مورد مطالعه خیلی زیاد نیست.
K11 : سنگ آهک دانه ریز، خاکستری روشن، با آمونیت، وکلانیک های بازی دوره ژوراسیک کرتاسه زیرین بوده که جنوب محدوده مورد مطالعه و در دوطرف دره سفیدرود بخصوص در مناطقی مانند سراوان، رستم آباد، منجیل مشاهده می گردد رنگ این واحد سبز می باشد و مساحتی را بصورت پراکنده در بر می‎گیرد.
K21 : سنگ آهک لایه ای خاکستری و سنگ آهک رسی دوره کرتاسه زبرین بوده که در اطراف سیاهکل در مساحت خیلی کم مشاهده می گردد و رنگ این واحد سبز کم رنگ می باشد.
K2c : کنگلومرای پلی ژنتیک و سنگهای تخریبی دوره کرتاسه زبرین بوده که در جنوب شهر بیجار در مساحت بسیار کم مشاهده می گردد رنگ این واحد سبز بوده و در داخل دارای نقطه های آبی می باشد.
K2v: سنگهای آتشفشانی بازی دوره کرتاسه زبرین بوده که در مساحت زیادی بصورت پراکنده در محدوده مورد مطالعه قرار گرفته است این واحد را در جنوب غربی سیاهکل، جنوب شرقی لاهیجان وجود دارد رنگ این واحد سبز می باشد.
K2ls : سنگ آهک ماسه ای خاکستری دوره کرتاسه زبرین بوده که در قسمتهای خیلی کوچک در سطح محدوده ی مورد مطالعه پراکنده شده و رنگ این واحد سبز بوده و در داخل آن نقطه های مشکلی دیده می‎شود این واحد را در مناطقی مانند رستم آباد، جنوب شرق سیاهکل و جنوب شهر بیجار می توان دید.
Sks : ماسه سنگ قاعده ای و شیل، بخشی آهکی دوره کرتاسه زبرین بوده که در جنوب شهر بیجار و در حاشیه راست دره سفیدرود مشاهده می گردد رنگ این واحد سبز بوده و نقطه های کوچک آبی در آن وجود دارد.
Pyv : گدازه های آندزیتی باتوف و رسوب های توف دار دوره پالئوژن بوده که در جنوب محدوده مورد مطالعه و در سطح در مناطق رستم آباد و شمال رودبار مشاهده می گردد (رنگ این واحد نارنجی با ضربدرهای قرمز می باشد.)
Pyt: توفهای اسیدی و آندزیتی و گلسنگ های توف دار دوره ی پالئوژن بوده که غرب سد منجیل و شمال غرب شهر رودبار مساحت زیادی را در بر می گیرد.
Nym: گلسنگ و فورش سنگ قرمز رنگ دوره نئوژن بوده که در جنوب محدوده مورد مطالعه و در جنوب شرقی شهر منجیل در محدوده ای کم مشاهده می گردد رنگ این واحد کرم متمایل به نارنجی می باشد.
Q1m: نهشته های عهد حاضر بوده که در دوره پلئیتوسن بوده که در سمت راست شهر سنگر و شمال شهر سیاهکل مساحتی از دلتای سفیدرود را پوشش داده است این واحد را در اطراف شهر لاهیجان نیز می توان مشاهده نمود.
Q1da: نهشته های کوهپایه ای و آبرفتی دوره پلئیتوسن بوده که در شرف شهر شفت و جنوب لاکان در محدوده ای بصورت پراکنده وجود دارد رنگ این واحد صورتی کم رنگ بوده با ضربدردهای کم رنگ قرمز مشاهده می گردد.
Q1al: نهشته های آبرفتی، دشت سیلای و دلتایی دوره پلئیتوسن بوده که در اطراف دره سفیدرود با رنگ صورتی بصورت پراکنده در بین رستم آباد تا قاضیان مشاهده می گردد.
Qdy: نهشته های دریایی عهد حاضر بوده که از امامزاده هاشم بصورت مثلثی بزرگ و بطرف کوچصفهان و رشت ادامه داشته و شهر سنگ را در میان خود دارد مساحت این محدوده بسیار زیاد بوده و دایره های آبی با زمینه خاکستری این واحد را از واحدهای دیگر جدا می کند.
Qd: نهشته های دلتایی تفکیک نشده عهد حاضر بوده که با زمینه خاکستری مساحت زیادی را در کل شمال محدوده و در ارتفاع کمتر از صفر متر در بر می گیرد.
Q2m: نهشته های دریایی عهد حاضر بوده که در غرب شهر رشت و غرب کیاشهر در قسمتهای کوچک پراکنده می باشند.
Qal: نهشته های آبرفتی و دشت سیلابی عهد حاضر بوده که در حاشیه دره سفیدرود و در حاشیه شاخه های رودخانه در سطح دلتا با رنگ کرم و نقطه های مشکی مشاهده می گردد.
Qle: نهشته های کناری عهد حاضر بوده که بصورت لکه های کوچک در شمال شرق محدوده با رنگ کرم مشاهده می گردد.
Q2b: نهشته های ساحلی و ماسه بادی عهد حاضر می باشد که در اراضی ساحلی کل محدوده ی مورد مطالعه مشاهده می گردد رنگ این واحد سفید و با نقطه های مشکلی مشاهده می گردد.
Q2bo: نهشته های ساحلی کهن در عهد حاضر بوده در شمال و شمال غرب و غرب محدوده‎ی مورد مطالعه بصورت قسمت های کوچک مشاهده می گردد از جمله مناطقی که این واحد در آن دیده می شود شمال لشت نشاء و شمال شرق لاهیجان می باشد.
گسل های گیلان
در بحث چینه شناسی و به ویژه مراحل زمین ساخت ناهمواری های گیلان، به ایجاد گسل های متعدد منطقه ای یا ناحیه ای اشاره شده است. این گسل ها در زمان های متفاوت ایجاد شده و به احتمال زیاد، در اثنای هر حرکت، علاوه بر ایجاد گسل های جدید، متناسب با کیفیت نیرو و چگونگی مقاومت سنگ ها در برابر آن، گسل های قدیمی تر نیز فعال می شده اند. اصولاً استان گیلان که در قلمرو چین خوردگی های آلپ -هیمالیا قرار دارد، جزء قلمروهای ناپایدار کره زمین محسوب می شود و پوسته جامد در حوضه این سیستم به تعادل قطعی دست نیافته است. آثار پیکرشناسی این حرکات، به صورت دگرشیبهای زاویه دار یا فرسایشی، مجاورت های غیر عادی، ایجاد پرتگاه های متعدد به ویژه در سنگهای مقاوم و سرانجام ایجاد برافراشتگی ها و پیدایش حوضه های پست و دره های گود، تقریباً همه جا مشهود است. امتداد اولین گسل‎های اصلی تقریباً همیشه عمود بر امتداد نیروهای مولد آن است. به همین جهت مسیر چنین گسل‎هایی در البرز غربی تقریباً شرقی – غربی و یا بهتر شمال غربی – جنوب شرقی و در تالش بیشتر شمالی – جنوبی می باشد. امتداد لبه خارجی (جنوبی و غربی) توده سخت کف دریای خزر، در مسیر این گسل ها و همچنین مسیر سطح محور تغییر شکل های تالش و البرز، دخ
الت مستقیم داشته و به عبارت دیگر در بسیاری از موارد، موازی آن می باشد. توجیه انحراف محلی از این مسیرها، مربوط به نحوه انتقال میزان نیرو و نسبت مقاومت سنگ های مختلف در همان محل ها خواهد بود. به منظور این که آثار دخالت این گسلها و سهم آنها در پیدایش ناهمواری های اولیه و سرانجام ضریب زلزله خیزی گیلان بهتر مورد شناسایی قرار گیرند، به ویژگی های مهم هر یک از گسلها جداگانه، اشاره می شود. مهمترین گسلهای استان گیلان، شامل: گسل البرز، گسل آستارا، گسل سفیدرود، گسل قزل اوزن، گسل های میانی البرز غربی و تالش جنوبی و سرانجام گسل های بغروداغ می باشند. علاوه بر این گسلهای مهم، صدها گسل فرعی و محلی دیگر، در جهات متفاوت و با ابعاد مختلف، گاهی موازی با گسل های مهم و زمانی به صورت رابط آنها، کوهستان ها را در هم شکسته اند.
گسل البرز: این گسل در امتدادی شرقی- غربی، در طول 400 کیلومتر مرز واحدهای زمین ساختی گرگان – رشت و البرز می باشد. قسمت میانی این گسل قوس جنوبی دارد. دنباله غربی آن تا ناحیه لاهیجان در استان گیلان شناسایی شده است. هر چند در گرگان قسمتی از ناهمواری های البرز را تحت تأثیر قرار داده، اما در مازندران غربی و گیلان شرقی، مرز مشخص بین کوهپایه های البرز و چاله خزر می باشد. نتایج مطالعات عده ای از زمین شناسان، نشان داده اند که این گسل به صورت راندگی است و سطح گسل شیب جنوبی دارد. بر اثر عملکرد این گسل، حوضه خزر فرونشسته و البرز ارتفاع یافته است. شواهدی از فعالیت این گسل، از دوره سیلورین و حتی قدیمی تر از آن در دست می باشد. نوسان حوضه دریای خزر، مخصوصاً از اواخر دوران سوم و در طول دوران چهارم، در ارتباط مستقیم با این گسل می باشد. علاوه بر تغییرات شرایط محیط رسوب گذاری در طرفین این گسل، نقش اساسی آن در ایجاد فرورفتگی چاله خزر و برافراشتگی کوههای البرز، منعکس است.
گسل سفیدرود: از دنباله غربی گسل البرز، در امتداد جنوی غربی – شمال شرقی، گسل مهم دیگری با طول چندین ده کیلومتر از لاهیجان به سمت کوهستان های جنوبی دریای خزر کشیده شده است. اکثر زمین شناسان آن را ادامه گسل البرز می دانند که در محل لاهیجان تغییر مسیر داده است. قدمت این گسل مشخص نیست، اما رسوب های دریاچه ای خزر و آبرفت های مخروط افکنه سفیدرود را به وضوح تحت تأثیر قرار داده است؛ به عبارت دیگر پیدایش آن مربوط به هر زمانی باشد، در دوران چهارم جدید فعالیت داشته است. تفاوت قسمتی از رسوب های دوران های اول و دوم در طرفیت دره سفیدرود، در فاصله امام زاده هاشم تا گنجه قدمت عملکرد این گسل را آشکار می سازد. متأسفانه مطالعات تفصیلی از آن در دست نیست. اما مهمترین اثر پیکرشناسی آن پیدایش حداقل بخش میانی و پایین سفیدرود می باشد. شواهد زمین شناسی گویای این مطلب است که سفیدرود حداقل تا اواخر دوران سوم، همانند سایر رودهای دامنه شمالی البرز از خط الرأس کوههای البرز غربی و تالش جنوبی سرچشمه می گرفته و سپس در آخر این دوران، حرکات زمین ساخت، دریاچه پلیوسن منطقه منجیل را به سمت آن سرازیر ساخته است. قسمت سفلای دره سفیدرود تا جنوب رستم آباد منطبق بر این گسل می باشد. سپس از همین محل، دنباله گسل به دامنه غربی سفیدرود داخل شده و مرز رسوبهای کرتاسه و ژوراسیک را مشخص می کند. احتمالاً دنباله آن، در همین مسیر، در منتهی الیه جنوبی شرقی کوه های ماسوله، به سایر گسل های مهم ناحیه می پیوندد.
گسلهای میانی البرز غربی: اسکلت مجموعه کوهستان های البرز غربی تحت تأثیر گسل های بزرگ قرار گرفته و کاملاً از هم گسسته است. این گسل ها در طول زمان های مختلف زمین شناسی به وجود آمده و هر گروه به نوبه خود نقش قاطعی در شکل ناهمواری های زمان پیدایش خود داشته اند. با مراجعه به شرایط چینه شناسی البرز در می یابیم که در طول فازهای کششی و فشاری نهایتاً گسل های متعددی در تغییر شکل ناهمواری ها نقش داشته اند. این گسل ها در طول صدها کیلومتر و در مجموع در امتداد شمال غربی- جنوب شرقی دارای انحناء ها و شکستگی های مشخص و فراوانی می باشند. اغلب این گسلها عمیقاً سنگ ها را تحت تأثیر قرار داده و قدیم ترین رسوب ها را در مجاورت غیر عادی با سنگ های جوان قرار داده اند. اساس پیکرشناسی کوه های البرز غربی، بر ساختمان های گسلی و چین خورده، استوار است. با وجود دخالت شدید فرسایش، بیشتر پرتگاه ها و تغییر شیب ها، منطبق بر ساختمان زمین می باشند. گسل‎های اصلی وسیله شسکتگی های کوچک محلی در جهات متفاوت قطع شده و مجموعه ناهمواری را آسیب پذیرتر ساخته اند. در فاصله شمال رودبار تا منجیل حداقل دو گسل بسیار مهم با جهت شرقی- غربی از سفیدرود گذشته و دامنه های شرقی پشته کوه را تحت تأثیر قرار داده اند. دهها گسل فرعی با جهت شمال غربی- جنوب شرقی، از منجیل تا گنجه، گسستگی اصلی را قطع نموده اند. سرانجام فروافتادگی دامنه شمالی البرز تا حدودی نتیجه عملکرد گسل های اصلی می باشد.
عرض شکاف ها از کانون اصلی در حد فاصل رودبار- گنجه در اطراف کاهش می یابند. حداکثر شکاف‎هایی که حاصل مستقیم عملکرد گسلها می باشند در حدود 45 تا 50 سانتی متر در مجاورت روستای جوبن و بیمارستان رودبار گزارش شده اند.
مهمترین آثار مشهود این گسلها از جنبو به شمال عبارتند از:
– دو گسل موازی در حوالی منجیل که به صورت ایجاد شکاف هایی در امتداد شمال غربی- جنوب شرقی از شمال سد سفیدرود می گذرند و احتمالاً سد را نیز تحت تأثیر قرار داده اند. بیشتر ویرانی های منجیل در امتداد این دو گسل قرار دارن
د. آثار آن به ویژه در تونل مرکزی به صورت جابجایی سنگها و مخصوصاً ریزش کامل خروجی شمالی تونل مرکزی به وضوح مشاهده می شود.
– – گسلهای متعدد در رودبار و اطراف آن که ریزش ها و لغزش های شدیدی به ویژه در دامنه شرقی سفیدرود را سبب شده و به صورت شکاف های متعددی در محل بیمارستان رودبار دیده می شود.
– در حوالی گنجه گسل های متعدد موازی در پهنایی بیش از یک کیلومتر در امتداد شمال غربی به جنوب شرقی به ویژه ساحل غربی سفیدرود را تحت تأثیر قرار داده اند. بعضی از گسل ها در نواحی کوهستانی بیش از یک متر جابجایی عمودی داشته و ریزش های شدیدی در برش حاشیه جاده به وجود آورده اند. آثار تعدادی از گسل ها به صورت شکاف در جاده اصلی قطع ارتباط را به دنبال داشته اند.
– در دیلمان غیر از گسل های اصلی در پاکده، گسل های دیگری نیز ایجاد شده اند که مهمترین آنها در لونک و اسپیلی در امتداد 30 درجه شمال غربی، تجدید حیات گسل های قدیمی را نیز به دنبال داشته اند.
– جابجایی افقی بخشی از درختان کاج جنگل مصنوعی ساحل شرقی سفیدرود، روبروی رستم آباد، بسیار گویا و دیدنی است.
– در جاده رشت- فومن، درست در محل استخر احمدگوراب، آثار گسل ها به صورت دو پرتگاه در طرفین جاده مشاهده می شوند. در همین محل، شکاف های متعددی نیز جاده اصلی را قطع کرده اند و قسمتی از خاکریز جاده به سمت داخل استخر فرو نشسته است. چهار کیلومتر بالاتر در مسیر همین جاده، مجدداً پدیده مزبور به صورت شکاف های متعدد و خروج ماسه همراه آب اتفاق افتاده است.
– در آغاز جاده کمربندی آستانه اشرفیه و در جنوب این شهر، مجموعه ای از گسل های موازی با ایجاد شکاف های متعدد و فرو افتادن زمین (حدود 10 سانتی متر) در پهنایی حدود 50 متر و قطع جاده ارتباطی، انعکاس یافته است. جابجایی عمودی و افقی این گسل ها حداکثر در حدود 10 سانتی متر، در جدودل حاشیه جاده در شمال یک کارگاه بلوک سازی سیمانی، مشاهده می شود. در سطح جاده زمین به صورت یک گرابن فرو نشسته است. با وجود آسفالت مجدد، هنوز آثار آن مشهود می باشد. انعکاس گسلها به صورت خروج آب مملو از ماسه های قدیمی ساحلی در امتداد 65 درجه شمال غربی از لاهیجان به طور پراکنده به سمت آستانه اشرفیه به چشم می خورد. اغلب در محل خروج آب و ماسه حفره های قیفی شکل مشخصی به وجود آمده اند و چاه های آب از ماسه انباشته شده اند. هنوز بعد از 3 ماه، حجم قابل توجهی از ماسه در امتداد خط گسلها مشاهده می شود. در شمال و جنوب جاده کمربندی در مجاورت همان کارگاه، هنوز آثار شکاف های متعدد به چشم می خورد.
آثار پیکرشناسی این گسلها در سراسر منطقه به صورت ریزش ها و لغزش های متعدد در نواحی کوهستانی و برش حاشیه جاده ها، ظاهر شده اند. هر جا سنگها سخت و یکپارچه بوده اند در ارتباط با میزان تأثیر هوازدگی و تخریب در گذشته، پدیده ریزش اتفاق افتاده است. در صورتی که سنگ ها از کانی های منفصل تشکیل شده باشند، با حضور آب پدیده لغزش به وجود آمده است. این پدیده آخری مخصوصاً در تشکیلات شمشک و آبرفتهای قدیمی و رسوب های سطحی، در دیلمان و دره سفیدرود به فراوانی به وقوع پیوسته است.
در حد فاصل سد منجیل و رستم آباد در امتداد جاده اصلی منجیل- رشت و در نواحی غربی و شرقی دره سفیدرود از دیلمان تا ماسوله در سنگ های سخت دوران های اول و دوم و سوم به ویژه در محل پرتگاه‎های قدیمی و یا گسل های

Leave a Reply