دانلود پایان نامه

برجستگی را نام برد. ویژگی اساسی این شیوه های اندیشیدین این است که فرد به شیوهای گسترده به محیط مینگرد و در بارهی آن میاندیشید و یا روی بخشهای خاصی از آن متمرکز میشود. همچنین حذف و سانسور شناختی در افراد خلاق کمتر صورت میگیرد. از سوی دیگر توجه گسترده به محیط سب میشود که فرد در آن واحد با عناصر متعددی سرو کار داشتهباشد، به اشتباه کردن و تغییر نظر در رفتار عادت کند و در نتیجه انعطاف پذیری ذهنی بیشتری داشتهباشد و بتواند دل به دریا بزند و راه حلهای مختلف را آزمایش کند. (بهروزی، 1380).

2-2-6 ویژگیهای افراد خلاق
ویژگی های خلاقیت در افراد، به سه دسته شناختی، انگیزشی و شخصیتی تقسیم میشوند (پیر خائفی، 1381) که در ادامه به شرح هر یک از آنها می پردازیم:
2-2-6-1 ویژگیهای شناختی افراد خلاق
ویژگیهای شناختی خلاقیت عبارتند از: هوشی، سیاسی، انعطاف پذیری، ابتکار، بسط، ترکیب و تحلیل.
2-2-6-2 ویژگیهای انگیزشی افراد خلاق
ویژگیهای انگیزش افراد خلاق عبارتند از انگیزه و عاطفه (ایمانی و همکاران، 1389). «آبراهام مازلو» (بی تا) در نظریه انگیزشی خود اظهار داشت که افراد در جهت خود شکوفایی تلاش و حرکت میکنند، ولی وقتی در مورد میزان افراد خود شکوفا تحقیق کرد، کمتر از یک درصد از افراد را خود شکوفا یافت. این تمایز بین تمایل به خودشکوفایی و پایین بودن تعداد افراد خودشکوفا او را بدین نتیجه رساند که افراد خود شکوفا دارای ویژگیهایی هستند که دیگران ندارند.«مازلو» پس از تحقیق و بررسی، ویژگیهای کلی افراد خلاق و خود شکوفا را به شرح زیر بیان کرد.
1)ادارک بسیار کارآمد از واقعیت، آنها دنیا را چنانکه هست می بینند، بدون پیش داوری یا قضاوت قبلی.
2)پذیرش خود، دیگران و طبیعت بطور کلی.
3)خود انگیختگی، سادگی و طبیعی بودن.
4)تمرکز روی مشکلات به جا بیتمرکز روی خود.
5) نیاز به استقلال و داشتن حریم شخصی
6)احساس درک تازه و مداوم از جهان اطراف خود
7)تجربه های عرفانی
8)علاقه اجتماعی
9) روابط بین فردی، روابط دوستی افراد خود شکوفا شدیدتر و عمیق تر از روابط مردم عادی است.
10) خلاق بودن، افراد خود شکوفا در همه فعالیتهای خود انعطافپذیر، خود انگیتخه و مشتاق اشتباه کردن هستند.
11)ساختار منش دموکراتیک، قادرند در ارتباط با هر فردی با روشنی و تواضع ارتباط برقرار سازند.
12)مقاومت در برابر فرهنگ پذیری، در واقع آنان بوسیله ماهیت درونی خودشان اداره میشوند و نه بوسیله فرهنگ.
این ویژگیها در مواردی با هم وجه مشترک دارند، بطور کلی به نظر میرسد که ویژگی انسانهای خودشکوفا به استقلال و اعتماد به نفس است. آنها پذیرایی خود و دیگران هستند و مهمتر از همه پذیرایی چیزی هستند که زندگی به آنها عرضه میکند.
نیازمندی این اشخاص، نیازهای سطح بالا در سلسه مراتب نیازهای مازلو است، نیاز به چیزی که برای زندگی خوب لازم است، همچون حقیقت، عدالت و امثال اینها. شخصیتهای خودی کلونا به مازلو آموختند که انسان نه تنها برای بقاء و یا رفع کمبودها و نارساییها تلاش میکند، بلکه به دنبال وجودی با معناست که از نیاز درونی برای همسازی و یکپارچکی نشأت میگیرد. تقریباً همیشه افراد میانسال یا بالاتر دارای این ویژگی هستند، به نظر مازلو آنها کمتر از یک درصد جامعه را تشکیل میدهند (مازلو، بی تا، 1389).
2-2-6-3 ویژگیهای شخصیتی افراد خلاق
به دلیل اهمیتی که افراد مبتکر، مبدع و آفریننده در پیشرفت جوامع دارند، شناخت ویژگیهای شخصیتی آنها مهم میباشد.
تورنس از مطالعاتی که در زمینۀ خلاقیت داشته است نتیجه میگیرد که معلمان طرفدار کودکانی هستند که بهرۀ هوشی بالایی دارند ولی در خلاّقیت ضعیف هستند. بر طبق این مطالعه، کودک خلاق (نمونه) چنین تعریف میشود.
او در مدرسه به هر طرف سرک میکشد، از یاد گرفتن (و نه ضرورتاً در مدرسه) لذت میبرد، اهل تخیل و کشف و شهود است، انعطاف پذیر، کاوشگر و به مسائل حساس است (تورنس، ترجمه قاسم زاده، 1372).
رابطه بین خلاّقیت و ویژگیهای شخصیتی را میتوان از زمان افلاطون مورد بررسی قرارداد. ولی در کتاب جمهوریت، گزینش کودکان پر استعداد را تجویز نمود.
معروفترین تحقیق تطبیقی که دربارهی ارتباط ویژگیهای فردی و خلاّقیت انجام گرفت متعلق به «ترمن» است. وی، از طریق آزمونهای خود گزارشی و رتبهبندیهای والدین و مربیان نشان داد که نوجوانان خلاق سازگاری روانی – اجتماعی بالاتر از حد متوسط به خود نسبت میدهند. براساس تحقیقات «والاچ» ، دالاس و گایر» (1970) مشخص شد که خلاّقیت به ویژگیهای شخصیت و به میزان کمتر، به برخی ویژگیهایی که تا حدی سازگار و دراز مدت به نظر میرسند مربوط میشود (نلر، ترجمه مسدد، 1369).
کودکان خلاق دارای ویژگیهایی همچون قابلیت انعطاف؛ حساسیت؛ تحّمل؛ احساس مسئولیت؛ احساس همدلی؛ استقلال؛ خودپندارۀ مثبت؛ نیاز به تماسهای اجتماعی و علاقه به پیشرفت هستند (شعاع کاظمی، 1385).
«اشتاین» (1974) مطالعات انجامشده دربارهی ویژگیهای افراد آفریننده را مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که افراد آفریننده دارای ویژگیهای زیر هستند:
انگیزه پیشرفت بالا
کنجکاوی فراوان
علاقهمندی زیاد به نظر و ترتیب در کارها
قدرت ابراز وجود، خود کفایی
شخصیت غیر متعارف غیر رسمی و کامروا
پشتکار و انضباط در کارها
استقلال
طرز تفکر اقتصادی
انگیزههای زیاد و دانش وسیع
اشتیاق و احساس سرشار
زیباپسندی و علاقهمندی به آثار هنری
تفکر شهودی
علاقه کم به روابط اجتماعی و حساسیت زیاد
قدرت تأثیرگذاری بر دیگران (اشتاین، 1974، سیف ، 1382).

1-تیز هوشی
2-اندیشه عمیق
3-علاقه به مسائل علمی و فرهنگی
4-غوطه ور در تفکر و تخیلات خود
5-حساس به مسائل سیاسی و اجتماعی
6-متکی به قضاوت خویش

7-شجاعت در ابراز عقیده
8-انعطاف پذیر
9-علاقه به پرسش
10- ریسک کننده
11-عدم خودخواهی
12-اهمیت به سرنوشت دیگران
نمودار 2-2 : ویژگیها و خصوصیات افراد خلاّق
منبع : (حقیقی 1380 ، نقل از ایمانی و همکاران، 1389)

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-2-7پرورش خلاّقیت و ایدهپردازی در دانشآموزان
صاحب نظران در زمینه روش های آموزشی و پرورشی خلاّقیت نظریاتی را ابراز کردهاند. به عنوان نمونه، «تورنس» (1961) دانشمند معروف، برای رشد و پرورش خلاّقیت توصیههایی را به والدین و مربیان مینماید تا از این طریق بتوانند زمینه را برای بروز خلاّقیت فرزندان و مربیان خود آماده نمایند.
1-تجسم قوی : توانایی تصور و تجسم اشیاء مفاهیم و فرآیندها امکان بروز خلاّقیت را بیشتر میکند. بهتر است تصویرها زنده، متنوع، روشن و قوی باشند. تحریک کنجکاوی، انواع بازیهای فکری، نقاشی، تجسم آنچه بیان یا خواند میشود و دستکاری تصاویر روش های مفیدی برای این مهارت میباشد.
2-درک مطلب : در این زمینه باید مطلب اصلی فهمیده شود و موارد غیر اساسی و بیمورد را کنار گذاشت. برای آموزش این مهارت به عنوان نمونه میتوان داستانی را برای کودکان خواند و از آنها خواست تا اصل مطلب را به تصویر بکشند و یا آن را به شعر در آورند و یا خلاصه نمایند. هر چه مطلب ساده و روشن باشد. دریافت اصل مطلب راحتتر است.
3-توجه به عواطف : در نظر گرفتن احساسات و عواطف نقش بسزایی در رشد و یا عدم رشد خلاّقیت دارد. عواطف میتواند باعث شور و شوق شود و یا در جنبه منفی عامل باز دارنده باشد.
4-قدرت تخیل : در این روش فرد خود را جای چیز دیگر قرار میدهد. روش های پرورشی تخیل بسیار متنوع است، مثل خواندن و نوشتن داستانهای تخیلی و علمی. اختراعات و ابداعات بسیار زیادی وجود دارند که نتیجه قدرت تخیل افراد است.
5-ابتکار : در این روش باید از فرد خواست تفکر عادی و آنچه را که عادت کردهاست کنار بگذارد و به تفکر غیر معمولی توجه نماید. او نباید از اینکه تفکری متفاوت با دیگران دارد اضطراب داشتهباشد.
6-توانایی درونی : رشد و پرورش تجسم مسائل پنهانی و درونی میتواند نقش مؤثری در خلاّقیت داشتهباشد. تمرکز، دقّت و توجه به مسائل درونی فرآیند خلاّقیت را تسهیل مینماید.
7-بررسی راه های متفاوت : والدین و مربیان باید از کودکان بخواهند راه حلهای گوناگون را برای حل مسائل در نظر بگیرند. یافتن راه حلهای متفاوت و دوری از انتقاد نسبت به ایده ها و عدم محدودیت در ارائه اندیشه ها زمینه را برای خلاّقیت مهیا مینماید.
8-شوخ طبعی : از ویژگیهای افراد خلاق شوخ طبعی است. شوخ طبعی به این معناست که فرد مسائل بیربط و نامناسب را که برخلاف آداب معمول است به هم مربوط میسازد.
بنابراین ما باید آن را تقویت و تأیید نمود.
9-زود قضاوت نکردن : باید به کودکان آموزش داد که از قضاوت عجولانه بدون تفکر و پیش داوری و تعصب خود دارای نمایند و در داوری تفکر و استدلال را مد نظر قراردهند.
10-نگاهی دوباره : از مسائل مهم خلاّقیت، داشتن نگرشی متفاوت است. فرد خلاق به دنبال جنبههای جدیدی است (راس، ترجمه دلفروز ، 1375).
2-2-8 اصول تورنس
تورنس (1992)، بیست اصل برای توسعه تفکر خلاّق از طریق تجربه های مدرسه ارائه میدهد:
1-تفکرّ خلاّق را با ارزش بدانید.
2-بچهّ ها را به محرکهای محیطی حساستر سازیم.
3-دستکاری اشیا ء و عقاید را تشویق کنید.
4-چگونگی آزمایش منظم عقاید را یاد دهید.
5-تحمّل عقاید تازه را توسعه دهید.
6-از تحمیل یک الگوی خاص اجتناب کنید.
7-در کلاس جوّی خلاّق ایجاد کنید.
8-به کودک یاد بدهید تفکّر خلاّق خویش را ارزشمند بداند.
9-مهارتهایی را به منظور اجتناب از بد آموزی همسالان آموزش دهیم.
10-اطلاعات لازم راجع به فرآیند خلاّق و ارائه دهیم.
11-احساس ضعف در برابر شاهکارها را دور کنید.
12-یادگیری خودانگیز را تشویق و ارزیابی کنید.
13-خار در پای ایجاد کنید. (یعنی توجهشان را به یافتههای بحث برانگیز جلب کنید).
14-برای تفکر خلاق ضرورتهایی ایجاد نمائیم.
15- موقعیتهایی برای فعالیت و فرصتهایی برای آرامش ایجاد کنید.
16-برای رسیدن به عقاید، منابع قابل دسترسی فراهم کنید.
17-عادت رسیدن به کاربرد کامل عقاید را تشویق کنیم.
18-انتقادات سازنده را توسعه دهید نه فقط انتقاد کردن را.
19-کسب شناخت در رشته های مختلف را تقویت کنید.
20-معلمانی با روح حادثهجویی باشید. (افضل السادات حسینی، 1393)
2-2-9 الگوی پرورش خلاقیت ویلیافر
فرانک ویلیافر (1970) مدل پیچیدهای را ارائه مینماید. هدف ویلیافر ارائه مدل خاصی برای آموزش در کلاس است که به منظور کمک به معلم برای تغییر دادن تکالیف همراه با ابعاد مربوط به برنامه درسی، رفتار دانش آموز و رفتار معلم در کلاس طراحی شدهاست. معلمان میتوانند این مدل را در انواع موقعیت یادگیری در کلاس به کار ببرند.
این مدل یک ساختار عملی برنامه ریزی درسی تهیه میبیند که معلمان دانشآموزان را آن گونه آموزش بدهند که بتوانند مهارتهای عقلی و تفکر واگرا در آنها بپرورانند.
و شامل بیست و سه روش است، که از آن در عرض موضوعات درسی تعداد زیادی ترکیبات یادگیری به وجود میآید.
این 23 سبک عبارتند از :
1-از مغایرتها استفاده کنید.
2-ازتمثیل یا تعدادی موقعیت های مشابه استفاده کنید.
3-نواقص و خلا موجود در دانش را نشان دهید.
4-اجازه بدهند در باره امکانات، احتمالات، حدسیات یا فرضیات فکر شود.
5-از روش سؤالهای محرک استفاده کنید.
6-از روش فهرست صفات استفاده کنید.
7-فرصتهایی برای دانشآموزان ایجاد کنید تا رمز هر چیز را جستجو کنند.
8-تفکر ابتکاری (اصیل) را تقویت کنید.
9-اهمیت تغییر را گوشزد کنید و از مثالهای متغییر استفاده نمایید.
10-جستجوی تصادفی سازمان یافتهای را طراحی کنید.
11-در بارۀ دقت، تثبیت و عادت آموزش دهید.
12-مهارتهای تحقیق را به عنوان راههایی که انسان برای یافتن حقایق جستجو میکند، آموزش دهید.
13-با قرار دادن موانع با هدف در فرآیند یادگیری،تحمّل ابهام را به وجود آورید.
14-فرصتهایی برای حالت شهودی ایجاد کنید.
15-فرآیند ابداع و نوآوری را با بهره گرفتن از تجربه های برنامه ریزی شده مناسب یادگیری آموزش دهید.
16-با توسعه هماهنگی به عمل آورید.
17-زندگی افراد خلاّق و فرآیند خلاّق مطالعه شود.
18-اجازه دهید دانش آموزان با اطلاعات قبلی تعامل داشتهباشند.
19-راه حلها و جوابها را بر حسب نتایج و کاربردهای آن ارزیابی کنید.
20-مهارتها، پذیرش پاسخها، عقاید، راه حلهای غیر منتظره و شگفت انگیز را با هوشیاری به اهمیت آنها توسعه دهید.
21-مهارتهای مطالعه خلاق را توسعه دهید.
22-مهارتهای گوش کردن خلاق را توسعه دهید.
23-بر مهارت ادارکی تأکید نمایید.( افضل السادات حسینی،1393)
فلدهوسن و همکارانش میگویند پاسخ این سؤال که «آیا خلاقیت را میتوان آموزش داد؟» مثبت است. آنان روش های جالبی را برای پرورش خلاقیت ارائه میدهند. همچنین تورنس در کتاب خود 142 پژوهش را ذکر میکند که همه بیانگر این واقعیت هستند که خلاقیت را میتوان آموزش داد. (عابدی 1372)
2-3 خود پنداره
خود : مفهوم خود و مطالعه آن در طول تاریخ بشری همواره مورد توجه بودهاست و فیلسوفان و متفکران دربارۀ آن بسیار اندیشیده و نگاشتهاند. اغلب محققان معتقدند مطالعه خود با نوشته های فیلسوف و روانشناس ویلیام جمیز (1948-1890) آغاز شد. جیمز (1892) خود را به دو نوع فاعلی و مفهولی تقسیم کرد (دورنر، 2006).
خود فاعلی دائماً تجارب حاصل از ارتباط با مردم، اشیاء وقایع را به نحوی کاملاً ذهنی سازمان داده و تغییر مینماید، خود مفهولی مجموعۀ آن چیزهایی است که شخصی میتواند آن را مال خود بنامد. به عنوان مثال در عبارتی نظیر من در بارۀ خودم فکر میکنم، من به عنوان متفکر معنی فاعل اشاره میکند در حالی که خودم به خود به عنوان موضوع تفکر اشاره دارد. (راجرز، 1369). ویلیام جمیز (1890) معتقد بود هر تجربهای که متضمن اشاره به خود باشد، ، احساس فرد نسبت به بهزیستی و خود ارضامندی را تحت تأثیر قرار میدهد (مجازی دلفارد، 1368). چارلز (1976) معتقد است خود طی پنج ماه اول زندگی پدید میآید و پس از آن به سرعت رشد میکند. ولی خود را مجموعه صفاتی میداند که فرد را منحصر به فرد میسازد، در واقع خود، مرکز وجود هر فرد محسوب میشود. (چوکو، 2004).
خود مرکزی است که فرد به وسیلۀ آن از ابعاد مختلف انسانی خود آگاه میشود. نقشهایی که فرد بازی میکند ممکن است به طور همزمان مواردی را از قبل خود به عنوان یادگیرنده، خود به عنوان فرزند، خود به عنوان ورزشکار، خود به عنوان دوست، به عنوان فرد مذهبی شامل میگردد.خود چند بعدی است و می توان گفت این جنبۀ آن برای شکلگیری خود پنداره مهم است. (رات و جاکوبز به نقل از چوکو، 2004).
2-3-1 تعاریف خود پنداره
در ادبیات تحقیق خودپنداره برخی اوقات به طرحوارۀ خود، بازنمایی خود، تصویرخود، ادراک خود، تعریف شدهاست. خود پنداره مفهومی روان شناختی است که احساسها، ارزیابیها، نگرشها و نیز مقوله های توصیفی ما از خودمان را در بر میگیرد. خودپنداره در بیرون، ویژگیهای شخصیتی و رفتاری و در درون چگونگی احساس ما را در بارۀ خودمان و جهان اطرافمان نشان میدهد (کیامنش و پور اصغر، 1385).
برن (1984) خودپنداره را نگرشها و احساسات و دانش فرد در مورد تواناییها، مهارتها، ظاهر و پذیرش اجتماعی خود میداند، این تعریف ابعاد مختلف شناختی، ادارکی و عاطفی را در مورد خودپنداره مورد توجه قرار میدهد. به اعتقاد چارلز (1976) خودپنداره شامل اسنادهای بدنی، رفتارها، باورها، ارزشها، علایق و استعدادها میشود و در کل هر چیزی را که در بارهی ماست و ما در بارهی خودمان باور داریم در بر میگیرد (نصیری، 1377).
خودپنداره یک مجموعه سازگارانه از باورها در مورد خود است که برای معرفی خود به فرد و دیگران به کار می رود و صفات شخصیتی، ارزشها، احساسات اخلاقی ، آرزوها و تعهداتی که برای خود قابل تصور است را شامل میشود. خود پنداره به فرد اجازه میدهد در بافتهای اجتماعی گوناگون اسنادهای خودکار بکار ببرد و دامنهای از بازنماییهای رفتاری و کلامی خود را که برای تعاملات اجتماعی گریز ناپذیر هستند را مورد استفاده قرار دهد. (چاپلینگ، 2000 به نقل ازنادری، 1392)
روانشناسان

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه روانشناسی درباره : باورهای غیرمنطقی