درمان

با در نظر گرفتن اینکه وابستگی به مواد یکی از اختلالات روان پزشکی است بحث درمان نیز مطرح می شود. در فرهنگ عامه حاکم در کشور ما چنین نظری قالب نیست اما رویکرد اخیر اجرایی در سالهای اخیر به موضوع اعتیاد از نظرگاه بیماری بوده است و به تدریج تأثیرات خود را در تغییر دیدگاه عمومی خواهد گذاشت با این حال از دوران صفویه تا کنون تفاوت اساسی در این مورد ایجاد نشده است و فعالیت های بیشتری را طلب می کند که می تواند منجر به پیشرفتهای بیشتری نیز بشود.

در حال حاضر موضوع درمان اعتیاد و به ویژه آمفتامین ها به نیروی محرکه ای تبدیل شده است که می تواند مجموعه ی روان شناختی و روان شناسی را تحت تأثیر خود به رشد وا دارد (مکری[1]، 1391) باید توجه داشت در دسترس بودن خدمات و درمانهای متعدد برای اعتیاد باعث کاهش ترس و نگرانی بیماران از شکست شده و در بالا بردن انگیزه ی معتادان جهت مواجهه و درمان تاثیر می گذارد. این نکته سیاست حال حاضر بخش درمان در کشور است. به هر صورت درمان های پیشنهاد شده با توجه به تبیین های صورت گرفته به دو دسته دارویی و غیر دارویی تقسیم می شوند.

10-2 درمان دارویی

تاکنون روش های گوناگونی برای ترک و درمان بیماران معتاد به کار گرفته شده است که به اختصار چگونگی انجام روش ها پرداخته می شود.

 

1-10-2 روش کم کردن تدریجی

در این روش بیمار معتاد می تواند با یک برنامه ریزی منظم و دقیق و با اراده ی قوی و محکم، روزانه از ماده مخدری که استفاده می نماید کم کند تا آن را در مدت 2 تا 3 هفته به صفر برساند. در این روش بیمار نیاز دارد که زیر نظر روان پزشک معالج از داروهای تجویز شده استفاده نماید. داروهای تجویز شده اغلب داروهایی است که در رشته روان پزشکی به کار برده می شود و موجب می گردد که علایم وابستگی روانی و جسمی بیمار معتاد به آن میزان کاهش یابد که فرد معتاد احساس نیاز به ماده مخدر نداشته باشد. از خصوصیات این روش این است که فرد می تواند به فعالیت های روزمره خود بپردازد.

 

2-10-2 روش استفاده از داروهای ترک اعتیاد به طور سرپایی

در این روش فرد معتاد توسط پزشک، درمان خود را شروع می نماید و داروهایی برای وی تجویز می شود که شامل داروهای اعصاب و داروهایی است که ماده مخدر نیستند، اما اثراتی شبیه ماده مخدردارند. در این روش به بیمارتوصیه می شود که به هیچ عنوان از ماده مخدر استفاده ننماید. اثرات درمانی داروهای تجویز شده و این که به چه میزان باید تجویز گردد بستگی به نوع ماده مخدر مصرفی و مقدار آن دارد. در این روش اغلب توصیه می گردد که بیمار معتاد به مدت چند روز تا یک هفتته در منزل استراحت نموده و بعد به کارهای روزمره خود بپردازد.

همچنین در این روش از داروهایی استفاده می شود که باعث رفع برخی از علائم ترک می شوند ( مانند کلونیدین، بوپرنورفین) به همراه این داروها از داروهای ضد افسردگی، داروهای ضد درد غیرمخدر، داروهای ضد تهوع، داروهای خواب آور نیز استفاده می شود. با توجه به اینکه مصرف هر کدام از داروهای ذکر شده فواید و عوارض خاص خود را دارد، نظارت حرفه ای و تخصصی در طول انجام سم زدایی ضروری است.

 

3-10-2 روش استفاده از داروهای ترک اعتیاد با بستری شدن در بیمارستان

این روش مانند روش دوم است. با این تفاوت که فرد معتاد در بیمارستان بستری می گردد و کلیه امور درمانی با نظارت پزشک معالج انجام می شود. از امتیازات این روش این است که بیمار معتاد از نزدیک مورد مراقبت های لازم پزشکی و پرستاری قرار دارد و چون در بیمارستان بستری است دسترسی او به مواد مخدر بسیار کم و یا غیر ممکن است و اگر گاهی بیمار نیاز به داروهای خاص خوراکی و یا تزریقی داشته باشد، این داروها به راحتی در بیمارستان به وی داده شده و یا تزریق می گردد و لذا هر گونه علایم ناشی از ترک، خواه روانی و یا جسمی، سریع تر درمان می گردد.

4-10-2 روش سم زدایی

سریع ترین روش ترک اعتیاد، در حال حاضر روش سم زدایی است که چند سالی در کشور ما به کار گرفته شده و می شود. در این روش بسته به نوع ماده مخدر، طریقه استفاده از آن، و مدت زمانی که سبب اعتیاد شده است؛ فرد معتاد بین 4 تا 6 ساعت توسط متخصص بیهوش می شود. در مدت زمان بیهوشی داروهایی به بیمار تزریق می گردد که وی بعد از آن که به هوش می آید بسیاری ازعلایم جسمی ترک ماده مخدر را ندارد، مگر عوارض معمولی بعد از بیهوشی. همان گونه که بارها اشاره و تأکید گردید ادامه درمان های ضروری به عهده روان پزشک معالج است که با بررسی علایم روانی، برنامه ریزی درمانی را شروع می نماید.

داروهایی که اغلب مورد استفاده قرار می گیرند داروهای ضد ماده مخدر و داروهای ضروری برای درمان علایم روانی و برخی علایم جسمی باقی مانده می باشد که ممکن است ضعف، سستی و…  را در برداشته باشد.

بهتر است که روش سم زدایی در بیمارستان و با نظارت و مراقبت های پزشکی انجام گردد. گاهی شنیده می شود که با این روش در 24 ساعت یک روز بیماری اعتیاد درمان می گردد و یا در بعضی از درمانگاه و یا مطب های اختصاصی در چند ساعت انجام می شود. این شنیده ها تا حدودی اغراق آمیز به نظر می رسد و خود نوعی تبلیغات تجارتی است.

روش سم زدایی بهتر است در بیمارستان صورت پذیرد و لازم است که بیمار بعد از انجام سم زدایی چند روز در بیمارستان باشد تا توسط پزشک معالج علائم جسمی و روانی او به حالتی اطمینان بخش بهبودیافته و بقیه درمان به طور سرپایی ادامه یابد.

تشخیص و تصمیم گیری در مورد زمان مرخص شدن بیمار معتاد بر عهده پزشک معالج است. مهم ترین نکته درمانی این است که بعد از ترخیص، بمار باید از داروهایی که توسط پزشک تجویز می شود حتماً استفاده کرده و به توصیه های او عمل نماید و تا زمانی که لازم باشد به درمان خود ادامه دهد. پس از سم زدایی برای پیشگیری از عود باید استفاده از داروی نالترکسون آغاز شود. برای شروع استفاده ازداروی پیشگیری از عود (نالترکسون) حتماً دوره سم زدایی باید یه اتمام رسیده باشد.

11-2 درمان های غیر دارویی

اصلی ترین مشکل مصرف کنندگان مواد محرک وابستگی روانی است نه جسمانی. به همین دلیلی انواع مداخلات روانی، اجتماعی به درمان های رایج افزوده شده و یا به طور جداگانه مورد استفاده قرارمی گیرند که با آنها اشاره می شود. باید گفت درمان با متادون باعث کاهش مصرف مواد و بهبود سلامت روانی معتادان می شود (عارف نسب، زهرا، 1387) و هر چند که کارکنان اموزش دیده و حمایت کننده می توانند موفقیت درمان نگهدارنده را تا 80 درصد بالا ببرند (کریک[2]، 1997) اما با قطع مصرف متادون احتمال پرهیز دراز مدت بسیارکم است (روزنهان و سلیگمن، 2000) و لزوم درمانهای غیر دارویی آشکار است.

1-11-2 رویکرد فرانظری در مورد اعتیاد

رویکرد فرانظری، براساس تحقیقات پروچاسکا[3]، دیکامنته[4]و نارکراس (1992) میباشد  که مبتنی بر تئوری شناختی- اجتماعی باندورا است. این مدل شامل 5 مرحله تغییر است که عبارتند از:

الف) مرحله پیش از تامل: که مشکلی دیده نمیشو د

ب) تامل: که مشکلی دیده میشود و لزوم عمل مد نظر قرار میگیرد

ج) آمادگی: که طرح های عینی بر ای عمل بلافاصله انجام میشود

د) عمل: که جهت تغییرکاری انجام میشود

ه) نگهداری: که برای حفظ تغییر اقداماتی انجام میشود

پروچاسکا و دیکلمنته  (1394) همچنین 10 فرایند ویژه تغییرشناسایی کردند که اشخاص را قادر میسازد از یک مرحله به مرحله بعد ی حرکت کنند. آنها به عنوان موتور تغییر در نظر گرفته میشوند. این فرایندها ی تغییر در دو گروه قرارمیگیرند .گروه اول، فرایندها ی تجربی هستند که بر فرایندها ی فکر ی درونی تمرکز دارند و این که یک شخص موقعیت خود را چگونه میبیند. این فرایندها برای مراحل اولیه تغییر بیشترین تناسب را دارند. گروه دوم، فرایندهای رفتاری هستند که بر روی رفتار و عمل تمرکزدارند و برای مراحل بعدی تغییر مهم تر هستند. در رویکرد فرانظری، کفایت شخصی هم با بررسی و سنجش سطح وسوسه مراجع در درگیرشدن دریک رفتار مشکلزا و هم اطمینانش در پرهیز و امتناع از انجام آن رفتار، در مواجه با وسوسه ها ارزیابی شده است.

مطالعات با بیماران سوء مصرف کننده و وابسته به الکل نشان داده است که شرکت کنندگان نزدیک به مرحله عمل تغییر، اغوا و وسوسه کمتری نسبت به مصرف الکل دارند و اعتماد و اطمینان بالاتری در پرهیز از مصرف در مقایسه با بیماران درمراحل اولیه دارند. دریک پیگیری سه ساله آزمودنیهایی که اطمینان آنها بیشتر از وسوسه آنها بود به طرز معناداری کمتر احتمال داشت به مصرف الکل برگردند (به نقل از ولاسکوئز[5] و کروچ، 2012).

یک قسمت بسیار مهم در درمان شناختی – رفتاری مبتنی بر مهار تهای مقابله ای، مداخله در تعیین کننده های درون فردی مثل باورهای مرتبط با مواد است. باورهای مرتبط با مواد، به انتظارات فرد از مصرف مواد اطلاق  میشود. این باورها در مدل یادگیری اجتماعی به عنوان یک اثر مهم در مورد اینکه فرد چه موقع و چرا مواد مصرف میکند. باورهای مرتبط با مواد افکاری، در نظر گرفته میشوند (جونز[6] و مک موهان، 2002) هستند که از انتظارات مستقیم و غیرمستقیم مصرف یک ماده به وجود می آیند و به طور کلی به دو دسته ی مثبت و منفی تقسیم میشوند (کویستیمد[7] و همکاران، 2007) در واقع، انتظارات از مصرف مواد به عنوان عقاید فرد در مورد اثرات کوتاه مدت و نسبتاً آنی یک ماده اطلاق میشود که با اثرات بلند مدت آن ماده متفاوت است (جومی[8]، برادلی، 2009) از دیدگاه یادگیری اجتماعی، انتظارات مثبت از مصرف مواد سبب ادامه ی مصرف و بازگشت به مصرف میشود، درحالی که انتظارات منفی از مصرف مواد جلوگیری میکنند (جونز[9] و مک ماهون، 2005). در همین چارچوب، بر اساس نظر بک اکثر بیماران سوء مصرف کننده ی مواد دارای مجموع های از باورها و نگرشهای مثبت نسبت به مواد هستند که وقتی تصمیم به توقف مصرف می گیرند، فعال می شوند.

در این هنگام چون فرد تصور میکند قادر به کنترل تمایلات خود نیست، احتمال کمی وجود دارد که برای کنترل آن تلاش کند. از این دیدگاه، یک مانع عمده در ترک مصرف الکل یا مواد، شبکه عقاید ناکارآمدی است که بر محور داروها و الکل متمرکز است و نیز یکی از دلایلی که سبب می شود فرد سوء مصرف کننده ی مواد همچنان تمایل قوی به مصرف مواد داشته باشد، این است که عقاید اساسی او نسبت به مزایا و معایب مواد، اساساً تغییر نکرده است (بک[10] و همکاران، 2001).

در مرور ادبیات پژوهش، تحقیقات نشان میدهند که بخشی از تأثیر برنامه های آموزش مهارتهای مقابله ای در پیشگیری از سوء مصرف مواد به واسطه تأثیر این برنامه ها بر باورها و نگرشهای مربوط به مواد است  بنابراین، اصلاح نگرش و به چالش کشیدن باورهای مرتبط با مواد، از اهداف اساسی درشیوه های پیشگیری ازعود (مکی لوپ، ریابچنکو[11]و لیزمن، 2003) است. (باتوین[12]، گریفین، پل و ماکیولاری، 2004؛ محمدخانی جزایری، محمدخانی، رفیعی و طباطبایی، 1387؛ طارمیان و مهریار، 1387، رحمتی و اعتمادی، 1385؛ قربانی، 1380؛ اخلاقی بوزانی، 1387) به رغم این که درمان های پیشگیری از عود بر پایه کار مارلات و گوردون بسیار مورد توجه قرار گرفته، مطالعات در نشان دادن یک تصویر سازگار از اثربخشی این رویکرد شناختی – رفتاری در افراد مبتلا به سوء مصرف کننده ی مواد ناتوان است (راسون[13]، 2005).

مطلب مشابه :  علائم سندرم استکهلم، تشخیص و علاج اون 

پژوهشهای انجام شده در ایران به بررسی نقش تغییر باورها به منظور پیشگیری از مصرف مواد درافراد غیر مبتلا پرداخته و به بررسی نقش درمان در تغییر این باورها و پیشگیری از عود نپرداخته است. از سوی دیگر، افرادی که در درمان قرار میگیرند حتی درمانهای دارویی، نگرش آنها نسبت به مواد تغییر میکند، اما این که آیا مصرف دارو باعث تغییر خود به خودی در باورهای فرد میشود و میتواند در پیشگیری موثر باشد سؤالی است که نیاز به بررسی بیشتر دارد. با توجه به اینکه در مورد اثربخشی درمان پیشگیری از عود تردید وجود دارد، نیاز به ارزیابی تجربی این نوع مداخلات و بررسی متغیرهای میانجی، تأثیر گذار بر نتایج درمانی احساس می شود.

 

درمانهای رفتاری – شناختی: یکی از امیدوارکننده ترین انواع روان درمانی ها برای معتادان، درمانهای شناختی-  رفتاری است. این روش درمانی به ویژه در جلوگیری از عود و بازگشت به مواد  مخدر مثمرثمر بوده است (گری[14]، 2011) فرض می کند که معتادان با فراگیری مهارت های مقابله ای می توانند بازگشت به مواد را به تأخیر انداخته و یا فرایند بهبودی کامل را تجربه نمایند. علاوه براعتیاد شناختی – رفتاری در درمان مشکلاتی همچون، اضطراب، چاقی و سیگارکشیدن نیز مؤثر بوده است (ممتازی، 1384).

در نظریه های شناختی، فرایندهای شناختی عامل اصلی نگهداری رفتار محسوب می شوند. یکی از فرض های اساسی شناخت درمانی این است که افراد برحسب ادراکاتی که از امور و رویدادها دارند به آنها واکنش نشان می دهند. دیگر اینکه شناخت های نادرست ممکن است منجر به اختلالات هیجانی در افراد شوند. از این رو هدف عمده شناخت درمانی ایجاد تغییر و اصلاح در فرایندهای شناختی افراد است. بنابراین تغییرات مطلوب در رفتار مراجعان از راه تغییر الگوهای فکری، باورها و نگرش هایشان به دست می آید.

فنون شناختی، عقاید مرتبط با دارو و افکار خودآیندی را که در ایجاد تمایلات و هوس ها نقش دارند، مورد توجه قرار می دهد، در حالی که فنون رفتاری بر اعمالی تمرکز دارند که از لحاظ علّی با فرایند های شناختی تعامل دارند. فنون رفتاری به بیمار کمک می کنند تا درستی عقاید مرتبط با دارو را که مصرف را تحریک و تهییج می کنند، بیازماید. این فنون، همچنین برای آموزش مهارت ها ( نظیر ابراز وجود و آرامسازی) به بیماران به منظور مواجهه با موقعیت های پر خطر، امیال و هوس ها به کار می روند.

مکانیسم فرضی برای تغییر درمانی، هماهنگ ساختن نظام اعتقادی فرد به صورت نزدیکتری با واقعیت است. درمانگر و بیمار نیاز دارند که با یکدیگر همکاری کنند تا نظام کنترل های بیمار بهبود یابد (مثلاً، با تمرین به تأخیر انداختن ارضاء) و فنون مقابله ای مانند پیش بینی و حل مسأله را یاد بگیرد (بندورا[15]، 1993) فنون شناختی، عقاید مرتبط با دارو و افکار خودآیندی را که در ایجاد تمایلات و هوسها نقش دارند، مورد توجه قرار می دهد، در حالی که فنون رفتاری بر اعمالی تمرکز دارند که از لحاظ علّی با فرایند های شناختی تعامل دارند .فنون رفتاری به بیمار کمک می کنند تا درستی عقاید مرتبط با دارو را که مصرف را تحریک و تهییج می کنند، بیازماید.

این فنون، همچنین برای آموزش مهارتها نظیر ابراز وجود و آرامسازی به بیماران به منظور مواجهه با موقعیتهای پر خطر، امیال و هوس ها به کار می روند. مکانیسم فرضی برای تغییر درمانی، هماهنگ ساختن نظام اعتقادی فرد به صورت نزدیکتری با واقعیت است. درمانگر و بیمار نیاز دارند که با یکدیگر همکاری کنند تا نظام کنترل های بیمار بهبود یابد (مثلاً، با تمرین به تأخیر انداختن ارضاء) و فنون مقابله ای مانند پیش بینی وحلّ مسأله را یاد بگیرد (فیشر[16] و همکاران، 2008) در پژوهشی که رعدی (1380)، تحت عنوان بررسی تأثیر مشاوره گروهی به شیوه شناختی – رفتاری بر کاهش بازگشت معتادان به مواد مخدر در معتادان خود معرّف سازمان بهزیستی استان کردستان، انجام داد (شامل دو گروه آزمایشی و گواه ) مشاوره گروهی با روش شناختی-  رفتاری بر روی گروه آزمایشی درطول 10 جلسه با ساختار صورت گرفت ولی برای گروه گواه اقدامی صورت نگرفت. نتایج نشان داد که مشاوره گروهی با شیوه مؤثر بوده است (05>P). پژوهشگران دیگر نیز در پژوهشهای خود به نتایج مشابهی مبنی بر این که درمان شناختی- رفتاری، در کاهش عود بیماران معتاد به مواد مخدر مؤثراست دست یافتند.

همچنین پژوهش ها بیانگر نقش مؤثر درمان شناختی – رفتاری درافزایش انگیزش پیشرفت افراد می باشد که از آن جمله می توان به پژوهش فرانکلین[17] و همکاران (2011) اشاره کرد.

درپژوهشی با عنوان درمان شناختی-  رفتاری علاوه بر دارو درمانی در کودکان با اختلال وسواس اجبار، 124 نفر از افراد سنین 7 تا 17سال را که با توجه به ملاکهای تشخیصی دی اس ام [18] به وسواس اجبار مبتلا بودند طی چهار هفته در سه موقعیت دارو درمانی به تنهایی، تقویت دارو درمانی با دستورالعمل درمان شناختی-  رفتاری و دارو درمانی به اضافه درمان شناختی – رفتاری قرار داده و در نهایت به این نتیجه رسیدند که افراد گروه دارو درمانی به اضافه درمان شناختی-  رفتاری نتایج مطلوب تری نسبت به دو گروه دیگر در کاهش علائم بیماری از خود نشان دادند و از آنجا که این افراد در سنین مدرسه به سر می بردند با توجه به گزارش معلّمان انگیزه فراگیری دروس در آنها افزایش قابل توجهی پیدا کرد (واقری، 1382).

شناختی – رفتاری، در کاهش میزان بازگشت معتادان به اعتیاد (عود) در این درمانها که بر مبنای یادگیری شکل گرفته است، بر توانایی انسان بر آموختن رفتارهای سازگار و ناسازگار و چگونگی تغییر آن تأکید می شود. این درمانها خط اول درمان اعتیاد به شمار می روند و مبتنی بر راهبردهایی برای پیشگیری از عود، حل مسأله، آموزشهای ضروری و مهارتهای اولیه بهبودی بر اساس الگوی درمان شناختی-  رفتاری میباشند )مارلاتوگوردون[19]، 1999).

همچنین می توان از روش رفتار درمانی عقلانی عاطفی نام برد که به بیماران کمک می کند باورهای خود را بسنجند (الیس[20] و مک لارن[21]، ترجمه فیروز بخت، 1385، ص 76) روشی مؤثر نیز توسط مک مالین تحت عنوان بازسازی شناختی ارائه شده است که بیشتر از روش رفتار درمانی عقلانی-  عاطفی ریشه، گرفته است (مک مالین[22] و جالیز[23]، 1998، مک مالین، 1999، به نقل از فری، ترجمه محمدی و فرنام، 1387، ص48).

این روش از حساسیت زدایی تدریجی به همراه شناخت درمانی استفاده می کند.

در ایران برخی پژوهشها عبارتند از: اثر درمان شناختی-  رفتاری بر کاهش میزان اشتیاق (مؤمنی، 1388) و مقایسه اثر بخش روان درمانی مثبت نگر و شناختی-  رفتاری بر پیشگیری از عود (کیانی دولت آبادی، 1389) و تأثیر اموزش گروهی کنترل تکانه بر کاهش تکانشگری و شدت اعتیاد (حدادی، 1389) در همین رابطه یک روش برای کنترل اختلالات هیجانی و تفکرات منفی کمکهای مؤثری به بیماران ارائه می کند. همچنین این نوع درمان برای بهبود اختلال های شخصیت و به خصوص اختلال های شخصیت مرزی امیدهایی به وجود آورده است (فری، 2009، شناخت درمانگری گروهی، ترجمه جان بزرگی، 1388).

 

مصاحبه انگیزشی: رویکرد رواندرمانی در امریکا از سبک مقابله ای [24] به سبک مراجع محور تغییر ماهیت داده است و در درمان اعتیاد تکنیکهای مصاحبه انگیزشی اهمیت بالایی پیدا کرده اند. مواردی همچون گوش دادن فعال[25]، اصول مصاحبه همدلانه، ایجاد ناهماهنگی و مغایرات، لغزیدن بر مقاومتهای بیمار، بازخورد دادن[26] ، فهرست پیشنهادها  و حمایت از خودکارآمدی  از اصول مصاحبه انگیزشی به شمار می روند (راوسون و همکاران، 2005).

از طرفی پژوهش ها در رابطه با درمان مبتنی بر بهبود کیفیت زندگی خصوصاً نشان می دهند که مراجعین به علت این که در بر آورده ساختن معیارهای عملکرد و موفقیت خودشان در حیطه های ارزشمند زندگی مثل کار، تحصیل، روابط عاشقانه، دوستی ها، عملکرد اخلاقی یا توانایی کنترل علایم اختلال روانی مثل افسردگی، اضطراب و اعتیاد احساس شکست و ناتوانی می کنند؛ دچار احترام به خویشتن کم یا به عبارتی خودکارامدی پایین می شوند و احتمالاً به طرف مصرف مواد کشیده می شوند. راه های موفقیت برای کسب احترام به خویشتن و افزایش خودکارآمدی در این دیدگاه استفاده از تکنیک های بازسازی شناختی مثل دروغ سنج و ثبت روزانه استرس، همچنین تمرین موهبت ها  /دستاوردها/ استعدادها و ثبت موفقیت دو ابزار دیگری هستند که می تواند خودکارامدی افراد را افزایش دهند.

 

مدیریت مشروط: یکی از مداخلات موجود در درمان اعتیاد است که مبنای آن رفتار درمانی و فرایندهای شرطی سازی عامل است. اثربخشی این مداخله در مطالعات متعدد و در شرایط مختلف نشان داده شده است. در این روش به ازای انجام تکالیف درمانی و پیشرفت در رفتارهای مثبت تقویت دریافت کرده و در صورت عدم اجرای قراردادها مثلاً آزمایش مثبت ادرار با برخی محدودیتها موجه میشود مثلاً باید داروی خود را در محل مرکز درمانی استفاده کند علی رغم اثربخشی قابل توجه به دلیلی محدودیتهای موجود در اجرا، عملاً بسیار کم مورد استفاده مراکز درمان اعتیاد قرار می گیرد.

 

گروه درمانی: امکان صحبت در مورد مشکلات و بررسی و بحث و تبادل نظر در مورد مسائل مربوط به فرآیند درمان را فراهم می کند.  بعضی معتقدند گروه درمانی بهترین روش برای درمان معتادان است.

 

روان درمانی روانپویشی : در این روش به انگیزه های فردی، ارتباطی و اجتماعی که در طی دوران رشد بر فرد حادث شده و زمینه ساز پیدایش اعتیاد شده است، اشاره می شود. بعضی از محققین اعتقاد دارند که سم زدایی به تنهایی نمیتواند به بیمارکمک کند، بلکه بیمار نیازمند مداخلات روان درمانی و انگیزشی است.  درمان باید برتقویت احساس کنترل و تسلط فرد، به ویژه از طریق برنامه ریزی برای فرصتها و تمرین رفتارهای مقابله ای مناسب تمرکز کند (لوئیس[27]، دانا، بلوینس، 2009).

در مجموع میتوان گفت که وضعیت سلامتی روانی نقش مهمی در سبب شناسی و فرایند درمان فرد معتاد بازی میکند. وجود اختلالهای روانی مزمن باعث مقاومت در درمان و بازگشت دوباره بیماری میشود (کاپلان و سادوک، 2003؛ مارکوس[28]، 2001). با توجه به ماهیت مزمن و عود کننده بودن بیماری اعتیاد، عده زیادی از افرادی که مصرف مواد را ترک میکنند؛ اندکی بعد از دوره ی سم زدایی دچار لغزش میشوند. از این رو برای اینکه بتوان به فرد معتاد کمک کرد، در کنار مرحله سم زدایی و بعد از آن در مرحله توانبخشی، استفاده از فنون روان درمانی ضرورتی دوچندان پیدا میکند.

مطلب مشابه :  آیا می­توان برناتوانی­های یادگیری فایق آمد؟

 

پذیرش مسئولیت: صرف نظر از اینکه مشکل چگونه شروع شده باشد افراد باید ازطریق ی ادگیری فنون رفتاری، بیاموزند که مسئو لیت حل مشکلات خود را به عهده بگیرند؛ بدون این که مجبور باشند خود را به علت شروع اعتیاد سرزنش کنند (مارلات و گوردون، 1999). پذیرش مسئولیت یکی از اولین گام های درمان بیماران معتاد است. نقطه قوت این نگرش این است که بیمار از همه توانایی خود برای ایجاد تغییرات درمحیط زندگی اش استفاده میکند .مارلات و گوردون (1999) در تاکید بر این دیدگاه معتقدند که آسیب شناسی اعتیاد میتواند تحت تاثیرعواملی کاملا متفاوت با عوامل مربوط به فرایند درمان و بهبودی به حساب آید.

 

ارجاع به گروههای خودیاری معتادان گمنام: گروههایی هستند که توسط خود معتادان به منظور حمایت از یکدیگر، گفتگو، راهنمایی و ارائه راه حل تشکیل می شود. این گروهها فاقددرمانگر بوده و خود معتادان آنها را اداره می کنند. در این گروهها بر مسئولیت خود فرد در ارتباط با اعتیاد تأکید می شود. این گروه بر اساس دوازده قدم و دوازده سنت که نمایانگر قاعده و اصول این گروههاست، اداره می شود.

12-2 گروه درمانی

روان درمانی گروهی یک نوع درمان کاملاً پذیرفته شده روانشناختی است که از تعاملات سازنده بین اعضاء و مداخلات یک رهبر اموزش دیده جهت تغییر رفتار غیر انطباقی تفکرات و احساسات افراد مبتلا به نارضایتی استفاده می نماید. طی دهه های گذشته تعداد قابل ملاحظه ای از بیمارن روانی توسط گروه درمانی مداوا شده اند.گروه درمانی برای بیماران بستری سرپائی و در خیلی دیگر از موقعیت های اجتماعی قابل اجرا می باشد .همچنین برخی اصول روان درمانی گروهی با موفقیت زیادی در زمینه های اقتصادی آموزشی و به صورت گروههای رویارویی کاربرد داشته است.

از گروه درمانی برای درمان اعتیاد استفاده فراوانی می شود. معتادان در گروهها به بازسازی روابط بین فردی، دریافت حمایت، داشتن یک شبکه ی اجتماعی جدید، دریافت کردن بازخوردهای سالم و مناسب و آموزشهای کم هزینه ای دست پیدا می کنند (مؤمن پور، 1387). بسیاری از مسائل و مطالب عنوان شده در روان درمانی گروهی در زندگی روزانه ما بسادگی اتفاق می افتد. تدابیر درمان که مهمترین مسئله مورد بحث در روان گروهی است تنها به گروه درمانی اختصاص ندارد بلکه در هر گروه عادی کم و بیش وجود دارد.  به طور عادی ما در زندگی روزمره خود با افراد و گروه های مختلفی ارتباط داریم که این روابط برای سلامتی ما لازم است، البته همه روابط زمینه سلامت بخشی ندارند و حتی بعضی از روابط نیز ناسالم و بیماری زا هستند. آن دسته از روابط فی مابین افراد که توأم با ریا و تزویر و فخر فروشی باشد و همچنین روابط توأم با فشار تحقیر روابطی ناسالم است.

از سوی دیگر رابطه صمیمانه رابطه ای است که از نظر روانشناسی نیازهای روانی انسان را ارضاء میکند و هر انسانی با تمام وجود آن را طلب می کند. روان درمانی گروهی چیزی جز ارائه شناخت و تصحیح رفتار بیمارگونه نیست. رفتاری که باعث شده دیگران از فرد فاصله بگیرند و او تنها منزوی گردد، شاید یکی از علل رشد درمان های روانی در جوامع بزرگ و پیشرفته مسئله تنهایی و بی همدلی افراد باشد. بنابراین روان درمانی گروهی زمانی ضرورت پیدا می کند که نیاز اجتماعی فرددر ارتباط بادیگران برآورده نشده و یا محیط به گونه ای است که هر چند روابط انسانی به حد کافی وجود دارد، ولی روابط موجود غلط و ناسالم می باشد. در بررسیهای کلینیکی به عمل آمده از معتادین مشخص شده است که اغلب آنها قبل از اعتیاد دچار بیماری افسردگی بوده و در روابط درون فردی و بین فردی دارای مشکل هستند.

معتادین معمولاً با خانواده خود روابط سالمی ندارند. همچنینی با گروه های طبیعی اجتماعی نیز دچار مشکل هستند به نارضایتی استفاده می نماید .طی دهه های گذشته تعداد قابل ملاحظه ای از بیمارن روانی توسط گروه درمانی مداوا شده اند.گروه درمانی برای بیماران بستری سرپائی و در خیلی دیگر از موقعیت های اجتماعی قابل اجرا می باشد. همچنین برخی اصول روان درمانی گروهی با موفقیت زیادی در زمینه های اقتصادی آموزشی و به صورت گروههای رویارویی کاربرد داشته است.

از گروه درمانی برای درمان اعتیاد استفاده ی فراوانی می شود. معتادان در گروهها به بازسازی روابط بین فردی، دریافت حمایت، داشتن یک شبکه ی اجتماعی جدید، دریافت کردن بازخوردهای سالم و مناسب و آموزشهای کم هزینه ای دست پیدا می کنند (مؤمن پور، 1387).

بسیاری از مسائل و مطالب عنوان شده در روان درمانی گروهی در زندگی روزانه ما بسادگی اتفاق می افتد. تدابیر درمان که مهمترین مسئله مورد بحث در روان گروهی است تنها به گروه درمانی اختصاص ندارد بلکه در هر گروه عادی کم و بیش وجود دارد. به طور عادی ما در زندگی روزمره خود با افراد و گروه های مختلفی ارتباط داریم که این روابط برای سلامتی ما لازم است، البته همه روابط زمینه سلامت بخشی ندارند وحتی بعضی از روابط نیز ناسالم و بیماری زا هستند. آن دسته از روابط فی مابین افراد که توأم با ریا وتزویر و فخر فروشی باشد و همچنین روابط توأم با فشار تحقیر روابطی ناسالم است.

از سوی دیگر رابطه صمیمانه رابطه ای است که از نظر روانشناسی نیازهای روانی انسان را ارضاء میکند و هر انسانی با تمام وجود آن را طلب می کند. روان درمانی گروهی چیزی جز ارائه شناخت و تصحیح رفتار بیمارگونه نیست. رفتاری که باعث شده دیگران از فرد فاصله بگیرند و او تنها منزوی گردد، شاید یکی از علل رشد درمان های روانی در جوامع بزرگ و پیشرفته مسئله تنهایی و بی همدلی افراد باشد. بنابراین روان درمانی گروهی زمانی ضرورت پیدا می کند که نیاز اجتماعی فرد در ارتباط بادیگران برآورده نشده و یا محیط به گونه ای است که هر چند روابط انسانی به حد کافی وجود دارد، ولی روابط موجود غلط و ناسالم می باشد.

بنابراین پس از طی دوره سم زدایی و ترک جسمی بایستی شرکت در جلسات گروه درمانی با جدیت دنبال شود تا خلاء روابط ناسالمی که قبلاً در گروه های طبیعی داشته است برطرف گردد و روابط بین فردی به تدریج بهبود یابد. ناگفته نماند که بر اثر تعامل ایجاد شده در گروه علاوه بر بهبودی روابط بین فردی روابط درون فردی معتادان نیز دستخوش تحول گردیده و نگرش فردی نسبت بخود مثبت گردیده و نهایتاً درمان کامل دنبال می شود) ثقه الاسلام، 1388).

13-2 مقایسه دارودرمانی با تلفیق دارودرمانی و درمانهای روانشناختی

با توجه به یافته های به دست آمده از تحقیق حدادی و همکاران  می توان نتیجه گرفت که درمان کنترل تکانه به شیوه گروهی مبتنی بر الگوی شناختی  رفتاری در کنار دارو درمانی توانسته است تکانشگری را در

بیماران مصرف کننده کراک تدخینی بیشتر از دارودرمانی به تنهایی، کاهش داده و بهبود بخشد .

این یافته ها با یافته های (آزرین[29] و نان، 1998و 2011؛ راتنر[30] 2006 و روزنبام[31] و آیلون، 2012 و اوپدیک[32] و روتنبام، 2012 وکرندال[33] و فینچ، 2010؛ تیلور[34]، 1990؛ روتبام[35] و نینان، 2009؛ به نقل از عدالتی، 1390) همسو است. در این پژوهش مشخص شد که میزان اثربخشی مداخله کنترل تکانه بر زیرمقیاس های تکانشگری به یک اندازه نبوده و بر تکانشگری شناختی بیشترین تأثیر را داشته است که به نظر میرسد دلیل اول آن، آشنایی بیماران با الگوهای فکری آسیب رسانی است که می توانند، راه انداز هیجانات منفی و رفتارهای تکانشی در آنها شده و زمینه لغزش یا برگشت مجدد به مصرف مواد را فراهم سازند.

بعد از تکانشگری شناختی این مداخله بر تکانشگری حرکتی نیز تأثیر مطلوبی داشته که از دلایل اصلی آن، آشنایی و اصلاح الگوهای رفتاری آسیب رسانی است که می توانند منجر به ارزیابی منفی دیگران، عدم اعتماد اطرافیان و عدم همکاری در فرایند درمان، شوند. به اصطلاح ارزیابی که دیگران، از بیمار، در زندگی روزمره دارند برخلاف زمان مصرف، اهمیت پیدا می کند. کمترین تأثیر این مداخله نیز بر بی برنامگی است که به نظر می رسد دلیل اصلی آن عدم اطمینان از حمایت های آتی اطرافیان در زمینه های کاری، خانوادگی و اقتصادی…  می باشد.

همچنین نتایج پژوهش ها نشان داد که درمان کنترل تکانه به شیوه گروهی همراه با دارودرمانی توانسته است میزان ولع مصرف را در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل که تنها از دارودرمانی بهره می بردند، پس از مداخله، به طور معناداری کاهش داده و منجر به بهبودی بیشتر ولع مصرف در گروه آزمایش شود. این یافته نیز با یافته های پژوهش کارول (1999 )، فئینی و همکاران (2006 )، موریت[36] و همکاران (2008)، سرودی و همکاران (2008 )، وینگارت و همکاران (2009)، هیدس[37] و همکاران (2010) همسو می باشد. از دلایل مهم کاهش میزان ولع مصرف در این  گروه از بیماران، افزایش آگاهی بیماران نسبت به شرایط و نشانه های ایجادکننده ولع مصرف، آگاهی از واکن شهای نادرست قبلی به این نشانه ها مثل: واکنش سریع و عجولانه، بدون تفکر و بدون ارزیابی شرایط محیطی، و یادگیری مقابله موثرتر با این نشانه ها می باشد.

در مورد شدت اعتیاد نتایج پژوهش حاضر نشان داد هر دو روش روان درمانی همراه با دارودرمانی و دارودرمانی به تنهایی، بر تمامی زیرمقیاس های شدت اعتیاد تأثیر داشته و منجر به کاهش نمرات آنها شده اما این کاهش در مورد برخی زیرمقیاس ها معنی دار بوده و برای برخی دیگر معنی دار نبوده است.

بدین ترتیب که درمان کنترل تکانه به شیوه گروهی در کنار دارودرمانی برای گروه آزمایش، توانسته است نمرات زیرمقیاسهای وضعیت روانی و وضعیت مصرف مواد را در این بیماران، به طور معنی داری کاهش داده و بهبود بخشد .در حالی که در مورد زیرمقیاس های وضعیت طبی،  وضعیت شغلی،  وضعیت حقوقی،  وضعیت خانوادگی، کاهش نمرات معنی دار نبوده و بهبودی برای این زیرمقیاس ها ایجاد نشده است. نتایج پژوهش حدادی و همکاران  در مورد شدت اعتیاد، نتایج ، پژوهش پتری[38] و همکاران (2009) ژائومین و همکاران (2009 )، کامینر، بورلسون (2012) را تنها در مورد زیرمقیاس های وضعیت روانی و وضعیت مصرف مواد تائید میکند و با نتایج (روزنبلوم و همکاران 1999، نقل از شربام و همکاران، 2009) کاملاً همخوان می باشند.

[1]  Mokri

[2].  Karick 1. Blume & Park

[3] Prochaska & Dikamente & Narkass

[4]  Dikamente & Narkass

[5]  Velasques & Crouch

[6]  Jonze & MC Mohan

[7]  Kovistimed A ,D

[8]  Jomy & Bradley

[9]  Jones

[10]  Beck

[11]  Reyabechenko & Lisman

[12] Batvin & A,H

[13] Rasson

[14]  Garey

[15]  Bandoura

[16] Fisher& A, D

[17]    Franklin

[18]    DSM

[19] .  Marlatogurdon

[20] .  Allis

[21] .  Mc. laren

[22].   Mackmalin

[23].   Jaliz

[24]  Confrontational

  1. 2. Active Listening

[26]. Empathetic Counseling

[27]  Loeiz & Danaa & Bloiiz

[28]  Markous

[29]  Arzin & Nan

[30]  Ranter

[31]  Rozenbam & Ailan

[32]  Optic & Rotenbam

[33]  Kerendal & Finich

[34]  Tilver

[35]  Rotebam & Ninan

[36]  Morit A. D

[37]  Hidis A. D

[38]  Petri A. D[38] Ranter