منابع تحقیق درمورد ذخیره و بازیابی

2014).
1-14- سردرد مزمن
سردردهای مزمن باید 15 روز در ماه یا بیشتر وحداقل به مدت 3 ماه وجود داشته باشند و نباید به علت بیماری دیگری ایجاد شده باشند (کرومبی و همکاران به نقل از مسگریان و همکاران، 1391)
1-14-1سبب شناسی سردرد مزمن
علت بسیاری از سردردهای مزمن روزانه هنوز نامشخص است و علت اساسی سردرد مزمن قابل شناسایی نمی باشد اما برخی از عوامل تاثیر گذار عبارتند از:
افزایش پاسخ برای سیگنال های درد
بدعملکردی بخشی از مغز که سیگنال های درد را مدیریت می کند
التهاب یا دیگر مشکلات عروقی در داخل و اطراف مغز همچون سکته مغزی
عفونت ها، مانند مننژیت
فشار بیش از حد بالا یا پایین درون جمجه
تومور مغزی
ضربه به سر (مایو، 2012)
1-14-2- علائم سردرد مزمن
با توجه به تعریف، سردرد مزمن باید 15 روز در ماه و یا بیشتر برای مدت 3 ماه وجود داشته باشد. سردرد مزمن ممکن است بیش از 4 ساعت در روز و یا کمتر از 4 ساعت در روز باشد، که البته سردردهای بیش از 4 ساعت شایع تر می باشد. در اینجا شرایطی که افراد ممکن است دچار سردرد مزمن شود ذکر شده است که به 4 بخش تقسیم شده است:
میگرن مزمن
سردرد مزمن عصبی
سردرد مداوم روزانه جدید
زنجیره میگرن (سر درد در نصف سر)
میگرن مزمن: این نوع سردرد شامل میگرن دوره ای بدون اورا می باشد. برای تشخیص این نوع سردرد و سردرد تنشی شما باید 15 روز در ماه به مدت 3 ماه سردرد داشته باشید. علاوه بر این، 8 روز در ماه یا بیشتر برای حداقل 3 ماه، باید علایم زیر را تجربه کنید:
حداقل 2 مورد از این علائم:
درد نبض دار، یا تپنده
سردرد متوسط تا شدید
تشدید سردرد با انجام فعالیت های روزمره
و حداقل یکی از این موارد:
تهوع، استفراغ و یا هردو
حساسیت به نور و صدا
سردرد عصبی روزانه: این سردرد شامل سردرد عصبی دوره ای می باشند که ممکن است چند ساعت طول بکشد و یا ثابت باشد.
این نوع سردرد حداقل باید دو مورد از موارد زیر را داشته باشد:
درد در هر دو طرف سر خود
احساس فشار و یا سفتی در درد، اما ضربان دار نیست
درد خفیف تا متوسط
با فعالیت روزمره فیزیکی تشدید نمی شود.
به علاوه، یکی از موارد زیر نیز در این نوع سردرد وجود دارد:
حساسیت به نور یا صدا
تهوع(خفیف)
سردرد روزانه مداوم: این نوع سردرد برای چند روز از اولین بار که شما آن را تجربه می کنید، ثابت هستند.
این نوع سردرد حداقل باید دو مورد از موارد زیر را داشته باشد:
درد در هر دو طرف سر خود
احساس فشار و یا سفتی در درد، اما ضربان دار نیست
درد خفیف تا متوسط
با فعالیت روزمره فیزیکی تشدید نمی شود.
به علاوه، یکی از موارد زیر نیز در این نوع سردرد وجود دارد:
حساسیت به نور یا صدا
تهوع(خفیف)
زنجیره میگرن: این سردرد، باعث درد فقط در یک طرف سر می شود که تغییر مکان هم نمی دهد. آنها همچنین:
روزانه و مستمر و بدون دوره های بی درد هستند
درد متوسط تا شدید ایجاد می کنند
به داروی ایندومتاسین پاسخ می دهند
ممکن است گاهی اوقات تشدید شود و همانند علایم میگرن شوند
به علاوه، حتما یکی از موارد زیر نیز در این نوع سردرد تجربه می شود:
اشکی یا قرمزی چشم در سمت مبتلا
گرفتگی بینی و یا آبریزش بینی
افتادگی پلک و یا تنگ شدن مردمک (مایو، 2012)
1-14-3- فاکتورهای سردرد مزمن
عوامل مختلفی با افزایش سردرد همراه است. شامل:
عوامل هیجانی: اضطراب، خستگی، استرس، تنش
عوامل فیزیکی: مانند عوامل مرتبط با عضلات سر و گردن. برای مثال بد نشستن پشت میز .
عوامل بیرونی: مانند نور زیاد، سرما، گرما، صدا و غیره ( کنی، 2011)
خواب آشفته
استفاده زیاد از کافئین
استفاده زیاد از داروهای ضد درد
چاقی (مایو، 2012)
1-14-4- درمان سردرد
اولین درمانی که برای سردرد مورد استفاده قرار می گیرد؛ دارو درمانی می باشد. اگر شما بیش از 3 بار در هفته از داروهای مسکن برای رفع درد خود استفاده می کنید در ابتدا باید درمان شامل کنار گذاشتن این داروها باشد. داروهایی که برای درمان سردرد به کار می روند عبارتند از:
ضد افسردگی ها: شامل ضد افسردگی های سه حلقه ای مانند نورتریپتیلین. که این داروها برای آشفتگی خواب، افسردگی و اضطراب این بیماران نیز مفید می باشد. دیگر داروهای ضد افسردگی قابل تجویز برای این دسته از بیماران داروهای بازجذب سوتونین (SSRI) می باشد که شامل پروزاک و غیره است.
مسدود کننده بتا: این داروها که عموما برای درمان فشار خون بالا استفاده می شود، همچنین برای پیشگیری از میگرن های دوره ای نیز مفید است. برخی از این داروها عبارتند از آتانول، پروپرانول و غیره. برخی موارد این داروها در افرادی که علاوه بر سردرد دچار افسردگی نیز هستند تجویز می شود.
داروهای ضدصرع : برخی از داروهای ضدصرع به نظر می رسد که می توان از میگرن جلوگیری کند. همچنین این داروها از سردرد مزمن روزانه نیز جلوگیری می کنند که شامل گاباپنتین و غیره هستند.
NSAIDs: تجویز داروهای ضدالتهابی غیر استروئیدی از قبیل ناپروکسن ممکن است مفید باشد. به خصوص زمانیکه شما قصد دارید دیگر داروهای مسکن را کنار بگذارید.
بوتولینوم توکسین: تزریق بوتاکس در برخی از افراد بخصوص آن ها که تحمل استفاده از داروهای روزانه برای سردرد خود را ندارند، مفید است.
متاسفانه برخی از سردرد های مزمن به این داروها مقاوم هستند (مایو، 2012).
درمان های جایگزین
برای بسیاری از مردم درمان های جایگزین (مکمل) برای رفع سردردشان مفید بوده است. اگرچه همه ی درمان های جایگزین برای سردرد مورد مطالعه قرار نگرفته است و احتیاج به مطالعات بعدی دارد:
طب سوزنی: در این روش باستانی از سوزن هایی که به نازکی مو هستند در مناطق مختلف پوست استفاده می شود. تحقیقات نشان دادند که طب سوزنی شدت و تکرار سردرد مزمن را کاهش می دهد.
بیوفیدبک: بیوفیدبک یا پسخوراند زیستی می تواند در درمان سردرد مفید باشد. شما می توانید یاد بگیرید که سردرد خود را با آگاهی از تغییر برخی پاسخ های بدنی همانند تنوس عضلانی و ضربان قلب کنترل کنید.
مدیتیشن: ورزش مدیتیشن می تواند به شما کمک کند تا ذهن و جسم آرام تری داشته باشد. این ورزش تنفس شما را آرام و ماهیچه هایتان را ریلکس می کند که با اینکار می تواند به شما در مدیریت درد و کاهش استرس کمک کند.
ماساژ: ماساژ می تواند استرس را کاهش دهد، درد را از بین ببرد و آرامش را ترویج دهد. اگرچه ارزش ماساژ در درمان سردرد هنوز نامشخص است، اما اگر شما ماهیچه های سفت و حساس به لمس در پشت سر، گردن و شانه دارید، می تواند سودمند باشد.
داروهای گیاهی، ویتامین ها و مواد معدنی: برخی شواهد وجود دارد که نشان می دهد گیاه گل مینا می توان میگرن را کاهش دهد. دوز بالایی از ریبوفلاوین (ویتامین B-2) همچنین با کمبودهای ظریف در سلول های مغزی می تواند از میگرن جلوگیری کند. مکمل کوآنزیم (Q10) و سولفات منیزیم ممکن است در برخی افراد مفید باشد (مایو، 2012).
1-15- مدیریت درد
مدیریت درد یک رویکرد چند رشته ایست که در سال های اخیر بسیار به آن توجه شده است ( لوریگ و همکاران، 1999، بیکر و همکاران، 2000، کوران و همکاران، 2001، دیسویک و همکاران، 2004؛ به نقل از یتسه و همکاران، 2011). این رویکرد شامل پرداختن به قسمت های مختلف درد است و به عنوان یک مدل یکپارچه با هدف تشویق مشارکت فعال و افزایش ظرفیت مقابله برای کنترل درد می باشد (یتسه و همکاران، 2011). در مدیریت درد از یک مدل چند بعدی استفاده می شود که در ابتدا حواس پنجگانه را تحریک می کند و سپس محیطی آرام و ایمن ایجاد می کند (یتسه و همکاران، 2011).
به نظر می رسد که عده ای از افراد مبتلا به درد مزمن به خوبی درد خود را مدیریت می کنند، آنها به شغل خود ادامه می دهند بدون آنکه مضطرب یا غیرفعال شوند، استفاده کمی از دارو می کنند و به ندرت به دنبال مراقبت های پزشکی هستند در مقابل، عده زیادی از افراد مبتلا به درد مزمن مضطرب و یا غیرفعال می شوند، ودر جست و جوی مراقبت های پزشکی می باشند(بلیث و همکاران،2001، میدما و همکاران، 1998؛ به نقل از نیکلاوس، 2008).
در مدیریت درد همه ی افراد به طور مناسب درمان نمی شوند که این قضیه به خاطر اختلاف در میزان تحمل افراد نسبت به درد است. مدیریت درد ناکارامد به دلایل مختلفی ممکن است رخ دهد از جمله فقدان دانش مناسب در افراد ارائه کننده و همچنین بیماران، ترس از اعتیاد، موانع زبانی و تفاوت های فرهنگی. برای مثال عدم آگاهی و یا آموزش ناکافی می تواند بر توانایی مراقبت های بهداشتی ارائه دهندگان و ارزیابی و کنترل درد بیماران تاثیرگذار باشد (تاسو و همکاران، 2004). یکی از روش های سریع برای ارزیابی میزان درد، خودگزارشی فرد بیمار است (مک کافری،2001؛ به نقل از تاسو و همکاران، 2004). اگرچه پزشکان و پرستاران اغلب از بیماران راجع به دردشان سوال نمی کنند و یا به آن اهمیت نمی دهند (مک هوگ و تومس، 2002، بوکلی، 2000؛ به نقل از تاسو و همکاران، 2004). روش استاندارد برای ارزیابی سطح درد درخواست از بیمار برای نمره دادن به دردش از 0 تا 10 است (لمبرگ، 1998؛ به نقل از تاسو و همکاران، 2004).
بهتر است بیماران بهترین روش مدیریت درد را یاد بگیرند. به بیماران باید روش های مدیریت درد مبتنی بر تحقیقات آموزش داده شود. مدیریت درد نه تنها می تواند در کاهش درد موثر باشد همچنین می تواند سطح رضایت بیماران را نیز افزایش دهد و به آنها کمک کند تا در بیمارستان ماندن برایشان آسانتر شود ( تاسو و همکاران، 2004)
مدیریت درد مزمن نیاز به یک رابطه درازمدت و سرمایه گذاری فراتر از آنچه در درد حاد انجام می شود، دارد (هنسن، 2005). معمولا برای درمان درد مزمن از داروهای مخدر استفاده می شود اما درد پیچیده تر از این محسوب می شود و استفاده از این داروها ممکن است درد را به واسطه تحمل و تسهیل نزولی بدتر کند. علاوه بر این، مواد مخدر ذاتا باعث تقویت می شود که همین قضیه منجر به شرطی شدن بیمار می انجامد (هنسن، 2005).
مدیریت درد معمولا شامل درمان با دارو، فعالیت های اصلاحی و یا ترکیبی از این دو می باشد. این ممکن نیست که به طور کامل درد قطع بشود ولی برنامه مدیریت درد موثر می تواند شدت درد را کاهش دهد. مدیریت درد فرایندی بسیار دشوار است (دپارتمان فیزیکی و دارویی و توانبخشی آمریکا، 2001). همچنین به طور گسترده ای قابل پذیرش است که بهترین مدیریت درد درد مزمن، اداره آن به صورت یک سرویس چند رشته ایست.
1-15-1برنامه های مدیریت درد
برنامه های مدیریت درد بر اساس اصول شناختی و رفتاری است که درمانی انتخابی برای افرادی است که درد مزمن تاثیری منفی بر زندگی آنان گذاشته است.
هدف از برنامه های مدیریت درد بهبودی ابعاد جسمی، روانشناختی، هیجانی و اجتماعی فرد است که باعث بهبود کیفیت زندگی فرد، دست یابی به عملکرد بهینه در شغل و اعتماد به نفس در مدیریت درد می شود. تسکین درد هدف اصلی این برنامه ها نیست، اگرچه بهبود درد گزارش شده است (مورلی، 1999، تادلر، 2000، گادمن،2001؛ به نقل از انجمن درد انگلستان، 2010).
برنامه های مدیریت درد شامل آموزش و تمرینات هدایت کننده نیز می باشد. آموزش شامل اطلاعاتی در مورد اصول و دلایل منطقی از درمان، فیزیولوژی درد، جنبه های روانشناختی درد، ورزش و بهبود عملکرد و خود مدیریتی مشکلات درد. تاکید تمرینات هدایت کننده افزایش کیفیت زندگی است ( برای مثال، ورزش باعث بهبود تناسب اندام و تحرک می شود، روش های شناختی درمانی باعث تشخیص باورها و سوگیری های ارزیابی می شود همچنین ریلکسشن و پرت کردن حواس و مهارت های ارتباطی نیز اموزش داده می شود) (انجمن درد انگلستان، 2010).
1-15-2- رویکرد روانشناختی در مدیریت درد
ارزیابی ها و باورهای شخصی، واکنش های هیجانی، رفتارهای مقابله با استرس و عوامل زمینه ای اجتماعی از اهداف اولیه مداخلات روانشناختی است.
آموزش مهارت های مقابله ای
آموزش مهارت های مقابله ای، مهارت های شناختی و رفتاری را برای مدیریت درد به افراد می آموزد، کاهش اضطراب، افزایش درک آنان از کنترل درد و ترویج یک رویکرد فعال در خود مدیریتی درد از نتایج آموزش این تکنیک هاست.
استراتژی انحراف توجه
انحراف توجه شامل هدایت توجه به محرک های بیرونی و یا داخلی است و استراتژی ها شامل آموزش ریلکسیشن، تنفس دیافراگمی، هدایت، تلقین، مدیتیشن و پرت کردن حواس و فعالیت هاست (هنسن، 1990). درگیر شدن در فعالیت های معنی دار و تحریک کننده، برای مثال گوش دادن به موسیقی و یا بیرون رفتن می تواند آگاهی از درد را کاهش دهد.
استراتژی های مقابله ای شناختی
با بهره گرفتن از روش های برگرفته از شناخت درمانی، به بیماران آموزش داده می شود که چگونه افکار منفی خود را شناسایی و تغییر دهند (بازسازی شناختی) که به ناراحتی های روانشناختی آنان کمک می کند و افکار مقابله ای سازگارتری را جایگزین می کند که استرس را کاهش می دهد و باعث افزایش تلاش های مقابله با درد می کند (انجمن درد انگلستان، 2010).
2- شناخت
نواقص شناختی به طور معمول با تجربه درد ارتباط دارد (موریارتی و همکارن، 2011). این نقص مانع اصلی در انجام فعالیت روزانه و توانبخشی در افراد دچار درد مزمن است. اصطلاح شناخت به فرآیندهاى درونى ذهنى یا راه‌هایى که در آنها اطلاعات پردازش مى‌شوند، یعنى راه‌هایى که ما‌ توسط آنها به‌ اطلاعات توجه مى‌کنیم، آنها را تشخیص مى‌دهیم و به‌ رمز در مى‌آوریم و در حافظه ذخیره مى‌سازیم، و هر وقت که نیاز داشته باشیم آنها را از حافظه فرا مى‌خوانیم و مورد استفاده قرار مى‌دهیم گفته مى‌شود (بایلر و اسنومن، ۱۹۹۳). به سخن دیگر، ما از راه فرآیندهاى شناختى جهان پیرامون خود را مى‌شناسیم، از آن آگاه مى‌شویم و به ‌آن پاسخ مى‌دهیم. سیفرت (۱۹۹۱)‌ مى‌گوید شناخت به فرآیندهایى اشاره دارد که افراد به‌کمک آنها یاد مى‌گیرند، فکر مى‌کنند و به‌یاد مى‌‌آورند. به‌طور خلاصه، شناخت یعنى دانستن، و کسب درباره ی جهان هستى یعنى دانستن جهان هستی. شناخت به عنوان فرایند اکتساب، ذخیره و بازیابی اطلاعات در مغز توضیح داده می شود (لولر، 2002؛ به نقل از موریارتی و همکاران، 2011). همچنین شناخت را می توانیم مانند چتری در نظر گیریم که می تواند فعالیت های عصب روانشناختی مانند تصویر ذهنی، حل مسئله، ادراک و تجربه خلق و هیجان را نیز توضیح دهد. شناخت و درد هم پوشی ذاتی نسبت به هم دارند. این واقعیت است که درد به خودی خود شامل مولفه های شناختی-ارزیابی، نیاز به اموزش، یاداوری حوادث گذشته و تصمیم گیری فعال است. که این قضیه در مغز به عملکرد شناختی مربوط می شود (موریارتی و همکاران، 2011).
2-1- تعاریف فراشناخت
فراشناخت برآمده از بنیان های نظری و تجربی مستحکم و قانع کننده ای است که برخی از مبانی آن را می توان در آثار مربوط به روانشناسی رشدی شناختی جستجو کرد. بر پایه دیدگاه پیاژه فراگیرندگان بین هدف ها و وسیله های تجربه های فراشناختی و بازده های تکلیف مورد یادگیری رابطه هایی می یابند و سپس مشاهدات خود را با مشاهدات به عمل آمده انطباق می دهند. فراشناخت ریشه در الگوهای شناختی دارد.
وول فولک (2004) فراشناخت را فرایندهای کنترل اجرایی (از قبیل توجه، تمرین، سازماندهی و دستکاری اطلاعات) می داند. میزان استفاده از فرایندهای کنترل اجرایی سبب تفاوت افراد در یادگیری و یادآوری می شود. به عبارت دیگر هرچه در افراد فرایندهای کنترل اجرایی قوی تر باشد فرایند پردازش اطلاعات در حافظه آن ها بهتر انجام می شود . دمو (1994) معتقد است که راهبردهای فراشناختی به راهبردهای شناختی اعمال کنترل می کنند و به آن ها جهت می دهد. برک (2000) نقش فراشناخت را به این گونه توضیح داده است: برای اینکه نظام خبرپردازی با اثربخشی کامل عمل کند باید از خودش آگاه باشد. دانش فراشناختی به ما می گوید که راه های مختلفی برای سازمان دادن مطالب به منظور سهولت بخشیدن یادگیری و یادآوری آن ها وجود دارد (شانه، 1388).
2-2- ریشه های تاریخی مفهوم

مدیر کل

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Next Post

دانلود مقاله با موضوع مشکلات زناشویی-خرید پایان نامه

چ بهمن ۱۷ , ۱۳۹۷
 لیست همه پایان نامه های دانلودی(فایل متن کامل) رشته روانشناسی و علوم تربیتی  میکند. با ایجاد این احساسات که ویژگی مناسک است فرایندهای مبادله شکل می گیرد (ترنر، 2003).کالینز دو نوع اساسی منابعی که برای مبادلات و مناسک سرنوشت ساز هستن را مجسم می کند:ذخیره فرهنگیانرژی احساساتیذخیره فرهنگی متشکل از منابعی […]