دلم نشست.
عرض کردم: سرورم ! آیا درباره این نوزاد مبارک، چیزی می دانی تا بگویی؟
فرمود: آری ؛ عمه جان ! این منتظر است ، این است آن که نویدش به ما داده شده است.
حکیمه خاتون می گوید: به شکرانه این نعمت به سجده افتادم. هم او می گوید: وقتی روز هفتم ، خدمت امام عسگری (ع) رسیدیم ، آن حضرت فرزندش را از من خواست ؛ من نیز او را

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه با موضوع نوع دوستی، روانشناسی، خودمختاری