اختلال بدریخت انگاری بدن

اختلال بدریخت انگاری بدن اختلالی است که جزء اختلالات مرتبط با وسواس طبقه بندی می شود. افراد مبتلا به این اختلال از لحاظ قیافه طبیعی هستند و اگر نقصی هم وجود داشته باشد جزئی است، اما آنها دچار این اشتغال ذهنی هستند که ظاهرشان معیوب و نابهنجار است. این اشتغال ذهنی ناراحتی یا اختلال قابل ملاحظه ای در عملکرد اجتماعی، شغلی یا زمینه های مهم دیگری مثل تحصیلی و غیره ایجاد می کند.ملاک های تشخیصی این اختلال بر اساس ضوابط DSM-5 به قرار زیر است:

 

ملاک های تشخیصی اختلال بدریخت انگاری بدن براساس DSM-5

ملاکهای تشخیصی                                                                              (22/45F)7/300     
الف. اشتغال ذهنی به یک یا چند نقص یا عیب خیالی در ظاهر بدن که از نظر دیگران قابل مشاهده نیستند یا جزئی به نظر می رسند.

ب. در مقطعی از طول دوره این بیماری، فرد در واکنش به نگرانی های خود درباره ظاهرش، رفتارهای تکراری(مثل وارسی کردن در آینه، آرایش مفرط، پوست کنی، اطمینان خواهی) یا اعمال ذهنی ( مثل مقایسه کردن ظاهر خود با دیگران) انجام داده است.

پ. این اشتغال ذهنی ناراحتی یا اختلال قابل ملاحظه ای از نظر بالینی در عملکرد اجتماعی، شغلی، یا زمینه های مهم دیگر عملکرد ایجاد می کند.

ت. این اشتغال ذهنی درباره ظاهر، با نگرانی هایی درباره چاقی یا وزن بدن در افرادی که نشانه های آنها ملاک های تشخیصی اختلالات خوردن را برآورده می کنند بهتر توجیه نمی شود.

 

مشخص کنید اگر:

همراه با بدشکلی عضله: فرد دائم دلمشغول این فکر است که جثه او خیلی کوچک است یا به قدر کافی عضلانی نیست. این مشخصه را حتی اگر فرد دلمشغول قسمت های دیگر بدن باشد که اغلب نیز چنین است

باز می توان به کار برد.

 

مشخص کنید اگر:

به درجه بینش نسبت به عقاید اختلال بدریخت انگاری بدن اشاره کنید(مثل من زشت به نظر می آیم یا من بدریخت به نظر می رسم.

همراه با بینش خوب یا متوسط: فرد تشخیص می دهد که عقاید اختلال بدشکلی بدنش قطعأ یا احتمالأ درست نیستند و واقعیت ندارند.

همراه با بینش ضعیف: فرد فکر می کند که عقایدش درباره نقص های بدنی احتمالأ درست هستند.

همراه با فقدان بینش/عقاید هذیانی: فرد کاملأ متقاعد شده است که عقاید اختلال بدشکلی بدنش واقعیت دارند.

 

                                                             

2-28- سبب شناسی اختلال بدریخت انگاری بدن

2-29- عوامل زیستی

نوروترانسمترها. افراد مبتلا به اختلال بدریخت انگاری بدن(BDD)ممکن است یک عدم تعادل در سروتونین مغز داشته باشند و بهبود علائم نسبی این اختلال با داروهای بازدارنده بازجذب-سروتونین(SSRIs) دلیلی بر این مدعاست. سروتونین در گستره وسیعی از اختلالات روانپزشکی مثل OCD و افسردگی نیز نقش مهمی ایفا می کند و این امر بیانگر شباهت زیستی این اختلالات به هم است.

علاوه بر این، سروتونین در سیستم بینایی و پردازش بینابینی نقش مهمی دارد و به حیوانات کمک می کند تا به درون دادهای حسی غیر مهم از محیط واکنش اغراق آمیز(overreacting) نشان دهند. نکته جالب توجه این است که افراد مبتلا به اختلال بدریخت انگاری بدن تمرکز بیش از اندازه ای به جزئیات بی اهمیت ظاهر دارند و واکنش زیادی به تهدیدهایی که در واقع اصلأ وجود ندارند نشان می دهند(ربیعی،1390).

ژنتیکی و فیزیولوژیکی. شیوع اختلال بدریخت انگاری بدن در خویشاوندان درجه اول افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی بالاست(انجمن روانپزشکی آمریکا،2013). در مطالعات فیلیپس[1](2011)، در حدود 20 درصد افراد مبتلا به(BDD) حداقل یک فامیل درجه اول(والدین،همشیر یا فرزند) مبتلا به این اختلال دارند. این میزان سه تا شش برابر بیشتر از نسبتی است که در جامعه عادی وجود دارد(ربیعی،1390).

ساختارهای مغزی درگیر در(BDD). مناطق تمپورال و پره فرونتال جانبی سمت چپ مغز در پردازش بینایی از چهره و بیش فعالی آمیگدال ممکن است در(BDD) درگیر و نقش مهمی داشته باشند(ربیعی،1390).

 

2-30- عوامل روانشناختی

توجه انتخابی[2] و تمرکز بیش از اندازه[3] به جزئیات. اختلال بدریخت انگاری بدن با کژکاری اجرایی و نابهنجاری های پردازش بینایی، همراه با سوگیری به سمت تحلیل کردن و رمزگردانی جزئیات به جای جنبه های کلی یا ترکیب بندی محرک های دیداری، ارتباط داشته است.( انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013). تمرکز بیش از اندازه به جزئیات  باعث به وجود آمدن افکار منفی، نارضایتی، و اشتغال ذهنی با ظاهر خود می شود. در یک مطالعه با MRI شرکت کنندگان در حالی که تحت اسکن بودند به عکس هایی از چهره افراد دیگر تمرکز می کردند. بعضی از چهره ها عوض می شدند تا جزئیات کمتری وجود داشته باشد. اسکن های MRI نشان داد افراد مبتلا به BDD در مقایسه با افرادی که به این بیماری مبتلا نیستند در قسمت نیمکره چپ مغزشان لوب گیجگاهی جانبی[4] و قشر پیش پیشانی جانبی[5] یعنی ناحیه ای از مغز که مخصوص تجزیه و تحلیل و پردازش بینایی متمرکز بر جزئیات است[6] حتی موقعی که آنها در چهره های با جزئیات کم نگاه می کردند، فعالیت بیشتری داشتند(ربیعی، 1390).

دیدگاه شناختی-رفتاری. از منظر این دیدگاه، افراد دارای این اختلال ممکن است الگوی تحریف شده ای از تفسیر ظاهر فیزیکی خود داشته باشند(بالمن و ویلهلم[7]، 2004). این سیستم باورهای تحریف شده ممکن است متعاقبأ گرایش به تفسیرهای غیر انطباقی را در موقعیت های مختلف تقویت کند(روزن[8] و همکاران1995). علاوه بر این، افراد مبتلا ممکن است یک الگویی از سوگیری پردازش اطلاعات مرتبط با نقص دریافتی خود را نشان دهند. این گرایش به سوء تعبیر(Misinterpret) محرک محیطی ممکن است افکار خودکار و سیستم باوری غیر انطباقی را تقویت و علاوه بر آن منجر به رفتارهای وسواسی شود(وایمری[9]، 1985،متیوز[10]،1997).

همچنین فردی با اختلال BDD ممکن است تلاش کند اضطراب خود که مربوط به نقص دریافتی اش است را بوسیله انجام رفتارهایی مانند: جستجوی اطمینان از دیگران، وارسی خود در آینه یا اجتناب از موقعیت های اجتماعی تسکین دهد. که این به نوبه خود موجب تداوم این وضعیت می شود(ربیعی، 1390).

 

2-31- دیدگاه فراشناختی

در دیدگاه فراشناختی، پردازش را به عنوان یک سیستم پویا و چند سطحی می نگرند و علت اختلالات را فقط ناشی از محتوای فکر نمی دانند. فراشناخت یک مفهوم چند بعدی است که شامل دانش(مانند باورهای مثبت و منفی)، پردازش و راهبردها(نشخوار فکری، نگرانی، سرکوبی و ارزیابی مجدد) می شود که ارزیابی، نظارت یا کنترل شناخت را بر عهده دارند. بیشتر فعالیت های شناختی، وابسته به عوامل فراشناختی هستند که این فعالیت ها را نظارت و کنترل می کنند. بیماران مبتلا به اختلال بدریخت انگاری بدن معمولا در ابتدا ابتلا به این بیماری دید و باور مثبت نسبت به افکار مربوط به بدشکلی ظاهر خود دارند(برای مثال، بعضی از آنها بر این باورند که افکار یا نگرانی مربوط به ظاهر باعث می شود تا همیشه منظم و زیبا بمانند و به ظاهر خود برسند). به عبارتی آنها فکر می کنند که افکار مربوط به بدشکلی بدن فوایدی برای آن ها دارند. ولی بعد از این که افکار و نگرانی این بیماران زیاد می شود و فرد توان کنترل آنها را ندارد نسبت به این افکار و نگرانی ها، باورهای منفی پیدا می کند(برای مثال، بر این اعتقاد می شوند که افکار یا نگرانی مربوط به بدشکلی بدن خطرناک یا کنترل ناپذیر هستند(ربیعی و همکاران، 1393).

 

عوامل محیطی و سایر عوامل. اختلال بدریخت انگاری بدن با میزان بالای غفلت و بهره کشی در کودکی ارتباط داشته است(انجمن روانپزشکی آمریکا،2013). تجارب زندگی گذشته، ارزش ها و صفات شخصیتی، گرایش بیش از اندازه به زیباشناسی، تمرکز اجتماع به ظاهر، و عوامل دیگری مثل عوامل روانپویشی(تعارض ها و نقص اساسی ایگو) می توانند نقش سببی مهمی در ابتلا به این اختلال ایفا کنند(ربیعی،1390).

 

2-32- شیوع

شیوع نقطه ای[11] در بزرگسالان ایالت متحده 4/2 درصد است(5/2 درصد در زنان و 2/2 درصد در مردان). خارج از ایالت متحده(یعنی آلمان)، شیوع کنونی تقریبأ 7/1 تا 8/1 درصد است، به طوری که توزیع جنسیتی شبیه توزیع در ایالت متحده است. شیوع کنونی در بین بیماران پوستی 9 تا 15 درصد، در بیماران جراحی زیبایی ایالت متحده 7 تا 8 درصد، در بیماران جراحی زیبایی بین المللی اغلب تحقیقات 3 تا 16 درصد، در بیماران ارتودنسی بزرگسالان 8 درصد، و در بیمارانی که برای جراحی دهان یا فک و صورت مراجعه می کنند، 10 درصد است(انجمن روانپزشکی آمریکا،2013).

 

2-33- شکل گیری، سیر و پیش آگاهی

متوسط سن شروع این اختلال 16 تا 17 سالگی، متوسط سن 15 سالگی، رایج ترین سن به هنگام شروع 12 تا 13 سالگی است. دو سوم افراد، شروع اختلال قبل از 18 سالگی دارند. نشانه های اختلال BDD زیر بالینی، به طور متوسط، در 12 یا 13 سالگی شروع می شود. نگرانی زیربالینی معمولأ به تدریج به صورت اختلال کامل در می آیند، هر چند که برخی افراد دچار شروع ناگهانی اختلال BDD می شوند. به نظر می رسد که این اختلال مزمن باشد، هر چند در صورتی که فرد تحت درمان مبتنی بر شواهد قرار بگیرد، احتمال بهبودی می رود. به نظر می رسد که ویژگی های بالینی این اختلال در کودکان/نوجوانان و بزرگسالان عمدتأ مشابه باشند. اختلال BDD در سالخوردگان نیز روی می دهد اما در مورد این اختلال در این گروه سنی، اطلاعات کمی وجود دارد. افرادی که شروع قبل از 18 سالگی اختلال بدریخت انگاری بدن دارند در مقایسه با افرادی که شروع بزرگسالی دارند، به احتمال بیشتری دست به خودکشی می زنند و همزمانی اختلالات بیشتر و شروع اختلال تدریجی(مزمن) دارند(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013).

 

2-34- موضوعات تشخیصی وابسته به فرهنگ

اختلال بدریخت انگاری بدن به صورت بین المللی گزارش شده است. به نظر می رسد که شباهت های این اختلال در بین نژادها و فرهنگ های مختلف بیشتر از تفاوت هاست، اما ارزش ها و ترجیحات فرهنگی می توانند تا اندازه ای بر محتوای نشانه ها تأثیر بگذارند. Taijin kyofusho، که در نظام تشخیصی سنتی ژاپن وارد شده است، نوع فرعی دارد که شبیه اختلال بدریخت انگاری بدن است:shubo-kyofu(فوبی بدن بدشکل) (انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013).

2-35- موضوعات تشخیصی وابسته به جنسیت

به نظر می رسد که از لحاظ اغلب ویژگی های بالینی، شباهت ها در مردان و زنان بیشتر از تفاوت هاست. برای مثال، نفرت از قسمت های بدن، انواع رفتارهای تکراری، شدت نشانه، گرایش به خودکشی، همزمانی اختلالات، روند بیماری، و قرار گرفتن تحت عمل های زیبایی برای اختلال بدریخت انگاری بدن. با این حال، مردان به احتمال بیشتری اشتغال ذهنی تناسلی دارند و زنان بیشتر احتمال دارد که اختلال خوردن همزمان داشته باشند. بدشکلی عضله تقریبأ به طور انحصاری در مردان روی می دهد(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013).

 

2-36- خطر خودکشی

میزان اندیشه پردازی خودکشی و اقدامات خودکشی در بزرگسالان و کودکان/نوجوانان مبتلا به اختلال بدریخت انگاری بدن بالاست. به علاوه، به نظر می رسد که خطر خودکشی در نوجوانان بالا باشد. تعداد قابل ملاحظه ای از افراد، اندیشه پردازی خودکشی یا اقدامات خودکشی را عمدتأ به نگرانی هایی درباره ظاهر نسبت می دهند. افراد مبتلا به اختلال بدریخت انگاری بدن عوامل خطر متعددی برای به انجام رساندن خودکشی دارند، که میزان بالای اندیشه پردازی خودکشی و اقدامات خودکشی، خصوصیات جمعیت شناختی مرتبط با خودکشی، و میزان بالای اختلال افسردگی اساسی همزمان از آن جمله هستند(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013).

 

2-37- تشخیص افتراقی

در تشخیص افتراقی این اختلال باید این موارد و اختلالات در نظر گرفته شوند: نگرانی های طبیعی در مورد ظاهر و نقایص جسمانی کاملأ محسوس، اختلالات خوردن، وسواس فکری-عملی و اختلالات مربوط دیگر، اختلال اضطراب بیماری، اختلال افسردگی اساسی، اختلالات اضطرابی، اختلالات روان پریشی(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013).

 

2-38- همزمانی اختلالات

اختلال افسردگی اساسی متداول ترین اختلال همزمان است، به طوری که شروع آن معمولأ بعد از اختلال بدریخت انگاری بدن است. اختلال اضطراب اجتماعی، OCD، و اختلالات مرتبط با مواد همزمان نیز شایع است(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013).

 

[1]- Philips

[2]- selective attention

[3]- overfocusing

[4]- lobe lateral temporal

[5]- lateral prefrontal cortex

[6]- detail – focused visual processing

[7]- Balman & Wilhelm

[8]- Rosen

[9]- Wimery

[10]- Matthews

[11]- point prevalence

مطلب مشابه :  علائم مننژیت، روش علاج و پیشگیری از اون