دانلود پایان نامه

توجه اشباع شوند.
وقتی اعضای خانواده از یکدیگر بخصوص از پدر توجه و محبت و احترام مشاهده نکنند کم کم از یکدیگر بیزار می شوند.
عوامل اساسی مقبولیت عبارتست از:
1- “صداقت” بدان معنا که چشم تو چون می نگرد، راست بگوید که نگاه می کنی. گوش تو راست بگوید که سخن او را می شنوی، قیافه و حرکات تو راست بگوید که به او توجه می کنی.
2- “صمیمیت” که چون به خانه وارد می شوی، تمام هم تو مصروف به همسر و فرزندان باشد و هیچ امر خارجی، تو را از آن باز ندارد یا سست نسازد.
3- “محبت” بدان معنا که قلبش، وجود فرزند و همسرش را بدون هیچ توقع دوست بدارد. وقتی به زن وفرزند محبت داشتی از خطاهای آنها دلگیر نمی شوی؛ به قهر رو نمی آوری؛ از خدمت به آنها تا حد توانایی فرو گذار نمی کنی. و اینها همه دست به دست هم می دهد و باعث مقبولیت فرد در خانواده می شود.131

فصل چهارم
ابراز محبت وشیوه های آن

مقدمه
خانواده از ابعاد مختلفی قابل تقسیم است: از بعد محدودیت ارتباط با افراد جامعه به خانواده باز وبسته،از بعد زمینه ومحیط برای پرورش کودک به خانواده بهنجار یا نابهنجار واز بعد احساس مسئولیت وتعهد نسبت به دیگران، به متعهد و نامتعهد تقسیم می شود.
براساس تقسیمی دیگر که مورد نظر این پژوهش است، خانواده از جهت کیفیت روابط درونی و میزان استحکام،به سه دسته تقسیم می شود:
الف)خانواده ای که از هدف اصلی خویش بازمانده وآرمانش را از دست داده است.. از درون تهی گشته وبا هرضربه بیشتر فرو می ریزد.برمبنای محبت ودوستی نیست. مسئولیت ها به کنار رفته ،وانهادگی برآنها حاکم است که آن را خانواده متزلزل میی گویند.
مدیریت تجزیه شده،تصمیم گیری درآن به غایت دشوار است. جاذبه کافی برای پایبندی اعضای آن به میثاق زندگی مشترک وجود ندارد.فردای روشن وآینده امیدبخش وجود ندارد. انتقادها به شکلی ظالمانه ،مستقیم ومستمر توسط اعضای آن از یکدیگر به عمل می آید.
ب)خانواده متعادل به مجموعه ای اطلاق می شود که علاوه برحفظ موقعیت و جایگاه هریک از اعضای آن،دارای ویژگیهایی ممتاز می باشد. در این صورت هریک از افراد متعادل دارای خصوصیاتی از جمله،برخوردار از توانایی های خودآگاهی ومیان خواسته ها وداشته های آنها تناسب وتلازم منطقی برقرار است.132
روابط خود را با دیگران براساس محبت وصمیمت برقرار می نماید ونوعی هم آهنگی وهم خوانی در کلیه رفتارها وعناصر شخصیتی فرد متعادل مشاهده می شود.
ج)خانواده پس از حصول تعادل به تکامل و بالندگی می رسد وآن زمانی است که حداکثر قابلیت ها و توانایی های وجودی اعضای آن خانواده کشف شود و مورد پروش قرار گیرد. در این صورت اعضای خانواده متکامل نه تنها مشکل ندارند و از تعادل لازم برخوردارند ، بلکه مشکل زدا نیز هستند و در رفع آسیب های روانی و اجتماعی سایرین و خانواده های وابسته گام بر می دارند؛ یعنی اهدافی فراتر از منافع شخصی در سر می پرورانند مستقل از اظهارنظرها و داوری های مردم عمل می کنند. تنوع وشادابی وتعادل تحول وحیات آفرینی از ویژگی های چنین خانواده هایی است.
بنابراین به نظر می رسد تمام تلاشها بایستی ابتدا در رسیدن به تشکیل خانواده ای متعادل باشد که براساس مناسبات وارتباطات صحیح باهمسر و فرزند تنظیم شده است این ضوابط روشن ومتفق می تواند به منظور ارزیابی هرخانواده ،از میزان تعادل واستحکام روابط درونی خویش مورد استفاده قرار گیرد.133
1-4.شیوه های ابراز محبت به همسر
همسر فهیم و آگاه، به خوبی می داند که باید محبت، دوستی و مهرورزی اش را نسبت به شریک زندگی اش به بهترین شیوه ابراز کند و مهربانی را در قالب رفتار و گفتاری زیبا و پر مفهوم عینیّت بخشد. چرا که صرف ابرز محبت بدون جذابیت و تنوع کافی نیست.
توجه به تعالیم اسلامی انسان را به روش های زیبایی جهت انتقال ارادت و علاقه خود به دیگران مخصوصاً به اعضاء خانواده نشان می دهد که هر فردی متناسب با شرایط می تواند از آنها بهره مند گردد.
در نگاه کلی این ابراز علاقه ها را می توان بصورت شیوه های رفتاری ،گفتاری و شنیداری مطرح کرد.134
1-1-4.شیوه های رفتاری
ابراز محبت ، از طریق شیوه های رفتاری نیرومندتر و حتی مؤثرتر از شیوه های گفتاری می باشد. چون در یک برخورد دو نفره، یک سوم معانی از طریق شیوه های گفتاری و دو سوم مابقی از طریق شیوه های رفتاری منتقل می گردد.135
پس بخش اعظم محبت بین اعضاء خانواده از طریق شیوه های رفتاری رد و بدل می گردد که می توان آن را مکملی شایسته برای شیوه های گفتاری قرار داد تابر غنای کلماتی که نشانگر حالات عاطفی هستند، بیافزاید.
حال به مهمترین شیوه های رفتاری ابرز محبت می پردازیم.
1-1-1-4.استقبال و بدرقه
یکی از شیوه های که می توانیم با کمک آن محبت خود را به اعضای خانواده وخصوصاً همسرابراز کنیم استقبال از آنان در هنگام ورود به منزل و همچنین بدرقه در هنگام خروج می باشد این رفتار صحنه نمایش ارادت و محبت خالصانه ما نسبت به طرف مقابل است.
پیامبر (ص) یکی از وظایف زن را استقبال از همسر خود بیان می کند و می فرماید: حَقُ الرَّجُلِ عَلَی المَرْأهِ إنارَهُ السِّراج وَ اِصْلاحُ الطَّعام و أنْ تَسْتَقْبِلَهُ عِنْدَ بابِ بیتها فَتُرّحِّبَ.136 حق مرد بر زن آن است که چراغ خانه را روشن کند، غذا آماده کند و هنگام ورود مرد به خانه تا جلوی در به استقبال او برود و به او خوش آمد بگوید. و در روایت دیگری آثار خیلی بزرگی ب
رای آن بیان می کنند. امام باقر (ع) می فرمایند: مردی نزد رسول خدا (ص) آمد وعرض کرد: همسری دارم که وقتی وارد منزل می شوم به پیشواز من می آید و هنگامی که از خانه خارج می شوم مرا همراهی می کند. حضرت رسول (ص) فرمودند: اِنّ لِلّهِ عُمّالاً و عدُه من عماله، لها نصفُ اجر الشهید”137 به درستی که خداوند را کارگزارانی است و این زن از کارگزاران خداست که نیمی از پاداش شهید را با این کار به دست می آورد.
برای اینکه بتوانیم استقبال گرمی داشته باشیم زمانی که همسرمان از محل کار یا مسافرت به خانه باز می گردد سریع از بابت مشکلات با او سخن نگوییم و زبان به شکایت نگشاییم. در ابتدای امر از او با یک چای، آب میوه یا میوه که از قبل آماده کرده اید پذیرایی کنید و بعد از استراحتش مسایل خود را با او در میان بگذارید. همسر شهید مطهری(ره) نقل می کند: “یک بار برای دیدن دخترم به اصفهان رفته بودم بعد از چند روز که به تهران آمدم، نزدیک های سحر به خانه رسیدم. وقتی وارد خانه شدم بچه ها همه خواب بودند ،ولی آقا بیدار بود چای و میوه و شیرینی آماده بود و منتظر بودند. بعد از حوالپرسی با تأثر به من گفتند: می ترسم یک وقت نباشم شما از کار بیایید و کسی نباشد که به استقبال تان بیاید.138
درباره سیره رفتاری امام خمینی (ره) اینگونه نقل می کنند که : خانم(همسرشان) وقتی می خواستند به مسافرت بروند. در هر ساعتی از روز باشد حتی اگر ساعت 2 بعد از ظهر باشد امام تا درب حیاط ایشان را بدرقه می کردند یا موقعی که بر می گشتند، اطلاع می دادند که خانم می خواهند برگردند. اگر فصل گرما بود امام دستور می دادند که یک چیز خنکی درست کنید. هندوانه ای آماده کنید یا اگر نباشد آب خنک درست کنید و اگر فصل سرما باشد می گفتند: اتاقی را گرم کنید.”
2-1-1-4.تغافل139
تغافل یکی از شیوه های ابراز محبت می باشد وبه معنای این است که آدمی چیزی را بداند ولی با اراده و عمد، خود را غافل نشان دهد. غافل از رفتارهای نامطلوبی که چندان چشمگیر نبوده و در خفا صورت گرفته است.
کسانی که پیوسته رفتار همسر خود را زیر نظر دارند و وانمود می کنند که به شدت از او مراقبت می کنند، افزون بر آنکه نمی توانند محبت خود را بروز دهند، باعث کژرفتاری اونیز می شوند.
بهتر است هر موضوعی منفی که شما را اذیت می کند روی یک تکه کاغذ یادداشت کنید. و در این موقع لب به سخن باز نفرمائید. تا در موقعیتی قرار بگیرند که دارای آرامش روحی باشید در آن وقت کاغذ را بیرون بیاورید و آن را آهسته بخوانید. در این هنگام، بیشتر گله ها و شکایت ها در نظر شما کوچک و ناچیز جلوه خواهد کرد در حالی که از طرح آن خجالت می کشید و یادداشت را پاره می کنید.140
از جمله مواردی که تغافل در آن پسندیده است ندیدن کارهای بد ناخواسته همسرمان که به خاطر بی توجهی یا کم توجهی اتفاق افتاده است که در صورت آشکار شدن آن تبعات بدی را برای او وخانواده به همراه دارد. و چشم پوشی ما تأثیرات خوبی در همسرمان می گذارد. نمونه از این مورد را از زبان استاد حسینی می آوریم. من شیراز بودم. آقای به من گفت: که من اخلاق بدی دارم و خانمم مدت هاست می گوید: من آقای حسینی را ببینم می دانم که از توچه بگویم. تو بیا خانه من و بگذار خانم ماهرچه می خواهد بگوید. یک روز ظهر مرا دعوت کرد و خانمش را صدا کرد و گفت: خانم، آن چه که می خواستی درباره من به استاد حسینی بگویی، بگو. خودش هم مثل یک محکومی که منتظر اعدام است، نشست. این خانم زن خیلی فهمیده ای بود. شروع کرد محاسن این آقا را گفتن. خیلی از او تعریف کرد. هر گاه سخنش اوج می گرفت سر و سینه آقا کمی به حالت عادی بر می گشت. در نهایت، خانم گفت: من فقط می خواستم در این جلسه از ایشان تشکر کنم. پس از مدتی، این آقا به من گفت: خانم من طرحی ریخت که هرچه بدی در وجود من بود، خاموش شد”.141
امام صادق (ع) می فرمایند:”صَلاحُ حالِ التَعایُشِ والتَعاشُر مِل ءُ مکیالٍ:ثلثاءُ فِطنَهٌ وثُلثُهُ تَغافُلٌ”
“درستی وضع زندگی اجتماعی ومعاشرت پیمانه ی پری را مانَد که دو سوم آن توجه وهوشیاری است ویک سومش چشم پوشی.”
3-1-1-4.گوش دادن
در ابتدای امر شاید انسان تفاوتی بین گوش دادن و شنیدن نگذارد ولی با تأمل بیشتر می‌یابد که آنها با هم متفاوت هستند. شنیدن همان عمل ادراک اصوات و کاری غیرارادی است و تنها به دریافت محرکه‌های شنیداری گفته می‌شود، ولی گوش دادن، فعالیتی انتخابی است که دریافت و تفسیر محرک‌های شنیداری را در برمی‌گیرد.142
در گوش دادن علاوه بر شنیدن واژه‌ها، انسان معنای آنها را فهم می‌کند، و کنکاشی مجدّانه برای درک منظور گوینده دارد.
گوش دادن یکی از شیوه‌های رفتاری ابراز محبت است که با آموزش و تمرین در انسان نهادینه می‌گردد. اگرچه به این شیوه کمتر توجه می‌شود ولی تأثیرات شگرفی در ایجاد، حفظ، ارتقاء و آشکار کردن فضای صمیمی دارد.
در گوش دادن فعال اگرچه هیچ راه حلی به دست نیاید و در تغییر وضعیت هیچ تأثیری نداشته باشد، اما به همسر اجازه داده می‌شود احساسات درونی خود را بیان کند و به او اعلان می شود که وقتی مشکلی برایت پیش آمد همسری داری که تو را دوست دارد و پذیرای حرف‌هایت می‌باشد. قابل توجه اینکه این پذیرش از محبت سرچشمه گرفته چون در اغلب اوقات انسان گوش دادن فعال را نسبت به انسانهایی که دوستشان دارد انجام می‌دهد.
آنچه قابل نتیجه‌گیری است اینکه گوش دادن شیوه است برای ارائه مهر و محبت خود به دیگرانی که به اندازه خودمان دوستشان داریم.از آنجا که بیشترین نماد توجه در م
یان همسران با گوش دادن فعال هریک به سخنان دیگری تحقق می یابد،در این قسمت برای تحقق محبت لازم است به ضرورت ، انواع ، اداب و موانع گوش دادن بپردازیم.
1-3-1-1-4. ضرورت گوش دادن
اولین سنگ بنای ارتباط، گوش دادن است. البته نه فقط با استفاده از عضو گوش، بلکه گوش دادن با فکر و ذهن، و اولین مرحله گوش دادن، آموختن است.143
باید توجه داشته باشیم که خوب گوش دادن نوعی مهارت است و تنها آموزش آن کافی نیست بلکه تمرین لازم است تا با ممارست بر آن، تبدیل به عادت و اخلاق افراد شود. به نحوی که امام علی(ع) می‌فرمایند: خوب شنیدن را بیاموز آنگونه که خوب گفتن را می‌آموزی.144 و همچنین می‌فرمایند: “گوش خود را عادت بده تا نیکو بشنود.”145
اگر از رمز موفقیت افرادی که در برقراری ارتباط موفق‌اند، پرسش کنید، بیشتر پاسخ‌ها، نشان می‌دهد که این افراد با متانت به سخنان اطرافیان خود گوش می‌دهند.”146 .در ارتباط بین همسران هم نقش گوش دادن فعال در ابراز دوستی آنها نسبت به یکدیگر مؤثر است. اینک به گوش دادن هر یک از زن وشوهر به سخنان یکدیگر می پردازیم:
– گوش دادن مرد به سخنان همسرش
اگر مرد شنونده خوبی برای همسر خود باشد می‌تواند نیاز روحی او را جواب دهد چون وقتی زن تحت فشار روحی قرار می‌گیرد، به طور غریزی احساس می‌کند که باید درباره احساساتش و تمام مشکلاتی که احتمالاً دارد حرف بزند. وقتی او شروع به صحبت می‌کند درباره همه‌ی ریز و درشت مسئله ای که از آن ناراحت است حرف می‌زند، او به دنبال حل مشکلش نیست بلکه در صدد آن است که با دیگران درباره آن‌ها حرف بزند و درکش کنند تا آرام گیرد. آن‌ها هر چه بیشتر به بحث و گفتگو درباره‌ی مسائل بپردازند، احساس بهتری پیدا می‌کنند و با تکرار صحبت‌هایشان نگرانی‌ها و اضطراب‌هایشان را تخلیه و احساسات خود را حل و فصل و تعدیل می‌کنند.147 به تدریج اگر حس کند دیگران به حرف‌هایش گوش می‌دهند، فشار روحی و استرسشان از بین می‌رود و احساس بهتری نسبت به شوهر خود پیدا می‌کنند اما اگر حس کنند حرف‌هایشان درک نمی‌شود ممکن است حتی به خاطر پیدا کردن آگاهی، بیشتر از مشکلات ناراحت شوند و کم کم نوع نگاهشان به شوهر منفی گردد.
علاوه بر نیاز روحی زن به گوش دادن مرد باید به اقتضائات جسمی او در صحبت کردن توجه کند. در زنان یک ناحیه ویژه در قسمت جلوی نیمکره چپ و چند ناحیه کوچک دیگر در نیمکره راست مغز، به صحبت کردن اختصاص دارد. داشتن این مراکز در دو نیمکره مغز باعث می‌شود که زنان سخنوران خوبی باشند.148 برخلاف مردان که این ناحیه ویژه در مغز آنها کمتر است.
زنان ایتالیایی که پرحرف‌ترین زنان جهان هستند حدوداً 8000ـ6000 کلمه در روز حرف می‌زنند، از 3000ـ2000 صوت و آوا استفاده می‌کنند و از 10000ـ8000 ژست، حالات صورت، حرکات سر و دیگر علایم بدنی را به کار می‌گیرند.و در مجموع روزانه 20000 لغت استفاده می‌کنند. بر خلاف مردها که روزانه 4000ـ2000 کلمه حرف می‌زنند از 2000ـ1000 صوت و آوا، از 3000ـ2000 حرکت سر و صورت استفاده می‌کنند و در مجموع یک مرد روزانه از حدود 7000 لغت ارتباطی (یعنی یک سوم اغلب زنان) یاری می‌جوید.149
همچنین گزارش انجمن پزشکی بریتانیا اینطور نشان می‌دهد که زنان 4 برابر بیش‌تر از مردها به ناراحتی چانه و آرواره مبتلا می‌شوند.150
اینطور می‌توان نتیجه گرفت که خصوصیات جسمانی و روحی زن این