در مورد مفهوم مشارکتی

در مورد مفهوم مشارکتی

Off By

آقای ماتسوشیتا در کتاب «نه واسه لقمه ای نون» با عنوان «مدیریت مشارکتی» می گوید: «کیفیت مدیریت، عامل تعیین کننده ای در هر بازرگانیه. به فکر من بهترین نوع مدیریت اون هستش که به کارمندان راه می دهد تا ضمن مشارکت در کار بتونن براساس توان و ظرفیت خود به تحقق هدف های همگانی کمک بدن. درست از همون شروع کار، خود من از روی آگاهی و به روش ای پایدار روش مدیریت مشارکتی رو دنبال کرده ام.

یه مدیر اجرایی سخنور و کاردان ممکنه بتونه تنها براساس اخلاق رهبری با فکر کارمندان رو به طرف کامیابی راهنمایی سازه اما من هیچوقت نخوام قبول کرد که یه مدیر تنها، هرچند بسیار توانا و قوی باشه، بتونه خود به تنهایی یه سازمان رو بهتر از وقتی اداره کنه که بر خرد کلی همه کسائی که نامشون در فهرست مزدبگیران شرکت ثبته، تکیه کنه. یه روش مدیریت منزوی و خودکامه که در اصل بر وجود یه شخص استواره، نمی تونه دووم پیدا کنه، به هر دلیلی که باشه، این مدیریت آخرسر باز می ایستد.

مدیریت استوار بر خرد همگانی کارمندان خیلی دلپسند به نظر میاد ولی این مدیریت رو به آسونی نمی توان به کار بست. حتی خیلی سخته که اون رو وصف کرد. در سراسر سال های خدمت خود، در پایگان ریاست شرکت یا ریاست هیأت مدیره شرکت ماتسوشیتا الکتریک، من در عمل از هر فرصتی واسه رسوندن این پیام که می خواهم شرکتمون به دست هممون گردانده شه، استفاده کردم. من به سخنرانی کوتاهی دست می آزیدم که مفهومی اینجور داشت:

فکر نکنین که این شرکت رو من می گردونم. هر کدوم از شما در مدیریت اون نقشی دارین. واسه ساختن منبعی از هوش و خرد در راه فعالیت های پربازده، در راه فرآورده ها و خدمات پس از فروش با کیفیت بهتر و آخرسر در راه مدیریت موثر و به درد بخور، ما به اندیشه ها، مهارت و علم هر کدوم از شما نیاز داریم. اگه بتونیم این جوری به کار بپردازیم، آینده خوبی در پیش داریم.» (شیخ محمدی و تولیت زواره، ۱۳۸۴، ص ۴۱-۴۰).

 

 

۱-۲-۲۴ فلسفه مدیریت مشارکتی
فلسفه

مدیران علاقه مند به مدیریت به روش مشارکتی باید بدونن که از مشارکت کارکنان در امور جور واجور سازمان چه منظوری دارن و ایجاد و گسترش فرهنگ مشارکت در سازمان اونا باید بر اساس چه معیارهایی باشه. وگرنه و اگر مدیریت ارشد یه سازمان تصویر روشنی از فلسفه مدیریت مشارکتی و پشتوانه نظری اون نداشته باشه، این سبک مدیریت در مراحل اجرایی از راه اصلی منحرف شده و سازوکار به وجود اومده ً بدست اومده به نتایجی که از پیش مدیریت به دنبال اونا بوده، نمیشه. پس لازمه، مبانی فلسفی در مورد مشارکت رو طبقه بندی کنیم تا امکان بهره ورداری هر چی بیشتر از این سبک مدیریت جفت و جور آید.

این مطلب را هم بخوانید :  افسردگی – رویکرد پردازش اطلاعات[۱]

۱-۲-۲۵ وسیله مدیریتی

از دیدگاه بهره وری، مشارکت روشیه واسه کاهش واقعی هزینه ها، ناکارایی ها، کارشکنی ها و هم اینکه نتیجه های به وجود اومده توسط نارضایتی در محیط کار. این دیدگاه به طور ساده به دنبال آرامش نارضایتی کارکنان و بهبود سلامت ادما از راه ارتقای خلاقیت و احترام به خوده که فرض می شه مشارکت به همراه می آورد (لاک و شویجر، ۱۹۷۹؛ مک کارتی، ۱۹۸۹ به نقل از (شیخ محمدی و تولیت زواره، ۱۳۸۴، ص ۴۳-۴۲).

خلاقیت

یعنی، این دیدگاه به دنبال اون هستش که به گسترش کارایی و بهره وری بپردازه.

براساس این نگاه، برنامه های مشارکتی ً در سطوح پایین قرار گرفتن می پیدا کنن و قلمرو مشارکت به طور محدود تعریف می شه تا اختیارات تصمیم گیری خاص رهبری رو شامل نشه. اونایی که از دیدگاه «وسیله مدیریتی» به مشارکت می نگرند، نگران اثر منفی مشکلات نیروی کار بر بهره وری و سود هستن. اونا مشارکت رو به عنوان یکی از راهبردها واسه آرامش نیروی کار پیشنهاد می کنن تا بتونن محیط باثبات و صلح آمیری رو بنا کنن. بررسی ادبیات مشارکت نشون می دهد که تصمیم گیری مشارکتی معمولاً جواب مؤثر افراد نسبت به کار رو به دنبال داره (لاک و شویجر، ۱۹۷۹؛ میلر و مانگ، ۱۹۸۶؛ کاتن، والرات و فروگات، ۱۹۸۸).

مشکلات

تحقیقات تطبیقی (شرجل، ۱۹۸۱) نشون می دهد که از دهه ۱۹۷۰ به بعد برنامه های مشارکت کارکنان (گروه های کاری جداگونه، تیم های خودگردان، حلقه های بهبود کیفیت، کمیته مشترک مدیریتی ـ نیروی کار) در سراسر جهان گسترده شده و هدف کلی این تلاش ها بهبود کارکرد سازمان ها، روابط کار و کیفیت زندگی کاری بوده. کوهن (۱۹۸۵) یادآور می شه که تلاش های مدیریت مشارکتی بر این تصور پایه گذاری شده بود که یافته های اینجور مشارکتی واسه سازمان، کارکنان و در بعضی موارد واسه جامعه خوبه.

به هر حال، تصمیم گیری مشارکتی به عنوان وسیله مدیریتی در سازمان ها بیشتر قبول شده. این نگاه بر کارایی، تاثیر و رضایت تکیه می کنه. محدودیت کلی این نگاه، وابستگی اون به مدیریته. مدیر اینجور برنامه های تصمیم گیری رو به راه می اندازد و ترجیح می دهد که کارکنان در تصمیم گیری درگیر شن. گسترش اینجور دیدگاهی به سازمان های بخش دولتی ایران که وجود غیرانتفاعی دارن، تا اندازه ای مشکله. اما غالب سازمان ها و شرکت های خصوصی در ایران که به مدیریت مشارکتی روی آورده ان با اینجور دیدگاهی مبادرت به انجام این کار کرده ان.