پرداخت. با وجود موفقیتهایش دوران سلطنت او از لحاظ گرفتاریهای سیاسی تیره است. روزهای آخر عمرش بر سر مسئلهی جانشینی وی به تلخکامی گذشت و سرانجام فرزندش سلیمان جانشین او گردید (مصاحب، 1383،ج1: 955).
داود شب زندهدار بود و نصف عمر خود را روزه گرفت، یعنی یک روز روزه میگرفت و یک روز افطار میکرد و عبادت و گریهاش بسیار بود (قدس میرحیدری، 1387: 71).

4-7-1. زبور
بخواند راوی مستان به صوت داوودی

ز شوق او سخن چون زبور گشتهی ما

(ص92)

ز بس کالحان داوودی ز مرغان عزیمت خوان

به گوش من رسید ، امشب زبورم یاد خواهد شد
(ص173)

اصل این کل و جز یک کلمه است

خواه تورات خوان خواه زبور

(ص232)

حضرت داود (ع) دارای صدایی بسیار زیبا و دلنشین بود به طوری که زمانی کتاب آسمانی زبور را میخواند تمامی پرندگان و موجودات با او هم صدا میشدند. در قرآن کریم خداوند در دو سورهی نسا و بنی اسرائیل فرموده است که زبور را به داود دادیم (بیگی، 1388: 86).
زبور در شب هجدهم ماه مبارک رمضان بر داود نازل شد و از پیغمبر منقول است که یکجا بر آن حضرت نازل شد (مجلسی، 1389: 928).
زبور در زبان اعراب جنوبی به معنی نوشته و کتابی است و جمع مکسر آن زُبُر میباشد. متکلمین مسیحی برای تسمیه زبور به مزامیر دو وجه ذکر کردهاند: بعضی میگویند که چون این سرودها به همراه نی خوانده می شد مزامیر نامیده شده است و برخی مزامیر را از کلمهی عبری «مزمار» که به معنی احترام است مشتق دانستهاند. به هر حال چون زبور داود به صورت سروده بوده و به آهنگ خوش خوانده میشد کلمهی زبور در ادبیات فارسی نیز وارد شد و مرغان خوش خوان را به مقریان تشبیه کردهاند زُبُر به معنی نوشتن کتاب است و ممکن است زُبُر در معنی نواهی هم به کار رفته باشد (خزائلی، 1380: 346).
قسمتی از مزامیر که سرود انشاد نام دارد درباره ی یک موضوع عشقی است که آن را به داود و سلیمان نسبت می دهند و مسلماً ساحت آن دو پیغمبر از لوث آن تهمت مبراست و مزبور چهل و پنج آن راجع به پیغمبر اسلام و اصحاب آن حضرت سخن گفته است (بلاغی، 1381: 375).

سلیمان علیه السلام
4-8. سلیمان (ع)
4-8-1. انگشتری سلیمان (ع)
4-8-2. ملکه ی سبا (بلقیس)
4-8-3. مور و سلیمان (ع)

4-8. سلیمان (ع)
حضرت سلیمان (ع) فرزند داود (ع) میباشد. داود (ع) یکصد سال عمر کرد و هنگام وفاتش سلیمان را که نوجوانی سیزده ساله بود به جانشینی خود انتخاب کرد. بنابراین سلیمان همانند پدرش هم به مقام سلطنت و هم به مقام نبوت رسید. او یکی از پیامبران عظیمالشأن بنیاسرائیل بود که در قرآن کریم در سورههای بقره، نساء، نمل، سبا و ص نام او آمده است (کمالیان، 1382: 109)
به فرمان خداوند باد مسخر حضرت سلیمان شد، همچنین زبان همهی حیوانات و پرندگان را میفهمید و دیگر اینکه گروهی از جنیّان و شیاطین هم تحت فرمان او بودند (موسوی،1368: 98).
خداوند نعمات خود را بر سلیمان تمام کرد. باد را مسخر وی کرد، زبان همهی حیوانات را میفهمید. این پیامبر خدا در دوران زندگیاش شهر بیت المقدس را با کمک جنیّان و شیاطین بنا کرد و برای آن
دوازده قلعه ساخت (شرفی، 1389: 120).
داستان حضرت سلیمان به دلیل شخصیتهای غیر بشری چون جن، هدهد، مورچه و باد و نیز تسخیر آنها در خدمت پیامبر پادشاه و همچنین دانستن زبان پرندگان تفاوت بارزی با سایر داستانها دارد (نصیحت، 1390: 199).
طبق روایات اسلامی هفتصد سال سلطنت کرد و تورات را نشر داد اما در متون تاریخی پادشاهی او را از سال 973 تا 935 پیش از میلاد گفتهاند و نوشتهاند که او در سوریه قدیم یا شام میزیست (شمیسا، 1378: 333).
اولین کسی است که از دریا درّ و گوهر استخراج کرد و او سلطنتی را با خصوصیتی بسیار بیشتر از سلطنتهای دیگر تا آنجا که به حدّ اعجاز میرسید از خداوند درخواست کرد (طبرسی، 1375،ج5 : 338).
زمانی که یکصد و بیست سال از عمر سلیمان (ع) میگذشت. روزی به ایوان قصر خود رفت و بر عصای خویش تکیه زد، در

Leave a Reply