دانلود پایان نامه

و گاه جز خدا هیچ‌چیز دیگر را در سراسر کائنات نمی‌بیند.
بهـار آمد بهـار آمد، ســلام آورد مستان را
از آن پیغمبـــر خوبــــان پیام آورد مستان را
زبان سوسن از ساقی کرامت‌های مستان را
شنید آن، سرو از سوسن، قیام آورد مستان را
ز اول باغ در مجلس نثار آورد آن گه نقل
چو دید از لاله کوهی که جام آورد مستان را
در شعر حافظ، درخت و گل و گیاه وسیله تصویر صفات و کیفیات و احوال می‌شوند. فی‌المثل در غزل‌های او، بنفشه و سمن و گل و نسرین مژده بهارند و شقایق با داغ ازلی عشق زاده شده است، سنبل و شمشاد زلف تابدار و قامت رعنای یارند و سوسن مظهر من عرف الحق کل لسانه در وادی حیرت است، سوسن آزاده جمله زبان است، لاله شهید خونین‌کفن است، نرگس چشم مست و هم مظهر شوخی و چشم دریدگی است.
شاهد مثالی برای سرو و صنوبر: سرو و صنوبر هردو سروند ولی دو قسم مختلف‌اند.
چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان
کاید به جلوه سرو صنوبر خرام ما

و یا در غزل 224 حافظ:
گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه عجب
پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود

1-13 ساختار تحقیق
ساختار تحقیق از پنج فصل تشکیل‌شده است که فصل اول شامل مقدمه و کلیات می‌باشد، فصل دوم به تعریف واژه‌های کلیدی مثل سبک و طبیعت و توضیح مختصر آن می پردازد.
در فصل سوم شرح‌حال مختصری از چهار شاعر موردنظر را بیان کرده و در فصل چهارم تا حد امکان کلمات مربوط به طبیعت را در اشعار این شعرا جستجو کرده و از هر مورد دو بیت شعر از هر شاعر آورده و تعداد کلمات طبیعت مثل گل را شمارش کرده و روی نمودار می‌بریم. در آخر در فصل پنجم نتیجه این چهارفصل را بیان می‌کنیم.

1-14 پیشینه تحقیق
در مورد زندگی‌نامه، آثار و سبک فرخی، منوچهری، مولانا و حافظ کتاب‌ها مقالات زیادی نوشته‌شده است:
کتاب‌ها:
1- شفیعی کدکنی، محمدرضا (1370)، صور خیال، آگاه، تهران
2- شمیسا، سیروس (1372)، سبک‌شناسی شعر، فردوس، تهران
3- غلامرضایی، محمد (1373)، سبک‌شناسی شعر پارسی از رودکی تا شاملو، تهران
4- بدیع‌الزمان، فروزانفر، (1318)، سخن سخنوران، تهران
5- بهار، محمدتقی، سبک‌شناسی (1390)، زوار، تهران
مقالات:
1- شکوری، فرامرز، گل و باغ در شعر مولوی
2- پروینی، خلیل، نگاهی به طبیعت در آثار جبران خلیل جبران
3- فولادی، محمد – ابراهیمی، منصور، تحلیل آماری بازتاب گیاهان و جانوران در اشعار فرخی و مقایسه با اشعار منوچهری
اما تاکنون چه در داخل و چه در خارج از کشور با این عنوان تحقیقی انجام‌نشده است.
پایان‌نامه‌ها:
1- زرقانی، جواد، بررسی تطبیقی جایگاه طبیعت در شعر سه شاعر معاصر نیما یوشیج، سهراب سپهری و شفیعی کدکنی
2- محمدی پور، نرگس، تحلیل بررسی طبیعت‌گرایی در شعر شاعران انقلاب اسلامی قیصر امین پور و سلمان هراتی
3- صدری، حجت، فرهنگ‌واره توصیفی، تشبیهی گل و گیاه در شعر فارسی از آغاز تا پایان قرن ششم
1-15 روش تحقیق
روش تحقیق از نوع توصیفی تحلیلی می‌باشد. روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه‌ای است و ابزار گردآوری عبارت‌اند از: کتاب، مجله، مقاله، فیش، جدول، نمودار، بانک‌های اطلاعاتی و شبکه‌های کامپیوتری.
1-16 پرسش‌های تحقیق
1- تفاوت طبیعت در دو سبک عراقی و خراسانی چیست؟
2- فرخی و منوچهری برای توصیف طبیعت از چه روش و قالب شعری استفاده کرده‌اند؟
3- حافظ و مولانا برای توصیف طبیعت از چه روش و قالب شعری استفاده کرده‌اند؟
4- شاعران دو سبک عراقی و خراسانی طبیعت را در معنای حقیقی آن به کار می‌برند یا مجازی؟
1-17 فرضیه‌های تحقیق
1- همه شعرا به نحوی با طبیعت درآمیخته‌اند و در اشعارشان تصویرهای گوناگون طبیعت، بیان اندیشه‌های آنان است. شعرای هر سبک طبیعت و عناصر آن را در معنای متفاوت به‌کاربرده‌اند به‌طوری‌که زبان در سبک خراسانی ساده و طبیعی و روان است و در آن پیچیدگی و ابهامی نیست و ازلحاظ مختصات فکری برون‌گرا و آفاقی است درحالی‌که سبک عراقی به جوهر شعر نزدیک‌تر شده و سرشار از تشبیهات مضمر و استعاره و کنایه و مجاز و انواع ایهام است و با رمز و راز و سمبل سروکار دارد و ازلحاظ مختصات فکری درون‌گرا و انفسی است.
2- بیشتر شاعران سبک خراسانی قصیده‌سرا بودند طبیعتاً فرخی و منوچهری نیز بیشتر در قالب قصیده شعر می‌گفتند.
3- در سبک عراقی قصیده کم‌کم جای خود را به غزل می‌دهد و شاعران این دوره بیشتر غزل‌سرا بودند و دیدگاه‌های عرفانی داشتند و به مفاهیم اهمیت بسیار می‌دادند و اوج غزل عرفانی در این دوره بود.
4- طبیعت در سبک خراسانی بیشتر در معنای اصلی خود به‌کاررفته و در سبک عراقی در معنای مجازی و به‌صورت تشبیه و …
1-18 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
ازآن‌جهت که طبیعت با شعر و ادب فارسی رابطه‌ای تنگاتنگ دارد و به‌طور یقین بررسی طبیعت در ادبیات و دوره‌های مختلف باعث آشنایی با ذهنیت شعرا و دغدغه‌های آن‌ها در هر دوره و چگونگی کاربرد طبیعت در اشعارشان می‌شود به بررسی بازتاب طبیعت در اشعار فرخی و منوچهری در سبک خراسانی و حافظ و مولانا در سبک عراقی می‌پردازد و از این لحاظ حائز اهمیت و ضرورت است.
1-19 اهداف تحقیق
یکی از مواردی که شعرای سبک خراسانی در توصیف به آن توجه خاص داشته‌اند، طبیعت است. این تحقیق ازآن‌جهت که به بررسی بازتاب طبیعت در شعرای برجسته سبک خراسانی و سبک عراقی و مقایسه این توصیف می‌پردازد، جدید می‌باشد و جنبه نوآوری د
ارد.
اهداف آرمانی: بررسی بازتاب طبیعت در اشعار شاعران برجسته سبک خراسانی و عراقی.
اهداف کلی: مقایسه کاربرد طبیعت در اشعار شاعران دو سبک خراسانی و عراقی.
اهداف ویژه و کاربردی: بیان تفاوت و شباهت‌های کاربرد طبیعت در دو سبک.

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان با موضوعبهاءالدین ولد، جلال‌الدین، سلجوقیان روم، جهان اسلام

1-20 تعاریف واژه‌های کلیدی
طبیعت: طبیعت در لغت به معنای سرشت که مردم بر آن آفریده‌شده. (منتهی الارب) (آنندراج). نهاد، آب و گل، خوی، گوهر. (بحرالجواهر). سلیقه، فطرت، خلقت، طبع، ذات و … (منتهی الارب). (دهخدا،15381)
سبک خراسانی: سبک خراسانی را از آغاز قرن چهارم تا آغاز قرن ششم که ازنظر تاریخی مقارن با سلسله سامانی و غزنوی است به مناسبت محل نشو و نمای این‌گونه آثار ادبی سبک خراسانی می‌گویند.
سبک عراقی: در اواسط قرن ششم هجری با طلوع کلیله‌ودمنه نثر مرسل تبدیل به نثر فنی گردیده و با توجه به نبودن ممدوح به علت عدم آشنایی سلجوقیان به زبان فارسی و نفهمیدن مدح شاعران، قصیده جای خود را به تغزل و بعد به غزل می‌دهد، این سبک به خاطر محل نشو و نمای آن در عراق عجم بعدها به سبک عراقی نامیده شده است.

فصل دوم
بنیاد نظری

فصل دوم – بنیاد نظری
2-10 تعریف طبیعت
«طبیعت» در لغت به معنای سرشت که مردم بر آن آفریده‌شده. (منتهی الارب) (آنندراج). نهاد، آب و گل، خوی، گوهر. (بحرالجواهر). سلیقه، فطرت، خلقت، طبع، ذات و … (منتهی الارب). (دهخدا،1377،15381)
در اصطلاح طبیعت شامل گل و گیاه، درختان و زیبایی‌هایی است که خداوند آن‌ها را خلق کرده و انسان‌ها که جزئی از این طبیعت به شمار می‌روند اغلب در خوشی و ناخوشی به طبیعت پناه می‌برند. شعرا نیز اغلب با طبیعت رابطه تنگاتنگی دارند و از آن الهام گرفته و در اشعارشان با مضامین مختلف به فراوانی دیده می‌شود؛ اما دید شاعر و نحوه توصیف او و برداشتش از طبیعت می‌تواند بسیار متفاوت و متنوع باشد.
2-11 معنی واژه سبک
((ادبای قرن اخیر «سبک» را مجازاً به معنی طرز خاصی از نظم یا نثر استعمال کرده‌اند و تقریباً آن را در برابر استیل اروپاییان نهاده‌اند. سبک در اصطلاح ادبیات عبارت است از روش خاص ادراک و بیان افکار به‌وسیله ترکیب کلمات و انتخاب الفاظ و طرز تعبیر. سبک اثر ادبی وجهه خاص خود را ازلحاظ صورت و معنی القا می‌کند و آن نیز به‌نوبه خویش به طرز تفکر گوینده یا نویسنده درباره حقیقت می‌باشد. بنابراین سبک به معنی عام خود عبارت است از تحقیق ادبی یک نوع ادراک در جهان که خصایص اصلی محول خویش (اثر منظوم یا منثور) را مشخص می‌سازد.)) (همان/13412)
((واژه سبک مصدر ثلاثی مجرد عربی است به معنی گداختن و ریختن و قالب‌گیری کردن زر و نقره و سبیکه به معنی پاره زر و نقره گداخته و قالب‌گیری شده مشتق از آن است.
در کتاب الشعروالشعرای ابن قتیبه (متوفای 270 ه.ق) این واژه به معنی شیوه و روش به‌کاررفته است؛ اما در عربی امروز معمولاً به‌جای آن واژه، واژه اسلوب را به کار می‌برند و آن را بر اسالیب جمع می‌بندند.)) (غلامرضایی،1377،11)
((در ایران تا عصر ما سخنی از سبک به میان نیامده و ناقدان شعر و نثر هیچ‌گاه در پی شمردن ویژگی‌های سبکی شاعر یا نویسنده‌ای نبوده‌اند بااین‌همه گاه‌گاه ذهن شاعری به این موضوع توجه می‌یافته و از آن تحت عنوان طرز یا شیوه سخنی بر سبیل اسطراد می‌گفته و می‌گذشته است و این اشارت‌ها نیز چندان نیست که از آن سخنی توان گفت یا آن را مقدمه علم و فنی توان دانست. علاوه بر این آنچه سخنوران سلف از سبک، یا به‌اصطلاح خودشان، طرز یا شیوه می‌یافته‌اند در بسیاری موارد غیر از مفهومی است که ما امروز از لفظ سبک اراده می‌کنیم.)) (محجوب،1345،4)
2-12 ادوار سبک شعر فارسی
سبک‌های شعر فارسی معمولاً به سبک خراسانی یا ترکستانی، عراقی، هندی یا اصفهانی و دوره بازگشت تقسیم‌شده است. این نام‌ها – به‌استثنای دوره بازگشت – از مناطق رواج شعر گرفته‌شده است و دوره‌های بینابین را نیز در برندارد. مطالعه دقیق‌تر در تحول شعر فارسی – هم از دیدگاه لفظ و هم از دیدگاه معنی – نشان می‌دهد که دوره‌های بینابین نیز در شعر وجود دارد. اگر بخواهیم با ریزبینی بیشتر، دوره‌های تحول شعر فارسی را طبقه‌بندی کنیم، این ادوار قابل‌تشخیص است:
1- شعر دوره صفاری و سامانی، که تقریباً تا اواخر قرن چهارم به طول می‌کشد و ما آن را برابر می‌دانیم با آنچه سبک خراسانی یا ترکستانی گفته‌اند.
2- شعر قرن پنجم که میانه‌ای است از شعر دوره سامانی و شعر تحول‌یافته قرن ششم. در قرن ششم گروهی از شاعران هستند که ازنظر زبان شعری، دنباله شاعران قرن پنج‌اند.
3- شعر قرن ششم مانند سنایی و نظامی و خاقانی و انوری و رشیدوطواط که می‌توان شعر آن‌ها را «شعر فنی» خواند.
4- شعر قرن هفتم و هشتم که ازنظر ما برابر است با آنچه سبک عراقی گفته‌اند.
5- شعر قرن نهم که میانه‌ای است از سبک عراقی و سبک هندی.
6- شعر دوره صفویه که برابر است با مکتب وقوع و سبک هندی یا اصفهانی.
7- دوران بازگشت ادبی: خود به دو دوره قابل‌تقسیم است: اول دوره زندیه تا اوایل عصر قاجار که شاعران بیشتر به شیوه شاعران عراقی و بعضی شاعران قرن ششم نظر داشتند و دیگر از پادشاهی فتحعلیشاه تا اواسط دوره ناصرالدین‌شاه که گروهی به شاعران دوره سامانی و غزنوی و قرن پنجم نظر داشتند و گروهی نیز به شاعران سبک عراقی.
8- شعر دوران مشروطه.
9- شعر معاصر
(غلامرضایی،1377، 30 – 31)
2-13 سبک خراسانی
سبک خر
اسانی را از آغاز قرن چهارم تا آغاز قرن ششم که ازنظر تاریخی مقارن با سلسله سامانی و غزنوی است به مناسبت محل نشو و نمای این‌گونه آثار ادبی سبک خراسانی می‌گویند و به نثر این دوره نیز نثر مرسل یا نثر دوره اول و یا نثر بلعمی گویند. بعضی از قدما به سبک خراسانی ترکستانی هم می‌گفتند.
مرسل در لغت به معنای مستقیم و آزادشده است و مراد این است که در این نثر از صنایع ادبی خبری نیست و نثر مانند سخن گفتن مستقیم در جهت افاده معنا به کار می‌رود. (همان/ 85 – 84)
2-14 مختصات سبک خراسانی
2-5-1 مختصات زبانی
در شعر این دوره تشدید و تخفیف واژه‌ها و اشباع مصوت‌ها کوتاه فراوان است.
واژه‌های فارسی مهجور و کهنه در شعر این دوره بیش از دوره‌های بعد دیده می‌شود.
شکل کهنه کلمات نیز در این دوره بیش از دوره‌های بعد دیده می‌شود.
واژه‌های عربی کمتر از دوره‌های بعد است.
زبان شعر این دوره ساده و طبیعی و به‌دوراز تکلفات دوره‌های بعدی است.
اشعار ملمع در این دوره اندک است.
صلابت و فخامت زبان در این دوره بسیار است. (همان/ 85 – 84)
2-5-2 مختصات فکری
مختصات فکری سبک خراسان