مقاله با موضوع ابراهیم (ع)، قرآن کریم

گم

ریستن گیردت ز خوردن زشت

به درت باید آمدن ز بهشت

(جام جم،ص657)

از بهشت اندر جهنم رفتهای

بر زمین از آسمان افتادهای

(ص374)

بی عمل در بهشت رفت آدم

آدمی بیعمل در آید هم

(جام جم،ص656)

ابلیس پس از رانده شدن از درگاه خداوند تصمیم میگیرد آدم را نیز از بهشت براند بنابراین او را به خوردن میوهی ممنوعه تشویق میکند(بیگی ، 1388: 17).
عدهای آن را درخت علم نبوت و فضیلت پیغمبر(ص) دانستهاند که طعامهای بهشتی که برای پیغمبر(ص) و پنج تن آل عبا میآمد از این درخت بوده که رفع گرسنگی و تشنگی را میکرده، گویا این درخت دارای گندم، انگور، انجیر، عناب و همهی میوهها بوده و هر کس از این درخت تناول میکرد ابواب علوم اولین و آخرین بر او گشوده میشد بدون آن که کسی به او بیاموزد (عمادزاده، 1375: 94).
نوع میوه ممنوعه که آدم و حوا از خوردن آن منع شدهاند مشخص نیست. گویا آن درخت، درخت علم، درخت انگور، و درخت گندم بوده است. ابلیس خود را در شکم مار پنهان ساخت و وارد بهشت شد و از درون مار با آدم و حوا سخن گفت و آنها را تشویق به خوردن میوهی ممنوعه کرد. لازم به ذکر است که ابلیس ابتدا تقاضای خود را با طاووس در میان گذاشت اما چون طاووس این کار را از قدرت خود بیرون دید مار را برای این کار پیشنهاد کرد. پس از این که ابلیس موفق شد حوا را بفریبد و آن دو از میوهی ممنوعه تناول کردند، خداوند به دلیل این نافرمانی آنها را از بهشت بیرون کرد و دوری از بهشت و پروردگار ،آدم را به گریه و زاری میکشاند و آنقدر گریه کرد که ضعیف شد و نزدیک بود هلاک شود که خداوند بر او رحم کرد و توبهی وی را قبول کرد (رسولی محلاتی، 1386: 23).
«چون ابلیس به بهشت آمد از دهان مار بیرون شد و چنان زاری و شیونی کرد که آدم و حوا را اندوهگین ساخت. به او گفتند: چرا گریه میکنی؟ گفت: بر شما گریه میکنم که میمیرید و از این همه کرامت و نعمت جدا میشوید. این سخن در دل آن دو اثر کرد و آنها را به خوردن (بوتهی گندم) وا داشت» (ابن اثیر، 1370: 35).

ابراهیم علیه السلام
4-2. ابراهیم(ع)
4-2-1. بت شکنی ابراهیم(ع)
4-2-2. گلستان شدن آتش

4-2. ابراهیم (ع)
حضرت ابراهیم (ع) دومین پیامبر اولوالعزم است که کتاب و شریعت مستقل دارد. در قرآن نیز سورهای به نام او داریم که چهاردهیمن سورهی قرآن کریم است. داستان ابراهیم (ع) در 17 سوره از قرآن از جمله سورههای بقره، آل عمران، انعام ، توبه، هود، حجر، نمل و … آمده است(کمالیان، 1382: 21).
لفظ ابراهیم از عبری (احتمالاً به معنی پدر جماعت بسیار) یا ابرام (عبری، ظاهراً به معنی پدر بزرگوار است) جدّ اعلی و موجد ملت یهود از طریق پسرش اسحاق و جدّ اعلی اعراب از طریق پسر دیگرش اسماعیل است (مصاحب، 1383،ج1: 6).
طبق نوشتههای قصص قرآن مجید: ابراهیم (ع) اول که به سخن گفتن درآمد کلمهی «لا اله الا الله» را بر زبان آورد (مهدوی، 1365: 256).
ابراهیم برای رسیدن به مقام امامت، امتحانهای بزرگ الهی نظیر قربانی کردن فرزند خود، سوختن در آتش نمرود پیروز و سربلند بیرون میآید. و خداوند لقب دوست خدا (خلیل الله) را برای او بر میگزیند(طالب تاش، 1387: 78). هدف خداوند از برگزیدن ابراهیم (ع) نشر توحید و دعوت مردم به سوی یکتاپرستی بود. دوران پیامبری ابراهیم (ع) هم زمان با دورهی حکومت نمرود بود. نمرود پادشاهی ستمگر و خودخواه بود و هرگز زیر بار سجده و ستایش پروردگار نرفت (صفائی آملی، 1361: 12).
در زمان ابراهیم (ع) مردم بت پرست بودند و آنها را به عنوان خدایان خود شناخته بودند و تمام تلاش ابراهیم (ع) برای دعوت مردم به یکتاپرستی و روی گرداندن آنها از شرک و بت پرستی بود.

4-2-1. بت شکنی ابراهیم (ع)
گر این جان در بت سنگین بدیدی

عجب دارم خلیل ار بت شکستی

(ص374)

بت توست نفس تو در کلبهی تن

خلیل خدایی، گر این بت شکستی

(ص383)

ابراهیم (ع) در دعوت مردم به سوی حق روش تازهای را در پیش میگیرد. او به میان مردم میرود و میگوید: خدای من خورشید است اما بعد از آنکه خورشید افول میکند میگوید: من هرگز افول کنندگان را دوست ندارم، به همین ترتیب بعد از ظاهر شدن ماه میگوید: خدای من ماه است و پس از افول آن میگوید: من افول کنندگان را دوست ندارم. او با این روش سعی در هوشیار کردن مردم و دعوت آنان به سوی خدای یکتا و افول ناپذیر داشت. اما ذهنهای یخ بستهی مردم آن زمان اجازهی پذیرش توحید را نمیداد در بتپرستی خود اصرار میورزید (جزایری، 1388: 29).
چون ابراهیم (ع) با جمعی از نمرودیان در باب تمثیل مناظره کرد و گفتند: فردا روز عید ماست با ما بیرون بیا تا ببینی که دین و آیین ما چه زیباست و یقین داریم که اگر زینت و بت خانهی ما را ببینی به دین ما در میآیی، ابراهیم بیماری را بهانه کرد و از رفتن به جشن خودداری کرد (کاشانی، 1346: 79).
بنابراین ابراهیم تصمیم میگیرد در روزی که همهی مردم شهر برای انجام مراسمی به خارج از شهر رفتهاند به بت خانه برود و تمامی بتها را بشکند او پس از شکستن همهی بتها، تبر را بر دوش بت بزرگ میگذارد و از آنجا خارج میشود، زمانیکه مردم به شهر بازگشتند و برای عبادت به بت خانه رفتند با دیدن چنین اتفاقی حیرت کردند، به سوی ابراهیم(ع) رفتند و علت کارش را جویا شدن
د، ابراهیم فرمود: حتماً بت بزرگ این کار را کرده، از او بپرسید، آنها گفتند بت بزرگ قادر به حرکت کردن نیست و نمیتواند حرف بزند، پس ابراهیم فرمود: چرا بتهایی را به خدایی میپرستید که قادر به انجام هیچ کاری نیست چگونه بتهایی را میپرستید که ساخته و تراشیدهی دست خود شماست؟! گرچه چنین دلایل محکمی باعث محکومیت بت پرستان شد اما به خاطر لجاجت و تعصب بیجایی که داشتند حاضر به پذیرفتن توحید و پرستش خداوند یکتا نشدند و به خاطر این عمل ابراهیم تصمیم گرفتند که او را در آتش بسوزانند (قدس میر حیدری، 1387: 30).

4-2-2. گلستان شدن آتش
ابلیس خلد و آدم و حوا و خوشه چه؟

ذبح خلیل و گلشن و نمرود و نار چیست؟

اگر به دو زخم از راه خلت اندازی

تفاوتی نکند، کآتش است و ابراهیم

(ص31)

نور موسی ببین و نار خلیل

اگرت آرزوست این تجلیل

(جام جم، ص 526)

آب الیاس و خضر روشن از اوست

نار نمرود نیز گلشن از اوست

(جام جم، ص526)

بهتر از جوع بر دلیلی نیست

بجز این آتش خلیلی نیست

آتشی کاو بهار و لاله دهد

ترک این سفره و نواله دهد

(جام جم،ص602)

راه تحقیق را دلیل دل است

آتش عشق را خلیل دل است

(جام جم،ص619)

به دستور نمرود چهل شبانه روز هیزم جمع آوری کردند، میخواستند آتشی همچون دوزخ ایجاد کنند سپس تمامی آن هیزم را گرد کردند و آتش زدند. زمان آن رسید که ابراهیم را به داخل آتش بیندازند اما شدت و بزرگی آتش به قدری بود که کسی نمیتوانست به آن نزدیک شود. بنابراین ابراهیم (ع) را دست بسته در منجنیق گذاشتند و به درون آتش پرتاب کردند. وقتی ابراهیم (ع) به درون آتش رفت به نماز ایستاد و تنها از خدای خود کمک خواست، هم چنین تمامی فرشتگان و وحوش و طیور برای ابراهیم نزد خدا گریه کردند، پس به دستور خداوند آتش بر ابراهیم سرد شد و هیچ آسیبی بر او نرساند و در آن مدتی که وی در آتش بود به جز طنابی که دستانش را بسته بودند، چیزی از او را نسوزاند (مساجی، 1382: 64).
وقتی ابراهیم (ع) در آتش بود خداوند انگشتری برای او فرستاد که در آن شش کلمه نقش بود، خداوند به او وحی کرد که این انگشتری را در دست کن که من آتش را بر تو سرد می گردانم (مجلسی، 1389: 342).
مدت ماندن ابراهیم (ع) را در آتش هفت روز نوته اند که آتش در اندام و جامعه ی او اثر نکرد مگر در ریسمان که او را بسوزاند و از آن قید ابراهیم آزاد شد (بوشنجی، 1383: 161).
رابطه ابراهیم و آتش یکی از نکات مهم و شگفت در داستان این پیامبر میباشد، چرا که خاصیت آتش، گرما و سوزانندگی آن است حال که این خاصیت در رابطه با ابراهیم (ع) هیچ معنایی ندارد و حتی درون آن پر از لاله و گل میشود تا هیچ گزندی به ابراهیم (ع) نرساند و این مطلب یادآور این پیام است که آتش هم میتواند همچون گلستان زیبا باشد اگر خلیل وار به توحید و یگانگی پروردگارمان ایمان آوریم (آقا حسینی، 1390: 18).

ادریس علیه السلام
4-3. ادریس(ع)
4-3-1. علم آموزی و خط نوشتن ادریس (ع)

4-3. ادریس (ع)
حضرت ادریس (ع) سومین پیامبری بود که به زمین فرستاده شد. دو پیامبر قبل از او آدم (ع) و شیث (ع) بودند. نام این پیامبر الهی دو بار در ذیل سورههای مریم و انبیاء در قرآن آمده است (سلیمانی آشتیانی، 1392: 55).
نام عبری آن حضرت خنوخ و ترجمهی عربیاش اخنوخ است (رسولی محلاتی، 1308،ج1: 55)
ادریس در سرزمین «بابل» متولد شد و علت نامگذاری وی به «ادریس» به این دلیل بود که او بسیار به درس و کتاب مشغول بود و گفته میشود که اولین کسی بود که میتوانست بنویسد و همچنین اولین نفری که خیاطی میکرد و آن را تعلیم میداد(جزایری، 1388: 39).
ادریس در هنگام دوختن جامه با هر سوزنی که در پارچه میبرد خدا را به پاکی یاد میکرد چرا که اولین نفری بود که خداوند این هنر را به او آموخته بود (صفائی آملی، 1361: 23).
اشتغال زیاد ادریس به درس و کتاب موجب شد که خداوند علم پزشکی و نجوم را بر او وحی کند یکی از فرشتگان خدا برای دیدار ادریس به زمین میآید و ادریس از وی میخواهد که او را با خود به آسمان ببرد. آن فرشته با اجازهی خداوند ادریس را به آسمان میبرد و بهشت و جهنم را به او نشان میدهد و ادریس زمانی که بهشت را میبیند وارد بهشت میشود و دیگر بیرون نمیآید که بر اساس این ماجرا و به آسمان رفتن ادریس این باور وجود دارد که حضرت ادریس (ع) هنوز زنده است و در آسمان به سر میبرد (بیگی، 1388: 41).

4-3-1. علم آموزی و خط نوشتن ادریس (ع)
داستان حضرت ادریس (ع) در دیوان و جام جم اوحدی تنها در یک بیت به آن اشاره شده است که از این قرار است:
سِفر آدم سفیر نامهی اوست

درج ادریس درج خامهی اوست

(جام جم، ص 490)
جبرئیل چندین صحیفه از آسمان برای ادریس فرو فرستاد و ادریس آنها را نوشت(شکریان، 1387: 41).
ادریس پس از آدم، نخستین پیامبری بود که به رسالت رسیده و او به نبوت جانشین آدم بوده است. همچنین او نخستین کسی است که پس از آدم با قلم، خط نوشت و نیز نخستین کسی است که جامه دوخت و قبل از روزگار او مردم پوست می پوشیدند. و خداوند، نجوم و پزشکی را بر او وحی کرد و نام او را در نزد یونانیان «هرمس» است. و اگر آن حضرت به ادریس معروف شده بدین جهت بوده که نسبت به علم آموزی
بسیار اشتغال میورزید. ادریس بارزترین و شاخصترین افراد طایفهاش محسوب میشد، او سیصد و شصت و پنج سال زندگی کرد و جبرئیل از آسمان سی مصحف آورد و ادریس همهی آنها را نوشت (سلیمانی آشتیانی، 1392: 56).

الیاس علیه السلام
4-4. الیاس (ع)
4-4-1.آب حیات و جاودانگی الیاس

4-4. الیاس (ع)
الیاس (ع) یکی دیگر از پیامبران خداست که در دو سورهی قرآن به نامهای انعام و صافات دربارهی او مطالبی بیان شده است (کمالیان، 1383: 48).
الیاس از فرزندان هارون و از شریعت موسی بود (نیشابوری، 1382: 339).
وی مسئولیت داشت که مردم را از بتپرستی به سوی یکتاپرستی دعوت کند، بنابراین با موعظههای خویش سعی در عملی کردن تصمیم خود و روی گرداندن مردم از پرستش بت داشت،

mitra2--javid

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Next Post

مقاله با موضوع ادبیات فارسی، قرآن کریم، متون تاریخی، رهبری معنوی

د دسامبر 24 , 2018
اما از آنجایی که ذهن و فکر مردم از درک و پذیرش سخنانش عاجز بود به جز عدهی کمی کسی حاضر به پیروی از او نشد (قدس میر حیدری، 1387: 51). 4-4-1. آب حیات و جاودانگی الیاس (ع)آب الیاس و خضر روشن از اوست نار نمرود نیز گلشن از اوست […]