ـ راهبردهای فراشناختی

 راهبردهای فراشناختی به عنوان جنبه‌های خیلی مهم راهبردهای یادگیری شناخته شده‌اند. فلاول (1979) برای اولین بار در مقاله خود اصطلاح فراشناخت را مطرح کرد و آن را دانش فرد درباره فرایند های شناختی خود تعریف کرد. به گفته او راهبردهای فراشناختی، نظارت آگاهانه از راهبردهای شناختی فرد برای رسیدن به اهداف خاص است. به عبارت دیگر راهبردهای فراشناختی تدبیرهایی هستند برای نظارت بر راهبردهای شناختی و هدایت آنها (استفان، گری، 2009).  در نظر او فراشناخت هرگونه دانش یا فعالیت شناختی است که موضوع آن کنترل هر جنبه از اقدامات شناختی و تنظیم آن است. این مقوله از آن جه.ت فراشناخت خوانده می‌شود که معنای اصلی آن «شناخت در مورد شناخت» است. گمان می‌رود که مهارت‌های فراشناختی، نقش مهمی در انواع فعالیت‌ها از جمله رد و بدل کردن اطلاعات به صورت کلامی، ترغیب کلامی، نوشتن، فراگیری زبان، توجه، حل مسئله، شناخت اجتماعی و اشکال مختلف خودآموزی و کنترل خود ایفا می‌کنند (گارتلند و استروس نایدر، 2007).

فراشناخت به دانشی که فرد درباره فرایندهای شناختی‌اش دارد (مثل حافظه) و فعالیت‌هایی که شناخت را کنترل می‌کنند (مثل راهبردهای به کار گرفته شده برای تنظیم درک مطلب) اشاره دارد و فراشناخت در معنای دوم خواننده را قادر می‌کند که اولا تشخیص دهد که آیا متن را فهمیده است؟ (ارزیابی درک مطلب) و  آیا گام‌های مناسب را برای دوباره به دست آوردن فهم مسئله‌ای که شناسایی شده است، برداش ته است؟ (تنظیم درک مطالب)، (رحمان، یاسین، سلام الدین و سورات، 2014).

بین راهبردهای شناختی و فراشناختی تفاوت های بنیادین وجود دارد. چنانچه بنابر نقل استفان، گری، (2009) از دمبو (1994) بین این دو راهبرد ها تفاوت های زیادی وجود دارد:

برحسب نظام خبرپردازی، راهبردهای شناختی به ما کمک می‌کنند تا اطلاعات تازه را به منظور پیوند دادن با اطلاعاتی که می‌دانیم و برای ذخیره‌سازی در حافظه دراز مدت آماده سازیم.‌ راهبردهای شناختی ابزارهای لازم برای یادگیری محتوا هستند، اما راهبردهای فراشناختی بر راهبردهای شناختی اعمال شناخت می‌کنند و به آنها جهت می‌دهند. به سخن دیگر، می‌توان به یادگیرندگان راهبردهای شناختی زیادی آموزش داد، اما اگر آنان از مهارت‌های فراشناختی لازم که می‌گوید در یک موقعیت معین کدام راهبرد یا استراتژی شناختی مورد استفاده قرار گیرد و چه وقت باید تغییر استراتژی داد، بی‌بهره باشد هرگز یادگیرندگان موفقی نخواهند شد. بنابراین، راهبردهای شناختی و فراشناختی باید با هم کار کنند (استفان، گری، 2009).

 گارنر (1998) برای روشن ساختن تمایز بین راهبردهای شناختی و راهبردهای فراشناختی این مثال را ذکر کرده است: فرض کنید دانش‌آموزی قرار است در آینده نزدیک در امتحان درس تاریخ شرکت کند. برای آماده شدن به منظور شرکت در این امتحان، کتاب درسی خود را که قبلاً در طول ترم تحصیلی مطالعه کرده بازخوانی می‌کند و درباره نکات مهم کتاب، برای مرور کردن در شب امتحان، یادداشت تهیه می‌نماید بازخوانی مطالب کتاب درسی، و یادداشت‌برداری دونوع راهبرد شناختی هستند، زیرا دانش‌آموز از طریق آنها اطلاعات مربوط به درس تاریخ را می‌آموزد و به حافظه می‌سپارد. حال اگر دانش‌آموز مورد نظر، پس از خواندن و یادداشت‌برداری بکوشد تا با جواب دادن به سؤالات آخر فصل های کتاب، آموخته‌های خود را ارزیابی کند، این ارزیابی شخصی، یک راهبرد فراشناختی به حساب می‌آید. اگر نتیجه این ارزیابی نشان دهد که دانش‌آموز برای امتحان درس آمادگی کامل را کسب نکرده است همان راهبردهای شناختی یا راهبردهای شناختی دیگر را به کار خواهد بست تا اینکه بالاخره اطلاعات لازم را درباره کتاب کسب نماید (سیف، 1390).

بر طبق نظر بوندز و همکاران (1992)، فراشناخت دو جنبه اساسی را در برمی‌گیرد: نخستین جنبه این است که یادگیرنده از طبیعت تکالیف یادگیری و نیازهایش برای دسترسی به تکالیف آگاه است. دومین جنبه این است که یادگیرنده، دانش مربوط به تکمیل تکلیف یادگیری را در اختیار دارد. بنابراین افراد دارای راهبردهای فراشناختی، دانش اطلاعات جدید و راهبردهای شناختی را دارند.

راهبردهای فراشناختی عمده را می توان در سه دسته قرار داد (سیف، 1390).

2-3-2-1- راهبردهای برنامه‌ریزی

 این راهبردها شامل انتخاب هدف برای یادگیری و مطالعه، پیش بینی زمان لازم برای مطالعه، تعیین سرعت مناسب برای مطالعه، تحلیل چگونگی برخورد با موضوع یادگیری و انتخاب راهبردهای یادگیری مناسب است. سیف (1390) از دمبو (1994)، نقل می کند که دانشجویان موفق آنهایی نیستند که فقط سر کلاس حاضر می شوند و به درس گوش می دهند و یا اینکه اقدام به یادداشت برداری می کنند، بلکه دانشجویان موفق کسانی هستند که زمان مورد نیاز برای انجام تکالیف درسی را پیش بینی می کنند و از سایر رفتارهای خود نظم دهی و خود ساماندهی نیز استفاده های فراوان می برند.

مطلب مشابه :  علائم فشار خون پایین؛ دلیل افت یهویی فشار خون چیه؟ 

 

2-3-2-2-راهبردهای نظارت و  ارزشیابی

 منظور از نظارت و ارزشیابی این است که یادگیرنده برای آگاهی یافتن از چگونگی پیشرفت خود بر کارش نظارت آگاهانه اعمال می کند و مرتبا به ارزشیابی آن می پردازد. که از آن جمله می توان به سوال پرسیدن به هنگام مطالعه و بررسی زمان و سرعت مطالعه را نام برد (سیف، 1390).

جوناستن (1988) می‌گوید که در مجموع، همه راهبردهای فراشناختی، نظارت کردن بر فرایند یادگیری را هدف قرار می‌دهند. همچنین نظارت به طور گسترده در الگویی که توسط مارکمن (1979 و 1977) ارائه شده مورد مطالعه قرار گرفته است. در تحقیقات مارکمن، کودکان متونی را که شامل مطالب ناهمخوانی بود می‌شنیدند اما اغلب نمی‌توانستند آنها را متوجه شوند. این نتیجه به عدم توانایی در نظارت بر درک متن نسبت داده شد. به طور کلی، کودکان اغلب نمی‌توانند این نوع مسائل را در متن متوجه شوند، اما باید تأکید کرد که بزرگسالان نیز درک خود را کاملاً نظارت نمی‌کنند (نقل از گارتلند و استروس نایدر، 2007).

کپلی (1985) عنوان کرده است که بسیاری از خطاهای نظارتی به علت پردازش ناکافی متن می‌باشد. به این معنی که کودکان نمی‌توانند از پردازش استدلالی و سازنده، که توسط بزرگسالان انجام می‌گیرد استفاده می‌کنند. علی‌رغم تصویر نسبتاً منفی از نظارت خود به خودی کودکان، مواقعی نیز وجود دارد که حتی کودکان بسیار کم سن و سال، نارسایی شناخت خود را شناسائی می‌کنند. این نوع نظارت منجر به شروع تغییر راهبرد می‌شود. کودکان بعضی از خطاهای در گفتار، بعضی از مسائل مربوط به درک شنیداری و بعضی از خطاها را در حین محاسبه نظارت می‌کنند (گارتلند و استروس نایدر، 2007).

 

2-3-2-3- راهبردهای نظم دهی

راهبردهای نظم دهی یا سامان دهی موجب انعطاف پذیری در رفتار یادگیرنده می شود و به او کمک می کند تا هر زمان که برایش ضرورت داشته باشد روش و سبک یادگیری خود را تغییر دهد. راهبردهای نظم دهی با راهبردهای نظارت و ارزشیابی به طور هماهنگ عمل می کنند. یعنی وقتی که یادگیرنده از راه نظارت  متوجه می شود که در یادگیری موفقیت لازم را به دست نمی آورد و این مشکل ناشی از سرعت کم یا زیاد مطالعه یا راهبردهای غیر موثر یادگیری است، بلافاصلا سرعت خود را تعدیل می کند و از راهبردهای بهتری استفاده می کند (سیف، 1390). 

انواع راهبردهای فراشناختی به طور خلاصه در جدول 2-2  آمده است.

 

 

 

 

جدول 2-2-راهبردهای فراشناختی (سیف ، 1390:  299 )

انواع راهبردهای

فرا شناختی

مصادیق

راهبردهای برنامه ریزی

تعیین هدف مطالعه

پیش بینی زمان لازم برای مطالعه و یادگیری

تحلیل چگونگی برخورد با موضوع یادگیری

انتخاب راهبردهای یادگیری شناختی

راهبردهای نظارت و ارزشیابی

ارزشیابی از پیشرفت

نظارت بر توجه

طرح پرسش در حین مطاله

بررسی زمان و سرعت مطالعه

راهبردهای نظم دهی

تعدیل سرعت مطالعه

اصلاح و تغییر راهبرد شناختی

 

همانگونه که در جدول 2-2 نیز مشاهده می شود راهبردهای فراشناختی شامل راهبردهای برنامه ریزی، راهبردهای نظارت و ارزشیابی و راهبردهای نظم دهی است که هرکدام از این راهبردها نیز دارای مصادیقی است که در مظالعه و یادگیری می توان از آنها استفاده کرد.

پاریس و ینگوراد (1983) در بحث راهبردهای فراشناختی دو جنبه دانش و کنترل خود و دانش و کنترل فرایند را مطرح می‌کنند (نقل از قلاوندی، 1393).

1ـ دانش و کنترل خود: دانش و کنترل خود شامل سه بخش تعهد، نگرش و دقت می‌باشد.

الف) تعهد: اکثر معلمان بنابر شم خود می‌دانند که تعهد دانش‌آموزان نسبت به تکالیف درسی عمده‌ترین عامل موثر در موفقیت آنهاست. و بدون در نظر گرفتن کیفیت درس ها و مواد درسی اگر شاگردان کوشش ننمایند پیشرفت نخواهند کرد.  تعهد، قضیه شانس و تصادف نیست. همه مردم این قدرت را دارند که در هر زمان ایجاد تعهد نمایند. پاریس و کراس (1983) این جنبه فراشناخت را متحد کردن و تنظیم مهارت با اراده می‌نامند.

مطلب مشابه :  علائم فشار خون بالا و راه های علاج اون 

ب) نگرش: هنگامی که به انجام تکلیف می‌پردازیم، طرز برخورد ما دقیقاً وابسته به سطح تعهد ماست. وینر (1983 و 1972) الگوی سه‌گانه رفتار انسان را به عنوان یک اصل قبول دارد. الگویی که در آن، رفتار می‌تواند به دلیل تأثیر متقابل سه مؤلفه مهم یعنی طرز برخورد، نگرش، عواطف و اعمال باشد. گاهی عواطف باعث نگرش‌هایی می‌شود که بعد روی رفتار تأثیر می‌گذارند. نظریه پردازانی همچون وینر و همکاران (1983) و هارتر (1980) نیروی نگرش را خیلی ساده و صریح، چنین بیان کرده‌اند. «کوشش نتیجه بخش است» (نقل از حسن آبادی و همکاران، 1391).  

ج) دقت: آخرین مرحله خود نظم بخشی در فراشناخت است. آگاه بودن و کنترل سطح توجه و دقت است. روانشناسان معتقدند که ما در هر لحظه زیر بمباران محرک ها قرار داریم و مسلماً نمی‌توانیم به همه آنها توجه کنیم یا به آنها بپردازیم، پس به برخی توجه داریم و بقیه را نادیده می‌گیریم (نورمن، 1969). دقت دونوع است: دقت غیر ارادی و دقت ارادی. دقت غیرارادی انعکاسی است، یک واکنش است. به عنوان مثال، نوزادان با شنیدن صدای بلند سرخود را در جهت صدا تکان می‌دهند. هنگامی که طبق دقت غیرارادی عمل می‌کنیم به غیر عادی‌ترین انگیزه و یا انگیزه‌ای که بیشترین شدت را دارد توجه می‌نمائیم (لورا، 1973). دقت ارادی تخت کنترل خودآگاه یا هشیار قرار دارد و بیشتر فعال است تا منفعل. برای مثال در حین تماشای یک تصویر وقتی تصمیم می‌گیریم که به جزئیات آن توجه کنیم، طبق دقت ارادی عمل کرده‌ایم. دانش‌آموزان باید این درک را داشته باشند که تکالیف متفاوت نیاز به سطوح متفاوتی از دقت دارد (احضر، 1380).

2ـ دانش و کنترل فرایند: پاریس و یونگراد (1983) در جریان بحث‌های خود در مورد دانش و کنترل فرایند، دو عنصر مهم را مورد تأکید قرار داده‌اند (سیف، 1390) :

الف: دانش های مؤثر در فراشناخت:

1ـ دانش خبری: به جنبه‌هایی از «دانش اینکه» و به آگاهی از اطلاعات اشاره دارد.

2ـ دانش روندی: به جنبه‌هایی از «دانش چگونگی» و به اطلاعات درباره روشها، قانون‌ها و اصول اشاره دارد.

3ـ دانش شرطی: به جنبه‌هایی از «دانش چه وقت و چرا» مربوط است. و در مورد تصمیم برای روش های ویژه استفاده و انتخاب، قانون ها و اصول به کار می‌رود (هیسو، 1997).    

ب ـ کنترل اجرایی رفتار:

کنترل اجرایی رفتار یعنی دومین جنبه فراشناخت مربوط به فرایند، شامل ارزش سنجی، طرح‌ریزی و نظم بخشی است.

1ـ ارزش سنجی: شامل ارزیابی وضع موجود دانش، یعنی سنجیدن وضع روحی و ذهنی ماست. آیا آنچه تاکنون خوانده‌ام درک کرده‌ام؟ آیا شرح و نوشته‌های این نقشه را فهمیده‌ام؟ ارزش‌سنجی در تمام طول یک فرایند رخ می‌دهد و هم نکته پایانی یک تکلیف است.

ارزشیابی شامل ارزیابی هدف و هدف های فرعی تکلیف است. کار را کجا باید خاتمه دهم؟ در طول کار کدام اهداف را می‌خواهم به نتیجه برسانم؟ اگر به هدف نهایی دست نیابم به کدامیک از هدف های فرعی می‌توانم نایل شوم؟

2ـ طرح‌ریزی: شامل برگزیدن آگاهانه راهبردها و به منظور تحقق بخشیدن اهداف خاص می‌باشد. در اینجا نقش دانش اخباری و شرطی آغاز می‌شود. دانش‌آموزان باید مجموعه یا گروهی از روشهای مربوط به کار را بدانند و در مورد هر نکته معین مناسب‌ترین را برگزینند.

3ـ نظم بخشی: شامل کنترل پیشرفت در جهت اهداف فرعی که شناسایی دهنده است می‌باشد. نظم‌بخشی، فرایند دائمی از میزان نزدیک بودن به هدفهای فرعی است. آیا به هدفم از آنچه آخرین بار کنترل کردم، نزدیکتر شده‌ام یا دارم از آن منحرف می‌شوم؟ (مارزینو و همکاران 1989).



. Flavell

.Estephan & Gary

. Gartland & Strosnider

5. Garner

. Bonds

1. Jonasten

. Markman

. Pars & Ungrad

. Cross

2. Weiner

1. Harter

2. Norman

3. Lora