اختلالات رشد شخصیت

الف) عیوب کیفی فرامن: اکثر زمانی که شخصیت فرد تحول می‌یابد و در مرحل به تشکیل فرامن خویش است دستورهای اخلاقی سازنده این پایگاه از مصدر اخلاق غیراجتماعی و یا بزهکارانه ساطع گردند بنیاد شخصیت کودک دارای شکلی کاملاً طبیعی خواهد بود و طبق قوانین معمولی روانشناسی طرح‌ریزی خواهد شد اما اگر مصالحی که کودک برای ساختمان فرمان خویش بکار می‌برد از شخصیت‌های غیراجتماعی کسب کرده باشد وعملاً وی به نوبه خود و برحسب کیفیات به سوی بزهکاری گرایش خواهد یافت و تبدیل چنین بنیادی به بنیاد دیگر نه‌تنها عملاً غیرممکن است بلکه عملاً انجام‌پذیر نیست اما در چنین محیط‌هایی کودک هنجار یعنی کودکانی که دارای فرمان بهنجار یا تقریباً بهنجار هستند وجود دارد که عوامل منفردسازی که خاص رشد هر فرد است در این زمینه نقش مهمی دارند.

ب)تاخیرهای جزئی رشد: اختلالات تحول هیجانی کودک در نخستین ماهها و نخستین سالهای زندگی می‌توانند به وضع وخیمی بنای من را به خطر بیاندازند، نخستین روابط بین ما در کودک به‌منزله عامل تعیین‌کننده رشد بعدی شخصیت فرد است. بولبی در کتاب خصوصیات زندگی چهل و چهار نوجوان دزد در تبیین علل اختلالات احساسی و هیجانی نخستین دوره کودکی به همین نتیجه رسیده که کودک در شرایط نامساعد قرار گیرد نمی‌تواند به تثبیت‌های انفعالی پایدار و پردوام براساس الگوهایی که در محیط او وجود دارد نائل آید و یا به‌علت بی‌توجهی به وضع وی تحت فشارهای اخلاقی لازم قرار نخواهد گرفت و از مرحله تعادل بین اصل لذت و اصل واقعیت گامی فراتر نخواهد نهاد. بدین ترتیب از تکمیل شخصیت اخلاقی لازم محروم خواهد ماند و عملاً از یک نوع اخلاق ابتدایی تبعیت خواهد کرد این اخلاق شاید برای او امکان سازمان یافتن با واقعیات را درحدی که با امیال غریزی وی برخوردی نداشته باشند فراهم آورد. ولی او را در متقابل تعارض و مبارزه شدید بین این نیرو، بی‌سلاح خواهد گذاشت.

ج) پسیکونوروزها و نشانه‌های پسیکونوروزی: همبستگی بین پیسکونوروزها و بزهکاری یک همبستگی کاملاً قوی نیست بخصوص اگر صحبت از آثار نوروزی در میان باشد.

اقسام بزهکاری

بزهکاری ازنظر اجتماعی به سه دسته تقسیم می‌شود:

1)بزهکاری بر علیه اشخاص عادی جامعه مانند ضرب و جرح و تجاوز و کشتن عمد و غیرعمد

2)بزهکاری بر علیه دارایی و مالکیت دیگران مانند دزدی، جعل اسناد.

3) بزهکاری علیه نظم عمومی مانند فحشاء، خرید و فروش موادمخدر.

اما نوع بزرهکاری به معنی و مفهوم که فرد یا جامعه از آن دارد:

1)افراد عادی بسیاری از رفتارهایی که در نظر قانون جرم شناخته می‌شود انعکاس این دسته از رفتارهایی که موردقبول فرهنگ‌های فرعی یا گروه هایی است که نوجوان بدان‌ها تعلق دارد.

دزدی اشیاء یا حشیگیری‌های جزئی، نزاع‌های خیابان؛ عدم رعایت قوانین راهنمایی رانندگی همه در نظر گروه‌های معینی از جوانان رفتارهای کاملاً عادی و معمولی است این‌گونه جرائم به هیچ‌وجه نشانه مشکلات عمیقی نیستند بلکه غالباً بیان‌کننده معایب موجود در فرهنگ ما می‌باشند.

مطلب مشابه :  کودک خود را چگونه تربیت کنیم؟

2) رفتار عاطفی: به‌طور کلی آن دسته از جرایم روانی که منجر به نشان دادن شدت عمل می‌شوند ازقبیل ایجاد جرح و ضرب و خرابکاری و یا سرقت مسلحانه رفتارهایی هستند که ریشه‌های انها را باید در زندگی کودکی فرد جستجو کرد یعنی دوره‌ای که نوجوان مورد بی‌مهری قرار گرفته و تعارضات درونی خود را به صورت بروز رفتارهای منفی‌گرایی حل می‌کرده است. بزهکارانی از این قبیل در بین همه طبقات اجتماعی و گروههای فرهنگی یافت می‌شوند.

3) رفتار مرضی: اختلالات عاطفی و روانی بسیار جدی ممکن است منجر به رفتارهای جنایتکاران شود همان‌طور که قبلاً گفته شد مثلاً ایجاد حریق عمومی ممکن است در اثر یک حالت عصبی برای منحرف کردن تحریکات جنسی صورت گرفته باشد افرادی که دارای شخصیت‌های روان‌-رنجور یا جامعه-رنجور باشند ممکن است به جنایات تکان‌دهنده مبادرت ورزند ازقبیل کشتن افراد متعدد بدون اینکه کمترین احساس ندامت و پشیمانی بدانها دست دهد.

 پیگشری و درمان بزهکاری نوجوانان

اصطلاح بزهکری دشوار است زیرا سبک و شیوه زندگی که او پیش گرفته است برایش رضایت‌بخش است. و نمی‌خواهد آن را از دست بدهد تکانه‌ها یا انگیزه‌ها او را ارضاء می‌کند، بزهکاری به اجازه می‌دهد کسانی را که او را طرد و فراوش کرده‌اند مجازات کند و شخصیت او را بی‌همتا می‌گرداند بنابراین برای شخص بزهکاری زندگی دیگری وجود ندارد که این چنین او را پاداش دهد از این‌رو او نمی‌خواهد اصلاح شود تنها خواسته او این است که گرفتار شود، بامحبت او را کمتر می‌توان اصلاح کرد زیرا او مدت زیادی نمی‌تواند محبت نشان دهد یا محبت دریافت کند نفرت عمیق او از مدرسه و معلمان باعث می‌شود که آموزش و پرورش نتواند او را نجات دهد همچنین نوجوان بزهکار درباره کار کردن حرف نمی‌زند زیرا کاری که رضایت خطر او را تائید کند وجود ندارد. برای برخورد با برهکاری‌های نوجوانان باید ابتدا عوامل ایجاد آنها را شناسایی کرد. بزهکاری‌ها مشکلات نیستند که 24 ساعته ایجاد شده باشند تا برای آنها راه‌حل‌هایی کوتاه، آسان، سریع وجود داشته باشد.

انحراف رفتار و بزهکاری حاصل یک سلسله عکس‌العمل‌های طولانی و بغرنج است و همان گونه که سیلر می‌گوید: نوجوان بزهکار بیشتر از نوجوانی با مسائل ناگوارتر و حادتری در هویت و موجودیت هویتش روبروست. اضطراب او بیشتر و دشمنی و عداوتش قوی‌تر است. رفتار بزهکاری در بسیاری از موارد راه‌حلی است که نوجوان دراختیار دارد. و غالبا به‌منزله بهترین و مهیج‌ترین اعتراض علیه صنعت موجود و آینده غیرقابل قبول ملال‌انگیز است. و وقتی که چنین باشد راه‌حل عبارت از کمک به بزهکار در شناخت خویش و محیط است در کمک به بزهکاران برای ایجاد تصویر مثبتی از خویش.

مطلب مشابه :  الگوهای نظری تاب آوری

به‌طور کلی پیشگیری و احیاناً درمان بزهکاری باید از منشا بزهکاری آغاز شد. خانه محیط گرم، پر از مهر و محبت متقابل، عاری از مشاجرات مداوم میان اعضای خانه بویژه والدین برخوردار از وضع اقتصادی، اجتماعی معقول، کم جمعیت، فرهیخته باشد.

محله یا منطقه زندگی: واجد شرایط اجتماعی مطلوب، بهداشت، رفاهی و تفریحی می‌باشد.

مدرسه: محیط اجتماعی گرم با برنامه‌های درسی و آموزشی متناسب نیازها و رغبت‌های محصلان و معلمان باشد در این مورد پیشنهادهایی از این قبیل شده‌اند:

1)تجارت متنوعی برای کودکان فراهم اورید.

2) توانش‌ها یا امکانات طبیعی هر کودک را دریابید و او را در شناختن و رشد و گسترش دادن توانایی‌هایش کمک کنید و محدودیت‌های او را بپذیرید.

3) هر کودک را کمک کنید که بدون شکست غیرحضوری از مهارت‌ها و معلوماتش بهره‌مند شد مراقب باشد که فرصت‌های ناگهانی او را به احساس بی‌کفایتی گرفتار نکند.

4) تجربه‌های کلاس درس ان چنان هدایت‌ کنند که هر محصل رضایت خاطر بدست آورد و موفقیت معتدلی در روابط انسانی کسب کند.

5) فرصت‌های مناسبی برای پاسخ‌های هیجانی و عاطفی عادی فراهم آورید.

6) هنگامی که طغیان رفتار بزهکارانی در کلاس اتفاق می‌افتد مضطرب نشوید با واقع‌بینی شناخت با آن برخورد کنید بکوشید در دنیای بزهکار وارد شوید و اشیاء را ازدیدگاه او ببینید.

7) تا می‌توانید شرایط خانه، مدرسه یا اجتماع را که رفتار بزهکاری را برمی‌انگیزد تغییر دهید. البته مدرسه و خانه با هم نخستین تجربه‌های یادیگری کودک را فراهم می‌آورند و در تربیت کودک حتماً با همدیگر همکاری صمیمانه داشته باشند مسلما مدرسه به تنهایی هرگز نخواهد تئوانست جانشین محیط مناسب خانه و خانواده و والدین مهربان برای کودک بشوند لکن به خوبی می‌تواند کودک را با ارزش‌های مثبت و موثر زندگی اشنا سازد و به او بیاموزد که چگونه این‌گونه ارزشها را گسترش دهد اگر کودک به مدرسه مناسب و خوبی برود انسان لایق و کادانی خواهد شد.

بنابراین برای بخورد عالمانه و موثر با شکل بزهکاری‌های نوجوانان به منابع و عوامل زیر نیاز داریم.

1) آمار: آمار حقایق را روشن می‌کند و معلوم می‌دارد که ما به چه گروهی از بزهکاران مواجه هستیم.

2) افراد کاردان و متخصص: با افرادمتخصص برای بررسی علل بزهکاری و ارائه و اجرای راه حل برای آنها نیاز هست. وجود این افراد به طرح برنامه‌ها و نحوه اجرای آن کمک می‌کند و جلوی اشتباه کاری‌ها را می‌گیرد.

3) برنامه: افراد کاردان و اموزش دیده می‌توانند طرح خوبی بریزند و ان را به اجرا دربیاورند.

4) بودجه: امکانات مالی برای بازتوانی کاریابی و پیگیری و پیشگیری از بزهکاری لازم است