عوامل موثر در تشدید یا کاهش فشار روانی

  1. پیش بینی پذیری ـ حتی وقتی که آدمی نمی تواند کنترلی بر فشار روانی داشته باشد اگر بتواند آن را پیش بینی کند از شدت آن کاسته می شود .آزمایشها نشان می دهند که هم انسانها و هم حیوانات رویدادهای آزاردهنده پیش بینی پذیر را بر رویدادهای آزارنده پیش بینی ناپذیر ترجیح می دهند.
  2. امکان کنترل طول دوره فشار روانی ـ کنترل داشتن بر طول یک دوره رویداد فشار زا نیز از شدت فشار روانی می کاهد .طی یک آزمایش ، سر و صدای بی اندازه ناخوشایندی به گوش دو گروه آزمودنی رسانده می شد .به آزمودنیهای یک گروه گفته شده بود که وقتی تاب و تحملشان به کلی از دست برود می توانند با فشار دادن یک دکمه سر و صدا را پایان دهند و آزمودنیهای گروه دیگر هیچ کنترلی بر آن سر و صدا نداشتند. هر دو گروه در معرض سر و صدا قرار گرفتند. در عمل هیچ کدام از آزمودنیهایی که می توانستند دکمه را فشار دهند ، چنین نکردند. با این همه در یک آزمون حل مسئله که در پی آزمایش نخست صورت گرفت، گروه فاقد کنترل به طرز معنی داری بدتر از گروه برخوردار از کنترل عمل کردند که این خود حاکی از آنست که سر و صدا ، گروه فاقد کنترل را بیش از گروهی که بر آن کنترل داشته اند پریشان کرده بود.
  3. احساس کارآیی ـ اطمینان خاطر آدمی به این نکته که می تواند موقعیت فشارزا را به خوبی اداره کند نیز عامل عمده ای در تعیین شدت فشار روانی به شمار می رود ، به طور مثال ، برای بیشتر مردم سخنرانی در برابر یک جمعیت ، رویداد فاجعه آمیزی به شمار می آید.اما افرادی که در این کار مهارتی بدست آورده اند و به توانایی خود اطمینان دارند در چنین موقعیتی اضطراب ناچیزی را تحمل می کنند.
  4. حمایتهای اجتماعی ـ امکان دارد که حمایت اجتماعی و عاطفی و توجه مردم ، فشار روانی را تحمل پذیرتر کند. پژوهشها نمایانگر این نکته است که مردمانی که پیوندهای اجتماعی گسترده تری دارند ( ازدواج ، دوستان و وابستگان نزدیک ، عضویت در کلیسا و سایر مجامع گروهی ) بیش از کسانی که از پشتیبانی گروهی اجتماعی کمتری برخوردارند عمر می کنند و کمتر از آنان متحمل فشار روانی می گردند . (هیلگارد، 1370، صص176- 172)
مطلب مشابه :  یادگیری و پردازش اطلاعات نیمکره چپ و راست مغز

علل استرس

ریشه های فشار روانی را به طور کلی سه عامل اولیه تشکیل می دهند :

  1. شخصیت فردی
  2. محیط کار ( حجم کار و ماهیت کار)
  3. منابع فرا سازمانی

شخصیت فردی  ـ برخی از مردم بهتر از سایرین می توانند با عوامل محرک و تنش زا مقابله کنند .در حالیکه بسیاری با توجه به جنبه های شخصیتی ، نسبت به فشار های روانی کاملا مستعد و بی مقاومت اند.البته عوامل بسیاری در بوجود آمدن این تفاوتها دخالت دارند که از میان آنها می توان به شخصیت ، انگیزه توانمند بودن و یا بالعکس ، ناتوانی در امر مقابله با مشکلات خاصی که در شرایط ویژه پیش می آیند ، قدرت تغییر توانائیها و استفاده بجا و صحیح از آنها ( خصوصا متناسب با سن) ، برخورداری از بصیرت لازم و کافی نسبت به انگیزه ها و نیز نقاط ضعف خود و بسیاری عوامل اشاره گردد.( غفوریان ، 1377، ص37)

محیط کار ـ در خواست کار زیاد پدیده آشنایی است .سه نوع کار اضافی و یا ترکیبی از این سه نوع شناخته شده است:

  1. سطح مهارت مورد نیاز برای انجام کار درخواستی ممکن است برای شخص خیلی بالا باشد .
  2. سرعت انجام کار ممکن است بیش از توان فرد باشد.
  3. حجم کار نیز می تواند بیش ار توان شخص باشد.

کم‌کاری نیز اتفاق می افتد هر چند کمتر از آن صحبت می شود ، به هر حال سه نوع کم‌کاری نیز شناخته شده است:

  1. سطح مهارت مورد نیاز برای انجام کار ممکن است پایین باشد.
  2. سرعت کار بسیار پایین باشد.
  3. حجم کار بسیار کم باشد.
مطلب مشابه :  مفهوم اثر بخشی از دیدگاه روانشناختی

ماهیت کار ـ محیط کار جدید ، می تواند عامل ایجاد فشار روانی گردد ، زیرا اطمینان فرد هنوز جلب نشده است.احساس تهدیدهای شخصی ، احساس در مخاطره بودن محیط اختصاصی کاری فرد، ایستادن رئیس مربوطه در حین انجام کار و صحبت در نزدیکی کارمندی که قربانی تصمیمات واهی و غیر منطقی شده و… فرد را دچار فشار روانی کرده در نتیجه کار آیی  او نقصان می یابد .حذف کلی تهدیدات شخصی در کار نیز می تواند باعث نقصان کار آئی گردد.روشن نبودن نوع کاری که فرد می بایست انجام دهد و یا عدم آگاهی از نتیجه کار انجام شده نیز می تواند عامل ایجاد فشار روانی گردد. (رشیدی، ‌1378، ص50)

منابع فرا سازمانی ـ این عامل ، فراگیر تر از سایرین بوده و تمامی آنچه را که در کنش متقابل میان زندگی فرد در درون سازمان و بیرون سازمان کاری او مطرح می شود، تحت پوشش قرار می دهد .همه اینها اعم از مشکلات خانوادگی ، بحرانهای زندگی ، مشکلات مادی ، تضاد میان عقاید و باورهای فرد و محل کارش و تضاد میان خواسته ها و نیازهای خانواده و محل کار می توانند بر فرد فشار وارد کنند. (غفوریان، 1377، ص38)