ارتباط الگوهای ارتباطی خانواده با نیازهای روان­شناختی بنیادی

 

هانگ[1] (1999) به نقش الگوهای ارتباطی خانواده و اثر آن بر عزت نفس، خودافشا سازی، خود بازنگری و میل به کنترل پرداخت. او گفت که بعد گفت و شنود دارای پیامدهای مثبت و بعد همنوایی در بیشتر موارد پیامدهای منفی به دنبال داشته است. او معتقد است که افراد در خانواده­های دارای گفت و شنود، دید مثبتی نسبت به خودشان دارند و در مورد افکار و احساساتشان بیشتر با خانواده و دوستانشان صحبت می­کنند و نسبت به خانواده هایی با بعد هم­نوایی بالا، اجتماعی تر هستند و ارتباط بیشتری با دیگران برقرار می­کنند. در تحقیق هانگ همچنین ذکر شده است که افراد در خانواده هایی که بعد هم­نوایی بالاتر دارند، تمایل به کم رویی و عزت نفس پایین در فرزندان دیده شده است. به عبارتی او معتقد است که محیط سرشار از حمایت و ارتباط باز  سبب رشد برخی از مهم­ترین ویژگی های شخصیت از جمله عزت نفس و توانایی های اجتماعی و ارتباط برقرار کردن می شود.

در رابطه با ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده و ارتباطات، تحقیقات نشان داده که خانواده هایی با گفت وشنود بالا معمولاً ارتباطی باز ایجاد می­کنند. آن­ها مخالفت­ها و ابراز احساسات را تشویق می­کنند که این کار، لذت از ایجاد ارتباطات وسیع با دیگران و درگیر شدن در ارتباطات و تعلق خاطر به بودن در جمع را به دنبال دارد. در مقابل در خانواده های با جهت­گیری همنوایی بالا، از ارتباطات باز اجتناب می­کنند و فرزندان در این خانواده ها از ارتباط با دیگران اجتناب می­کنند ( ریچی، 1991؛ به نقل از الوود[2] و اشرادر[3]، 1998).

بروکس[4] (1997)معتقد است که در خانواده های با گفت و شنود بالا، فرزندان احساس می­کنند که والدینشان آنها را درک می­کنند و برایشان اهمیت قائلند. در نتیجه، عزّت نفس آنها رشد می­کند. دوست داشتن دیگران، توجه به احساسات دیگران در ارتباطات و رشد استقلال فردی، از نتایج گفت و شنود بالاست. پژوهش ها وتحقیقات در مورد رابطه همنوایی و سلامت روان نیز نشان می­دهند که والدین سخت­گیر، فرزندانی با مشکلات ارتباطی، افسردگی و احساس تنهایی بالا و عزت نفس پایین خواهند داشت (کروکنبرگ، جکسون و لنگروک[5]، 1996؛ هوانگ، 1999؛ به نقل از رحیمی و خیّر، 1386).

مطلب مشابه :  ابعادعدالت دروظایف مدیریت

بر مبنای بعضی پژوهش ها، خودمختاری این گونه نیست که در دوره­ی نوجوانی در مقابل وابستگی عاطفی قرار بگیرد (ریان، 1995؛ نوم[6]، 1999)؛ یعنی نوجوان در عین حال که میل به استقلال دارد نیازمند به محیط خانوادگی هم هست که بتواند به آن اطمینان کند (آلن[7]، هاسر[8]، بل[9] و اوکانر[10]، 1994). دینزلند (2000) نشان داده است که کودکان والدین مقتدر، سطوح بالاتری از خودمختاری را نسبت به فرزندان والدین سهل­گیر از خود نشان داده­اند. تحقیقات دیگر نشان داده­اند که تفاوت های متعدد کودکان از نظر خودپیروی، مرتبط با تأثیرات خانه همچون حمایت والدین از خودپیروی آن­هاست (گرونلیک، فرودی و بریجز[11]، 1984). رشد خودپیروی در تعاملات دو جانبه و حامیانه کودک و والدینش شکل می­گیرد (ورنر[12]، 2000).

تحقیقات لونباخ[13] (2004) نشان می­دهد که اهداف و انتظارات مادران در خانواده، رفتارهای اجتماعی و ارتباطات فرزندان را پیش­بینی می­کند. هم­چنین ارتباطات والد-فرزندی، پیش­بینی کننده­ی قوی ارتباطات فرزندان است ( موس[14]، 1983؛ راتر[15]، 1980؛ به نقل از تیلور[16]، 1998). راتر هم­چنین معتقد است روابط خانوادگی مطلوب با ارتباط مثبت با دوستان در نوجوانی مرتبط است.

کوپر اسمیت[17] (2002) حرمت خود را، قضاوت شخصی از احساس شایستگی خود تعریف کرده است. تحقیقات بیان می­کنند که انواع الگوی ارتباط خانواده، با احساس شایستگی در کودکان رابطه دارد (فیتزپاتریک و کوئرنر، 2004). پژوهش­ها نشان داده اند که والدینی که نسبت به فرزندان خود بی­اعتنا یا غایب هستند، اغلب کودکانی با سطح پایین حرمت خود دارند (کوپر اسمیت، 1976). هم­چنین والدینی که سبک فرزندپروری آزادمنشانه دارند نسبت به والدین مستبد، فرزندانی با سطح حرمت خود بالاتر دارند (کوپر اسمیت، 1976). تحقیق مظاهری و سپهری ( 1388) نشان داده که خانواده هایی که فرزندان را تشویق می­کنند تا در مورد مسائل مختلف به تفکر بپردازند و از تأکید بیش از حد بر هم­نوایی نیز پرهیز می­کنند، زمینه افزایش سطح حرمت خود در فرزندان را فراهم می­کنند؛ برعکس خانواده­هایی که بر هماهنگی بین اعضای خانواده و اجتناب از تعارض ها و مجادله ها تأکید دارند و از ابراز عقیده در مسائل مختلف جلوگیری می­کنند، باعث کاهش سطح حرمت خود در فرزندانشان می­شوند. در واقع خانواده­های کثرت گرا بستر مناسبی برای شکل­گیری حرمت خود مهیّا می­کنند و خانواده­های حمایت کننده مانع گسترش حرمت خود در فرزندان می­شوند. بنابراین توجه به بعد گفت وشنود در محیط خانواده می­تواند تأثیر مستقیمی بر حرمت خود و احساس شایستگی فرد و کاهش بسیاری از مشکلات داشته باشد.

مطلب مشابه :  سن آغاز و شیوع مصرف مواد مخدر و رویکرد های پیشگیری

ترنر و جانسون[18]( 2003) نتیجه پژوهش خود را این­گونه بیان کرده­اند: خانواده هایی که والدین با فرزندان ارتباط نزدیکی بر قرار کرده­ و از استقلال و تصمیم گیری­های آنان حمایت می­کنند، موجب  احساس شایستگی در آنان می­گردند. ماتاناه[19] (2001) نیز بیان کرده است حاکم بودن جو گفتگو بر خانواده موجب می­شود والدین در برخورد با فرزندان از تحکّم پرهیز کرده و احساسات آن­ها را مورد توجه قرار دهند. این امر احساس شایستگی را در فرزندان تقویت می­کند. کشاورزی، فیروزبخت و فولادچنگ (1390)هم گفته­اند در خانواده ای که فرزندان اجازه شرکت در تصمیم گیری را نداشته باشند و والدین برای نظریات آنان اهمیتی قائل نباشند، احساس شایستگی وخودباوری در آنها کاهش می­یابد.

 

[1] – Huang

[2] – Elwood

[3] – Schrarder

[4] – Brooks

[5] – CrockenbergT Jackson & Langrock

[6] – Noom

[7] – Alen

[8] -Hausser

[9] – Bell

[10] – O’conner

[11] – Grolnick, Frodi & Bridges

[12] – Werner

[13] – Levenbach

[14] – Moos

[15] – Rutter

[16] – Taylor

[17] – Cooper Smith

[18] – Turner & Johnsom

[19] – Mattanah