شاخصه هاي عوامل فيزيكي  استرس­

 

2-1-2-4-1-صداهاي ناهنجار

سروصداي محيط كار، زندگي و روابط اجتماعي كاركنان را به طور ريشه­اي مختل مي­­كند. صداي بلند عملكرد روزانه شخصي كاركنان را مختل مي­كند، فراموشي و خطاهاي ادراكي به وجود مي­آورد و حتي موجب مي­شود كاركنان اشياء خود را فراموش كنند و به مرتب كردن ميزكار خود و امورات اطراف نپردازند. كاركناني كه در معرض سروصداي محيط كار قرار مي­گيرند، نسبت به هم جبهه مي­گيرند و در واقع عصباني مي­شوند، از كوچكترين اختلاف رنجيده خاطر مي­شوند و از كاه كوه مي­سازند و رفتار پرخاشگرانه از خود به­ صورت كلامي و عملي نشان مي­دهند. صداي بلند عملكرد شغلي را در مشاغلي كه جنبه ذهني و شناختي (تفكر) دارد كاهش مي­دهد. زيرا در وظايف شغلي كه با كاركردهاي ذهني سروكار دارند، تمركز نقش اصلي را برعهده دارد. صداي مزاحم در محيط كار باعث كاهش خرسندي از كار مي­شود. زيرا هنگاميكه در محيط كار صداهاي آزاردهنده وجود داشته باشد، فرد دچار تنش شده و از لحاظ رواني از وضعيت بهينه خارج مي­شود

 

2-1-2-4-2- صداهاي هنجار ( موسيقي)

اصوات موسيقي از طريق گوش به مغز مي­رسد و حواس و عواطف را تحريك مي­كند و با ايجاد انرژي موجب انگيزه و فعاليت مي­شود. نغمه­هاي موسيقي به طور كلي از طريق تحرك تخيل و تداعي و تهييج عواطف در روحيه شنونده اثر مي­گذارد. تم­هاي شاد و فرحبخش احساس سرزندگي و شادماني در كار و فعاليت را افزايش مي­دهد. روانشناسان در تحقيقات خود به اين نتيجه رسيده­اند كه تقريباً دو سوم كارمندان و كارگران ترجيح ميدهند كه به هنگام كار، موسيقي نيز پخش شود، يك سوم بقيه اظهار كرده­اند كه برايشان خيلي فرق نمي­كند و هيچ كارمند و يا كارگري پيش از اين كه موسيقي را تجربه كند با پخش موسيقي به هنگام كار مخالفت نكرده است. موسيقي مي­تواند كاركنان را از بي­حوصلگي، سستي و خمودي بيرون بياورد. تحقيقات نشان داده استهنگاميكه كار و فعاليت تكراري باشد اثر موسيقي مثبت مي­باشد.

 2-1-2-4-3-درجه حرارت

يكي از عوامل مهم درجه حرارت است. به عنوان مثال، ممكن است كار كردن در فضاي آزاد هنگاميكه درجه حرارت بي­نهايت زياد است، منجر به ايجاد فشار عصبي شود. اين موضوع در مورد دفتر كاري كه حرارت نامناسب دارد و سرد است نيز صدق مي­كند. به همين ترتيب نور كم، نبود فضاي كافي و نظاير آن مي­تواند منجر به ايجاد فشار عصبي شوند.

 

2-1-2-5-شاخصه­هاي عوامل كاري

2-1-2-5-1- تضاد نقش

شامل انتظارات متعارضي است كه ارضا يا برآورده ساختن آنها براي فرد مشكل می­باشد. هر فردي در زندگي داراي نقش­هاي متفاوتي است و به عنوان رئيس يا مرئوس در سازمان نقش­هاي متفاوتي را عهده­دار مي­باشد اما مشكل زماني آغاز مي­شود كه نقش­هاي مذكور متعارض واقع شوند و در اين حالت كه به عنوان فشارزا عمل مي‌كنند و باعث ايجاد فشارعصبي و رواني در فرد مي‌گردند.

 

2-1-2-5-2- ابهام نقش ( ابهام در كار)

ابهام نقش بعد ديگري است كه استرس شغلي را در محل كار تحت تأثير قرار ميدهد، (كردز و داگرتي،  1993 ، 1976) ابهام نقش هنگامي بهوجود ميآيد كه افراد درباره خواسته­هاي نقش­شان اطلاعات كافي ندارند

 

2-1-2-5-3- حجم زياد كار

كار اضافه زماني به وجود مي­آيد كه كار واگذار شده به فرد خارج از توان او باشد. كار اضافي هم ممكن است كمي بوده (فرد وظايف زيادي به عهده دارد و يا وقت او براي انجام اين وظايف كم است) و هم مي­تواند كيفي باشد (ممكن است فرد احساس كند كه توانائي لازم جهت انجام وظيفه مربوطه را ندارد). به هرحال، بايد توجه داشت كه سادگي كار هم ممكن است ناخوشايند باشد. ممكن است ساده بودن كار باعث خستگي و بي­تحركي فرد شده و كار اضافي باعث ايجاد تنش و اضطراب شود بنابراين مقدار معيني از فشار عصبي ناشي از حجم كار، به دليل آنكه مي­تواند منجر به سطح بالايي از نيرو و انگيزش شود مفيد خواهد بود.