یوشیج ، پروین اعتصامی ، محمود حسابی ، سعید کاظمی ، محمد علی رجایی ، محمد بهشتی ، مصطفی چمران و داستانی از یک بسیجی پرداخته می شود. تنها زنی که از او با عنوان « مرواریدی در صدف» یاد می شود ؛ پروین اعتصامی است. این عنوان نیاز زنان به مراقبت و لزوم حفاظت از آنها را القا می کند . البته در معرفی پروین هم این موضوع مورد تاکید قرار می گیرد و نقش پدر او در پیش رفتش برجسته می شود . به طور مثال جمله ی زیر را می توان ذکر کرد (( پدر از پروین ، هم چون مرواریدی در صدف ، با دقت مراقبت می کرد . )) استفاده از تعبیر مرواریدی در صدف برای پروین و نقش پشتیبانی و مراقبتی پدر ، بازآفرینی نقش سنتی پدر و دختردر جامعه ی ایرانی است .
در داستان « مرخصی» از صفحه ی 119 تا 124، قسمتی از زندگی یک خانواده ی سنتی به تصویر کشیده شده است . پسر آنها که برای مرخصی از جبهه ی جنگ ایران و عراق برگشته بود قصد بازگشت به جبهه را دارد ؛ اما مادر او موافق نیست و می خواهد مانع شود . واژه ای که با آن مادرش را صدا می کند « ننه » و برای پدر ش «آقا » می باشد . مادر داستان خانه دار است و پدر مغازه دار . مادر نگران فرزند خود است و پیوسته بی تابی وگریه می کند؛ اما درمقابل پدر استوار و محکم است و با جملاتی نظیر« بس است زن ! این قدر آب غوره نگیر » مادر را به آرامش فرا می خواند . نویسنده به جای مادر از واژه ی «ننه» استفاده کرده است ؛ این واژه کاملاً با توصیه هایی که او در انتها به فرزندش می کند هم خوانی دارد . جملاتی مانند: (( …سرما ندهی خودت را/ از غذایت هم کم و کسر نگذار ..)) . در مقابل پدر از صلابت خاصی برخوردار است و واژه ی آقا با رِ معنایی خاصی را برایش می آفریند . در پایان داستان ، مادر با لبخند تلخی فرزندش را راهی جبهه می کند تا وظیفه ی مادران آینده ، که همانا تربیت فرزندانی چون فرزند اوست را متذکر شود .
در درس هفدهم با عنوان دفاع از آزادی ، داستان مبارزه ی هرمز و سه پسر او با مغول ها نوشته شده است . داستانی که غرور مردانه را در دانش آموزان پسر و امیدواری به حمایت مردان را در دانش- آموزان دختر برانگیخته می کند . جملاتی نظیر(( درود بر شما مردان فداکار / ناگهان پیرمرد از کلبه خارج شد و با صدایی که به غرش شیر شباهت داشت ، فریاد زد / من و فرزندانم مرگ را به شکست و خواری ترجیح می دهیم / چهار قهرمان با غرور و شکو ه مخصوص از کلبه خارج شدند و … )) . هرمز و پسرانش به خوبی حس وطن پرستی و شجاعت را در خواننده تحریک می کنند . داستان کاملاً حماسی بوده و تمام شخصیت ها مرد هستند . قصه به طور ضمنی وظیفه ی پسران حاضر و مردان آیند ه را در ایجاد و حفظ امنیت یاد آور می شود .
در صفحه ی 147 شعری از موسوی گرما رودی با عنوان « سر زمین علم و دین » آمده است. دو بیت از این شعر به صورت زیر می باشد :
(( دیروز ، گل هایی چو حافظ داشت میهن فردا از این گل باز ، خواهد کاشت میهن
دیروز ، جای پور سینا بود و سعدی فردا بود منزلگه مردان بعدی ))
مفهوم شعر این است که این سر زمین منزلگه مردانی بزرگ بوده و درآینده نیز از آنِ مردانی چون آنها خواهد بود .
درس بیست و یکم جزو درس های استثنایی کتاب است ؛ چرا که سخن از زنی به نام دونا است که معلم است و در اجتماع فعالیت می کند . البته دو نکته ی مهم را در مورد این داستان نباید از نظر دور داشت ؛ اول این که دونا یک زن خارجی است نه ایرانی و دیگر این که حد اکثر نقش اجتماعی یک زن در کتب فارسی مدارس معلمی است . دونا به دانش آموزانش می گوید که نمی توانم های خودشان را بنویسند تا آنها را دفن کرده و از شرشان راحت شوند و خود او نیز چنین می کند . نمی توانمِ دونا این است (( من نمی توانم آلن را وادار کنم به جای مشت از حرف استفاده کند )) . نمی توانم دونا در مقابل یک پسر بچه است که به جای حرف زدن از قدرت بدنی خود استفاده می کند .
آخرین درس کتاب در 5 صفحه داستانی راجع به یک پسر شجاع و با هوش و پدرش که پیری دانا و باتجربه است می باشد . در این داستان پدر که کوه تجربه است ؛ تجربیاتش را در اختیار پسر می گذارد تا او بتواند خواسته های محیرالعقول پادشاه را برآورده سازد و به موفقیت برسد . داستان به طور ضمنی این نتیجه را خاطر نشان می کند که این سنت حسنه ی انتقال نسل به نسل تجارب از پدر به پسر و استفاده ازآنها باید زنده بماند. همه ی شخصیت های داستان وهر 110 اسم موجود در آن مذکر هستند و قصه فضایی کاملاً مردانه دارد .

4-2- کتاب فارسی دوم را هنمایی
4-2-1- مقایسه ی تعداد مولفان و اعضای شورای برنامه ریزی
در این کتاب از 24 نفری که عضو شورای برنامه ریزی بوده یا در گروه مولفان و طراحان حضور دارند ؛ 9 نفر زن (37.5%) و 15نفر مرد (62.5% ) می باشند . همچنین از39 نفری که نویسنده یا شاعر متون درس ها می باشند؛ 37نفر مرد (95% ) و2 نفر زن( 5% ) می باشند .

4-2-2- مقایسه ی تعداد تصا ویر مرد و زن
در کتاب فارسی دوم راهنمایی از 19 چهره ی موجود در تصاویر کتاب، 17 چهره ی تصویر شده مربوط به مردان (89.5%)و 2 چهره ی تصویر شده مربوط به زنان ( 10.5%)است .

4-2-3- مقایسه ی تعداد اسامی و کلماتی که دلالت بر جنسیت فرد دارند
در این کتاب از 342 اسم و کلمه ای که جنسیت فرد را نیز نشان می دهن
د ؛ 270 اسم مذکر ( 79% ) و 72 اسم مونث ( 21% ) وجود دارد .

4-2-4- مقایسه ی تعداد شخصیت های مذکر و مونث حاضر در متن دروس
از 76 شخصیت حاضر در متن دروس ، 69 مورد مربوط به مردان (90.8% ) و 7 مورد مربوط به زنان ( 9.2% ) است .

4-2-5- اختصاص متن دروس برای معرفی افراد
درکتاب فارسی دوم راهنمایی از 9 نفری که متن درسی برای معرفی آنها اختصاص داده شده است ؛ هر نه نفر مرد می باشند .

4 -2-6- تحلیل محتوای کیفی تصاویر کتاب فارسی دوم راهنمایی
در این کتاب از 19 چهره ی به تصویر کشیده شده و مشخص از نظر جنسیت ، 17 چهره ی مرد و 2 چهره ی زن دیده می شود . 2 تصویر زن مربوط به دختران فلسطینی خردسال است ؛ که در حال انتفاضه می باشند . بقیه ی تصاویر مربوط به مردان و در نقش چهرهای سیاسی (7 تصویر ) و عمومی (10 تصویر ) می باشد .
در صفحه ی یک کتاب تحت عنوان «ستایش » همانند کتاب فارسی اول راهنمایی، مردی در حال خواندن دعا و راز و نیاز دیده می شود .

در صفحه ی 19 کتاب در ضمن درسی که موضوع آن راجع به وقایع انقلاب است ؛ تصویر راهپیمایی نشان داده شده است . در این تصویر زنان پیشاپیش مردان در حال راهپیمایی هستند . از این حیث که زنان را حاضر در عرصه ی اجتماعی نشان می دهد جزء تصاویر استثنایی کتاب های فارسی دوره های راهنمایی و دبیرستان می باشد .

درصفحه ی 90 کتاب یک پسر را درحال کارکردن با رایانه می بینیم. این تصویر می تواند در خواننده ایجاد انگیزه برای کسب شغلی مشابه در آینده کند.

در صفحه ی 100 کتاب، در آغاز فصل ششم با عنوان نام ها و یادها، تنها چهره ی امیر کبیر و قائم مقام فراهانی دیده می شود .

در اینجا نیز مانند کتاب اول راهنمایی نه تنها چهره ی هیچ زنی دیده نمی شود بلکه در متن فصل نیز به هیچ زنی پرداخته نشده است .

درصفحه ی 126 کتاب نیز دو پسر در حال به اهتزاز در آوردن پرچم ایران بر بام مدرسه دیده می شوند .

تصویر این مفهوم را برای پسران دانش آموز یادآور می شود که این وظیفه ی آنان است که از میهن دفاع کرده و همواره پرچم ایران را در میادین مختلف به اهتزاز در آورند .
تصویر صفحه ی 143 به محمد الدوره و پدرش در انتفاضه ی فلسطین مربوط است .

این پدر و پسرشهادت طلبی و شجاعت را به خواننده القاء می کنند.آنها وظیفه نجات میهن شان را دارند.
تنها چهره های مونث نمایش داده شده در کتاب مربوط به دو دختر خردسال فلسطینی است .

تصویر روی جلد نیز متعلق به مرتضی آوینی و یک بیو گرافی کوچک از اوست . در مجموع ، تصاویر کتاب ، مردان را در حال نیایش ، راهپیمایی ، انتفاضه ، به اهتزاز در آوردن پرچم و کار با رایانه یا به عنوان شخصیت های بزرگ نمایش داده است . در مقابل زنها در این کتاب در دو تصویری که دیده می شوند در حال راهپیمایی یا انتفاضه هستند. هر چند این تصاویر آنها را در حال انجام فعالیت های سیاسی نشان می دهد ؛ اما این تنها یک مشارکت در رده ی پایین قدرت و مقاومت است ، جایی که ممکن است سوءاستفاده از آنها نیز توسط قدرت صورت پذیرد .
4-2-7- تحلیل محتوای کیفی متن دروس کتاب فارسی دوم راهنمایی
در درس اول با عنوان « انقلاب اسلامی ، تولدی دیگر » آمده است ؛ (( انقلاب اسلامی واژه ها و ترکیب هایی مانند…مردانگی و برادری … را با نگرشی جدیددرعرصه ی زبان و فرهنگ رواج و گسترش داد)) . تاکید بر این واژه ها بار جنسیتی خاصی را القاء می کند . در ادامه ی این پاراگراف جملاتی نظیر ((تاکید بر … تقویت روحیه ی جوان مردی و پهلوانی ، پدیدارگشت )) و ((عشق و شور و رادمردی و دین باوری و ایثار در ادبیات انقلاب موج می زند )) این مفهوم را برجسته تر می نمایاند .
در درس دوم صفحه ی 11 شعری تحت عنوان « شه مردان » در وصف حضرت علی (ع) از اقبال لاهوری آمده است .
((مسلم اول شه مردان علی است عشق را سرمایه ی ایمان علی است
در جهان نتوان اگر مردانه زیست همچو مردان جان سپردن زندگی است ))
در این شعر نیز بر واژه ی مرد و مردانگی تاکید فراوانی شده است .
در درس سوم با عنوان « چشمان مادر بزرگ »، در ضمن داستان، جریان های انقلاب سال 57 مرور می- شود . مادر بزرگ در حالی که تسبیح می اندازد حکایت آن روز ها را برای زهرا و محسن ، فرزندان پسرش جواد ، که در همان وقایع شهید شده ، بیان می کند . مادر بچه ها در گوشه ای از اتاق تعدادی انار را برای مهما ن ها که خانواده ی عمو هستند ؛ دانه می کند . در این جا نیز زن در حال خانه داری است .
مادربزرگ پسری را تربیت کرده که جان خود را فدای انقلاب کرده است . محسن در روز های اوج انقلاب چهار ماه پس از شهادت پدر به دنیا آمده و جانشین پدر شهید خود شده است . هر چند زهرا دو سال از او بزرگ تر است ؛ اما مادربزرگ ، محسن را جانشین بر حق پسرش می داند . این جمله های مادر بزرگ که (( نوه ام که به دنیا آمد … انگار پسرم جواد دو باره متولد شده بود . )) و (( بله ، حالا هر دو بزرگ شده اید و آن پسر کوچولویی که در آن روز به یاد ماندنی به دنیا آمد ، برای خودش مردی شده است . )) و (( یادگار جواد من ، همیشه همین طور مغرور و سربلند باش و از انقلابی که پدرت و بسیاری از جوانان میهن در راه آن شهید شدند ، دفاع کن .)) تاییدی بر این موضوع است .

طرف صحبت مادر بزرگ ، محسن نوه ی اوست و پیوسته وظایفش را به او ، نه به زهرا که حتی دو سال از او بزرگتر است ؛ متذکر می شود . گویا نویسنده می خواهد به پسرها تاکید کند که این وظیفه ی آنهاست ، میهنی را که صاحب می شوند ؛ با اقتدار و از

Leave a Reply