دانلود پایان نامه

شیراز و ساکنانش را از زبان خرّم بیـان مـی‌کنـد و بـازیرکی هرچه تمام‌تر، گریزی به مغولان که فرمان‌روایان ایران آن زمان بودند؛ می‌زند و ذهن خواننده را برای درک حـوادث بعدی و عشق شمس به یک دختر مغول، آماده می‌سازد. «درحقیقت می‌توان گفت که خسروی در آغاز بخش‌های هر جلد، ابتدا نقش یک مورّخ را ایفا می‌کند و بعد از آن کـه وظیفـه راه‌گشـایی خواننـده را بـه اتمـام رساند، به نقش نویسنده و راوی داستان باز می‌گردد‌«(یوسفی،‌1367‌:212‌).
سیر حوادث داستان نیز بر پایۀ ساختار رمان‌های رمانتیک قرن نوزدهمی و تا حدودی بهره گرفته از قصّه‌های عامیانه و ماجرایی رایج در میراث ادبی ما شکل می‌گیرد و جریان می‌یابد. در جلد اوّل می‌توان شخصیّت «شمس» را نماد گونه‌ای اندیشۀ تجدّدطلبی و مشروطه‌خواهی معتدل دانست و در شخصیّت «آبش خاتون» تجسّم روی‌کرد نویسنده به نظام قاجاری را دید. همان‌گونه که تصویر مثبت نویسنده از شخصیّت «ماری ونیزی» در جلد دوّم بیانگر درک غرب‌گرای نویسنده و آیینۀ مجذوبیّت وی نسبت به مظاهر تمدن غربی می‌باشد.
لازم به یادآوری است که در این اثر خسروی عناد و یا اهانت صریح نسبت به دین مقدّس اسلام و شعائر آن نداشته‌ است و اندیشۀ ناسیونالیسم به عنوان هستۀ فکری اثر به گونه‌های افراطی و تعصب‌آمیز و صراحتاً ضددینی مطرح نگردیده است. در واقع می‌توان گفت که در این اثر کوشش گردیده که نوعی آمیختگی مابین تفسیر سطحی و غرب‌زدۀ نویسنده از ناسیونالیسم شبه‌مدرن و مواریث و تعالیم اسلامی صورت گیرد. چیزی که در آثار بعدی این دوره کمتر دیده شده و به سمت تجدّدگرایی افراطی میل می‌کند.
شخصیّت‌های آثار او همگی از خانواده مرفّه و اشراف هستند و توجّه به بی‌عدالتی و فقر و نابسامّانی‌های اجتماعی در آثار اودیده نمی‌شود.
شخصیّت شمس قهرمان اصلی داستان که به نظر می‌رسد آیینه‌ای از بازیگر ایده‌آل نویسنده است، فردی راحت‌ طلب و منفعل و محتاط است که ظاهراً پای‌بندی‌های دینی و شرعی چندانی هم ندارد و روی‌کرد او نسبت به دین بیشتر ظاهری و ابزاری است و مبتنی بر ایمان تام و تمام و دلدادگی و پای‌بندی تمام عیّار نمی‌باشد.
در رمان کرمانشاهی، طغرا را می‌توان نمایندۀ زن محجوب ایرانی و مسلمان و معشوق بی‌عیب فارسی دانست؛ آبـش خـاتون را نمـایندۀ زن اغواگری که در هر فرهنگی مشابه او وجود دارد؛ و ماری ونیزی را نمایانگر گرایشات مدرنیستی خسروی به رفتار و اخلاق زنان مغرب‌زمین و ارتبـاط ایـران و ایرانیـان آن دوره بـا فرهنـگ غرب دانست.
«از آنجا که خسروی، همتای ماری را در واقعیّت زن ایرانی پیدا نمی‌کند، سـعی دارد ایـن موجـود شگفت آور را خانگی کند تا از ین طریق بر او فایق آید، به همین سـبب مـاری ماننـد همـۀ زن‌های دیگر رفتار می‌کند و اسلام می‌آورد، تن به چند زنـه بودن شوهر خود می‌دهد و رام و شرقی می‌شود»(یوسفی،1367‌:204‌)
شخصــیّت‌پردازی و پــرورش آن معمــولاً در رمــان‌هــای اوّلیــه چنــدان جایگــاهی نــدارد و توصیف‌های کلیشه‌ای از شخصیّت ها بدون توجه بـه ویژگـی‌هـای فـردی رواج دارد. ایـن شخصیّت ها مانند اشخاص حکایات سنّتی به یکدیگر شباهت دارنـد و غالبـاً ویژگـی‌هـای صوری یکسانی هم دارند. نقش زنان نیز در بافت داستان، نقش کلیشه‌ای جنسـیّتی اسـت. حتّی آبش خاتون هم که حکمران است، در این داستان فقط رقیب عشقی طغرا محسوب می‌شود. به این ترتیب،