دانلود پایان نامه

زمان حال میشود همچنین باعث گشودگی نسبت به فرصتهای جدید میگردد (اشنایدر، 2000).
محققان و متخصصان بالینی نه تنها بر ضعف افراد بلکه بر قوتهایی تأکید دارند که رشد سلامتی را تضمین میکند،. امید یکی از سازههایی است که بعنوان شاخص توانمندی در بهزیستی مثبت افراد مورد توجه واقع شده است. اکثر تحقیقات گذشته در مورد امید (اشنایدر و همکاران، 1997؛ وال، هیوبنر و سولدو، 2004) رابطه آن را با متغیرهای مهمی از قبیل حمایت اجتماعی، مشکلات رفتاری و ویژگیهای شخصیتی نشان دادهاند با این حال پژوهش‌های مداخلاتی در این سازه هنوز در ابتدای راه است. طرفداران عملکرد توانایی محور در مقابل نقص محور معتقد به این هستند که حوزه روانشناسی مثبت به متخصصان این امکان را خواهد داد تا با داشتن ابزارهایی جدید مراجعان خود را از چشمانداز وسیع و کاملتری نظاره کنند.
در طول تاریخ اثر امید مورد شک و تردید و مباحثه قرار گرفته و تعریف آن نیز دائماً ارزیابی شده و تغییر یافته است. در دهه های گذشته نظریههای تفکر امیدوارانه حول ادراک این موضوع بوده که اهداف دست یافتنی هستند (اشنایدر، فلدمن، تیلور، اسکرودر و آدامز، 2000). اشنایدر سازه امید را به عنوان فرایند تفکری تعریف می‌کند که از طریق آن افراد اهداف خود را به صورت فعال تعقیب میکنند.
 رابینسون (1983؛ به نقل از اسلامی‌نسب، 1373) نیز معتقد است امید یکی از پایه‌های اصولی توازن و قدرت روانی است که مشخص‌کننده‌ی دستارودهای زندگی است. از نظر اشنایدر (2000)، امید حالت انگیزشی مثبتی است که مبتنی بر پایداری و راه‌یابی است و محصول تعامل فرد با محیط است؛ به سخن دیگر، امید عبارت است از: ظرفیت تصور توانایی ایجاد مسیرهایی به سمت اهداف مطلوب و تصور داشتن انگیزه برای حرکت در این مسیرها (اشنایدر، 2000).
به اعتقاد فلدمن و اشنایدر (2005)، برگزیدن هدف‌های مناسب و تلاش برای رسیدن به آن‌ها همان چیزی است که می‌توان به آن تفکر هدف‌مند یا امید گفت. اشنایدر و همکارانش، امید را مجموعه ای شناختی می دانند که مبتنی بر احساس موفقیت ناشی از منابع گوناگون (تصمیم‌های هدف‌مند) و مسیرها (شیوه ی انتخاب‌شده برای نیل به اهداف) است. بنابراین، امید یا تفکر هدف‌مند از دو مؤلفه‌ی مرتبط به هم یعنی «مسیرهای تفکر» و «منابع تفکر» تشکیل شده اند. مسیرهای تفکر انعکاس‌دهنده‌ی ظرفیت فرد برای تولید کانال های شناختی در رسیدن به اهدافش است و منابع تفکر عبارتند از افکاری که افراد برای رسیدن به اهدافشان، درباره‌ی توانایی‌ها و قابلیت‌هایشان برای عبور از مسیرهای برگزیده، تعریف کرده‌اند. از طریق ترکیب منابع و مسیرها می‌توان به اهداف رسید. اگر هر کدام از این دو عنصر شناختی وجود نداشته باشند، رسیدن به اهداف غیر ممکن است (اشنایدر، 2002).
اشنایدر و همکاران (2006) در تعریف دیگری، امید را مجموعه‌ای ذهنی می دانند که مبتنی بر حس متقابل اراده و برنامه‌ریزی برای رسیدن به هدف است. از آنجا که امید به زندگی با نگرش‌ها و ساختارهای مرتبط با زندگی در ارتباط است. هر فردی که به زندگی امیدوار است باید به چگونگی گذران زندگی و کیفیت آن حساس باشد و به ارتقای کیفیت زندگی بپردازد. ارتقای سطح کیفیت زندگی در گرو ارتقای سطح سلامت است. ارتقای سطح سلامت نیز به مثابه ی محور توسعه‌ی جوامع پذیرفته شده و با توجه به سیاست‌های سازمان جهانی بهداشت هدف نهایی تمامی دولت‌هاست (لگلر، 2007).
واژه “Life Expectancy” در لغت به معنی تعداد متوسط سالهایی است که یک شخص اگر شرایط مرگ و میری را که در جدول عمر مشخص شده، به کار بندد، زندگی خواهد کرد (دیکشنری جمعیت‌شناختی، 1985). و در اصطلاح عبارت است از تعداد سالهایی که انتظار میرود یک فرد از یک سن تا سن دیگر زنده باقی بماند (حسینی، 1384). امید به زندگی و اهمیت جایگاه آن، برای برخوردار بودن از زندگی خوب و شاد، امری انکارناپذیر است (کینگ و همکاران، 2006). برخی از مؤلفان با توجه به یافته‌های موجود، اظهار کرده‌اند که وجود امید و احساس کردن آن در زندگی مانند کلیدی است که می‌تواند قفل و گره‌ مشکلات زندگی را باز کند و باعث شود تا افراد کنش‌های مثبتی داشته باشند (فرانکل، 1963).
فرانکل (1984) یکی از معروف‌ترین تعاریف امید به زندگی را بیان کرده است، وی بر آنست هنگامی که انسان به فعالیت‌های مورد علاقه‌اش می‌پردازد، با دیگران ملاقات می‌کند، به تماشای آثار هنری و ادبی می‌پردازد، و یا به دامان طبیعت پناه می‌برد، امید را در خود احساس می‌کند. هم چنین هنگامی که احساس می‌کند وجود و هستی‌اش به یک منبع لایزال پیوند خورده است و خود را متکی به چهارچوب‌ها و تکیه‌گاه‌های گسترده و قابل اتکایی مانند مذهب می‌داند و فلسفه‌ای برای زندگی کردن انتخاب کرده است زندگی را می بیند، آن را در می‌یابد و احساس می‌کند.
برخی از روان‌شناسان مانند آلپورت (1954)، مازلو (1962) و فرانکل (1972) امید در زندگی را مهم ترین عامل مؤثر بر کنش‌های روان‌شناختی مثبت می دانند. باتیستا و آلموند (1973)، زندگی همراه با امید را فرایند باورهای فردی می دانند تا منبع نهایی محتوای باورها. آن‌ها معتقدند هر چه فرد به ارزش‌های بیش‌تری باور داشته و متعهد باشد، احساس می‌کند زندگی‌اش از معنای بیش‌تری برخوردار است (فلدمن و اشنایدر، 2005). به نظر بامیستر (1991) هنگامی فرد می تواند احساس کند که از زندگی همراه با امید برخوردار است که چهار نیاز او ارضا شده باشد: 1- هدف‌مند بودن جهت زندگی؛ 2- احساس کارآمدی و کنترل؛ 3- برخوردار بودن از مجموعه‌ای از ارزش‌ها که بتواند به وسیله‌ی آن‌ها کنش‌هایش را توجیه کند؛ 4- وجود یک مبنای باثبات و استوار برای داشتن نوعی حس مثبت خودارزش‌مندی.
نظریه امید
از نظر اشنایدر امید فرایندی است که طی آن افراد ابتدا اهداف خود را تعیین میکنند، سپس راهکارهایی برای رسیدن به آن اهداف خلق میکنند و بعد از آن انگیزه لازم برای به اجرا درآوردن این راهکارها را ایجاد کرده و در طول مسیر حفظ میکنند. اشنایدر و همکاران (1991) یک نظریه ترکیبی مبتنی بر هدف را مطرح کردند که بسط یافته مدل تک بعدی سنتی بود و برای اولین بار زمینه‌ای را برای امکان سنجش معتبر و قابل اعتماد امید در افراد گشود. نظریه امید اشنایدر بر سه مؤلفه‌ی مرکزی بنیان گذاشته شده است: اهداف، گذرگاهها و عامل اهداف. اشنایدر (2000 ) با توجه به مصاحبههای متعددی که با افراد داشت معتقد است مردم در این ادعا که هر کاری که انجام میدهند سعی دارند در آن هدفی را دنبال کنند یک کلام بودند. اهداف نقاط پایان و یا زنجیره‌ی عمل ذهنی را ایجاد میکنند، آنها مرجع تئوری امید هستند (اشنایدر، 1994؛ اشنایدر، چیونز و سیمپسون، 1997).
اهداف اساس نظریه امید هستند که میتوانند کوتاه مدت یا بلند مدت باشند و از نظر اهمیت طبقهبندی شوند، اهداف بایستی برای تسخیر ذهن هشیار ما به حد کافی ارزشمند باشند و نیز اهداف امیدوارانه نوعی عدم حتمیت به همراه خود دارند. یک سر این زنجیره اطمینان قطعی اهدافی با احتمال نائل شدن 100% است، آنها نیاز به امید ندارند. در سر دیگر این زنجیره، اهداف غیرقابل دفاع (که احتمال نائل شدن به آنها 0% است) وجود دارند که بیش از این که مفید باشند غیرمولد هستند. در واقع تحقیقات این بحث را تأیید میکند که به نظر مردم، امید، یک کامیابی است که در مواقعی که احتمال رسیدن به هدف در حد متوسط میباشد وجود دارد (آوریل و همکاران، 1990؛ به نقل از اشنایدر، ‌2000).
در نظریه امید، اهداف منبع اصلی هیجان هستند، هیجان مثبت ناشی از دستیابی به هدف یا تصور نزدیک شدن به آن است، در حالی که هیجان منفی ناشی از شکست در دستیابی به هدف یا تصور دور شدن از آن است (اشنایدر، 2002). با توجه به پیوند بین دستیابی به هدف و عاطفه مثبت، ممکن است به نظر برسد که بهترین راهکار، تعیین اهداف آسان و کاملاً قابل دستیابی است. اما افراد دارای امید بالا معمولاً به دنبال اهدافی هستند که دارای میزانی متوسط از دشواری باشند (اشنایدر، 1994).
تفکرات، گذرگاه تواناییهای درک شده شخص هستند که راه های عملی را برای اهداف خواسته شده بوجود میآورند. تفکر گذرگاه اغلب قابل مشاهده در گفتار درونی از قبیل «من راهی برای انجام این کار پیدا خواهم کرد» میباشد، اگرچه تفکر گذرگاه خواستار تنها یک گذرگاه قابل استفاده به هدف خواسته شده است، اما افراد دارای سطوح امید بالاتر اغلب قادر به تصور چندین گذرگاه هستند و از تفکر واگرا استفاده می‌کنند این راه های متناوب هنگامی که فرد مجبور به مقابله با مانع یا مشکل در رسیدن موفقیتآمیز به اهداف میشود، تعیین‌کننده هستند. تفکر گذرگاه توانایی ادراک شده‌ی فرد برای شناسایی و ایجاد مسیرهایی به سمت هدف است (اشنایدر، 1994).
از آنجا که برخی از طرحها و نقشه ها ممکن است با شکست مواجه شوند، افراد دارای امید بالا، به منظور مقابله با موانع احتمالی، چندین گذرگاه را در نظرمیگیرند (اشنایدر، 1991، 1996؛ ایرولیگ و همکاران، 1998). لازم به ذکر است که آثار سودمند امید، ناشی از توانایی واقعی در ایجاد گذرگاهها نیست بلکه ناشی از این ادراک است که چنین گذرگاههایی در صورت لزوم میتوانند تولید شوند (اشنایدر و همکاران، 1991).
تفکرات عامل، به عنوان افکاری تعریف میشود که بدان وسیله افراد با توجه به تواناییشان گذرگاههایی انتخاب کنند و به تلاش خود ادامه دهند. این تفکرات، مؤلفه انگیزشی نظریه امید است که به شخص اطمینان میدهد قادر به شروع و تحمل تلاشهای ضروری برای دنبال کردن گذرگاه خاص میباشد یا نه. عامل، مستقیماً شناختهای افراد را در مورد توانایی آنها برای شروع و تحمل رفتارهای هدفگرا منعکس میکند، و با گفتارهای درونی مانند «من میتوانم این کار را انجام دهم» و «من قصد ندارم متوقف شوم» مشخص میشود (اشنایدر، لاپوینته، کروسون و ارلی، 1998). البته باید توجه داشت اهداف افراد بدون عزم در حرکت به سمت آن و حفظ تلاش لازم برای نیل به آن قابل دسترسی نخواهد بود.
در نظریه امید، رسیدن موفقیت آمیز به هدف، هیجانات مثبت را فرا میخواند و شکست در دستیابی هدف باعث هیجانات منفی میشود. این هیجانات، به نوبه خود گذرگاههای فرد و مؤلفه عامل را درباره تعقیب هدف آینده تغییر میدهند، هیجانات مثبت که از هدف موفق نتیجه میشود فرد را به کوشش و انتخاب اهداف آیندهی چالش انگیزتری  سوق میدهد، در مقابل هیجانات منفی مطابق با شکست در دستیابی به اهداف خاص ممکن است باعث بیمیلی فرد برای تلاش کردن و پیشرفت آینده شود. بنابراین توانایی فرد برای تعریف کردن هیجانات منفی که از شکستها و مصیبتهای شخصی ناشی میشود مستقیماً تفکر گذرگاه و تفکر عامل اهداف آینده را تحت تأثیر قرار میدهد (اشنایدر و همکاران، 1991).
6-2- مروری بر پژوهش‌های انجام شده
1-6-2- پژوهش‌های انجام شده در رابطه با ارتباط بهزیستی روانشناختی و تاب‌آوری
پژوهش‌های مختلف به بررسی ارتباط بین تاب‌آوری و بهزیستی روانشناختی پرداخته‌اند (مک و وونگ، 2011؛ ولف، 2001؛ توماس و همکاران، 2012؛ پرچ، فلانگر و اشمیت، 2012؛ کوتو، کولر و نوو، 2011).
مک و وونگ (2011) در پژوهشی نشان دادند که تاب‌آوری رابطه‌ی مثبت و سرکوبی رابطه‌ی منفی و معناداری با بهزیستی روانشناختی دارد.
توماس و همکاران (2012) در پژوهشی نشان دادند که تاب‌آوری پیش‌بینی‌کننده‌ی مثبت و معناداری برای بهزیستی روانشناختی است.
پرچ، فلانگر و اشمیت (2012) در پژوهشی دریافتند که تاب‌آوری دارای اهمیت بسیاری در بهزیستی می‌باشد به طوری که با افزایش تاب‌آوری، بهزیستی نیز افزایش می‌یابد.
کوتو، کولر و نوو (2011) در پژوهشی به بررسی نقش تاب‌آوری در رابطه‌ی رویدادها استرس‌زای زندگی و بهزیستی روانشناختی پرداختند که نتایج نشان داد، افزایش تاب‌آوری با افزایش بهزیستی روانشناختی رابطه‌ی معناداری دارد.
بررسی تفاوتهای جنسی در تابآوری نیز نشان داد در بزرگسالی، زنان در مقایسه با مردان آسیبپذیری بیشتری را در مواجهه با عوامل مخاطرهآمیز نشان میدهند، اما در دوران کودکی دختران تابآوری بهتری را نسبت به پسران بروز میدهند (کاپلان و اونز، 2000).
سوری و حجازی (1392) در پژوهشی به بررسی رابطه بین تاب‌آوری و خوش‌بینی با بهزیستی روانشناختی پرداختند که نتایج نشان داد، بین تاب‌آوری و بهزیستی روانشناختی رابطه‌ی مثبت و معنی‌داری وجود دارد و تاب‌آوری از قدرت پیش‌بینی‌کنندگی برای بهزیستی روانشناختی برخوردار است.
نتایج پژوهش بشارت و همکاران (1392) تحت عنوان بررسی رابطه تاب‌آوری و سخت‌کوشی با موفقیت ورزشی و بهزیستی روانشناختی در ورزشکاران نشان داد که تاب‌آوری با بهزیستی روانشناختی همبستگی مثبت معنادار و با درماندگی روانشناختی همبستگی منفی و معناداری دارد.
2-6-2- پژوهش‌های انجام شده در رابطه با ارتباط بهزیستی روانشناختی و امید به زندگی
برخی پژوهش‌ها به بررسی ارتباط بین امید به زندگی و بهزیستی روانشناختی پرداخته‌اند (پاپولاسوپلس و کپلر، 2011؛ کاریمن و وینگرهوست، 2012).
کاریمن و وینگرهوست (2012) طی پژوهشی نشان دادند که افراد با امیدواری بیش‌تر به آینده دارای خصوصیات ارزیابی مجدد، تاب‌آوری و بهزیستی بالاتر و سرکوبی کم‌تر بودند، اما افراد ناامید به آینده، بهزیستی روانشناختی پایین‌تری داشتند.
پاپولاسوپلس و کپلر (2011) طی پژوهشی نشان دادند که امید به زندگی رابطه‌ی مثبت و معنا‌داری با بهزیستی روانشناختی دارد.
جورج (2010) در پژوهشی تحت عنوان احساس ذهنی بهزیستی در اواخر عمر، نشان داد که رضایت از زندگی می‌تواند سبب افزایش شادی و امید در سال‌های آخر عمر باشد. بنابراین بین امیدواری و رضایت از زندگی رابطه‌ی مثبت و معناداری وجود دارد.
رودریگز (2006) طی تحقیقی نشان داد سبک تبیین و رضایت از زندگی، شادی و امید با هم رابطه دارند. کسانی که سبک تبیین مثبت دارند در مجموع شادی، امید و رضایت بیشتری از زندگی دارند، در نتیجه بین امید و رضایت از زندگی رابطه ی مثبت وجود دارد (برونک، هیل، لاپسلی، تالیب و فینچ، 2009).
پژوهش‌ها تحمل درد را با امید مرتبط میدادند یعنی افراد با امید بالا دو برابر بیش از همتاهای کم امید خود درد را تحمل کردهاند (اشنایدر و براون، 1998).
عسکری و شرف‌الدین (1389) در پژوهشی به بررسی رابطه‌ی اضطراب اجتماعی، امیدواری و حمایت اجتماعی با احساس ذهنی بهزیستی در دانشجویان پرداختند که نتایج نشان داد، بین امیدواری و احساس ذهنی بهزیستی رابطه‌ی مثبت و معناداری وجود دارد.
7-2- خلاصه و جمع‌بندی
در فصل دوم به تعاریف، آمارهای موجود در ارتباط با دیابت و اهمیت این بیماری پرداخته شد. سپس به پژوهش‌های در ارتباط با رابطه‌ی بین متغیرهای بهزیستی روانشناختی، تاب‌آوری و امید به زندگی اشاره شد ولی پژوهشی که به بررسی ارتباط بین هر سه متغیر پرداخته باشد یافت نشد.
از طرفی، در بررسی رابطه‌های دو به دویی بین متغیرهای بهزیستی روانشناختی، تاب‌آوری و امید به زندگی، پژوهش‌های مختلف نشان دادند که بین بهزیستی روانشناختی و تاب‌آوری رابطه‌ی مثبت و معناداری وجود دارد. از طرفی برخی پژوهش‌ها نیز به رابطه‌ی مثبت و معنادار بین امید به زندگی و بهزیستی روانشناختی اشاره کرده‌اند. کمبود پژوهش‌ها در ارتباط با رابطه‌ی این سه متغیر به خصوص در بیماران دیابتی با آسیب شبکیه چشم چه در داخل کشور و چه در پژوهش‌های خارجی این خلاء تحقیقاتی را ایجاد کرده است که با توجه به اهمیت ب4