دانلود پایان نامه

مینویسد: خلاقیت فرآیند ویران سازی یک گشتالت به نفع گشتالت بهتر است (تیلور، 1988، ص 99).
در مجموع تعریفهای خلاقیت را چنین تقسیمبندی مینمایند : بعضی از تعریفها، ویژگیهای شخصیتی افراد را محور قرار داده و بعضی دیگر براساس فرآیند خلاّق و تعریفهای دیگر بر حسب محصول خلاّق به خلاقیت نگریستهاند.
از جمله افرادی که بر حسب شخصیت به خلاقیت مینگرد گیلفورد (1950) است. او معتقد است خلاقیت مجموعهای از توانائیها و خصیصه هاست که موجب تفکر خلاق میشود.
برخی از تعریفها بر پایۀ فرآیند خلاقیت استوار است، مانند تعریف مدینک (1962) از نظر او خلاقیت عبارت است از : شکل دادن به عناصر متداعی به صورت ترکیبات تازه که با الزامات خاصی مطابق است یا به شکلی مفید است. هر چند عناصر ترکیب جدید غیر مشابه تر باشد، فرآیند حل کردن خلاقتر خواهدبود.
گیرلین (1954) معتقد است: خلاقیت ارائه کیفیتهای تازهای از مفاهیم و معانی است.
تایلور (1988) خلاقیت را شکل دادن تجربه ها در سازمان بندیهای تازه میداند.
وجه اشتراک این تعاریف تازگی و نو بودن است. اما تازگی به تنهایی نمیتواند مفهوم خلاقیت را روشن سازد. زیرا بسیاری چیزها نو و تازه هستند ولی خلاّقانه نیستند. بر این اساس ملاک محصول خلاق در نظریههای معاصر تازگی و تناسب یا ارزش است.
استین(1974) خلاّقیت را بر مبنای این دو عامل چنین تعریف میکند:
خلاّقیت فرآیندی است که نتیجۀ آن یک کار تازهای باشد که توسط گروهی در یک زمان به عنوان چیزی مفید و رضایتبخش مقبول واقع شود.
ورنون (1989) نیز از همین چشم انداز به خلاّقیت مینگرد. خلاّقیت توانایی شخص در ایجاد ایدهها، نظریهها، بینشها یا اشیای جدید و نو و بازسازی مجدد در علوم و سایر زمینههاست که به وسیله متخصصان به عنوان پدیدهای ابتکاری و از لحاظ علمی، زیباییشناسی، فنآوری و اجتماعی با ارزش قلمداد گردد.
استرنبرگ (1989) نیز تفکر خلاّق را ترکیبی از قدرت، ابتکار، انعطافپذیری و حساسیت در برابر نظریاتی میداند که یادگیرنده را قادر میسازد خارج از تفّکر نامعقول به نتایج متفاوت و مولد بیاندیشد که حاصل آن رضایت شخصی و احتمالاً خشنودی دیگران خواهدبود.
آمابیل (1983 ، 1990) ضمن تأیید این تعریف قیدی را به آن اضافه میکند آمابیل معتقد است در تکمیل دو عنصری که در اغلب تعریفها آمده یعنی تازگی و تناسب و ارزشمندی باید این نکته را اضافه نمود که عمل خلاّق از طریق اکتشاف انجام میگیرد نه از طریق الگوریتم : مایر (1983) و وایزبرگ (1986 ، 1995) نیز تعریف ساد و روشنی از خلاّقیت ارائه دادند: خلاّقیت توانایی حل مسائلی است که فرد قبلاً حل آنها را نیاموخته است.سیکز نتمی هالی (989) میگوید: ما نمیتوانیم به افراد و کارهای خلاّق جدا از اجتماعی که در آن عمل میکنند بپردازیم. زیرا خلاّقیت هرگز نتیجه عمل فرد به تنهایی نیست. آزوبل (1978) نیز میگوید: خلاّقیت یکی از بهترین و مغشوشترین اصطلاحات دوران شناسی و تعلیم و تربیت امروز است.
سانتروک آفرینندگی را «توانایی اندیشیدن در بارهی امور به راه های تازه و غیر معمول و رسیدن به تازه و غیر معمول و رسیدن به راه حلهای منحصر به فرد برای مسائل» تعریف کردهاست (نقل از سیف، 1389). گاردنر افراد خلاق را کسانی میداند که در حل مسائل چیره دست هستند، تولید هنری دارند، یا پرسشهای تازه طرح میکنند و اندیشه های آنان ابتدا تازه و غیر معقول تلقی میشود اما سرانجام در فرهنگ خود پذیرفته میشوند. و از دیدگاه لاولس، درنینگ، فیشر و هاگینز ، خلاقیت همه فعالیت های تخلیلی طراحی شدهای هستند که حاصل آن تولید محصولات جدید و ارزشمند است.
اسبوران مؤلفه های خلاّقیت را به سه دسته مؤلفه های شناختی و فراشناختی، انگیزشی و شخصیتی تقسیم میکند. مؤلفه های شناختی و فراشناختی خلاّقیت عبارتند از : وهوش، سیالی، انعطاف پذیری، ابتکار، سبط، ترکیب و تخیل. مؤلفه های شخصیتی خلاقیت عبارتند از: ویژگی های شناختی، انگیرشی، عاطفی و رفتاری.
2-2-1 اهمیت خلاّقیت
به طور کلی، خلاّقیت موجب خواهدشد که موارد ذیل تحقق یابد:
1-رشد و شکوفایی استعدادها و سوق دهنده به سوی خود شکوفایی
2-موفقیتهای فردی، شغلی و اجتماعی
3-افزایش کمیت، تولیدات و خدمات
4-کاهش هزینه ها، ضایعات شغلی کارکنان
5-افزایش انگیزش کاری کارکنان
6-ارتقای سطح بهداشت روانی و رضایت شغلی کارکنان
7-ارتقای بهرهوری سازمان
8- رشد و بالندگی سازمان
9-تحریک و تشویق حسن رقابت (بنیاد فکری رضوی، 1387).
2-2-2 مراحل خلاّقیت
«نلر» در کتاب هنر و علم و خلاّقیت پنج مرحله اصلی زیر را به عنوان مراحل خلاّقیت پیشنهاد کرده است:
1-بینش : در این مرحله نطفه آفرینش بسته میشود و متفکّر به شناسایی فکر یا مسئله مورد نظر میپردازد.
2-آمادگی : در این مرحله متفکّر به طور جدی بر روی مسئله کار میکند یعنی اطلاعات جمعآوری کرده، حقایق را در ذهن مرور میکند و مسئله را از زوایایی گوناگون آن آزمایش مینگرد. این مرحله به نوعی کار ثانویه است زیرا هدف و جهت که در مرحله قبلی ایجاد شدهبود در این مرحله به کلی دگرگون میشود و متفکّر غالباً در کنار مسئله ناکامی را تجربه میکند. مجموع این دو مرحله بینش و آمادگی را حقیقتیابی گفتهاند. (قاسم زاده، 1371).

3-نهفتگی : که در این مرحله بسیار تأکید شدهاست گذران الزامی این مرحله توسط متفکّرین است. به نظر بسیاری از نظریه پردازان با جرقههای ایدههای ابتکاری بواسطه تمرکزی که در این مرحله بدست میآید در ذهن متفکّرین خلاّق زده میشود. (نلر، ترجمه و مسدد ، 1369).
4-اشراق : نلر، اشراق را اوج خلاقیت میداند، متفکر در این مرحله به مفهومی میرسد که همچون عدسی ذره بین اطلاعات را متراکم میسازد و به تغییر گشالیدن، گشتالهای ناقص را کامل میکند. مجموع این دو مرحله را (نهفتگی و اشراق) ایدهیابی نیز گفتهاند که مستلزم آزمایش ایدهها، قبض و بسط ایده، گزینشی مناسبترین ایدهها و بکارگیری مجدد آنهاست. (نلر، ترجمه مسدد 1369 ، قاسم زاده 1371)
5-اثبات : در مرحله پایانی یعنی اثبات متفکّر به مدد عقل و ملاک واقعیتگرایی مواد خام متغیر را از نامتغیر جدا میسازد. این مرحله با مرحله بینش در تعاملی نزدیک فرض شدهاست. زیرا اثبات به بینشهای عمیقتر و حتی متفاوتتر منجر میشود.
اثبات را راه حلیابی نیز گفتهاند که مستلزم ارزیابی و گزینش است، ارزیابی به معنای محک زدن راه حلهای آزمایش و گزینش به معنای بر گزیدن راه حل نهایی و اجرای آن است. (نلر، ترجمه مسدد 1369 و قاسم زاده 1371).
اگر چه این مراحل عموماً رعایت میشوند اما این بدان فعالیت که آنها بایستی به طور تغییر ناپذیری در هر مرحله اتفاق بیافتد. یا اینکه در یک توالی زمانی معین روی دهند.
هر مرحله ممکن است نمایانگر ماه ها یا سالها طرحریزی یا مطالعه باشند، در حالیکه در سایر موارد این مرحله میتواند در یک روز اتفاق بیافتد. (پیر خائفی، 1379).
2-2-3 ویژگی های مهم در خلاقیت
یکی از ویژگیهای مهم در خلاقیت از دیدگاه گیلفورد داشتن تفکر واگرا می باشد. گیلفورد (1950 ، 1959 ، 1942) در بیان نظریه ساخت ذهنی خود گفتهاست که ویژگی مهم تفکر آفریننده واگرایی آن است او به طور کلی شیوه تفکر آدمیان را به دو دسته واگرا و همگرا تقسیم کردهاست. در نظر گیلفورد هم تفکر همگرا و هم تفکر و اگرا در ساخت ذهنی نقش اساسی دارند، اما تفاوت آنها در این است که تفکر همگرا، نتیجه تفکر از قبل معلوم است یعنی همیشه یک جواب «درست» یا «غلط» وجود دارد. اما در تفکر واگرا جواب قطعی وجود ندارد و تعداد زیادی جواب موجود است که از نظر منطقی هر یک از آنها ممکن است درست باشد.
گیلفورد در نظریه خود تفکر واگرا را به سه ویژگی تقسیم کردهاست:
1-انعطافپذیری یا نرمشی
2-اصالت
3-سیالی مشخص کرده و برای اندازهگیری هر یک از آنها آزمونی ساختهاست. آزمون گیلفورد برای اندازهگیری انعطافپذیری تفکر یا آزمون استفادههای غیر معمول نام دارد. برای مثال به آزمون شونده کلمه آجر داده میشود و از او خواسته میشود تا در مدت 8 دقیقه تمام موارد استفاده از آجر را نام ببرد (گیلفورد، 1959). پاسخهای یکی از دانشآموزان از این قرار بودهاست: ساختن خانه، ساختن طویله، ساختن مدرسه، ساختن کلیسا، ساختن اجاق. چنانچه ملاحظه میشود همه این پاسخها به طبقه واحدی از موارد استفاده آجر یعنی ساختن مربوط میشود و نشان دهنده واگرایی بیشتر تفکر هستند.

 

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه روانشناسی با موضوع توانایی مدیریت

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اصالت بوسیله آزمون عنوان داستان (Plot Title Test) گیلفورد اندازهگیری میشود. در این آزمون داستان کوتاهی به آزمودنی گفته میشود و از او خواسته میشود تا تمام عنوانهایی که برای داستان مناسب تشخیص میدهد بگوید. یکی از این داستانها دربارهی گرفتار شدن یک مبلغ مذهبی بدست آدم خوارهاست. در این داستان شاهزاده خانم قبیله آدم خوارها به مبلغ مذهبی پیشنهاد میکند که با او ازدواج کند تا آزاد شود. مبلغ دو راه بیشتر ندارد یا ازدواج کند یا بمیرد. او از ازدواج سرباز میزند و پخته میشود.
یکی از دانش آموزان برای داستان بالا این عنوان را گفته است.
شکست شاهزاده خانم خورده شدن به وسیله وحشیها شاهزاده خانم مبلغ مذهبی و پخته شدن بوسیله وحشیها، دانشآموزان دیگر عنوانهای زیر را انتخاب کرده است: داستان دیگ، شام خوشمزه، خورش واعظ، جفتی بدتر از مرگ، او غذا را ول کرد و دیگ را چسبید، پاک ولی مجهول، جایزهای داغ برای آزادی.
گیلفورد پاسخ های دانشآموز دوم را اصیل تر از پاسخهای دانشآموز اول میداند. سیالی به تعداد پاسخهای مختلفی که آزمودنی به یک سؤال اشاره میکند.
در آزمونهای مخصوص سنجش سیالی، سرعت و تعداد پاسخهای دادهشده ملاک سیالی فکر هستند، گیلفورد مشاهده کردهاست که بعضی از افراد در دادن پاسخ به سؤالات، مثلاً دادن اطلاعاتی دربارهی یک موضوع، از دیگران پاسخهای بیشتری میدهند، او اظهار میدارد که صرف دادن پاسخهای بیشتر این احتمال را که بعضی از آن پاسخها ممکن است و اگرا باشند افزایش میدهند. (دفتر برنامه ریزی و تألیف کتب درسی؛ 1380).
2-2-4 عوامل مؤثر در خلاّقیت و رشد آن
بدون تردید دارند. عوامل ارثی و امور طبیعی و فرهنگی همه در پیدایش استعداد و رشد خلاقیت تأثیر دارند. آزمایشهایی که در بحث وراثت ذکر شد نشان میدهد که نویسندگان بزرگ ریاضیدانهای معروف و مخترعین، اغلب در دوران کودکی آثار نبوغ و خلاّقیت را از خود ظاهر ساختهاند. اثر وراثت در پیدایش نیروی ابتکار قابل انکار نیست افراد بیشماری در محیطهای مساعد پرورش یافتهاند ولی همه آنها موجب فکر و اندیشه تازه نشدند یا اینکه عامل ارثی پیدایش استعداد خلاّقیت را در افراد ممکن میسازد. بنابراین بروز این استعدادها تحت تأثیر عوامل محیطی قرار داد. در اجتماعاتی که فرد انسانی بدون توجه به وضع مالی، موقعیت اجتماعی و عقیده حق استفاده از فرصتهای تربیتی را دارد و میتواند طبق استعداد و امکانات خود پیشرفت کند معمولاً افراد مبتکر و خلاق بیشتر دیده میشود. بنابر این محیط مساعد چه در زمینه جغرافیا و چه از لحاظ اجتماعی و فرهنگی در رشد و پرورش قوه ابتکار افراد تأثیر فراوان دارد عوامل محیطی نه تنها سبب پرورش استعدادهای مختلف افراد میشود بلکه موجباتی برای تحریک و تشویق افراد مخلوق اندیشه ها و طرق تاره فراهم میسازد. در اجتماعی که رشد فردی و رفاه اجتماعی از طریق روش علمی در یک وضع رضایت آمیزی توافق و سازگاری کردهاند معمولاًتمایل پرورش افکار خلاق اندیشه های تازه بیشتر فراهم میشود. بنابراین خلاقیت تنها زاییده یک استعداد فطری نیست، بلکه تا حدود زیادی مربوط به روش های تربیتی و زمینه های فعالیت، به ویژه در دوران کودکی تا هنگام بلوغ است. خلاقیت نوعی توانایی است که در بعضی از افراد پرورش مییابد و در بعضی از افراد سرکوب میشود. بنابراین با اصول و تکنیکهای درست میتوان خلاقیت را پرورش داد. (فستوان ، 1999).
«روبرت جی و لیندا» (بیتا) روانشناسان مسائل اجتماعی، در بررسیهای خود شش عامل را در خلاقیت افراد مؤثر دانستهاند:
1 – دانش : داشتن دانش پایهای در زمینه محدود و کسب تجربه و تخصص در سالیان متمادی
2-توانایی عقلانی : توانایی ارائه ایده خلاق از طریق تعریف مجدد و برقراری ارتباطات جدید در مسائل.
3 – سبک فکری : افراد خلاق عموماً در مقابل روش ارائه شده از طرف سازمان و مدیریت ارشد، سبک فکری ابداعی را بر میگزینند.
4 – انگیزش : افراد خلاق عموماً برای به فعل در آوردن ایدههای خود برانگیخته میشوند.
5- شخصیت : افراد خلاق عموماً دارای ویژگی شخصیتی مقاوم در مقابل فشارهای بیرونی و درونی سازمان هستند.
6 – محیط : افراد خلاق عموماً در داخل محیطهای حمایتی بیشتر امکان ظهور مییابند (روبرت جی و لیندا، بیتا، نقل از بنیاد فکری رضوی، 1387).
تورنس تحقیقی انجام داد که این سؤال آیا امکان پرورش خلاقیت وجود دارد؟ فرضیه آن را تشکیل میداد. براساس این تحقیق، تورنس نتیجهگیری میکند که میتوان دستهای از اصول را به کودکان یاد داد که با آنها اجازه میدهد تعداد بسیار زیادی عقیده آن هم عقایدی خیلی بهتر نسبت به زمانی که هیچ گونه تربیتی در این مورد ندیده باشند، از خود ابراز دارند (تورنس، ترجمه خانزاده، 1358).
بنابراین، در این مورد که خلاّقیت را میتوان پرورش داد تردید وجود دارد. روانشناسان از مدتها قبل این اعتقاد را که هر استعدادی را میتوان با تمرین تربیت نمود و پرورش داد، پذیرفتهاند (تورنس، ترجمه قاسم زاده، 1375).
2-2-5 خلاّقیت از دیدگاه مکاتب مختلف
2-2-5-1 مکتب رفتارگرایی:
از دیدگاه نظریه پردازان این مکتب آفرینندگی چیزی جز تکوین تداعی بین محرکها و پاسخهای دور از هم نیست. مثلاً در ادبیات، اشک با شبنم یا کمند با گیسو و شب با ستمکار پیوند میخورند. بر مبنای این نظریه «آزمون تداعی بعید» (R.A.T) برای اندازهگیری استعداد آفرینندگی تهیه شدهاست.
نظریه پردازان دیگری سعی کردهاند که رفتار خلاق را بر طبق الگوی ملی شدن وسیلهای توجیه کنند. آنها اعتقاد دارند که فرد خلاق هنگام عمل به رفتارهای خلاق، با پاداش رو به رو شدهاست و به تدریج اندیشه و نیروی او در مسیر رفتارهای خلاق متمرکز شدهاست.
2-2-5-2 مکتب روانکاوی :
توجیه روانکاوان از اندیشیدن آفریننده، متکی بر جنبههای ناهشیار اندیشیدن است.
فروید اندیشیدن آفریننده را نوعی رویای روز یا خیالبافی میداند که در آن ذهن، فرآیندهای ثانویه را کنار میگذارد و به فرآیندهای ابتدایی رو میکند. فرآیند ابتدایی همان تفکر دوران کودکی است که در آن عروسک کودک، صاحب شخصیت و تمایلات یک آدم واقعی میگردد و تکه چوبی به راحتی یک اسب تلقی میشود. با این تفاوت که در مورد بزرگسالان خلاق حوزه، عمل فرآیند ابتدایی ذهن به مسئله مورد نظر هنرمند یا عالم کشانده میشود و به ویژه در مرحله اثبات درستی و نادرستی، آفریده ذهن به محک واقعیت زده میشود. تا آنجا که بر طبق نظریههای جدید روانکاوی نیز رویا نوعی اندیشیدن ابتدایی تلقی نشود که در آن مسائل مهم زندگی دنبال میشود و از این طریق شعر گفتن یا حل مسئله ریاضی در خواب قابل توجیه است.
2-2-5-3 مکتب شناختی:
روانشاسان شناختی این نکته را مطرح کردهاند که مکتب رفتارگرایی، نقش شناختی فرد را در فرآیند آفرینندگی مورد توجه قرار ندادهاست، در حالیکه از نظر مکتب شناختی، فرد در داد و ستد با محیط فرد اطلاعاتی کسب می کند و نحوه دریافت سازماندهی انبار کردن و بکار گرفتن اطلاعات، مسیر و کیفیت و محصول اندیشیدن او را تعیین میکند. بویژه نحوه جذب اطلاعات جدید و سازگاری ذهن با اطلاعات جدید اهمیت خاص دارد. آزمایشهای گوناگون نشان دادهاند که افراد سازگاری ذهن با اطلاعات جدید اهمیت خاص دارد. آزمایشهای گوناگون نشان دادهاند که افراد خلاّق طبقات ادارکی گستردهتر از محیط می گیرند و یا می توانند تولید کنند.
به نظر این مکتب گستردگی طبقه ادارکی یکی از مشخصات بارز افراد خلاّق است. یکی از دانشمندان طرفدار این نظریه این ویژگی را به شیوه های اندیشیدن ارتباط میدهد که از بین آنها میتوان وابستگی و عدم وابستگی به زمینه، فراخی و محدودیت حیطه ادارک و یکنواختی و

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه رایگان روانشناسی : عملکرد خانواده