سیر پیشرفت سرمایه فکری

جدول ۱-۱ : سیر پیشرفت سرمایه فکری

 

دوره وقتی سیر پیشرفت مدیریت سرمایه فکری
اوایل دهه ۱۹۸۰ -ایده عمومی ارزش ناملموس (بیشتر”سرقفلی” نامیده میشد).
اواسط دهه ۱۹۸۰ -ایجاد عصر اطلاعات و افزایش شکاف بین ارزش دفتری با ارزش ابزاری در خیلی از شرکتها
اواخر دهه ۱۹۸۰ -اولین تلاش واسه تدوین صورت حسابهایی که سرمایه فکری رااندازه گیری میکنه(اسویبای،۱۹۸۸)-ابتکار عمل در اندازه گیری منظم سرمایه فکری و گزارش به گروه های خارجی(سلمی و اسکاندیا:اس.سی.اس.آی۱۹۹۵)
اوایل دهه ۱۹۹۰ -درسال ۱۹۹۰ اختصاص پست سازمانی((مدیر سرمایه فکری))در سازمان(اسکاندیا ای.اف.اس-لیف ادوینسون)-معرفی معنی کارت امتیاز دهی متوازن(کاپلان و نورتن،۱۹۹۲)

-معرفی ((سازمان علم آفرین)) (نونوکاوتاکیشی،۱۹۹۵)

اواسط دهه ۱۹۹۰ -درسال ۱۹۹۴ وسیله مثل سازی سلمی با نام تانگو روونه بازار شد که در آموزش مدیران درباره اهمیت عوامل ناملموس به کار میاد.-درسال ۱۹۹۵ سلمی از((ممیزی علم)) واسه یه آزمایش مفصل از وضعیت سرمایه فکری شرکت استفاده می کنه.

-انتشارکتابهای پرفروش ازسوی کارشناسان آخر سرمایه فکری(کاپلان ونورتون،۱۹۹۶/ادوینسون ومالان ۱۹۹۷)

-کار ادوینسون ومالون، درباره پروسه و چگونگی اندازه گیری سرمایه فکری بیشتر استفاده میشن.

اواخر دهه ۱۹۹۰ -دراواخر دهه ۱۹۹۰ سرمایه فکری موضوع مورد پسند محققان، کنفرانسای علمی،مقالات و نشریات جور واجور قرار گرفته و    پروژه های زیادی در سطح بزرگی انجام میشه.

 

با اینکه تعاریف و معنی سازیهای ارائه شده درمورد سرمایه فکری کاملً برابر نیستن با این وجود رشته سرمایه فکری به سمتی در حال حرکته که تماشاگر یه همگرائی درمفهوم اون باشیم . کلا محققان ودست اندرکارن رشته سرمایه فکری، روی سه جزء سازنده اون اتفاق نظر دارن : سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، و سرمایه رابطه ای

الف) سرمایه انسانی :

سرمایه انسانی نشون دهنده موجودی علم افراد یه سازمانه. ( بنتیس و همکاران ، ۲۰۰۲) سرمایه انسانی رو به عنوان توانایی جمعی یه سازمان  واسه استخراج بهترین راه حلا از علم افرادش توصیف می کنه. (روس وروسی ۱۹۹۷) هم بحث می کنن که کارکنان سرمایه فکری رو از راه لیاقت ونگرش و تندوتیزی فکری شون ایجاد می کنن. بروکینگ ( ۱۹۹۶) هم عقیده داره که دارائی انسانی یه سازمان شامل مهارتها، تخصص، توانائی حل مسئله و سبکای رهبری می شه. با وجود اهمیت روز افزون سرمایه انسانی بیشتر سازمانها هنوز طبق روال سنتی، پولی رو که واسه پیشرفت منابع انسانی صرف  می کنن در صورتحسابهای مالی به عنوان یه قلم هزینه، نه یه سرمایه گذاری گزارش   می کنن ( زرلندر، ۱۹۹۷، جانس و همکاران، ۱۹۹۸). پس، یه پی اومد مهم روش های گزارش دهی مدیریت سنتی اینه که شرکتهای ممکنه راغب به کاهش سرمایه گذاری در مورد آموزش و پیشرفت منابع انسانی شون شن.
سرمایه گذاری

 

ب) سرمایه ساختاری /سازمانی :

یوندت(۲۰۰۰) سرمایه سازمانی رو به عنوان علم نهادی شده واسه یه سازمان می دونه که در پایگاه های داده، دستورالعملها و چیزای دیگه ای به جز اینا ذخیره می شه. بیشتر از اون به عنوان  سرمایه ساختاری یاد می کنن. روس و همکاران (۱۹۹۷) فکر می کنند سرمایه ساختاری یعنی ((هرآنچه که در شرکت باقی می مونه پس از اینکه کارکنان به هنگام شب به خونه می رن)). به نظر اونا سرمایه ساختاری در برگیرنده سرمایه سازمانی، مثل دارائی فکری، نوآوری، پروسه ها و دارائی فرهنگی و هم سرمایه نوسازی و پیشرفت، مثل حق ثبت اجناس و تلاشای آموزشی،  می شه .بر اساس گفته استوارت(۱۹۹۷) سرمایه ساختاری یعنی علم موجود در تکنولوژی اطلاعات، حق ثبت اجناس، طرحها و مارکهای تجاری. بر اساس گفته بونتیس (۱۹۹۸) اگه یه سازمان دارای سیستما و روش های کاری ضعیفی باشه، سرمایه فکری کلی به بیشترین حد توانایی بالقوه اش دست نخواد یافت. در حالیکه سازمانهایی با سرمایه ساختاری قوی دارای یه فرهنگ حمایتی می شن که به افراد امکان   میده، کارای جدید بکنن، باشکست روبروشوند ویاد بگیرن. سرمایه ساختاری تابعی از سرمایه انسانیه. چراکه سرمایه انسانی یه عامل تعیین کننده شکل سازمانه.(چن و همکاران ۲۰۰۴).

ج) سرمایه مشتری/ رابطه ای :

بروکینگ (۱۹۹۶) در بخش دارائیای بازار به مشتریان، وفاداری اونا و کانالای پخش که مربوط به سرمایه مشتریه اشاره می کنه.هم اینکه استوارت (۱۹۹۷) راظهارمی داره که سرمایه مشتری عبارت ازاطلاعات بازاری استفاده درجذب وحفظ مشتریاس. بنتیس (۱۹۹۹) وبعلاوه روس و همکاران (۱۹۹۷) اعلام می نمایدکه سرمایه رابطه ای شامل روابط باذینفعان درون و بیرون سازمانه.

این تحقیقات دلایل بیشتری رو درباره اهمیت سرمایه مشتری به عنوان یه جزء کلیدی سرمایه فکری کلی یه سازمان جفت و جور می سازه. کلا سرمایه مشتری، که به عنوان یه پل واسطه ای در روند سرمایه فکری عمل می کنه، عامل تعیین کننده اصلی در تبدیل سرمایه فکری به ارزش بازاری و در نتیجه کارکرد کار و کاسبی سازمانه. پس، رشد سرمایه مشتری به پشتیبانی از سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری بستگی داره (چن وهمکاران،۲۰۰۰).