عوامل توفیق وحفظ زناشویی :

1- حوصله وبردباری

حوصله وبردباری درزندگی زناشویی از اهمیت خاصی برخوردار است.کسانی که درقبال مسائل خانوادگی واختلاف بین خود وهمسر حوصله به خرج نمی دهند وپس از کوچکترین موضوع مورد اختلاف به عکس العمل ها مبادرت می کنند زندگی زناشویی را به طرف ناسازگاری وناشادی پیش می برند.

2- خلوص

منظور از خلوص سادگی،پاکی وبی آلایش است. اگر بین زن وشوهر ریا وتظاهر حکم فرما باشد زندگی معنا وصمیمیت خود را از دست می دهد. ریا و تظاهر به مهربانی وصداقت بدون آنکه واقعیت داشته باشد  بیان زناشویی را سست خواهدکرد.

 

3- مهربانی

زن وشوهر باید یکدیگر را دوست داشته باشند ونسبت به هم مهربان باشند ودرغم ورنج یکدیگر شریک بوده ویار یکدیگر هم باشند(جهاندیده،1389).

 

2-6-ارتباط جنسی ورضایت زناشویی

یکی از ابعاد مهم رابطه همسران که اغلب مورد غفلت قرار می گیرد، رابطه جنسی می باشد.”میل جنسی در تمامی جوامع و مذاهب یک تابو است که در هاله ای از مسائل خرافی پیچیده شده و صحبت در حدود آن معمولاً با احساس های منفی مثل شرم، خجالت، ترس و گناه همراه است. این در حالی است که رفتار و روابط جنسی، مثل خوردن و آشامیدن جزئی از نیازهای زندگی همه انسانها و به عبارتی لازمه یک زندگی مشترک سالم و بقاء نسل او است. از زمانی که الیس، کینزی و بعد از آن مسترز و جانسون، به مطالعه سیستماتیک رفتارهای جنسی انسان پرداختند، روشن شد که مشکلات و اختلالات جنسی شایع تر از آن است که قبلاً تصور می گردید. وجود مشکلاتی در زمینه مسائل جنسی مثل کمبود تمایلات جنسی، ناتوانی جنسی و غیره چه بسا که به خاطر ترس و اضطراب، شرم و خجالت یا احساس بی کفایتی و گناه مخفی مانده وبیان نشده و زنان به علت حجب و حیا علائم این مشکلات را درست بیان نمی کنند و مشکلات جنسی بصورت نهفته با علائم و عوارض دیگری مثل ناراحتی های جسمانی، افسردگی و نارضایتی از زندگی زناشویی بروز می کند نارضایتی از مناسبات جنسی، علاوه برتأثیرات منفی روحی و روانی بر خود فرد مانند افسردگی، عدم تعادل روحی و روانی و شخصیتی،پیامدهایی چون پرخاشگری و خشونت، روابط جنسی خارج از چارچوب خانواده نیز داشته و بردیگر اعضاء خانواده، اطرافیان و سلامت جامعه نیز تأثیر گذار خواهد بود(اوحدی، 1384 ).

رابطه جنسی با رضایت مداوم از رابطه پیوند دارد. همسران رضایتمند، همخوانی بیشتری میان فعالیت جنسی که خواهان آن هستند و فعالیت جنسی که تجربه می کنند گزارش می نمایند. هم چنین برای مردان و هم برای زنان، رضایت از رابطه جنسی به طور معناداری با سطح کارکرد خانواده ارتباط دارد تحقیقات حاکی از آن بود که رضایت جنسی مولّفه بسیار مهمی در روابط وفادارانه است. به هر حال رضایت اوّلیّه از رابطه جنسی یک عامل پیش بینی کننده قوی برای رضایت و تداوم رابطه در زمان های بعدی است(سلمانی،1387).

پژوهش ها نشان داده اند که توانایی مردان در خود ابرازی جنسی بیشتر از زنان است این موضوع می تواند تحت تاثیر تجارب گذشته دو جنس، نقش های جنسیتی و شیوه های تربیتی متفاوت باشد که ممکن است به تفاوت های اساسی در رضایت جنسی دو جنس منجر شود. اصولاً برداشت زنان و مردان از رابطه جنسی متفاوت است به هر حال یافته های ناهمسو در زمینه های تفاوت رضایت زناشوئی و متعاقب آن رضایت از روابط جنسی بین زنان و مردان می تواند بیانگر این مسئله باشد که رضایت زناشوئی و متعاقب آن رضایت از روابط جنسی بین زنان و مردان بیانگر این مسئله باشد که رضایت زناشویی و زیر مقیاس های ان از جمله رضایت جنسی وابسته به دو فردی است که با هم در روابط زناشویی قرار می گیرند و رضایت یا عدم رضایت در زن و مرد بیش از آنکه متاثر از جنس وی باشد از بافت زناشویی انها تاثیر پذیرفته و به همسویی و انطباق زن و شوهر بستگی دارد نه فقط به یکی از آن­ها بستگی دارد بنابراین برای تکمیل مناسب تر باید زوجین در مقایسه با هم مطالعه شوند تا بتوانند با سنجش جنبه های متفاوت زناشویی هر یک از زوجین به داوری در مورد تفاوت مردان و زنان در این زمینه پرداخت(گاتمن،  1389).

 

:

1- حوصله وبردباری

حوصله وبردباری درزندگی زناشویی از اهمیت خاصی برخوردار است.کسانی که درقبال مسائل خانوادگی واختلاف بین خود وهمسر حوصله به خرج نمی دهند وپس از کوچکترین موضوع مورد اختلاف به عکس العمل ها مبادرت می کنند زندگی زناشویی را به طرف ناسازگاری وناشادی پیش می برند.

2- خلوص

منظور از خلوص سادگی،پاکی وبی آلایش است. اگر بین زن وشوهر ریا وتظاهر حکم فرما باشد زندگی معنا وصمیمیت خود را از دست می دهد. ریا و تظاهر به مهربانی وصداقت بدون آنکه واقعیت داشته باشد  بیان زناشویی را سست خواهدکرد.

 

3- مهربانی

زن وشوهر باید یکدیگر را دوست داشته باشند ونسبت به هم مهربان باشند ودرغم ورنج یکدیگر شریک بوده ویار یکدیگر هم باشند(جهاندیده،1389).

 

2-6-ارتباط جنسی ورضایت زناشویی

یکی از ابعاد مهم رابطه همسران که اغلب مورد غفلت قرار می گیرد، رابطه جنسی می باشد.”میل جنسی در تمامی جوامع و مذاهب یک تابو است که در هاله ای از مسائل خرافی پیچیده شده و صحبت در حدود آن معمولاً با احساس های منفی مثل شرم، خجالت، ترس و گناه همراه است. این در حالی است که رفتار و روابط جنسی، مثل خوردن و آشامیدن جزئی از نیازهای زندگی همه انسانها و به عبارتی لازمه یک زندگی مشترک سالم و بقاء نسل او است. از زمانی که الیس، کینزی و بعد از آن مسترز و جانسون، به مطالعه سیستماتیک رفتارهای جنسی انسان پرداختند، روشن شد که مشکلات و اختلالات جنسی شایع تر از آن است که قبلاً تصور می گردید. وجود مشکلاتی در زمینه مسائل جنسی مثل کمبود تمایلات جنسی، ناتوانی جنسی و غیره چه بسا که به خاطر ترس و اضطراب، شرم و خجالت یا احساس بی کفایتی و گناه مخفی مانده وبیان نشده و زنان به علت حجب و حیا علائم این مشکلات را درست بیان نمی کنند و مشکلات جنسی بصورت نهفته با علائم و عوارض دیگری مثل ناراحتی های جسمانی، افسردگی و نارضایتی از زندگی زناشویی بروز می کند نارضایتی از مناسبات جنسی، علاوه برتأثیرات منفی روحی و روانی بر خود فرد مانند افسردگی، عدم تعادل روحی و روانی و شخصیتی،پیامدهایی چون پرخاشگری و خشونت، روابط جنسی خارج از چارچوب خانواده نیز داشته و بردیگر اعضاء خانواده، اطرافیان و سلامت جامعه نیز تأثیر گذار خواهد بود(اوحدی، 1384 ).

رابطه جنسی با رضایت مداوم از رابطه پیوند دارد. همسران رضایتمند، همخوانی بیشتری میان فعالیت جنسی که خواهان آن هستند و فعالیت جنسی که تجربه می کنند گزارش می نمایند. هم چنین برای مردان و هم برای زنان، رضایت از رابطه جنسی به طور معناداری با سطح کارکرد خانواده ارتباط دارد تحقیقات حاکی از آن بود که رضایت جنسی مولّفه بسیار مهمی در روابط وفادارانه است. به هر حال رضایت اوّلیّه از رابطه جنسی یک عامل پیش بینی کننده قوی برای رضایت و تداوم رابطه در زمان های بعدی است(سلمانی،1387).

پژوهش ها نشان داده اند که توانایی مردان در خود ابرازی جنسی بیشتر از زنان است این موضوع می تواند تحت تاثیر تجارب گذشته دو جنس، نقش های جنسیتی و شیوه های تربیتی متفاوت باشد که ممکن است به تفاوت های اساسی در رضایت جنسی دو جنس منجر شود. اصولاً برداشت زنان و مردان از رابطه جنسی متفاوت است به هر حال یافته های ناهمسو در زمینه های تفاوت رضایت زناشوئی و متعاقب آن رضایت از روابط جنسی بین زنان و مردان می تواند بیانگر این مسئله باشد که رضایت زناشوئی و متعاقب آن رضایت از روابط جنسی بین زنان و مردان بیانگر این مسئله باشد که رضایت زناشویی و زیر مقیاس های ان از جمله رضایت جنسی وابسته به دو فردی است که با هم در روابط زناشویی قرار می گیرند و رضایت یا عدم رضایت در زن و مرد بیش از آنکه متاثر از جنس وی باشد از بافت زناشویی انها تاثیر پذیرفته و به همسویی و انطباق زن و شوهر بستگی دارد نه فقط به یکی از آن­ها بستگی دارد بنابراین برای تکمیل مناسب تر باید زوجین در مقایسه با هم مطالعه شوند تا بتوانند با سنجش جنبه های متفاوت زناشویی هر یک از زوجین به داوری در مورد تفاوت مردان و زنان در این زمینه پرداخت(گاتمن،  1389).

ارتباط جنسی

جنسیت هم یک پدیده ی روان شناختی وهم یک پدیده ی اجتماعی است. تنها برای مطالعه جنبه روان شناختی جنسیت نمود جنسیت در سطح بی مانند یک شخصی مطرح است و به گونه ای مصنوعی می‌بایست جنسیت را از بعد سیاسی اقتصادی واجتماعی که براستی بخشی ازآن محسوب می شود مجزا شود. برای درک حدس جنسیت مانند روان شناسان باید آماده شویم تاخارج از حیطه‌ی روان شناختی گام برداریم.

جنس: یک اصطلاح زیست شناختی است که بر کروموزوم های مشخص که در سلول های بدن حمل می شود برمی گردد. بیست وسه جفت کروموزوم مربوط به جنس هستند یا با ترکیب xx مؤنث ویا با ترکیب xy (مذکر) و(درحالت عادی) سبب تولید دو الگوی متفاوت توسعه ی جهانی می‌شوند که ما آنها را در رابطه با مردان وزنان می شناسیم(بید،1385) .

مطلب مشابه :  علائم بارداری خارج از رحم و دلیل اون 

رابطه جنسی نقش اساسی در روابط صمیمانه ناشی از ازدواج، زندگی مشترک یا شکل­های دیگر زندگی، بازی می­کند. کلینیک ما پذیرای همه نوع زوج است و ما تمایزی بین زوج­های مراجعه­کننده برای درمان قایل نیستیم. وجود بیماری روانی،معلولیت جسمی، یا اختلال ذهنی مانعی برای زوج­هایی نیست که از مساله جنسی شکایت دارند. ما همچنین به زوج­های دارای پیشینیه فرهنگی بسیار متفاوت یاری رسانده­ایم.از آن­جا که ما معمولا زوج­هایی را می­بینیم که غیر هم­جنس و از نظر جسمی و ذهنی سا­لم هستند.معمولا تصور این است که رابطه جنسی دارای سه جزء است؛ یعنی تمایل، برانگیختگی و ارگاسم. هر یک از این اجزاء پاسخ­های جسمی عاطفی را در بر­می­گیرد. با این وجود، گوناگونی گسترده­ای در شکل پاسخ افراد در چارچوب این سه جزء و در برابر نیاز­های متفاوت شریک جنسی وجود دارد. هنگامی که جنبه­های جسمی و عاطفی بر­انگیختگی جنسی دو نفر نا­همخوان باشد، به سادگی سوءتفاهم­ها شکل می­گیرد. برای مثال، یک مرد ممکن است هنگامی که زنش از دست او عصبانی و در نتیجه برانگیخته است، او را بسیار جذاب بیاید؛ در حا­لی که عصبانیت زن ممکن است او را از بر­انگیخته شدن باز دارد، و بنابراین نتواند جواب­گوی خواهش­های بعدی مرد باشد. دیگری ممکن است یک معاشقه پر شور و جدی را خواهان باشد در حالی که شریک جنسی به دنبال یک معاشقه سرگرم­کننده و نه چندان جدی باشد. چنین زن و شوهری به­سختی ممکن است متوجه تفاوت­های خود در تمایل و بر­انگیختگی شوند؛ گاه فقط وقتی زن درگیر رابطه­ای دیگر شد و زوج برای درمان مراجعه کردند، شوهر متوجه می­شود که باید معاشقه با همسر را جدی­تر بگیرد، و قادر می­شود در امر معاشقه جنبه­های سرگرمی و شوخی آن را نیز در نظر بگیرد(کرو،ریدلی،1384).

 

2-8-نقش های جنسیتی

نقش یک اصطلاح به عاریت گرفته شده ی جامعه شناختی است. همان گونه که شما ممکن است حدس بزنید از تأثیر نقش به مجموعه ای از رفتارها بر می گردد وظایف و انتظار‌های فرد را مقید می سازد به اشغال یک موقعیت اجتماعی ویژه همانند کشیش یا افسر پلیس نقش‌های جنسیتی به روش هایی رجوع می کند که ما انتظار داریم که زنان و مردان با آن  روش ها رفتار کنند بنابراین نقش همچنین دارای یک عنصر کشش متقابل است و بر دو جانبه بودن دلالت دارد تقسیم کار جنسی شماری از روش های انجام کار وجود دارد که تحت آن کــاری که زنان و مردان انجام می‌دهند بین آن ها تقسیم می‌شود. «تقسیم کار جنسی عمومی »به این واقعیت برمی گردد درمقایسه با زنان  احتمال  بیشتری وجود دارد که مردان موقعیت برتر، دستمزد خوب وهمچنین مشاغل امنی را اشغال کنند تقسیم کار جنس افقی به روشی برمی گردد که تحت آن رتبه ی مشاغل وشاغلان براساس جنسیت تعریف و تعیین می شود درمورد زنانگی و مردانگی این اصطلاحات به انتظارهای اجتماعی و فرهنگی بر می گردد که حدآن فرد مقید شده که یک زن باشد یا یک مرد.زنانگی ومردانگی تمام ابعاد اندیشه ها و رفتارها، وخواسته ها و آرزوها ی ما ، نگاره ی ظاهری ما و مانند این ها را پوشش می دهد. چون زنانگی و مردانگی به لحاظ اجتماعی ساخته شده وتوسعه یافته اند خوهای زنانگی و مردانگی بوسیله مردمی که فرهنگی مشترک دارند تولید و بـاز تولیـد می شوند ارضای غرایز جنس زن در نتیجه یک زن را به یک شریک زندگی بهتر برای مـــردان  مبــدل می سازد، کار خارج از منزل خانواده یا زندگی خصوصی را مهیج تر یا «مساوات طلب» تر می­سازد استقلال مالی این اطمینان را به وجود می‌آورد که بچه با وجود ماهیت ناکارامد جنس مخالف(زنان) می­توانند حمایت شوند. واقعیت آن است که بیشتر زن و شوهر ها هرگز یاد نگرفته اند که برای داشتن روابط جنسی بهتر جز از طریق شکایت از وضع موجود با یکدیگر گفتگو کنند. حال آنکه عشق ورزی عملی صرفاً غریزی نیست بلکه هنری است که باید فـــراگرفته شود وانتقــاد مثبت نه تنها می تواند وسیله مؤثری برای آموزش باشد بلکه نمایانگر آن است که طرف مقابل از کوششی که همسر برای برآوردن انتظارات جنسی او از خود نشان می دهد قدردانی کنددرواقع پشبرد روابط جنسی منوط به آن است که طرفین مطالعات بالقوه مفید خودرا با یکدیگر مبادله کنند به عبارت دیگر به طرز سازنده ای از یکدیگر انتقاد کنند به نظر جان گاگفن (جامعه شناس) برای حل ورفع مسائل مشکلات جنسی باید با آن به طورمستقیم برخورد کرد.( احمدی ،1383، 163- 23).

 

2-9-رابطه جنسی:یک رخداد جسمی

جنسیت یک معنی اجتماعی از جنس است. جنسیت به مجموعه ای از ویژگی ها و رفتارهایی برمی گردد که آمده است تا به گونه ای متفاوت در رابطه باشد با آنچه را که از مردان وزنان درجامعه ای ویژه انتظار دارند.پندارهای ما ازمردانگی و زنانگی ازجمله ی این تفاوت ها در انتظارات از دو جنس است. چنین تفاوت‌هایی ممکن است واقعاً وجود داشته باشند یا آنها ممکن است تنها به صورت فرضی وجود داشته باشد.

رابطه جنسی یک رخداد جسمی است که کنش­های فیزیولوژیک پیچیده­ای را در هر دو طرف شامل می­شود. ساز­و­کارهای نعوظ و انزال و نیز ساز­و­کارهای ترشح و ارگاسم، بخشی از فیزیولوژی فرد هستند و ممکن است تحت تاثیر دارو­ها یا بیماری­های اثرگذار بر عصب­ها و رگ­های خونی، قرار گیرد( احمدی ،1383، 163- 23).

2-10-رابطه جنسی یک رخداد روان شناختی

هم چنین رابطه جنسی یک رخداد روان شناختی در فرد است و نگرش های فردتجربه قبلی او، اضطراب، خستگی و مشغله زیاد همگی می تواند اثرآسیب زای زیادی بر رابطه جنسی بگذارد. زنی که در کودکی مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته است، ممکن است نزدیکی جنسی را همواره با اضطراب و وحشت تجربه کند. مردی که همیشه مادرش او را می زده است، زمانی که همسرش او را هنگام هم آغوشی با دستش لمس می کرد، در رابطه جنسی دچارمشکل می شد، به گونه ای که درمان جنسی به اجبار بر نزدیکی جنسی بدون آنکه دستان زن، مرد را لمس کند، متمرکزشد. در حال حاضر، بسیاری از زنان اصرار دارند که به صورت یک فرد، و نه شیئ جنسی، نگریسته شوند و این گونه زنان ممکن است خواهش های همسرخود را نوعی آزار جنسی بیانگارند. این گونه دلایل ما را وا می دارد تا رابطه جنسی را در قالب هر دو عامل رابطه، و جنبه فردی دو طرف در نظر گیریم. مسلم است که فقط کارکردن بر جنبه جسمی رابطه زن و شوهری که مشکل جنسی آنها مبتنی بر بیزاری و فقدان اعتماد است، همان قدر اشتباه است که کار بر روی رابطه مردی که ناتوانی جنسی او ناشی از ضایعه عصبی است. یک رویکرد یکپارچه چیزی است که ما می کوشیم به کار ببندیم و بیاموزیم؛ رویکردی که در آن از روش های درمانی مبتنی بر هر دو عامل رابطه و فرد استفاده می کنیم(کرو ، ریدلی،1384).

 

2-11-مولفه های جنسی

2-11-1-حرمت جنسی:توجه مثبت وتوانایی اطمینان به تجربه مسائل جنسی از طریقی لذت بخش وراضی کننده (اسنل وهمکاران،1993).  انسان در طول تاریخ، به منظور بقاء نسل، ملزم و نیازمند به نزدیکی و آمیزش بوده است. تمایلات جنسی، پدیده ای است که اهمیت به آن، امری واقع بینانه و نادیده انگاشتن آن از محالات می باشد؛ زیرا مانند سایر امیال غریزی انسان از آغاز تولد وجود داشته و متناسب با رشد او متحول و شکوفا می شود.مسائل جنسی از لحاظ اهمیت، جزء مسائل درجه اول زندگی زناشویی هستند و رضایت در روابط جنسی وتناسب و تعادل در آن در بین زوجین،از مهمترین عوامل خوشبختی و موفقیت زندگی زناشویی می باشد(گلمکانی، در محمدی، مظلوم،1392).

 

2-11-2-اشتغال ذهنی جنسی:تمایل به تفکر بیش از حددرموردرابطه  جنسی. چون نقش رویدادهای شناختی به عنوان محرکهای رفتارجنسی مورد تایید قرارگرفته است، افکار، نگرش وارزشهای افرادبخشی ازمولفه های مهم رفتارجنسی هستند و منابع مهم موثر بر پاسخدهی جنسی محسوب می شوند. نگرش وعقایددال بر رویدادهای شناختی خواص نیست، بلکه به شیوه های تفکر یا سوءگیری در تفسیراطلاعات اطلاق می شودکه برمحتوی فعالیت  شناختی تاثیر می گذارد. درحیطه مسائل جنسی،مردم عقایدونگرش راجع به طیف وسیعی ازموضوعات مانند فعالیت های جنسی بهنجاریا نا بهنجار،نقشهای جنسی یافعالیتهای جنسی دارند.افکارونگرشهای ناسازگارانه در چگونگی تفسیر اطلاعات در موقعیتهای جنسی و نهایتا تجربه، میل، برانگیختگی وارگاسم نقش بسیار مهمی ایجاد می کنند.اگرمحرک ورودی به گونه ای تفسیر شودکه باعث به وجود آمدن افکار جنسی مثبت گردد،درمقایسه باتغییری که باعث ایجادافکار منفی می شود،احتمالاتاثیرات متفاوتی بر پاسخ جنسی فرد خواهد گذاشت( اسپنس،ترجمه توزنده جانی وهمکاران ،1386).

 

2-11-3-آگاهی جنسی:تمایل فرد به تفکر واندیشه درمورد طبیعت مسائل جنسی. تجارب نشان داده است که دانش وآگاهی نسبت به مسائل جنسی،زندگی را تغییر می دهدواغلب آن را بهترمی کند.اماگاهی اوقات بین آموخته های فرد و پیوند آن بازندگی شکاف وجوددارد (وستیمر، 2005 ، به نقل از یوسفی،1384). واکنش همسر به ناکنش وری در ایجاد و ابقاء مشکل جنسی نقش مهمی دارد، زیراتعامل جنسی موقعیت پویایی است که درآن دو نفربه طور مداوم بررفتاریکدیگرتاثیر میگذارند.ماهیت پیچیده دوجانبه تعاملهای جنسی موجب گردیده است تابسیاری ازمتخصصان اظهار دارندکه به طورکلی مشکلات جنسی بایدبه عنوان مشکلی که متعلق به زن وشوهر است درنظرگرفته شود،نه به عنوان مشکلی که متعلق به هریک ازهمسران است(اسپنس،ترجمه توزنده جانی،محمدی، توکلی زاده ودهگان پور،1386).

مطلب مشابه :  پیش بینی کننده های ازدواج موفق

تجارب نشان داده است که دانش آگاهی نسبت به مسائل جنسی، زندگی را تغییر می دهد و اغلب آن را بهتر می کند. اما گاهی اوقات بین آموخته های فرد و پیوند آن با زندگی شکاف وجود دارد( مستیمر، 2005، به نقل از یوسفی، 1384). از آنجا که رفتار جنسی تا حدود زیادی اکتسابی و مبتنی بر یادگیری است، نیاز به اموزش و تریبت ویژه دارد. هماهنگی و ارضاء نیازههای زوجین، براوردن نیازهای عاطفی، داشتن مهارت ها ی مربوط به ایجاد تفاهم و شیوه های محبت و ارضاء نیازهای جنسی زوجین می تواند باعث رضایت زوجین از زندگی مشترک و تداوم آن گردد( دانش، 1383). مطالعات نشان می دهند که دانش یعنی مجموعه معلومات، اطلاعات، دانش ‌و آگاهی فرد در مورد جنسیت و مسائل جنسی و باورهایی که در مورد فعالیتها و نقشهای جنسی وجود دارد، ارتباط معناداری با رضایت زناشویی دارند(ترودل، 2002).

 

2-11-4-قاطعیت جنسی:تمایل فردبه قاطعیت درمورد ابعاد جنسی زندگی.شاملو ( 1387 ) عقیده داشت که اگر چه زندگی سعادتمندانه تنها تا اندازه ای به روابط لذت بخش جنسی بستگی دارد ولی این روابط، یکی از مهمترین علل خوشبختی یا عدم خوشبختی زندگی زناشویی است و اهمیت آن می تواند با تاثیر بر افکار و احساسات زوجین، به طور مستقیم یا غیر مستقیم روابط میان آنها را در ابعاد وسیعی تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین آموزش مهارتهای جنسی موجب بهبود ارتباط زناشویی، افزایش رضایت جنسی و رضایت زناشویی می شود (نبی پور، 1385 ). آگهی های مختلف و مکرر در زمینه های جنسی و اقبال یا استقبال این آگهی ها حکایت از آن دارد که ادراک کارآمدی جنسی، موضوع مهمی در زندگی است و همین اهمیت باعث می شود افراد از اینکه مستقیما مشکلات جنسی خود را مطرح کنند احساس شرم نموده ومشکلات جنسی خود را در قالب اضطراب، افسردگی، اختلال خواب یا علایم ژینکولوژیک نمایان سازند(گلدر، مایو و گر، 2005).

 

2-11-5-کنترل جنسی بیرونی:اعتقاد به اینکه فرد مسائل جنسی اش تحت تاثیر چیزهایی خارج از کنترل وی قرار دارد. رضایت زناشویی بر کیفیت و میزان سلامت  عمومی، رضایت از زندگی، میزان احساس تنهایی ومیزان لذت جنسی افراد تأثیر دارد روابط جنسی افراد تأثیر دارد روابط جنسی تشکیل دهنده ی بخشی از ادراک زوجین از همدیگر است. ادراکات  جنسی با رفتارهایی که موجب تداوم ازدواج می شوند ارتباط مثبت دارد و در واقع به منزله مینیاتور روابط جنسی عمومی است (اصغرنژاد،1385).

از آنجا که غریزه جنسی میان امیال طبیعی بشر جا دارد، در حضور و غیاب خود شدت و ضعف می‎یابد، تند و کند می‎شود، ممکن است میان انگشتان عوامل و شرایط محیطی، بیرونی، درونی و روحی بچرخد و پیاپی به نوسان درآید. چنین مسائلی سبب گردیدند که ساختار جنسی انسان و ارتباط آن با بدن، هم چنین رفتار جنسی و تأثیر آن بر جسم و روان، از سوی دانشمندان مورد دقت قرار بگیرد و علوم پزشکی و رفتاری مثل روانشناسی موضوعی را پدید آورند که عنوان دانش جنسی، روی آن گذاشته‎اند. امروزه بر این دانش «سکسولوژی» می‎گویند.سکسولوژی یک علم جدید نیست؛ بلکه «قدیمی‎ترین کتابی که در این باره نوشته شده به نام کاماسوترا به زبان سانسکریت است و تقریباً پنج هزار سال از عمر این کتاب می‎گذرد.» ابن سینا دست کم دو فن از کتاب قانون را به مطالعه علمی مسائل جنسی اختصاص داده است. با جهش علمی در اروپا (قرن 17 و 18 م)، تحقیقات بیولوژیکی در رفتار جنسی، عنوان سکسولوژی را پدید آورد. امروزه بعضی از دانش آموختگان این شاخه علمی در ایران کوشیده و می‎کوشند علاوه بر تثبیت جایگاه این علم بعضی دستورهای دینی را که با برخی از اصول دانش نوین جنسی نمی‎سازد به هم گره بزنند و چنین گمان می‎برند که در صورت تعارض میان حکم دین و دستور تجربی دانش جنسی، دستور پزشک مقدم است و شخص مسلمان مراجعه کننده نباید نگران ناهم‎خوانی نسخه سکسولوژ با دستور دینی باشد. اگر بخواهیم شفاف‎تر بگوییم مسئله خودارضایی را مثال می‎آوریم که اسلام، آن را در لیست گناهان سیاه و بزرگ قرار داده و بر پیروانش حرام می‎داند؛ ولی عدّه‎ای از صاحبان دانش جنسی ـ از نوع رایج امروزی آن ـ اگر برایش خاصیتی نشمارند آن را مضر هم نمی‎دانند و تنها مانع و گیر اصلی کار برای آنان همین حکم شرعی است که به عقیده ایشان باید در آن تجدیدنظر کرد و تعارض موجود را باید به گونه‎ای برداشت(اسلامی نسب،1376).

 

2-11-6-رضایت جنسی:تمایل فرد به اینکه در ابعاد جنسی زندگی اش به حد زیادی رضایت داشته باشد(اسنل وهمکاران،1993). لزوما تمامی روابط عاطفی رابطه جنسی نیست.امارابطه جنسی به دلایل زیاد،برای اکثر زوجها مهم است.جنسیت غالبا بخشی از کشش وجاذبه اولیه محسوب می شودوخواهش جنسی ممکن است چونان نیروی پیوند دهنده آنهارا به هم بسته نگاه دارد. درواقع ،هنگامی که درکیفیت رابطه مشکلاتی پدید آید،رابطه جنسی می تواندگاهی در سرو سامان دادن به رابطه کلی،دست کم به طور موقت موثر واقع شود.با این وجود رابطه جنسی خوب ممکن است به کیفیت رابطه کلی بستگی داشته باشد.بسیاری از مشکلات رابطه­ای ممکن است رابطه جنسی را خدشه­دار سازد. آزردگی، فقدان اعتماد، خشم( به ویژه اگر واپس­رانده شود) و تنش همگی می­توانند بر رابطه جنسی اثر منفی بگذارد. تغییرات ظریف دیگر در این معادله می­تواند وضعیت جنسی را وخیم سازد. برای مثال هنگامی که مردی از زنش واهمه دارد و دست به هرکاری می­زند تا او ناراحت نشود، یا هنگامی که زنی در زندگی­اش خلق و خوی تند و غیر قابل کنترل شوهرش می­ترسد.از سوی دیگر، نبود رابطه جنسی خوب می­تواند بر جنبه­های دیگر رابطه زوج اثر گذارد. بسیاری از مردان و زنان در چنین شرایطی، عصبی می­شوند و احساس ناکامی می­کنند. بیان جسمانی محبت ممکن است به طور فزاینده­ای بازداری شود، و دلیل آن شاید این باشد که هر یک از دو طرف احساس می­کند که تماس جسمی، مشکلات جنسی را به همراه دارد و شاید یک چرخه فزاینده آسیب رسان پدید آید که در آن هر تلاشی برای بر­قراری تماس جسمی به دلیل مشکلات جنسی با مقاومت رو­به­رو می­شود، که به نوبه خود احساس ناکامی و نا­خرسندی در رابطه زناشویی را افزایش می­دهد. غالبا برای زوج­ها سخت است که پیرامون رابطه جنسی صحبت کنند و این منطقه ممنوعه می­تواند به ارتباط ضعیف بیانجامد که در آن هر طرف درباره نگرش طرف دیگر درباره رابطه جنسی، فرض­های آزمون نشده­ای در ذهن دارد. بنابراین چرخه ­های معیوبی پدید می آید که در آن مساﺋل جنسی با ارتباط ضعیف تداوم پیدا می­کند، که زن و شوهر نمی­توانند خود را از آن رها سازند بنابر این رابطه جنسی با جنبه­های دیگر رابطه تعامل دارد و هر یک از این جنبه­ها می­تواند اثر نامطلوب دیگری بگذارد(کرو ، ریدلی،1384).

 

2-11-7-انگیزش جنسی:تمایل فرد به درگیر شدن دریک رابطه جنسی.مرحله انگیزش جنسی، ناظر این واقعیت  روانشناختی است که لذت جنسی مبتنی بر نگاه جنسی، توان جنسی و تحریک جنسی می باشد. از مجموع اینها، می توان به عنوان زمینه سازی برای آمیزش جنسی یاد  نمود. به هر میزانی که انگیزش جنسی، یعنی مقدمان وزمینه های ارتباط جنسی فراهم باشد، به همان میزان آمیزش جنسی لذت بخش تر خواهد شد. مدیریت نیاز جنسی در این مرحله، ناظر به فراهم ساختن زمینه سازی برای لذت بردن بیشتر از آمیزش جنسی است(محبی، 1390)

2-11-8-اضطراب جنسی:احساس تنش،راحت نبودن،واضطراب فرد در مورد ابعاد جنسی زندگی. انتظارات متفاوت از رابطه جنسی فشار زیادی را برزن و مرد وارد می کند تا مهارت های خود را در این زمینه افزایش دهند ناتوانی درلذت بردن یا ناتوانی از لذت دادن به طرف مقابل باعث استرس زن و مرد می‌گردد برای مثال انزال زودرس باعث ناتوانی درباردار کردن زن می شود اما اگر با دیدلذت به آن نگاه شود این موضوع هم برای زن و هم برای مرد به عنوان مشکل مطرح است(قووجین ریدلی،سایکل، 1388، 11).

پژوهشها نیز نشان می دهد که نگرش ها، ترس ها یا خاطرات افراد، از عوامل زیربنایی مشکلات جنسی است، افرادی که مشکلات جنسی دارند، معمولا اعتماد به نفس پایینی داشته ومضطرب و نگران ترند. و روابط جنسی آنها تحت تاثیر پیش بینی شکست آنها قرار می گیرد(دایتز، ون، اُیرشوات وهمکاران، 2009).

 

2-11-9-کنترل جنسی درونی:اعتقاد به اینکه ابعاد جنسی زندگی فرد تحت کنترل شخصی خود افراد هستند.

 

2-11-10-نظارت جنسی:تمایل فرد به آگاهی از تاثیری که مسائل جنسی اش بردیگران می گذارد.

 

2-11-11-ترس از رابطه جنسی:ترس از ایجاد رابطه جنسی با فرد دیگر(اسنل وهمکاران،1993).

 

2-11-12-افسردگی جنسی:تجربه  فرد از احساس غمگینی، ناراحتی، و افسردگی درمورد زندگی جنسی اش. لذت جنسی آدمیان بیشتر محصول ذهن است تا بدن (لی، سونگ، چو، 2001). افسردگی جنسی باعث از دست دادن میل جنسی، تغییراتی در رسیدن به مرحلۀ ارگاسم، کاهش نزدیکی ها و عدم رضایت جنسی از  مشکلات شایع این زوجها محسوب میشود و در لذت بردن از فعالیت جنسی تداخل می کند(مرقاتی، 1376).

 

[1] – John Gogfn

[2] -Crowe ,Ridley

[3] – Westheimer

[4] – Spense

[5] – Trudel. G

[6] -Gelder, Mayou & Geddes

[7] -sexology

[8] -kamasutra.

[9] – Quvjyn Ridley

[10] – Saykl

[11] – Duits, van Oirschot