ابعادعدالت دروظایف مدیریت:

1-نظارت براستخدام: مطابق باقانون ودوری ازپارتی بازی.

2-استخدام بهترین وشایسته ترین نیروبرای هرمنصب: این مورد، همان شایسته سالاری(وضع الشی فی موضعه)می باشد، بدین معناکه بیشترین تناسب بایدبین شغل وشاغل باشد.دراین مورد نقش مدیردردوشاخه کلی موردتوجه است :

الف-رعایت نظام شایستگی دراستخدام : شایسته سالاری یکی ازمظاهر عدالت دربه کارگماشتن کارکنان درمناصب است. اماباید ببینیم که ملاک های شایسته سالاری ازنظراسلام چیست.درنظام غربی ملاک های شایستگی برعلم وتجربه است،درحالیکه درنظام اسلامی علاوه برتخصص وتعهد،باوربه نظام دینی نیزبه فردشایستگی می دهد . ملاک های شایستگی رامی توان درنظر امام علی (ع) اینگونه دید:

1- توانایی وآگاهی

2- ایمان وامانت داری

3- عدل ودادگری

4- بینش ودرایت سیاسی

5- منزه بودن ازبیماری های اخلاقی

ب- پرورش وحفظ نیروی شایسته: نقش عدالت دراین مورد،تشخیص استعدادهای بالقوه نیروهای شاغل درسازمان وسپس فراهم آوردن امکاناتی برای شکوفایی آن ها می باشد که درنتیجه آن:

  • محیط سازمان قابل کنترل می شود.
  • نیروهای مادی ومعنوی شکوفامی شود.
  • همه به حق خودمی رسند.
  • هرکس درجای خود قرارمی گیرد.
  • هیچکس ازدیگری برترنیست جزباتقوا وتلاش.
  • ضریب انگیزش بالاورشدفردی وسازمانی به اوج می رسد.

یکی ازجلوه های عدالت، تعادل میان حسن فعل وفاعل درکاراست. چنین است که  پست های کلیدی راباید به انسان های عادلی داد که درکنارتخصص می توانند ضمن ارتقای کارآمدی وکارایی واثربخشی برحسن فاعلی کارهم تضمین دهندوفضای سازمان رامیدانی برای مسابقه درارزش های انسانی اسلامی سازند.

3- طراحی نظام ارزیابی(تعیین شایستگی): عدالت دراین مورد به این گونه است که مراتب افراد برپایه قضاوت های شخصی تعیین نشود وملاک های تصمیم گیری درباره اموری چون ترفیع ،انفصال ،انتظار و…باید عاری ازهرگونه حب وبغض وتبعیض باشد. عدالت درقضاوت ازبارزترین جلوه های عدالت است.

مطلب مشابه :  علائم ایدز؛ آشنایی با علل و راه های انتقال ایدز 

4-طراحی نظام پاداش: بایداثربخش باشدبه گونه ای که بیشترین بازدهی رابرای سازمان داشته باشد. پاداش مشروط به عملکرد موثرباشد.یعنی عملکردی که درجهت دستیابی به اهداف سازمان باشد (دراین معناعدالت همان اعطاءکل ذی حق حقه)است.

5-نظام حقوق ودستمزد: باید متناسب باتخصص، مهارت،تجربه و سابقه کارافراد تعیین شود وهمچنین ضوابط وشرایط برای اعطای آن یکسان باشد.

6-طراحی نظام انضباط: انضباط به معنای ابزاری است که مدیرازآن برای اصلاح رفتارنامطلوب استفاده می کند.عدالت دراین زمینه مبتنی برپاسخ منطقی به پرسش های زیراست: فردچه خلافی مرتکب شده؟آیامی دانسته خلاف است؟آیاواقعا متخلف است؟آیاامکان تخفیف وجوددارد؟آیااین قانون بدون استثناء برای همه اجراشده وآیافرد برتخلف اصراردارد؟ تجلی عدالت درانضباط موجب رشد سازمان ، اصلاح خطاکاران وعبرت گیری سایرین می شود.آخرین حلقه انضباط اخراج است.دراسلام اخراج وجود دارد (داستان آدم وحوا). البته رعایت عدالت این است که اخراج آخرین مرحله باشدودرنهایت عدالت اقتضا می کندکه درصورت اصلاح فرداخراجی، دوباره مشمول رحمت قرارگیرد، همانگونه که خداوند توبه پذیراست.

7-آموزش کارکنان: عدالت اقتضامی کندکه یک رشد همه جانبه برای کارکنان لحاظ شود.امروزه درسازمان ها هدف ازآموزش رسیدن به اهداف سازمان است دراسلام تنها چنین نیست بلکه اهداف انسانی والهی هم هست. همچنین مقتضی است ازبهترین روش ها، غنی ترین محتواها وفراگیرترین برنامه هابهره گرفت وبدون تبعیض همگان رابالاآورد، حتی اگرجای خود مارابگیرند ( حق پناه،65:1386).