دانلود پایان نامه

میکند. با ایجاد این احساسات که ویژگی مناسک است فرایندهای مبادله شکل می گیرد (ترنر، 2003).
کالینز دو نوع اساسی منابعی که برای مبادلات و مناسک سرنوشت ساز هستن را مجسم می کند:
ذخیره فرهنگی
انرژی احساساتی
ذخیره فرهنگی متشکل از منابعی مانند گفتگوهای قبلی ذخیره شده در حافظه، شیوه و طرح های صوتی، انواع ویژه دانش و مهارت توان تصمیم گیری و استحقاق دریافت افتخار می باشد.
انرژی احساساتی متشکل از سطح و نوع عواطف احساسات و باوری است که افراد را در یک موقعیت تحریک می کند (ترنر، 2003).
گفتگوها شامل استفاده ازذخیره و انرژی است که فرد را به سوی موقعیت هایی که بهترین پاداش قابل دسترسی را به بار می آورند، جذب می کند. کالینز بر این باور است که هر چند افراد سودی را از کنش متقابل دریافت می دارند اما تأکید می کنند احساسات به عنوان نیروی محرک حقیقی کنش متقابل است. افراد در پی انرژی احساسات مثبت رضایت بخش هستند (ترنر، 2003).
از نظر کالینز آن نوع برخوردهایی که افراد در آن میتوانند، قدرت بیشتری برای وادار کردن افراد به انجام کارها داشته باشند، سود احساساتی را بالا می برد (ترنر، 2003).
کالینز بر این باور است که انسانها در پی دستیابی به بیشترین حد منزلت ذهنی اند و توانایی آنان در این زمینه بستگی به منابعی دارد که خود در اختیار دارند و نیز منابع آدمهای دیگری که با آنها سر و کار دارند (ریتزر، 1996).
نظریه نقش از دیگر نظریاتی است که از دیدگاه خرد، مسائل اقتصادی را بررسی کرده است در جامعه شناسی نقش عبارت است از کارکردهایی که یک شخص هنگام اشغال یک پست یا یک مقام در یک زمینه اجتماعی ویژه باید انجام دهد(ریتزر، 1996).
مفهوم دیگر در این دیدگاه نقش سازی است. به این معنی که افراد قهرمان داستانی هستند که خودشان نقش خود را می سازند و اجرا می کنند، برای مثال با اینکه بیشتر مردم انتظارات کلی از نقش خود را در ازدواج می آموزند اما زوج های تازه ازدواج کرده معمولاً نیاز پیدا می کنند که با یکدیگر درباره جزئیات مشخصی از ارتباط های خود و برای روشن شدن اینکه چه کسی، چه وقت باید چه کاری کند به توافق برسند. البته در طول زندگی مشترک ممکن است نقش ها برحسب تغییراتی که در زندگی بوجود می آیند دوباره سازی شوند و تغییر کنند. موضوع دیگر اینکه ما وقتی نقش خود را یاد می گیریم، نه تنها سهم خود بلکه بسیاری از وجوه نقش مکمل، نقش خود را نیز فرا می گیریم، برای مثال شوهر بودن مستلزم داشتن دانش شایان توجهی درباره نقش زن است (کریمی، 1382).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نظریه پردازان شبکه ره یافتهای ذره نگرانه را به دلیل خردبینی بیش از اندازه و ندیده گرفتن پیوندهای میان کنشگران رد می کنند. آنان می گویند باید بر الگوهای عینی پیوندهایی تاکید کرد که اعضای یک جامعه را به یکدیگر مرتبط می سازند. تاکید آنان نه بر کنشگران با اختیار بلکه بر الزام ساختاری است (ریتزر، 1996).
بات، از نظریه پردازان شبکه است. وی پژوهش جالبی در مورد تقسیم نقش در خانواده انجام داده است. او در سال 1956 پس از بررسی 20 خانواده انگلیسی در لندن کتاب مشهور خود« خانواده و شبکه اجتماعی» منتشر کرد. او پس از بررسی به وجود دو الگوی تقسیم نقش در خانواده پی برد (اعزازی، 1382). بات مشخص کرد که روابط اجتماعی تمامی خانواده ها با جامعه حالت شبکه دارد او سپس این فرضیه را مطرح کرد که درجه جدایی مربوط به نقش های شوهر و زن مستقیماً به تبعیت از اندازه متصلانه بودن شبکه اجتماعی خانواده، تفاوت دارد. زن و شوهری که در یک شبکه اجتماعی پراکنده زندگی می کنند، از محیط و دوستان خارج از خانه حمایتی کسب نمی کنند، پس مجبور به کمک های متقابل به یکدیگر و حتی پذیرش نقش های سنتی یکدیگر می شوند. سپس بات روشن کرد که تقسیم نقش در درون خانواده بیش از آنکه یک پدیده طبیعی یا ضروری( برخلاف نظر پارسنز) برای انسجام خانواده باشد، به رابطه زوج ها با محیط اجتماعی بستگی دارد (ریتزر، 1996).
2-1-6 نظریه روان شناسی اجتماعی
در روان شناسی اجتماعی در ارتباط با رضایتمندی دو دسته نظریه وجود دارد:
نظریه انتظار: این نظریه بر این باور است که رضایتمندی با نحوه انطباق کامل امیدها و انتظارات با پیشرفت های فرد تعیین می شود، در حالی که نارضایتمندی معلول ناکامی در رسیدن به انتظارات است.
نظریه نیاز: رضایتمندی را به عنوان تابعی از میزان کامروایی و ارضای نیازهای فرد، شامل نیازهای جنسی و روان شناختی تعریف می کند. نیاز به عنوان احتیاج های عینی انسان که در همه افراد مشابه است، تلقی می شود. در حالی که ارزش ها، آرزوهای ذهنی فرد هستند که از یک شخص به شخص دیگر فرق می کند (از کمپ، 1991).
یکی از نظریه های انتظار نظریه ای به نام کامروایی است. این دیدگاه تأکید می کند که محیط در انگیزش نیازها تأثیر بسزایی دارد. میتوان گفت شمار نیازهایی که در محیطی ویژه برانگیخته می شوند، با شمار عامل محیطی، نسبت مستقیم دارند. در محیط متنوع و غنی نیازهای بسیاری برانگیخته می شوند. محیط شخص ممکن است از لحاظ عامل انگیزنده نیازها چندان فقیر باشد که بسیاری از نیازهای شخص نابرانگیخته باقی بمانند، اما اگر نیازی برانگیخته شد، فقر محیط نمی تواند به زودی آن را از فعالیت بیندازد و در اینجاست که اهمیت شناخت شخص، پدیدار می شود (ازکمپ،1991)

داینر (1984) نظریات متعددی در مورد سازگاری بیان کرده است و ارتباط آن را با شخصیت مشخص کرده است. برای نمونه، در نظریه میزان سازگاری بالا و پایین، فرض بر این است که یک تمایل کلی (نشئت گرفته از رگه های پایدار شخصیت) برای تجربه زندگی در یک حالت مثبت یا منفی وجود دارد. الگوی تعادل پویا نیز نشان داده است که شخصیت در سازگاری نقش حساسی دارد (کریمی، 1386) (هدی و ویرینگ 1989) معتقدند که هر فردی دارای یک سطح به هنجار تعادل سازگاری و آرامش روانی است. به نظر آنان هر چند سطح آرامش روانی و سازگاری می تواند در اثر تغییرات و رویدادهای جدید مثبت و منفی از حالت اعتدال خارج شود، ویژگیهای شخصیت می تواند به عنوان عوامل برقرار کننده سطح تعادل به هنجار نقش مناسب خود را ایفا کند. تحقیقات نشان داده است که سازگاری روان شناختی در بعد فردی می تواند سازگاری و روابط زناشویی بهتری را در پی داشته باشد (ازکمپ،1991)
2-1-7 نقش سیستم خانواده در ایجاد تعارضات :
زوجین و خانواده ها از دیگر گروه های انسانی از بسیاری جهات، از قبیل مدت، شدت و نوع عملکرد متفاوت هستند. در موجودات انسانی خانواده جایی است که ما بیشترین عشق و یا تنفر را در آن تجربه می کنیم یا از عمیقترین رضایت لذت می بریم و از عمیقترین دردها رنج می بریم در خانواده ها عملکرد یک عضو بر کل خانواده اثر می گذارد خانواده یک سیستم با پویایی متعادل است استرسها و کشمکش های زندگی خانواده بطور اجتناب ناپذیر بر روی تک تک اعضای آن اثر می گذارد وقتی کل سیتسم یا یک قسمت آن با بی تعادلی مواجه می شود سیستم در جهت بازگردادن آن به تعادل قبلی عمل می کند ( مک لیود، 1999).
2-1-8 طبقه بندی تعارضات زناشویی
2-1-8-1 منابع درونی : منابعی از تعارض هستند که در افراد وقتی شروع می شوند که غرایز، سایق ها و ارزشهایی بر خلاف فرد دیگری در میان باشد این نوع تعارض اساساً با یک شخص نیست بلکه با خود شخص و فشارهای درونی که از نبرد درونی حاصل می شود نتیجه این تنشهای درونی این است که افراد درموقعیت هایی که این تنشها تحریک یا تقویت می شود شروع به نزاع می کنند ترسهای غیر منطقی یا اضطراب ها یا نیازهای عصبی می تواند منبع اصلی اصطکاک زن و شوهر باشد مثلاً زنی که ترس عمیقی برای از دست دادن شورهش دارد و بی نهایت نسبت به زنان دیگر حسادت می کند حتی اگر شوهرش فقط به آنها تماس سطحی داشته باشد ناراحتیهای عاطفی ،یک منبع عمده اصطکاک و مباحثه هستند مردم دچار بیماری روانی اغلب وقتی زندگی زناشویی شان تهدید می شود روش های مخرب و عجیبی را پیش می گیرند وقتی یک همسر افسرده است زوج او در تعاملات خود بادیگران شروع به رفتارهای گسیخته و خصومت آمیز می کند. افسردگی قبل از ازدواج منجر به انزوا در زندگی زناشویی می شود حتی افراد سالم از نظر هیجانی نوساناتی در خلق خود دارند که رفتارهای آنها را تحت تأثیر قرار می دهد علت عمده تعارضات درونی بطور عمیقی با روان آنها گره خورده است معمولا اضطراب هایی که این افراد در دوران کودکی خود تجربه کرده اند و نیز رابط اولیه در خانوده، آشفتگی هایی که در ازواج به دلیل این تجارب قبلی رخ می دهد مشکل ساز هستند ( رایس ، 1996).
2-1-8-2 منابع جسمی: خستگی جسمی یکی از این عوامل است فرسودگی جسمانی، تحریک پذیری، آشفتگی هیجانی، بی حوصلگی، کاهش تحمل وآشفتگی را به دنبال دارد این باعث می شود مردم کارهایی را انجام دهند و حرف هایی را به زبان بیاورند که بطور معمول انجام نمی دهند ( رایس ، 1996).
2-1-8-3 منابع بیرونی : منابعی هستندکه در رابطه با دیگران واقع می شوند همه زوجین مشکلات زناشویی دارند اما زوج های ناخرسد به احتمال بیشتری از غفلت و کمبود عشق، عاطفه، رضایت از ارضای میل جنسی، درک ، احترام ، همکاری نسبت به زوج های خرسند شکایت دارند، به علاوه تصویر ذهنی این افراد مورد حمله قرار می گیرد. اشتباهات آنها توسط همسرشان بزرگ جلوه داده می شود باعث می شود احساس بی ارزشی کنند این شکایات مرکز تعارضات می شوند و عدم ارتباط ناتوانی در حل تعارضات و کنار کشیدن از دیگر افراد تفاوت ها را همیشگی می کند ( رایس ، 1996).
وقتی وزجین نیازهای روانی اجتماعی همدیگر را ارضا نمی کنند احساس رنجش ، آسیب و آشفتگی می کنند روابط با اقوام اجتماع یا خارج از خانواده به اندازه روابطی که با همدیگر دارند نمی توانند بر آنها اثر داشته باشد زوجین انتظار دارند نیازهای روانی اجتماعی شان در زمینه درک، ارتباط، عشق، عاطفه، همکاری ارضاء شود همۀ مشاورانی که در زمینه مشکلات زناشویی کار می کنند می دانند مشکلاتی که زوجین از آنها شکایت دارند ممکن است فقط نشانه ای از نقطه کانون تعارض باشد علل واقعی مشکلات اغلب عمیقتر است بعضی مواقع زوجین ممکن است خودشان علل اصلی مشکلات شان را نیابند ( رایس ، 1996).
2-1-8-4 منابع محیطی یا موقعیتی : این منابع شامل مواردی مثل شرایط زندگی، فشارهای اجتماعی روی اعضای خانواده ، وقایع غیر منتظره که به عملکرد خانواده آسیب می زند می باشد مثلا فرزند بیشتر در خانواده ، استرس و تعارض بیشتری ایجاد می کند، بعضی مواقع یک رابطه زناشویی در حالتی از تعادل باقی می ماند با این که بعضی وقایع ناگهانی این رابطه را می شکند مرگ یکی از والدین ممکن است باعث تعارض در زندگی زوجین شود زوج داغدیده ممکن است منزوی شود ( ولکات و هاکس، 1999).
درهر یک از موارد بالا یک واقعه خاص باعث تعارض می شود گرچه وقایع غیر منتظره مثل بیکاری ،تغییر شغل، جنگ ، بلا ، بیماری، عدم تنظیم خانواده مرگ، جدایی تحمیلی یا جابجایی ممکن است در ایجاد بحران کافی باشد زوجینی که از نظر هیجانی عاطفی نا ایمن و بی ثبات هستند معمولا نسبت به دیگر زوجها مشکل بیشتری دارند زوجهایی که وقتی با هم هستند بخاطر بازنشستگی بیماری یا کاهش اشتغال، تنش بالایی بینشان وجود دارد تعارضات بیشتری دارند( ولکات و هاکس، 1999).
بین تعارضات سازنده و غیر سازنده و مخرب باید تمایز قائل شد مباحثات سازنده آنهایی هستند که درگیر شدن با مشکلات منجر به یک تفاهم کاملتر به منظور مسالحه ، توافق یا حل مشکلات می شود. این تعارضات هیجان های منفی را کاهش می دهد احترام و اعتماد ایجاد کرده و باعث می شود زوجین در کنار هم قرار گیرند و آنها را در یک جو معتمد و دوستانه قرار می دهد تا مخالفت های مشرع را مورد بحث قرار دهند که مفهوم باز شود ( ولکات و هاکس، 1999).
تعارضات مخرب آنهایی هستند که ( خود ) شخص ماقبل را بیشتر از مشکل مربوطه درگیر می کند این تعارضات ، شرمندگی ، تحقیر یا تنبیه شخص مخاطب را بحثهای حساس در روحی از تنفر، تلخی و اهانت، باعث می شود این تعارضات به منظور تحت تاثیر قرا ردادن همسر، تکیه بر انتقادگیری ، همچنین ایده های منفی نسبت به طرف مقابل دارد این تعارضات یا عدم ارتباط واقعی ، شک و تردیدم شخص می گرددو گاهی بر پایه استراتژیهای فردی در زمینه تهدید میبادش تعارضات مخرب، رنجش، خصومت نسبت به شخص مخاطب، کاهش اعتماد ، اطمینان دوستی و صمیمیت را باعث می شود که همکاری زوجین را کاهش می دهد( ولکات و هاکس، 1999).
منابع تعارضات را بصورت دیگری نیز می توان طبقه بندی کرد :
بافت اجتماعی : نفسها و روابط متغیر برای زوجین ارموزی چالش انگیز است تغییرات اجتماعی مثل دو شغلی شدن، تقسیم مسئولیتهای والدینی، عوامل استرس رأی اقتصاد ، بی ثباتی اجتماعی، منابع بالقوه تعارض هستند ( یانگ، 1998).
تئوری رشدی: مطابق با این تئوری نتیجه تجارب زوجین در زمینه استرس در مراحل پیش بینی شده و مراحل پیش بینی نشده رشدی می باشد این در مراحل انتقالی در چرخۀ زندگی خانوادگی است که به احتمال بیشتری تعارض ایجاد می کند ( یانگ، 1998).
تقسیم بندی دیگری از تعارض شامل تعارضات کلامی و غیر کلامی می باشد.
تعارض و خشم در رابطه نزدیک با هم هستند بسیار ی از ما از خشم می ترسیم چون در خشم کنترل ما از دست می رود ولی خشم یک علامت است می تواند یک پیام باشد که ما آسیب دیده ایم یا حقوق ما مورد تعدی قرار گرفته است یا نیازها و خواسته های ما برآورده نشده است زوجین می توانند به طرز سازنده ای درروابطشان با خشم روبرو شوند خیلی وقتها خشم بعنوان دفاعی بر علیه آسیب استفاده می شود و بعضی مواقع برای برانگیختن طرف مقابل به حل تفاوتها استفاده می شود ( نیکولز،2000).
یک شیوه تعارض معمول، انزوا است که بعضی وقتها بر روابط تاثیر می گذراد و روحیه هر دو همسران تضعیف شده از هم دور می شوند هسمران یا والدین منزوی، انکار و احساسات خود را سرکوب می کنند آنها ار از تحقیر و حق ندانستن احساساتشان ترس دارند آنها ممکن است از ابزار تعارض بخاطر آزاری که به همسرشان وارد می شود خودداری مکنند ( نیکولز، 2000).
مقدار زیادی از تعارضات در ازدواج در زمینه کنترل قدرت تساوی می باشد زوجین قوانین و مقررات را ایجاد کرده و نقشهایی را طرح می کنند که قدرت در دست چه کسی باشد.( یانگ، 1998).
مباحث کنترل حول منابعی مثل پول، کودکان و … می چرخد و این باعث می شود زوجین درگیر تعارض شوند و برای تفاوتهای موجد در این زمینه به مذاکره بنشینند اگر یک همسر در اغلب مواقع پیروز باشد دیگری ممکن است احساسبی ارزشی، ناکامی و عصبانیت کند سرزنش نیز نسبت دادن علت مشکل به طرف مقابل است اغلب یک همسر طرف مقابل خود را به منظور محافظت از عزت نفس خود سرزنش می کند سرزنش باعث می شود ما موقتاً احساس بهترین داشته باشیم ( یانگ، 1998).
2-1-9 مادنس (1981) عوامل موثر بر بروز تعارضات خانواده را به شرح ذیل بیان می دارد :
الف- عوامل بیرونی
عدم وجود تشابه فرهنگی
وی معتقد است وقتی که زن و شوهر از دو فرهنگ متفاوت باشند و قبل از ازدواج نسبت به ویژگی های فرهنگی خود اطلاعی نداشته و یا از درک عمیق این تفاوت عاجز باشند در شروع زندگی مشترک اولین متغییر تعارض آمیز، عامل تفاوت فرهنگی خواهد بود زیرا هر یک درصدد قالب نمودن ویژگی های فرهنگی خود بر جو خانواده می باشند که همین موضوع موجب جنگ و نزاع بین آنها را فراهم نموده و در نتیجه عدم تحمل یکدیگر و فروپاشی خانواده را موجب می گردد.
عدم شناخت حقوق یکدیگر
بسیاری از زنان و مردان در شروع زندگی نسبت به حقوق یکدیگر آگاهی چندانی نداشته و همین موضوع موجب می گردد که ناخودآگاه حقوق یکدیگر را در فرایند زندگی نادیده بگیرند نادیده گرفتن حقوق همدیگر، موجب احساس شکست و سرخوردگی را در زندگی مشتکر برای زوجین فراهم می کند و به تبع زمینه بحث و مشاجره را بوجود می آورد احساس زن و مرد در زندگی نسبت به یکدیگر از روی عشق و علاقه نیست و با کوچکترین مشکل باید منتظر فروپاشی زندگی مشترک بود.
روابط جنسی
روابط جنسی یکی

مطلب مشابه :  پایان نامه درباره روابط بین فردی-فروش و دانلود پایان نامه