دانلود پایان نامه

کهن، چون بزرگان  کسی را به مجلس خود میخواندند و دعوت میگرفتند، به احترام برای میهمان، اسب و قبا میفرستادند تا قبا را بپوشد و بر اسب بنشیند و سریع بیاید(برزگر خالقی،1382 :244 ).
استخاره کردن
همانند فال گرفتن است که در میان عوام رواج دارد.
به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم بهار توبه شکن میرسد چه چاره کنم
(1 ، 350 )

اسفند در آتش کردن
حافظ در ابیاتی به رسم رایج اسفند در آتش کردن در بین ایرانیان اشاره میکند که البته در مفاهیم دیگر و تحت عناوین مختلف به کار برده شده است. سپند کوتاه شده اسپند است و به آن اسفند هم گفته میشود، تخم گیاهی است از تیره سدابیان که بیشتر در نواحی مرکزی و شرقی و جنوبی وغربی آسیا در آب و هوای معتدل میروید. از دیرباز در فرهنگ ایرانیانان متداول بوده است که برای احراز از چشم زخم و دوری از اثرات سوء آن تخم اسفند را آتش میزده اند. حافظ شیراز هم در ابیات زیر به این رسم متداول در جامعه خویش اشاره مینماید:
هر آنکس را که در خاطر ز عشق دلبری باری است
سپندی گو بر آتش نه که داری کار و باری خوش
( 3 ، 288 )
هر که در دل غم عشق معشوقی دارد بگو اسفندی در آتش بریزد و دفع چشم زخم کند که سرو سامانی خوش و دلپذیر دارد.

هر آنکه روی چو ماهت به چشم بد ببیند بر آتش توبه جز جان او سپند مباد
( 6 ، 106 )
هر آنکس که چهرۀ چون ماه تو را با چشم بد بنگرد، آرزو دارم که جان او در حسرت جمال و زیبایی تو و یا در آتش فراق و اندوه تو همچون سپند بسوزد ونابود شود.
در بیت زیر نیز با استفاده از اضافه تشبیهی، چهره زیبا و درخشان یار به آتش مانند شده است.
جان عشاق سپند رخ خود می دانست و آتش چهره بدین کار برافروخته بود
( 3 ، 211 )
اسطوره و اساطیر در غزلیات حافظ
اسطورهها، قصهها و داستانها بر خلاف سالخوردگی، کهنگی وخیالی بودن، سرشار از زندگی، طراوت، تازگی و واقعیتاند. گرچه تلقی عمومی از اساطیر و داستانهای کهن، افسانه و قصه بودن آنهاست، اما دیر زمانی است که نادرستی چنین پنداری اثبات شده است.
زندگی مادی و معنوی ملتها، به این اسطورهها پیوندی استوار دارد و گذشت زمان نه تنها موجب فراموشی آنها نشده است بلکه در هر دوره به گونهای از رموزاسرار و پیامهای آنها سود برده شده است. بهرهمندی از اساطیر و قهرمانان و اشخاص از دیر باز در ادب فارسی رواج داشته است. و شاعران برای بیان اهداف و مقاصد گوناگون از آنها سود بردهاند.
فایدۀ بهرهگیری از اساطیر، افراد و اشخاص آنها در شعر آن است که خواننده علاوه بر دریافت مفاهیم و معانی دلپذیر با گذشتههای دور فرهنگ و تاریخ خویش پیوندی تازه مییابد و دو زمان دور از هم را به یکدیگرگره میزند. حافظ شاعر بلند آوازۀ قرن هشتم از جمله کسانی است که به اساطیر توجه خاصی دارد و به راستی میتوان گفت، که حافظ از کسانی است که فکر و فرهنگ او تا عمق قرون و اعصار نفوذ کرده است و به سبب همین اندیشهها و جهانبینی هیچ نکتهای از نگاه تیز بین او مخفی نمانده است.
اگر شاهنامه را سند هویت و شناسنامه زبان فارسی بدانیم، قطعاً دیوان حافظ، حافظه قومی و جمعی ماست. بنابراین از سپیدهدمان پیش از تاریخ اسطورهها نقشهای ازلی اقوام ایرانی را رقم زدهاند، در قرن هشتم هجری نیز حافظ آنها را به صورت بسیار فشرده و در نهایت هنرمندی و اعجاز در کلام و معنا درآورد و در ارتباط با موضوعات اجتماعی، تاریخی، فرهنگی، ملی، قومی، دینی مطرح کردهاست. در تاریخ فرهنگ ملتها ، اسطورهها از جایگاه ویژه ای برخوردارند. اسطوره های ملل، در واقع سپیدهدمان پیش از تاریخ هر قوم محسوب میشوند(همایون سپهر،1386 :36 ).
تعریف لغوی اسطوره
در لغت نامه دهخدا اسطوره به معنای سخن پریشان و بیهوده آمده است(لغت نامۀ دهخدا:ذیل واژۀ اسطوره) لغت نامه عمید نیز اسطوره را به معنای قصهها و حکایتهای بازمانده از دوران باستان، درباره خدایان، قهرمانان و به وجود آمدن اشیا و حوادث معنی کرده است(لغت نامۀ عمید:ذیل واژۀ اسطوره ).
در لغت نامههای فارسی برای اسطوره دو معنی افسانه و قصه، و معنی پریشان را به کار بردهاند. از معنی اول چنین استنباط میگردد که اسطوره دخل و رابطهای به واقعیت ندارد بلکه همه سراسر افسانههای دروغین و قصه و سرگرمی است. و معنی دوم حاکی از رویدادهایی است که به طور معمول در اسطوره رخ میدهند و عموماً قابل اعتماد نیستند و این استنباط را القا میکنند که به اسطوره نباید توجه کرد(گودرزی،1389 :64 ).
تعریف اسطلاحی اسطوره
«تعریف اسطوره با همه غرابتی که مسئله در بادی امر میتواند داشته باشد، برحسب آن که از چه دیدگاهی در آن نظر کنیم، فرق میکند »(همایون سپهر نقل از: باستید،1370: 41).
« اسطوره به معنای واقعی و دقیق کلمه، داستانی خام و بی پرده و رک و راست است که علی الاصول مناسکی به دنبال دارد و میآورد. مجبوریم که به اسطوره اعتماد کنیم. اسطوره بر خلاف افسانه در عالم جاویدان و سرمدی تصویر شده است. خدایی زاده میشود و به قتل میرسد و دوباره پا به جهان میگذارد؛ اینها بر وفق معتقداتی است که ازلی و ابدی است« (همان:ص42).
رویکردهای اسطوره
مردمان باستانی و امروز
ی به چه نحوی به اساطیر خود نگاه میکنند؟ این نگاه تا چه اندازه القا شده و تا چه اندازه برداشت شخصی فرد نسبت به اسطوره است؟ اصولاً از زمانی که اساطیر در زندگی مردمان دیده میشود، رویکرد و نگاه به آن نیز دیده میشود. در این راستا قدمت نگاه به اسطوره به اندازۀ خود اسطوره است. در مجموع میتوان سه رویکرد مهم تمثیل گرایانه، تاریخی، و عقلی را برای اساطیر قائل شد. در این رابطه اولین رویکردی که به اساطیر نگاه میشد، رویکرد تمثیل گرایانه بود که تا قرن 18 میلادی که رویکرد عقلانی روی کار آمد، همچنان ادامه یافت. این رویکرد نیزبه نوبۀ خود ادامه یافت تا اینکه در قرن 19 میلادی نگاهی علمی و دگرگون به اساطیر شد(گودرزی، 1389 :65 ).
از دلایل مهم نگاه علمی به اسطوره، پیشرفت برخی رشتههای علوم انسانی، همچون علوم اجتماعی است. رشد و پیشرفت فلسفه و انسان شناسی نیز تأثیر زیاد بر اسطوره شناسی و توجه بیشتر به آن داشت. اطلاعات رد و بدل شده توسط سیاحان دراین دوره، در تهیه کردن مواد خام اولیۀ اسطوره نقش زیادی داشته و باعث ایجاد رویکرد تازهای به اسطوره گردید. در اواسط قرن 20 رودکرد ساختار گرایی روی کار آمد و باعث شروع جریان های تازهای در اسطوره شناسی شد. ورود این رویکرد در اسطورهشناسی نقش اساسی در ارتقای کیفی و کمی بنیادهای اسطوره داشت، که حاصل ارتباط اسطوره با برخی رشتههای علوم انسانی میباشد(همان).
سیمای اساطیر در دیوان حافظ
سیمای اسطوره در اشعار حافظ و شخصیتهای اسطورهای یکی از مهمترین مباحث دیوان خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی است. حافظ با وقوف کامل بر منابع عظیم اسطوره ای، تاریخی، ادبی و … و با هنرمندی بینظیر خود، اسطورههای ایرانی و اسلامی را به صورت بسیار فشرده و در نهایت ایجاز در غزلیات، ساقی نامه و سایر اشعار خود آورده است. بسامد نام های اسطورهای که به دفعات د ر اشعار او به چشم میخورد، گویای توجهی است که او به آن قهرمانان دارد . او با هنرمندی تمام جواهرات رنگارنگ را تراش داده و با توانمندی تمام در قالب یک بیت یا حتی یک مصرع گنجانده است(سپهر،1386 :42 ).
نخستین وجه امتیاز و اهمیت هنری حافظ در اسطوره سازی اوست و در آفریدن عوالم و احوال و اشیا و اشخاصی که نه واقعیاند، نه غیرواقعی، بلکه فرا واقعیاند؛ چنانکه اسطورهها خودا ز واقعیت یا حقیقتی برین برخوردارند. در غزلهای او اسطورههایی چون«دارا» یا شخصیتهای تاریخی مثل( اسکندر و آینۀ اسکندر) به چشم میخورد(دشتی قره بلاغی، 1390 :16 ).
جم مهمترین شخصیت اسطورهای نزد حافظ است. جمشید یکی از بزرگترین قهرمانان آریایی است و در افسانههای ایرانی بیشک نقش او و نوآوریهایش، همچنین شخصیت ممتاز و خویشکاری او و وجود فرّه ایزدی، فره شاهنشاهی و فره کیانی و پهلوانیاش، او را چونان خورشید تابناک اقوام آریایی جلوهگر ساخته است(همان، 41 ).

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد دربارهغزلیات حافظ، زردشتی گری، خرقه پوشی، خرقه سوزی

حافظ با اطلاع از خویشکاریهای جمشید و ابداعات و ابتکارات جم که به یقین از شاهنامه و منابع دیگر اخذ کرده بود، بعد دیگری را با مشرب عرفانی به آن افزود و از او چهرهای جاودانه در دیوان خود آفرید. دردیوان حافظ واژه جام به صورتهای گوناگون و به طورنمادی یا سمبلیک آمده است. وعالیتر از هرکسی آن را به کاربرده است(همان ).
هر آن که راز دو عالم ز خط ساغر خواند رموز جام جم از نقش خاک ره دانست
(4، 47 )
آن کس که اسرار دو عالم را ازخطوط ساغر دریابد، به درجهای از کمال میرسد که میتواند، اسرارجام جم را بخواند .
ساقی بیار باده و با محتسب بگو انکار ما مکن که چنین جام دارد
( 5 ، 78 )
ای ساقی، شراب بیار و بنوشان و به محتسب بگو که مستی ما را منکر مشوکه حتّی جمشید
نیز چنین جامی نداشت، یعنی این باده از شمار آن بادهای که تصوّر میکنی و با آن سرو کار داری نیست.

گفتم ای مسند جم جام جهان بینت کو؟ گفت افسوس که آن دولت بیدار بخفت
( 6 ، 81 )
دکتر منوچهر مرتضوی درباره مفهوم جام جم میگوید:« اصطلاح جام جم و مفهوم عالی و وسیع آن یکی از مهمترین و عالیترین مضامین و مسائل عرفان ایرانی و یکی از مباحث پر مایۀ مذهب عشق و اشراق به شمار میرود. وسعت مفهوم جام جم و اهمیّت آن تا حدی است که میتوان گفت درک مفهوم جام جم مستلزم درک حقیقت بسیاری از افکار و اشعار خواجه حافظ شیرازی است و مولانا جلال الدین بلخی رومی و شیخ فرید الدین عطار و سنائی، و درک حقیقت بخشی بزرگ از افکار و اشعار این عارفان آتشین کلام مستلزم درک مفهوم جام جم است(مرتضوی،1370 :159 ).

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلمات کلیدیقرون وسطی، زبان ادبی، رمان تاریخی، انقلاب علمی

دلی که غیب نمای است و جام جم دارد ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد
(1، 119 )
آن کس که به دست ، جام دارد سلطانی جم مدام دارد
( 1 ، 118 )
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
( 1 ، 42 )
در این بیت حافظ میگوید: همه چیز در وجود خود آدمی است و گوهر معرفت را که از کون و مکان بیرون است و فقط در دلهای پاک و عارف است از حکما و علما که از معرفت و درک حقایق دور و حیران و سرگردان، و محبوس قفس افکار و توهمات خود هستند، و گمشدگان لب دریای اسرار آفرینش به شمار میروند بدست نمیتوان آورد(همان ).

به سرّ جام جم آنگه نظر توانیکرد که خاک میکده کُحلِ بصر توانی کرد
( 1 ، 143 )
بنابراین میتوان خلاصه مفهوم « جام جم » رادر ابیات عرفانی ایران چنین بیان کرد:« جام جم » دل پاک وروشن و مذّهب عارف است که جلوهگاه جمال حقیقت و